google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | شهریور ۱۴۰۰

رده بندی و کلاس ستارگان

 

رده بندی و کلاس ستارگان

 

رده‌بندی ستارگان

در علم ستاره‌شناسی رده‌بندی ستارگان (به انگلیسی: stellar classification) به رده‌بندی ستارگان بر اساس تخمینی که از نور و دمای سطحی آن‌ها با استفاده از طیف‌سنجی نجومی زده می‌شود، گفته می‌شود و انواع متفاوتی دارد. ستاره‌شناسان عموماً از ترکیبی از این دو روش زیر برای رده‌بندی ستارگان استفاده می‌کنند: «رده‌بندی هاروارد» از دمای سطحی ستاره جهت طبقه‌بندی آن استفاده می‌کند در حالی که «رده‌بندی یرکس» از میزان درخشندگی ستاره جهت طبقه‌بندی آن استفاده می‌کند. «آنجلو سچی»، منجم ایتالیایی در سال ۱۸۶۰ میلادی چهار نوع طیف ستاره‌ای را از هم تمیز داد. حدود بیست سال بعد، گروهی از محققان در رصدخانه کالج هاروارد موفق به تمیز دادن گونه‌های دیگری از طیف‌های ستارگان شده و آن‌ها را به ترتیب حروف الفبایی و بر اساس قدرت خطوط طیفی هیدروژنی آن‌ها نامگذاری کردند. با ادامه تحقیقات، ستارگان بر اساس دمای سطحی آن‌ها طبقه‌بندی شدند که باعث شد ترتیبی غیر الفبایی پیدا کند: ترتیب تقسیم‌بندی از گرمترین به سردترین O و B و A و F و G و K و M می‌باشد. از حروف دیگر جهت اشاره به انواع نادرتر ستارگان و نواخترها استفاده می‌شود. هر رده، خود به زیر رده‌های بیشتری تقسیم می‌شود. این کار معمولاً با نسبت دادن اعداد بین ۰ تا ۹ صورت می‌پذیرد (عدد ۰ برای گرمترین، و ۹ برای سردترین). رده‌بندی دیگری بنام «رده‌بندی یرکس» در سال ۱۹۴۳ و توسط ویلیام ویلسن مارگون فیلیپ کینان و ادیت کلمن در رصدخانه یرکس به وجود آمد. این رده‌بندی از درخشندگی ستاره جهت طبقه‌بندی آن استفاده می‌کند.

 

رده‌بندی هاروارد

 

رده‌بندی هاروارد توسط آنی جامپ کانون و ادوارد پیکرینگ در رصدخانه کالج هاروارد به وجود آمد. این رده‌بندی به شرح زیر است:


 

رشتهٔ اصلی

نمودار «هرتسپروگ راسل»

 

در ستاره‌شناسی به منحنی‌ای در نمودار هرتسپرونگ راسل که بیشتر ستارگان در آن قرار دارند رشته اصلی می‌گویند. رشته اصلی طبقه‌ای از ستارگان را شامل می‌شود که بین درخشندگی، جرم، شعاع ، اندازه و دمای آنها رابطه پایداری وجود دارد و یک ستاره در میانسالی به این حالت می‌رسد. سن کنونی خورشید ما سن میانسالی است.

به ستارگانی که در این نمودار بر روی این رشته و منحنی قرار گرفته اند ستارگان رشته اصلی یا ستارگان کوتوله گفته می‌شود.

 

 

دانشجویان غالباً برای حفظ کردن چنین کلاسی و به ترتیب از شکل انگلیسی جمله «مرد/زن خوبی باش، و مرا بوس کن»                                 (به انگلیسی: "Oh Be A Fine Girl/Guy, Kiss Me") استفاده می‌کنند. رده‌بندی بر اساس نمودار هرتسپروگ راسل به سه عامل قدر مطلق درخشندگی و دمای سطحی وابسته‌است.

 

 

 

 

داده‌های رشته اصلی

 

جدول زیر نمایانگر مقادیری است که ویژه ستارگان قرار گرفته بر روی رشته اصلی هستند.


 

رده‌بندی یرکس

 

رده‌بندی یرکس (به انگلیسی: Yerkes spectral classification) (که به رده‌بندی MKK نیز شهرت دارد) در سال ۱۹۴۳ و توسط ویلیام ویلسن مارگون فیلیپ کینان و ادیت کلمن در رصدخانه یرکیز به وجود آمد. این رده‌بندی بر پایه خطوط طیفی ستارگان است (بر خلاف رده‌بندی هاروارد که برپایه دمای سطحی است).

در این روش ستارگان با درخشندگی متفاوت به شرح زیر مشخص می‌شوند:

 

•  I ابرغولها

Ia-0 (فراغولها یا ابرغولهای بسیار بزرگ، مثال: اتا شاه تخته (spectrum-peculiar)

Ia (درخشندگی ابرغول)، مثال: دنب (spectrum is A2Ia)

Iab (درخشندگی متوسط ابرغول)

Ib (درخشندگی کم ابرغول)، مثال: ابط‌الجوزا (spectrum is M2Ib)

 

•   IIغول درخشان

IIa، مثال: بتا سپر (HD 173764) (spectrum is G4 IIa)

IIab مثال: اچ آر ۸۷۵۲ (spectrum is G0Iab)

IIb، مثال: HR 6902 (spectrum is G9 IIb)

 

III غول‌های معمولی

IIIa، مثال: رو برساووش (spectrum is M4 IIIa)

IIIab مثال: δ Reticuli (spectrum is M2 IIIab)

IIIb، مثال: رأس پیکر پسین (spectrum is K2 IIIb)

 

IV زیرغولها

IVa، مثال: اپسیلون تور (spectrum is K1-2 IVa-III)

IVb، مثال: HR 672 A (spectrum is G0.5 IVb)

 

Vستارگان رشته اصلی

Va، مثال: AD Leonis (spectrum M4Vae)

Vb، مثال: 85 Pegasi A (spectrum G5 Vb)

 

VI زیرکوتوله‌ها (rarely used)

 

VII کوتوله سفید (rarely used)

 

 

انواع طیفی


رده‌بندی‌ها

 

کلاس O

 

کلاس O برای ستارگانی است که درخشندگی بسیار زیاد دارند و بسیار داغ هستند، در واقعیت رنگ‌های متمایل به آبی دارند. بعضی از آن‌ها در نور فرابنفش نیز تابش می‌کنند ولی همه آن‌ها در رشته اصلی هستند. ستارگان O تا میلیون‌ها برابر خورشید انرژی مصرف می‌کنند. در طیف آن‌ها خطوط He II، مواد یونیزه (Si IV, O III، N III، و C III) یافت می‌شود، در O5 تا O9 خطوط بالمر نیز یافت می‌شود.

مثال‌ها: زتا شکارچی، زتا تلمبه، لامبدا شکارچی، دلتا شکارچی.

 

کلاس B

 

کلاس B مربوط ستارگانی است که درخشندگی نزدیک به آبی دارند. در آن‌ها خطوط هلیوم واقعی و خطوط تعدیل شده هیدروژن نیز دیده می‌شود. در بین آن‌ها خطوط فلزات یونیزه Mg II و Si II. قوی هستند. آن ستارگان فقط مدت کوتاهی زندگی کرده و حرکت زیادی نسبت به مکانی که در آن تشکیل شده‌اند نمی‌کنند. هنگامی که ستارگانی از این دسته یک خوشه شوند، از نام خوشه OB برای اشاره به آن‌ها استفاده می‌شود. شکارچی OB1 یک خوشه ستاره‌ای است که در بازوی مارپیچ کهکشان راه شیری قرار دارند و و بخش اعظم ستاره‌های درخشان شکارچی نیز محسوب می‌شوند.

مثال‌ها: پای شکارچی، سماک اعزل، the brighter، خوشه پروین

 

کلاس A

 

این کلاس مربوط به ستارگانی است که آبی متمایل به سفید هستند. در A0 خطوط بسیار قوی هیدروژن دیده می‌شود، و خطوط فلزات یونیزه هم در آن دیده می‌شود (Fe II، Mg II, Si II)تا A5 یافت می‌شود. Ca II در این نقطه دیده می‌شود.

مثال‌ها: کرکس نشسته، شباهنگ، دنب

 

کلاس F

 

کلاس F ستارگانی قوی‌تر از H و K در خطوط طیفی Ca II دارد. فلزات طبیعی (Fe I، Cr I) نیز در کلاس F فعال می‌شوند؛ ولی خطوط هیدروژن ضعیف‌تر می‌شوند. رنگ این ستارگان به زرد می‌زند.

مثال‌ها: مو اژدها، سهیل، شعرای شامی.

 

کلاس G


معروفترین ستاره کلاس G خورشید است که در این تصویر همراه لکه خورشیدی هم دیده می‌شود.

 

 

کلاسی است که معروفترین ستاره‌اش خورشید می‌باشد. کلاس G با گروه H and K خطوط طیفی فعال در Ca II داشته که بیشتر در گروه G2 فعال هستند. کلاس G نسبت به کلاس قبلی خطوط هیدروژن ضعیف‌تر و خطوط فلزات قوی تری دارد.

مثال‌ها: خورشید، آلفا قنطورس، بزبان، تاو نهنگ.

 

کلاس K

 

کلاس K ستارگانی هستند که رنگ زردتری نسبت به خورشید دارند. بعضی از ستارگان این رده غول و ابرغول هستند (مانند سماک رامح) هرچند کلاس K شامل ستارگان رشته اصلی (مانند رجل قنطورس هم می‌شود. از ویژگی‌های این کلاس خطوط هیدروژن قوی و خطوط طیفی فلزات (Mn I, Fe I, Si I) قوی می‌باشد. در اواخر کلاس K، خطوط اکسید تیتانیوم نیز دیده می‌شود.

مثال‌ها: آلفا قنظورس B، اپسیلون جوی، نگهبان شمال، الدبران.

 

کلاس M

 

کلاس M آخرین گروه از ستارگان است. حدود ۷۶ درصد ستارگان رشته اصلی غول قرمز هستند (۷۸٫۶٪ اگر همهٔ ستارگان را حساب کنیم: به یادداشت نگاه کنید، مانند پروکسیما قنطورس.

مثال‌ها: یدالجوزا (ابرغول).

مثال‌ها: پروکسیما قنطورس، ستاره بارنارد، گلیز ۵۸۱ (کوتوله قرمز).

رده‌بندی طیفی پیشرفته

در رده‌بندی جدید ستارگان با انواع دیگر هم لحاظ شده‌اند.

کلاس‌های ستارگان داغ با درخشش آبی‌رنگ

در طیف این ستاره‌ها کربن و نیتروژن و گاهی هم اکسیژن دیده می‌شود.

 

کلاس دبلیو: ولف رایت

 

در کلاس دبلیو یا دبلیو-آر وجود هلیوم نسبت به هیدروژن در جو ستاره قابل توجه‌است؛ و دمای بالایی داشته و بادهای ستاره‌ای با قدرت بسیار زیاد از خود بیرون می‌دهند، و خود به زیر دسته‌های WC (WCE نوع نزدیک، WCL نوع دور)، WN (WNE نوع نزدیک، WNL نوع دور)، و WO تقسیم می‌شوند که این تقسیم‌بندی بر حسب میزان خطوط طیفی نیتروژن و کربن و اکسیژن انجام می‌شود.

W: تا ۷۰٬۰۰۰ K

مثال: Gamma Velorum A (WC)

مثال: WR124 (WN)

Example: WR93B (WO)

؛ کلاس‌های OC, ON, BC, BN: ولف رایت مرتبط با ستارگان O و B کلاس‌های میانی ولف-رایت و O و B این‌ها هستند: OC, ON, BC و BN..

مثال: HD 152249 (OC)

مثال: HD 1مثال: HD 2905 (BC)

مثال: HD 163181 (BN)

 

کلاس OB

 

 ستارگان OB

قرار گرفتن ستارگان در این دسته به معنای این است که طیف این ستاره ناشناخته است ولی مطمئناً یا در دسته O جای می‌گیرد یا در دسته B یا شاید هم در دسته A جای بگیرد.

کلاس‌های کوتوله‌های قهوه‌ای و قرمز

کلاس‌های T و L برای ستارگان سرد درست شده‌اند؛ که شامل کوتوله قرمز و کوتوله قهوه‌ای است. کلاس Y که به طور فرضی ایجاد شده‌است مخصوص ستارگان سردتر از ستارگان نامبرده‌است.

 

کلاس L


یک نگاره هنری از یک ستاره کلاس L

 

کوتوله‌هایی هستند که از کلاس M سردترند و به این معنی نیست که لیتیم در آن‌ها یافت می‌شوند و بهتر است آن‌ها کوتوله‌های کلاس L نامید. این ستارگان در نور مرئی بسیار تاریک و در نور مادون قرمز بسیار درخشانند؛ و در جو آن‌ها هیدرید و در طیف آن‌ها فلزات قلیایی یافت می‌شود.

مثال: VW Hyi

مثال: 2MASSW J0746425+2000321 binary

سامانه A یک ستاره کوتوله گروه L است

سامانه B یک کوتوله قهوه‌ای از کلاس L است.

مثال: وی۸۳۸ تکشاخ (ابرغول‌ها)

 

کلاس T: کوتوله‌های متانی


یک نگاره هنری از یک ستاره کلاس T

 

کوتوله‌های قهوه‌ای هستند با دمای سطحی بین ۷۰۰ و 1,300 K. تابش آن‌ها بیشتر در طول موج مادون قرمز است و. در طیف آن‌ها متان به وفور یافت می‌شود.

مثال: SIMP 0136 (درخشان‌ترین ستاره کلاس T که در نیم‌کره شمالی کشف شده‌است)

مثال: اپسیلون هندی Ba & Epsilon Indi Bb

 

کلاس Y

 

کلاس Y کوتوله‌هایی سردتر از کلاس T هستند.. در مارس ۲۰۰۸ کوتوله‌های قهوه‌ای با دمای سطحی ۶۲۰ درجه کلیون کشف شد که در مادون قرمز نزدیک که اولین ستاره از کلاس Y است.

در ژوئن ۲۰۰۸ ستاره ULAS J133553.45+113005.2، با دمایی میان ۵۵۰–۶۰۰°K، و در فاصله ۲۴–۶۰ سال نوری کشف شد. جرم آن ۱۵–۳۱ جرم مشتری محاسبه شده‌است.

Y: <700 K، کوتوله قهوه‌ای بسیار سرد (نظری)

 

 

رده‌بندی برای ستارگان غول کربنی

این رده‌بندی برای ستارگانی است که به مرحله کربن‌سوزی رسیده‌اند.

 

کلاس C: ستارگان کربنی

 

ابتدا با کلاسR و Nرده‌بندی می‌شدند، و به نام ستارگان کربنی نیز مشهورند؛ و غول‌های قرمزی هستند که که در انتهای عمرشان قرار دارند، و در جو آن‌ها کربن یافت می‌شود.

C: ستارگان کربنی، e.g. R CMi

C-R: قبلاً با ستارگانی که میان K و G بودند اطلاق می‌شد. مثال: S Camelopardalis

C-N: قبلاً به ستارگانی که میان K تا M بودند اطلاق می‌شود. مثال: R Leporis

C-J: ستارگان سردتری نسبت به رده‌های بالا هستند و ترکیب بیشترشان 13C است. مثال: Y Canum Venaticorum

C-H: Population II analogues of the C-R stars. Examples: V Ari, TT CVn

C-Hd: مشابه غول‌های گروه انتهایی G که در آن ترکیبات CH و C2 وجود دارند. مثال: HD ۱۳۷۶۱۳

 

 

کلاس S

 

 ستارگان کلاس اس

کلاس S ستارگانی هستند که در طیفشان زیرکونیوم اکسید یافت می‌شود (و همچنین تیتانیوم اکسید) این گروه میان گروه کلاس M و ستارگان کربنی قرار می‌گیرند . در این ستاره‌های کربن مونوکسید و دیگر ترکیبات اکسیژن و رکبن یافت شده‌است.

مثال: اس خرس بزرگ, HR 1105

کلاس‌های MS و SC: کلاس‌های دارای کربن متوسط

میان کلاس M و S، ستارگان کلاس MS قرار دارند؛ و ستارگان میان کلاس Sو C کلاس SC یا CS نامیده‌شده‌اند؛ و ترتیب M → MS → S → SC → C-N is میان آن‌ها برقرار است.

مثال: R Serpentis, ST Monocerotis (MS)

مثال: CY Cygni, BH Crucis (SC)

رده‌بندی کوتوله‌های سفید

طیف‌سنجی کوتوله‌های سفید


شباهنگ و ستاره همدمش که یک کوتوله سفید است عکس از تلسکوپ فضایی هابل

 

کلاس D

 

رده‌بندی جدید برای ستارگان کوتوله است، ستارگانی با جرم کم که فعالیت هسته‌ای چشمگیری در آن دیده نمی‌شود ستارگان کلاس D محسوب شده و به زیر بخش‌های DA, DB, DC, DO, DQ, DX، و DZ تقسیم می‌شوند و این رده‌بندی به ترکیب‌های شیمیایی ستاره بستگی دارد.

مثال: شباهنگ B (DA2), شعرای شامی (DA4), ستاره وان مانن (DZ7)[۱۷], Table 1

انواع کوتوله‌های سفید این‌ها هستند:

DA: در جو آن‌ها هیدروژن یافت می‌شود و خطوط مربوط به سری بالمر در طیف آن‌ها بسیار قوی است.

DB:در ستاره هلیوم یافت می‌شود و خطوط هلیوم I دیده می‌شوند.

DO: در جو آن‌ها هلیوم یونیزه دیده می‌شود و در خطوط طیفی خط هلیوم II قوی است.

DQ: در طف آن‌ها کربن دیده می‌شود.

DZ:در طیف آن‌ها فلزات دیده می‌شود.

DC: خط قوی ندارد.

DX: کوتوله‌های ویژه که در گروه‌های بالا جای نمی‌گیرند را قبول می‌کند.

 

این دسته‌ها با عدد خاصی نیز مشخص می‌شوند که گرد شده فرمول 50400/Teff است که در آن، Teffد مای مؤثر سطح ستاره است، که بر حسب کلوین بیان می‌شود؛ که غالباً عددی میان ۱ و ۹ است اما به تازگی بالا و پایین‌تر از این عدد نیز یافت شده است،

 

رده‌بندی گسترده ستارگان کوتوله:

 

DAB: کوتوله‌های سفیدی که خطوط هلیوم و هیدروژن آن‌ها نیز قوی است.

DAO: کوتوله‌های سفیدی که خطوط هلیوم یونیزه و هیدروژن آن‌ها قوی است.

DAZ: کوتوله‌های سفیدی که خطوط هیدروژن و فلزات آن‌ها قوی است.

DBZ: کوتوله‌های سفیدی که خطوط هلیوم و فلزات آن‌ها قوی است.

 

رده‌بندی ستارگان متغیر:

 

DAV یا زدزد قیطسی: کوتوله‌های سفید تپنده دارای خطوط هیدروژن قوی., pp. 891, 895

DBV یا V777 Her: کوتوله‌های سفید تپنده دارای خطوط هلیوم قوی., p. 3525

GW Vir, DOV or PNNV: کوتوله‌های سفید تپنده دارای هلیوم داغ, §۱٫۱، ۱٫۲;

رده طیفی غیرستارگان: کلاس P & Q

و در نهایت دو کلاس P و Q برای غیرستارگان هستند. P برای سحابی حلقوی و Q برای ابرنواخترها.


 

 

سیاهچاله - black hole

 

سیاهچاله - black hole

یک سیاه چاله شبیه‌سازی شده با ده مرتبه از جرم خورشید، در فاصلهٔ ۶۰۰ کیلومتری.

 

با انباشته شدن جرم بیشتر، تعادل در برابر فروریزش جاذبه‌ای به نقطهٔ شکست می‌رسد. فشار ستاره برای مقابله با جاذبه نارساست و فروریزشی فاجعه بار بر اثر جاذبه در چند میلی ثانیه رخ می‌دهد. سرعت گریز روی سطح که از قبل ۱.۳ سرعت نور بود، به زودی به سرعت نور می‌رسد. هیچ انرژی یا ماده‌ای نمی‌تواند فرار کند: سیاه چاله ای خلق شده است. تمامی نورها در حصار افق رویداد به دام خواهند افتاد، و نتیجتا یک سیاه چاله واقعا سیاه نمایان می‌شود، به جز در مورد امکان تابش هاوکینگ. به نظر می‌رسد فروریختن همچنان ادامه خواهد داشت. در نظریه کلاسیک نسبیت عام، یک انفراد گرانشی تشکیل خواهد شد که بیش از نقطه ای را اشغال نمی‌کند. شاید وقفه جدیدی در فروریزش ناگهانی در اندازه‌ای قابل مقایسه با طول پلانک وجود داشته باشد، اما در چنین اندازه‌هایی نظریهٔ گرانشی شناخته شده‌ای برای پیش بینی چیزی که اتفاق خواهد افتاد وجود ندارد. اضافه کردن جرم بیشتر به سیاه چاله موجب رشد خطی شعاع افق رویداد با جرم انفراد مرکزی خواهد شد. این موجب تغییرات معینی در ویژگی‌های سیاه چاله خواهد بود، از قبیل کاهش فشار جزر و مدی نزدیک افق رویداد، و کاهش قدرت میدان گرانشی در افق. اما، دیگر تغییرات کیفی فراتری در ساختار، در ارتباط با افزایش جرم وجود نخواهد داشت.

 

 

بطورکلی سیاهچاله ها به سه گروه تقسیم می شوند:


 

1- سیاهچاله ستاره اي ، سیاهچاله ستاره‌وار (به انگلیسی: Stellar black hole)

 

سیاهچاله‌هایی که عمدتاً از فروریزی حاصل از گرانش یک ستاره با جرم معمولی به وجود می‌آید. این دسته از سیاهچاله ها معمولاً از رمبش ستارگان بوجود آمده و جرم آنها بین 3 تا 100 برابر جرم خورشید است. بهترین کاندید براي مشاهده این دسته از سیاهچاله ها، سیستمهاي دوتایی منبع اشعه X است که یکی از دو شیء مشاهده نمیشود. این دسته از سیستمهاي نجومی از خود اشعه X  تشعشع میکنند که از اوایل دهه 1970 مورد توجه قرار گرفتند. اولین دوتایی کاندید از این گروه X-1 Cygnus است که ستاره اپتیکی دوتایی یک ابرغول آبی است که جرم آن حدود 20 برابر جرم خورشید است و دور زوج نامرئی خود که جرم آن در حدود 2 کیلو پارسک / 5 روز میچرخد. فاصله آن از ما در حدود 2 / 40 برابر جرم خورشید است با پریود 6 است . در این سیستم دوتایی، جرم از ستاره قابل رؤیت دوتایی به درون سیاهچاله وارد میشود ولی به دلیل سرعت زاویهاي، این جرم به صورت شعاعی وارد سیاهچاله نشده بلکه گازها تشکیل یک دیسک داده که همانطور که گفته شد آنرا قرص برافزایشی  accretion disk گویند.

تا کنون تعداد زیادي از این سیستمهاي دوتایی که میتواند شاهد وجود سیاهچاله باشد کشف شده است و امروزه یکی از زمینه هاي مشاهدهاي کشف و بررسی این گونه دوتایی هاست.

 

2- سیاهچاله هاي ابرجرم دار

 

جرم اینگونه سیاهچاله بین یک میلیون تا ده هزار میلیون برابر جرم خورشید است. اینگونه سیاهچاله ها در مرکز کهکشانها از جمله کهکشان راه شیري قرار دارند. شدت تابش از مرکز کهکشانهاي فعال که میتواند به خاطر ورود جرم به مرکز کهکشان باشد و کوچک بودن اندازه هسته این کهکشانها بیانگر وجود سیاهچاله ابرجرم دار در مرکز آنهاست.


 

3- سیاهچاله با جرم متوسط

 

شکاف بین جرم سیاهچاله هاي معمولی ( 3 تا 100 برابر جرم خورشید) و سیاهچاله هاي ابرجرمدار (با جرم یک میلیون تا ده هزار میلیون برابر جرم خورشید) منجمین را بر آن داشت که به دنبال سیاهچاله هایی با جرم(با جرم 100 تا 100 هزار برابر جرم خورشید) هم باشند. این گونه سیاهچاله ها میتوانند در مرکز خوشه هاي ستارهاي در نزدیکی مرکز کهکشانها وجود داشته باشند. به دو روش میتوان به دنبال شواهد تجربی براي این دسته از سیاهچاله ها بود. یکی از روشهاي مشاهدهاي با این محدوده X این گونه سیاهچاله ها یافتن منابع اشعه با شدت زیاد است. اخیراً منابعی از اشعه شدت با طیف انرژي چند ده الکترون ولت در مرکز خوشه هاي ستارهاي مشاهده شده است. این دسته از منابع اشعه به منبع فوق درخشان پرتو ایکس مشهور هستند.

کلمه سیاهچاله از اینجا گرفته شده که هیچ پرتوي الکترومغناطیسی نمی تواند از آن ساطع شود درنتیجه سیاه دیده میشود.

 

فرض کنید جرم ستاره اي درحدود 20 برابر جرم خورشید باشد بعد از طی مراحل تکامل و انفجار بصورت ابرنواختري، اگر جرم ستاره ي باقی مانده به سه برابر خورشید برسد از آنجاییکه این جرم براي تبدیل شدن به ستاره نوترونی زیاد است ستاره بطور کامل متراکم شده و به یک سیاهچاله تبدیل خواهد شد. برطبق قوانین فیزیک واستنتاج منطقی عاقبت کار یکتایی 13 خواهد بود. یکتایی یعنی نقطه اي که شعاع آن صفر و چگالی آن بینهایت خواهد بود. هر چه به این جرم نزدیکتر شویم سرعت فرار از آن بیشتر خواهد شد و در فاصله اي که با نام شعاع شوارزشیلد شناخته می شود سرعت فرار از چنین جرمی با سرعت نور برابر می شود. اندازه این شعاع ویژه به جرم ستاره بستگی مستقیم دارد براي ستاره اي با جرم خورشید مقدار آن 3 کیلومتر است این بدان معناست براي اینکه خورشید به یک سیاه چاله تبدیل شود باید قطر آن به 3 کیلومتر کاهش بیابد. اگر کره اي با شعاع شوارزشیلد حول نقطه مرکزي رسم کنیم (نام این کره افق رویداد 14 می باشد) درون این کره سرعت فرار از سرعت نور بیشتر خواهد بود و از آنجاییکه هیچ جسمی توانایی حرکت باسرعت بیشتر از سرعت نور را ندارد ، هیچ جسمی توانایی گریز از این منطقه را ندارد. برطبق روابط فیزیکی معمول هیچ خبري از درون این کره در دسترس نمی باشد و نیروهاي شدید کشندي درون این محیط موجب انفجار و از هم گسیختگی هر جسمی که به آن نزدیک شود می گردد.

برطبق نسبیت عام فضاي اطراف افق رویداد به شدت تاب برمی دارد. مقدار تاب برداشتن به جرم سیاهچاله بستگی دارد و هر چه جرم بیشتر باشد مقدار آن بیشتر خواهد بود. از آنجاییکه سیاه چاله هیچ نوري از خود بیرون نمی دهد تنها براساس همین تغییر فضاي اطراف آن است که ما می توانیم وجود آنرا بطور غیرمستقیم ردیابی کنیم. درواقع ما با مشاهده اثر آن بر مواد بیرون از افق رویداد میتوانیم تاحدودي آنرا تشخیص دهیم. سیاهچاله مواد اطراف خود را به شدت جذب می کند و این مواد جذبی قبل از برخورد با آن به دلیل سرعت سقوط فوق العاده زیاد پرتوهاي ایکس، گاما و امواج رادیویی گسیل می کنند.

 

سیاهچاله هایی که در یک دستگاه دوتایی قرار دارند از گازهاي ستاره همدم خود گاز دریافت می کنند و این گاز با نزدیک شدن به افق رویداد در اثر نیروهاي شدید گرانشی گرم شده و شروع به تابش اشعه ایکس می کنند. پس یک راه براي تشخیص سیاهچاله ها جستجو براي یافتن ستاره هاي دوتایی است که منبع قوي امواج اشعه ایکس باشند. موادي که از ستاره همدم می آیند بطور مستقیم برسطح سیاهچاله سقوط نمی کنند بلکه ابتدا تشکیل یک قرص برافزایشی می دهند مواد درون این قرص با حرکت سریع و مارپیچی به سیاهچاله نزدیک شده و به مرور زمان می سوزند.

عکس هاي گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی هابل در موارد بسیار زیادي نشان دهنده این قرص می باشد.


در مرکز کهکشان

 

این گمان وجود دارد که در مرکز کهکشان ها سیاهچاله هاي ابر سنگین وجود داشته باشد. از جمله در کهکشان خودمان. نحوه حرکت ابرهاي گازي و شدت پرتوهاي ارسالی از مرکز کهکشان خودمان از دلایل وجود چنین سیاهچاله اي می باشد. بررسی سرعت ستاره هاي نزدیک به مرکز کهکشان راه شیري که امروزه توسط تلسکوپ هابل قابل انجام است، بیانگر این واقعیت است که جرم هسته کهکشان بسیار بزرگ بوده که در یک ناحیه کوچک قرار دارد این نمونه میتواند وجود سیاهچاله در مرکز کهکشانها را مورد تایید قرار دهد. همچنین مشاهده اشعه گاما متغیر را میتوان به عنوان شاهدي دال بر قبول سیاهچاله ابرجرمدار در مرکز کهکشانها دانست. اخیرا وجود سیاهچاله در مرکز کهشکان 87 M نیز مورد قبول منجمین قرار گرفته است.

چگالی متوسط یک سیاهچاله متناسب با عکس مربع جرم آن است. براي یک سیاهچاله در حد جرم خورشید چگالی ده میلیون تن در سانتی مترمکعب بدست می آید که چهل برابر چگالتر از مواد هسته اي است. در صورتی که براي یک سیاهچاله با جرم صد میلیون برابر جرم خورشید چگالی یک گرم در سانتی مترمکعب محاسبه میشود که برابر چگالی آب است. بنابراین شرایطی که میتواند یک سیاهچاله کوچک ایجاد گردد بسیار سخت تر از شرایطی است که یک سیاهچاله بزرگ میتواند تولید شود.

 

آیا سیاهچاله همیشه سیاهچاله باقی میماند، یا به چیز دیگري تبدیل میشود؟

جسمی که سیاهچاله شد، دیگر تا ابد سیاهچاله خواهد بود. تنها تغییر مهمی که میتواند در سیاهچاله رخ بدهد، افزایش یافتن جرم آن بر اثر بلعیدن مواد مختلف است (شاید از ستارهي نزدیکش، یا از گازهاي مرکز کهکشان و یا فضانورد بختبرگشتهاي که زیادي به آن نزدیک شده است!).

از دید نظري، سیاهچاله میتواند تبخیر شود. این موضوعی است که نخستین بار استفان هاوکینگ به آن پی برد. پدیده هایی در عرصه ي مکانیک کوانتومی وجود دارند که میتوانند باعث شوند که سیاهچاله پرتوهایی از خود گسیل کند. همین موضوع باعث میشود که سیاهچاله انرژي از دست بدهد و بنابر فرضیهي اینشتین، از دست دادن انرژي معادل است با کاهش جرم.

پس سیاهچاله میتواند لاغر هم بشود. البته این تابش هاوکینگ بسیار ضعیف است. به عنوان مثال، سیاهچالهاي که به اندازهي خورشید جرم داشته باشد، 1067 سال طول میکشد تا تبخیر شود. این مقدار بسیار بیشتر از عمر کنونی عالم است. تازه، سیاهچاله هاي سنگینتر، بسیار دیرتر از این تبخیر خواهند شد. سیاهچالهي مرکزي کهکشان ما، که بین 3 تا 4 میلیون برابر خورشید جرم دارد، بیشتر از یک میلیارد میلیارد برابر دیرتر تبخیر میشود.

