google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | آذر ۱۴۰۲

سیارات غول یخی – نپتون Neptune ، قمر تالاسا - Thalassa IV

2- تالاسا (ماه) Thalassa IV

Az: Thalasa

تالاسا (1989 N5) توسط وویجر 2 در 23 آگوست مشاهده شد.

کشف شده توسط : ریچارد جی تریل و تیم تصویربرداری وویجر

تاریخ کشف: سپتامبر 1989

نام دیگر: نپتون IV

وچه تسمیه: دریای تالاسا

صفت: تالاسی

ویژگی های مداری : دوره 18 اوت 1989

تالاسا همچنین به عنوان نپتون IV شناخته می شود ، دومین قمر درونی نپتون و پنجمین قمر بزرگ نپتون است . است . تالاسا از نام الهه دریا تالاسا ، دختر اتر و همرا از اساطیر یونانی نامگذاری شده است . این الهه دریا از اساطیر یونان است که نشان دهنده دریای مدیترانه است. این نام مناسب است زیرا تالاسا یکی از قمرهای متعددی است که به دور نپتون می چرخند و از موجودات مرتبط با آب نامگذاری شده اند .تالاسا نیز کلمه یونانی به معنای دریا است.


تصویر وویجر 2 از تالاسا (1989 N5)، نایاد (1989 N6) و دسپینا (1989 N3) که در سال 1989 در برد 5.9 میلیون کیلومتر (3.6 میلیون مایل) گرفته شده است. سرعت بالای مداری قمرها باعث ایجاد رگه های ضعیف در این تابش شد. NASA

کشف

تالاسا قبل از اواسط سپتامبر 1989 از تصاویر گرفته شده توسط وویجر 2 کاوشگر کشف شد . نام موقت S/1989 N 5 به آن داده شد. این اکتشاف IAUC در 29 سپتامبر 1989 اعلام شد و به "25 فریم در 11 روز گرفته شده" اشاره می کند که به معنای تاریخ کشف زمانی قبل از 18 سپتامبر است. این نام در 16 سپتامبر 1991 داده شد.

خواص فیزیکی

تالاسا شکل نامنظم شکسته شده دارد. به احتمال زیاد این یک توده آوار است که دوباره از قطعات ماهواره‌های اصلی نپتون جمع‌آوری شده است، که در اثر آشفتگی‌های ناشی از تصرف تریتون توسط غول یخی نپتون شکسته شده‌اند. تالاسا برای یک ماه نامنظم غیرمعمول است زیرا تقریباً به شکل قرص است.

همانطور که قبلا ذکر شد، تالاسا شکل کشیده منحصر به فردی دارد که آن را از سایر قمرهای منظومه شمسی ما متمایز می کند. تصور می‌شود که این شکل نتیجه نیروهای جزر و مدی است که نپتون روی ماه اعمال می‌کند، که باعث کشیده شدن آن در طول زمان شده است. این واقعیت که تالاسا این شکل را حفظ کرده است نشان می دهد که مدتی است که از نظر زمین شناسی غیر فعال بوده است.

همچنین مانند نایاد، تالاسا در همان جهتی که نپتون می چرخد ​​دور سیاره می چرخد ​​و نزدیک به صفحه استوایی نپتون باقی می ماند. مدار تالاسا به دلیل کاهش جزر و مد به آرامی در حال فروپاشی است و ممکن است در نهایت به جو نپتون برخورد کند یا از هم بپاشد و یک حلقه سیاره ای تشکیل دهد.

یکی دیگر از ویژگی های قابل توجه تالاسا سطح صاف آن است. بر خلاف بسیاری از قمرها و سیارات دیگر در منظومه شمسی، به نظر نمی رسد تالاسا هیچ دهانه برخوردی یا سایر ویژگی های زمین شناسی روی سطح خود داشته باشد. این نشان می دهد که ماه برای مدت طولانی هیچ فعالیت زمین شناسی قابل توجهی را تجربه نکرده است.

تالاسا به دلیل آلبدوی بالا نیز برجسته است. آلبیدو به مقدار نور بازتاب شده توسط یک جسم اشاره دارد و در مورد تالاسا، این میزان به ویژه زیاد است. دانشمندان بر این باورند که این ممکن است به دلیل لایه ای از یخ یا یخبندان باشد که بیشتر سطح ماه را پوشانده است.

یکی از جنبه های جالب مدار تالاسا به دور نپتون، رزونانس آن با یک ماهواره نپتونی دیگر به نام نایاد است. به طور خاص، به ازای هر دو گردشی که نایاد به دور نپتون انجام می دهد، تالاسا سه مدار را تکمیل می کند - چیزی که دانشمندان آن را "رزونانس مداری" می نامند. این پدیده به ثابت نگه داشتن هر دو قمر در مدار مربوطه کمک می کند و از برخورد آنها با یکدیگر در طول زمان جلوگیری می کند.

تالاسا همچنین در ایجاد اثرات جزر و مدی در دیگر ماهواره های نپتونی مانند تریتون و نرید نقش دارد. نیروهای جزر و مدی زمانی ایجاد می شوند که یک جسم کشش گرانشی را بر جسم دیگر وارد می کند و باعث تغییر شکل جزئی آن می شود. در مورد تالاسا، نزدیکی آن به این قمرهای دیگر اثرات جزر و مدی ایجاد می کند که می تواند باعث جابجایی و ترک خوردن سطوح آنها شود.

در نهایت، یک احتمال جالب در مورد ویژگی‌های منحصر به فرد تالاسا این است که ممکن است اقیانوس‌های زیرسطحی را در زیر پوسته یخی خود داشته باشد. دانشمندان بر این باورند که چنین اقیانوس‌هایی می‌توانند به دلیل فعل و انفعالات گرانشی بین نپتون و ماهواره‌های کوچک‌تر آن مانند تریتون و نرید وجود داشته باشند. با این حال، در حال حاضر هیچ برنامه ای برای ماموریتی که به طور خاص برای اکتشاف اقیانوس های بالقوه تالاسا طراحی شده است، وجود ندارد.

تالاسا نقش مهمی در منظومه نپتون ایفا می‌کند، زیرا به دور قمر دسپینا که به سرعت در حال چرخش است می‌چرخد و به عنوان یک "قمر شبان" گرانشی عمل می‌کند و آن را در مدار نگه می‌دارد. حرکت تالاسا باعث ایجاد نیروهای جزر و مدی می شود که قمر کوچکتر را از منظومه نپتون خارج نمی کند.


تالاسا و سایه آن ، وویجر 2 این منظره از قمر کوچک نپتون تالاسا و سایه آن را در طی یک گذر در 17 اوت 1989 ثبت کرد.

مدار

تالاسا در حال حاضر در یک رزونانس مداری 69:73 با درونی ترین ماه، نایاد ، در "رقص اجتناب" است. نایاد که به دور نپتون می‌چرخد، دو بار از بالا و سپس دو بار از پایین، در چرخه‌ای که هر 21.5 روز زمینی تکرار می‌شود، متوالی از تالاسا می‌گذرد. فاصله این دو قمر از کنار یکدیگر حدود 3540 کیلومتر است. اگرچه شعاع مداری آنها تنها 1850 کیلومتر متفاوت است، نایاد در نزدیکترین فاصله 2800 کیلومتر بالا یا پایین صفحه مداری تالاسا می چرخد. بنابراین این رزونانس، مانند بسیاری از همبستگی های مداری، مدارها را با به حداکثر رساندن جدایی در اتصال پایدار می کند. با این حال، نقش شیب مداری نزدیک به 5 درجه نایاد در این اجتناب در شرایطی که خروج از مرکز حداقل است، غیرمعمول است.

تالاسا یک قمر نامنظم با قطر متوسط فقط 80 کیلومتر (50 مایل) است. در فاصله تقریبی 50 هزار کیلومتری (31 هزار مایلی) به دور نپتون می چرخد و حدود هفت ساعت طول می کشد تا یک چرخش کامل در محور خود انجام دهد.


تالاسا در اساطیر

Thalassa در اساطیر یونانی کلمه کلی برای "دریا" و برای شخصیت زن الهی آن بود این کلمه ممکن است ریشه پیش از یونان داشته باشد.

