google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | خرداد ۱۴۰۲

سیارات غول یخی - اورانوس ، Uranus – قمر کوپید Cupid  XXVII

سیارات غول یخی - اورانوس ، Uranus – قمر کوپید Cupid XXVII

9 کوپید Cupid XXVII

Az: Kupid

کوپید یک قمر درونی اورانوس است. که توسط مارک آر شوالتر و جک جی لیزاور در سال 2003 با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل کشف شد. این نام از شخصیتی در اثر ویلیام شکسپیر نمایشنامه تیمون آتن نوشته ویلیام شکسپیر گرفته شد .

کوپید کوچکترین ماهواره شناخته شده درونی اورانین است که به طور خام تخمین زده می شود که تنها حدود 18 کیلومتر قطر داشته باشد.


مدار کوپید تنها 863 کیلومتر با مدار قمر بزرگتر بلیندا متفاوت است . برخلاف ماب و پردیتا ، ماهواره‌های اورانین نیز در سال 2003 کشف شدند. با وجود این، قمرهای درونی اورانوس پایدارترین مدار را دارند - به دلیل فعل و انفعالات رزونانسی کوپید احتمالاً در 100000 تا 10 میلیون سال آینده با بلیندا برخورد خواهد کرد که باعث می‌شود کوپید کوچک‌تر در این مقیاس زمانی به مدار خطرناک‌تری برود.

پس از کشف، کوپید نام موقت S/2003 U 2 را دریافت کرد . همچنین اورانوس XXVII نامگذاری شده است.

نباید آن را با سیارک 763 Cupido اشتباه گرفت .

Discovered by: Mark R. Showalter and Jack J. Lissauer

Discovery date: August 25, 2003

Designation: Uranus XXVII


کوپید در اساطیر


کوپید Cupid یا آمور Amor معادل یونانی اروس Eros

خدای میل، عشق شهوانی، جاذبه و محبت روم باستان

God of desire, erotic love, attraction, and affection

سمبل: تیر و کمان Bow and arrow

کوه: دلفین

پدر: مارس و به روایت هزیود خائوس

مادر: ونوس یا آفرودیته

همسر: Psyche

فرزندان: Voluptas

معادل یونانی: اروس Eros به معنای خدای عشق و شهوت و زایش و باروری

معادل هندوئیسم: کامادوا Kamadeva

او همیشه به عنوان خدای باروری پرستیده می شد.

نسل سوم یا به روایتی خدایان بسیار کهن

رومی‌ها او را آمور ("عشق") یا کوپیدو ("شوق") می‌خواندند.

اروس Eros نماد عشق ، معمولاً به‌عنوان پسری بالدار، برهنه و شیرخوار با کمان و تیر نشان داده می‌شود. خدای عشق روم باستان در تمام انواع آن. زخم‌های تیرش عشق یا شور را در هر قربانی او برمی انگیخت. او گاهی با زره پوشیدن مانند مریخ ، خدای جنگ، به تصویر کشیده می‌شد، شاید برای نشان دادن شباهت‌های کنایه‌آمیز بین جنگ و عاشقانه یا نماد شکست ناپذیری عشق.

اگرچه برخی در ادبیات، کوپید را بی‌احساس و بی‌احتیاط نشان می‌دهند ، اما عموماً او را خیرخواه می‌دانستند، به دلیل خوشبختی که به زوج‌های فانی و جاودانه می بخشید. در بدترین حالت، خواستگاریهایش را شیطنت آمیز می‌دانستند، این شیطنت اغلب توسط مادرش، ونوس، انجام می‌شد. در یکی از داستان‌ها، دسیسه‌های او نتیجه معکوس داشت زمانی که از کوپید برای انتقام از سایکی فانی استفاده کرد ، اما کوپید عاشق شد و موفق شد سایکی را همسر جاودانه‌اش کند

Psyche به معنی روان ، (به یونانی: " Soul به معنی روح") در اساطیر کلاسیک، شاهزاده خانم زیبایی برجسته که حسادت ونوس و عشق کوپید را برانگیخت.

به گفته آپولئیوس، ونوس حسود به پسرش کوپید (خدای عشق) دستور داد تا به سایکی عشق به نفرت انگیزترین افراد را القا کند. در عوض، کوپید سایکی را در قصری دورافتاده قرار داد، جایی که می‌توانست مخفیانه و فقط در تاریکی مطلق از او دیدن کند. یک شب سایکی چراغی روشن کرد و متوجه شد که شخصیتی که در کنارش بود خود خدای عشق است. وقتی یک قطره روغن از چراغ او را بیدار کرد، سایکی را سرزنش کرد و فرار کرد. سایکی که در جستجوی او در زمین سرگردان بود، به دست ونوس افتاد که وظایف دشواری را به او تحمیل کرد. سرانجام، کوپید تحت تأثیر توبه سایکی ، او را نجات داد و به تحریک او، ژوپیتر یا زئوس او را جاودانه کرد و او را به ازدواج کوپید درآورد.

اروس «عادلانه ترین در میان خدایان بی مرگ» نیز یکی از ترسناک ترین ها بود. حتی یک تیر او کافی بود که اندام ها را بی حس کند و بر ذهن هر خدا یا فانی غلبه کند. با این حال، این یکی از داستان های متعددی نیست که در آن پیکان های او منجر به شادی ابدی کسی، یا عذاب ابدی دیگری می شود. داستان این است که چگونه خود Eros یک بار عاشق کسی شد; و اينکه چطور يکي حاضر بود هر کاري بکند که او را از دست ندهد . این داستان از جهان باستان رسیده است؛ و بی شک زیباترین آن است.

سایکی ، زیباترین دوشیزه و جوان تر از سه دختر

روزی روزگاری در بخش های غربی یک پادشاه و ملکه ای زندگی می کردند که سه دختر داشتند که همگی فراتر از باور ، زیبا بودند. دو دختر بزرگ آنقدر خیره کننده بودند که از تمام زنان فانی دیگر در عشق برتر بودند؛ اما زیبایی جوان ترین آن ها ، سایکی (که در یونانی باستان "روح" است)، به گونه ای بود که حتی الهه به او حسادت می کرد. مردم از سراسر جهان برای تحسین سایکی می آمدند.

انتقام آفرودیت یا ونوس

آفرودیت پسرش Eros را به میان فانی ها برای یک ماموریت ساده فرستادکه سایکی را عاشق فقیرترین ، کج ترین ، و رذل ترین شخص کند که نظیرش در تمام جهان یافت نمی شود. برخی می گویند که به این دلیل عاشق او شد که او به طور تصادفی خود را با فلش های خار دار خود زخمی کرد ، برخی دیگر می گویند به دلیل اینکه سایکی زیبا بود اروس عاشق او شد. در هر صورت، لحظه ای که اروس چشمانش این دوشیزه فانی زیبا را دید ، عاشق او شد؛ و برای یک بار تصمیم گرفت از مادرش سرپیچی کند.

سایکی گم شده خانواده اش

و بنابراین روزها برای روان می گذشت که برای مدتها آرزوی چیز بیشتری نداشت. در نهایت، یک نوزاد در داخل او شروع به رشد کرد، و او فکر می کرد که هیچ چیز هرگز نمی تواند شادی او را خراب کند. با این حال، پس از مدتی، او متوجه شد که شادی بی اشتراک به اندازه شادی مشترک نیست، و او ناگهان شروع به از دست دادن خانواده اش کرد. بنابراین از شوهرش که هنوز ندیده بود - که اروس به صراحت به او گفته بود که اگر چهره اش را ببیند او را ترک خواهد کرد - پس از اینکه او رسماً سوگند یاد کرد که درخواست ها و توصیه های خواهرانش (هر آنچه که ممکن است باشد) را نادیده خواهد گرفت اروس این امکان را برای سایکی فراهم کرد که خواهرانش هر از چندی به دیدار او بیایند. و بنابراین باد غربی خواهران سایکی را همان طور که یک بار خودش سایکی را بلند کرده بود بلند کرد، و به نرمی آن ها را در کاخ اروس پایین آورد.