 

تصورات اشتباه

 

سیاهچاله ها برخلاف تصور نادرست ایجادشده از آنها، هر آنچه در اطراف آنهاست را به درون خود نمی مکند. براي مثال اگر خورشید با یک سیاهچاله با همین جرم جایگزین میشد، شعاع مدارهاي سیارات تغییري نمیکرد.

بحث در مورد سیاهچاله ها بسیار تخصصی و گاه پیچیده است. بنابراین در این جا که سعی شده است مطالب به صورت ساده بیان شود، از آوردن روابط ریاضی و موارد پیچیده تر خودداري می شود.

 

ستارگان فشرده

 

 ستارگان فشرده

ستارگان بیگانه - ستارگان کوارکی و ستارگان عجیب - ستارگان پرونی - ستارگان کیو - ستارگان الکتروضعیف

در علم نجوم، عبارت ستارهٔ فشرده (بعضی اوقات جسم فشرده) (به انگلیسی: Compact star) به منظور اشاره گروهی به کوتوله‌های سفید، ستاره‌های نوترونی، ستاره‌های غیرعادی و چگال دیگر و سیاه چاله‌ها استفاده می‌شود. بیشتر ستاره‌های فشرده نقطهٔ پایان فرگشت ستاره‌ای هستند و به همین دلیل اغلب به عنوان بقایای ستاره‌ای معرفی می‌شوند؛ شکل بقایا در مرتبهٔ اول به جرم ستاره در زمانی که تشکیل شده است بستگی دارد. این اجسام همگی نسبت به جرم خود دارای حجم کوچکی هستند که این موضوع چگالی زیادی به آن‌ها می‌بخشد. عبارت ستارهٔ فشرده اغلب زمانی استفاده می‌شود که طبیعت دقیق ستاره نامعلوم است، اما شواهد نشان می‌دهد که این ستاره، بسیار سنگین و دارای شعاعی کوچک است، به همین خاطر یکی از دسته‌های مذکور در بالا را می‌رساند. یک ستاره فشردهٔ که یک سیاه چاله نیست، ممکن است یک ستارۀ نامتعارف لقب داده شود.

 

ستاره‌های فشرده نقطه پایان تحولات ستاره‌ای

 

پایان عادی تکامل ستاره‌ای تشکیل یک ستارهٔ فشرده است. اتم‌های هیدروژن، تحت فشار فوق العادهٔ نیروی جاذبه یک ستاره، فرایند همجوشی هسته‌ای را طی می‌کنند که باعث کاهش جرم و حجم ستاره می‌شود. در اقدامی برای خنک کردن خود، ستاره انرژی را به شکل درخشش سطح، از خود ساطع می‌کند. این از دست رفتگی جرم و انرژی موجب کاهش انرژی پتانسیل گرانشی می‌شود. اندازهٔ ستاره کاهش می‌یابد و ستاره افزایش نیروی گرانشی به سمت داخل را که ابتدا موجب همجوشی هسته‌ای شده بود، ادامه می‌دهد. این چرخه تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که فشار گاز بخش‌های داخلی دیگر توان تحمل وزن ستاره را نداشته باشد. ستاره در فرایندی معروف به مرگ ستاره‌ای به حالتی بسیار چگال تر، ستاره‌ای فشرده فرو می‌پاشد. ستاره فشرده هیچ گونه تولید داخلی انرژی ندارد، اما ممکن است تا میلیون‌ها سال به تابش خود با گرمای اضافی باقی حاصل از فروپاشی ادامه دهد.

دوره عمر

هرچند شاید ستارگان فشرده تابش‌هایی از خود داشته باشند، و به همین ترتیب خنک شده و انرژی از دست بدهند، اما آن‌ها بر خلاف ستارگان عادی وابسته به دماهای بالا برای حفظ ساختار خود نیستند. آن‌ها می‌توانند تقریبا تا ابد وجود خود را حفظ کنند مگر اینکه دچار تعرضات بیرونی و فرسودگی باریونی شوند. سیاه چاله‌ها اما، به طور کلی اعتقاد بر این است که نهایتا به خاطر تابش هاوکینگ پس از تریلیون‌ها سال محو خواهند شد. بر طبق مدل‌های استاندارد کنونی مان از کیهان شناسی فیزیکی، تمامی ستارگان در پایان تدریجا به ستارگان فشردهٔ سرد و تاریکی مبدل خواهند شد، تا زمانی که جهان اصطلاحا به دورهٔ منحط در آینده‌ای بسیار دور وارد شود. گونهٔ گسترده‌تر تعریف اجسام فشرده اغلب شامل اجسام جامد کوچک‌تر نظیر سیارات، سیارک‌ها، و ستاره‌های دنباله دار می‌شود. گونه‌های قابل توجهی از ستارگان و دیگر خوشه‌هایی از مواد داغ وجود دارند، اما بر طبق نظریهٔ ترمودینامیک، همه اجرام جهان بایستی در نهایت به شکل‌هایی از جسم فشرده ختم شوند.

 

کوتوله‌های سفید

سحابی اسکیمو توسط کوتولهٔ سفید مرکزش روشن گشته است.

 

 

اجسام فشرده نسبی و اصل کلی عدم قطعیت (GUP)

 

بر پایه اصل کلی عدم قطعیت (GUP)، که با دستیابی به جاذبهٔ کوانتومی نظیر نظریه‌های ریسمان و نسبیت خاص مضاعف مطرح شده است، تاثیر GUP روی ویژگی‌های ترمودینامیکی ستارگان فشرده با دو جزء مختلف به تازگی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. تاوفیک ات آل. متوجه شد که وجود اصلاح جاذبهٔ کوانتومی تمایل دارد بر فروریختگی ستارگان مقاومت کند اگر پارامتر GUP مقدارهای بین معیار پلنک و معیار الکتروضعیف را بگیرد. در مقایسه با دیگر روش‌ها، مشخص شد که شعاع ستارگان فشرده بایستی کوچکتر باشد و افزایش انرژی، شعاع ستارگان فشرده را کاهش می‌دهد.

 

ستارگان بیگانه

 

یک ستارهٔ بیگانه ستارهٔ فشرده ایست که از چیزهایی به جز الکترون‌ها، پروتون‌ها، و نوترون‌ها تشکیل شده است و در برابر فروریختگی ناشی از جاذبه توسط فشار انحطاط یا ویژگی‌های کوانتومی دیگر در تعادل قرار گرفته‌اند. این‌ها شامل ستارگان عجیب (تشکیل یافته از مادهٔ عجیب) و گونه بیشتر توصیفی ستارگان پرونی (متشکل از پرون‌ها) است. ستارگان بیگانه تا حد زیادی بر مبنای نظری هستند، اما مشاهدات منتشر شده توسط رصدخانه اشعه ایکس چاندرا در ۱۰ آپریل ۲۰۰۲ دو نامزد برای ستارگان عجیب شناسایی کرد، به نام‌های آرایکس جی۱۸۵۶٫۵-۳۷۵۴ و ۳سی ۵۸، که قبلا تصور می‌شد ستارگان نوترونی هستند. بر پایهٔ قوانین شناخته شده فیزیک، اولی بسیار کوچک‌تر و دومی بسیار سردتر از آن چیزی که باید باشند ظاهر شدند که این را می‌رساند که آن‌ها از ماده چگال تر از نوترونیم تشکیل یافته‌اند. اما، این مشاهدات با شک و تردید از جانب پژوهشگرانی رو به رو شد که می‌گفتند نتایج قاطع نبود.

 

ستارگان کوارکی و ستارگان عجیب

 

اگر نوترون‌ها به مقدار کافی در دمایی بالا فشرده شوند، به اجزایشان، کوارک‌ها تجزیه خواهند شد و چیزی که به عنوان مادهٔ کوارک شناخته می‌شود شکل می‌یابد. در این حالت، ستاره بیشتر فشرده شده و چگال تر می‌گردد، اما به جای فروریزش تمام به یک سیاه چاله، این امکان هست که شاید ستاره خود را پایدار نگه داشته و برای مدتی تا آنجا که جرم بیشتری به آن اضافه نگردد در این حالت باقی بماند. چنین ستاره تا حدودی به شکل یک هسته عظیم در آمده است. یک ستاره در این حالت مفروض، یک ستارهٔ کوارکی یا به طور خاص یک ستاره عجیب نامیده می‌شود. تپ اخترهای آرایکس جی۱۸۵۶٫۵-۳۷۵۴ و ۳سی ۵۸ به عنوان ستارگان کوارکی احتمالی پیشنهاد شده‌اند. اعتقاد بر این است که بسیاری از ستارگان نوترونی هسته‌ای از مادهٔ کوارکی دارند، اما ثابت شده است که مشخص کردن این از طریق مشاهده، دشوار است.

 

ستارگان کوارکی نوع خاصی از ستارگان هستند که به طور کامل از ماده کوارکی تشکیل شده‌اند.این مسئله فقط به صورت تئوری مطرح است و بر اساس نظریات به ستارگانی با جرم‌های بین ستاره نوترونی و سیاهچاله اطلاق می‌شود. از آنجایی که ستارگان نوترونی تماماً از نوترون تشکیل شده‌اند بنابرین احتمال رفت که ستارگانی وجود داشته باشند که بر اثر فشار نوترون را هم خرد کرده و تبدیل به کوارک کرده‌اند.

 

 

ستارگان پرونی

 

یک ستارهٔ پرونی گونه‌ای مفروض از ستارهٔ فشردهٔ متشکل از پرون هاست، گروهی از ذرات زیراتمی فرضی. پیش بینی می‌شود که ستارگان پرونی چگالی‌های عظیمی متجاوز از 1023 کیلوگرم بر مترمکعب دارا باشند – میانه ستارگان کوارکی و سیاه چاله‌ها. ستارگان پرونی می‌توانند از انفجارهای ابرنواختر یا انفجار بزرگ سرچشمه گرفته باشند؛ اما، مشاهدات کنونی از شتاب دهنده‌ه ای ذرات، بر ضد وجود پرون‌ها سخن می‌گوید.

 

ستارگان کیو - ستاره Q

 

ستارگان کیو ستارگان نوترونی فشردهٔ فرضی و سنگین تر هستند، با ماده‌ای از حالتی ناشناخته که تعداد ذرات حفظ شده است. ستارگان کیو "خاکستری چاله" هم نامیده می‌شوند.

 

ستارگان الکتروضعیف

 

یک ستارهٔ الکتروضعیف نوعی فرضی از ستارهٔ بیگانه است، به گونه‌ای که توسط فشار تشعشع به وجود آمده از سوزش الکتروضعیف، که انرژی آزاد شده از تبدیل کوارک‌ها به لپتون‌ها از طریق نیروی الکتروضعیف است، از فروپاشی ستاره بر اثر جاذبه جلوگیری می‌شود. این فرایند در حجمی در هسته ستاره تقریبا به بزرگی یک سیب رخ می‌دهد که جرمی به اندازه دو کره زمین را داراست.

 

ستاره نوترونی – Neutron star

 

ستاره نوترونی – Neutron star

هنگامی که ستاره پر جرمی به شکل ابرنواختر منفجر می‌شود، شاید هستهٔ آن سالم بماند. اگر جرم هسته بین ۱٫۴ تا ۳ جرم خورشیدی باشد جاذبه، آن را فراتر از مرحلهٔ کوتوله سفید متراکم می‌کند تا این که پروتونها و الکترونها برای تشکیل نوترونها به یکدیگر فشرده شوند. این نوع شیء آسمانی ستاره نوترونی نامیده می‌شود. وقتی که شعاع ستاره‌ای ۱۰ کیلومتر (۶ مایل) باشد، انقباضش متوقف می‌شود. برخی از ستارگان نوترونی در زمین به شکل تپ اختر شناسایی می‌شوند که با چرخش خود، ۲ نوع اشعه منتشر می‌کنند.

برای این که تصور بهتری از یک ستاره نوترونی در ذهنتان بوجود بیاید، می‌توانید فرض کنید که تمام جرم خورشید در مکانی به وسعت یک شهر جا داده شده‌است. یعنی می‌توان گفت یک قاشق از ستاره نوترونی یک میلیارد تن جرم دارد. به اضافه اینکه سرعت چرخش این ستاره‌ها به دور خودشان تا ۷۰۰ دور در ثانیه هم می‌رسد و این چرخش با روند بسیار بسیار آهسته کند می شود.

به عنوان مثال ستاره نوترونی که در هر ثانبه یک دور میزند پس از صد سال در هر ۱.۰۰۰۰۰۳ ثانيه يک دور میزند، به عبارت دیگر پس از یک میلیون سال هر ۱.۰۳ ثانیه یک دور میزند.

این ستارگان هنگام انفجار برخی از ابرنواخترها بوجود می‌آیند. پس از انفجار یک ابرنواختر ممکن است به خاطر فشار بسیار زیاد حاصل از رمبش مواد پخش شده ساختار اتمی همهٔ عناصر شیمیایی شکسته شود و تنها اجزای بنیادی بر جای بمانند.

بیشتر دانشمندان عقیده دارند که جاذبه و فشار بسیار زیاد باعث فشرده شدن پروتون‌ها و الکترون‌ها به درون یکدیگر می‌شوند که خود سبب به وجود آمدن توده‌های متراکم نوترونی خواهد شد. عده کمی نیز معتقدند که فشردگی پروتون‌ها و الکترون‌ها بسیار بیش از اینهاست و این باعث می‌شود که تنها کوارک‌ها باقی بمانند. و این ستاره کوارکی متشکل از کوارکهای بالا و پایین (Up & down quarks) و نوع دیگری از کوارک که از بقیه سنگین تر است خواهد بود که این کوارک تا کنون در هیچ ماده‌ای کشف نشده‌است.


سحابی خرچنگ که بقایای یک ابرنواختر است شامل تپ اختر خرچنگ، یک ستاره نوترونی.

 


از آنجا که اطلاعات در مورد ستارگان نوترونی اندک است در سالهای اخیر تحقیقات زیادی بر روی این دسته از ستارگان انجام شده‌است.

در اواخر سال ۲۰۰۲ میلادی، یک تیم تحقیقاتی وابسته به ناسا به سرپرستی خانم J. Cotton مطالعاتی را در مورد یک ستاره نوترونی به همراه یک ستاره همدم به نام ۰۷۴۸۶۷۶ EXO انجام داد. این گروه برای مطالعهٔ این ستاره دو تایی که در فاصلهٔ ۳۰۰۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد. از یک ماهواره مجهز به اشعه ایکس بهره برد (این ماهواره متعلق به آژانس فضایی اروپا است و XMMX- ray Multi Mirror نیوتن نام دارد).

هدف این تحقیق تعیین ساختار ستاره نوترونی با استفاده از تأثیرات جاذبهٔ زیاد ستاره بر روی نور بود.

با توجه به نظریهٔ نسبیت عام نوری که از یک میدان جاذبهٔ زیاد عبور کند، مقداری از انرژی خود را از دست می‌دهد. این کاهش انرژی به صورت افزایش طول موج نور نمود پیدا می‌کنند. به این پدیده انتقال به قرمز می‌گویند.

این گروه برای نخستین بار انتقال به قرمز نور گذرنده از اتمسفر بسیار بسیار نازک یک ستاره نوترونی را اندازه گیری کردند. جاذبهٔ عظیم ستاره نوترونی باعث انتقال به قرمز نور می‌شود که میزان آن به مقدار جرم ستاره و شعاع آن بستگی دارد. تعیین مقادیر جرم و شعاع ستاره می‌تواند محققان را در یافتن فشار درونی ستاره یاری کند. با آگاهی از فشار درونی ستاره منجمان می‌توانند حدس بزنند که داخل ستاره نوترونی فقط متشکل از نوترونهاست یا ذرات ناشناختهٔ دیگر را نیز شامل می‌شود.

این گروه تحقیقاتی پس از انجام مطالعات و آزمایش ها خود دریافتند که این ستاره تنها باید از نوترون تشکیل شده باشد. و در حقیقت طبق مدلهای کوارکی، ذره دیگری جز نوترون در آن وجود ندارد.

در حین این مطالعه و برای بررسی تغییرات طیف پرتوهای ایکس، یک منبع پرقدرت اشعه ایکس لازم بود. انفجارهای هسته‌ای (Thermonuclear Blasts) که بر اثر جذب ستاره همدم توسط ستاره نوترونی ایجاد می‌شود.. همان منبع مورد نیاز برای تولید اشعهٔ ایکس بود. ستاره نوترونی به سبب جرم زیاد و به طبع آن جاذبهٔ قوی، مواد ستاره همدم را به سوی خود جذب می‌کرد. طیف پرتوهای ایکس تولید شده پس از عبور از جو بسیار کم ستاره نوترونی که از اتم‌های آهن فوق یونیزه شده تشکیل شده بود توسط ماهواره XMM-نیوتن مورد بررسی قرار گرفتند.

نکتهٔ قابل توجه این است که در آزمایشهای قبلی که توسط گروه دیگری انجام شده بود تحقیقات بر روی ستاره‌ای متمرکز بود که میدان مغناطیسی بزرگی داشت و چون میدان مغناطیسی نیز بر روی طیف نور تأثیر گذار است تشخیص اثر نیروی جاذبهٔ ستاره بر روی طیف نور به طور دقیق امکان پذیر نبود. ولی ستاره مورد نظر در پروژه بعدی (که آن را توضیح دادیم) دارای میدان مغناطیسی ضعیفی بود که اثر آن از اثر نیروی جاذبه قابل تشخیص بود.

 

در ستاره‌های دوتایی معینی شامل یک کوتولهٔ سفید، جرم از ستارهٔ همراه بر روی کوتولهٔ سفید انتقال می‌یابد و نهایتا به سمت حد چاندراسخار می‌کشاند. الکترون‌ها به منظور ایجاد نوترون‌ها، با پروتون‌ها واکنش داده و در نتیجه دیگر فشار لازم را برای مقاومت در برابر جاذبه فراهم نمی‌آورند که این، فروریختن ستاره را به دنبال دارد. اگر مرکز ستاره غالبا از کربن و اکسیژن تشکیل یافته باشد آنگاه این فروریختگی گرانشی، همجوشی خارج از کنترل کربن و اکسیژن را جرقه خواهد زد و موجب پدید ابرنواختر نوع la می‌گردد که در آن ستاره تماما از هم منفجر می‌شود، قبل از این که فروریختگی غیرقابل بازگشت شود. اگر مرکز ستاره بیشتر از منیزیم یا عناصر سنگین تر تشکیل یافته باشد، فروریختگی ادامه می‌یابد. با افزایش بیشتر چگالی، الکترون‌های باقی مانده با پروتون‌ها واکنش داده تا نوترون‌های بیشتری تولید شوند. فروریختگی ادامه می‌یابد تا زمانی که (در چگالی بالاتر) نوترون‌ها منحط گردند. یک تعادل جدید پس از اینکه ستاره به میزان توان سه از پایهٔ ده، به شعاعی بین ۱۰ تا ۲۰ کیلومتر فشرده شود ممکن است. این یک ستارهٔ نوترونی است. هرچند اولین ستارهٔ نوترونی تا سال ۱۹۶۷ - زمانی که اولین تپ اختر رادیویی کشف شد - مشاهده نگشت، اما ستارگان نوترونی توسط باده و زویکی در سال ۱۹۳۳ مطرح شدند، فقط یک سال پس از آنکه نوترون در سال ۱۹۳۲ کشف شد. آن‌ها به این پی بردند که چون ستارگان نوترونی بسیار چگال هستند، فروریختن یک ستاره معمولی به یک ستاره نوترونی مقدار عظیمی از انرژی پتانسیل گرانشی را آزاد خواهد کرد که توضیح احتمالی را برای ابرنواختر فراهم می‌آورد. این توضیح ابرنواخترهای نوع lc، lb و ll است. این گونه ابرنواختر زمانی که هسته آهنی یک ستاره سنگین از حد چاندراسخار بگذرد رخ می‌دهد و به ستاره‌ای نوترونی فرو می‌ریزد. همانند الکترون‌ها، نوترون‌ها از فرمیون‌ها به حساب می‌آیند. آن‌ها به همین خاطر فشار انحطاط نوترونی را فراهم می‌آورند تا از ستاره نوترونی در برابر فروریزش نگاهداری کنند. علاوه بر این، کنش‌های تدافعی نوترون – نوترون فشار اضافه فراهم می‌آورد. همانند حد چاندراسخار برای کوتوله‌های سفید، یک حد جرمی برای ستارگان نوترونی وجود دارد: حد تولمان–اپنهیمر–ولکف، که این نیروها دیگر برای پابرجا نگه داشتن ستاره کافی نیستند. به دلیل اینکه نیروهای موجود در جرم چگال هادرونی به خوبی شناخته نشده‌اند، این حد به طور دقیق نامعلوم است ولی حدس زده می‌شود که بین ۲ تا ۳ برابر جرم خورشید (M☉) باشد. اگر جرم بیشتری بر روی ستارهٔ نوترونی افزوده شود، نهایتا به این حد جرمی خواهد رسانده خواهد شد. اینکه بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد کاملا واضح نیست.

 

بعد از اين كه انفجار ابرنواختر نوع دو رخ مي دهد، هسته باقي مي ماند. اگر هسته كمتر از حدود سه تای جرم خورشيد جرم داشته باشد، به يك ستاره نوتروني تبديل مي شود. این شیء تقريباً به طور كامل از نوترون تشكيل شده. ستاره نوتروني يك ستاره بسیار متراكم و خيلي كوچك است كه بيشتر از نوترون هاي تنگ هم  قرار گرفته تشکیل شده و جو باريك هيدروژنی دارد. قطر آن حدود 10-5 مايل يا 16-5 كيلومتر است و تراكم نسبيش 15 10 گرم بر سانتي متر مكعب است.

 

در فشار و دمای فوق العاده زیاد هسته ی ستاره، پروتون ها و الکترون ها با هم ترکیب می شوند و نوترون ها را بوجود ما آورند. نام ستارگان نوترونی از همین جا ناشی می شود. این ستاره ها بسیار کوچکند (شعاع هایی در حدود چند کیلومتر دارند)، و به طور غیر قابل تصوری چگال هستند (100 هزار میلیون کیلوگرم در سانتیمتر مکعب). در این گونه ستاره ها نوترون ها مانند گاز عمل می کنند و فشاری را ایجاد می کنند که برای جلوگیری از فروریزش کامل کافی است.همچنین این ستاره ها در حین دوران میدان مغناطیسی نیرومندی را بوجود می آورند.


ستاره هاي نوتروني ستاره هاي در حال مرگي هستند كه به نظر ميرسند تقريبا از هر طبقه بندي اي حذف شده اند! آنها كوچك و بسيار چگال و با قطر تقريبا 20 كيلومتر و جرم تقريبا 1.5 برابر خورشيد ما هستند. از این رو يك قاشق چايخوري از اين ستاره ها بر روي زمين وزني تقريبا برابر 100 ميليون تن خواهد داشت! طبق تحقيقي جديد خاصيتي بسيار باور نكردني ديگر در مورد آنها كشف شده؛ سطح بيروني اين ستاره هاي متلاشي شده احتمال ميرود كه 10 ميليارد بار قويتر از فولاد يا هر آلياژ ديگر زميني باشد.

علت اختیار شکل تورس برای بعضی از اجرام نوترونی این است که سرعت دوران بعضی از آنها آنقدر زیاد است که نیروی گریز از مرکز باعث پخ و تو خالی شدن آنها میشود ، سرعت دوران بعضی از آنها چند هزار دور در ثانیه تخمین زده میشود و سرعت حرکت بعضی از ستارگان نوترونی 4000 کیلومتر در ثانیه اندازه گیری شده است . اجرام نوترونی میتوانند در مشخصات فیزیکی بسیار متنوع و گوناگون باشند


یک ستاره نوترونی در هر ثانیه بیش از 1120 بار دور خود می‌چرخد

 

برای جرم نوترونی میتوان سه لایه کلی در نظر گرفت:

1- هسته مرکزی، متشکل از نوترون‌های خالص

2- لایه میانی، مخلوطی از نوترونها و پروتونها

3- لایه خارجی، پروتون خالص


ستارگان نوترونی آنقدر چگال و متراکم می باشند که در مقام مقایسه، جرم یک قوطی کنسرو از مواد یک ستاره نوترونی ، بیشتر از جرم کره ماه می باشد. و اگر بشقابی پر از مواد ستاره‌های نوترونی داشته باشیم، پرجرم‌تر از ماه خواهد بود.

ستارگان نوترونی سریعترین اجسام در حال چرخش به دور خود هستند که تا کنون در عالم هستی شناخته شده اند. برخی از این ستارگان در هر یك ثانیه بیش از ۵۰۰ بار به دور خود می گردند


سریع‌ترین ستاره‌ی نوترونی شناخته‌شده، و درواقع سریع‌‌ترین ستاره‌ی شناخته‌شده از هر نوع، PSR B2224+65 نام دارد و در فاصله‌ی تقریبی ۶۰۰۰ سال نوری از ما در صورت فلکی قیفاووس قرار دارد

ستاره نوترونی  PSR B2224+65با سرعتی برابر1000کیلومتردر ثانیه الی 1600کیلومتر بر ثانیه در فضا حرکت می‌کند


مگنتارها

مگنتارها نوعی ستاره‌ی متراکم نوترونی یا ستاره‌ی مرده هستند که میدان مغناطیسی میلیون‌ها برابر قوی‌تر از هر آهنربایی بر روی زمین تولید می‌کنند


سحابی simeis 147 مشهور به اسپاگتی  بقایای یک انفجار ابرنواختری است که ۴۰هزار سال قبل رخ داده.در مرکز سحابی یک ستاره نوترونی چرخان سریع است


تصویری هنری از یک ستاره ی نوترونی هم عرض جزیره منهتن، این ستارگان جرمی به اندازه ی نیم میلیون برابر جرم زمین را در کره ای به قطر حدود ۳۰ کیلومتر جای می دهند


در این تصویر میزان خمیدگی فضا- زمان در اجرامی مثل ِ خورشید ما، ستاره کوتوله سفید، ستاره نوترونی و سیاهچاله را مشاهده می کنید

دانشمندان مشاهدات امواج گرانشی را از برخورد ستاره نوترونی با تئوری هسته ای برای روشن کردن اندازه و ماهیت ستارگان نوترون ترکیب کرده اند.

اندازه فیزیک ستاره نوترونی بسیار مهم است.

ستارگان نوترون ، هسته های فروپاشیده ستارگان عظیم ، ماده را چنان محکم فشرده می کنند که اتم ها از هم جدا می شوند و تقریباً همه چیز به نوترون تبدیل می شود. در نتیجه ، فشارهای دسته جمعی در حدود 1½ Suns به این اجسام با اندازه منهتن وارد می شود. بیشتر این ماده ، شاید تمام آن به شکل نوترون باشد ، اما برخی از تئوری ها نشان می دهند که در اعماق ستاره های نوترونی ، نوترون ها خود را جدا می کنند و یک سوپ کوارک و گلون را رها می کنند.

مطمئناً هیچ راهی برای حضور در یک ستاره نوترونی وجود ندارد. اما اندازه آنها به فضای داخلی آنها خیانت می کند - هرچه یک ستاره نوترونی کوچکتر باشد ، بیشتر فضای داخلی آن را فشرده می کند. بنابراین با گرفتن یک خط کش به ستاره های نوترونی ، دانشمندان می توانند ماهیت آنها را بررسی کنند.


این قاب از طریق شبیه سازی رایانه ای از الهام بخش و ادغام دو ستاره نوترونی حاصل می شود. تراکم های بالاتر به رنگ نارنجی و تراکم کمتر به رنگ آبی نشان داده شده است.

 

در مطالعه‌ای که در تاریخ 9 مارس در نجوم طبیعت انجام شد ، کالین کاپانو (موسسه مکس پلانک فیزیک گرانشی و دانشگاه لایبنیتس هانوفر ، آلمان) و همکارانش نمونه هایی را در زمان فضایی منتشر شده در یک ادغام ستاره نوترونی بررسی کردند. دانشمندان با استفاده از این مشاهدات موج گرانشی با تئوری هسته ای ، تخمین می زنند كه یك ستاره نوترونی معمولی حدود 22 كیلومتر (7/13 مایل) طول داشته باشد.

این دقیق ترین اندازه گیری به دست آمده از امواج گرانشی است و پیامدهای مهمی برای مشاهدات آینده دارد.

هنگامی که ستاره های نوترون با هم برخورد می کنند


تصویر هنرمند از ادغام دو ستاره نوترونی ، که باعث انفجار کوتاه گاما شد.

 

ردیاب های ردیاب موج تابشگر لیزر Interferometer (LIGO) در 17 اوت سال 2017 شاهد امواج فضایی بودند که از دو ستاره نوترونی در حال برخوردند . از این رویداد که به عنوان GW170817 معروف است ، اولین بار بود که ستاره شناسان می توانند امواج نوری و گرانشی را ببینند که از همان روبرو هستند. منبع

در حالی که سیگنال موج گرانشی ، ستاره های نوترونی را نشان می داد که به سمت مارپیچ در می آیند و در یک جسم واحد در حال ادغام بودند ، نور منتشر شده در طیف الکترومغناطیسی توانایی عیوب را نشان می داد - انفجار معروف به یک کیلونوا که از 130 میلیون سال نوری دورتر قابل مشاهده بود. در مرکز انفجار ، مشاهدات حاکی از آن است که یک ستاره نوترونی "کم فشار" کوتاه مدت شکل گرفته است که سپس در یک سیاه چاله فرو ریخته است.

برای درک ماهیت ستارگان نوترونی که به هم خوردند ، کاپانو و همکارانش ریاضیاتی را توصیف کردند که ماهیت مواد ستاره نوترونی را که به معادله ای از دولت معروف است ، توصیف می کنند . پس از تاشو در مشاهدات امواج گرانشی و الکترومغناطیسی ، این معادله اندازه یک ستاره نوترونی معمولی را نشان می دهد: بین 20.8 و 23.8 کیلومتر در طول. این برآورد دو برابر دقیق تر از نتایج قبلی است .

Jocelyn Read (دانشگاه ایالتی کالیفرنیا ، فولرتون) می گوید: "همانطور که در نتایج دیگر از تجزیه و تحلیل GW170817 مشاهده کردیم ، ستاره شناسی موج گرانشی به طرز معناداری محدوده ای از امکانات ماده ستاره نوترونی را محدود می کند." "این نشان می دهد که ستاره های نوترون در سمت جمع و جور هستند."

ستارگان نوترون جمع و جور تر ممکن است به معنای فضای داخلی عجیب و غریب تر باشد. اما هشدارها را بخوانید که خیلی ساده نیست. حتی اندازه های بزرگتر می توانند هسته های کوارک سوپ را در خود جای دهند ، در حالی که اندازه های کوچکتر هنوز هم می توانند اشیاء عمدتا نوترونی "خسته کننده" باشند.

کاپانو موافق است. وی می گوید: "ما در حال حاضر اطلاعات كافی نداریم كه بتوانیم بطور قطع آنچه را در هسته اتفاق می افتد بگوییم."

کاپانو می افزاید: رویدادهای موج گرانشی بیشتر ، همانطور که مشاهدات مداوم از سازنده اکسپلورر داخلی نوترون استار (NICER) در ایستگاه فضایی بین المللی انجام می شود. آزمایش های فیزیکی آینده نیز نقش مهمی در ترقی بهتر تئوری هسته ای خواهد داشت.