تالاسا یک خدای ازل در اساطیر یونانی، الهه دریا بود. او با خدای تیتان پونتوس دریا ازدواج کرده بود- که با او ده فرزند داشت؛ نه نفر از آن ها تلچین نامیده می شدند و ساکنان اصلی جزیره رودز محسوب می شدند، در حالی که دهم یک دختر به نام هالیا بود. او که شخصیتی از دریا بود، او را مادر الهه آفرودیت نیز می نامیدم -زمانی که اورانوس توسط پسرش کرونوس اخته شد -و اندام تناسلی اش به دریا انداخته شد.


تالسا یا تالتا یکی از ایزدان نخستین در اساطیر یونانی و تجسم شخصیت اقیانوس و ارواح دریاست. او فرزند آیتر (روشنایی) و همرا (روز) بود که با همتا و همسرش پونتوس، موجبات خلق گونه‌های مختلفی از ماهی‌ها شدند. او مادر نه تلکینس بود، که با نام شیاطین دریا و فرزندان ماهی شناخته می‌شدند و به جای دست دارای باله‌هایی بودند و سری به شکل سگ داشتند. در یونان، او را به طور خاصی تجسم دریای مدیترانه بر می‌شمردند و در برخی از داستان‌های یونانی، او را مادر تمامی موجودات می‌پنداشتند. بر اساس افسانه‌های بیان شده توسط هزیود، تالسا، ایزدبانوی عشق آفرودیته را پس از اینکه کرونوس، پدرش اورانوس را اخته کرد، به دنیا آورد. شخصیت تالسا همانند دیگر ایزدان نخستین یونان به ندرت تجسم می‌شد و صفات خداگونه نداشت، در عوض او نیز شکلی عناصری داشت و آن خود دریا بود. پوزئیدون و آمفیتریت ایزدان معادل پونتوس و تالسا بودند. در اواخر دوران باستان، این دو را همچنین با اوکئانوس و تتیس برابر می‌دانستند. او همچنین دریایی وسیع و متروک، دارای سواحلی خالی از سکنه بود. بدین سبب او هرگز به عنوان یک ایزدبانو به شمار نمی‌رفت.

تالسا، بر روی موزاییک‌های زمان امپراتوری روم به شکل زنی سربرآورده از دریا، دارای شاخ‌هایی به شکل چنگک‌های خرچنگ، لباسی درست شده از جلبک دریایی و پارو در دست به تصویر کشیده می‌شد.

شجره نامه تالسا یا تالتا

والدین: گایا Gaia | اتر و همرا | Aether and Hemer

شریک(ها): گایا و تالاسا Gaia and Thalassa | پونتوس Pontus

جنسیت: مؤنث

خواهر و برادر: اورانوس و اوره Uranus, and the Ourea | هیچ یک

فرزندان: آفرودیت Aphrodite ، هالیا Halia ، تلکین ها The Telchines

نام رومی: آفرودیتAphrodite ، هالیا Halia ، تلکین ها Telchines

نامهای دیگر: پونتوس Pontos | تالاتا Thalatta

یونان باستان: دریا

خدا: الهه دریا

نمادها: رنگ آبی پررنگ، جلبک دریایی و ستاره دریایی | مرجان ها، دلفین ها و امواج کف آلود


تصویری از مرجان با الهه در پایه، از یک گفتمان پزشکی قرن ششم

پونتوس و تالاسا خدایان اصلی دریا هستند. پونتوس در گایا به دنیا آمد و تالاسا، دختر اتر و همرا را به همسری خود گرفت. نمادهای تالاسا مرجان ها، دلفین ها و امواج کف آلود هستند. نمادهای پونتوس رنگ آبی عمیق، ستاره دریایی و جلبک دریایی هستند.

هر دو خدایان مرموز و مبهم هستند. پونتوس و تالاسا شباهت های زیادی در ظاهرشان دارند. بسیاری معتقدند که آنها یکسان هستند. موجود الهی قدرتمند دریا با دو طبیعت (مردانه و مؤنث). وقتی دریا مواج است و جان ملوانان را می گیرد، می گویند که این پونتوس است که قدرت خود را نشان می دهد. اما وقتی دریا آرام است و آرامش و غذای فراوانی را به آن ها عرضه می‌کند، آنگاه این تالاسا، الهه مهربان و خیرخواه است که به کسانی که با او با احترام رفتار می‌کنند، پاداش می‌دهد. هر دو با موهای بلند مشکی به تصویر کشیده شده اند که دو چنگال خرچنگ مانند شاخ از آن بیرون زده اند. معمولا دلفین ها و فرزندانشان در پشت ماهی ها همراه هستند.

نقش ها و مسئولیت ها

وظیفه پونتوس و تالاسا، عمدتاً قبل از ورود المپیکی‌ها، پر کردن دریا با انواع زندگی بود. از کوچک ترین تا بزرگ ترین، همه موجودات خوب و بد، نسل آنهاست. آنها نگهبانان و محافظان غیبی دریا هستند که زمانی بر قلمرو خود حکومت می کردند و اکنون به لرد پوزیدون، خدای دریا کمک می کنند.

ریشه های پونتوس و تالاسا


پونتوس و گایا

قبل از تالاسا، پونتوس بزرگ با مادرش گایا جفت گیری کرد و فرزندانی به نام نرئوس Nereus ، تاوماس، فورسیس fres ، سیتو و یوریبیا Eurybian از آن ها بود.

فرزندان تالاسا

تالاسا، تنها فرزند اتر و همرا، با افتخار در کنار پونتوس ایستاد. او نیز یک خدای برجسته دریایی بود و این را با تولد الهه زیبای عشق، آفرودیت، ثابت کرد. پس از آنکه کرونوس پدرش اورانوس را اخته کرد، اندام تناسلی بریده شده را به دریا انداخت. فوم سفید در آن زمان تولید شد و آفرودیت زرق و برق دار، الهه عشق از درون بیرون آمد.

به دنبال آن خلقت قابل توجه، پونتوس و تالاسا با هم جمع شدند. زوج دریایی الهی همه زندگی دریایی را به وجود آوردند، و همچنین هالیا از رودس، زنی فانی که بعدها الهه دریا Leucothea شد، و مردم ماهی خارق‌العاده معروف به Telchines ، که اغلب به عنوان خدایان باستانی دریا و صنعتگران ماهر توصیف می‌شوند

سیارات غول یخی – نپتون Neptune ، قمر نایاد Naiad

1- نایاد (ماه) Naiad III

Az: Naiad

نایاد به عنوان نپتون III شناخته می شود و قبلاً به عنوان S/1989 N 6 نامگذاری شده بود . نایاد درونی‌ترین قمر نپتون و نزدیک‌ترین قمر به مرکز غول گازی نپتون با فاصله 48224 کیلومتری از مرکز سیاره است دوره مداری آن کمتر از یک روز نپتونی است که منجر به اتلاف جزر و مد می شود که باعث فروپاشی مدار آن می شود. در نهایت یا به اتمسفر نپتون برخورد می کند یا از هم می پاشد و تبدیل به حلقه جدیدی می شود. نایاد از روی نام نایادهای افسانه های یونانی نامگذاری شده است.


تاریخچه

نایاد قبل از اواسط سپتامبر 1989 از تصاویر گرفته شده توسط کاوشگر وویجر 2 کشف شد . آخرین قمری که در طول پرواز کشف شد، S/1989 N 6 نامگذاری شد . این کشف در 29 سپتامبر 1989 در بخشنامه شماره IAU 4867 اعلام شد. نام نایاد در 16 سپتامبر 1991 به این قمر داده شد.


نمای شبیه سازی شده از نایاد

کشف به وسیله: Voyager Imaging Team

تاریخ کشف: September 1989

نام اولیه: Neptune III

صفت: Naiadian


مدار

نایاد در یک رزونانس مداری 73:69 با ماه بیرونی بعدی، تالاسا ، در "رقص اجتناب" است. نایاد که به دور نپتون می‌چرخد، دو بار از بالا و سپس دو بار از پایین، در چرخه‌ای که هر 21.5 روز زمینی تکرار می‌شود، متوالی از تالاسا می‌گذرد. فاصله این دو قمر از کنار یکدیگر حدود 3540 کیلومتر است. اگرچه شعاع مداری آنها تنها 1850 کیلومتر متفاوت است، نایاد در نزدیکترین فاصله 2800 کیلومتر بالا یا پایین صفحه مداری تالاسا می چرخد. بنابراین، این رزونانس، مانند بسیاری از همبستگی‌های مداری، با به حداکثر رساندن جدایی در اتصال، به تثبیت مدارها کمک می‌کند. با این حال، نقش تمایل مداری در حفظ این اجتناب در موردی که خروج از مرکز حداقل است، غیر معمول است.