خواهران حسود روان

هزاران آغوش و بوسه بین خواهران در طول تجدید دیدار به اشتراک گذاشته شد. با این حال، با هر دیدار بعدی، خواهران بزرگ سایکی بیشتر و بیشتر به ثروت فوق العاده خواهرشان حسادت می کردند. و هنگامی که سایکی یک بار به آنها اعتراف کرد که او هیچ تصوری ندارد که شوهرش چه شکلی است، آنها سخت او را می ترسانند که شوهرش باید یک جانور زشت باشد که قصد دارد نوزادش را هنگامی که زایمان می کند ببلعد. در نهایت او را متقاعد کردند که او را بکشد.

اروس فرار می کند

آن شب، پس از عشق بازی شان، سایکی با لامپ و تیغ وقتی اروس خواب بود به او نزدیک شد. خیلی طول کشید تا او را شناسایی کند: او نه تنها موهای طلا، گونه های بنفش و گردن سفیدتر از شیر داشت، بلکه تیر و کمان شوهرش در کنارش ده بود. وحشت زده و کنجکاو، او یکی از فلش ها را از لحاف بیرون کشید و در حالی که این کار را انجام می داد، خودش را با تیر زخمی کرد. درد او را وحشت زده کرد، و یک قطره از روغن سوزان لامپ را بر شانه اروس ریخت . آن لحظه اروس بیدار شد و درست به محض اینکه متوجه شد همسرش وعده اش را شکسته است، بدون هیچ کلمه ای فرار کرد. خیلی بد است که سایکی با زخم پیکان، اکنون حتی به شدت عاشق شوهرش شده بود.

سرگردانی های سایکی

سایکی نميدانست چيکار کند و شروع به جستجو براي پيدا کردن "اروس" کرد. او کشور به کشور سرگردان شد و برای کمک دعا کرد، اما همه چیز بیهوده بود. حتی دمتر و هرا- از کمک به سایکی خودداری کردند. آنها از هر چیزی که آفرودیت را آزار دهد می ترسیدند ، سایکی سرانجام به کاخ خود آفرودیت آمد. آفرودیت از این خشمگین بود که پسرش از دستوراتش سرپیچی کرده ، الهه عشق و زیبایی هیچ رحمتی از خود نشان نمی داد. او سایکی را با خشونت از موهایش گرفت و لباسش را پاره کرد و او را به خاطر باردار شدن یک کودک نامشروع به سخره گرفت؛ پس از آن، او را به دو خدمتکار خود تحویل داد، و شروع به شکنجه او کرد.

محاکمه سایکی

وظیفه اول: مرتب کردن پشته ای از دانه ها

آفرودیت مقدار زیادی گندم، جو، ارزن، دانه خشخاش، نخود فرنگی، عدس و لوبیا گرفت و همه آن ها را در پشته ای به هم زد. وظیفه سایکی این بود که دانه ها را در عرض یک روز به پشته های جداگانه مرتب کند. سایکی حتی نمی دانست از کجا شروع کند، شروع به گریه کرد. خوشبختانه مورچه ای گریه او را شنید و برایش احساس تاسف کرد؛ بنابراین، او به سرعت با جمع آوری تمام مورچه های کشور، به سایکی کمک کرد کار را درست در زمانش به پایان رساند.

وظیفه دوم: جمع آوری پشم طلایی

بعد، آفرودیت به سایکی دستور داد تا پشم طلایی را از گله ای نزدیک گوسفند قاتل با شاخ های تیز جمع آوری کند. این بار یک الهه ای به او توصیه کرد، از طریق صدای یک ملودی ، صبر کند تا گوسفندان در گرمای بعد از ظهر به خواب روند و تنها پس از آن پشم های گوسفندان طلایی خود را که بر بوته های نزدیک آویزان شده بودند، جمع آوری کند. سایکی از این توصیه پیروی کرد.

وظیفه سوم: پر کردن یک کوزه از آب های سیاه

کار سوم آفرودیت پیچیده تر بود: سایکی مجبور بود کوزه ای را با آب های رودخانه سیاه و مرگبار استیوکس پر کند که بخش هایی از آن در بالای کوهی دور جریان داشت. سایکی به دردسر زیادی افتاد تا صرفاً به محل برسد، در هر طرف رودخانه، اژدهای بزرگ که هرگز نمی خوابیدند برای حفظ امنیت آب ها منصوب شده بودند. سایکی از ترس خشکش زد و حتی قادر به گریه هم نبود. با دیدن او در آنجا، زئوس به شکل عقاب ناگهان از بالای ابرها پرواز کرد و کوزه روان را از دست او ربود؛ سپس آن را با آب های استیوکس پر کرد و آن را به دوشیزه برگرداند. سایکی با شادی به پیش آفرودیت بازگشت .

وظیفه چهارم: جهان زیرین

به طور نسبی، این وظیفه تا حد زیادی از وظایف دیگر در درجه دشواری بیشتری قرار داشت. یعنی این بار قرار بود سایکی به دنیای زیرین برود و در یک روز از پرسفون کمی از زیبایی اش را بگیرد، آن را در جعبه ای بسته بندی کند و به سرعت جعبه را به آفرودیت برگرداند. تنها راه استدلال برای دیدار هادس مرگ بود ، سایکی ناامید رفت تا یک برج بلند برای پریدن خود به جهنم پیدا کند. با این حال، با الهام از پراویدنس الهی، راه بهتری از پریدن از برج پیدا کرد.

اول، او به تپه Taenarus در Peloponnese رفت، جایی که یک سوراخ برای رسیدن به هادس پیدا کرد. با این حال با دست های خالی به آنجا نرفت و همراه خود دو سکه و دو تکه نان خیس شده در جو و عسل برد. او از اولین سکه برای پرداخت به شارون برای کرایه اش در سراسر استیوکس استفاده کرد . و اولین نان را به سربروس داد و اجازه ورود به کاخ هادس را گرفت. در آنجا پرسفون را پیدا کرد و تمام وعده های غذایی خوبش را رد کرد و به جای آن پوسته ای از نان قهوه ای و یک لطف خواست. پس از اعطای دومی، سایکی کمی از زیبایی پرسیفون را گرفت و به سرزمین زنده ها بازگشت و نان دومش را به سربروس رشوه داد و آخرین سکه اش را به شارون پرداخت کرد تا او را باز گرداند.

تجدید دیدار از Eros و سایکی

نفرین جعبه

سایکی مثل داستان پاندورا که جعبه را باز کرده بود جعبه پرسفونه را باز کرد. این عمل نه از روی کنجکاوی بود و نه از روی کینه: سایکی صرفاً امیدوار بود که یک خط از زیبایی اپرسفونه باید به پیروزی او در بازگشت عشق اروس کمک کند. سایکی وقتی جعبه را باز کرد یک خواب دوزخی و کشنده بلافاصله به محض باز کردن جعبه به تمام اعضای او حمله کرد، به گونه ای که او بر روی زمین سقوط کرد، و مثل یک جسد به خواب رفت.