وقتی یک ستاره نوترون به یک سیاه چاله برخورد می کند


شبیه سازی های قبلی ، مانند این یکی ، سیاهچاله ای را پاره کرده است که یک ستاره نوترونی را از هم جدا کرده است قبل از اینکه بیشتر آن را بلع کند. با این حال ، اگر ستارگان نوترونی فشرده تر از آنچه قبلاً تصور می شد ، باشند ، پس یک سیاه چاله ممکن است به کل یک ستاره نوترونی را بلع کند ، بدون تابش نور در این فرآیند.

F. Foucart (ایالات متحده از نیوهمپشایر) / SXS همکاری / گرانش کلاسیک و کوانتومی ، 34 ، 4 (2017)

در همین حال ، طبیعت جمع و جور ستاره های نوترونی پیامدهای فوری برای مشاهدات موج گرانشی از برخورد بین ستاره های نوترونی و سیاه چاله ها دارد . یک ستاره نوترونی کوچکتر با محکم تر و بسته بندی بیشتر می تواند قبل از کشیدن سیاه چاله از هم جدا شود ، بنابراین سیاه چاله ها احتمالاً کل ستاره های نوترونی را می بلعند.

این بدان معناست که اگر یک سیاه چاله و یک ستاره نوترونی به هم بریزند ، ما انتظار هیچ همتای تابش نور را نداریم - منجمان باید تنها به سیگنال های موج گرانشی اعتماد کنند. Capano توضیح می دهد فقط اگر سیاه چاله بسیار کوچک باشد یا به سرعت در حال چرخش باشد ، هر نور تولید می شود.

با این وجود ، پیشرفت های ما در درک ستاره های نوترونی در افق است. همکاری LIGO و همچنین همکاری Virgo در ایتالیا در حال تجزیه و تحلیل نتایج سیگنال های موج گرانشی هستند که از آوریل 2019 کشف شده اند. لیست آنها از رویدادهای مناسب و معاشرت ، که در پایان آوریل 2020 انتظار می رود ، باید شامل چندین ترکیب سیاه چاله و حداقل یکی برخورد ستاره نوترونی .

 

مشاهدات جدید حاکی از امضایی است که می تواند از باران آهنی در یک طرف غول گاز فوق العاده گرم WASP-76b حاصل شود.

هنگامی که اخترشناسان غول گاز WASP-76b را در سال 2016 کشف کردند ، در حدود 640 سال نوری از زمین در صورت های فلکی ماهی ها ، آنها قبلاً می دانستند که این عجیب است. WASP-76b تنها 43 ساعت از ستاره خود دور می زند و آن را به "مشتری داغ" تبدیل می کند. 

اکنون ، گروهی از اخترشناسان به سرپرستی دیوید ارنریش (دانشگاه ژنو ، سوئیس) دریافتند که این سیاره حتی ممکن است غریبه تر از آنچه فکر می کردیم باشد ، میزبان ابرها و مه از آهن. این تحقیقات در Nature آمده است .


در این تصویر هنرمند ، آهن در گرگ و میش در جو غول بنزین باران می بارد.

 

WASP-76b کاملاً قفل شده است ، بنابراین ، مانند ماه ، همیشه همان چهره را به سمت ستاره خود نشان می دهد. ضلع تابش روزانه این سیاره ممکن است به 2400 درجه سانتیگراد برسد ، و حتی شب های دائمی نیز تا 1400 درجه سانتی گراد سرد می شود.

مشتری داغ از منظر زمین چهره ستاره خود را عبور می دهد ، بنابراین ستاره شناسان می توانند طیفی از ستاره ستاره ای را که در طی گذر از جو سیاره از آن عبور می کند ، در نظر بگیرند. Ehrenreich و همکارانش از طیف نگار ESPRESSO سوار بر تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوبی اروپا در صحرای آتاکامای شیلی استفاده کردند. ESPRESSO دقت را ارائه می دهد. . . قبل از این هرگز توسط هیچ طیف نگارگری دیگر به دست نیامد. "توضیح می دهد که مربی ماریا روزا زاپاترو اوزوریو (مرکز طالع بینی ، اسپانیا).

 

باران آهنی

 

طیف با وضوح بالا ، بخار آهن زیادی را در داخل شکاف جو که در حال گذار از روز به شب است ، نشان می دهد. با این حال ، این امضای بخار آهنی از لغزش جوی که از شب به روز منتقل می شود ، از دست نمی رود. اخترشناسان تصور می كنند كه این اتفاق می افتد زیرا بادهای شدید ، بخار آهن را به سمت شب سوق می دهد ، جایی كه خنك می شود و به ابر متراکم می شود.

"این سیاره یک منطقه گرگ و میش در دمای نزدیک به دمای میعان آهن دارد" ، "توضیح می دهد ،" بنابراین تغییر در ترکیب جوی (با آهن در مقابل آهن بدون آهن) درست در جایی رخ می دهد که ما قادر به مشاهده آن باشیم. "

نونو سانتوس (دانشگاه پورتو ، پرتغال) می گوید ، از آنجا که سیاره یک غول گاز است ، هیچ سطحی روی آن نمی تواند قطره قطره شود. اما گرانش سیاره به احتمال زیاد ابرها را به سمت پایین می کشد ، و شب را در مه آهن پوشانده است. وزش باد جهانی پس از آن ابرها و مه را به سمت حاشیه روزها سوق می دهد ، جایی که چرخه تبخیر-چگالش دوباره تکرار می شود.

این اولین سیاره زمینی نیست که آهن موجود در جو آن وجود داشته باشد - مشتری Yupiter KELT-9b حتی داغتر نیز میزبان آهن و تیتانیوم یونیزه شده است. با این حال ، در مورد WASP-76b منجمان در حال یافتن بخار آهن خنثی در ابرها هستند نه به صورت یونیزه و بدون ابر.

کارول هاسول (دانشگاه آزاد) که درگیر این مطالعه نبود ، از مشاهدات جدید هیجان زده می شود. او می گوید: "این یافته ها نشان می دهد که شرایط آب و هوایی در سیارات سیاره ای می تواند به مراتب غریب تر از تصور ما باشد!"

 

 

ستارگان نوترونی یا تپ اخترها :

 

هسته ستارگان مرده ای هستند که سه برابر بزرگتر از خورشید جرم داشته و به علت گرانش بالا بعلت فقدان نیروی هسته ای درهم رمبیده شده و چگالی معادل چگالی نوترون دارند . به این علت به ستاره نوترونی موسومند .

از جمله خصائص ستارگان نوترونی دوران سرسام آو رانها به دور خود می باشد .

-  چرا ستارگان نوترونی با سرعت به گرد خود می گردند ؟

از جمله قوانین موجود در فیزیک ، قانون پایستگی اندازه حرکت زاویه ای می باشد . یعنی چنانچه به جسم دوار نیرویی خارجی وارد نشود ان جسم تمایل دارد اندازه حرکت خود را حفظ کند . با توجه به اینکه فرمول اندازه حرکت زاویه ای برابر L = IW  می باشد که L  اندازه حرکت زاویه ای ،  W  سرعت زاویه ای و  I  ممان انرسی است . وابسته به جرم و قطر آن جسم دوار می باشد . اگر چنانچه I  به هر نحوی تغییر کند W  طوری تغییر می کند که  L  همواره ثابت باقی می ماند و تغییر نکند یعنی اگرW    زیاد شد  I کم می شود و اگر  I زیاد شد  W  کم می شود .

در ستارگان نوترونی به علت رمبش مهیب ستاره   I   که وابسته به R  است کاهش یافته ، پس W  که سرعت زاویه ای می باشد افزایش می یابد .

تپ اختر یعنی چه ؟

وقتی که ستاره نوترونی با سرعت سرسام آوری به دورخود دوران می کند میادین مغناطیسی عظیمی به دور ستاره بوجود می آید که این میدانهای مغناطیسی الکترونهای آزاد محیط را به دام انداخته و این الکترونها به حول میدان مغناطیسی و سیاره شروع به دوران می کنند .

در اثر دوران الکترونها امواج الکترومغناطیسی بوجود می اید و به اطراف گسیل می شود .

رد یابی تپ اخترها « ستارگان نوترونی » :

برای ردیابی این ستارگان از رادیوتلسکوپهای ویژه ای استفاده می شود . که این نوع رادیو تلسکوپها روی فرکانس ویژه ای تنظیم می شود و فقط در این صورت می تواند یک الکترون را رد یابی کند و چون الکترون دایماً در حال گردش به دور ستاره است و گاهی پشت ستاره قرار می گیرد و گاهی آشکار

 می شود ، پس سیگنالهای آن بصورت طپشهایی دریافت می شود .

 

تپ ‌اختر


سحابی خرچنگ

 

 

تپ اخترها (به انگلیسی: Pulsar) ستاره‌های نوترونی چرخانی هستند که با سرعت بسیار زیادی دوران می‌کنند و پالس‌های مداومی از انرژی تابشی به همراه خطوط میدان مغناطیسی قوی را از خود منتشر می‌کنند. برخی از تپ‌اخترها نیز پرتوهای ایکس تابش می‌کنند. ستاره‌های نوترونی در حقیقت بقایای هستهٔ ستارهٔ منفجر شده‌ای هستند که حجم کوچک و چگالی بسیار بالایی دارند. برای نمونه تپ‌اختری به قطر ۲۰ کیلومتر ۱٫۵ برابر جرم خورشید را در خود جای داده‌است. تپ اخترها هنگام تولد دمایی در حدود چند میلیون درجه سلسیوس دارند و بلافاصله شروع به سرد شدن می‌کنند. نحوه و سرعت سرد شدن نیز به مواد تشکیل دهنده و چگالی آن‌ها بستگی دارد.

نحوهٔ رصد تپ اخترها

نخستین بار دو اختر شناس از دانشگاه کمبریج به نام‌های جاسلین بل برنر و آنتونی هیوش در اواخر سال ۱۹۷۸ تپ اخترها را به صورت منابعی رادیویی کشف کرد که با فرکانس ثابتی روشن و خاموش می‌شدند. اکنون ما پر نورترین این اجرام را تقریباً در هر طول موجی از نور رصد می‌کنیم. هنگام دوران تپ اخترها فواره‌هایی از ذرات با سرعت نزدیک به سرعت نور از قطبهای مغناطیسی آن‌ها به بیرون جریان دارد. این فوران‌ها باریکه‌هایی بسیار قوی از نور تولید می‌کنند. همانطور که در کرهٔ زمین شمال مغناطیسی و شمال واقعی با هم تفاوت دارند، به دلیل مشابهی محورهای چرخشی و مغناطیسی یک تپ اختر نیز در یک امتداد نیستند. اگر این قطبها در راستای دید ما باشند با چرخش تند، تپ اخترها به صورت تپ‌های منظمی دیده می‌شوند. همانند یک کشتی در اقیانوس که فقط درخشهای منظمی از نور ساطع شده از یک فانوس دریایی را می‌بیند.

 

تپ اخترها با پرتو ایکس

 

برخی تپ اخترها پرتوهای ایکس تابش می‌کنند که به نام تپ‌اختر پرتوایکس شناخته می شوند.سحابی خرچنگ واقع در صورت فلکی خرچنگ یک نمونه قطعی از ستاره‌ای نوترونی است که در طی یک انفجار ابرنواختری شکل گرفته‌است و منبع عظیمی از پرتو ایکس است. تحقیقاتی که توسط ماهوارههای اشعه ایکس پیرامون ستاره‌های نوترونی صورت گرفته، حاکی از این است که در هر تپ اختر از دو نقطه اشعه ایکس گسیل می‌شود. ا.سطح ستاره چنان داغ است که از خود اشعه ایکس گسیل می‌کند.۲.ذرات باردار الکترو مغناطیسی که در میدان مغناطیسی تپ اختر وجود دارند هنگام حرکت در طول خطوط میدان از خود اشعه ایکس ساطع می‌کنند. نوع بسیار متفاوتی از تپ اخترها به وسیله تلسکوپهای پرتو ایکس در برخی دوتایی‌های پرتو ایکس دیده شده‌است. در این مورد، یک ستاره نوترونی و یک ستاره معمولی منظومه ای دو تایی را تشکیل می‌دهند. نیروی گرانش شدید ناشی از ستاره نوترونی ماده را از ستاره معمولی به سمت آن می‌کشد. در این فرایند، که برافزایش نام دارد، ماده چنان داغ می‌شود که تابش پرتو ایکس تولید می‌کند. تپهای پرتو ایکس وقتی دیده می‌شوند که نقاط داغ ستاره نوترونی چرخان در امتداد خط دید ناظر زمینی قرار بگیرند.

تپ‌اختر پرتوایکس(به انگلیسی: X-ray pulsars) یا تپ‌اختر نیروگرفته از برافزایش(به انگلیسی: accretion-powered pulsars) رده ای از اجسام نجومی هستند که منبع پرتوایکس بوده و تغییرات متناوبی در شدت پرتوایکس آنها مشاهده می شود. طول دوره های تناوب پرتوایکس ممکن از کسری از ثانیه تا چند دقیقه باشد.

 

جفت ستاره

 

در اخترشناسی رصدی، یک جفت ستاره (به انگلیسی: Double star)، از دو ستاره تشکیل می شود که وقتی از روی زمین از طریق یک تلسکوپ نوری مشاهده می شوند نزدیک به هم به نظر می رسند. این ممکن است به این دلیل باشد که این جفت، تشکیل یک ستاره دوتایی می دهند و یا ممکن است که یک جفت بصری باشند، یعنی دو ستاره که فاصله بسیار زیادی از هم دارند در آسمان نزدیک به نظر برسند.

 

 

تپ اختر دوتایی

 

یک تپ اختر دوتایی (به انگلیسی: Binary pulsar) از یک تپ‌اختر و یک ستاره همدم که در اغلب موارد یک کوتوله سفید و یا یک ستاره نوترونی است، تشکیل می شود. تپ اخترهای دوتایی جزو اجسامی هستند که امکان آزمایش نسبیت عام را فراهم می آورند زیرا میدان گرانشی در نزدیکیشان بسیار قوی است.

پی‌اس‌آر بی۱۹۱۳+۱۶ یا تپ اختر دوتایی هالس-تیلور نخستین تپ اختر دوتایی بود که در سال ۱۹۷۴ در رصدخانه آرسیبو در پورتوریکوی آمریکا، توسط راسل هالس و جوزف تیلور و با استفاده از یک رادیوتلسکوپ ۳۰ متری، مشاهده شد. هالس دانشجوی پژوهشی تیلور بود و این کشف در حین جستجوی سیستماتیک تپ اخترها انجام شد. وقتی هاسل مشغول مشاهده پی‌اس‌آر بی۱۹۱۳+۱۶ بود، متوجه گردید که نرخ تپش آن به صورت منظمی در تغییر است. وی به این نتیجه رسید که تپ اختر با سرعت زیادی به دور یک ستاره نزدیک می گردد و تغییر نرخ تپش آن ناشی از اثر دوپلر است: وقتی که تپ اختر به ما نزدیک می شود بسامد آن افزایش می یابد و وقتی دور می شود کاهش می یابد. هالس و تیلور در سال ۱۹۹۳ برای این کشف جایزه نوبل دریافت نمودند

 

ستاره های دوتایی

 

ستاره های دوتایی

هابل از ستاره شباهنگ عکس برداری کرده‌است این ستاره یک مجموعهٔ ستارهٔ دوتایی‌ست. ستارهٔ همدم در پایین نگاره سمت چپ دیده می‌شود.

ستارهٔ دوتایی به یک سامانهٔ ستاره‌ای گفته می‌شود که در آن دو ستاره به هم نزدیک هستند و به دور مرکز سنگینی سراسری مشترک میان خود گردش می‌کنند. به ستارهٔ دیگر ستارهٔ ندیم و یا ستارهٔ همدم نیز گفته می‌شود. بررسی‌های جدید نشان می‌دهند که درصد زیادی از ستارگان بخشی از یک سامانهٔ حداقل دو ستاره‌ای هستند. ستارگان دوتایی در اخترفیزیک بسیار مهم هستند زیرا ویژگی‌های مدار آنها جرم و چگالی آن ستارگان را برای اخترشناسان مشخص می‌کند. جرم بسیاری از ستارگان تکی نیز از روی برون‌یابی جرم ستارگان دوتایی بدست می‌آید. ستارگان دوتایی واقعی با ستارگان دوتایی نوری یکی نیستند، تفاوت آنها در این است که ستارگان دوتایی نوری از زمین و از دیدگاه ما با چشم غیر مسلح نزدیک به یکدیگر و یا گاهی به صورت یک ستاره دیده می‌شوند ولی آنها هیچ اثر گرانشی بر یکدیگر ندارند و فقط در راستای دید ناظر اینگونه دیده میشوند. ستارگان دوتایی از روی طیف‌سنجی هم شناخته می‌شوند. اگر مدار حرکت این ستارگان در راستای دید زمین باشد به آنها دوتایی گرفتی می گویند و هویت آنها از راه بهره‌وری از پدیدهٔ گرفت تشخیص داده خواهدشد.

به سامانه‌هایی که بیشتر از دو ستاره باهم مرکز سنگینی سراسری مشترک داشته‌باشند ستارهٔ چندتایی می‌گویند که نمونهٔ آنها بسیار فراوان‌است. ستاره‌های دوتایی گاهی می‌توانند بین یکدیگر جرم تبادل کنند و تکامل یابند. از معروفترین ستارگان دوتایی می‌توان به الغول (ستارهٔ دوتایی گرفتی)، شباهنگ و ماکیان ایکس یک (که ندیم کوچکتر قویترین احتمال سیاهچاله است) اشاره کرد.


لفظ ستاره دوتایی از سال ۱۸۰۲ توسط سر ویلیام هرشل به کار رفت، در تعریف او آمده‌است: «یک ستاره دوتایی واقعی- متشکل از دو ستاره‌است به طوری که به یکدیگر را جذب می‌کنند». دو ستاره نزدیک به هم به طور تصادفیستاره دوتایی نوری نام می‌گیرند، مشهورترین ستاره دوتایی نوری ستاره زتا خرس بزرگ است که در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد. دوتایی‌های غیر واقعی را دوتایی نوری می‌گویند. با اختراع تلسکوپ ستارگان دوتایی بیشتری کشف شدند. هرشل، در ۱۷۸۰ میلادی، ۷۰۰ سامانه دوتایی، و حدود ۵۰ سامانه که به نظرش بیشتر از دو ستاره دارند ثبت نمود. یک سامانه دوتایی واقعی، دو ستاره‌است که جاذبه گرانشی دارند. وقتی دو ستاره تفکیک می‌شوند که با بالابردن دقت تلسکوپ‌ها به اندازه کافی (در صورت لزوم از روش‌های اینترفرمتریک استفاده می‌شود) دو ستاره کاملاً مجزا دیده شوند که به آنها دوتایی مرئی می‌گویند. نشان بروز دیگر تغییر طول موج بر اثر پدیده دوپلر است؛ که به این نوع ستارگان دوتایی دوتایی طیفی گفته می‌شود در این ستاره‌ها خطوط طیفی بر اساس حرکت به سمت زمین یا مخالف آن به سمت ترتیب به آبی و قرمز حرکت می‌کنند، اگر خطوط به سمت آبی و سپس به سمت قرمز میل کنند نشان دهنده این است که این ستاره به دور مرکز ثقلی حرکت می‌کند، البته به شرط اینکه با دوره منظمی این اتفاق بیفتد اگر مدار آنها بسیار نزدیک به خط دید ما باشد، قدر ستاره به طور منظمی کاهش و افزایش می‌یابد (البته با ستاره متغیر متفاوت است)، که به آنها دوتایی گرفتی می‌گویند بهترین مثال آن ستاره الغول است.

ستارگان دوتایی که هم مرئی و هم طیفی باشند، نادر هستند، و اگر یافت شوند اطلاعات مفیدی را در اختیار ستاره‌شناسان قرار می‌دهند چون ستارگان دوتایی بصری غالباً جدایی بزرگی در حالت واقعی دارند و دوره‌هایشان بین ده‌ها تا قرن‌هاست؛ ستارگان دوتایی که در مدار کوچکتری دارند، ستارگان دوتایی طیفی می‌شوند. به عبارت دیگر ستارگان دوتایی طیفی در مدار خود بسیار سریع حرکت می‌کنند زیرا مدار کوچکتری دارند بنابر این ستارگان دوتایی که هم طیفی باشند و هم مرئی باید بسیار به زمین نزدیک باشند تا دیده شوند.

اخترشناسان نوعی ستاره دوتایی کشف کرده‌اند که به آن دوتایی نجوم‌سنجی می‌گویند این گونه ستارگان به ظاهر حول یک منطقه خالی چرخش می‌کنند که با بررسی بیشتر جرم زیادی در آن منطقه پیدا می‌شود که نامرئی است مانند سیاه‌چاله، ستاره نوترونی و... بعضی از دوتایی‌های طیفی فقط یک خطوط طیفی متحرک دارند. بررسی بیشتر در طول موج پرتو ایکس در بعضی از این گروه ستارگان منبع بزرگی از پرتو ایکس در مرکز جرم را نشان می‌دهد. بهترین مثال آن ماکیان ایکس یک است، از روی جرم یافت شده که نه برابر جرم خورشید است و از روی حد تولمن-اوپنهایمر-ولکف (حداکثر مقدار جرم یک ستاره نوترونی از این مقدار کمتر است). این مرکز جرم بزرگترین نامزد برای سیاهچاله‌است.

رده‌بندی

بر اساس روش‌های رصد

ستارگان دوتایی از لحاظ روش‌های رصد به چهار گروه تقسیم می‌شوند. ستارگان دوتایی می‌توانند در چند گروه نیز جای بگیرند اما این موضوع نادر است.

دوتایی مرئی

یک دوتایی مرئی مجموعه‌ای از دو ستاره‌است که مدارشان با راستای دید ما زاویه قابل توجه می‌سازد برای پیدا کردن این گونه ستارگان باید از تلسکوپ با قدرت تفکیک کافی استفاده کرد و هرچه دهانه تلسکوپ بزرگتر باشد قدرت تفکیک دو ستاره از هم بالا می‌رود.

به ستارهٔ درخشان‌تر در ستارهٔ دوتایی مرئی ستارهٔ اولیه(یا اصلی) و به ستارهٔ کم‌نورتر ستارهٔ ثانویه(یا همدم) گفته می‌شود. اگر دو ستاره قدر ظاهری یکسان داشته باشند به ستاره‌ای اصلی گفته می‌شود که زودتر کشف شده باشد.

دوتایی طیفی

گاهی اوقات، تنها گواه دوتایی بودن یک ستاره با بررسی اثر داپلر بر روی نور ساطع شده از آن‌است. در چنین موردی، اگر ستارهٔ دوتایی متشکل از یک جفت ستاره باشد در آن از خطوط طیفی در نور ساطع شده از هر ستاره، نخست به سمت آبی کشانده می‌شود، و پس از آن، به سمت رنگ قرمز متمایل می‌شود، که همان حرکت به سوی ما، و سپس دور شدن از ما، در طول حرکت خود به دور مرکز سنگینی سراسری مشترک خود، در طول دور زدن مدار خویش است.

 

دوتایی گرفتی


یک دوتایی گرفتی، همراه با نمودار تغییرات قدر ظاهری.

یک دوتایی گرفتی دو ستاره‌است که مدار آنها بسیار نزدیک به راستای دید ناظر باشد در این صورت در طول دوره دوبار گرفت رخ خواهد داد. حال اگر دوتایی گرفتی طیفی هم باشد و اختلاف‌منظر سامانه نیز در دست باشد، چنین سامانه‌ای برای تجزیه وتحلیل اخترشناسی بسیار پرارزش خواهد بود. الغول بهترین نمونهٔ تاکنون شناخته شدهٔ دوتایی گرفتی‌است.

در دههٔ گذشته، اندازه‌گیری پارامترهای اساسی دوتایی‌های گرفتی فراکهکشانی با تلسکوپ‌های سری ۸ متری امکان‌پذیر شده‌است. این امکان باعث شده که از آن‌ها برای به طور مستقیم اندازه‌گیری فاصلهٔ کهکشان‌های دور، به صورت بسیار دقیق تر استفاده شود، روشی که از به کارگیری شمع استاندارد بسیار دقیق تراست.

 

دوتایی نجوم‌سنجی


تکامل ستارگان دوتایی

نتیجه‌گیری بررسی‌های بیشتر مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین (۲۰۰۶) بر پایهٔ تحقیقات چارلز لادا برآورد کرده که؛ مغایر با فرض کنونی حدود یک سوم از سیستم‌های ستاره‌ای در کهکشان راه شیری یا دوتایی (باینری) و یا چندستاره‌ای هستند، و دو سوم باقی مانده را ستارگان منفرد تشکیل می‌دهند. از آنجا که سیاره‌ها احتمالا راحت‌تر در پیرامون ستارگان تنها شکل می‌گیرند، سیاره‌ها نیز ممکن است متداول‌تر از آنچه قبلا تصور شده باشند. این واقعیت که؛ ستارگان بزرگ و درخشانی مانند خورشید بیشتر به صورت دوتایی یا چندستاره‌ای هستند، این تصور را ایجاد کرده‌بود که بیشتر ستارگان جهان چندستاره‌ای هستند، در حالی که تحقیقات جدید پیرامون ستارگان کوچک‌تر و کم‌نورتر و کوتوله‌ها نشان می‌دهد که درصد آنها بیش از ستارگان وابسته به سیستم‌های دوتایی و چندستاره‌ای است.

 

ستاره تی ثوری - ستاره شراره‌دار - ابرنواختر - فرانواختر - نواختر

 

ستاره تی ثوری - ستاره شراره‌دار - ابرنواختر - فرانواختر - نواختر

 

ستاره تی ثوری

 

ستاره تی ثوری (به انگلیسی :  T Tauri star) نوعی ستاره متغیر است. ویژگی بارز این ستارگان تپش‌های بسیار سریع آن‌هاست. ستارگانی از این نوع اغلب در خوشه‌های جوانی یافت می‌شوند که مقداری گاز نامتراکم (سحابی‌گونه) در مجاورت آن‌هاست. این امر حاکی از این است که ستارگان تی ثوری احتمالاً بسیار جوان و در حال انقباض هستند و هنوز به صورت ستارگان رشتهٔ اصلی تثبیت نشده‌اند.

 

ستاره شراره‌دار

 

ستارهٔ شراره‌دار یا متغیر یووی قیطسی (به انگلیسی: Flare star) نوعی ستاره متغیر است. این ستارگان به دلیل شراره‌هایی که روی سطح آن‌ها وجود دارند، به طور متناوب روشن و خاموش می‌شوند. نمونهٔ این ستارگان یووی قیطس است. تعیین شراره‌ها بر روی ستارگان درخشان دشوار است، زیرا در برونداد نوری ستاره افزایش اندکی ایجاد می‌شود؛ از سوی دیگر یک شراره روی یک ستارهٔ کم‌نور بسیار آشکار است.

معروفترین ستارهٔ شراره‌دار شناخته‌شده پروکسیما قنطورس است.

 

 

ابرنواختر– سوپرنوا - super nova

ستاره در حال انفجاری است كه قبل از اين كه به مرحله ای برسد که به تدريج از ديد محو شود، مي تواند ميلياردها بار روشن تر از خورشيد شود. ستاره در حالت انفجار بالا ترين حد روشني اش را دارد و همين ممكن است کل یک كهكشان را تحت الشعاع قرار دهد. انفجار، ابری بزرگ از گرد و غبار و گاز را به داخل فضا پرتاب مي كند. جرم مواد پرتاب شده ممكن است ده برابر جرم خورشيد باشد.

ستاره شناسان دو نوع ابرنواختر را تشخيص مي دهند. نوع يك و نوع دو. ابرنواختر نوع يك شايد در ستارگان دوتایی مشخصي رخ بدهد. ستاره دوتایی يك جفت ستاره نزديك به هم هستند که در اطراف همديگر مي گردند. ابرنواختر نوع يك ممكن است در ستاره هاي دوتایی ای كه يكي از ستارگانش كوچك و متراكم است و كوتوله سفيد نام دارد، رخ دهد. اگر دو ستاره به قدر كافي به يكديگر  نزديك باشند، كشش جاذبه اي كوتوله سفيد، جرم را از شريك بزرگ تر به سمت خود مي كشد. موقعي كه جرم كوتوله سفيد به جرمي حدود 1.4 برابر جرم خورشيد مي رسد، در خود فرو می ریزد و سپس منفجر مي شود.

 

ابرنواختر نوع دو از مرگ تك ستاره اي كه جرم خيلي بيشتري نسبت به خورشید دارد ناشی مي شود. موقعي كه چنين ستاره اي شروع به سوختن مي كند، هسته آن به سرعت در خود فرو می ریزد و ناگهان انرژي وحشتناكي به شكل نوتروني (نوعی ذره زير اتمي) و تابش الكترومغناطيس (انرژي مغناطيسي و الكتريكي) آزاد مي شود. اين انرژي باعث مي شود كه ستاره به صورت يك ابرنواختر فوران كند.


بیشتر ابرنواخترها چند روز بعد از این که رخ مي دهند به حداکثر روشنی می رسند و براي چند هفته بسیار مي درخشند. بعضي از ابرنواخترها در عرض ماه ها محو مي شوند. ابرنواخترهای دیگر بعد از يك دوره چند ساله محو مي شوند. همچنين ابرنواخترها از نظر مقدار و تركيب موادي كه بيرون مي دهند  با هم متفاوتند.

 

همچنين ابرنواخترها مي توانند در پس انواع اشيای آسمانی گم شوند. بعد از چند انفجار ابرنواختری ممكن است در نهايت يك ستاره متراكم كوچك باقي بماند كه اصولاً از نوترون ها و يا شايد ذرات اوليه اي به نام تپ اختر یا پالسار (pulsar) تشكيل شده است. چنين ستاره اي ستاره نوتروني ناميده مي شود. ستارگان نوتروني ای که به سرعت در حال گردش و به مقدار زياد مغناطيسي هستند، تپ اختر یا پالسار ناميده مي شوند. بعد از انفجارهاي ديگر ممکن است شیئي به نام سياهچاله به وجود بيايد. يك سياهچاله چنان نيروي جاذبه قدرتمندي دارد كه حتي نور نيز نمي تواند از آن فرار كند. در بعضي از موارد هم، اصلاً هيچ شيئي و هيچ بقایايی از انفجار ابرنواختر به جا نمي ماند.

 

دانشمندان باور دارند كه ابرنواخترها همه عناصر سنگين تر مثل آهن، طلا و اورانيوم را كه روي زمين پيدا مي شوند و در اشيای خارج از منظومه شمسي هم  وجودشان آشكار شده به وجود می آورند. همچنين شواهدي وجود دارد كه بعضي از اشعه عظيم و كيهاني با انرژي بالا از ابرنواختر سرچشمه مي گيرند.

 

در سال 1054 ستاره شناسان چيني يك ابرنواختر را ثبت كردند كه به قدري روشن بود كه در طول روز نيز قابل مشاهده بود.

 

در سال 1987 يك ابرنواختر نوع دو، در ابر بزرگ ماژلاني، نزديك ترين كهكشان به كهكشان راه شيري، قابل مشاهده شد. اين اولين ابرنواختری بود که در تقريباً 400 سال اخير با چشم غير مسلح مشاهده شده است.

 

ابرنواختر يك ستاره در حال انفجار است كه قبل از اين كه به تدريج از ديد محو شود، مي تواند ميلياردها بار روشن تر از خورشيد شود. بالا ترين حد روشني ستاره، انفجار آن است كه ممكن است يك كهكشان كامل را تحت تأثیر قرار دهد. انفجار، ابر بزرگی از گرد و غبار و گاز را به داخل فضا پرتاب مي كند. جرم مواد پرتاب شده ممكن است ده برابر جرم خورشيد باشد.


تصویر تلسکوپ چاندرا از اس‌ان ۲۰۰۶جی‌وای، یک فرانواختر ثبت شده در سال ۲۰۰۶. در این تصویر پرتو ایکس منتشر شده از فرانواختر با پرتو ایکس کل کهکشان میزبان خود برابری می‌کند.