کاوش

از زمان پرواز وویجر 2 زمینی ، منظومه نپتون به طور گسترده از رصدخانه های و تلسکوپ فضایی هابل مورد مطالعه قرار گرفته است . در سال 2002-2003 تلسکوپ کک سیستم را با استفاده از اپتیک تطبیقی رصد کرد و به راحتی چهار ماهواره داخلی را شناسایی کرد. تالاسا با مقداری پردازش تصویر پیدا شد، اما نایاد پیدا نشد. هابل این توانایی را دارد که تمام ماهواره های شناخته شده و ماهواره های جدید احتمالی را حتی تیره تر از ماهواره های وویجر 2 شناسایی کند . در 8 اکتبر 2013 موسسه SETI اعلام کرد که نایاد در تصاویر آرشیو شده هابل از سال 2004 قرار گرفته است. این ظن که از دست دادن موقعیت به دلیل اشتباهات قابل توجه در گذر زمان نایاد است ، ثابت شد زیرا نایاد در نهایت 80 درجه از موقعیت مورد انتظار خود قرار داشت.

نایاد آخرین قمری بود که در طول پرواز وویجر 2 در سپتامبر 1989 کشف شد.

نایاد به شکل سیب زمینی به احتمال زیاد از قطعاتی از ماهواره های اصلی نپتون تشکیل شده است که در هنگام تصرف بزرگترین قمر خود، تریتون، توسط غول یخی شکسته شدند. این احتمال وجود دارد که نایاد از زمان شکل گیری تا کنون توسط هیچ فرآیند زمین شناسی داخلی تغییر نکرده باشد.

نایاد نزدیک به نپتون می چرخد. ماه کوچک هر هفت ساعت و شش دقیقه در مداری در حال پوسیدگی ، دور سیاره می چرخد. نایاد ممکن است در نهایت به جو نپتون برخورد کند یا از هم جدا شود و یک حلقه سیاره ای تشکیل دهد.

نایاد در اساطیر یونانی برگرفته از نوعی پوره است که بر چشمه‌ها، چاه‌ها، چشمه‌ها، و نهرها نظارت می‌کرد. نایاد در ابتدا S/1989 N 6 نامگذاری شد.


قمرهای درونی نپتون. نایاد درونی ترین ماه است. به یک قمر تازه کشف شده دیگر - که به طور موقت S/2004 N 1 نامگذاری شده است - در اینجا به صورت یک نقطه کم نور قابل مشاهده است.

پس از 24 سال، تلسکوپ فضایی هابل بخش گمشده نپتون را پیدا کرد - و رفتار عجیب آن نشان می دهد که تمام خانواده سیاره به سمت هرج و مرج می روند.

نایاد در طول پرواز فضاپیمای وویجر 2 در سال 1989 از نزدیک در حال گردش به دور نپتون کشف شد. تصاویر ارسالی به زمین نشان می‌دهد که ماه تقریباً 100 کیلومتر عرض دارد و گردش یک مدار آن تنها 7 ساعت طول می‌کشد. سپس کاوشگر حرکت کرد. با وجود تلاش‌ها برای یافتن نایاد با استفاده از تلسکوپ‌های زمینی و جستجوی سال 2004 با هابل، هیچ نشانه مطمئنی از ماه پیدا نشد.

نپتون 2 میلیون بار درخشان‌تر از نایاد است و این دو تنها با یک ثانیه قوسی از یکدیگر فاصله دارند. این معادل عرض یک موی انسان از فاصله 50 فوتی است.

گروهی از ستاره شناسان نیاز به توسعه تکنیک های جدیدی برای سرکوب تابش خیره کننده نپتون داشتند. سرانجام نایاد آشکار شد و در یک دنباله هشت تصویری که توسط تلسکوپ فضایی هابل در دسامبر 2004 گرفته شد، حرکت کرد.

به نظر می رسد نایاد به طور قابل توجهی از مسیر منحرف شده است. ستاره شناسان از این واقعیت که نایاد اکنون بسیار جلوتر از موقعیت مداری پیش بینی شده خود است، متحیر هستند. آنها نمی‌دانند که آیا فعل و انفعالات گرانشی با یکی از قمرهای دیگر نپتون ممکن است باعث افزایش سرعت آن شده باشد، اگرچه جزئیات همچنان مرموز است. مشاهدات بیشتری برای درک حرکت نایاد مورد نیاز است. قمرهای دیگر نپتون به نایاد فشار می‌آورند و می‌کشند و پیش‌بینی مدار آن را سخت می‌کنند.

احتمالاً نوعی آشفتگی در جریان است که مدار آن را به نوعی متزلزل می‌کند. "در طول یک دهه یا بیشتر، سرعت آن به گونه ای کاهش می یابد که کاملاً قابل پیش بینی نیست." این تکان‌ها می‌توانند اولین نشانه‌هایی باشند که نشان می‌دهد کل منظومه قمر نپتون ناپایدار است، اگرچه ممکن است ده‌ها میلیارد سال طول بکشد تا تأثیرات آن باعث برخوردهای فاجعه‌بار شود.


نایاد که در سمت چپ دایره شده است، در این تصویر هابل نزدیک به نپتون نشسته است

نپتون علاوه بر قمرهایش، میزبان خانواده‌ای از حلقه‌های ضعیف و کمان‌های حلقه‌ای است. وویجر 2 برای اولین بار در سال 1989 از حلقه ها تصویربرداری کرد. تلسکوپ فضایی هابل در سال 2004 تصاویری از حلقه ها به دست آورد که اکنون به دلیل تکنیک های پردازش جدید توسط ستاره شناسان آشکار شده است. همانطور که در تصاویر آرشیوی هابل مشاهده می شود، قوس های حلقه ای نپتون در سال های پس از کشف به آرامی در حال تغییر بوده اند. در حالی که وویجر مجموعه‌ای از چهار کمان با فاصله نزدیک را دید، دو کمان اصلی محو شده‌اند و در جدیدترین تصاویر هابل کاملاً وجود ندارند. با این حال، قوس های دنباله دار اساساً بدون تغییر هستند. این سیستم کمان احتمالاً توسط تأثیرات گرانشی قمر مجاور Galatea محدود شده است، اما دلیل تغییرات طولانی مدت ناشناخته است.

نایاد شکل نامنظمی دارد. به احتمال زیاد این یک توده آوار است که دوباره از قطعات ماهواره‌های اصلی نپتون جمع‌آوری شده است.

نایادها در افسانه ها


Undine ، اثر جان ویلیام واترهاوس

مشخصات

تصور کنید با چشمه ای جوشان در بیابان یونان باستان روبرو شوید. اگر صدای شادی آب، بستر نرم خزه در کنار چشمه، و گل های آب معطری که روی آب فرو می روند تا به انعکاس خود خیره شوند، به اندازه کافی برای شما مسحور کننده نیستند، زنی برازنده را با اندام های سفید برفی تصور کنید. موهای بلند و ابریشمی که از نیلوفرها بیرون می زند. او نایاد است و روح الهی او زیبایی طلسم کننده ای به این چشمه بخشیده است.

نایادها زنان جوان فوق‌العاده زیبایی هستند، با اندام‌های برازنده بلند و موهایی روان. زیبایی آنها ویرانگرتر است، زیرا آنها دوست دارند بدون لباس در اطراف پرسه بزنند، و بسیاری از مردان - خدایان و فانی ها به طور یکسان - تحت افسون نایاد "بی لباس" قرار گرفته اند.

نایادها نیمه الهه‌هایی هستند که در آب‌های روشن و شیرین تمدن‌های یونان باستان زندگی می‌کنند. این خانم‌های دلربا عمیقاً به خانه‌هایشان وابسته هستند و اگر شهری در نزدیکی آب‌هایشان سرچشمه بگیرد، برکت و حفاظت از شهر را تقدیم می‌کنند - تا زمانی که ساکنان آن به آنها توهین نکنند.

نایادها بسته به نوع آبی که آنها را خانه می نامند به زیر دسته های زیادی تقسیم می شوند. پگایا در چشمه ها و چاه ها زندگی می کند. کرنایا خانه خود را در فواره ها می سازند potameides . را می توان در نهرها یافت. لیمادها در دریاچه ها زندگی می کنند. و heleionomai در تالاب ها و مرداب ها زندگی می کنند.