ورود اروس

اروس - که دیگر ندیدن و نبود سایکی را تحمل نمی کرد - مخفیانه از پنجره اتاقش بیرون رفت و با رسیدن به سایکی ، ابر خواب را از چهره او پاک کرد و جوهر آن را دوباره در جعبه گذاشت. سپس همسر محبوبش را به هوا برد و سایکی توانست به موقع هدیه را برای آفرودیت بیاورد. اروس که دیگر نمی خواست او را تحت شکنجه ببیند، بلافاصله نزد زئوس رفت و به او التماس کرد که او را تایید کند. زئوس رضایت داد و سایکی را با دادن آمبروسیا به او جاودانه کرد ، نه تنها برای اینکه او و اروس در ازدواج به عنوان یکسان با هم متحد شوند، بلکه برای اینکه آفرودیت در نهایت آرام شود. در زمان معین، نوزاد روان به دنیا آمد. آن یک دختر سالم بود که زن و شوهر او را Voluptas نامیدند. به درستی، وقتی بزرگ شد، الهه لذت شد.


فیروز نادری دانشمند ایرانی-آمریکایی ناسا درگذشت.

فیروز نادری دانشمند ایرانی-آمریکایی ناسا درگذشت. وی هنگام درگذشت 77 سال داشت. کارشناس آزمایشگاه رانش جت به مدت 35 سال در سازمان ناسا فعالیت داشت. حساب کاربری رسمی او در اینستاگرام فاش کرد که اخیراً دچار آسیب دیدگی شده است که باعث فلج شدن او شده است.


معرفی

فیروز مایکل نادری (فارسی: فیروز نادری : فیروز نادری ؛ متولد 1946) دانشمند ایرانی است که بیش از 30 سال در سمت‌های مختلف فنی و اجرایی در آزمایشگاه رانش جت ناسا (JPL) گذرانده و در ساخت برخی از نمادین‌ترین ماموریت های فضایی روباتیک آمریکا مشارکت داشته است. او در سال 2016 از مدیریت ناسا بازنشسته شد و در سمت ، مشاور استارت آپ ها با فناوری پیشرفته در مراحل اولیه و سخنران عمومی مشغول شد.

دوران اولیه زندگی و آموزش

تحصيلات ابتدايي وي در شهر شيراز و در همان جا متولد شد. دبیرستان را در تهران در یک مدرسه شبانه روزی ایتالیایی (دانشگاه شبانه روزی دون بوسکو) گذراند و در سال 1964 برای ادامه تحصیل دانشگاه ایران را به مقصد آمریکا ترک کرد. او قبل از مهاجرت به کالیفرنیا در سال 1969 مدرک کارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیووا دریافت کرد. پس از دو سال کار به عنوان مهندس در سانتا باربارا، در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (USC) در لس آنجلس ثبت نام کرد و در آنجا مدرک MS خود را در سال 1972 دریافت کرد. در سال 1976 دکتری در مهندسی برق را گرفت. وی پس از پایان تحصیلات خود به مدت سه سال به ایران بازگشت و در سازمان سنجش از راه دور ایران مشغول به کار شد اما در تیرماه 1358 پس از انقلاب ایران به آمریکا بازگشت. او از آن زمان به ایران برنگشته است.

شغل و ناسا

او در سپتامبر 1979 در JPL ناسا به عنوان مهندس سیستم ارتباطات شروع به کار کرد و در یک دوره سه دهه ای حرفه ای به رتبه های بالاتری رسید و به سمت های اجرایی عالی رسید. حرفه او در JPL شامل مهندسی سیستم، توسعه فناوری، مدیریت برنامه و پروژه برای سیستم های ارتباطات ماهواره ای ، رصدخانه های سنجش از دور زمین، رصدخانه های اخترفیزیکی و سیستم های سیاره ای بوده است.

کار اولیه او در JPL بر روی طراحی سیستم سیستم های ماهواره ای بزرگ برای پوشش تلفن همراه در سراسر کشور بود. او در اواسط دهه 1980 به مدت دو سال به مقر ناسا رفت تا به عنوان مدیر برنامه ماهواره فناوری ارتباطات پیشرفته (ACTS)، پیشرو در ماهواره های تجاری چند پرتوی امروزی، خدمت کند. پس از بازگشت به JPL، او مدیر پروژه پروژه پراکندگی سنج ناسا (NSCAT) شد که هدف آن اندازه گیری راداری مبتنی بر فضا بادهای روی اقیانوس های جهانی با کاربرد در پیش بینی آب و هوا بود. او مدال رهبری برجسته ناسا را ​​برای مدیریت این پروژه دریافت کرد. پس از NSCAT، در اواسط دهه 1990، او برنامه Origins، برنامه جاه طلبانه و غنی از فناوری ناسا را ​​برای جستجوی سیارات مشابه زمین در سایر سیستم های سیاره ای مدیریت کرد.

مدیریت برنامه مریخ

او به عنوان مدیر برنامه ناسا برای اکتشاف مریخ منصوب شد در آوریل 2000 پس از اینکه آژانس در دو سال گذشته شکست متوالی را متحمل شد. در تابستان 2000، او به برنامه ریزی مجدد برنامه به عنوان زنجیره ای از مأموریت های علمی، فنی و عملیاتی مرتبط با یک فضاپیمایی که هر دو سال یک بار به مریخ پرتاب می شد، کمک کرد. او این برنامه را برای پنج سال آینده رهبری کرد، یک بازه زمانی که شامل فرود موفقیت آمیز مریخ نوردهای اکتشافی مریخ بود . در مجموع، از سال 2000 تا 2012، 6 ماموریت موفق متوالی آمریکایی به مریخ (4 فرودگر و 2 مدارگرد) بر اساس نقشه راه طراحی شده در تابستان 2000 انجام شده است. برای مدیریت برنامه مریخ، او بالاترین جایزه ناسا را ​​دریافت کرد. ، مدال خدمات ممتاز ناسا.

معاون مدیر JPL

پس از برنامه مریخ، او به عنوان اولین معاون مدیر JPL برای تدوین و استراتژی پروژه منصوب شد. به عنوان مسئول ارشد آزمایشگاه که بر خرید کسب و کار جدید JPL و افسر ارشد برنامه ریزی استراتژیک نظارت می کند. او JPL's Innovation Foundry را ایجاد کرد، یک اکوسیستم استارت آپی داخلی شبیه به تجهیزات شتاب دهنده انکوباتور در سیلیکون. او به مدت شش سال، یک صندوق سرمایه‌گذاری داخلی سالانه 100 میلیون دلاری را برای شناسایی و بلوغ فناوری‌های نوپا، و مفاهیم مأموریتی که پتانسیل رشد به پروژه‌های فضایی را نشان می‌داد، مدیریت کرد.

مدیر اکتشاف منظومه شمسی

در طول پنج سال آخر خود در JPL، او مدیر اکتشاف منظومه شمسی بود . با مسئولیت فضاپیمای کاسینی در زحل، ماموریت سپیده دم به سیارک‌های وستا و سرس، ماموریت جونو به مشتری، و فرمول‌بندی اولین هلیکوپتر مریخ، و ماموریت چند میلیارد دلاری به اروپا (قمر مشتری) در جستجوی حیات در خارج . از زمین.


سیارک نادر

پس از 36 سال، در فوریه 2016 از ناسا بازنشسته شد. در جشن خداحافظی به افتخار او، اعلام شد که سیارک 1989 EL1 به سیارک "5515 نادری" تغییر نام داد. به خاطر سهمش در اکتشافات فضایی این سیارک توسط ستاره شناس فقید آمریکایی، النور اف. هلین، در رصدخانه پالومار در شهرستان سن دیگو، کالیفرنیا که در 5 مارس 1989 کشف شد و قطر آن حدود 10 کیلومتر (6 مایل) است. هر 5.2 ساعت به دور خود می چرخد ​​و هر 4.4 سال یکبار به دور خورشید می چرخد.