 

فرانواختر (به انگلیسی: Hypernova)

 

انفجار یک ستاره ابرپرجرم است. انفجار فرانواختری یکی از بزرگترین انفجارهای کیهان است. این انفجارها همچنین بسیار نادر هستند و تاکنون هرگز در یک سال بیش از ۲ فرانواختر ثبت نشده‌اند. تنها ستارگان ولف-رایه و ستارگان نادر و بسیار سنگینی که ۱۰۰ تا ۲۵۰ جرم خورشیدی دارند دچار انفجار فرانواختری می‌شوند.

نامزدهای فرانواختر در کهکشان راه شیری

 

اتا شاه تخته از نزدیکترین نامزدهای فرانواختر در کهکشان راه شیری است. در صورت وقوع این انفجار، نور این پدیده در روشنی روز قابل مشاهده و در شب برای مطالعه کافی خواهد بود

 

هنگامی که مسیر واکنشهای گرما - هسته‌ای ستاره‌ای تغییر یابد، انفجار عظیمی در آن رخ خواهد داد که ضمن آن بخش عمده مواد موجود در ستاره به فضای بین ستاره‌ای پرتاب شده و طی چند روز انرژی عظیمی برابر هزار میلیون سال تشعشع مداوم خورشید آزاد می‌کند، در این حالت درخشش ظاهری ستاره به تنهایی برابر یک کهکشان می‌گردد، بطوری که حتی در روز روشن نیز قابل مشاهده خواهد بود. ابر نواختر صورت فلکی "امرأة المسلسله (زن زنجیری)" تازه‌ترین ابر نواختر 350 سال اخیر است، برخی از اخترشناسان معتقدند که اتمهای پراکنده شده در اطراف انفجارهای ابر نواختری ، به عنوان مواد خام ، در شکل گیری "ستارگان نسل دوم" به کار می‌روند. خورشید از جمله ستارگان نسل دوم است.

 

نواختر

این تصویر اولین نواختر کشف شده را نشان می‌دهد که اولین بار در سال ۱۹۸۷ دیده شد؛ این نواختر در ابر ماژلانی بزرگ واقع شده و به نام  SN_1987A معروف است

 

گهگاه ستاره ای از تاریکی نسبی به روشنایی بسیار می رسد و سپس کم کم به تاریکی باز می گردد. چنین ستاره ای نواختر نامیده می شود. صفت "نو" درست بکار نمی رود زیرا ستاره نو نیست بلکه تنها درخشش ظاهری آن نو است. این ستاره پوسته ی بیرونی خود را به فضا پرتاب می کند. این پوسته گرداگرد ستاره را می گیرد و باعث افزایش روشنایی آن می شود. پس از مدتی ماده ی پرتاب شده، که همچنان در حال انبساط است، به قدری رقیق می شود که دیگر نمی درخشد. افزایش درخشندگی در مواردی بیشتر از 10000 مرتبه بیشتر از نواختر های معمولی است که آن را ابر نواختر می نامند.

 

ستارگان کوتوله

 

ستارگان کوتوله

کوتوله زرد - کوتوله سرخ - کوتوله سفید - کوتوله سیاه - کوتوله قهوه ای

فراوانترین نوع ستاره در کهکشان ما است. ستارگان کوتوله از ستارگان معمولی هستند. اکثریت ستارگان کوتوله آّبی سنگین (کوتوله‌های سفید) و دمای سطحی آنها ۵۰٬۰۰۰ درجه کلوین می‌باشند و یک میلیون بار از خورشید درخشانتر می‌باشند. اقلیت ستارگان کوتوله‌های قرمز بسیار تاری هستند که دمای سطحی فقط ۲٬۵۰۰ درجه کلوین دارند و یک هزار بار از خورشید ما درخشاندگی کمتری دارند.

 

كوتوله زرد

كوتوله هاي زرد ستارگان كوچك رشته اصلي هستند. خورشيد كوتوله زرد است.

 

 

کوتوله سرخ (به انگلیسی: red dwarf star)


یک نقاشی هنری از یک کوتوله سرخ

 

بر طبق نمودار هرتسپرونگ راسل، یک ستاره کوتوله سرخ(به انگلیسی: red dwarf star) ستاره‌ای کوچک و سرد و سرخ رنگ است که در رده ام یا کا جای می‌گیرد، و غالبا به ستاره‌ای گفته می‌شود که جرمی کمتر از نصف جرم خورشید داشته باشد (کمتر از ۰٫۰۷۵ جرم خورشید را کوتوله قهوه‌ای گویند) و دمای سطحی آن کمتر از ۳٬۵۰۰ درجه کلوین باشد.

احتمال حیات

اجرام زیست‌پذیر اطراف ستاره‌های کوتوله‌های قرمز بهترین نامزد برای میزبانی زیست فرازمینی هستند. درواقع بهترین جای کیهان برای یافتن حیات فرازمینی. کوتوله‌های قرمز فراوان‌ترین نوع ستاره در جهان هستند و هر یک از آن‌ها احتمالا دارای سیاره‌ای هستند که در ناحیه زیست‌پذیرشان قرار گرفته است. این ناحیه بهترین شانس برای وجود حیات بیگانه را داراست. کوتوله‌های قرمز که ستاره‌های کوتوله‌ M نیز خوانده می‌شوند، بیش از ۵٠ برابر تاریک‌تر از خورشید بوده و فقط ١٠ تا ٢٠ درصد آن جرم دارند. این اجرام کیهانی ٧٠ درصد ستارگان جهان را تشکیل می‌دهند.

فراوانی کوتوله‌های قرمز دانشمندان را به این فکر واداشت که شاید آن‌ها بهترین مکان‌ برای کشف حیات بیگانه احتمالی باشند. منجمان به طور فزاینده‌ای در حال کشف سیارات مدارگرد در اطراف این ستاره‌ها هستند و پژوهش‌های جدید فضاپیمای کپلر نیز نشان داده دست کم نیمی از این ستارگان، سیارات صخره‌یی دارند که اندازه‌شان نصف تا چهار برابر زمین است. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا در لس‌آنجلس با استفاده از مدل‌های رایانه‌یی شکل‌گیری سیاره‌یی دریافتند کوتوله‌های قرمز احتمالا جهان‌های زمین‌مانندی را توسعه دهند و این که سیارات موجود در ناحیه زیست‌پذیر آن‌ها به اندازه‌ کافی برای داشتن آب مایع، گرم هستند. پژوهشگران دریافتند سیاراتی که در نواحی زیست‌پذیر ستارگان کوتوله قرمز قرار دارند، می‌توانند مقادیر قابل‌توجهی از آب را انباشت کنند و در واقع هر یک از آن‌ها احتمالا دارای ٢٥ برابر آب بیشتری نسبت به زمین باشد.

 

كوتوله قرمز هم در رشته اصلي است و بسيار صاف، سرد و كوچك است و دماي سطحش زير حدود 4000 كلوين است. كوتوله هاي قرمز معمول ترين نوع ستاره ها هستند. "پروكسيما سنتوري" يك كوتوله قرمز است.

 

 

کوتوله سفید VII (rarely used)


کوتوله سفید گونه‌ای از اجرام فضایی است.

 

در طی زندگی یک ستاره در دوران پیری برخی از ستارگان که از ۳برابر جرم خورشید پر جرم تر باشند به ستاره نوترونی و یا سیاهچاله و اگر از حد ۱٫۴جرم خورشید کم جرم تر باشند تبدیل به کوتوله سفید می‌شوند

ماده تشکیل دهنده کوتوله‌های سفید به اندازه‌ای به هم فشرده است که یک فنجان از ان صد ها تن وزن دارد کوتوله‌های سفید، که تعدادشان در کهکشان ما نسبتاً زیاد است، آخرین مرحله تکامل بسیاری از ستاره‌ها هستند. ستاره‌هایی که جرمشان تقریباً معادل جرم خورشید (۱٫۴ جرم خورشید) و یا کمتر از آن است به احتمال زیاد همگی به کوتوله سفید تبدیل می‌شوند. این اصطلاح برای توصیف مرحله‌ای از تکامل ستاره‌ای به کار می‌رود که ستاره پس از تبدیل شدن به غول سرخ، در آن مرحله از انقباض باز می‌ایستد. در مرحله کوتوله سفید، ماده ستاره‌ای فشرده می‌شود و به جسمی کم نور، به اندازه‌ای بسیار کوچک، به بزرگی زمین، تبدیل می‌شود. از آنجا که ستاره دیگر هیچ منبعی برای تولید انرژی ندارد، سرد می‌شود. پس یک کوتولهٔ سفید، ستاره‌ای است که دیگر سوخت هسته‌ای اش تمام شده و در نتیجه بسیار فشرده و کوچک می‌شود. چنین ستارگانی بسیار داغ هستند ولی آهسته آهسته دمای خود را از دست می‌دهند.

 

تاریخچه

 

در سال ۱۸۶۲، نخستین بار یک ستاره‌شناس آمریکایی به نام الوان کلارک در حال آزمایش تلسکوپ ۵/۱۸ اینچی خود، همدم شباهنگ را دید و اما این همدم که به نام شباهنگ - B خوانده می‌شود خود یک معما است. در طیف‌سنجی مشخص شد که سطح آن از خورشید ما گرمتر است اما ستاره‌ای بسیار تیره‌تر از خورشید ما می‌باشد. این موضوع نشانگر آن است که قطر همدم باید کم و در حدود ۲ درصد خورشید یعنی دو برابر زمین باشد. این مقدار از نظر نجومی مقدار بسیار کوچکی است، لذا این ستاره داغ و کوچک نام کوتوله سفید را به خود گرفت. شباهنگ، بهمراه هم‌دمش که یک کوتولهٔ سفید است. اکنون مشخص شده‌است که کوتوله‌های سفید، باقی‌مانده ستاره‌هایی مانند خورشید در هنگام مرگ هستند؛ بنابراین مرگ خورشید ما با تولد یک کوتوله سفید همراه است.

 

چگالی شباهنگ

 

شباهنگ – B با وجود کوچکی، همان اندازهٔ وزن خورشید را دارد. جای گرفتن این همه جرم در حجمی باین کوچکی، باید جسمی آنچنان چگال و فشرده را تشکیل دهد که نظیر آن روی زمین وجود ندارد. در حقیقت یک فنجان از مواد تشکیل دهنده یک کوتوله سفید صدها تن وزن دارد. جالب اینجاست که ستارهٔ درخشان صورت فلکی سگ کوچک یعنی شعرای شامی نیز یک همدم کوتوله سفید کم فروغ دارد که مشاهده آن نسبت به همدم شباهنگ کمی مشکل تر است.

شباهنگ – B هر ۵۰ سال یک بار به دور ستاره شباهنگ می‌چرخد. البته تفکیک همدم شباهنگ از درون تلسکوپ‌های آماتوری تقریباً ناممکن است چراکه این دو ستاره بسیار به هم نزدیک هستند و شدت درخشش شباهنگ (در حدود ۱۰۰۰۰ بار شدید تر از نور همدم) مانع از تفکیک همدم خود می‌شود. حتی در سال ۲۰۲۵ که آنها بیشترین فاصله را از هم خواهند داشت برای تفکیک آنها به یک تلسکوپ ۱۰ اینچ و با شرایط رصدی مناسب نیاز است تا این همدم کم نور را از ستاره درخشان شباهنگ تفکیک کرد.

 

درخشندگی

 

از روی فاصله و نورانیت ظاهری اندازه‌گیری شده کوتوله‌های سفید، محاسبه درخشندگی حقیقی آن‌ها امکان‌پذیر است. کوتوله‌های سفید ستاره‌های بسیار کم نوری هستند، برای مثال می‌توان به منظومه شباهنگ و همدم کوتولهٔ سفیدش اشاره کرد. شباهنگ یک ستاره معمولی است و نورانی‌ترین ستاره آسمان است. اما همدم کوتوله سفید آن ۱۰ قدر کم نورتر است و آن را جز با تلسکوپ در شرایط مناسب نمی‌توان دید.

درخشندگی کوتوله‌های سفید گستره وسیعی از قدر مطلق حدود ۱۰+ تا حدود ۲۰+ دارد.

 

رنگ

 

رنگ تقریباً ۱۰۰۰ کوتولهٔ سفید اندازه‌گیری شده‌است. این رنگها گستره‌ای از آبی سیر تا زرد را نشان می‌دهند. گسترهٔ دماهای مربوط به این رنگها از حدود ۱۰۰۰۰۰ درجه کلوین تا ۵۰۰۰ درجه کلوین است که آبی‌ترین تا سرخترین اجسامی را که گمان می‌رود کوتوله سفید باشند در بر می‌گیرد.

 

طیف

 

طیف کوتوله‌های سفید بسیار متفاوت از ستاره‌های معمولی است. در بیشتر طیف‌ها خطوط طیفی اندکی وجود دارد. تنها خطوطی که به صورت برجسته و واضح دیده می‌شوند خطوط هیدروژن است. با این حال در طیف بعضی از کوتوله‌های سفید، نمودهای غیر عادی به چشم می‌خورد. به طور مثال، کوتوله‌های سفیدی وجود دارند که در طیف آنها اثری از خطوط مربوط به هیچ عنصری دیده نمی‌شود. طیف برخی از کوتوله‌های سفید فقط خطوط هلیوم را نشان می‌دهد، بی آنکه خطوط هیدروژن در آن قابل مشاهده باشد. در طیف برخی دیگر خطوط عناصر سنگین مانند کلسیوم و آهن وجود دارد.

 

جرم

 

برخی از کوتوله‌های سفیدی که کشف شده‌اند، عضو منظومه‌های دوتایی هستند، از این رو تعیین جرم آنها به طور قابل اعتمادی میسر است. از مشهورترین کوتوله‌های سفید همدم‌های ستاره‌های شباهنگ (شعرای یمانی) و شِعرای شامی است که جرم دقیق آن را می‌توان بدست آورد. محاسبه مدارهای این ستارگان نشان می‌دهد که جرم شباهنگ – B، ۰۵ر۱ برابر جرم خورشید و جرم شعرای شامی – B، ۶۳ر۰ جرم خورشید است. این مقادیر، مقادیر نمونه برای کوتوله‌های سفید هستند و دلایل خوبی در دست است که قبول کنیم هیچ کوتوله سفید نمی‌تواند بسیار پرجرم تر از خورشید باشد. محاسبات نشان می‌دهد که جرم و اندازه کوتوله‌های سفید با هم ارتباط عجیبی دارند. معلوم شده هرچه جرم کوتوله سفید بیشتر باشد، اندازه آن کوچکتر است. علاوه بر آن محاسبات نشان می‌دهد اگر جرم ستاره‌ای بیشتر از ۲/۱ جرم خورشید باشد، نمی‌تواند سیستم پایداری را تشکیل دهد، زیرا در این صورت باید شعاع منفی داشته باشد که البته این بی معنا است. ستاره‌های پرجرمتر به طریقی متفاوت تز از آنکه مستقیماً به کوتوله سفید تبدیل شوند، می‌میرند. این گونه ستاره‌ها ممکن است در پایان عمرشان به ستاره نوترونی و یا شاید سیاهچاله تبدیل شوند.

 

چگالی

 

کوتوله‌های سفید اجسامی هستند بسیار کوچک که شعاع آنها بسیار نزدیک به یک صدم شعاع خورشید در حدود شعاع زمین است. چون جرم کوتوله‌های سفید تقریباً معادل جرم خورشید است در نتیجه چگالی آنها می‌باید در حدود ۱۰۰۳ برابر آب یا حدود ۱ میلیون برابر چگالی خورشید باشد.

کوتولهٔ سفید نسبت به خورشید بسیار کوچک است، ولی باندازهٔ خورشید جرم دارد. یعنی یک فنجان از کوتوله سفید می‌باید ۱۰۰ تن وزن داشته باشد. مقدار جاذبهٔ سطحی در سطح کوتوله‌های سفید نیز بسیار زیاد است و حدود ۱۰۰ میلیارد برابر گرانش زمین است.

 

زمانی که دیگر امکان تولید انرژی هسته ای (همجوشی) از بین می رود،   هسته ی ستاره تا حد امکان متراکم شود و تنها منبع انرژی بجا مانده حرکت تصادفی (گرمایی) هسته ی اتم ها است ستاره به کوتوله ی سفید تبدیل شده است. حرکت هسته های مثبت اندک اندک کند می شود و انرژی جنبشی تنها چشمه گرما و نور کوتوله ی سفید می شود. سرانجام این چشمه نیز از میان خواهد رفت. پس از بیلیون ها سال، دیگر نوری ساطع نخواهد شد و رابطه ی بصری آن با زمین قطع می شود.تنها با جاذبه ی گرانشی خود یعنی با اختلالی که در مسیر ستاره ای دیگر پدید می آورد است که ما از وجود شیی آگاه می شویم که زمانی برای بیلیون ها سال می درخشیده است.

 

کوتوله سفید گونه‌ای از اجرام فضایی است.

 

در طی زندگی یک ستاره در دوران پیری برخی از ستارگان که از حد مشخصی (حد چاندر اسکار:۱٫۴جرم خورشید) پر جرم تر باشند به ستاره نوترونی (۱٫۴جرم خورشید<جرم ستاره نوترونی<3برابر جرم خورشید) و یا سیاهچاله (۳برابر جرم خورشید<جرم سیاه چاله) و اگر از این حد کم جرم تر باشند تبدیل به کوتوله سفید می‌شوند

ماده تشکیل دهنده کوتوله‌های سفید به اندازه‌ای به هم فشرده است که یک قاشق غذا خوری آن چند تن وزن دارد.

کوتوله‌های سفید، که تعدادشان در کهکشان ما نسبتاً زیاد است، آخرین مرحله تکامل بسیاری از ستاره‌ها هستند. ستاره‌هایی که جرمشان تقریباً معادل جرم خورشید (۱٫۴ جرم خورشید) و یا کمتر از آن است به احتمال زیاد همگی به کوتوله سفید تبدیل می‌شوند. این اصطلاح برای توصیف مرحله‌ای از تکامل ستاره‌ای به کار می‌رود که ستاره پس از تبدیل شدن به غول سرخ، در آن مرحله از انقباض باز می‌ایستد. در مرحله کوتوله سفید، ماده ستاره‌ای فشرده می‌شود و به جسمی کم نور، به اندازه‌ای بسیار کوچک، به بزرگی زمین، تبدیل می‌شود. از آنجا که ستاره دیگر هیچ منبعی برای تولید انرژی ندارد، سرد می‌شود. پس یک کوتولهٔ سفید، ستاره‌ای است که دیگر سوخت هسته‌ای اش تمام شده و در نتیجه بسیار فشرده و کوچک می‌شود. چنین ستارگانی بسیار داغ هستند ولی آهسته آهسته دمای خود را از دست می‌دهند.

 

ستارگان ملقب به کوتوله‌های منحط یا متداولا، کوتوله‌های سفید عمدتا از جرم منحط تشکیل یافته‌اند—به طور معمول هسته‌های کربن و اکسیژن در دریایی از الکترون‌های منحط. کوتوله‌های سفید از هسته‌های ستارگان رشته اصلی به وجود می‌آیند و به همین خاطر زمانی که ایجاد می‌شوند بسیار داغ هستند. آن‌ها در طی خنک شدن سرخ و کم نور می‌شوند تا زمانی که در نهایت به صورت کوتوله‌های سیاه در آیند. کوتوله‌های سفید در قرن ۱۹ ام مشاهده شدند، اما چگالی و فشار زیادی که دارا بودند تا سال ۱۹۲۰ بدون توضیح باقی ماند. معادلهٔ حالت برای جرم منحط «نرم» است، یعنی اضافه کردن جرم بیشتر مسبب جسمی کوچکتر خواهد شد. با ادامه دادن افزودن جرم به چیزی که اکنون یک کوتولهٔ سفید است، جسم فشرده و چگالی مرکزی بسیار بیشتر می‌گردد، به همراه انرژی‌های بالای الکترون‌های منحط. شعاع ستاره اکنون فقط به چندهزار کیلومتر کاهش یافته است، و جرم در حال نزدیک شدن به حد نظری بالای جرم یک کوتولهٔ سفید، حد چاندراسخار، حدودا ۱٫۴ برابر جرم خورشید است (M).

اگر ما می‌توانستیم از هستهٔ کوتولهٔ سفیدمان جرم برداریم و آهسته شروع به فشردن آن کنیم، ابتدا الکترون‌ها را می‌بینیم که مجبور به آمیزش با هسته‌ها می‌شوند و پروتون هایشان را توسط فرسودگی معکوس بتا به نوترون‌ها تبدیل می‌نمایند. تعادل به سمت سنگین تر، هسته‌های غنی تر از لحاظ نوترون انتقال می‌یابد که در چگالی‌های معمولی پایدار نیست. با افزایش چگالی، این هسته‌ها هنوز بزرگتر گشته و کمتر خوب پیوند یافته‌اند. در یک چگالی بحرانی حدود ۴·1014 kg/m³، به نام خط سرریزی نوترون، هسته اتم تمایل می‌یابد تا به پروتون‌ها و نوترون‌ها تفکیک شود. در نهایت ما به نقطه‌ای می‌رسیم که جرم برپایهٔ (~۲·1017 kg/m³) جرم یک هسته اتم است. در این نقطه جرم عمدتا نوترون‌های آزاد، با مقدار اندکی از پروتون‌ها و الکترون هاست.

 

در هسته كوتوله هاي سفيد همجوشي پايان يافته است. ستاره شناسان در گذشته بر اساس مطالعاتی که با تلسکوپ های ابتدایی انجام می دادند، پوسته هاي کوتوله های سفید را سحابی های سياره اي می ناميدند و امروزه هم ستاره شناسان همین نام را به آنها می دهند.

بعد از اين كه ابر سياره اي كم كم از ديد محو شد، هسته باقيمانده به عنوان ستاره كوتوله سفيد شناخته مي شود. اين نوع ستاره بيشتر از كربن و اكسيژن تشكيل شده. دماي داخلي آن حدود 100000 كلوين است.

كوتوله سفيد يك ستاره داغ، بسيار متراكم و كوچك است كه بيشتر از كربن تشكيل شده. کوتوله های سفید، بقایای ستاره های غول آساي قرمز وقتی لايه هاي خارجي شان را از دست مي دهند، هستند. کوتوله های سفید تقریباً به اندازه زمين هستند (اما به ميزان وحشتناكي سنگين تر از آن)! آنها در نهايت گرمايشان را از دست مي دهند و به يك كوتوله تاريك سرد تبديل مي شوند. خورشيد ما روزي به يك كوتوله سفيد تبديل مي شود و سپس يك كوتوله سياه مي شود.

 

کوتوله سیاه

 

کوتولهٔ سیاه (به انگلیسی: Black dwarf) به باقیماندهٔ یک کوتوله سفید می‌گویند. سفید بودن یک کوتوله سفید از دمای ناشی از فشرده شدن آن به وجود می‌آید. اما فرضیه‌هایی وجود دارند که طبق آنها، کوتوله سفید تا ابد نمی‌تواند به رمبش ادامه دهد و به تدریج تندی رمبش آن کم شده و پس از مدتی کوتولهٔ سفید به کلی از رمبش باز می‌ایستد. با کند شدن و سرانجام بازایستادن کوتوله سفید از رمبش، دمای لازم برای تابش کوتوله سفید به تدریج رو به زوال گذاشته و کوتوله سفید کم‌نور شده و بالاخره تبدیل به جسمی به نام کوتوله سیاه می‌شود. در حال حاضر هیچ کوتولهٔ سیاهی در کیهان وجود ندارد، زیرا هنوز سن کیهان به قدری زیاد نشده که کوتوله‌های سفید فرصت تبدیل شدن به کوتوله‌های سیاه را پیدا کنند.

 

چون يك ستاره كوتوله سفيد هيچ سوختي ندارد تا همجوشي در آن انجام شود، بعد از ميلياردها سال به آهستگي سردتر و سردتر مي شود و در نهايت به كوتوله سياه تبديل مي شود. کوتوله سیاه به قدري ضعیف است كه دیگر دیده نمي شود. يك كوتوله سياه پايان چرخه زندگي ستاره ای با جرم متوسط است.

 

 

کوتوله قهوه‌ای

 

کوتوله‌های قهوه‌ای ستارگان کوچکی هستند که هنگام تشکیل شدنِ مرکزشان، به اندازه کافی داغ نمی‌شوند تا فرایند ذوب یا همجوشی هسته‌ای در آنها به وجود آید. به عبارت دیگر آنها به خورشیدهای نورانی و گرم تبدیل نمی‌شوند بلکه بلافاصله پس از تشکیل سرد می‌شوند و نوری از خود نمی‌تابانند بگونه‌ای که به سختی دیده می‌شوند.

جرم هایی هستند کوچکتر از ستارگان و بزرگتر از سیاره ها که به علت کم بودن جرمشان واکنش های هسته ای در آنها انجام نشده و در نتیجه از خود نور ندارند و چون بسیار دورند دیده نمی‌شوند. کوتوله های قهوه‌ای به سبب نیروی جاذبه افزایش یابنده‌شان که درپی متراکم شدن دایمی آنها پدید می آید و منتشر کننده نیرومند پرتو فروسرخ هستند که با ابزارهای جدید اندازه‌گیری می‌شود. برخی از دانشمندان و ستاره شناسان اینها را همان جرم گمشده می‌دانند. دسته ای از ستارگان غیر هسته ای وجود دارند که باید بین آنها،کوتوله های سفید،سیاه و قرمز تفاوت قائل شویم . این ستارگان کوتوله های قهوه‌ای هستند . این اشیاء در واقع مرگ ستاره ای از خود نشان نمیدهند و بیشتر به سیارات غول آسا شبیه هستند تا به ستارگان . آنها حاصل فروریزش گرانشی و انقباض سحابی های پیش ستاره ای هستند ولی جرم آنها برای شروع واکنشهای هسته ای در هسته شان کافی نیست . تنها منبع انرژی یک کوتوله ی قهوه‌ای انقباض گرانشی است . کوتوله های قهوه‌ای دمای پائینی دارند و درخشندگی آنها بسیار کم است،از این رو مشاهده آنها مشکل است . یکی از اجسامی که میتوانیم به عنوان کوتوله‌ی قهوه‌ای از آن یاد کنیم ستاره‌ای است که همدم ستاره ی نزدیک ما یعنی وان بیس بروک 8 می‌باشد که به روش تداخل سنجی نقطه ای مادون قرمز آشکارسازی شده است . ویژگی های مربوط به این ستاره نشان میدهد که شبیه به یک سیاره برون خورشیدی مشتری گون است .

دارای هسته مرده ای هستند که رمقی برای فعالیتهای هسته ای ندارند


کوتوله قهوه‌ای کوچک

 

مقایسه‌ای میان خورشید، یک کوتولهٔ قهوه‌ای کوچک جوان و سیارهٔ هرمز. با گذر زمان کوتولهٔ قهوه‌ای کوچک، سردتر و کوچکتر می‌شود.

کوتولهٔ قهوه‌ای کوچک، یک جرم سیاره‌گون است که به دور یک ستاره نمی‌گردد ولی آن را یک کوتولهٔ قهوه‌ای نیز در نظر نمی‌گیرند؛ چون جرمش کمتر از ۱۳ برابر جرم هرمز، جرم یک کوتولهٔ قهوه‌ای است.

 

کوتوله‌های قهوه‌ای ناکام

 

کوتوله‌های قهوه‌ای کوچک، به همان ترتیبی که ستاره‌ها تشکیل می‌شوند، ایجاد شده‌اند یعنی بوسیلهٔ فروپاشی ابری از گازها و نه از راه فروپاشی هسته یک دیسک گازی. تفاوت در روش تشکیل یک سیاره و یک کوتولهٔ قهوه‌ای کوچک، در میان همهٔ ستاره شناسان مورد پذیرش نیست.

 

کمینهٔ جرم

 

کمترین جرم لازم از ابر گازی، که بتواند از راه فروپاشی یک کوتولهٔ قهوه‌ای کوچک ایجاد کند، تقریباً برابر با ۱ Mj است. به این دلیل که برای فروپاشی نیاز به نیروی گرانش و در مقابل تولید گرما و انرژی است.

 

كوتوله قهوه اي ستاره اي است كه جرمش به اندازه اي كوچك است كه همجوشي هسته اي نمی تواند در هسته اش رخ دهد (دما و فشار در هسته اش براي همجوشي ناكافي است). يك كوتوله قهوه اي خيلي درخشان و تابناك نيست.


 

ستارگان فراغول - ابرغول - غول

 

ستارگان فراغول - ابرغول - غول

Hypergiant -Supergiants - giants

فراغول

ابرغول آبی

ابرغول زرد

ابرغول سرخ

ستاره غول

غول سرخ

 

 

ستارگان غول آسا و بسيار غول آسا ستارگان بزرگ، قديمي هستند.

فراغول‌ها هم دقیقاً مانند ابرغول‌ها تحوّل می‌یابند، با این تفاوت که محدودیّتی در این که تا چه حد بزرگ و درخشان شوند، ندارند. در ستاره‌های معمولی میان نیروی گرانش به سمت داخل و فشار گازها به سمت بیرون، همیشه تعادل وجود دارد. امّا در فراغول‌ها، به جای فشار گازها فشار تابشی اهمّیّت دارد. نخستین بار آرتر استانلی ادینگتن، اخترفیزیکدان انگلیسی، متوجّه این موضوع شد. حد ادینگتون مشخّص می‌کند که درخشش هر ستاره پیش از آن که فشار تابشی از فشار گرانشی اش بیش تر شود، حدّاکثر چه قدر می‌تواند باشد.


فَراغول‌ها (به انگلیسی: Hypergiant) یا ابرغول‌ها

 

یک ابرغول ( کلاس درخشندگی 0 یا Ia + ) یک نوع بسیار نادر از ستاره است که به دلیل بادهای شدید ستاره ای دارای درخشندگی ، جرم ، اندازه و کاهش جرم بسیار بالایی است . اصطلاح ابر غول به عنوان کلاس روشنایی 0 (صفر) در سیستم MKK تعریف شده است . با این حال ، این به ندرت در ادبیات یا طبقه بندی های طیفی منتشر شده مشاهده می شود ، به جز گروه های مشخص مانند غول های زرد ، RSG ( ابرغول های قرمز ) ، یا ابرغول های آبی  B (e)با طیف های انتشار به طور معمول ، غول پیکرها به عنوان Ia-0 یا Ia + طبقه بندی می شوند ، اما ابرغول های قرمز به ندرت به این طبقه بندی های طیفی اختصاص داده می شوند. ستاره شناسان به این ستاره ها علاقه مند هستند زیرا آنها با درک تکامل ستارگان ، به ویژه با تشکیل ستارگان ، ثبات و مرگ مورد انتظار آنها به عنوان ابرنواختر ارتباط دارند .

 

درمیان ستارگان از همه درخشان‌ترند. درخشش آنها چندصدهزار برابر خورشید است.

اگر چه همهٔ ستارگان فراغول کهکشان راه شیری بسیار دورند و انگشت‌شمار هم هستند، امّا این ستاره‌ها آن‌چنان درخشانند که حتّی با چشم غیرمسلّح هم می‌توان برخی از آنها را مشاهده کرد. مثلاً اگر با دوربین شکاری، ستارهٔ نارسنگ را نگاه کنید، رنگ سرخ آن به‌راحتی قابل تشخیص است. این ستاره یکی از بزرگ‌‌ترین ستاره‌های شناخته‌شده‌ است، به‌طوری‌که اگر به‌جای خورشید قرار گیرد، لبه‌هایش به مدار کیوان می‌رسد.

در کهکشان راه شیری ستارهٔ دجاجه12-2  OB فراغولی است با کمترین قدر مطلق شناخته شده یعنی در حدود ۱۰- در آسمان نیم کره شمالی.