در اساطیر یونانی ، نایادها ، نوعی روح زن یا پوره است که بر فواره ها ، چاه ها، چشمه ها، نهرها و سایر منابع آب شیرین نظارت می کند.

آن‌ها از خدایان رودخانه‌ای که مظهر رودخانه‌ها بودند و ارواح بسیار باستانی که در آب‌های ساکن مرداب‌ها، برکه‌ها و دریاچه‌های تالاب مانند لرنای پیش از میسنی در آرگولیس ساکن بودند، متمایز هستند.

نایادها اغلب موضوع فرقه‌های محلی باستانی بودند که برای انسان‌ها پرستش می‌شدند. دختر و پسر در مراسم بزرگ شدن قفل های کودکانه خود را به نایاد محلی بهار تقدیم کردند. در مکان‌هایی مانند لرنا، پاک‌سازی آیینی آب‌های آنها دارای خواص پزشکی جادویی بود. حیوانات در آنجا غرق می شدند . اوراکل ها ممکن است در کنار چشمه های باستانی قرار داشته باشند.

پوره آبی مرتبط با چشمه‌های خاص در سراسر اروپا در مکان‌هایی بدون ارتباط مستقیم با یونان شناخته شده بود و در چاه‌های سلتیک شمال غربی اروپا که دوباره به قدیس‌ها وقف شده‌اند و در ملوسین قرون وسطی زنده مانده‌اند .

بنابراین، در پس‌زمینه‌ی افسانه‌ی آریستائوس ، هیپسئوس، پادشاه لاپیت‌ها ، با کلیدانوپه، نایاد، ازدواج کرد که او سیرنه را به دنیا آورد . آریستائوس بیش از تجربه فانی معمولی با نایادها داشت: وقتی زنبورهایش در تسالی مردند ، برای مشورت با آنها رفت. عمه اش آرتوسا او را به زیر سطح آب دعوت کرد و در آنجا با آب چشمه دائمی شسته شد و نصیحت شد.

توانایی های ویژه

نایادها در آستانه جاودانگی وجود دارند. تا زمانی که آب خانه آنها قوی است، آنها جوان، زیبا، شاد و سرزنده می مانند. با این حال، اگر آب آنها کم شود، قدرت آنها از بین می رود.

همانطور که نایادها از خانه های پرآب خود نیرو می گیرند، گفته می شود که آبی که نایاد در آن زندگی می کند برخی از ویژگی های جادویی او را جذب می کند. آب از خانه نایاد می تواند بیماران را شفا دهد، الهام بخش شاعران و پیامبران باشد و باروری را برای زنان جوان یا محصولات به ارمغان بیاورد. در سطح ابتدایی تر، آب نایاد معمولاً بهترین منبع آب شیرین موجود برای یک شهر است. این جریان حیات بخشی است که تمدن حول آن بنا شده است. شهرها اغلب به افتخار نایاد محلی نام‌گذاری می‌شوند و زیارتگاه‌ها و نذورات برای حفظ روحیه او ساخته می‌شود تا او همچنان آب خود را برکت دهد.

اگر نایاد تحریک شود، خشم او در آب او منعکس می شود. او می تواند آب را با حرارت خشم خود بجوشاند، و می تواند سیل یا خشکسالی را بر سر دشمنان خود راه بیندازد. او همچنین می تواند کیفیت آب خود را تغییر دهد و آن را زرد و گوگردی بد، یا مانند شیر سفید و شیرین کند. گاهی اوقات، او ممکن است دستخوش تغییرات بزرگتری شود، مانند پنهان کردن یک معشوق با تبدیل او به یک پژواک یا پنهان کردن خود با تبدیل شدن به یک جریان.

خوشبختانه، نایادها در بیشتر موارد، ارواح خوب و پرورش دهنده هستند، حتی اگر در رمان های دراماتیک قرار بگیرند و از آن خارج شوند. به دلیل ملایمت و علاقه به زیبایی و سلامتی، اغلب پرستار خدایان و فرزندان خدایان می شوند. دیونیزوس، هرا، آدونیس و آشیل همگی توسط نایادها در سالهای اولیه زندگی خود حضور داشتند.

موجودات مرتبط

نایادها تنها یکی از چندین نژاد ارواح آبی یونانی هستند. همانطور که نایادها زندگی می کنند و به آب شیرین اهمیت می دهند، اقیانئس ها نیز در آب شور و نرییدها به طور خاص در دریای مدیترانه زندگی می کنند. همچنین خدایان رودخانه ای وجود دارند که بر قوی ترین رودخانه های یونان حکومت می کنند. این خدایان نایاد نیستند، اما پدر بسیاری از نایادهای زیبا هستند که در نهرها و چشمه های کوچکتر زندگی می کنند.

به خدایان دیگر پاسخ می دهد یک نایاد در کوه المپ . هنگامی که زئوس نایاد را برای مشاوره احضار می کند، او خانه محبوب خود را ترک می کند و برای شنیدن احکام او به کوه المپ می رود. اگر خدایی از خانه نایاد بگذرد و از او لطفی بخواهد، احتمالاً اطاعت خواهد کرد. الهه آرتمیس ، که در ماهیت محافظتی نایادها، به ویژه در مورد دختران جوان شریک است، اغلب با نایادها همکاری نزدیک دارد.

نایاد به وضوح بخشی ریشه دار از فرهنگ یونانی است. به نظر می رسد قدمت این نیمه الهه های فریبنده به طلوع خود تمدن یونان برمی گردد، که جای تعجب نیست، با توجه به اینکه آنها به شدت به آب شیرینی که امکان بقا و شکوفایی شهرهای یونانی را امکان پذیر می کرد، چسبیده اند.

اسطوره های معروف

بیشتر افسانه هایی که به نایادها چسبیده اند توسط زیبایی اخروی این ارواح آبی یا علاقه آنها به زیبایی دیگران به راه افتاده است. عاشقانه های آنها قهرمانان و اشراف یونانی و ویژگی های زیبای طبیعت مانند نهرها یا درختان جدید را به دنیا آورده است.

نایاد سیرنه راضی به لذت بردن از ضیافت های معطر کنار آب و موسیقی نقره ای نایاد نبود. در عوض، او مانند �آرتمیس دوم� با روحیه شکارچی بود. یک روز او نزدیک گله گوسفندان راه می رفت که دید شیری به آنها حمله کرد. او هیچ سلاحی به همراه نداشت، اما قلبش نترس بود و برای نجات گوسفندان شروع به کشتی گرفتن با شیر کرد. خدای آپولو او را در این مبارزه شجاعانه کشف کرد و بلافاصله با زیبایی و شجاعت او گرفتار شد. بر این اساس، او نایاد را به شهری در شمال آفریقا برد، که به نام او نامگذاری کرد، و آنها با هم صاحب دو پسر شدند که هر دو نیمه خدا بودند که در اسطوره های یونانی دیگر نقش آفرینی کردند.

فولوی دوست داشتنی در عشق کمتر از سیرن خوش شانس بود. او توسط پان، یک خدای نیمه بز مودار تعقیب شد که اغلب پیشروی های ناخواسته ای به سمت زنان زیبا انجام می داد. فولو از پان فرار کرد تا اینکه خسته و کوفته در ساحل دریاچه بومی خود سقوط کرد. پان تقریباً روی او بود که آرتمیس که در همان حوالی در حال شکار آهو بود، او را دید که روی اندام سفید برفی پوره افتاده بود. آرتمیس با عصبانیت یک دارتی پرتاب کرد که دست فولو را سوراخ کرد و او را به شیرجه زدن در دریاچه برانگیخت، جایی که او خود را در علف های هرز پیچید تا از پان پنهان شود. پان به شدت ناامید شد و روی درختی در کنار دریاچه افسونی گذاشت، به طوری که دائماً برگها را در حوضچه بکر فولو می ریزد.


پوره های آب

نایادها یکی از انواع پوره ها در اساطیر یونان بودند.

پوره ها الهه های کوچکی بودند که تقریباً همیشه به مکان یا ویژگی خاصی از منظره گره خورده بودند. آنها جنبه هایی از جهان طبیعی مانند آب، جزایر، درختان یا کوه ها را نشان می دادند.

در نگاه یونانی به جهان، پوره ها را تقریباً در همه جا می توان یافت. با این حال، آنها معمولاً خجالتی بودند، بنابراین به ندرت توسط انسان های فانی دیده می شدند.