زندگی پس از ناسا

در دوران حرفه‌ای خود پس از ناسا، او به عنوان مشاور مدیریت، مشاور استارت‌آپ‌های با فناوری پیشرفته در مراحل اولیه و سخنران عمومی خدمت می‌کرد. او همچنین به عنوان مربی برای نسل بعدی رهبران در جامعه ایرانی-آمریکایی خدمت می کرد.

روحش قرین رحمت

پرتاب فضاپیمای سایکی ناسا به سیارک غنی از فلز سایکی در اکتبر 2023

پس از یک سال تاخیر، ماموریت سایکی ناسا به سیارک غنی از فلز سایکی در مسیر پرتاب در اکتبر 2023 قرار دارد.


تصویر ماموریت سایکی Psyche فضاپیمای خورشیدی را نشان می‌دهد که بر فراز سیارک پوشیده از برنز با کوه‌های ناهموار اوج می‌گیرد.

ناسا

سایکی در یک مسیر مثبت برای راه اندازی در اکتبر 2023 قرار دارد. تاریخ آمادگی پرتاب معتبر است و احتمال موفقیت کلی ماموریت زیاد است.


Bir illik gecikmədən sonra, NASA-nın eyniadlı metalla zəngin asteroidə Sayki Psyche missiyası 2023-cü ilin oktyabrında buraxılması üçün yoldadır

سیارات غول یخی - اورانوس ، Uranus – قمر پورتیا Portia  XII

8 - پورتیا Portia XII

Az: Portiya

پورتیا دومین قمر بزرگ درونی اورانوس پس از پوک است .پورتیا از تصاویر گرفته شده توسط وویجر 2 در 3 ژانویه 1986 کشف شد و نام موقت S/1986 U 1 به آن داده شد . ماه به افتخار پورتیا ، قهرمان قرن شانزدهم نمایشنامه ویلیام شکسپیر ، تاجر ونیز، نامگذاری شده است . همچنین اورانوس دوازدهم نیز نامگذاری شده است.


مدار پورتین، که در داخل شعاع مداری همزمان اورانوس قرار دارد ، به دلیل کند شدن جزر و مد به آرامی در حال فروپاشی است . ماه یک روز یا به حلقه سیاره ای تبدیل می شود یا به اورانوس برخورد می کند.

این گروه از ماهواره ها به نام گروه پورتیا هستند که شامل بیانکا ، کرسیدا ، دزدمونا ، ژولیت ، روزالیند ، کوپید ، بلیندا و پردیتا است . این ماهواره ها دارای مدارهای مشابه و ویژگی های نورسنجی هستند.

اطلاعات کمی درباره پورتیا با قطر حدود 140 کیلومتر (87 مایل)، مدار، و آلبدوی هندسی حدود 0.08 آن وجود دارد.

در تصاویر وویجر 2، پورتیا به عنوان یک شی دراز ظاهر می شود که محور اصلی آن به سمت اورانوس است. پورتیا نسبت محورهای کروی پرولات 8/0 است. سطح آن خاکستری رنگ است. مشاهدات با تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ‌های بزرگ زمینی ویژگی‌های جذب یخ آب را در طیف پورتیا یافتند.

پورتیا است قمری که به دور سیاره اورانوس می چرخد.

جرم آن 1,681,505,981,935,050,000 کیلوگرم برآورد/محاسبه شده است. چگالی آن 1.3 محاسبه شده است. حجم آن 1293983 است.

در سال 1986 توسط S. Synnott، وویجر 2 کشف شد.


دوره مداری، یعنی دوره ای که طول می کشد تا یک دور اورانوس کامل شود، 0.5132 روز است. این رقم به عنوان دوره گردان نیز شناخته می شود. این رقم از ناسا آمده است .

شعاع استوایی پورتیا 68 کیلومتر است. مقدار شعاع جسم مذکور در استوا بر حسب کیلومتر است.

سرعت فرار پورتیا 207 کیلومتر بر ساعت است. سرعت فرار سرعتی است که یک جسم باید طی کند تا از گرانش اجسام رها شود. هرچه یک جسم بزرگتر باشد، سرعت (سرعت) بیشتری برای رها شدن از جسم مورد نیاز است. محور نیمه اصلی مدار 10^3/66 کیلومتر است که دورترین نقطه از مرکز تا لبه یک نقطه بیضی شکل است. .

محیط استوایی پورتیا 424.7 کیلومتر است. مساحت پورتیا 57425.30 کیلومتر مربع است. گرانش سطحی Portia 0.025 متر بر ثانیه است. برای مقایسه، گرانش سطح زمین 9.807 متر بر ثانیه است. هرچه یک جسم بزرگتر باشد، گرانش سطح قوی تر است. میانگین سرعت مداری (MOV) سرعتی است که در آن به دور آن می چرخد 80/33732 کیلومتر بر ساعت است. میانگین فاصله این جسم از اورانوس 66100.00 کیلومتر است.

شیب مداری ، زاویه ای که پورتیا به مدار می چرخد، 0.06 درجه است.

گریز از مرکز مداری 0.0001 است، درجه ای که در آن پورتیا نزدیک به مدار دایره ای (0) در مقابل بیضی (1) می چرخد.

این قمرها همگی به نام شخصیت های شکسپیر نامگذاری شده اند. همه به جز پردیتا، پاک و ماب زمانی که وویجر 2 در سال 1986 پرواز کرد، کشف شدند.

Discovered by: Stephen P. Synnott / Voyager 2

Discovery date: January 3, 1986

Designation: Uranus XII

Portia daxili aydır. Uran 3 yanvar 1986-cı ildə Voyager 2 tərəfindən çəkilmiş şəkillərdən kəşf edilib və S/1986 U 1 müvəqqəti adı verilib. Ayın adını Uilyam Şekspirin 'Venesiya taciri' pyesinin qəhrəmanı Portiyanın şərəfinə almışdır. Uran XII də adlanır

Portia, Puck-dan sonra Uranın ikinci ən böyük daxili peykidir. Uranla eyni orbital radiusda yerləşən hissənin orbiti gelgitlərin yavaşlaması səbəbindən yavaş-yavaş çökür. Ay bir gün ya planetar halqaya çevriləcək, ya da Uranla toqquşacaq


پورتیا در داستان ها

پورتیا قهرمان زن فیلم ویلیام شکسپیر اثر تاجر ونیز است . او که یک وارث ثروتمند، زیبا و باهوش بلمونت است، به قرعه کشی مندرج در وصیت نامه پدرش ملزم شده است، که به خواستگاران احتمالی این شانس را می دهد که از سه تابوت متشکل از طلا، نقره و سرب یکی را انتخاب کنند. اگر آن ها تابوت مناسب را انتخاب کنند، دست پورتیا را به دست می آورند. اگر تابوت نادرست را انتخاب کرند، باید آن را ترک کنند و هرگز زن دیگری را برای ازدواج انتخاب نکنند. پورتیا خوشحال می شود که دو خواستگار، یکی از طمع و دیگری به دلیل غرور، در انتخاب صحیح شکست می خورند، اگرچه او درایت را به شاهزاده های مراکش و آراگون نشان می دهد که ناموفق به دنبال دست او هستند. در عوض، او از یک نجیب جوان اما فقیر ونیزی، باسانیو، که او نیز یک سرباز و یک محقق است، علاقه دارد. باسانیو به انتخاب تابوت مناسب می پردازد.

پورتیا تمایلی به ضرب المثل ها داشت.

بعداً در نمایشنامه، او خود را به عنوان یک مرد در می آورد و سپس نقش شاگرد وکیل (به نام بالتازار) را بر عهده می گیرد که به موجب آن جان دوست باسانیو، آنتونیو را در دادگاه نجات می دهد.