 

فرا غول های شناخته شده

 

بررسی هایپر غول ها به دلیل نادر بودن آنها دشوار است. بسیاری از غول های غول دار طیف های بسیار متغیری دارند ، اما در اینجا به دسته های طیفی وسیع گروه بندی می شوند.


فراغول‌های سرد

 

آن یکی که جرمش ۴۰ جرم خورشید بود، زیر حدّ HD باقی می‌ماند و به فراغول سرد تبدیل می‌شود؛ مانند رو ذات الکرسی و HR8752.

سرنوشت پایانی فراغول‌ها

یک ستارهٔ رشتهٔ اصلی فوق العاده پرجرم، چه به یک فراغول سرد و چه به یک متغیّر آبی درخشان، و بعد هم یک ستارهٔ ولف رایت تبدیل شود، سرنوشت نهایی اش، انفجار ابرنواختری است. در یک لحظه، هستهٔ ستاره می‌رمبد و انرژی ناشی از این رمبش، لایه‌های خارجی آن را در فضا پراکنده می‌کند. این هستهٔ رمبیده حالا احتمالاً ستاره‌ای نوترونی یا حتّا سیاهچاله است. و بدین ترتیب زندگی ستاره‌ای که یکی از بزرگ‌ترین و درخشان‌ترین ستاره‌های کهکشان صاحبش بود، اکنون به صورت یکی از کوچک‌ترین و کم نورترین اجرام آن پایان می‌یابد.

 

 

ستاره ولف–رایه


تصویری بوسیلهٔ تلسکوپ فضایی هابل از سحابی m1-67 پیرامون ستاره ولف-رایهٔ WR 124

 

ستارگان ولف-رایه (به انگلیسی: Wolf-Rayet stars) ستارگانی بسیار پرجرم یعنی با جرم بالای ۲۰ جرم خورشید هستند. آنان همچنین بسیار روشن و داغند و از این رو توجّه اخترشناسان را جلب کرده‌اند و به دلیل روشنایی زیاد خود یکی از گونه‌های فراغول‌ها هستند. طیف این ستارگان نیز غیر عادّی است و این خود یکی از عواملی است که آنان را از دیگر ستارگان آسمان جدا می‌سازد.

 

طیف

چیزی که در طیف این ستارگان توجه هر فرد آشنا با اخترشناسی را جلب می‌کند این است که به جای خطوط جذبی عادی که در طیف‌های ستارگان معمول هستند، در طیف این ستارگان نه تنها خطوط جذبی دیده نمی‌شوند بلکه دارای خطوط نشری هستند. نکتهٔ جالب تر این است که پهنای این خطوط هم بسیار است! ویژگی‌های شگفت آور طیف این ستارگان به قدری فراوان است که اخترشناسانِ پس از پیکرینگ برای آنان رده طیفی دیگری به نام WR ایجاد کرده‌اند.

دلیل‌های غیرعادی بودن طیف‌های این ستارگان

یکی از شگفتی‌های موجود در این ستارگان ویژه وجود بادهای ستاره‌ای بسیار نیرومند در این ستارگان است. بادهای ستاره‌ای ستارگان ولف رایه سرعت‌هایی بیش از حدود ۲۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه دارند. علل این سرعت‌های دور از تصوّر این هستند که ستارگان نامبرده شده جوهای ناپایداری دارند و جوهای بیرونی خود را به صورت لایه‌هایی حبابی شکل و سرشار از گاز و غبار به بیرون پرتاب می‌کنند. این ستارگان ترکیبات شیمیایی گوناگونی دارند. در جوهای بیرونی برخی از آنان عنصر کربن به میزان فراوان وجود دارد. برخی دیگر نیز دارای میزان فراوان نیتروژن در جوهای بیرونی خود هستند. همچنین در جوهای بیرونی برخی از آنان هیچ‌یک از این دو عنصر به صورت فراوان وجود ندارند. ستارگان ولف رایتی که در جوهای بیرونی خود مقدار فراوانی عنصر کربن دارند در طیف خود خطوط نشری کربن را آشکار می‌کنند زیرا این عنصرها هنگامی که به شکل بادهای ستاره‌ای به محیط پیرامونی ستاره پرتاب می‌شوند همهفوتون‌هایی را که به سمتشان می‌آیند را می‌ربایند. سپس به فوتون‌های بخش‌های خاصی از طیف اجازه دوباره گسیل شدن را می‌دهند. این بخش‌های ویژه خطوط نشری نام دارند. در برخی از این ستارگان که در جوهای بیرونی خود به جای کربن فراوان نیتروژن فراوان دارند همین پدیده رخ می‌دهد ولی آن‌ها به جای خطوط نشری کربن نیرومند خطوط نیرومند نیتروژن را می‌نمایانند. در کنار این دو نوع عنصر ملکول‌ها واتم‌های فراوانی در جوهای بیرونی و بادهای ستاره‌ای این ستارگان موجودند. این ذرات هم خطوط نشری مربوط به خود را درست می‌کنند.

علل پهنای زیاد خطوط نشری این ستارگان

پیش از این اشاره شد که این ستارگان بادهای ستاره‌ای بسیار شدیدی دارند. چون ستارگان اجرامی کروی و یا شبه کروی هستند برخی از این بادها که از بخش پشت ستاره گسیل می‌شوند از ما دور می‌شوند یا به عبارتی دیگر نسبت به ما سرعت شعاعی مثبت دارند و برخی دیگر که از بخش جلوی ستاره گسیل می‌گردند به ما نزدیک می‌شوند یا بر خلاف مورد پیش نسبت به ما سرعت شعاعی منفی دارند. اثر دوپلر باعث می‌شود که پرتوهای گسیل شده از بادهای ستاره‌ای نزدیک شونده به ما دچار انتقال به آبی بشوند. همچنین این پدیده بر روی پرتوهای گسیل شده از بادهای ستاره‌ای دور شونده از ما اثر وارونه می‌گذارد یعنی سبب انتقال به سرخ این پرتوها می‌شود.

تغییر قدر

ستارگان ولف-رایه به عنوان گروهی از ستارگان متغیّر هم رده‌بندی می‌شوند. این اختران گروهی از متغیّرهای ذاتی انفجاری هستند که به طور نامنظّم و با دامنه بالای ۰٫۱ تغییر قدر می‌دهند.

 

تاریخچه اکتشافات دربارهٔ ستارگان ولف-رایه

 

در سال ۱۸۶۷ میلادی در رصدخانه پاریس دو نفر به نام‌های چارلز ولف و جرج رایه هنگامی که طیف‌های بسیاری از ستارگان صورت فلکی دجاجه را رمز گشایی می‌کردند سه ستاره ناشناس را یافتند. هنگامی که طیف این ستارگان را رمز گشایی کردند برخلاف خطوطی جذبی عادّی و باریک معمولی خطوط غیر عادّی نشری پهنی را در طیف‌های آنان دیدند. در طیف بیشتر ستارگان در پی حضور عنصرها در لایه‌های بالایی که پرتو را در دامنهٔ ویژه‌ای جذب می‌کنند، خطوط جذبی دیده می‌شود. شمار ستارگان با خطوط نشری بسیار کم است؛ بنابراین این ستارگان آشکارا غیرعادی بودند.

ماهیت خطوط نشری در طیف این ستارگان برای چند دهه ناشناخته ماند. ادوارد سی پیکرینگ نظریه‌ای پیشنهاد داد که مطابق آن این خطوط ناشی از حالت‌هایی غیرعادی از اتم هیدروژن هستند. روشن شد که با جای گذاری اعداد کوانتمی نیم صحیح خطوط «سری پیکرینک» با طرحی مشابه خطوط سری بالمر به دست می‌آیند. سپس نشان داده شد که این خطوط ناشی از حضور عنصر هلیوم هستند. گازی که در سال ۱۹۶۸ کشف شد.

تا سال ۱۹۲۹ علت پهنای این خطوط نشری ناشی از اثر دوپلر شناخته شد و بنابراین آشکار شد که گازی که این ستارگان را احاطه کرده است با سرعت بین ۲۰۰ تا ۳۴۰۰ کیلومتر بر ثانیه در راستای خط دید به سمت بیرون حرکت می‌کند. پیامد این یافته این است که ستاره‌ای از گونه ولف-رایه همیشه به محیط پیرامونیش گاز پرتاب می‌کند و در نتیجه ناحیه‌ای گسترده شونده از گاز درخشان می‌سازد. نیرویی که گاز را با سرعت‌های بالای دیده شده به فضا پرتاب می‌کنند فشار تابشی است. افزون بر خطوط نشری هلیوم خطوط نشری کربن، نیتروژن و اکسیژن نیز در طیف ستارگان ولف-رایه شناسایی شده‌اند. در سال ۱۹۳۸ اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی طیف ستارگان ولف-رایه را بر پایه اینکه طیفشان بیشتر شامل خطوط کربن و اکسیژن (O و C) یا نیتروژن (N) باشد به ترتیب به دو بخش WC و WN دسته‌بندی کردند.

مدل‌های تحول ستاره‌ای

امروزه بیشتر ستارگان ولف-رایه به عنوان مرحله‌ای طبیعی در در دگرگونی ستارگان پرجرم شناخته شده‌اند. گمان می‌رود که ستارگان ولف-رایه نمی‌توانند از ستارگانی با فلزیگی پایین به وجود بیایند چرا که این ستارگان نمی‌توانند به مقدار کافی جرم از دست بدهند و در عوض یکراست به مرحلهٔ ابرنواختر از نوع pair-instability یا photodisintegration می‌روند.

ستارگان ولف-رایه در کهکشان راه شیری

این ستارگان بسیار کمیاب هستند ولی ‌امروزه دانشمندان به کمک پیشرفت‌های شایان اخترشناسی نزدیک به‌۵۰۰ ستاره ولف رایت را در کهکشان ما شناخته‌اند. این عدد در چندسال گذشته به کمک رصدهای پیمایشی (surveys) پرتوسنجی و طیف‌سنجی در محدودهٔ فروسرخ، به میزان بسیاری افزایش یافته است.

ستاره نمونه

ستارهٔ نمونه این ستارگان ستاره گاما ۱ بادبان است. این ستاره یک ستاره دوتایی است و دارای همدمی با قدر دیداری حدود ۴٫۲ با نام گاما ۲ بادبان می‌باشد. ستاره گاما ۱ بادبان دارای قدر دیداری حدود ۱٫۷۵ است و درنتیجه درخشان‌ترین ستاره ولف-رایه و درخشان‌ترین ستاره پیکر آسمانی بادبان و یکی از ۴۰ ستاره درخشان آسمان است.

 

 

مدل‌های تحول ستاره‌ای

 

امروزه بیشتر ستارگان ولف-رایه به عنوان مرحله‌ای طبیعی در دگرگونی ستارگان پرجرم شناخته شده‌اند. گمان می‌رود که ستارگان ولف-رایه نمی‌توانند از ستارگانی با فلزیگی پایین به وجود بیایند چرا که این ستارگان نمی‌توانند به مقدار کافی جرم از دست بدهند و در عوض یکراست به مرحلهٔ ابرنواختر از نوع pair-instability یا photodisintegration می‌روند.

ستارگان ولف-رایه در کهکشان راه شیری

این ستارگان بسیار کمیاب هستندولی‌امروزه دانشمندان به کمک پیشرفت‌های شایان اخترشناسی نزیک به‌۵۰۰ ستاره ولف رایت را در کهکشان ما شناخته‌اند. این عدد در چندسال گذشته به کمک رصدهای پیمایشی (surveys) پرتوسنجی و طیف‌سنجی در محدودهٔ فروسرخ، به میزان بسیاری‌افزایش یافته است.

 

ستاره نمونه

 

ستارهٔ نمونه این ستارگان ستاره گاما ۱ بادبان است. این ستاره یک ستاره دوتایی است و دارای همدمی با قدر دیداری حدود ۴٫۲ با نام گاما ۲ بادبان می‌باشد. ستاره گاما ۱ بادبان دارای قدر دیداری حدود ۱٫۷۵ است و درنتیجه درخشان‌ترین ستاره ولف-رایه و درخشان‌ترین ستاره پیکر آسمانی بادبان و یکی از ۴۰ ستاره درخشان آسمان است.


متغیّرهای آبی درخشان (به انگلیسی: Luminous Blue Variables)

 

که در زبان انگلیسی اختصاراً LBVs نامیده شده و همچنین با نام متغیرهای اس ماهی طلایی شناخته می‌شوند، دسته‌ای ازستارگان متغیر نام دارند. آنان هم چنین گروهی از فراغول‌ها هستند.

این اجرام به‌قدری درخشانند که دیگر انواع فراغول‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. جرم همهٔ این ستارگان، از حد HD یا حد هامفریس - دیویدسن، که حدود ۴۰ جرم خورشیدی است بیش تر است. آن‌ها همگی ستارگانی با رنگ آبی مایل به سفید هستند.

 

سرگذشت متغیرهای آبی درخشان

 

دو ستاره، یکی با جرم ۴۰ جرم خورشیدی و دیگری با جرم ۶۰ جرم خورشیدی را در نظر بگیرید. هر دو ستاره زندگی خود را در رشتهٔ اصلی آغاز می‌کنند. آنان پس از اتمام سوختشان، به تدریج منبسط و سرد می‌شوند. در این مرحله سیر زندگی این دو ستاره از هم جدا می‌شود و هر کدام، در یک گروه از فراغول‌ها جای می‌گیرند. ستاره‌ای که جرمش ۴۰ جرم خورشیدی بود، زیر حدّ HD باقی می‌ماند و به فراغول سرد تبدیل می‌شود؛ مانند رو ذات الکرسی و اچ‌آر ۸۷۵۲. اما ستارهٔ دیگر با جرم ۶۰ جرم خورشیدی، نمی‌تواند یک فراغول سرد شود. تحوّل آن هم‌چنان که به حد HD نزدیک می‌شود، متوقف می‌شود. چنین ستاره‌ای تا پیش از آن که به حد HD برسد، احتمالاً نیمی از جرم اولیه‌اش را از دست می‌دهد و به یک متغیّر آبی درخشان که ناپایدار است، تبدیل می‌شود. معمولاً بادهای یک متغیر آبی درخشان، در هر سال در حدود یک صد هزارم جرم خورشیدی از جرم آن را راهی فضا می‌کند. پی ماکیان چنین ستاره ای است که در قسمت پایدار حد HD قرار دارد.

ستاره‌های ولف - رایه

در یک ستارهٔ فوق‌العاده سنگین، بادها تمام لایهٔ هیدروژنی آن را به فضا پرتاب می‌کنند و فقط لایه‌های داخلی ستاره بر جای می‌ماند. در این لایه‌ها، محصولات فرایند گداخت هسته‌ای ستاره در طی میلیون‌ها سال، فراوان وجود دارد. اخترشناسان چنین ستاره‌ای را ولف - رایه می‌نامند. این اجرام شگرف هنوز هم به شدّت جرم از دست می‌دهند. در طیف آنان خطوط کربن و نیتروژن زیادی وجود دارد، اما اصلاً خطّ هیدروژن وجود ندارد. ستاره‌های ولف - رایه هنوز هم در ردهٔ درخشان‌ترین ستاره هایِ شناخته شده به شمار می‌روند.

 

آشناترین ستارگان متغیّر آبی درخشان

    اتا شاه تخته

    ای جی شاه تخته

    دجاجه اُب۲-۱۲

    پی ماکیان

    اس ماهی طلایی

 

 

 

ستاره آهنی

 

در اخترشناسی، ستارهٔ آهنی (انگلیسی: Iron star) به نوعی ستاره فشردهٔ فرضی می‌گویند که احتمال دارد ۱۰۱۵۰۰ سال بعد در گیتی پدیدار شود.

منطقی که در پشت این فرضیه وجود دارد، می‌گوید گداخت سردی که از طریق تونل‌زنی کوانتومی ایجاد خواهد شد، سبب می‌گردد تا هسته‌های سبک مواد معمولی، به هم متصل شده و آهن-۵۶ را بوجود بیاورند. سپس شکافت هسته‌ای و واپاشی آلفا موجب خواهند شد تا هسته‌های سنگین مواد هم دچار واپاشی شده و به آهن-۵۶ تبدیل شوند و بدین ترتیب، همهٔ اجرام ستاره‌ای، به کره‌های سردی از آهن مبدل گردند. پیش‌شرطِ ایجاد یک‌چنین ستاره‌هایی آن است که پدیدهٔ واپاشی پروتون رخ ندهد. در ضمن، اگرچه سطح ستارگان نوترونی هم از جنس آهن است، اما برخی پیش‌بینی‌های کنونی می‌گویند که این ستاره‌ها به‌کلی با ستاره‌های آهنی تفاوت دارند.

عبارت «ستاره آهنی» در مورد ابرغول‌های آبی هم کاربرد دارد که در طیف نوری‌شان، رگه‌های نامعمول و عجیبی از FeII دیده می‌شود. این‌ها احتمالاً فراغول‌های متغیر آبی درخشانی هستند که سرد و خاموش شده‌اند. یک نمونهٔ خوب از این فراغول‌های متغیر آبی درخشان، «اتا شاه‌تخته» است.


ابرغول

 

ابرغول‌ها (به انگلیسی: Supergiants) – بسیار غول آسا

 

یک دسته از ستارگان هستند که در بخش بالایی نمودار هرتسپرونگ راسل قرار دارند. این ستارگان در رده‌بندی ستارگان در ردهٔ Ia (پرفروغ) یا Ib (کم فروغ) قرار دارند. قدر تابشسنجی آنها میان ۵– و ۱۲– است. ستارگان با درخشندگی بیشتر در ردهٔ فراغولها قرار می‌گیرند.

 

شبه ستاره‌هایی که جرمشان صدها برابر جرم خورشید است. چنین اجرامی احتمالا هسته کهکشانهای ابتدایی را تشکیل می‌دهند و پس از میلیونها سال ، کهکشانهای رادیویی بدل می‌گردند. ابرغولها معمولا به رنگهای زرد ، قرمز ، سفید و یا آبی هستند

 

يك بسیار غول آسا (supergiant) بزرگ ترين نوع ستاره ای است که تاکنون شناخته شده است. بعضي از آنها تقريباً به بزرگي منظومه شمسی ما هستند. ابط الجوزا و ريگال از بسيار غول آساها هستند. اين ستارگان نادرند. موقعي كه بسيار غول آساها مي ميرند، تبدیل به ابرنواختر و سياهچاله مي شوند.

 

ابرغول‌های آبی (BSG ها)

 

ابرغول هایی هستند که در رده‌های طیفی O و B قرار دارند. این ستارگان پایان داغ رشته اصلی را تشکیل می‌دهند. این ابرغول‌ها جرم خود را با سرعت‌های زیادی یعنی میان ۱۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه و ۲۰۰۰ کیلومتر بر ثانیه پرتاب می‌کنند.

 

ابرغولهای سرخ یا آراسجیها (به انگلیسی: Red Supergiants)

 

ستارگان ابرغول رده‌های طیفی K و M هستند. ابرغولهای سرخ بزرگترین ستارگان کیهان هستند.

 

 

متغیرهای نیمه‌منظم یا با دورهٔ طولانی

متغیرهای نیمه منظم که بیشتر برای غول‌ها و ابر غول‌های سرخ وجود دارد دورهٔ ثابت و تغییر قدر متغیر دارند مانند ابط الجوزا ۰ تغییر قدر آن‌ها حداکثر ۵٫۲ قدر است که در دوره‌های ۳۰روزه تا چندهزارروزه صورت می‌گیرد.

متغیر میرا

این نوع متغیرها برای ابرغولهای قرمز رخ می‌دهد که در دوره‌های طولانی ۲٫۵ تا ۱۱ قدر تغییر قدر مطلق دارند اولین نمونه شناخته شده o نهنگ بود که در دورهٔ ۳۳۲روزه از قدر ۲ به قدر ۱۰ افت می‌کرد. متغیرهای RV گاوی (یا RV ثوری) این متغیرها دورهٔ بین ۳۰ تا ۱۵۰ روز و ۳ تا ۴ قدر تغییر قدر مطلق دارند.


غول‌ها

ستاره غول

 

ستارهٔ غول ستاره‌ای است که به طرز قابل ملاحظه‌ای شعاع و درخشندگی بیشتری از یک ستارهٔ رشتهٔ اصلی با همان دمای سطح دارد. یک ستارهٔ غول معمولاً دارای شعاعی میان ۱۰ و ۱۰۰ شعاع خورشیدی، و درخشندگی‌ای میان ۱۰ و ۱۰۰۰ برابر درخشندگی خورشید است.

 

 

غول‌های سرخ با همجوشی هلیم به کربن، و ابرغول‌ها با فرایندهای گداخت بیش تر، مدّتی به زندگی خود ادامه می‌دهند. ولی هلیم سوختی کوتاه مدّت است. از این رو، زندگی غول‌های سرخ دیری نمی‌پاید. و امّا ستاره‌های ابرغول؛ منابع تولید درخشش این ستارگان که درخشان تر از غول‌ها هستند، از این هم سریع تر مصرف می‌شود.

 

 

غول هاي آبي

 

يك غول آبي ستاره ای آبي، خيلي داغ و بسيار بزرگ است. اين ستاره يك ستاره رشته اصلي است كه هليوم مي سوزاند.

 

 

غول هاي قرمز

 

موقعي كه در هسته يك ستاره با جرم متوسط همه هيدروژن بر اثر همجوشی به هليوم تبدیل مي شود، وضع ستاره به سرعت تغيير مي كند. چون ستاره نمي تواند انرژي ناشی از همجوشي بيشتري توليد كند، جاذبه فوراً ماده را خرد و له مي كند. در نتيجه فشار به سرعت هسته و منطقه اطراف آن را گرم مي كند. دما به قدري زياد مي شود كه همجوشي هسته اي در يك پوسته باريك در حول هسته شروع مي شود. این همجوشي حتي انرژي بيشتري از همجوشي هيدروژن در هسته توليد مي كند. انرژي اضافي به خلاف جهت لايه هاي خارجي تر ستاره كشيده مي شود و بنابراين ستاره به ميزان بي رويه اي گسترش پيدا مي كند.

هنگامي كه ستاره گسترش پيدا مي كند، لايه هاي خارجي سردتر مي شوند. بنابراين ستاره قرمزتر مي شود و به خاطر اين كه منطقه سطح ستاره به میزان زیادی گسترش پيدا مي كند، ستاره روشن تر هم مي شود. ستاره حالا غول قرمز است.

يك غول قرمز ستاره اي نسبتاً قديمي است كه قطرش حدود 100 برابر بزرگ تر از آني است كه از اول بوده و سردتر شده است (دماي سطحش زير 6500 كلوين است). این ستاره ها به شكل متناوب رنگشان نارنجي مي شود. ابط الجوزا یا آلفای جبار (Betelgeuse) يك غول قرمز است. جرم آن صد برابر جرم خورشيد است و حدود 14000 برابر روشن تر از خورشيد است و حدود 600 سال نوري از زمين فاصله دارد.

 

غول سرخ یک ستاره بزرگ و درخشان است که در مرحله دوم عمرش به سر می‌برد همجوشی هسته‌ای در لایه بیرونی مرکز این ستاره اتفاق می‌افتد.

هسته این ستارگان بسیار فشرده از جنس هلیوم است و دمای سطح آنها کمتر از ستارگانی که مرحله اول عمرشان را می‌گذرانند می‌باشد (حدود ۵۰۰۰ درجه سانتی‌گراد).

 

در رده‌بندی یرکس ردهٔ فشاری II متعلق به گروهی از ستارگان به نام غولهای درخشان (به انگلیسی: Bright giants) است. این ستارگان از نظر درخشندگی مقامی میان غولها و ابرغولها دارند. تتا عقرب یکی از این ستارگان ااست.

    ابرغول (به انگلیسی: Supergiants)

    عذارا (به انگلیسی: Epsilon Canis Majoris)

    سرگس (به انگلیسی: Theta Scorpii)

    بتا بزغاله (به انگلیسی: Beta Capricorni)

    قلب‌الفرد (به انگلیسی: Alpha Hydrae)

    رأس‌الجاثی (به انگلیسی: Alpha_Herculis)

    گاما سگ بزرگ (به انگلیسی: Gamma Canis Majoris)

 

 

در ستارگان پیر ، هسته نیروی لازم جهت نگه داشتن پوسته ملتهب ستاره را ندارد پس پوسته ستاره شروع به تورم و انبساط می کند که در مورد خورشید طبق محاسبات تا مریخ را در خود فرو می برد و چون پوسته به سوی سردی گرانش پیدا می کند طیف سرخ از خود گسیل می دارد که به این نوع ستارگان غولهای سرخ می گویند .

وقتی پوسته به اندازه کافی منبسط و سرد شد دوباره شروع به انقباض کرده و هسته داخلی ستاره پوسته را سوی خود می کشد . وقتی پوسته منقبض شد و دوباره گرم شده و منبسط می شود و این فرایند به حدی تکرار می شود که ناگهان ستاره بخاطر انرژی درونی زیاد منفجر شده و پوسته ملتهب ستاره چون بخاری سحابی گون پراکنده شده و سحابی نوع دوم را بوجود می آورند . انفجار ستاره را به اصطلاح ابر نواختر یا سوپر نوا گویند که در این حین در نقطه ای از آسمان درخشش خیره کننده ای دیده می شود و پس از آن ستاره به خاموشی می گراید .

 

 

ستارگان مرده :

 

- اگرچنانچه انفجار ابر نواختری رخ دهد همانطور که عنوان شد پوسته مانند گرد وغباری پراگنده و هسته به جای می ماند .

- اگرستاره کوچکتر از خورشید باشد هسته را کوتوله قهوه ای می خوانند .

- و اگرستاره هم اندازه خورشید باشد هسته را کوتوله سفید می خوانند .

- واگرستاره سه برابربزرگتر از خورشید باشد هسته را ستاره نوترونی می خوانند .

- واگرستاره چهار برابر بزرگتر از خورشید باشد هسته را سیاه چاله می خوانند .

 

 

ستاره کربنی

 

ستاره‌های کربنی یا ستاره‌های نوع سی گونه‌ای از اجرام فضایی هستند.

این ستاره‌های نادر، دارای تراکم کربن بالا (بیشتر از اکسیژن) و دمای پایین —بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ درجه کلوینبوده و در گروه غول‌های سرد قرار می‌گیرند. رنگ این ستاره‌ها اغلب نارنجی پررنگ و یا قرمز است.

تشکیل

ستاره‌ها در گام‌های پایانیِ تکامل خود، به علت ازدیاد ناگهانی سیلان انرژی ایجاد شده توسط سوخت هلیوم، دچار تغییرات بلند مدت می‌شوند. اگر ستاره به اندازهٔ کافی جرم داشته باشد، نقاط همرفتی ِ انتقال گرما پس از ترکیب و ادغام با یکدیگر به داخل هسته فرو می‌پاشد و ستاره تبدیل به غول سرخ می‌شود. اگر ستاره دارای تراکم اکسیژن بسیار باشد تبدیل به غول سرخ  غنی از اکسیژن می‌شود و اگر دارای تراکم کربن زیاد باشد به غول ِ سرخِ غنی از کربن یا ستاره کربنی تبدیل خواهد شد. تولید عنصر سنگینی چون کربن نیاز به این دارد که ستاره در مراحل پایانی تکامل خود باشد. حضور اضافی لیتیم نشان می دهد که اکسیژن و کربن توسط واکنش‌های هسته‌ای در هسته ستاره تولید شده و سپس به سطح آن منتقل می‌شود.

 

 

ستاره باریومی

 

ستاره باریومی (انگلیسی: Barium star) غول سرخی است از ردهٔ طیفی جی یا ک که در آن عنصرهای سنگینی همچون باریم با فراوانی غیرمعمول در طیف نمایان می‌شوند.واژه‌های مصوّب فرهنگستان تا پایان دفتر یازدهم فرهنگ واژه‌های مصوّب

مطالعه مشاهده‌ای سرعت شعاعی این ستاره‌ها نشان می‌دهد که تمامی ستاره‌های باریومی ستاره دوتایی هستند. مشاهدات در طیف فرابنفش با استفاده از کاوشگر بین‌المللی فرابنفش در برخی از سامانه‌های ستاره‌ای باریومی، کوتوله‌های سفید کشف کرده‌اند.


 

نقشه ستارگان

 

نقشه ستارگان

ستارگانی که با چشم غیر مصلح می‌توان دید روشناییهای متفاوتی دارند. روشنایی ستارگان را با قدر می‌سنجند. قدر روشنترین ستارگان با عدد کوچک و قدر کم نورترین آنها با عدد بزرگ نشان داده می‌شود. روشنترین ستارگان آسمان شب ، از قدر صفر یا اول هستند.کم نورترین ستاره‌ای را که می‌توانید در یک شب تاریک و بی مهتاب ببینید، از قدر ششم است.

در این نقشه‌ها تنها سه نماد برای نشان دادن ستارگان پرنور ، متوسط و کم نور مورد استفاده قرار گرفته است.

  تشخیص ستارگان کم نور 

 

ستارگان کم نور فقط هنگامی قابل تشخیص‌اند که آسمان واقعا تاریک باشد. جو زمین با دریافت و پخش نورهایی که به آن می‌رسد سبب می‌شود که زمینه آسمان شب ضعیفی بدست آورد. به سبب روشنایی خیابانها و خانه‌ها ، در شهر یا حومه آن ، آسمان هیچ وقت بطور کامل تاریک نمی‌شود. از این راه تشخیص عده‌ای از صور فلکی روشنتر امکان پذیر است. با طلوع ماه ، بویژه هنگام بدر ، آسمان شب چنان روشن می‌شود که عده ستارگان قابل رو یت از عده انگشتان دست تجاوز نمی‌کند.


 نحوه استفاده از نقشه ستارگان

 

از روی نقشه‌ها و اطلسهای ستارگان چاپ شده می‌توان برخی از صورتهای فلکی نیمکره شمالی را یافت. آن صورتهای فلکی ستارگان کم نوری دارند، حذف شده‌اند تا استفاده از نقشه‌ها آسانتر شود. برای کار ، مجموعه‌ای از چند نقشه لازم است. چرا که منظره آسمان ساعت به ساعت و نیز در طی تمام سال تغییر می‌کند. این نقشه‌ها از دو نیم دایره تشکیل شده‌اند. که یکی شمال و دیگری جنوب را نشان می‌دهد. نخست آن نقشه را انتخاب کنید. تاریخهای زیر آن به تاریخ مشاهده شما نزدیکتر باشد. حال اگر رو به شمال بایستید، نقشه شمالی روشنترین ستارگان رو در روی شما را نشان خواهد داد و اگر رو به جنوب کنید، نقشه دیگر ستارگان قابل مشاهده را مشخص خواهد کرد.


 شکل نقشه ستارگان 

 

با استفاده از این نقشه‌ها مشکل بتوان ستارگانی را یافت که مستقیما در بالای سر هستند. ولی اگر در وهله اول صورتهای فلکی آسانتر را یاد بگیرد، بعدا می‌توانید از نقشه‌ها بسیار دقیق استفاده کنید و ستارگان کم نورتر را بیابید. روش بهتر این است که به مطالعه صورتهای فلکی می‌پردازید. اول آنهایی را بیابید که از قبل می‌شناختید. سپس صورتهای جدید را جستجو کنید. با این روش می‌توانید به زودی در شناخت آسمان و یافتن ستارگان و صورتهای فلکی مهارت کسب کنید.


رنگ ستارگان

 

ستارگان در مقابل تلسکوپ های قوی به رنگ های مختلفی از قبیل: آبی مایل به سفید – سبز کم رنگ – زرد و نارنجی مایل به قرمز دیده می شوند.