تقریباً همه چیز در منظره می تواند یک الهه زنده به آن متصل باشد. هر درخت، نهر یا غاری می تواند خانه یک پوره باشد.

به عنوان الهه، اکثر پوره ها دارای برخی توانایی های ماوراء طبیعی بودند. اگرچه همیشه جاودانه نیستند، اما عموماً بسیار طولانی تر از انسان ها زندگی می کردند.

با این حال، قدرت پوره ها محدودتر از خدایان اصلی بود. غالباً آنها کنترل کمی بر چیزی جز مکان خاص خود داشتند.

نایادها به طور خاص پوره های آب شیرین بودند. آنها در نهرها، استخرها، فواره ها و چاه های طبیعی ساکن بودند.

آنها با خدایان رودخانه، که اغلب پدرانشان بودند، متفاوت بودند. این خدایان مذکر کوچکتر از دختران کوچکتر خود، حجم بسیار بزرگتری از آب را کنترل می کردند.

آنها همچنین با ارواح باستانی که خانه های خود را در آب ساکن ساخته بودند، تفاوت داشتند. مرداب‌ها و دریاچه‌ها مکان‌هایی بودند که می‌توانست قدرت‌های قدیمی‌تر و اغلب بدخواهانه‌تر را پیدا کند.

مانند همه پوره ها، نایادها معمولاً به عنوان دوشیزگان سبک و برازنده توصیف می شدند. آنها از طبیعت وحشی لذت می بردند، از انسان ها و تمدن دوری می کردند و از بازی و رقص لذت می بردند.

نایادها فقط یکی از انواع پوره های مرتبط با آب بودند. اقیانوس‌ها در آب شور دریاها زندگی می‌کردند و نرییدها به طور خاص مدیترانه را خانه خود کردند.

از آنجا که یونانیان معتقد بودند تمام آب های جهان به هم متصل هستند ، اما گاهی اوقات بین این نوع پوره ها همپوشانی وجود دارد. یک اقیانوس نشین می تواند به یک چاه داخلی سفر کند یا یک نایاد می تواند راهی یک جزیره منزوی شود.

با این حال، به طور کلی، نایادها در آب های خود باقی ماندند. می توانست آزادانه تر از خشکی های ساکن درختان و کوهستان ها حرکت کند

نایادها در شهرها

برخلاف بسیاری از پوره‌های دیگر، نایادها منحصراً در مکان‌های منزوی یافت نشدند.

بسیاری از شهرها نایادی داشتند که با جامعه مرتبط بود. این پوره ها معمولاً خدایان چاه ها و فواره هایی بودند که آب آشامیدنی تازه را برای ساکنان شهر فراهم می کردند.

گاهی اوقات این نایادها پس از بزرگ شدن شهری در نزدیکی آب آنها با زندگی در میان مردم سازگار می شدند.

نایادهای شهرها معمولاً دختران یک خدای رودخانه محلی بودند. شهرها مستقیماً در کنار رودخانه ها ساخته نشدند تا خطر سیل را کاهش دهند، اما آب همچنان بخش مهمی از معیشت آنها بود.

اما گاهی نایادها مهاجر بودند. هنگامی که مستعمرات یونان در خارج از کشور ایجاد می شد، نایادهای دلسوز گاهی به شهر جدید سفر می کردند تا برای آن آب بیاورند.

به این ترتیب، مستعمرات دوردست ارتباط خود را با شبه جزیره یونان حفظ کردند. اگرچه آنها از وطن خود دور بودند، اما استعمارگران معتقد بودند که آبی که می نوشند ارتباطی با رودخانه ها و نهرهای آشنای خود دارد.

گاهی اوقات، کل شهرها نام خود را از الهه آب می گرفتند که در آنجا زندگی می کرد. آبی که او فراهم کرد آنقدر مهم بود که او یک حامی محلی شد.

در شهرهای کوچکتر، نایادها اغلب با جدیت بیشتری مورد احترام بودند. مناطق روستایی اغلب مشتریان باستانی را حفظ می‌کردند که پیش از خدایان المپیا بودند و پرستش آب‌های محلی بخش مهمی از اعتقاد مذهبی محلی بود.

مردان و زنان جوان به ویژه در آیین پرست پوره های آب محلی شرکت داشتند. به رودخانه ها و نهرهای محلی قربانی می دادند و چاه مرکز فعالیت روزانه بود.

پوره های خطرناک

در حالی که پوره ها به طور کلی به عنوان دوشیزگان مهربان نشان داده می شدند، آنها می توانند جنبه خطرناکی داشته باشند.

این امر به ویژه در مورد طبقات پوره هایی که در آب زندگی می کردند صادق بود. عنصر آنها غیرقابل پیش بینی بود و اگرچه حیات را حفظ می کرد، اما در شرایط نامناسب می توانست مرگبار باشد.

گاهی خطر پوره ها نه در بدخواهی یا خشم، بلکه در شور و شوق بیش از حد ریشه داشت. برای مثال، کنجکاوی نایادها برای یکی از آرگونات‌هایی که در جست‌وجوی معروف جیسون برای پشم طلایی شرکت کرد، کشنده بود .

هیلاس مرد جوان خوش تیپی بود که به هراکلس خدمت می کرد. او در سفر به قهرمانان با تجربه تر پیوست.

ارواح جذاب آب ، پوره‌های پگا، چشمه‌ای در سرزمین میزیا، عاشق زیبایی هیلاس فانی شدند و نایادها که با دیدن جوانان شاد و مو فرفری تحت تأثیر قرار گرفتند، می‌خواستند ویژگی‌های زیبای انسان را از نزدیک ببینند و او برای همیشه بماند و زیبایی و شادی آنها را به اشتراک بگذارد. او را به زیر آب بردند و دیگر هرگز دیده نشد. پوره ها هیلاس را به یک پژواک تبدیل می کنند، به طوری که تنها پاسخی که هراکلس در حالی که در تپه ها سرگردان است و دوست گمشده خود را صدا می کند، می گیرد، نام هیلاس است که به او زنگ می زند.

نایادها نیز مستعد حسادت بودند. نایادها می توانند خطرناک باشند: نایادها همچنین به نشان دادن تمایلات حسادت معروف بودند. داستان تئوکریتوس در مورد حسادت نایاد داستان چوپانی به نام دافنیس بود که عاشق نومیا یا اکنایس بود. دافنیس چندین بار به نومیا خیانت کرده بود و نومیا برای انتقام او را برای همیشه کور کرد.

داستان سالامانسیس و هرمافرودیتوس شکل قابل توجهی از پویایی معمول بین پوره ها و مردان در اساطیر یونانی است.

سالامانسیس سعی کرد به زور خود را به مرد جوان خوش تیپ برساند، اما او از پیشروی های او امتناع کرد. هنگامی که او سعی کرد فرار کند، او بدن های آنها را به هم چسباند تا هرگز نتواند از او فرار کند.

خارج از افسانه های معروف، مردم عادی دلایلی داشتند که نسبت به نایادها محتاط باشند. قطع رابطه پوره ها یا آسیب رساندن تصادفی به مکان های مقدس آنها می تواند خشم آنها را در پی داشته باشد .

اووید چنین شرایطی را تصور کرد که در آن مردی که به طور تصادفی جشن پوره ها و خدایان روستایی را قطع کرد از او طلب بخشش کرد:

من وارد یک چوب ممنوعه شدم و نیمفا (Nymphae) و خدای نیمه بز (Faunus-Pan) از جلوی چشمانم دور شدند. اگر چاقویی از بیشه‌ای از شاخه‌های سایه‌دار ربوده است تا به گوسفندان بیمار سبدی برگ بدهد: گناه مرا ببخش. مرا سرزنش نکن که گله ام را از تگرگ در زیارتگاه روستایی پناه دادم و به خاطر مزاحمت استخرها به من آسیبی نده. ببخشید، نیمفا)، سم‌ها را زیر پا می‌گذارید تا جریان شما را گل آلود کند. الهه [پالس]، چشمه ها و ارواح چشمه نایادها را برای ما آرام کن، خدایان را که در هر بیشه پراکنده شده اند، آرام کن. حمام Dryades و Diana [Artemis] و Faunus [Pan] را که در ظهر در مزارع خوابیده اند، از دید ما دور نگه دارید.

پوره ها ارواح زیبا و غالباً ملایمی بودند، اما بیش از هر چیز محافظ فضاهای مقدس خود بودند. آلوده کردن نهر یا چاهی که نایاد در آن زندگی می کند می تواند منجر به مجازات سریع و بی رحمانه شود.