Portia Uilyam Şekspirin “Venesiya taciri” əsərinin qadın qəhrəmanıdır. Varlı, gözəl və ağıllı Belmont varisi, o, atasının vəsiyyəti ilə lotereya ilə bağlıdır və bu, potensial iddiaçılara üç qutudan seçim etmək şansı verir. Düzgün tabutu seçsə, Portiyanın əlini qazanır. Səhv tabutu seçsə, onu tərk etməli və heç vaxt başqa qadınla evlənməməlidir. O, ərə getmək ehtimalı olan oxşar rütbəli əcnəbi zadəganlar haqqında az düşündüyü və atasının tapşırığını yerinə yetirməyə çalışan iki talibdən daha az düşündüyü göstərilir. Bunun əvəzinə o, gənc, lakin kasıb Venesiya zadəganına, həm də əsgər və alim olan Bassanio-ya üstünlük verir. Bassanio düzgün tabutu seçməyə davam edir.

مکان های شریک خورشید گرفتگی ناسا برای سال های 2023 و 2024

مکان های شریک خورشید گرفتگی ناسا برای سال های 2023 و 2024

برای چند دقیقه در 8 آوریل 2024، میلیون‌ها تماشاگر آسمان در سراسر ایالات متحده این فرصت را خواهند داشت که خورشید گرفتگی کامل را ببینند. این آخرین باری خواهد بود که خورشید گرفتگی کامل در ایالات متحده برای بیش از 20 سال رخ می دهد.


ناسا مکان های زیر را به عنوان مکان های شریک اصلی خود برای خورشید گرفتگی کامل انتخاب کرده است: کرویل، تگزاس؛ ایندیاناپولیس، ایندیانا؛ و کلیولند، اوهایو. هر مکان یک منطقه مشاهده گروهی را برای عموم فراهم می کند.

sun1001

پخش زنده ناسا شامل پوشش هایی از این مکان ها خواهد بود. این پخش یک صندلی در ردیف جلو برای کسوف فراهم می کند و کارشناسان ناسا در سراسر کشور در مورد علم پشت کسوف، نحوه مطالعه ناسا در مورد آن، و جشن گرفتن با جوامعی که این رویداد را تجربه می کنند، توضیح می دهند. کارشناسان ناسا در این مکان‌ها حضور خواهند داشت تا با مردم تعامل داشته باشند و روش‌هایی را که ناسا خورشید را مطالعه می‌کند و از آن اطلاعات برای درک تأثیر آن بر زمین، در سراسر منظومه شمسی و فراتر از آن استفاده می‌کند، به اشتراک بگذارند.

دایره سیاهی که ماه را نشان می دهد، احاطه شده توسط نور درخشان جو خورشید.

یک خورشید گرفتگی کامل در روز دوشنبه، 21 اوت 2017، در بالای اورگان مشاهده می شود. در طی یک خورشید گرفتگی کامل، ماه به طور کامل سطح مرئی خورشید را مسدود می کند و جو بیرونی ستاره را آشکار می کند.

خورشید گرفتگی کامل زمانی اتفاق می افتد که ماه بین خورشید و زمین می گذرد. افرادی که خورشید گرفتگی را از مکان‌هایی مشاهده می‌کنند که ماه کاملاً خورشید را می‌پوشاند - که به عنوان مسیر کلیت شناخته می‌شود.

sun1002

نحوه تماشا

برای این کسوف، مسیر کلیت از مکزیک و ایالات متحده به کانادا می‌رود. بسیاری از بینندگان خارج از مسیر کلیت - از جمله آنهایی که در تمام 48 ایالت مجاور، به علاوه هاوایی و بخش‌هایی از آلاسکا هستند - یک گرفتگی جزئی را مشاهده خواهند کرد، جایی که ماه بخشی از خورشید را می‌پوشاند.

مسیرهای گرفتگی حلقوی 2023 و کسوف کامل 2024 بر روی نقشه ایالات متحده.

نقشه ای که نشان می دهد سایه ماه در طول خورشید گرفتگی حلقوی 2023 و خورشید گرفتگی کامل 2024 از ایالات متحده عبور خواهد کرد.

کسوف حلقوی

نمی توانید منتظر سال 2024 باشید؟ خورشید گرفتگی دیگری در 14 اکتبر 2023 از ایالات متحده قابل مشاهده خواهد بود. این گرفت - که خورشید گرفتگی حلقوی نامیده می شود - زمانی اتفاق می افتد که ماه از بین خورشید و زمین می گذرد، اما زمانی که در دورترین نقطه از زمین یا نزدیک به آن باشد. از آنجایی که ماه از زمین دورتر است، کوچکتر از خورشید به نظر می رسد و خورشید را به طور کامل نمی پوشاند. در نتیجه، ماه به صورت یک دیسک تاریک در بالای یک دیسک بزرگتر و روشن ظاهر می شود و چیزی شبیه به حلقه ای درخشان در اطراف ماه ایجاد می کند.

خورشید گرفتگی حلقوی که به صورت حلقه ای از آتش ظاهر می شود، در بخش هایی از ایالات متحده، مکزیک و بسیاری از کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی قابل مشاهده خواهد بود. یک خورشید‌گرفتگی جزئی نیز از تمام 48 ایالات متحده به‌همراه بخش‌هایی از آلاسکا و هاوایی قابل مشاهده خواهد بود. ناسا خورشید گرفتگی حلقوی را از آلبوکرکی، نیومکزیکو، و کرویل، تگزاس پخش خواهد کرد.

اول ایمنی

روش مشاهده ایمن خورشید گرفتگی حلقوی 2023 و خورشید گرفتگی کامل 2024 در ایالات متحده متفاوت است. به جز در مرحله کلی مختصر خورشید گرفتگی کامل، زمانی که ماه به طور کامل چهره درخشان خورشید را مسدود می کند، نگاه مستقیم به خورشید بدون محافظ چشم تخصصی برای مشاهده خورشید ایمن نیست. در طول ماه گرفتگی حلقوی در اکتبر امسال، و زمانی که خورشید به طور کامل توسط ماه در آوریل 2024 مسدود نشده است، بینندگان باید از محافظ چشم تخصصی استفاده کنند یا از روش‌های مشاهده جایگزین، مانند پروژکتور سوراخ سوزنی، در تمام مدت استفاده کنند.

سیارات غول یخی - اورانوس ، Uranus – قمر ژولیت Juliet  XI

6- ژولیت Juliet XI

Az: Cülyetta


ژولیت یک قمر درونی اورانوس است و به وسیله تصاویر گرفته شده توسط وویجر 2 در 3 ژانویه 1986 کشف شد و نام موقت S/1986 U 2 به آن داده شد . این نام از قهرمان ویلیام شکسپیر نمایشنامه رومئو و ژولیت گرفته شده است . ژولیت دختر کاپولت هاست که دشمنان قسم خورده مونتاگ ها هستند. با این وجود، او عاشق رومئو، پسر مونتاگ ها می شود.

این قمر همچنین اورانوس یازدهم نامگذاری شده است.

جولیت متعلق به گروه ماهواره های پورتیا است که شامل بیانکا ، کرسیدا ، دزدمونا ، پورتیا ، روزالیند ، کوپید ، بلیندا و پردیتا نیز می شود . این ماهواره ها دارای مدارهای مشابه و ویژگی های نورسنجی هستند. به غیر از مدار آن و شعاع 53 کیلومتری و آلبدوی هندسی 0.08 ، تقریباً هیچ چیز درباره ژولیت شناخته نشده است.

در تصاویر وویجر 2 ژولیت به عنوان یک شی دراز ظاهر می شود که محور اصلی به سمت اورانوس است. نسبت محورهای کروی پرولات ژولیت 0.5 است که نسبتاً یک مقدار شدید است. سطح آن خاکستری رنگ است. جولیت ممکن است با دزدمونا در 100 میلیون سال آینده برخورد کند.