اخترشناسان از روي رنگ نور آن ها مي توانند دماي آن ها را حدس بزنند مثلا:

1- ستاره زرد رنگ نسبتا داغ محسوب مي شود و دماي آن حدود 6000 درجه است.
2- ستاره قرمز رنگ سردتر است و دماي آن حدود 3000 درجه است.
3- ستاره آبي رنگ بسيار داغ است و دماي آن حدود 20 تا 35 هزار درجه است.

 

انواع ستارگان


چرخه زندگي ستارگان از سه الگوي عمومي پيروي مي كند. هر كدام از اين الگوها به جرم ستاره بستگي دارد.

بر این اساس ستارگان به سه دسته تقسيم مي شوند.

1- ستارگان با جرم هاي بالا كه بيش از هشت برابر جرم خورشيد، جرم دارند.

2- ستارگان با جرم متوسط كه نيم تا هشت برابر جرم خورشيد جرم دارند. خورشید هم در این گروه قرار دارد.

3- ستارگان با جرم پايين، با جرمی كمتر از يك دهم تا نصف جرم خورشيد.

 

ستارگان با جرم متوسط مثل خورشيد

 

ابري كه در نهايت به ستاره ای با جرم متوسط منتهي مي شود، حدود 100000 سال طول مي كشد تا به پروتوستار (اولین مرحله در تکامل یک ستاره) تبديل شود. به عنوان يك پروتوستار، دماي سطح آن حدود 4000 كلوين است. درخشش ستاره به جرم ستاره اولیه بستگی دارد که ممكن است به چند برابر تا چند هزار برابر درخشش ستاره اي مثل خورشيد هم برسد.

پروتوستار ابری از گاز و گرد و غبار است که به تدریج در خود فرو می ریزد و ابتدا یک هسته متراکم را تشکیل می دهد و ....


 خورشید یک ستاره نوع G2VD، یک ستاره کوتوله زرد و یک ستاره رشته اصلی است

 

ستارگان با جرم زیاد

 

این ستارگان به سرعت تشکیل می شوند و طول عمر كوتاه تري دارند. يك ستاره با جرم بالا در طول حدود 10000 تا 100000 سال از يك پروتوستار شكل مي گيرد.

ستارگان با جرم بالا موقعي كه در رشته اصلي هستند داغ و آبي هستند. آنها 1000 تا يك ميليون برابر خورشيد درخشندگي دارند و شعاع آنها ده برابر شعاع خورشيد است. آنها به قدري درخشانند كه حتي از فاصله اي زیاد قابل مشاهده هستند و بنابراين خيلي شناخته شده اند.

 

نوعی از طبقه بندی ستارگان

 

در يك نوع از طبقه بندي، ستارگان بر اساس عناصري كه جذب مي كنند و نیز دمايشان طبقه بندي مي شوند. براين اساس هفت نوع اصلي از ستارگان وجود دارند. اين ستارگان به ترتيب كاهش دما عبارتند از: O ، B ، A ، F ، G ، K و M

در اين دياگرام ستارگاني كه در نوك دياگرام هستند روشن ترين ستارگان هستند. نقاطي كه تاريك ترين ستارگان هستند به طرف كف قرار می گیرند. اين نقاط در گروه هايي قرار می گیرند كه با انواع مختلف ستارگان سازگارند. اين دياگرام نموداری است كه رنگ ستارگان (رده طيفي يا دماي سطح) و درخشش آنها را نشان مي دهد. ستاره شناسان روي اين دياگرام رنگ ستارگان، دما، درخشش، رده طیفی و مرحله تكاملي شان را نشان مي دهند. اين دياگرام نشان مي دهد كه سه نوع مختلف از ستارگان وجود دارد:

بيشتر ستارگان كه شامل خورشيد هم مي شود، از ستارگان رشته اصلي هستند كه سوختشان با همجوشي هسته اي –در همجوشی هسته ای هيدروژن به هليوم تبديل مي شود- تأمين مي گردد. براي همین این ستاره ها داغ تر و روشن تر هستند. اين ستاره ها در اين دوره در با ثبات ترين زمان زندگی شان به سر مي برند. اين رشته معمولاً حدود پنج ميليارد سال طول مي كشد.

هنگامي كه ستارگان در آستانه مرگ قرار می گیرند، تبدیل به غول هاي بسيار بزرگي مي شوند (بالاتر از ستارگان در رشته اصلی). اين ستارگان ذخيره هيدروژنشان ته كشيده و خيلي پيرند. در همین حال لايه هاي خارجي تر آنها گسترش پيدا مي كند و هسته شان منقبض مي شود. این ستارگان در نهايت منفجر خواهند شد (با از دست دادن جرم به يك سحابی سياره اي يا ابر نواختر تبديل مي شوند) و سپس به كوتوله هاي سفيد، ستارگان نوتروني يا سياهچاله ها (باز هم به خاطر از دست دادن جرم) تبديل مي شوند.

ستارگان كوچك تر (مثل خورشيد ما) در نهايت به كوتوله سفيد ضعيفی تبديل مي شوند (ستارگان داغ، سفيد و تاريك) كه پایین رشته اصلي هستند. اينها ستارگان داغ منقبضي هستند كه سوخت هسته اي شان را از دست داده اند و در نهايت به كوتوله هاي سرد و تاريك تبدیل خواهند شد.

 

طبقه هاي طيفي در دیاگرام هرتزپرانگ-راسل

نوع دیگری از طبقه بندی به نام زیر گروه (subtypes)

 

در داخل هر نوع از ستارگان، ستاره هايي هستند که بر اساس موقعيتشان، در درون زيرگروه ها (از صفر تا نه) جا مي گيرند.

 طبقه بندی يرك به وسيله ويليام ويلسون و فيليپ كينان ارایه شد.

اين طبقه بندي به عنوان سيستم طبقه بندي MK شناخته مي شود. در اين سيستم بزرگ ترين و روشن ترين گروه ها، پايين ترين شماره هاي طبقه بندي را دارند.

درخشندگی، روشني كامل يك ستاره (يا كهكشان) است.

درخشش ستاره مقدار انرژي ای ست كه يك ستاره در هر ثانيه تابش مي كند (شامل همه طول موج هاي تابشي الکترومغناطيسي).

در طبقه بندي يرك ستارگان مطابق با پهناي خطوط طيفيشان به صورت گروه هايي نام گذاري مي شوند. این طبقه بندی بین گروه هاي ستارگان بر اساس دما، تفاوت هاي درخشش و اندازه هايشان (بسيار عظيم، عظيم، ستارگان رشته اصلي و زیر كوتوله ها) تفاوت مي گذارد.


 ستارگان رشته اصلی ستارگان جوانند. نام اين ستارگان از يك بخش دياگرام  H-R مي آيد. ستارگان رشته اصلي، نوار مركزي ستارگان روي دياگرام هرتزپرانگ- راسل هستند. بيشتر ستارگان (حدود 90 درصد) در رشته اصلي هستند. انرژي اين ستارگان از همجوشي هسته اي تأمین می شود، یعنی آنها هيدروژن را به هليوم تبديل مي كنند. در رشته اصلی، ستاره طولانی ترین بخش زندگيش را به عنوان يك توليد كننده انرژي از همجوشي هيدروژن آغاز مي كند. هر ستاره اي- با هر جرمي- كه همه انرژيش را از همجوشي هيدروژن در هسته اش تأمین کند، ستاره ای در رشته اصلي است. مدت زماني را كه ستاره در اين دوره مي گذراند به جرمش بستگي دارد. يك ستاره بزرگ تر زودتر هيدروژن هسته اش را به مصرف می رساند و بنابراين دوره كوتاه تري در رشته اصلي باقی مي ماند. يك ستاره با جرم متوسط مثل خورشيد ميلياردها سال در دوره رشته اصلی باقي مي ماند. هرکدام از ستارگان رشته اصلی كه داغ تر هستند، درخشان تر هم هستند. خورشيد که ستاره رشته اصلي است یک نمونه است.

ستاره های واقع در رشته اصلی کوتوله نامیده می شوند. ولی آنها با کوتوله سفید و کوتوله سیاه که در مراحل پایانی عمرشان هستند متفاوتند.

ستارگان كوتوله، ستارگان نسبتاً كوچكي هستند. این ستارگان می توانند بيش از 20 برابر بزرگ تر از خورشيد باشند و تا 20000 برابر آن نیز روشنی داشته باشند. خورشيد ما يك ستاره كوتوله است.

 

ساختار و تولد و تحول ستارگان و مرگ آنها    

 

ساختار و تولد و تحول ستارگان و مرگ آنها   

در اثر انفجار مهبانگ اولیه و به وجود آمدن مواد و مولکولها توده ای از مواد به صورت گرد و غبار میان ستاره ای که معمولاً مملو از هیدروژن بودند در عالم بوجود آمدند که به این توده های همگن و پراگنده سحابی اطلاق می شد . که ناگهان در اثر عواملی داخلی یا خارجی که بر سیستم حاکم می شود تغییری در چگالی مواد حادث شده و توازن سیستم بهم خورده و چگالی قسمتی از محیط افزایش یافته و این افزایش منجر به وجود آمدن کانونهای گرانشی می شود که این کانونها شروع به جذب مواد اطراف به سوی خود کرده و هسته ای را بوجود می آورند در طی زمان روند گرانشی افزایش یافته و توده بزرگ وبزرگتر و فشار و دمای حاکم بر سیستم افزایش می یابد .

 

نظريه تشكيل و تحول ستاره‌

 

مرحله تولد : ستاره در اثر چگالش مواد بين ستاره‌اي تشكيل مي‌شود. مواد بين ستاره‌اي مخلوطي است از گاز و غبار مي‌باشد. حدود 96 تا 99 درصد جرم گاز بين ستاره‌ايي را هيدروژن و هليوم تشكيل مي‌دهند و بقيه از جنس كربن، اكسيژن و ازت است.

ذرات غبار با قطر متوسط 3- 10سانتي‌متر از جنس يخ‌ـ آمونياك‌منجمد‌ـ گرافيت و سيليكات هستند. مواد بين ستاره‌ايي پس از مدتي منقبض مي‌گردند. مواد بين ستاره‌ايي در حال انقباض «پيش‌ستاره» ناميده مي‌شوند. با ادامه انقباض دماي منطقه مركزي پيش ستاره مرتباً افزايش مي‌يابد تا به دمايي برسد كه براي شروع واكنشهاي هسته‌اي كافي است، در اين شرايط پيش‌ستاره به صورت يك ستاره واقعي در مي‌آيد و آن را ستاره رشته اصلي مي‌نامند.

مرحله غول : وقتي هيدروژن منطقه مركزي ستاره به هليوم تبديل شد واكنش هسته‌اي هيدروژن در مناطق خارجي‌تر ستاره شروع مي‌شود. در منطقه مركزي ستاره به علت پايين بودن دما، واكنش‌ هسته‌ايي سوختن هليوم شروع نمي‌شود. لذا منطقه مركزي شروع به انقباض مي‌كند. بخشي از انرژي آزاد شده در اثر انقباض صرف گرم كردن هسته و بخش ديگر از سطح ستاره به خارج تابش مي‌شود. در نتيجه ستاره شروع به انبساط مي‌كند از طرف ديگر، وقتي دماي منطقه مركزي به حدودصدميليون درجه رسيد واكنش هسته‌ايي تبديل هليوم به كربن در منطقه مركزي ستاره آغاز مي‌شود.

در اين لحظه است كه ستاره به صورت «غول قرمز» در مي‌آيد. خورشيد در مرحله غول، شعاع حدود 70 ميليون كيلومتر، و درخشندگي حدود 1000 برابر درخشندگي امروز خواهد داشت.

مرحله ابرغول : هليوم هم به نوبه خود در منطقه مركزي ستاره تمام مي‌شود آنگاه هسته كربن شروع به انقباض مي‌كند. در اثر انقباض هسته كربن، مناطق خارجي ستاره شروع به انبساط مي كند و ستاره به صورت «ابرغول» در مي‌آيد.

مرحله كوتوله سفيد : آخرين مرحله حيات ستاره‌هاي كم جرم، مرحله كوتوله سفيد است كه ستاره‌هاي مذكور پس از اتمام منابع انرژي هسته‌ايي، وارد آن مي‌‌شوند.

كوتوله‌هاي سفيد، ستاره‌هاي كوچك و كم‌جرمند شعاع آنها حدود دو درصدشعاع خورشيد و جرمشان حدود جرم خورشيد است با توجه به اندازه و جرم اين ستاره ها متوجه مي‌شويم كه چگالي متوسط آنها خيلي زياد و حدود ده به توان شش گرم بر سانتي‌‌متر مكعب است علت چگالي بزرگ كوتوله سفيد آن است كه كوتوله سفيد، پس از اتمام منابع انرژي هسته‌ايي، آنقدر به انقباض خود ادامه مي‌دهد تا اينكه نيروي فشار و گاز با نيروي گرانش برابر شود.

كوتوله سياه : ستاره پس از توقف انقباض، بتدريج سرد مي‌شود و سرانجام به صورت كوتوله سياه در مي‌آيد و از آن پس‌، بدون اينكه ديده شود در داخل كهكشان به حركت خود ادامه مي‌دهد.

 

تولد ستاره :


لحظه ی تولد یک ستاره عکس از تلسکوپ هابل فاصله ۲۲۸۰ سال نوری

 

وقتی در اثر تراکم دما وفشار به حدی رسید که سیستم توان به وجود آوردن فرایند همجوشی هسته ای برای تبدیل اتمهای سبکتر به سنگین تر را دارا باشد و در اثر این فرایند ها از سیستم مزبور نورساطع گردد ، می گوییم در ان لحظه ستارهای متولد شده است .

سیر زندگی ستارگان :ستارگان نیز مانند انسانها سیر حرکتی ویژهای دارند زمانی نطفه و زمانی نوزاد و گاهی دوران جوانی را می گذارنند و بالاخره میان سال و پیرمی شوند و در عاقبت مرگ انهارا فرا

 می گیرد . گروهی مجرد و فرد هستند و گروهی مزدوج و دوتایی و گاهی منظومه سه تایی یا چهار تایی و ... را تشکیل می دهند .

مراحل سیر عمرستارگان :

  در عناصر قبل از آهن هر قدر عناصر سبک به عناصر سنگین مبدل شوند انرژی وسیع ساطع شده و به اصطلاح همجوشی اتفاق می افتد .

در سمت راست عنصر آهن ملاحضه می شود هر قدراز عناصر سنگین پیش می رویم به سوی عناصر سبکتر انرژی افزایش می یابد پس در عمل شکافت انرژی در اثر تبدیل عناصر سنگین به سبک بوجود می آیدکه در راکتورهای زمینی از سمتراست نمودار و در ستارگان از سمت چپ استفاده می شود .

ستارگان نوزاد :

در ستاره نوزاد که مملو از هیدروژن است عمل هیدروژن سوزی اتفاق می افتد و هیدروژنها به هلیوم تبدیل می شوند پس مشخصه آن دمای زیاد و وفور هیدروژن در آن می باشد . 

 

ستارگانی که سه برابر خورشید جرم دارند، قبل از آنکه حیات بتواند در سیارات احتمالی‌شان تکامل پیدا کند، می‌میرند. اما ستارگانی با جرم کمتر از 10 درصد جرم خورشید که به آن‌ها کوتوله سرخ گفته می‌شود، می‌توانند برای 10 هزار میلیارد (10 تریلیون) سال زنده بمانند که زمان بسیاری برای شکل‌گیری حیات است

 

تولد و مرگ ستارگان


صحنه تولد ستارگان با انفجارهای عظیم

 

نخستین نسل ستارگان

نخستین ستاره ها شاید 13 میلیارد سال قبل تشکیل شدند و تازه ترین شان هم اکنون در حال پیدایش هستند. تردیدي نیست که این فرآیند ادامه می یابد و در نتیجه، ستارگان پیوسته زاده می شوند.

 

در آغاز، یعنی وقتی که نخستین نسل ستارگان بوجود آمدند، سحابی ها فقط متشکل از گاز هیدروژن و اندکی هلیوم بودند. چون این سحابی ها، سحابی هایی بودند که از انفجار بزرگ بوجود آمده بودند. نود و چند عنصر طبیعی دیگر در هسته ي ستارگان پر جرم بسیار سوزان بوجود آمدند.

 

، (II) این عناصر بعد از مرگ یک ستاره به درون سحابی ها راه یافتند. ستارگان نسل هاي بعدي علاوه بر هیدروژن و هلیوم شامل درصد بسیار کمی از همه ي عناصر طبیعی دیگر می شدند. ستارگان، با گذشت زمان و تراکم ماده در برخی سحابی ها شکل می گیرند، بطور کلی ستاره ها زمانی پدید می آیند که ابري فوق العاده بزرگ از غبارهاي کیهانی و گاز در زیر بار گرانش خود فشرده شوند، این فرآیند زمانی آغاز می گردد که چگالی منطقه اي از ابر، مثلاً توسط عبور یک موج ضربه اي ابر نو اختر از میان این ابر، افزایش یابد.

 

نیروي گرانش بر ذرات خاصی اثر می گذارد تا مجموعه اي از ذرات را ایجاد نماید که آن ها خود جذب کننده ي ذرات دیگرند؛ در شرایط مناسب گرانش، قدرت غلبه بر نیروهاي مخالف خود را پیدا می کند. و توده اي از غبار را تولید می کند که به اندازه ي کافی براي تولد یک ستاره، فشرده است. بر اثر جاذبه مناطق متراکم، منقبض شده و متراکم تر و داغ تر می شود. این مواد متراکم رشد معروف اند، « پیش ستاره ها » کرده و توده هاي گازي عظیمی را بوجود می آورند که تحت عنوان تحت تأثیر نیروي گرانش خود منقبض شده و انرژي پتانسیل مکانیکی به گرما تبدیل می شود. ستاره

 

در این حالت « ستاره ي فرو سرخ » نامیده می شود و قبل از تکامل کمی نور و حرارت از خود ساطع می کند. پس از آن گرانش به همراه افزایش چگالی فزونی می یابد و بدین ترتیب، فضا – زمان خمیده و خمیده تر می شود، پس از مدتی گاز هیدروژن در هسته متراکم می شود و در اثر این تراکم شدید اتم ها با یکدیگر برخورد می کنند و دماي آن ها رفته رفته افزایش می یابد؛ بعد از فشرده شدن زمانی که دماي هسته به 10 میلیون درجه ي سانتی گراد رسید، پروتون هاي هیدروژن در پی واکنش هاي همجوشی هسته اي به هلیوم تبدیل می شوند، در هنگام این واکنش ها مقداري از جرم ناپدید می شود که تبدیل به انرژي و امواج الکترومغناطیسی همچون نور می شود، در این صورت یک جسم که همچون یک چراغ غول پیکر کیهانی است، پدید آمده است و این آغاز زندگی یک ستاره است. هر ستاره اي که ما در آسمان مشاهده می کنیم در هسته اش واکنش هاي عظیم همجوشی رخ داده است تا این نور تولید شود و به ما برسد.

 

این جریان انقباض و گرم شدن حدود 30 میلیون سال صورت می پذیرد و از سه مرحله ي اصلی تشکیل شده است:

 

1- وسعت جرم بزرگی که در آغاز در حدود تریلیون ها کیلومتر بوده است، به چند میلیون کیلومتر کاهش پیدا می کند.

2- فشار در مراکز از تقریباً صفر به چندین هزار میلیون اتمسفر افزایش می یابد.

3- دماي قسمت مرکزي از چندین درجه ي کلوین به حدود 20 میلیون درجه ي کلوین می رسد

که براي شروع تبدیل فرآیند هسته اي تبدیل هیدروژن به هلیوم مناسب است.

فرضیات جدید در مورد چگونگی تشکیل ستارگان ستارگان می توانند در نزدیکی سیاهچاله ها نیز که روزگاري خود ستاره اي بوده اند، تشکیل شوند. ستارگان بسیار بزرگ می توانند در نزدیکی سیاهچاله هاي پر جرم بوجود آیند، ستارگانی که جرمشان 50 برابر جرم خورشید است. بطور کلی ستارگان می توانند در فضاهاي میان ستاره اي، سحابی ها و در کنار گرانش یک جرم بزرگتر تشکیل شوند.

 

شناسایی ستارگانی که در فاصله ي بسیار کمی از مرکزي ترین سیاهچاله ي راه شیري قرار دارند، فرضیات جدیدي را در این باره مطرح نمود. به گزارش سرویس علمی پژوهشی ایسکانیوز به نقل از پایگاه اینترنتی ناسا، تا مدت ها تصور می شد سیاهچاله ها محلی خطرناك براي شکل گیري و رشد ستارگان اطرافشان هستند. حتی چندي پیش دانشمندان ناسا موفق به شناسایی ستارگانی شدند که تنها یک سال نوري با سیاهچاله ي مرکزي راه شیري فاصله دارند.

 

مرگ ستارگان


یک ستاره در حال مرگ

 

نیروي گرانش یک نیروي جاذبه است، لذا ذرات ماده در اثر این نیرو به هم نزدیک تر می شوند، همچنین نیروي گرانش با جرم ذرات رابطه ي مستقیم دارد و نیز چون جرم ستاره فوق العاده زیاد است، لذا جاذبه گرانشی درونی آن بسیار شدید خواهد بود. سراسر زندگی یک ستاره به یک میدان نبرد شبیه است، هنگامی که یک ستاره همانند خورشید درخشان و نورانی می شود، نیروي گرانش سعی دارد که ستاره را منقبض کند و در خود فرو کشد، اما واکنش هاي عظیم هسته اي که در هسته ي ستاره انجام می شوند انرژي عظیمی تولید می کند و همچنین انرژي از درهم کشیده شدن ستاره و فرو ریختن آن جلوگیري می کند و با مقاومت فشار رو به بیرون ستاره مواجه می گردد، در واقع ستارگان جوان در عرصه ي تلاش براي حفظ تعادل بین نیروي گرانش که سعی در فرو کشیدن ستاره دارد و فشارهاي ناشی از فعل و انفعالات هسته اي درون خود که سعی در از هم پاشیدن ستاره دارد، قرار می گیرند. ستاره هاي بالغ به آن تعادل دست یافته اند و تقریباً همه ي عمر خود را در تعادل سپري می کنند.

 

دیر یا زود سوخت هسته اي ستارگان به پایان می رسد و ستارگان هنگامی می میرند که انبار عظیم سوخت هسته اي مصرف شود، در حقیقت زمانی که ستاره ي مورد نظر سوخت خود را مصرف کرد و تمام هیدروژن ها به هلیوم تبدیل شدند، ستاره وارد مرحله ي جدید زندگی خود می شود، در حقیقت در این هنگام ستاره سعی دارد تا هلیوم تولید شده که بسیار فشرده و داغ است به عناصر سنگین همانند آهن تبدیل کند و این واکنش ها انرژي آنچنانی ندارند تا با گرانش به مقابله بپردازند.

 

هنگام کاهش آتش هسته اي گاز داغ درون ستاره سرد می شود، بنابراین آن ها ستاره کاملاً شکل جدیدي به خود می گیرد، آنچه در این مرحله روي می دهد به جرم ستاره بستگی تعادل خود را از دست می دهند، طوري که نیروي گرانش غالب می شود و کنترل را بدست می گیرد.

 

سرنوشت ستارگان

 

- کوتوله ي قهوه اي

 

اگر جرم ستاره کمتر از 0.750 جرم خورشید باشد هرگز به تراکم یا مرحله ي هیدروژن سوزي نمی رسد و به نام  کوتوله ي قهوه اي خوانده می شود. این اجرام نیز به تدریج به تراکم رسیده و نهایتاً حیات خود را بصورت هسته هاي تبه گن، شبیه به کوتوله هاي سفید، به پایان می رسانند.

 

اگر جرم ستاره کمتر از 0.5 برابر جرم خورشید باشد، دماي هسته ي آن خیلی بالا نرفته و هرگز  مرحله ي هلیوم سوزي فرا نمی رسد. با پایان یافتن سوخت و واکنش هاي همجوشی هسته اي، ستاره شروع به تراکم نموده و هسته ي تبهگن آن ها تبدیل به یک کوتوله ي سفید می گردد. کوتوله هاي سفید ابتدا بسیار داغ هستند ولی به مرور سرد می شوند.

 

- ستاره هاي با جرم بیش تر

 

در مورد ستاره هاي با جرم متوسط، بعد از شروع هلیوم سوزي هسته، ابتدا هسته منبسط شده و لفاف خارجی آن منقبض می گردد و ستاره را روي رشته ي اصلی هلیوم سوزي قرار می دهد. اما هلیوم نسبتاً سریع می سوزد و ماحصل سوخت، به صورت یک هسته ي کربن، اکسیژن در خارج قشر هلیوم سوز تشکیل می شود.

 

وقتی جرم ستاره از دو برابر جرم خورشید بیشتر باشد، فرآیندهاي بیشتري بعد از مرحله ي هلیوم سوزي رخ می دهند، بدین ترتیب به دلیل جرم زیاد، هسته ي فوق العاده متراکم تر شده و دماي آن تا حدي بالا می رود که واکنش هاي کربن/اکسیژن سوزي رخ می دهد، با سوختن کربن، عنصر نئون و با سوختن اکسیژن عنصر گوگرد و سیلیکون تولید می شوند، سپس سیلیسیم(سیلیکون) با همجوشی به آهن تبدیل می شود و نیز در شرایطی خاص از هم جوشی هسته اي سیلیسیم نیکل نیز تولید می شود.

 

چون عناصر سنگین تر از آهن در واکنش هاي هم جوشی هسته اي آنچنان انرژي اي ایجاد نمی کنند، لذا هسته ي ستاره تا حد تبهگنی متراکم می شود. براي ستارگان پرجرم تر از هشت برابر جرم خورشید انتظار می رود که هسته ي متراکم شده از حد چاندراسخار براي کوتوله سفید بیشتر باشد، بعد از این حد دیگر فشار تبهگنی الکترون ها قادر نیست که بر نیروهاي گرانش غلبه کند و در نتیجه هسته دچار رمبش گرانشی شده و تبدیل به یک ستاره ي نوترونی شده، در ستاره نوترونی الکترون ها و پروتون ها ناگزیر به هم پیوسته و تشکیل نوترون می دهند. نوترون هاي حاصله تا زمانی که فشار تبهنگی آن ها براي محافظت از هسته در برابر جاذبه ي گرانشی بی اندازه قوي، به حد کافی زیاد نباشد، می توانند تا حجم بسیار کوچک فشرده شوند، زمانی که فشار تبهنگی نوترون ها به اندازه ي کافی قوي شود که بتواند جاذبه ي بسیار بالاي گرانشی را متعادل سازد، رمبش متوقف می شود و ساختار در حال تعادل حاصله، بصورت ستاره ي نوترونی در می آید.

 

در ستارگان خیلی پر جرم تر حتی فشار تبهگنی نوترون ها قادر نیست از رمبش گرانشی هسته ممانعت به عمل آرد. در نتیجه اگر هسته ي در حال رمبش یک ستاره پر جرم، که واکنش هاي همجوشی انرژي زاي خود را به پایان رسانده است، از جرم حدي ستاره ي نوترونی بیشتر باشد، دیگر هیچ مقاومی وجود ندارد که بتواند ستاره را از رمبش کامل و تبدیل شدن به یک جرم بسیار کوچک منفرد به نام سیاهچاله باز دارد. شعاع سیاهچاله ها مثلاً حدود سه کیلومتر بوده و میدان گرانش اطراف آن ها به حدي قوي است که حتی نور را یاراي گریز از این گرانش بی رحم نیست، در واقع یک سیاهچاله عبور کند، براي گریز از سیاهچاله باید « افق رویداد » هر جسمی که از حد خاصی بنام سرعتی بیش از سرعت نور بگیرد که غیر ممکن است (البته امروزه شاید بتوان گفت: سرعت بیش از نور غیر ممکن نیست). افق رویداد در سیاهچاله که همچون کره اي تاریک فرض می شود، توسط شعاع شوارتزشیلد  کارل شوارتسشیلد حساب شده و به آن می گویند.

 

- غول هاي سرخ و کوتوله ي سفید


ستاره های کم جرم مثل خورشید ، بتدریج به غول سرخ و سپس ستاره کوتوله سفید تبدیل می شوند.

 

ستارگان پیر و قدیمی مثل خورشید ما به تدریج لایه هاي بیرونی خود را دفع می کنند و در پایان عمر خود به دلیل عدم تحمل اثرات گرانشی منفجر می شوند.

 

اگر این ستاره جرمی نزدیک به خورشید 1.4 برابر خورشید وزن داشته باشند، پس از انفجار به غول هاي سرخ تبدیل می شوند و پس از مدت کوتاهی در خود فرو ریخته و به کوتوله هاي سفید تبدیل می شوند. یعنی به کره اي به اندازه ي کره ي زمین! که البته در این کره تمام جرم ستاره متمرکز است به نحوي که یک قاشق چایخوري از ماده ي کوتوله ي سفید، چندین تن وزن خواهد داشت. در کوتوله هاي سفید هنوز اتم ها وجود دارند و به اتم هاي سنگین تر تبدیل می شوند.

 

- ابر غول سرخ، سوپر نوا و ستاره ي نوترونی


سرنوشت یک ستاره که در آخر یا تبدیل به کوتوله سفید میشود و یا تبدیل به یک سیاه چاله

 

اگر ستاره جرمی بین 1.4 تا 3 برابر خورشید داشته باشد، پس از انفجار به یک غول سرخ و سپس به یک سوپرنوا تبدیل می شود که به شدت درخشان است. سپس ستاره در خود فرو می پاشد و به صورت کره هایی که حدود 20 کیلومتر قطر دارند، در می آیند. چگالی این کره به گونه اي است که یک سانتی متر مکعب از مواد آن شاید حدود 100 میلیون تن وزن خواهد داشت. این باقیمانده ي ستاره اي را ستاره ي نوترونی می نامند. زیرا مواد تشکیل دهنده ي آن بیشتر نوترون ها هستند و بیش تر اتم ها از هم فرو پاشیده اند.

 

انسان می تواند ستاره هاي نوترونی زیادي را در آسمان نظاره کند. این کره هاي کوچک، ولی پرجرم بسیار سریع حول محور خود می چرخند. روي این کره هاي کوچک نقاطی وجود دارد که پرتوافشانی بسیار زیادي دارند. هرگاه این نقاط به طرف زمین قرار می گیرند، نوري شدید و لحظه اي دریافت می شود. در واقع انسان در آسمان یک منبع نور و تشعشع تپشی یا لحظه اي مشاهده می کند. به این جهت ستارگان نوترونی را تپ اختر 11 نیز می نامند.

 

- سیاهچاله

اگر ستاره جرمی بیش از 3 برابر جرم خورشید داشته باشد، پس از فرو پاشی به سیاهچاله تبدیل خواهد شد.

 

 

آيا تا كنون نام بزرگترين ستاره ي شناخته شده را شنيده ايد؟

 

بزرگي ستارگان بسيار متفاوت است. کوچک ترین آن ها کمی بزرگ تر از زمین و بزرگترين ستاره اي كه تا كنون شناخته شده است اپسيلون اوريك با قطر 2/3 ميليارد كيلومتر- قطری حدود 2300 برابر قطر خورشید - و سنگين ترين ستاره ی شناخته شده كوتوله سفيد است كه يك سانتي متر مكعب آن يك تن وزن دارد.


تعیین فاصله ی ستاره ها از زمین بدون سفر کردن به آن ها کار مشکلی به نظر می آید ولی دانشمندان با استفاده از روش مثلث بندی بر این مشکل فائق آمده اند.