ترس از پوره ها، یونانیان باستان را از تأثیر آنها بر دنیای اطراف خود آگاه می کرد. هر نهر، درخت یا جزیره ای را می توان با یک روح محافظ تندخو محافظت کرد.

نایادهای شهرت

نایادهای بی شماری در جهان یونان وجود داشتند. تقریباً هر حجم آبی می تواند خانه آنها باشد.

در حالی که خدایان قدیمی‌تر رودخانه‌ها را کنترل می‌کردند، اغلب همراه دخترانشان همراهی می‌کردند. یک رودخانه می تواند خانه ده ها الهه باشد.

با این حال، برخی از نایادها در اسطوره ها برجسته می شوند. آنها عبارتند از:

پالاس – نایاد دریاچه تریتونیس در لیبی با آتنا در جوانی همبازی بود. هنگامی که الهه به طور تصادفی او را کشت، نام او را به عنوان یادگاری برگزید.

Euboea الهه جزیره ای که نام او را یدک می کشید، او در ابتدا پیش از ربوده شدن توسط پوزیدون، نایاد مکان دیگری بود.

ایسمنه - او با شاه آرگوس ازدواج کرد و مادر یاسوس شد.

تبه - او نام خود را به ایالت شهر بزرگ تبس داد.

آیو - نایاد خدمتکار هرا بود که توسط زئوس به گاو سفید تبدیل شد .

تعقیب شد، دافنه - وقتی توسط آپولو تبدیل به درخت لورل دریاد شد.

Anchinoeالهه رودخانه نیل، او مادر پادشاهان افسانه ای آن سرزمین، از جمله Aegyptus بود.

اروپا - او مادر شاه مینوس کرت پس از ربوده شدن توسط زئوس به شکل یک گاو سفید به جزیره بود.

لته - نایاد عالم اموات نام خود را به رودخانه فراموشی داد که در قلمرو مردگان جاری بود.

ممفیس - یکی دیگر از الهه های کوچک رود نیل، دخترش لیبی، ملکه شمال آفریقا شد.

ملائنا - پوره چشمه های دلفی، او مادر دلفوس توسط آپولو بود.

آرتوسا - یک پوره دریایی که از خدای تعقیب کننده رودخانه گریخت. او در عوض به عنوان یک چشمه آب شیرین در نزدیکی سیراکوز آمد.

ایگل - توسط خدای خورشید هلیوس، او مادر Charites یا Graces شد.

اوفیم - او از موزها پرستاری کرد و مادر کروتوس پسر پان بود.

Minthe او در اصل یک نایاد بود که هادس را دوست داشت، اما دمتر در خشم از لاف زدن او او را به گیاه تبدیل کرد.

اسپارت - پسرش Lacedaemon ایالتی را تأسیس کرد که نام او را داشت.

بسیاری از معروف ترین پوره ها در اساطیر در نقش مادر یا عاشق یک خدا، پادشاه یا قهرمان قرار می گیرند.

پرستاران خدایان

پوره ها اغلب خدمتگزار خدایان بودند. نایادها به ویژه نه تنها همراهان خدایان، بلکه مراقبان آنها نیز شناخته شده بودند.

بسیاری از خدایان و قهرمانان یونان باستان در دوران نوزادی یتیم شدن یا رها شدن را تجربه کردند. یا والدین فانی آنها کشته شده بودند یا باید از خدایان و پادشاهان دیگری که به آنها آسیب می رساند پنهان می شدند.

بسیاری از این کودکان خود را تحت مراقبت پوره ها یافتند. نایادها و دریادها به طور یکسان به پرورش بسیاری از مشهورترین خدایان و قهرمانان یونان کمک کردند.

به عنوان همراهان آرتمیس، پوره ها به طور خاص نگران محافظت از جوان بودند. آرتمیس حامی زنان جوان بود و اغلب اطمینان حاصل می کرد که در صورت نیاز از آنها مراقبت می شود.

بر اساس برخی از نسخه های تولد او، حتی زئوس توسط نایادها مراقبت می شد. او در کودکی پنهان شده بود تا از او در برابر پدر پارانوئیدش محافظت کند و در انزوا توسط پوره ها و غول ها بزرگ شد.

نایادها و خدایان روستایی

نایادها علیرغم ارتباط گاه و بیگاهشان با شهرها و شهرها، در درجه اول خدایان طبیعت بودند. به این ترتیب آنها و سایر پوره ها اغلب در جمع خدایان روستایی دیده می شدند.

خدای شبان پا بز پان و ساترهای وحشی خدایان مرد روستا بودند. آن‌ها اغلب به‌عنوان بی‌نظم، بی‌معنا و تهدیدآمیز به تصویر کشیده می‌شدند.

آنها، همراه با پوره ها، اغلب از پیروان فداکار دیونوسوس بودند . آنها گروه مست خدا را همراهی کردند و هرج و مرج و ویرانی را در پی آنها به جای گذاشتند.

اگرچه پوره‌ها ملایم‌تر و آرام‌تر از خدایان روستایی بودند، اما همچنان از عیاشی دیونوسوس و آزادی زندگی خارج از تمدن لذت می‌بردند. به خصوص هنگامی که تحت تأثیر خدای شراب قرار می گیرند، می توانند به همان اندازه همتایان مرد خود کنترل نشده باشند.

خدایان روستایی هم همراه و هم مخالف پوره ها بودند. نایادها و دریادها اغلب از معاشرت آزادانه ساتیرزها لذت می بردند و با خوشحالی آنها را عاشق می کردند، اما به همان اندازه دوشیزگان از پیشرفت های شهوانی یاران مرد خود فرار می کردند و ترس واقعی از آنها ابراز می کردند.

نایادها و همتایان نر وحشی آن‌ها در تعادلی وجود داشتند که در آن همدیگر را خوشحال و منزجر می‌کردند، که اغلب توسط الکل آزادانه دیونیسوس و همراهانش تغذیه می‌شد.

پوره های نایاد

نایادها یکی از چندین طبقه پوره در جهان یونان بودند. ارواح زن طبیعت، نایادها به ویژه الهه های آب شیرین بودند.

آنها در نهرها، چاه ها و رودخانه های سراسر جهان یونان ساکن بودند. در حالی که خدایان رودخانه، که اغلب پدران آنها بودند، حجم وسیع تری از آب را کنترل می کردند، نایادها اغلب آنها را به عنوان نگهدارنده همراهی می کردند.

یونانی ها معتقد بودند که تمام آب های جهان به هم متصل هستند، بنابراین نایادها توانایی سفر به هر جایی را داشتند که آب یافت می شد.

بر خلاف بسیاری از خدایان طبیعت، برخی از نایادها خانه های خود را نزدیک تمدن و حتی در وسط شهرها ساختند. چاه‌ها و چشمه‌هایی که آب آشامیدنی تازه را برای انسان فراهم می‌کردند، اغلب خانه‌ها و هدایای الهه‌های آب بودند.

نایادها به ویژه در صورت تهدید یا خشم می توانند خطرناک باشند. کنجکاوی آنها همچنین می تواند کشنده باشد، زیرا می تواند کسی را از تمایل به بررسی دقیق تر آنها غرق کند.

نایادها مانند آب هایی که از آنها محافظت می کردند، غیرقابل پیش بینی بودند. آنها به سرعت خشمگین می شدند، اما به انسان ها و خدایان هم اهمیت می دادند.

بسیاری از مشهورترین نایادها در تاریخ مادران و عاشقان خدایان و پادشاهان بودند. برخی از آنها اجداد پادشاهی های بزرگ یا قهرمانان مشهور بودند.

نایادها از جمله پوره هایی بودند که به عنوان همراه خدایان المپیایی مرتبط با این کشور خدمت می کردند. آنها به گروه مست دیونیزوس پیوستند، اما همراهان وفادار آرتمیس نیز شدند .

پوره ها همچنین با همتایان مذکر خود، ساترها و پانه های روستایی مرتبط بودند. آنها می‌توانستند مانند همدمانی باشند، اما خدایان روستایی نیز در تعقیب پوره‌های زیبا تهدیدکننده بودند.


پوره نایاد، موزاییک یونانی-رومی از Zeugma C1st-2 AD، موزه باستان شناسی غازیانتپ

پوره های نایاد گاهی اوقات بر اساس دامنه طبقه بندی می شدند.