Stephen P. Synnott / Voyager 2 : Discovered by

January 3, 1986 : Discovery date

Uranus XI : Designation


ژولیت در داستان ها


ژولیت کاپوله اثر رمانتیک ویلیام شکسپیر ، زن تراژدی رومئو و ژولیت است . ژولیت یک دختر 13 ساله تنها دختر پدرسالار خانه کاپولت است . او عاشق مرد قهرمان رومئو می شود که یکی از اعضای خانه مونتاگ است که کپولت ها با آن دشمنی خونی دارند . این داستان سابقه ای طولانی دارد که از شکسپیر پیشی می گیرد.

ژولیت اثر فیلیپ اچ. کالدرون (1888)

همانطور که در داستان اتفاق می افتد، جولیت به تولد چهارده سالگی خود نزدیک می شود. " (1 اوت) او در شب لاماس به دنیا آمده " ، بنابراین تولد ژولیت 31 جولای (1.3.19) است. پدرش می گوید که او "تغییر چهارده سال را ندیده است در بسیاری از فرهنگ ها و دوره های زمانی، زنان در سنین پایین ازدواج می کردند و بچه دار می شدند. لیدی کاپولت در زمانی که به سن ژولیت رسیده بود اولین فرزندش را به دنیا آورده بود.

حتی کاپولت سعی می کند کنت پاریس، خواستگاری ثروتمند را تشویق کند تا قبل از اینکه حتی به ازدواج دخترش فکر کند، کمی بیشتر صبر کند، زیرا احساس می کند دخترش هنوز خیلی جوان است. او تغییر چهارده سال را ندیده است، بگذار دو تابستان دیگر در غرورشان پژمرده شود، تا فکر کنیم او عروس شده است. مردم عادی انگلیسی در آن سن به ندرت ازدواج می کردند و حتی در میان اشراف و نجیب زادگان آن عصر، عروس های 13 ساله نادر بودند، تقریباً یک عروس از هر 1000 عروس.

باور رایج در انگلستان دوره الیزابت این بود که مادر شدن قبل از 16 سالگی خطرناک است. کتابچه های راهنمای رایج بهداشت و همچنین مشاهدات زندگی زناشویی، الیزابتی ها را به این باور رساند که ازدواج زودهنگام و به نتیجه رسیدن آن به طور دائمی به سلامت زن جوان آسیب می رساند، رشد جسمی و ذهنی مرد جوان را مختل می کند و فرزندانی بیمار یا کوتاه قدی ایجاد می کند. بنابراین، 18 سالگی به عنوان اولین سن معقول برای مادر شدن و 20 و 30 سالگی به عنوان سن ایده آل برای زنان و مردان برای ازدواج در نظر گرفته شد. شکسپیر همچنین ممکن است سن ژولیت را از 16 به 13 کاهش داده باشد تا خطرات ازدواج در سنین بسیار پایین را نشان دهد.

بسیاری از افراد نام خود و عزیزان خود را روی دیوارهای ورودی که به دیوار ژولیت معروف است می نویسند. در طول سال 2019، پس از ترمیم و تمیز کردن ساختمان، در نظر گرفته شد که نوشته‌های روی پانل‌های قابل تعویض یا ورق‌های سفید در خارج از دیوار باشد.

همچنین قراردادن نامه های عاشقانه کوچک روی دیوارها (که هر سال هزاران نفر انجام می دهند) یک سنت است که به طور مرتب توسط کارمندان برای تمیز نگه داشتن حیاط پایین آورده می شود.

سنت دیگری که در حیاط ژولیت رخ می دهد، نوشتن نام خود و یکی از عزیزان روی قفل و وصل کردن آن به دروازه بزرگ زینتی در پشت آن و سمت چپ است.

از دهه 1930، نامه هایی خطاب به ژولیت به ورونا رسید. تا سال 2010، سالانه بیش از 5000 نامه دریافت می شد که سه چهارم آن از سوی زنان بود. بزرگترین گروه فرستنده، نوجوانان آمریکایی بودند. نامه ها توسط داوطلبان محلی خوانده شده و به آنها پاسخ داده می شود.

خلاصه داستان:

رومئو یک مونتاگ است و ژولیت یک کاپولت. خانواده‌های آن‌ها درگیر یک دشمنی می‌شوند، اما لحظه‌ای که با هم آشنا می‌شوند – زمانی که رومئو و دوستانش در یک مهمانی در خانه ژولیت با لباس مبدل شرکت می‌کنند – آن دو عاشق هم می‌شوند و به سرعت تصمیم می‌گیرند که ازدواج کنند.

به امید پایان دادن به دشمنی ، یک راهب مخفیانه ترتیب ازدواج آن ها را می دهد. رومئو و همراهانش تقریباً بلافاصله با پسر عموی ژولیت تایبالت روبرو می شوند که رومئو را به چالش می کشد. زمانی که رومئو از مبارزه امتناع می کند، دوست رومئو مرکوتیو چالش را می پذیرد و کشته می شود. سپس رومئو تیبالت را می کشد و تبعید می شود. او آن شب را با ژولیت می گذراند و سپس راهی مانتو می شود.

پدر ژولیت او را مجبور به ازدواج با کنت پاریس می کند. برای جلوگیری از این ازدواج، ژولیت معجون را که توسط راهب به او داده شده است می‌گیرد که باعث می‌شود مرده به نظر برسد. راهب به رومئو خبر می دهد که وقتی از خواب بیدار می شود، در مقبره خانواده اش باشد. نقشه خراب می شود و رومئو فکر می کند که ژولیت مرده است. رومئو در مقبره خود را می کشد. ژولیت از خواب بیدار می شود، بدن او را می بیند و خودکشی می کند. به نظر می رسد مرگ آنها سرانجام به دشمنی پایان می دهد.


سیارات غول یخی - اورانوس ، Uranus – قمر دزدمونا  Desdemona

5- دزدمونا Desdemona

Az: Dezdemona

دزدمونا قمر درونی اورانوس است و به وسیله تصاویر گرفته شده توسط وویجر 2 در 13 ژانویه 1986 کشف شد و نام موقت S/1986 U 6 به آن داده شد . دزدمونا از نام همسر اتللو در ویلیام شکسپیر اثر نمایشنامه اتللو نامگذاری شده است و نیز اورانوس X نامگذاری شده است .


دزدمونا متعلق به گروه ماهواره های پورتیا است که شامل بیانکا ، کرسیدا ، ژولیت ، پورتیا ، روزالیند ، کوپید ، بلیندا و پردیتا نیز می شود . این ماهواره ها دارای مدارها و ویژگی های نورسنجی مشابه هستند. به غیر از مدار آن، شعاع 32 کیلومتری و آلبیدوی هندسی 0.08 تقریباً هیچ چیز درباره دزدمونا شناخته شده نیست.

در تصاویر وویجر 2 ، دزدمونا به عنوان یک شی دراز ظاهر می شود که محور اصلی به سمت اورانوس است. نسبت محورهای کروی پرولات دزدمونا 0.6 است. سطح آن خاکستری رنگ است.

دزدمونا ممکن است با یکی از قمرهای همسایه خود کرسیدا یا ژولیت در 100 میلیون سال آینده برخورد کند.

دزدمونا غنی از کربن موجود در سیارک‌های کلاس C تشکیل شده است.