 

 

صورت های فلکی - Constellations

 

صورت های فلکی - Constellations

صورت های فلکی در ابتدا نقشی از ستاره های پر نور بودند که مردم تمدن های باستان ، حیوانات ، مردم و دیو های اسطوره ای خود را از آن ها تصور می کردند و نقش آسمان و ستاره ها و صور فلکی در مسیر یابی و پیش بینی آینده و سرنوشتشان بسیار مهم بوده و اسطوره های خود را به آن ها منتسب کرده و داستان های زیادی درباره ی مخصوصا صورت های فلکی ساخته اند که در آینده همه آن ها را بیان خواهیم کرد. حدود سال 150 میلادی ، بطلمیوس فهرستی از 48 صورت فلکی ابداع شده تا آن زمان تهیه کرد و پس از آن اخترشناسان اسامی دیگری به این فهرست اضافه کردند تا 88 صورت فلکی امروزی به دست آمد. اکنون صورت های فلکی ، ناحیه های تقسیم شده ی آسمان اند و نه فقط شکل و نقشی از ستاره ها.

بزرگترین صورت فلکی شجاع و کوچکترین آن ها صلیب جنوبی است.


صورتهای فلکی بهار

 

در شبهای بهار صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در عرضهای جغرافیای 50 و 60 درجه شمالی ، می‌توان درست در بالای سر دید. به کمک بخشی از دب اکبر می‌توان سه ستاره قدر اول را به روش زیر در شبهای بهار پیدا کرد. با امتداد دم خرس ، ستاره سماک رامح را پیدا می‌کنیم. سماک رامح یکی از روشنترین ستارگان آسمان نیمکره شمالی است و به رنگ سرخ دیده می‌شود. این ستاره متعلق به صورت فلکی عوا (ارابه‌ران) است.

 

ستارگان دیگر این صورت فلکی همه بطور قابل ملاحظه‌ای از سماک رامح کم نورترند. در کنار عوا ، صورت فلکی کوچک و ظریف الکیل یا فکه ، قرار دارد. که از ستارگان تقریبا کم نورتری تشکیل یافته است. آنها که همانند یک نیم دایره در کنار هم قرار گرفته‌اند، سبب می‌شوند که الکیل ، شکل مشخص و برجسته‌ای در آسمان داشته باشد. با امتداد منحنی که از دم اکبر شروع شده و از سماک رامح نیز می‌گذرد، به ستاره سماک اعزل ، می‌رسیم. این ستاره قدر اول که روشنترین ستاره صورت فلکی سنبله است، به رنگ سفید دیده می‌شود.

 

یکی از واضح ترین صورتهای فلکی بهار ، صورت فلکی شیر است. در این موقع سال ، می‌توان با نگاهی به سمت جنوب آن را یافت. ستاره قطبی در امتداد دو ستاره از صورت فلکی دب اکبر قرار دارد. حال اگر این خط راست را در جهت دیگر امتداد دهیم، به صورت فلکی شیر می‌رسیم. سر شیر به شکل علامت سوال (؟) یا داس است. ستاره قدر اول قلب الاسد در این صورت فلکی است.

 

صورتهای فلکی تابستان

 

در شبهای تابستان ، سه ستاره قدر اول به وضوح دیده می‌شوند، که عبارتند از ردف در صورت فلکی دجاجه (قو) ، نسر واقع در صورت فلکی شلیاق و نسر طایر در صورت فلکی عقاب. در تابستان با مشاهده سمت جنوب آسمان ، این سه را می‌بینیم که مثلث برجسته‌ای را درست می‌کنند. ردیف روشن ترین ستاره صورت فلکی دجاجه است. گاه آنرا صلیب شمالی نیز می‌خوانند. دجاجه درست در میان کهکشان راه شیری واقع است.

 

با دوربین دوچشمی ‌یا تلسکوب کوچک ، چندین میدان انبوه ستاره‌ای را در این بخش آسمان می‌بینیم که برخی از آنها هزاران سال نوری با ما فاصله دارند. این میدانهای ستاره‌ای به صورت درخشش راه شیری نمایان می‌شوند. در نزدیکی دجاجه ، تکه‌های تاریک ابر و غبار که در اعماق فضا قرار دارند، جلوی نور ضعیف ستارگان دوردست را می‌گیرند. نسر واقع یکی از ستارگان صورت فلکی شلیاق است. شلیاق و نسر واقع به عقاب تعلق دارند. ستارگان دیگر در این صورت فلکی بسیار کم نورتر از نسر واقع و نسر طایر هستند.

 

صورتهای فلکی پاییز

 

صورت فلکی ذات‌الکرسی بهترین نقطه شروع برای یافتن ستارگان در پاییز است. پنج ستاره اصلی در آن همانند حرف w کنار هم قرار گرفته‌اند و با این که هیچ‌کدام روشنتر از قدر اول نیستند ولی به راحتی دیده می‌شوند. شبهای پاییز این صورت فلکی در بخش بالایی آسمان دیده می‌شود. در عرض هایی در حدود 50 تا 60 درجه می‌توان آن را درست در بالای سر دید. اگر دو ستاره آخری حرف w را امتداد دهیم، به صورت فلکی قیفاووس می‌رسیم. در طرف دیگر آن صورت فلکی امراه‌المسلسله واقع است.

 

به کمک حرف w ، می‌توان صورت فلکی بزرگ فرس اعظم یا را یافت. ستارگان اصلی آن مربع بزرگی می‌سازند که مربع فرس اعظم نامیده می‌شود. این مربع اندازه بزرگی دارد. هیچ یک از ستارگان آن روشنتر از قدر اول نیستند.

 

صورتهای فلکی زمستان

 

صورتهای فلکی زمستان مشهورند و شناختن آنها نیز آسان است. زمستان بهترین موقع برای شروع شناسایی صورتهای فلکی است. یکی از باشکوه‌ترین مناظر آسمان را می‌توان در شبهای دی ماه دید. در این ماه صورت فلکی شکارچی پیش روی شماست و در آن سه ستاره درخشان ، شمشیر کمربند این شکارچی افسانه‌ای را تشکیل می‌دهند. هفت ستاره از قدرهای اول و دوم فراموش نشدنی این صورت فلکی را بوجود می‌آورند. ابط الجوزا ستاره بالایی سمت چپ ، سرخ رنگ است درست در مقابل آن ، رجل الجوزا قرار دارد که در قسمت پایین سمت راست واقع است و به رنگ آبی - سفید دیده می‌شود.

 

در راستای کمربند شکارچی می‌توان ستاره پرنور شعرای یمانی را در صورت فلکی کلب اکبر (سگ بزرگ) دید. شعرای یمانی درخشانترین ستاره‌ای است که می‌توان در نیمکره شمالی دید. شعرای یمانی در صورت فلکی کلب اصغر (سگ کوچک) ستاره قدر اول دیگری است که با ابط الجوزا و شعرای یمانی مثلثی می‌سازند.

 

با نگاهی به بالای جبار صورتهای فلکی ثور (گاو) و جوزا (دو پیکر) را می‌توان یافت. روشن‌ترین ستاره ثور یعنی دیران همانند ابط الجوزا سرخ‌رنگ است. در نزدیکی سر ثور ، خوشه پروین (هفت خواهر) قرار دارد که به وضوح دیده می‌شود. اگر اندکی بالاتر از ثور را نگاه کنیم، صورت فلکی ممسک الاعنه را خواهیم دید. ستاره قدر اول و زرد رنگ عیوق در این صورت فلکی است.


اسامی 88 صورت فلکی به ترتیب حروف انگلیسی

           

Andromeda – Antlia – Apus – Aquarius- Aquila- Ara- Aries- Auriga- Boötes- Caelum- Camelopardalis- Cancer- Canes Venatici- Canis Major - Canis Minor- Capricornus- Carina- Cassiopeia- Centaurus- Cepheus- Cetus- Chamaeleon- Circinus- Columba- Coma Berenices- Corona Australis- Corona Borealis- Corvus- Crater- Crux- Cygnus- Delphinus- Dorado- Draco- Equuleus- Eridanus- Fornax- Gemini- Grus- Hercules- Horologium- Hydra- Hydrus- Indus- Lacerta- Leo- Leo Minor- Lepus- Libra- Lupus- Lynx- Lyra- Mensa- Microscopium- Monoceros- Musca- Norma- Octans- Ophiuchus- Orion- Pavo- Pegasus- Perseus- Phoenix- Pictor- Pisces- Piscis Austrinus- Puppis- Pyxis- Reticulum- Sagitta- Sagittarius- Scorpius- Sculptor- Scutum- Serpens- Sextans- Taurus- Telescopium- Triangulum- Triangulum Australe- Tucana- Ursa Major- Ursa Minor- Vela- Virgo- Volans- Vulpecula

 

 

 

اسامی 88 صورت فلکی به فارسی

 

امرأة المسلسله- تلمبه- مرغ بهشتی- دلو- عقاب- آتشدان- حمل- ارابه ران- عوا (گاوران)- قلم- زرافه- خرچنگ- سگهای شکاری- کلب اکبر- کلب اصغر- جدی- حمال- ذات الکرسی- قنطروس- قیفاووس- قیطس- حربا (آفتاب پرست)- دوپرگار- حمامه(کبوتر)- گیسوان برنیکه- اکیل جنوبی- اکیل شمالی- کلاغ- باطیه- صلیب جنوبی- دجاجه (قو)- دلفین- ماهی طلایی (ابوسیف)- اژدها- قطعه الفرس- نهر- کوره- جوزا (دوپیکر)- درنا- هرکول- ساعت- شجاع (مار باریک)- هیه الماء (مار آبی)- هندی- چلپاسه (سوسمار)- اسد- اسد اصغر- خرگوش (ارنب)- میزان- گرگ- سیاهگوش- شلیاق (چنگ رومی)- کوهمیز- میکروسکوپ- تکشاخ- ذبابه (مگس)- گونیا- ثمن- حوا (مار افسای)- شکارچی (جبار)- طاووس- فرس اعظم (اسب بالدار)- برساوش- عنقا(سیمرغ)- سه پایه نقاش- حوت- حوت جنوبی- کشتی دم- قطب نما- شبکه- سهم (تیر)- قوس (رامی)- کژدم عقرب- حجار (سنگتراش)- سپر- حیه(مار)- السدس- ثور- تلسکوپ- مثلث- مثلث جنوبی- طوقان- دب اکبر- دب اصغر- بادبان- سنبله- ماهی پرنده- ثعلب(روباه)

 

 

تصویر نام ، نام رایج و مکان صورت های فلکی


 

تصویر نام ، زمان و درخشانترین ستارگان صورت های فلکی

 

تصویر نام های صورت های فلکی

 

تصویر نام فارسی ، انگلیسی و حروف اختصاری جهانی و ناسا از صورت های فلکی

 

 

تصویر رتبه ، اندازه یا زاویه منطقه ، صعود ، افول و چهارگانه صورت های فلکی

منظور از چهارگانه یا کیو : N   شمال  - S  جنوب

(Q1=0-6 ) (Q2=7-12) (Q3=13-18) (Q4=19-0)  

دایرةالبروج

 

دایرةالبروج

با حرکت زمین در مدار خودش، به نظر می‌رسد خورشید روی دائرةالبروج (دایرهٔ قرمز بزرگ) بر زمینه ستارگان حرکت می‌کند

دائرةالبروج مسیر حرکت ظاهری سالانهٔ خورشید نسبت به زمین، بر روی کره سماوی است.

دائرةالبروج دایره‌ای فرضی در آسمان است که ظاهراً (از دید ساکنان کرهٔ زمین) به نظر می‌آید که خورشید در مدت یک سال آن دایره را طی می‌کند.

این دایره در حقیقت مدار حرکت انتقالی زمین را به دور کرهٔ خورشید مشخص می‌کند و در واقع طرح مدار زمین بر کرهٔ آسمان است یعنی دایره‌ای است که از تلاقی سطح مدار حرکت انتقالی زمین با کرهٔ آسمان که آن را اصطلاحاً فلک ثوابت نامیده‌اند پیدا می‌شود.

دائرةالبروج نیز همراه با منطقةالبروج بوسیله بروج دوازدگانه تقسیم می‌شود.

مدار حركت ظاهري سالانه خورشيد بر روي كره سماوي نوار باريكي است كه آن را دايره البروج گويند.

 

بین صفحه دائرةالبروج و صفحه استوای سماوی زاویه‌ای به اندازهٔ '۳۰ °۲۳ وجود دارد که در حقیقت همان زاویه بین محور چرخش زمین با عمود بر صفحه حرکت انتقالی زمین به دور خورشید است.

دو نقطهٔ تلاقی بین دائرةالبروج و استوای سماوی، اعتدال بهاری و اعتدال پائیزی نامیده شده‌اند. وقتی خورشید در نقطهٔ اعتدال بهاری (زاویهٔ صفر) قرار می‌گیرد، فصل بهار در نیمکرهٔ شمالی (و فصل پائیز در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود و وقتی خورشید در نقطهٔ اعتدال پائیزی (زاویهٔ ۱۸۰ درجه) قرار می‌گیرد، فصل پائیز در نیمکرهٔ شمالی (و فصل بهار در نیمکرهٔ جنوبی) آغاز می‌شود.

از سوی دیگر خورشید بر روی دائرةالبروج از دو نقطه مقابل هم عبور می‌کند که بیشترین انحراف زاویه‌ای از استوای سماوی را دارند: ابتدا مدار رأس‌السرطان 23 درجه و 27 دقیقه شمالی در نیمه شمالی آسمان و سپس مدار رأس‌الجدی 23 درجه و 27 دقیقه جنوبی در نیمه جنوبی آسمان. این دو نقطه به ترتیب، نقطه انقلاب تابستانی و نقطه انقلاب زمستانی نامیده شده‌اند.

شمالی‌ترین نقطهٔ دائرةالبروج را نقطهٔ انقلاب تیر و جنوبی‌ترین نقطهٔ آن را انقلاب دی می‌گویند که خورشید به ترتیب حدود ۲۲ ژوئن مطابق ۳۱ خرداد و ۲۲ دسامبر مطابق ۳۰ آذر به این نقاط می‌رسد.

 

نامگذاری برج‌ها

 

در بعضی نوشته‌های فارسی (قدیم) برج (آبام)، دائرةالبروج (آبامگرد)، منطقةالبروج (آبامگاه)، سیاره (گویال) نام گرفته‌اند.


كره سماوي - کره آسمان :

 

كره‌ايي است كه اجرام سماوي روي آن به نظر مي‌آيند مركز آن چشم ناظر و قطبين آن محل تلاقي محور چرخش زمين با كره سماوي است.

از زمین ، صورتهای فلکی چنین به نظر می‌رسند که به داخل کره‌ای تو خالی معروف به کره آسمان چسبیده‌اند. ظاهراً این کره هر 24 ساعت یکبار در مسیری شرقی _ غربی به دور زمین می‌گردد. شبکه‌ای از خطوط معروف به بعد و میل به اختر شناسان کمک می‌کند تا محل ستارگان کره آسمان را بیابند و نقشه‌های ستارگان ، تصویر کره‌ای فرضی بر روی صفحه‌ای تخت هستند.

 

منطقة البروج :

 

اگر مدار سيارات مرئي با چشم و ماه را نيز در نظر بگيريم مشاهده مي‌شود كه اين مدارها در نوار پهني از كره سماوي به عرض حدود 17 درجه قرار مي‌گيرند. تقریبا از هر طرف 9 درجه كه آن را منظقة‌البروج مي نامند. صورت فلكي در روي كره سماوي مجموعه‌هاي تصویري بنام صورت فلكي متداول شده‌‌‌‌اند.

 

تقسیم‌بندی دائرةالبروج

 

دائرةالبروج نیز همراه با تقسیم منطقةالبروج به ۱۲ بخش مساوی (هر بخش یک برج، معادل ۳۰ درجه یا دوبعد ساعتی) تقسیم می‌شود. در دوهزارسال‌قبل ، از میان ۱۲ صورت فلکی عبور می‌کرده و برج‌ها بوسیله آنها نامگذاری شده‌است که امروزه بعلت حرکت تقدیمی زمین با پیوستن صورت فلکی حوا (مارافسای) که در میان دو صورت فلکی عقرب و صورت فلکی قوس و در گذر برج قوس قرار دارد عملاً دائرةالبروج از ۱۳ صورت فلکی عبور می‌کند اما این به معنی افزوده شدن بر برج‌های دوازده‌گانه نیست. هر بخش از دائرةالبروج نماینده یک برج است. حرکت انتقالی زمین به دور خورشید موجب می‌شود که در هر ماه از سال خورشیدی، خورشید ظاهراً درون یکی از این برج‌های دوازده‌گانه قرار بگیرد. در حقیقت برج از تقسیمات منطقةالبروج است که دائرةالبروج در مرکز منطقةالبروج و میزان این تقسیم‌بندی است.

انحراف محوری اصطلاحی در ستاره‌شناسی است و به زاویهٔ بین محور چرخش اجسام و خط عمود بر صفحهٔ مداری آنها گفته می‌شود. طی حرکت جسم در مسیر مداری خود، مقدار انحراف محوری تغییری نمی‌کند؛ اما خط انحراف سیاره در هنگام یک دور گردش کامل به دور خورشید در یک دایره و به میزان ۳۶۰ درجه حرکت می‌کند.

میزان این انحراف برای کره زمین به اندازهٔ ۲۳٫۴ درجه است. در بین اجرام منظومه شمسی، انحراف از محور زهره ۱۷۷٫۳ درجه است که باعث شده تا از غرب به شرق بچرخد و قطب شمال و جنوب جغرافیایی آن جابجا شود؛ نیز سیارهٔ غیرعادی دیگر اورانوس است که با ۹۷ درجه انحراف محوری، قطب شمال آن همیشه رو به خورشید است.

میل دایرةالبروج

صفحهٔ مداری زمین در منظومهٔ شمسی، صفحهٔ دایرةالبروج نامیده می‌شود و در نتیجه انحراف محوری زمین را انحراف یا میل دایرةالبروج می‌گویند نماد آن حرف یونانی ε است. انحراف ۲۳٫5 درجه‌ای زمین دلیل اصلی پیدایش فصل‌هاست.

در صورتی که میزان انحراف محوری زمین کم می‌بود، مناطق قطبی زمین از نور بسیار کمتری بهره می‌بردند؛ چرا که این انحراف باعث می‌شود تا در فصلی از سال (تابستان نیم‌کره‌ها) بر قطبی که به طرف خورشید منحرف شده‌است نور بیشتری بتابد. تغییر در اندازهٔ انحراف محوری تاثیر مستقیمی بر میزان شدت گرما و سرما در فصل‌ها می‌گذارد.

اندازهٔ درجه انحراف دایرةالبروج در دوره‌های ۴۱٬۰۰۰ ساله تغییر می‌کند که رقص محوری زمین نامیده می‌شود.


 

بعضی از خوشه های آسمان

 

بعضی از خوشه های آسمان

خوشه کروی جاثی ،NGC 6205، M13، Hercules Cluster

 

  در تب و تاب عبور دنباله هالی در زمستان سال 1364 و بهار 1365، مردم روزانه گزارش هایی مبنی بر دیدار دنباله دار دیگری را در آسمان می دادند. البته این نظریه هم صحیح می باشد که در آن ایام ، بیشتر از هر موقع دیگر در طول تمدن بشر بر روی این کره خاکی، تلسکوپ های کوچک و بزرگ به همراه دوربین های دوچشمی به سوی آسمان قراول می رفت . دنباله دار هالی توانست به همه دنباله دارها همانند (( جام مقدس )) تعالی بخشد و جای تعجب نیست که تا زمانی که این دنباله دار در پهنه تاریک فضا ناپدید شد ، هنوز هم مردم سر به آسمان، به دنبال آن می گشتند.

در حدود تیرماه 1365 هنوز هم بعضی علاقه مندان گزارش می دادند که توانسته اند آن را در صورت فلکی هرکول و در بالای سر خود ببینند، چون هنوز هم به اندازه کافی درخشندگی داشت که آن را در حاشیه شهرها و در مکان های تاریک با چشم غیر مسلح دیدار کنند. آیا این دنباله دار دیگری بود؟ متاسفانه نه. این جرمی که مورد نظر قرار می گرفت و بعضی آن را ظاهرا کشف کرده بودند، نه یک دنباله دار بلکه یک خوشه کروی در صورت فلکی هرکول (جاثی) بود که در کاتالوگ ها به شماره M13 ثبت شده است.

خوشه کروی بزرگ جاثی مانند جواهری در صورت فلکی جاثی می درخشد . میتوان گفت اهمیت این صورت فلکی به خاطر همین خوشه است . M13 یکی از 150 خوشه کروی است که درهاله پیرامون کهکشان راه شیری قرار دارد .

 یکی از خوشه های کروی پر نور آسمان تابستان خوشه M13یا جاثی (هرکول ) است این  خوشه در صورت فلکی به همین نام قرار گرفته است این خوشه درخشنده ترین خوشه کروی نیمکره شمال است که با قدر5.8 می درخشد . و نسبتا جرم پرنوری است  بطوریکه در آسمان تاریک و بدون غبار میتوان آن رابا چشم غیرمسلح دید  و حتی اگر رصد گر تیز بینی باشید می توانید با  جوینده ی تلسکوپ از درون شهر آن را رصد نمایید . برای رصد این جرم کافیست به سراغ صورت فلکی جاثی بروید  پیدا کردنش بسیار آسان است بین دوستاره اتا و زتا جاثی کمی نزدیکتر به ستاره اتا ، سه ستاره نزدیک هم هستند که ستاره مرکزی درواقع M13 است.

با ‌دوربین دو چشمی یا تلسکوپ خود را روی همین ستاره تنظیم کنید (اگر از تلسکوپ استفاده می کنید توجه داشته باشید که از بزرگنمایی های پایین تلسکوپتان بهره برید) حال با حرکتی بسیارآرام  به اندازه ی  2 درجه به سمت ستاره ی  زتا جاثی حرکت کنید سپس به دقت به آن ناحیه نگاه کرده  و سعی کنید که از گوشه چشم به این جرم نظاره کنید .

اگر موفق شده باشید باید جرم کوچک و  کم نورو  مه آلود را ببینید . برای دیدن جزئیات بیشتر این جرم صبور باشید به طور کلی اجرام غیر ستاره ای خود را به راحتی به شما نشان نمی دهند و برای دیدن جزئیات آن ها باید دقایقی از پشت تلسکوپ یا دروبین دوچشمی به آن نگاه کنید تا برخی از ستاره های بیرونی آن  را از هم تفکیک کنید .

 با دوربین دوچشمی در آسمان تاریک به مانند توپ درخشانی می باشد، با دوربین دوچشمی می توان تشخیص داد که چگونه روشنایی آن به سوی مرکز زیاد میشود که آن هم به خاطر تراکم زیاد مرکز خوشه است حتی در تهران با دوربین دوچشمی کوچک به صورت یک ستاره محو به نظر می آید . با تلسکوپهای کوچک و در بزرگنمایی بالا ستاره های هاله آن تفکیک می شود .

این خوشه حدود 300000ستاره دارد که درخشانترین آنها غولهایی هستند که1000 برابر خورشید نورافشانی می کنند .

فاصله این خوشه از ما حدود22800 سال نوری است .این روزها این خوشه حدود ساعت 23در سمت الراس قراردارد وبنابراین بهترین موقع برای رصد آن است .


مشخصات:

16h41m بعد

+36°26' میل

5.78 قدر مجموع

16.8 درخشندگی سطحی(قدربرثانیه قوسی)

23 اندازه زاویه ای (درجه قوسی)

 

خوشه های ستاره ای X و H

 

شب های پاییز اگر به پیکره برساوش نگاه کنیم، تقریبا در مرز این پیکره با پیکره ذات الکرسی متوجه خواهیم شد که خوشه ای دوگانه منطقه ای بیش از قرص ماه را می پو شاند، اما باید دانست که آنها دوقلوهایی همسان نیستند.  ، NGC869 که آن را با H می شناسیم، نسبت به خوشه مجاورش دارای ستاره های بیشتری است، خوشه دیگر که NGC884 نام دارد ، شامل تعدادی ستاره غول است و پیر تر است، برخی از این غول ها با رنگ نارنجی در تصویر نمایان اند، آن را همچنین X هم می نامیم،


از نظر فیزیکی می توان گفت که سن دو خوشه تقریبا برابر است چرا که هر دو دارای ستارگانی هم نوع هستند.

هر دوی آنها در بازوی کهکشان ما سکنی دارند، این دو خوشه در فاصله حدود 7000 سال نوری از ما،  قرار دارند ، NGC884 در فاصله 7500 سال نوری از ماست و دیگر خوشه تنها 300 سال نوری از همدمش به ما نزدیک تر است.


این خوشه های باز که به راحتی با دوربین دوچشمی ردیابی می شوند و حتی در آسمان های تاریک می توان با چشم غیر مسلح ناظر آنها بود.

در حقیقت این دو خوشه در سال 130 قبل از میلاد مسیح، در فهرست هیپارخوس، منجم یونانی درج شده بودند.
اکنون نام آنها در بین منجمان با خی - اچ (x-h) شناخته می شود.

خوشه پروین یا ثریا

 

در گذشته به ثریا هفت خواهر هم می گفتند، چرا که به طور معمول فقط هفت ستاره از بیش از دویست ستاره شناخته شده آن، به چشم برهنه مرئی هستند، و هم‌چنین صورت فلکی خرس بزرگ یا «دب اکبر» که در برابر آن قرار می‌گیرد به هفت برادر معروف بوده‌است.

 

 افسانه

 

شانه‌های گاو را خوشه پروین تشکیل می‌‌دهد. پیکر آسمانی گاو به خاطر این خوشهٔ زیبا، جلوهٔ خاصی دارد. خوشهٔ پروین، شبیه به دب اصغر ولی کوچک‌تر و فشرده‌تر از آن است که هفت ستاره در آن به وضوح دیده می‌شود. بر طبق اساطیر یونان، خوشهٔ پروین، هفت خواهران اطلس نیرومند بودند که اوریون (صورت فلکی جبار یا شکارچی) به دنبالشان بود و برای نجات از دست وی، به صورت هفت کبوتر در آمدند. در لیست مسیه M45 نام‌گذاری شده است.

قدیمی‌ها که خیلی راحت آن را در آسمان پیدا می‌کنند. با نزدیک شدن زمستان برای مشاهده آن در ساعتهای قبل از نیمه شب ، بالای سرتان را نگاه کنید. لکه مه آلودی می‌بینید که با کمی دقت چند ستاره هم در آن می‌توان تشخیص داد. تیز بینی چشمانتان را با شمارش ستاره‌های خوشه پروین بیازمایید! در هوای آلوده شهرهای بزرگ معمولا فقط 4 تا 5 ستاره پروین را می‌توان دید. اگر در شبی صاف تا 6 ستاره در پروین توانستید ببینید، دید چشمانتان عادی است. در برخی شبهای صاف می‌توان تا 8 ستاره را نیز در پروین شمارش کرد.


اگر راستای کمربند جبار را به سوی شمال غرب آسمان ادامه دهید ابتدا به ستاره الدبران وسپس به هفت ستاره درخشان وجفت هم می رسید که در کنارهم خوشه انگورزیبایی را در آسمان تداعی می کنند خوشه پروین .خوشه ای با ستاره های بسیار جوان که .9 ستاره درخشانتر آن در میدان دید تلسکوپی (1.5 درجه) به خوبی جای می گیرند ودر شرایط ایده آل رصدی تیزبین ترین رصدگران تا 14 ستاره این خوشه را با چشم غیر مسلح تشخیص می دهند.رد پای این جرم زیبا در تاریخ به حدود 3000 سال پیش برمی گردد و حتی در کتابهای مقدس دینی مانند تورات وانجیل نیز بدان اشاره شده است.شاید به همین سبب این خوشه تا این حد در شعر وادبیات جهان جای دارد.برای رومی ها این خوشه از اواسط خرداد در آسمان صبحگاهی طلوع می کرده است یعنی درست سه هفته زودتر از طلوعی که در عصر حاضر برفراز شرق دارد.آزتک ها در مکزیک وآمریکای مرکزی مبداء تقویم سالیانه خود را با دیدن نخستین تلالو ستاره های ثریا پیش از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی تنظیم می کردند.در یونان باستان ثریا جرم آسمانی مهمی برای زمان سنجی بوده وطلوع سحرگاهی آن ازآغاز موسم سفرهای دریایی وفرارسیدن فصل زراعت نشان داشته است.شاید به همین دلیل یونانی ها نام پلیادها(کسانی که با کشتی سفر می کنند)را به آن داده اند.در اسطوره های یونانی هفت ستاره درخشان این خوشه در حقیقت دختران اطلس وپلیون(اطلس ٬پسر تیتان که زئوس خدای خدایان برای تنبیه او مجبورش می کندتا کره زمین را بر دوش خود قرار دهد)هستند.در اودیسه هومر یا شعرهای هسیود٬ شاعر معروف یونانی نیز اشاراتی به این خوشه شده است.هندوها این خوشه را هفت مادر خدای جنگ می دانستند.حافظ ودیگر شاعران پر آوازه ایرانی هم در غزل ها واشعار خود به عقد ثریا وهفت خواهران اشاره کرده اند.خوشه پروین در میان 14 خوشه ای که با چشم غیرمسلح در آسمان دیده می شود واقعا" منحصر به فرد است.محاسبه فاصله های دقیق خوشه ها از ارکان مهم در نردبان کیهانشناسی است وخوشه پروین به سبب امتیازات ویژه ای که دارد بهترین انتخاب برای نخستین پله این نردبان است.به همین دلیل کیهان شناسان برای فاصله یابی این خوشه از روشهای گوناگونی استفاده کرده اند.آنها به کمک داده های ماهواره ابرخس فاصله آنرا در حدود 440 سال نوری قطر آنرا 12 سال نوری وجرم کل آنرا 800 برابر جرم خورشید تعیین کرده اند.سن این خوشه نیز با استفاده از نمودار هتسپرونگ راسل بین 75 تا 150 میلیون سال تخمین زده شده است.حرکت فضایی ستارگان این خوشه چنان است که این خوشه به سمت جنوب شرق در حرکت است اما ما هر 36000 سال جابجایی این خوشه را نسبت به ستاره های زمینه به اندازه قطر ماه در آسمان خواهیم دید.


مشخصات

   1. قدر:۱٫۴

   2. مساحت: ۱۲۰ دقیقه مربع

   3. نوع: خوشه ستاره‌ای باز

   4. صورت فلکی:ثور

   5. تعداد ستاره: صدها ستاره

   6. فاصله: ۴٫۵ سال نوری

 

قدر ستارگان

 

روی هم رفته 20 ستاره پروین از قدر ششم درخشان ‌ترند. اما انتظار نداشته باشید همه آنها را بتوانید به چشم ببینید، چون برخی از آنها بسیار به هم نزدیکند و تفکیک آنها بسیار دشوار است. کسانی بودند که می‌توانستند حتی تا 18 ستاره پروین را هم با چشم غیر مسلح ببینند! در مقایسه با دقت عقاب گونه دیدگان آنها ، مردمان عادی تقریبا کورند! پروین یکی از نزدیکترین خوشه‌های اختری باز در سراسر آسمان است و فقط خوشه باز "هوادس" در همان صورت فلکی ثور ، از آن به ما نزدیکتر است. فاصله 430 سال نوری ما را از ستاره‌های تشکیل دهنده پروین جدا می‌کند. این خوشه، پهنه‌ای به وسعت 4 برابر قرص ماه را می پوشاند و از اینجا می توان نتیجه گرفت اندازه واقعی آن تقریبا 22 سال نوری باید باشد. اگر به دوربین دوچشمی دسترسی دارید


عکسهای زمانگیر ، پروین را در احاطه سحابی رقیقی نشان می‌دهند که بیش از این پنداشته می‌شد بازمانده دوران پیدایش ستاره‌های آن باشد، اما چهار سال پیش ، اخترشناسان ، با بررسی دوباره تصاویر ماهواره فرو سرخ "آیراس" دریافتند که این سحابی متعلق به خود خوشه نیست بلکه پروین فقط از میان آن عبور می‌کند و ربطی به آن ندارد.