Pegaiai (Pegaeae) پوره های چشمه بودند.

Krenaiai (Crenaeae) نایادهای فواره بودند.

Potameides بر رودخانه ها و نهرها ریاست می کرد.

Limnades و Limnatides ساکن دریاچه ها بودند.

Heleionomai پوره های مرداب ها و تالاب ها بودند.

نایادس، همراه با الهه آرتمیس ، پرستاران جوان و محافظ دختران بودند و بر عبور ایمن آنها از کودک به بزرگسال نظارت می کردند. آپولون و خدایان رودخانه، نگهبانان پسران بودند.

در اسطوره بسیاری از نایادها همسران پادشاهان بودند و جایگاه برجسته ای در شجره نامه های سلطنتی داشتند. دیگران، مانند دختران زیبای رودخانه آسوپوس، مورد علاقه خدایان بودند. آنها اغلب نام خود را به شهرها و جزایر می‌دادند و مطمئناً به عنوان الهه محافظ منبع اصلی آب یک شهرک مانند چشمه یا چاه در نظر گرفته می‌شدند.

از انواع مختلف نایاد، پگایای (چشمه‌ها) و کرینایایی (چشمه‌ها) آن‌هایی بودند که اغلب فردی و پرستش می‌شدند. کسانی که اعتقاد بر این بود که آب آنها دارای خاصیت خاصی است، حتی ممکن است دارای زیارتگاه ها و آیین های مناسب باشند. نمونه‌هایی از آن‌ها عبارتند از: آنیگریدهای الیس که اعتقاد بر این بود که آب‌های آنها درمان بیماری است و پوره‌های کوه هلیکون و دلفوی که چشمه‌های آن‌ها چشمه‌هایی از الهامات شاعرانه و نبوی هستند.

نایادها به صورت زنان جوان زیبا، معمولاً نشسته، ایستاده یا خوابیده در کنار چشمه، و کوزه آب ( هیدریا ) یا شاخه‌ای از شاخ و برگ‌های سرسبز را در دست داشتند.

بررسی اجمالی

نایادها پوره های آبی بودند که بیشتر با آب های شیرین مانند چشمه ها، رودخانه ها، دریاچه ها و فواره ها مرتبط بودند. با این حال، هر پوره مرتبط با آب را می‌توان �نایاد� نامید، از جمله پوره‌های دریایی مانند اقیانوس‌ها و نرییدها .

مانند سایر پوره ها، نایادها به عنوان زنان جوان زیبا نشان داده می شدند. بیشتر آنها دختران خدایان - به ویژه خدایان دریا یا رودخانه - و بسیاری نیز عاشق یا مادر خدایان و قهرمانان مهم بودند. آنها عموماً به عنوان خدایان حیات بخش دیده می شدند. حتی تصور می شد که برخی از آنها دارای قدرت شفابخش یا نبوی هستند.

نایادها تمایل داشتند در توده های آبی زندگی کنند که نماینده آنها بودند، و برخی از آنها نام های خاصی داشتند که نشان دهنده محل زندگی آنها یا خدایان آنها بود. این پوره‌ها را می‌توان در رودخانه‌ها، چشمه‌ها و دریاچه‌های بی‌شمار جهان، در دریا و حتی در غارها و غارها یافت.

اصطلاح نایاد به معنای جاری شدن آمده است. نامی مناسب با توجه به ارتباط آنها با آب جاری.

پوره‌های آب گاهی در مجموع به عنوان هیدریاد شناخته می‌شدند. این اصطلاح - که کمی نادرتر از "نایاد" است و فقط در ادبیات بعدی برجسته شد - به معنای "آب" آمده است.

به نظر می‌رسد نایادها یکی از دو دسته اصلی پوره‌ها را نشان می‌دهند - دیگری پوره‌های کوهستانی هستند که اغلب اورید نامیده می‌شوند . با این حال، توجه به این نکته مهم است که این دسته بندی ها کاملاً سست است.

اگرچه نایادها اغلب در توده‌های آبی مختلفی که نشان می‌دادند زندگی می‌کردند، اما می‌توان آن‌ها را در غارهای مرطوب نزدیک یا زیر آب‌ها نیز یافت . به عنوان مثال، در ادیسه ، توصیف معروفی از غار نایادها در ساحل جزیره ادیسه ایتاکا وجود دارد:

در آنجا کاسه‌ها و کوزه‌های سنگی وجود دارد و زنبورها نیز در آنجا عسل ذخیره می‌کنند. و در غار دستگاه‌های بافندگی سنگی بلندی هستند که در آن پوره‌ها تارهایی از رنگ ارغوانی می‌بافند، شگفت‌انگیز است. و در آن چشمه‌های همیشه جاری است. دو در به غار است، یکی به سمت باد شمال، که مردم از آن پایین می روند، اما دری که به سمت باد جنوب می رود، مقدس است و مردم از آن وارد نمی شوند. این راه جاودانان است.

گفته می‌شود که برخی از قدرت‌های نایادها به فرزندانشان یا آب‌هایی که در آن زندگی می‌کردند منتقل می‌شد. کسانی که از توده‌های آبی آسیب‌دیده (معمولاً چشمه‌ها یا فواره‌ها) می‌نوشیدند �از پوره‌ها الهام می‌گرفتند.

ماهیت دقیق این قدرت ها بسته به بدنه آب و نایادهایی که آن را در اختیار داشتند، متفاوت بود. به عنوان مثال، برخی از آب‌ها توانایی‌های نبوی یا موسیقیایی را در کسانی که از آنها می‌نوشیدند، الهام می‌کردند. در حالی که دیگران توانایی شفای بیماران را داشتند.

Nymphs پوره ها

Alseid السید

Anthousai آنتوسای

Auloniad آولونیاد

Auraeآئورا

Crinaeae سرینائا

Daphnaie دافنی

Dryads دریادز

Eleionomaeالیونوما

Epimeliads اپیملیادها

Hamadryads همدریادها

Hesperides هسپریدها

Hyades هیادس

Lampads لامپادز

Leimakids لیماکیدها

Limnades لیمنادها

Meliae ملیا

Melino� ملینو

Naiads نایادها

Napaeae ناپایا

Nephele نفله

Nereidsنریدز

Oceanids اقیانوس ها

Oreadsاوریادز

Pegaeae پگایا

Pegasidesپگاسیدز

Pleiadesپلیادز

Potamides پوتامیدها

انواع

به طور کلی، اصطلاح "نایاد" می تواند به هر پوره مرتبط با آب اشاره کند. اما انواع پوره های آب و در نتیجه انواع نایاد وجود داشت. اینها را می توان بر اساس محل زندگی یا والدینشان به دسته های کوچکتری تقسیم کرد.

Nereids

نریدها به معنی آواز خواندن ، گروه معروفی از پوره های دریایی بودند که به نام پدرشان Nereus ، به اصطلاح "OId Man of Sea" نامگذاری شده اند . گفته می‌شود که پنجاه نریید وجود دارد، اما مهم‌ترین شخصیت‌های منفرد آمفیتریت ، تتیس ، پساماته و گالاتیا بودند.

سیارات غول یخی - نپتون – قمرهای نپتون Neptune moons

قمرهای نپتون Neptune moons


تصویری مشروح از برخی از نپتون قمرهای متعدد که توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب گرفته شده است . آبی روشن ستاره پراش است . تریتون ، بزرگترین قمر نپتون است.

سیاره نپتون دارای 14 قمر شناخته شده است که به نام خدایان کوچک آب در اساطیر یونان نامگذاری شده اند . تا کنون بزرگترین آنها تریتون است که توسط ویلیام لاسل در 10 اکتبر 1846، 17 روز پس از کشف خود نپتون کشف شد. بیش از یک قرن قبل از کشف دومین قمر طبیعی، Nereid ، در سال 1949، و 40 سال دیگر گذشت تا ، دومین قمر بزرگ نپتون، پروتئوس در سال 1989 کشف شد .

تریتون در میان قمرهای با جرم سیاره‌ای منحصربه‌فرد است زیرا مدار وارونه آن نسبت به چرخش نپتون و نسبت به استوای نپتون متمایل است ، که نشان می‌دهد در مداری به دور نپتون شکل نگرفته است، بلکه توسط گرانش گرفته شده است.