Stephen P. Synnott / Voyager 2 : Discovered by

January 13, 1986 : Discovery date

Uranus X : Designation

دزدمونا در داستان ها


دزدمونا یک قهرمان زن در ویلیام شکسپیر اثر تراژدی اتللو است . او دختر سناتور برابانتیو از ونیز است و با ازدواج مخفیانه با اتللو ، سربازی از اجداد مور، پدرش را به چالش می کشد. کارشناسان در مورد شایستگی و شخصیت واقعی شخصیت اتفاق نظر ندارند. برخی از کارشناسان بر این باورند که او شخصیت نهایی یک زن سنتی است که با قلب او اداره می شود و به شوهرش وفادار است حتی زمانی که او را می کشد. یک تفسیر متناقض این است که شخصیت زنی است که بسیار جلوتر از زمان خود است که خود را برابر با اتللو می داند و مرگ او نتیجه جامعه ای است که برای دیدگاه فمینیستی آماده نیست.

دزدمونا در نمایشنامه با ازدواج مخفیانه با اتللو، پدرش و جامعه ونیزی را شوکه می کند. با وجود توانایی‌های اتللو به عنوان یک سرباز و تحسین تقریباً جهانی که از او برخوردار است، او مورد تعصب نژادی است و شوهر مناسبی برای دختر یک سناتور در نظر گرفته نمی‌شود. اتللو و همسرش سنای ونیزی را متقاعد می کنند که ازدواج آنها را بپذیرد و به جزیره قبرس نقل مکان می کنند، جایی که اتللو جنگی را علیه ارتش مهاجم ترکیه رهبری می کند.

دزدمونا توسط شوهر حسودش در اتللو شکسپیر کشته می شود.

زمانی که به قبرس می‌رود، یاگو ، یک سرباز ناراضی و نقشه‌کش ماهر، اتللو را متقاعد می‌کند که دزدمونا با نزدیک‌ترین دوست اتللو، کاسیو، رابطه‌ای برقرار می‌کند. اتللو او را با یک بالش خفه می کند، اما در توضیح وضعیت، امیلیا، همسر یاگو، مطلع می شود که همسرش وفادار بوده و یاگو مقصر است. یاگو امیلیا را به دلیل خیانت به او می کشد و در حالی که سعی می کند فرار کند اسیر می شود. اتللو به خود چاقو می زند و می میرد.

جنجال بر سر شخصیت دزدمونا به ناتوانی او در باور اینکه اتللو هرگز به او آسیب خواهد رساند، مربوط می شود. تعبیر سنتی حاکی از آن است که این نقش یک همسر مناسب بود و در زمان شکسپیر زنا در یک همسر مجازات اعدام را داشت. در این دیدگاه، این شخصیت با تصویر اجتماعی قابل قبول دوران از یک زن مطابقت دارد و مرگ او به عنوان مرگ غم انگیز یک بی گناه ناشی از عطش یاگو برای قدرت و انتقام تلقی می شود.

برخی دیگر از کارشناسان با اشاره به چند نقص، با این استدلال قانع نشده اند. اولاً، یک زن مناسب هرگز بدون اجازه پدرش ازدواج نمی کند، همانطور که دزدمونا به وضوح انجام می دهد. دوم، اتللو خواستگاری آنها را به‌عنوان رشد از شور و شوق او به گوش دادن به داستان‌های قهرمانانه و خونین او در نبرد توصیف می‌کند، موضوعاتی که به سختی برای یک بانوی بلندپایه مناسب است. او همچنین مشتاق است به قبرس، مرکز یک جنگ برود، نه اینکه در ونیز سالم بماند و منتظر بازگشت شوهرش باشد.

این تعبیر حاکی از آن است که شخصیت، به عنوان زنی تشنه شور، نبرد و جنگ، از موقعیت خود به عنوان ناسازگار با جامعه سنتی آگاه است. این نظریه حاکی از آن است که جذابیت دزدمونا و اتللو نتیجه موقعیت مشابه آنها به عنوان افراد خارجی واقعی است، او به عنوان یک زن آزاد شده، و دیگری به عنوان یک مور تصفیه شده و قدرتمند در یک کشور نژادپرست. اعتقاد او به ازدواج و برابری آنها چیزی است که او زندگی خود را روی آن قرار می دهد و متأسفانه شوهرش اشتباه قضاوت می کند.

او یکی از رقت انگیزترین قربانیان تمام نمایشنامه های شکسپیر است. او یک همسر فداکار و دوست داشتنی است که توسط شوهرش در اثر خشم حسادت به قتل می رسد.

اتللو در مورد چیزهای زیادی مورد آزار قرار می گیرد و یکی از برجسته ترین آنها نژاد است. شخصیت همنام، اتللو، یک مور است. اگرچه او یک ژنرال بسیار ماهر و با تجربه و رئیس ارتش ونیزی است، اما مورد آزار نژادی قرار می گیرد.

ستاره شناسان زمین جایگزینی را کشف کردند که احتمالاً پوشیده از آتشفشان است

LP 791-18 d دنیایی به اندازه زمین است که حدود 90 سال نوری از ما فاصله دارد. كشش گرانشي از يك سياره پرجرم تر در منظومه، كه به صورت يك ديسك آبي در پس زمينه نشان داده شده است، ممكن است منجر به گرمايش داخلي و فوران هاي آتشفشاني شود - به اندازه قمر مشتري Io، فعال ترين جسم از نظر زمين شناسي در منظومه شمسي.

LP-791-18-d-100

سیاره ای به اندازه زمین را تصور کنید که اصلا شبیه زمین نیست. نیمی از این جهان در روز دائمی، نیمی دیگر در شب دائمی، و با آتشفشان های فعال فرش شده است. ستاره شناسان آن سیاره را کشف کرده اند.

این سیاره که LP 791-18d نام دارد، به دور یک ستاره کوتوله قرمز کوچک در فاصله 90 سال نوری از ما می چرخد. فعالیت های آتشفشانی این کشف را به ویژه برای ستاره شناسان قابل توجه می کند زیرا آتشفشان تعامل بین درون و بیرون جهان را تسهیل می کند.

چرا آتشفشان مهم است؟ این منبع اصلی است که به جو سیاره ای کمک می کند ، و با یک جو می توانید آب مایع سطحی داشته باشید - یک نیاز برای حفظ حیات همانطور که ما می شناسیم.

ستاره شناسان قبلاً درباره دو جهان دیگر در این منظومه ستاره ای، LP 791-18b و c می دانستند. سیاره بیرونی ، c، حدود 2.5 برابر زمین و جرم آن نزدیک به 9 برابر است.

در طی هر چرخش به دور ستاره، سیارات c و d بسیار نزدیک به یکدیگر می گذرند. اندازه عظیم c یک کشش گرانشی ایجاد می کند که مدار سیاره d را به جای دایره ای کامل، بیضوی تر می کند. این تغییر شکل ها در مدار باعث ایجاد اصطکاک می شود که فضای داخلی سیاره را گرم می کند و باعث ایجاد فعالیت آتشفشانی در سطح می شود.

محققان این سیاره را با استفاده از داده های ماهواره بررسی سیاره فراخورشیدی گذر ناسا، TESS و تلسکوپ فضایی بازنشسته اسپیتزر پیدا کردند.

یکی دیگر از ویژگی های کلیدی سیاره، همانطور که در مقاله توضیح داده شد، این واقعیت است که نمی چرخد.

LP 791-18d به صورت جزر و مدی قفل است، به این معنی که همان طرف دائماً رو به ستاره خود است.

طرف روز احتمالاً برای وجود آب مایع روی سطح بسیار گرم است. اما میزان فعالیت آتشفشانی که ما گمان می‌کنیم در سرتاسر سیاره رخ می‌دهد می‌تواند جو را حفظ کند که ممکن است به آب در سمت شب متراکم شود.

اگرچه وجود تعداد زیادی آتشفشان دائماً در حال فوران، سیاره را غیرقابل سکونت می کند، اما حضور آنها اطلاعات جدیدی در مورد تکامل ارائه می دهد.