 

نکته دیگر آنکه در تمامی عکسهای زیبایی که از این خوشه می بینید گویی اطراف ستاره های پروین هاله آبی درخشان وزیبایی نمایان است.ابتدا اخترشناسان گمان می کردند این سحابی بازتابی باقی مانده گازهایی است که خوشه از آن تشکیل شده است.اما بعدها متوجه شدند که این موضوع  به علت سن خوشه درست نیست.زیرا تاکنون گازهای باقی مانده از تشکیل ان خوشه به سبب وجود گرانش بازوهای کهکشان پراکنده شده اند.این نمای زیبا فقط بخاطر گذر خوشه از میان منطقه ای سرشار از گازهای غبارآلود میان ستاره ای است.


100000 ستاره در یک خوشه عظیم‌الجثه ستاره‌ای که تنها یک بخش از  امگا قنطورس را تشکیل می‌دهند.

این خوشه ۱۲ میلیارد سال سن دارد و ۱۶۰۰۰سال نوری از ما فاصله دارد.


بزرگترین ابرخوشه شناخته شده جهان دیوار بزرگ هرکول-کورونا بوریلیس است.


خوشه ستاره‌ای ان‌جی‌سی ۲۴۶۷

 

خوشه‌ی  XDCP_J0044_0_2033نام غیر رسمی  جویِلو

 

خوشه ستاره ای ۵ میلیون ساله و جوان NGC_602  در سحابی مارمولک پرنده

 


خوشه ستاره  NGC6604  در صورت صورت فلکی مار  Serpens

 


یک خوشه ی کروی

 


یک خوشه کهکشانی رکوردشکن در فاصله 11 میلیارد سال نوری از زمین کشف شده است.

 


ترکیبی از خوشه کهکشانی Abell 2597

 


تصویر محل قرار گیری کهکشان راه شیری را در ابر خوشه عظیم لانیکیا نشان می دهد.

 

نام و تصویر بعضی از کهکشان ها

 

نام و تصویر بعضی از کهکشان ها

AM_0644-741 کهکشان

 

Circinus Galaxy

 

galaxy NGC 3079

 

نمای زیبایی از مرکز کهکشان فعال NGC 1433

 

Circinus Galaxy – کهکشان سیرسینوس

 

galaxie_lh_95 – کهکشان ال اچ

 

galex-20060823

 

کهکشان M82_HST_ACS_2006-14-a

 

کهکشان NGC_6946

 

constellation-4k-galaxy-solar-eclipse-stars

 

بازوهای مارپیچ M81 در اورسا ماژور

 

کهکشان مارپیچی NGC_2841

 

از کهکشان مارپیچی مسیه ۸۱

 

کهکشان مارپیچی  NGC_2903

 

تصویر کهکشان  مسیه_۱۰۶

که نورهای مختلف و نامرئی(پرتو ایکس-مادون قرمز رادیویی و…) مشخص میباشد.

 

کهکشان  NGC_۴۶۵۱

 

کهکشان خندان، خوشه کهکشانی SDSS J1038+4849

 

کهکشان های مشهور:

 

کهکشان های مشهور:

 

کهکشان آندرومدا M31 - Andromeda Galaxy

کهکشان آندرومدا در صورت فلکی آندرومدا. بیشتر زن برزنجیر نامیده می‌شود، گاهی کهکشان مرد برزنجیریا سحابی زن برزنجیریا سحابی بزرگ مرد برزنجیرو سحابی مارپیچی مرد برزنجیر و مانند این‌ها. که به دلیل صورت فلکی است که در آن قرار گرفته‌است.

 

کهکشان آندرومدا نزدیکترین همسایه ی کیهانی مان تقریبأ ۲٫۵میلیون سال نوری با ما فاصله دارد. آندرومدا به اندازه ای روشن نیست که بتوان باچشم غیرمسلح مشاهده کرد، اگرروشنتر بود شش برابر ماه بود.

 

کهکشان آندرومدا نزدیک ترین کهکشان به راه شیری و در فاصله 2.5 میلیون سال نوری قرار دارد و با سرعتی حدود 150000 کیلومتر بر ثانیه در حال نزدیک شدن به راه شیری است.

 

تصویری که از کهکشان آندرومدا در آسمان میبینیم مربوط به 2.6 میلیون سال پیش است.

 

کهکشان سیاه چشم - Black Eye Galaxy - Messier 64


Messier 64 یک اسم رایج و هم خبیثانه است: کهکشان چشم سیاه یا چشم شیطان، که به دلیل میدان گرد و غبار اطراف هسته مرکزی آن این‌گونه نام گذاری شده است. این میدان سایه وار احتمالا پس از برخورد با یک کهکشان دیگر تشکیل شده است.

در دهه ۱۹۹۰ دانشمندان کشف کردن که گاز موجود در منطقه خارجی چشم سیاه بر خلاف جهت عقربه های ساعت ـ و خلاف جهت گاز و ستارگان نزدیک به مرکز آن می‌چرخند. ستاره شناسان حدس می زدند این منطقه غیر طبیعی آخرین بقایای یک کهکشان کوچک‌تر است که میلیاردها سال پیش با چشم سیاه برخورد کرده و به تدریج جذب ان شده است.

کهکشان چشم سیاه در صورت فلکی گیسو(Coma Berenices) با فاصله ۱۷ میلیون سال نوری از زمین قرار دارد و توسط ستاره شناس فرانسوی، Messier در قرن ۱۸ ام فهرست شد.

 

 

کهکشان بوده - Bode's Galaxy

این کهکشان که از دیگر کهکشان های صور فلکی است و در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد ، به دست (یوهان الرت بوده)، ستاره شناس آلمانی کشف شد. که دلیل نامگذاری آن هم برگرفته از نام کاشف آن است. این کهکشان در سال ۱۷۷۴ نام گذاری شده است.

 

 

کهکشان چرخ گاری - Cartwheel Galaxy


این کهکشان که شکل آن یادآور چرخ گاری است، حدود ۱۵۰،۰۰۰ سال نوری طول دارد. مرکز آن درخشان و روشن است و پره هایی از گرد و غبار به حلقه بیرونی ستارگان متصل شده اند که حدود ۱٫۵ برابر از راه شیری بزرگ تر هستند.

طبق اطلاعات وب‌سایت رصد خانه تلسکوپ چاندرا شکل نامعمول چرخ گاری به دلیل یک برخورد دراماتیک در میلیون ها سال پیش است که این‌گونه فرم گرفته است. این کهکشان در اصل یک کهکشان مارپیچی بوده اما یک کهکشان کوچک مرکز آن را سوراخ کرده و اختلافی شبیه افتادن سنگی در آب در آن ایجاد کرده است. این کهکشان ۵۰۰ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. این کهکشان در صورت فلکی سنگ تراش قرار دارد.

 

در ظاهر مانند یک چرخ گاری پره دار است. در ایران بیشتر با نام چرخ فلک مشهور شده که ترجمه (Cartwheel of Fortune) است.

 

 

کهکشان سیگار - Cigar Galaxy - Messier 82


این کهکشان در صورت فلکی خرس بزرگ واقع شده و حدود ۱۳ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. کهکشان سیگار به دلیل شکل بلند و بیضوی دیسک آن نسبت به زاویه دید ما سیگار نامیده شده است.

نام آن Messier 82 است و به عنوان یک کهکشان انفجاری شناخته می شود و نرخ بسیار بالا در تولد ستارگان را دارد. طبق اطلاعات آژانس فضایی اروپا، در بخش های مرکزی آن ستارگان با سرعت ۱۰ برابر بیشتر از کهکشان راه شیری متولد می شوند.

 

 

کهکشان دنباله‌دار - Comet Galaxy


در صورت فلکی سنگتراش قرار دارد. این کهکشان به دلیل ظاهر غیرعادی که مانند یک دنباله‌دار به نظر می‌رسد، کهکشان دنباله‌دار نامیده شده‌است.

 حالت دنباله‌دار به سبب کشش جزر ومدی در خوشه کهکشانی ابل ۲۶۶۷ است.

 

 

کاسموس رِدشیقت - Cosmos Redshift 7


نام این کهکشان از انتقال مادون‌قرمز (z) تقریباً ۷ (در واقع z = ۶.۶۰۴) گرفته شده است. این کهکشان بر مبنای اندازه‌گیری مادون‌قرمز نزدیک به قرمز (z) است که در واقع از روشن‌ترین ستارگان دوردست (نسل اول; جمعیت iii) است که عناصرشیمیایی مورد نیاز برای شکل‌گیری بعدی سیارات و زندگی را تولید می‌کند. و در صورت فلکی سکستنس قرار دارد.

 

 

پیکر آسمانی هوگ - Hoag's Object


این کهکشان به نام آرتور هوگ کاشف آن نامگذاری گردیده‌است. این کهکشان یک زیرگونه از گونه‌های کهکشان هوگ بوده و شاید در واقع یک کهکشان حلقه‌ای قطبی باشد که حلقه‌ای از سیاره‌ها گرد شی مرکزی در گردش هستند.

این کهکشان در صورت فلکی مار قرار دارد.

 

 

ابر ماژلانی بزرگ - Large Magellanic Cloud


ابر ماژلانی بزرگی که از نزدیکترین کهکشان ها به راه شیری است که پر از ستارگان جوان است و در دسته ی کهکشان های نا منظم قرار میگرد.

 

به نام فردیناند ماژلان نامگذاری گردیده‌است. این کهکشان چهارمین کهکشان بزرگ در خوشه کهکشانی محلی است و همراه با ابر ماژلانی کوچک تشکیل یک جفت می‌دهد. در مطالعات اخیر این کهکشان بخشی از سیستم ماهواره‌ای کهکشان راه شیری نیست.

 

در صورت فلکی ماهی زرین/کوهمیز قرار دارد.

 

 

ابر ماژلانی کوچک - Small Magellanic Cloud


به نام فردیناند ماژلان نامگذاری گردیده‌است. با ابر ماژلانی بزرگ یک جفت را تشکیل می‌دهد. در پژوهش‌های نوین شاید بخشی از سیستم ماهواره‌ای راه شیری را تشکیل ندهد.

در صورت فلکی توکان قرار دارد.

 

 

پیکر آسمانی می‌آل - Mayall's Object


این پیکر آسمانی به نام نیکولاس می‌آل نامگذاری شده که در رصدخانه اسمیت، رابرت ت. (1941) لیک آن را کشف کرد.

" یک سحابی با سرعت شعاعی عجیب و غریب"  که VV 32 یا Arp 148 نیز نامیده می‌شود. این یک پیکر بسیار شگرف است و بیشتر احتمال دارد که دو کهکشان باشند که در حال تصادف با یکدگیر هستند، یک کهکشان حلقه ای و یکی دیگر که در شکل مانند محور یا اسپیندل است. این کهکشان در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد.

 

 

کهکشان راه شیری


کهکشان خانه ما، راه شیری، حدود ۱۰۰،۰۰۰ سال نوری قطر دارد و حاوی حداقل ۱۰۰ الی ۴۰۰ میلیارد ستاره است. اینجا یک کهکشان مارپیچی مسدود با نوارهای مرکزی است که از هسته آن آغاز می شوند.

گرچه به مدت طولانی تصور می شد راه شیری تنها دو بازوی مارپیچی دارد، اما یک مطالعه ۱۲ ساله در مجله انجمن نجوم سلطنتی در سال ۲۰۱۳ تایید کرد که این کهکشان چهار بازوی اصلی دارد. خورشید ما و منظومه شمسی در یک بازوی اصلی به نام بازوی اوریون با فاصله ۲۶۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارد.

متیو استنلی، پروفسور تاریخ علم در دانشگاه نیویورک می گوید هزاران سال پیش، ستارگان درخشان، و غبار و گاز آن در آسمان شب باعث شد که یونانیان باستان نام شیری را روی آن بگذارند، گرچه مورخین مطمئن نیستند چه زمانی به آن راه شیری گفته شد.

 

 

 

کهکشان فرفره - Pinwheel Galaxy - M83


با ظاهری مانند فرفره که در صورت فلکی خرس بزرگ قرار دارد. کهکشان مارپیچی میله ای مسیه ۸۳ .

 

 

کهکشان کلاه مکزیکی - Sombrero Galaxy - M104


کلاه مکزیکی یک کهکشان مارپیچی است و شکل عجیب کلاه مانند آن احتمالا به دلیل پرسپکتیو موقعیت آن در فضا  و نحوه دیده شدن آن از زمین، چنین نامی دارد. حلقه ستاره ای بیرونی آن شکل لبه کلاه بوده و یک تاج دارد که ورم بخش مرکزی آن چنین تصویری القا می کند.

نام عددی آن Messier 104 است و ۲۸ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد. این کهکشان طولی حدود ۵۰،۰۰۰ سال نوری دارد و یکی از بزرگ ترین اجرام در خوشه سنبله است. طبق وب‌سایت تلسکوپ فضایی هابل، حدود ۸۰۰ میلیارد خورشید در آن قرار دارد. این کهکشان در صورت فلکی دوشیزه قرار دارد.

 

 

کهکشان آفتابگردان - Sunflower Galaxy


کهکشان Messier 63 که با نام کهکشان آفتابگردان نیز شناخته می شود، شصت و سومین کهکشانی است که ستاره شناس فرانسوی، شارل مسیه آن را لیست کرده است. این کهکشان در سال ۱۷۸۱ ثبت شده و نام گل مانند آن به دلیل بازوهای مارپیچی انبوه روی آن گذاشته شده است.

آفتابگردان ۲۷ میلیون سال از زمین فاصله و در صورت فلکی تازی قرار دارد. درخشش زیبای آن یادآور آفتابگردان است که توسط ستارگان غول پیکر آبی سفید تازه متولد شده ایجاد می شود.

 

 

کهکشان بچه قورباغه - Tadpole Galaxy


یک کهکشان مارپیچی Arp 188 که معمولا با نام کهکشان بچه قورباغه شناخته می شود. این کهکشان مانند همنام آبزی خود یک سر بیضی که بخش اصلی مارپیچ را تشکیل می دهد و یک دم بلند دارد.

بخش دنباله آن ۲۸۰،۰۰۰ سال نوری طول داشته و با هزاران خوشه های ستاره ای درخشان تزیین شده است. طبق گفته های ناسا این به احتمال زیاد زمانی تشکیل شده است که یک کهکشان دیگر بیش از اندازه به آن نزدیک شده و نیروی گرانش آن ضربه وارد کرده است. همین جاذبه احتمالا ردی از ستاره و گاز را به دنبال بچه قورباغه راه انداخته و دم آن این‌گونه شکل گرفته است. این کهکشان در صورت فلکی اژدها قرار دارد.

 

 

کهکشان گرداب - Whirlpool Galaxy


کهکشان گرداب نیز مانند کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی است. کهکشان های مارپیچی رایج ترین نوع بوده و حدود ۷۷ درصد کل کهکشان‌های دنیا به این شکل هستند. این کهکشان چندین بازو دارد که به سمت خارج کشیده و به دور مرکز پیچیده اند.  هسته مایل به زرد آن خانه ستارگان قدیمی است در حالی که ستارگان جوان‌تر و درخشان تر در بازوی آن قرار دارند.

بازوهای گرداب، پرورشگاه ستارگان است و ستارگان جوان در آنجا متولد می شوند. این کهکشان با ۲۵ میلیون سال نوری فاصله از زمین و گستردگی ۶۰،۰۰۰ سال نوری، به راحتی برای ستاره شناسان قابل مشاهده است و توسط موسسه علمی تلسکوپ فضایی به آن نام یکی از "دلبندان کیهانی" داده شده است. این کهکشان در صورت فلکی تازی ها قرار دارد.

در این کهکشان مرگ ستاره ای نیز تشخیص داده شده است. گزارش‌ها سه ابرنواختر نشان داده اند که در ۱۷ سال گذشته رخ داده است: در سال های ۱۹۹۴، ۲۰۰۵ و ۲۰۱۱٫

 

 

کهکشان آنتنا - Antennae


دو کهکشان مارپیچی که توسط گرانش به هم کشیده می شوند.

 

سحابی های خارج کهکشانی

 

سحابی های خارج کهکشانی

سحابی خارج کهکشانی توده‌های عظیم و پیوسته گازی نیست، بلکه مجموعه‌ای است از ستارگانی شبیه ستارگان کهکشان . رصدهای انجام شده نشان می‌دهد خاصیت طیفی نوری که از این سحابیها صادر می‌شود، بسیار شبیه به نوری است که از خورشید خود ما خارج می‌گردد. بنابراین درجه حرارت متناظر با چنین صدور نوری نمی‌تواند با درجه حرارت سطحی خورشید اختلاف فراوان داشته باشد و این درجه حرارت بایستی به چند هزار درجه برسد. اگر این سحابیها واقعا توده‌های غول پیکر گاز پیوسته‌ای بودند که درجه حرارت سطحی آنها همان درجه حرارت سطحی خورشید بود، ناچار می‌بایستی نوری که از آنها صادر می‌شود با وسعت سطح یعنی با مربع یکی از ابعاد آنها متناسب باشد.

 

چون قطر متوسط این سحابیها بیلیون بیلیون بار بزرگتر از خورشید است، باید چنان انتظار داشته باشیم که نورانیت کلی آنها بیلیون بیلیون برابر بزرگتر از نورانیت خورشید باشد. ولی نورانیت فعلی سحابی امرأه المسلسله بسیار کوچکتر از این اندازه است و از 1.7 بیلیون برابر نورانیت خورشید تجاوز نمی‌کند. نور از تمام سطح سحابی صادر نمی‌شود بلکه از عده زیادی از لکه‌های کوچک روشن بر می‌خیزد که مجموع کلی سطح آنها به سختی با یک بلیونیوم تمام سطح سحابی برابری می‌کند. این همان چیزی است که باید از سحابیهایی انتظار داشته باشیم که از ستارگان متعارفی جدا جدا از یکدیگر ساخته شده‌اند.

 

 

بقایای ابر نواختری

 

هنگامی که ستاره بصورت ابرنواختر منفجر می‌شود، لایه‌های گازی بیرونی آن برای تشکیل بقایای ابر نواختری تابان ، متلاشی شده و با سرعت از هسته‌اش فاصله می‌گیرند. برخی از انفجارات آنقدر شدیدند که حتی خود هسته نابود می‌شود. تقریبا 90 درصد ته مانده‌ها کم و بیش کروی‌اند و بقیه بر اثر نیروی انفجار متلاشی می‌شوند تا انبوهی از شعله‌های گازی فاقد ساختار ظاهری را تشکیل دهند. در مرکز چنان بقایایی ، پالسارها (ستاره‌های تپنده) شناسایی شده‌اند.

 

 

امواج انفجاری

 

موج های ضربه ای انفجار ابر نواختر با سرعت هزاران کیلومتر در ثانیه در محیط میان ستاره‌ای سیر می‌کنند. این موجهای ضربه‌ای مواد میان ستاره‌ای را آشفته می‌کنند و شاید فرآیند فرو ریزش گرانشی را که سرانجام باعث تشکیل ستارگان در ابرهای میان ستاره‌ای می‌شود، آغاز می‌کنند. از هنگام اختراع تلسکوپ ، هیچ ابر نواختری در کهکشان ما کشف نشده است. اگر ابر نواختری بوجود می‌آمد، تا چندین ماه ، در آسمان به تابناکی ماه می‌درخشید. اگر آن ابر نواختر فرضی به زمین بسیار نزدیک می‌بود، می‌توانست جو زمین را منهدم کند.

 

سحابی انکساری

 

سحابی انکساری

در سحابی انکساری ذرات غبار نور را منعکس نمی‌کنند، بلکه متواری می‌کنند. نور قرمز می‌تواند آسانتر از نور آبی از ابر غبار بگذرد، پس نور آبی بیشتر پراکنده می‌شود، این امر موجب آبی شدن آن ابر می‌شود. همین خاصیت باعث آبی به نظر آمدن آسمان از زمین می‌شود. ذرات غبار نور خورشید را در جو شدیدا پراکنده می‌کنند و در مسیرهایی به جز سمت خورشید ، ناظر آسمان عمدتا نور آبی پراکنده می‌بیند.


حلقه دجاجه

 

این تصویر ته مانده ابر نواختری ، گازی میان ستاره‌ای را نشان می‌دهد که با موج ضربه‌ای ابرنواختر گرم شده است.

 

سحابی تاریک یا سحابی جذبی :

 

سحابی تاریک یا سحابی جذبی :

سحابی تاریک ، ابری از گرد و غبار و گاز است که گازش نور میدان‌های ستارگان یا سحابی‌های تابان پشت سرش را که از این ابر می‌گذرند، جذب می‌کند. سحابی‌های تاریک، که به سحابی‌های جذبی نیز معروفند، هیچ تشعشعی از خود ندارند، ولی ممکن است نورهای جذب شده را به شکل امواج رادیویی یا انرژی مادون قرمز دوباره بتابانند.شاید جرم سحابی‌های تاریک چندین هزار بار از جرم خورشید بیشتر باشد. اگر یک سحابی به اندازه کافی جرم داشته باشد، در نقطه‌ای از زمان موادش فشرده شده و تبدیل به ستاره می‌شود. شاید سپس سحابی تاریک با ستارگان جوان گرم حرارت ببیند و به سحابی نشری درخشانی تبدیل شود.

 

اخترشناسان عقیده دارند که ستاره ها درون این سحابی ها متولد می شوند. ممکن است سحابی های تاریک جرمی چندین هزار بار بیشتر از جرم خورشید داشته باشند. اگر یک سحابی به اندازه کافی جرم داشته باشد، در نقطه‌ای از زمان موادش فشرده شده و تبدیل به ستاره می‌شود. اما اگر سحابی های تاریک جرم کم یا دمای زیاد داشته باشند در فضا پخش خواهند شد و از بین خواهند رفت!

در صورتی که در یک سحابی تاریک ستاره ای بسیار سنگین و درخشان تشکیل شود، نور آنها باقیمانده گازهایی را که تبدیل به ستاره نشده اند را برانگیخته کرده و می تواند به یک سحابی نشری تبدیل می شود

مثال بر جسته ی سحابی تاریک، سحابی سر اسبی در صورت فلکی جبار است.


سحابی تاریک سر اسبی، روی سحابی تابانی که در پشتش قرار دارد،سایه می‌اندازد

 

ستارگان غول سرخ در اواخر عمرشان لایه‌های گازی بیرونی شان را به دور می‌اندازند. این لایه‌ها پوسته منبسط شونده‌ای از گازهای تابان را تشکیل می‌دهند که سحابی سیاره‌ای نامیده می‌شوند. علت این نامگذاری این است که ویلیام هرشل، منجم آلمانی الاصل (1822 - 1783)، تصور کرد که این پوسته‌ها شبیه سیاره‌اند. شاید از دید ناظر زمینی، این پوسته گازی به شکل ساعت شنی، حباب یا حلقه به نظر آید. این سحابی با سرعت تقریبی 20 کیلومتر (12 مایل) در ثانیه رو به بیرون حرکت می‌کند و بعد از 35 هزار سال در محیط میان‌ستاره‌ای پراکنده خواهد شد.

 

سحابی بازتابی:

 

سحابی بازتابی:

اگر ستاره ها مقداری سرد تر باشند یا این که چگالی گازها در سحابی بیشتر باشد، ماده ابر از خود نور گسیل نمی کند بلکه نور ستاره های نزدیک را بازتاب می کند. لذا این سحابی ها را با نام سحابی بازتابی می شناسیم. در این موارد گاز را نمی توان مشاهده کرد و بجای آن لکه های کوچک و پراکنده (مانند دود سیگار) که  غبار هستند، مشاهده می شوند. نور این سحابی ها از نور ستاره ای که آنها را روشن کرده کمتر است، مگر اینکه قسمتی غلیظ از آن جلوی نور خود ستاره را گرفته باشد.

در واقع در این نوع سحابی، انرژی ستاره مذکور، به قدری نیست ( به اندازه کافی داغ نیست) که اتم های سحابی یونیزه بشوند و فقط پراکنده میشوند.

هرچه طول موج نوری کمتر باشد بیشتر پراکنده می شود. به همین دلیل نور آبی که طول موج کمتری دارد، بیشتر پراکنده شده و لذا این سحابی ها بیشتر به رنگ آبی دیده میشوند. (نظیر اتفاقی که در سحابی های بازتابی رخ میدهد در اتمسفر زمین روی ذرات غبار هم رخ داده و باعث می شود تا ما آسمان را آبی رنگ ببینیم). البته به علت بازتاب نور ستاره، طیف این سحابی ها بسیار شبیه به طیف ستاره است. بیشترین عامل این پراکنده شدن، اتم های کربن و یا عناصری مانند آهن و نیکل هست. آهن و نیکل باعث میشوند که این نور پراکنده شده، پولاریزه و قطبی شود.

بهترین و آشناترین مثال این سحابی، سحابی است که ستاره های خوشه ی پروین را در برگرفته است.


سحابی خوشه ی پروین

 

از جمله زیباترین و بزرگترین سحابی های آسمان و در واقع بزرگترین سحابی آسمان تابستان می توان به سحابی مرداب (M8) از قدر 5 در صورت فلکی قوس اشاره کرد. البته چیزی که این سحابی را در میان محدوده ی خوشه های ستاره ای بی نظیر آسمان در راستای مرکز کهکشان ممتاز می کند این است که این جرم فقط یک سحابی نیست و در واقع به صورت ترکیبی از یک خوشه و یک سحابی دو تکه دیده می شود.


سحابی مرداب (M8)

 

کمی دورتر از M8 می توانید سحابی سه تکه (M20) که از قدر 7 است را ببینید. اگر در شرایط خوبی قرار داشته باشید این دو را با چشم غیر مسلح هم می توانید رصد کنید البته در تمام رصدهایی که با وسیله ای اپتیکی( مانند تلسکوپ) انجام می دهید یک چیز مهم را همیشه در نظر داشته باشید و آن توجه به جزئیات است. یادتان باشد که فقط پیدا کردن محل جرم مورد نظر مهم نیست. شما حتی با وسیله ی خودتان هم ممکن است بتوانید با کمی دقت و تلاش جزئیات بسیار هیجان انگیزی را از سحابی ها ببینید. استفاده از یک عکس یا طرح دقیق از جرم مورد نظر هنگام رصد می تواند خیلی به شما کمک کند. این کار گرچه برای رصد همه ی اجرام غیرستاره ای لازم است اما در مورد سحابی ها نکته ی مهم تری به نظر می رسد.


سحابی سه تکه (M20)

 

مثلا هنگام رصد M20 سعی کنید محل جدا شدن سه تکه ی سحابی را در تصویر دوربین یا تلسکوپ تشخیص دهید و سپس آن را با عکس سحابی تطبیق دهید. این کار واقعا هیجان انگیز است.

 

از طرف دیگر چشمگیرترین جرم در آسمان زمستان سحابی جبار درست روی نگین شمشیر شکارچی است و با فاصله بسیار کمی از این سحابی (M42)، سحابی M43 کوچک از قدر 7 هم دیده می شود. حال سعی کنید که سحابی جبار را نسبت به کمربند جبار قرینه کنید. بله این جرم زیبا M78 است.

 

  سحابی زیبای (M78)

 

از جمله نکات مهم دیگر در رصد سحابی ها این است که بعضی از سحابی ها را بخاطر گستردگی زیادشان و تضاد نوری کمی که با زمینه ی آسمان دارند در بزرگنمایی های کمتر بهتر می توان تشخیص داد.

 

سحابی نشری:   

 

سحابی نشری:   

سحابی نشری یا گسیلشی، ابری است از ماده که در آن ستارگانی بسیار درخشان و سوزان جای دارند، نور این ستارگان در طیف فرابنفش باعث برانگیختگی اتم‌های هیدروژن و اکسیژن شده و در نتیجه نور نسبتاً فراوانی از سحابی گسیل می‌شود.
به عبارت دیگر در این سحابی‌ها اتم‌ها توسط تابش فرابنفش ناشی از ستاره یا ستارگان داغ یونیده شده و به‌ دنبال آن تابشی دوباره ولی این بار در طیف نور مرئی داشته و دیده می‌شوند.
سحابی بزرگ جبار در کمربند صورت فلکی شکارچی نمونه‌ بسیار خوبی از این سحابی هاست.

سحابی بزرگ جبار

 

سحابی نشری شارپلس106-2 با فاصله 2هزار سال نوری از زمین یکی از زایشگاههای فعال ستاره ای در راه شیری

 

بیشترین و قوی ترین تابش هیدروژن در طول موج 656 نانومتر در منطقه قرمز طیف می باشد بنابراین در عکسبرداریها مناطق هیدروژن دوبار یونیده بصورت مناطق قرمز رنگ مشاهده می شوند. با این وجود امکان دارد در نور مرئی هم با نور سبز رنگ که ناشی از خطوط طیفی ممنوعه (forbidden) در طول موجهای 496 و 501 نانومتر ناشی از تابش اکسیژن می باشد دیده شوند.

اگر ستاره عامل تحریک سحابی٬ خیلی داغ باشد بیشترین تابش آن در منطقه ماوراءبنفش بوده و همین موجب درخشندگی بیشتر سحابی حتی بیشتر از درخشندگی ظاهری خود ستاره خواهد شد.

همانطور که در ابتدا نیز به آن اشاره شد، هنگام مرگ ستارگان نیز سحابی های نشری بوجود خواهند آمد. که بسته به جرم ستاره، سحابی ایجاد شده، متفاوت بوده و سحابی سیاره نما و یا بقایای نواختری نامیده می شود.

یک سحابی سیاره‌نما (planetary nebula) نوعی سحابی گسیلشی است که از گاز و پلاسما تشکیل شده‌است. علت این نامگذاری که از قرن هجدهم به وجود آمده‌است این است که به علت حلقوی بودن این سحابی‌ها (که خود به خاطر انفجار ستاره‌است) در تلسکوپ‌های ضعیف به شکل یک سیاره دیده شده و با سیاره اشتباه گرفته ‌شده است. مدت عمر این سحابی‌ها کوتاه و حدود چند ده هزار سال در مقابل با عمر چند میلیون سالهٔ ستاره است.
جوانترین سحابی سیاره‌ای مشاهده شده سحابی پرتوماهی است.

به طور خلاصه وقتی ستاره ای به پایان عمر خودش میرسد شروع به تپش کرده و آرام آرام لایه های گاز خودش را به بیرون پرتاب می کند، این لایه ها داغ هستند و بنابراین شروع به تابش طیف نشری خواهند کرد.

این لایه ها آن قدر گسترده میشوند که اجرام بسیار زیبایی را به اسم سحابی های سیاره نما پدید میاورند. اما چون این لایه ها کم جرم و داغ هستند و سرعت اولیه ای هم به سمت بیرون از مرکز خود دارند، با تقریب خوبی می توان گفت که هیچ شانسی برای انقباض گرانشی دوباره نداشته و در آینده ی  بسیار دور این سحابی ها کاملا در فضا پخش خواهند شد و اثری از آنها باقی نخواهد ماند و ستاره‌ی مرکزی آن‌ها نیزسرد و به کوتوله سفید تبدیل می‌گردد. 


سحابی چشم گربه یک سحابی سیاره‌ای است که در صورت فلکی اژدها قرار دارد.

 

و در آخر در صورتیکه ستاره ها سنگین (بسیار بیشتر از جرم خورشید) باشند، هنگامیکه به آخر عمر خود برسند، با انفجار ابرنواختری عمرشان پایان یافته و بخش قابل توجهی از جرم ستاره در این انفجار به بیرون پرتاب می‌شود و انرژی عظیمی به شکل نور گسیل می‌شود. سحابی ایجاد شده از بقایای این ستاره ها را سحابی باقیمانده ابرنواختری می گویند.

سحابی باقیمانده ی انفجار ابر نواختری