آیا فعالیت زمین ساختی یا آتشفشانی برای حیات ضروری است یا خیر؟

علاوه بر ایجاد جو بالقوه، این فرآیندها می‌توانند موادی را بسازند که در غیر این صورت فرو می‌روند و در پوسته به دام می‌افتند، از جمله آن‌هایی که فکر می‌کنیم برای زندگی مهم هستند، مانند کربن.

کشف اخیر آتشفشان‌های فعال در زهره همچنین نشان می‌دهد که سیارات به اندازه زمین می‌توانند با یا بدون تکتونیک صفحه‌ای به اتمسفر خود اضافه شوند.

امروزه دمای سطح زهره بیش از 850 درجه فارنهایت است - به گرمی یک اجاق پیتزای هیزمی - و احتمال زندگی در آنجا کم است. اما ممکن است همیشه اینطور نبوده باشد.

واقعاً جهان با چه سرعتی در حال انبساط است؟

نماهای متعدد از یک ستاره در حال انفجار سوالات جدیدی را ایجاد می کند

چگونه به اینجا رسیدیم؟ کجا داریم می رویم؟ و چقدر طول خواهد کشید؟ این پرسش‌ها به قدمت خود بشریت هستند، و اگر قبلاً توسط گونه‌های دیگر در جهان پرسیده شده‌اند، احتمالاً بسیار قدیمی‌تر از آن هستند.

SH0-ES-100

از چهار نقطه زرد یک تصویر جداگانه از ابرنواختر رفسدال است که در پشت حباب درخشان یک خوشه کهکشانی در مرکز تصویر قرار دارد.

آنها همچنین برخی از سؤالات اساسی هستند که ما در مطالعه جهان سعی داریم به آنها پاسخ دهیم که کیهان شناسی نامیده می شود. یکی از معمای کیهان شناسی سرعت انبساط جهان است که با عددی به نام ثابت هابل اندازه گیری می شود. و تنش کمی در اطراف آن وجود دارد.

شمع های استاندارد و جهان در حال گسترش

ما از دهه 1920 می دانیم که جهان در حال انبساط است.

در حدود سال 1908، ستاره‌شناس آمریکایی هنریتا لیویت راهی برای اندازه‌گیری درخشندگی ذاتی نوعی ستاره به نام متغیر قیفاووس پیدا کرد – نه میزان روشنایی آنها از زمین، که به فاصله و عوامل دیگر بستگی دارد، بلکه چقدر درخشان هستند. قیفاووس در یک چرخه منظم روشن تر و کم نورتر می شوند و لیویت نشان داد که روشنایی ذاتی مربوط به طول این چرخه است.

قانون لیویت، همانطور که اکنون نامیده می شود، به دانشمندان اجازه می دهد از قیفاووس به عنوان " شمع های استاندارد " استفاده کنند: اجسامی که روشنایی ذاتی آنها مشخص است، و بنابراین، فاصله آنها قابل محاسبه است.

این چطوری کار میکنه؟ تصور کنید شب است، و شما در یک خیابان طولانی و تاریک ایستاده اید که تنها چند تیر چراغ در آن پایین جاده است. حالا تصور کنید هر تیر چراغ برق یک نوع لامپ دارد، با همان قدرت. متوجه خواهید شد که دوردست ها کم نورتر از اطرافیان به نظر می رسند.

می دانیم که نور به نسبت فاصله اش محو می شود، در چیزی به نام قانون مربع معکوس برای نور. حالا، اگر بتوانید میزان روشنایی هر نور را اندازه بگیرید، و اگر از قبل می دانید چقدر باید روشن باشد، می توانید بفهمید که هر قطب نور چقدر دور است.

در سال 1929، ستاره شناس دیگر آمریکایی، ادوین هابل، توانست تعدادی از این ستارگان قیفاووسی را در کهکشان های دیگر بیابد و فاصله آنها را اندازه گیری کند - و از این فواصل و اندازه گیری های دیگر، او می توانست تشخیص دهد که جهان در حال انبساط است.

روش های مختلف نتایج متفاوتی می دهند

این روش استاندارد شمع، روشی قدرتمند است که به ما امکان می‌دهد جهان وسیع را اندازه‌گیری کنیم. ما همیشه به دنبال شمع های متفاوتی هستیم که بتوان آنها را بهتر اندازه گرفت و در فواصل بسیار دورتر دید.

SH0-ES-101

نماهای چندگانه از یک ابرنواختر منفرد - پراکنده در زمان و مکان - به دانشمندان اجازه داد تا سرعت انبساط جهان را اندازه گیری کنند.

برخی از تلاش‌های اخیر برای اندازه‌گیری کیهان دورتر از زمین، مانند پروژه SH0ES از قیفاووس در کنار نوعی ستاره در حال انفجار به نام ابرنواختر نوع Ia استفاده کرده است که می‌تواند به عنوان یک ستاره نیز استفاده شود.

روش‌های دیگری نیز برای اندازه‌گیری ثابت هابل وجود دارد، مانند روشی که از پس‌زمینه مایکروویو کیهانی استفاده می‌کند – نور یا تشعشعی که مدت کوتاهی پس از انفجار بزرگ شروع به حرکت در جهان کرد.

مشکل این است که این دو اندازه گیری، یکی در نزدیکی با استفاده از ابرنواخترها و قیفاووس، و دیگری بسیار دورتر با استفاده از پس زمینه مایکروویو، نزدیک به 10٪ متفاوت هستند. ستاره شناسان این تفاوت را کشش هابل می نامند و به دنبال تکنیک های اندازه گیری جدید برای حل آن بوده اند.

یک روش جدید: عدسی گرانشی

این اثر بر اساس یک ابرنواختر به نام Supernova Refsdal ساخته شده است.

در سال 2014، تیم چندین تصویر از یک ابرنواختر مشابه را مشاهده کرد .

چگونه این اتفاق می افتد؟ نور ابرنواختر در همه جهات خاموش شد، اما در فضایی که توسط میدان‌های گرانشی عظیم خوشه‌ای از کهکشان‌ها منحرف شده بود، حرکت کرد، که بخشی از مسیر نور را به گونه‌ای خم کرد که در نهایت از طریق مسیرهای متعدد به زمین رسید. . هر ظهور ابرنواختر در مسیر متفاوتی در جهان به ما رسیده بود.

تصور کنید سه قطار همزمان از یک ایستگاه خارج می شوند. با این حال، یکی مستقیماً به ایستگاه بعدی می رود، دیگری سفری وسیع از میان کوه ها انجام می دهد و دیگری از طریق ساحل. همه آن‌ها ایستگاه‌های یکسانی را ترک می‌کنند و می‌رسند، اما سفرهای متفاوتی انجام می‌دهند و بنابراین در حالی که در یک زمان حرکت می‌کنند، در زمان‌های متفاوتی می‌رسند.

بنابراین تصاویر با لنز ما همان ابرنواختر را نشان می دهند که در یک نقطه خاص از زمان منفجر شده است، اما هر تصویر مسیر متفاوتی را طی کرده است. با نگاه کردن به ورود هر یک از ظهور ابرنواخترها به زمین - که یکی از آنها در سال 2015 اتفاق افتاد، پس از اینکه ستاره منفجر شده قبلاً رصد شده بود - توانستیم زمان سفر آنها را اندازه گیری کنیم و بنابراین چقدر جهان در حین تصویر رشد کرده است. در حال ترانزیت بود

این یک اندازه گیری متفاوت، اما منحصر به فرد از رشد کیهان به ما داد . این اندازه‌گیری به اندازه‌گیری پس‌زمینه مایکروویو کیهانی به جای اندازه‌گیری قیفاووس و ابرنواختر نزدیک‌تر است. با این حال، بر اساس مکان آن، باید به اندازه گیری قیفاووس و ابرنواختر نزدیکتر باشد.