بزرگترین ماهواره بعدی در منظومه شمسی که مشکوک به گرفتن آن است، فیبی قمر زحل ، تنها 0.03 درصد از جرم تریتون را دارد. تسخیر تریتون، که احتمالا مدتی پس از تشکیل یک سیستم ماهواره ای توسط نپتون رخ داد، یک رویداد فاجعه بار برای ماهواره های اصلی نپتون بود و مدار آنها را مختل کرد به طوری که آنها با هم برخورد کردند و یک دیسک قلوه سنگ را تشکیل دادند. تریتون به اندازه کافی عظیم است که به تعادل هیدرواستاتیکی دست یافته و جو نازکی را حفظ کند که قادر به تشکیل ابرها و مه است.

در داخل تریتون هفت ماهواره کوچک منظم وجود دارد که همگی دارای مدارهای پیشرو در مدارهایی هستند که نزدیک صفحه استوایی نپتون قرار دارند. برخی از این مدارها در میان حلقه‌های نپتون می‌چرخند . بزرگترین آنها Proteus است.

نپتون همچنین شش ماهواره نامنظم بیرونی دیگر به جز تریتون دارد، از جمله Nereid، که مدارهای آن بسیار دورتر از نپتون و در شیب زیاد است: سه تا از اینها دارای مدارهای پیشرو هستند، در حالی که بقیه دارای مدارهای رتروگراد هستند. به طور خاص، Nereid مداری غیرمعمول نزدیک و غیرعادی برای یک ماهواره نامنظم دارد، که نشان می دهد ممکن است زمانی یک ماهواره معمولی بوده باشد که به طور قابل توجهی موقعیت فعلی خود را در زمان تصرف تریتون مختل کرده است. بیرونی‌ترین ماهواره‌های نامنظم نپتونی، پساماته و نسو ، بزرگترین مدارهای ماهواره‌های طبیعی کشف‌شده در منظومه شمسی را دارند.

جدول قمرهای نپتون


قمرهای تایید نشده

ششمین نامزد برای ماهواره نامنظم نپتون، به نام c02N4، در یک بررسی به رهبری متیو جی. هولمن دوباره دیده شد در 14 اوت 2002 کشف شد، اما تنها در 3 سپتامبر 2002 توسط تلسکوپ بسیار بزرگ و پس از آن گم شد. تلاش‌های بیشتر برای بازیابی جسم شکست خورد و مدار آن نامشخص باقی ماند. بوده باشد ممکن است به جای یک ماهواره، یک قنطورس ، اگرچه حرکت اندک آن نسبت به نپتون در طول یک ماه نشان می‌دهد که در واقع یک ماهواره بوده است. بر اساس روشنایی آن، قطر این جرم 33 کیلومتر تخمین زده شد و حدود 25.1 میلیون کیلومتر (0.168 AU ) از نپتون فاصله داشت. زمانی که پیدا شد.

نپتون همچنین دارای جمعیتی از سیارک‌های تروجان است که نقاط لاگرانژی پایدار 60 درجه جلوتر (L4) و پشت (L5) در مدار خود به دور خورشید را اشغال می‌کنند . اولین تروجان نپتون که کشف شد، 2001 QR 322 ، در سال 2001 پیدا شد. از سال 2019، 22 سیارک تروجان نپتون شناخته شده بود - 19 در L4 و 3 در L5.

تاریخچه کشف

نپتون دارای 14 قمر است که آخرین قمر در سال 2013 کشف شده است. نام هر یک از قمرها به خاطر یک خدای اساطیری یونانی آب است . با حرکت از نزدیک‌ترین نقطه به نپتون به دورتر، نام‌های آنها نایاد، تالاسا، دسپینا، گالاتیا، لاریسا، S/2004 N1 (که هنوز نام رسمی دریافت نکرده است)، پروتئوس، تریتون، نرید، هالیمد، سائو ، لاومدیا، پساماته و نسو است.

اولین قمر کشف شده تریتون بود که بزرگترین قمر نیز می باشد. تریتون توسط ویلیام لاسل در سال 1846، درست هفده روز پس از کشف نپتون، کشف شد. نرید در سال 1949 توسط جرارد پی کویپر کشف شد . سومین قمر که بعداً لاریسا نام گرفت، لاریسا توسط هارولد جی. رایتسما، لری آ. لبوفسکی، ویلیام بی. هابارد و دیوید جی کشف شد.

هیچ قمر دیگری تا زمان پرواز وویجر 2 در نزدیکی این سیاره کشف نشد.

وویجر 2 در سال 1989 به طرف نپتون پرواز کرد. وویجر 2 لاریسا را دوباره کشف کرد و پنج قمر داخلی نایاد ، تالاسا ، دسپینا ، گالاتیا و پروتئوس را نیز کشف کرد. در سال 2001 دو بررسی با استفاده از تلسکوپ‌های زمینی بزرگ پنج قمر خارجی دیگر را پیدا کردند که مجموع آنها را به سیزده رسید. بررسی‌های بعدی توسط دو تیم به ترتیب در سال‌های 2002 و 2003، هر پنج قمر را که Halimede ، Sao ، Psamathe ، Laomedeia و Neso هستند، دوباره رصد کردند . ششمین قمر نامزد نیز در بررسی سال 2002 یافت شد اما پس از آن گم شد.

در سال 2013 ، مارک آر. شوالتر در سال 2009 در حین بررسی تصاویر تلسکوپ فضایی هابل از کمان های حلقه ای نپتون هیپوکامپ را کشف کرد. او از تکنیکی مشابه پاننگ برای جبران حرکت مداری استفاده کرد و امکان انباشتن تصاویر متعدد را برای نشان دادن جزئیات ضعیف به کار برد.

قمر کوچک S/2004 N1 از تجزیه و تحلیل تصاویر قدیمی تلسکوپ فضایی هابل در 15 جولای 2013 کشف شد .

ماه ها را می توان به صورت منظم یا نامنظم طبقه بندی کرد. هفت قمر اول یا قمرهای درونی قمرهای منظم نپتون هستند. این قمرها مدارهای پیشروی دایره ای در امتداد صفحه استوایی نپتون دارند. قمرهای دیگر نامنظم در نظر گرفته می شوند، زیرا دارای مدارهای غیرعادی هستند که اغلب وارونه و دور از نپتون هستند. تریتون استثناست. در حالی که به دلیل مدار مایل و وارونه اش یک ماه نامنظم در نظر گرفته می شود، این مدار دایره ای و نزدیک به سیاره است.

کشف قمرهای بیرونی سیاره نپتون

نام ها

تریتون تا قرن بیستم نام رسمی نداشت. نام "تریتون" توسط کامیل فلاماریون در کتاب اخترشناسی مردمی خود در سال 1880 پیشنهاد شد . اما حداقل تا دهه 1930 مورد استفاده رایج قرار نگرفت. تا این زمان معمولاً به عنوان "ماهواره نپتون" شناخته می شد. سایر قمرهای نپتون نیز به خاطر خدایان آب یونان و روم نامگذاری شده اند: با توجه به موقعیت نپتون به عنوان خدای دریا یا از اساطیر یونانی ، معمولاً فرزندان پوزیدون ، نپتون یونانی (تریتون، پروتئوس، دسپینا، تالاسا)؛ عاشقان پوزیدون (لاریسا)؛ طبقات خدایان جزئی آب یونانی ( نایاد ، نرید )؛ یا Nereids ، Halimede، Galatia، Neso، Sao، Laomedeia، Psamathe و جدیدترین قمر کشف شده، هیپوکامپ، از سال 2013 تا سال 2019 بدون نام باقی ماند، زمانی که نام آن از هیپوکامپ ، موجودی اسطوره ای که نیمی از آن اسب و نیمی ماهی بود، نامگذاری شد.

برای ماهواره‌های نامنظم «عادی»، قرارداد کلی این است که از نام‌هایی که به «a» ختم می‌شوند برای ماهواره‌های پیشرو، نام‌هایی که به «e» ختم می‌شوند برای ماهواره‌های رتروگراد، و نام‌هایی که با «o» ختم می‌شوند برای ماهواره‌های دارای شیب استثنایی، دقیقاً مانند قرارداد برای قمرهای مشتری استفاده شود. دو سیارک 74 گالاتیا و 1162 لاریسا همنام قمرهای نپتون هستند.

خصوصیات

قمرهای نپتون را می توان به دو گروه منظم و نامنظم تقسیم کرد. گروه اول شامل هفت قمر درونی است که مدارهای پیشروی دایره ای را در صفحه استوایی نپتون دنبال می کنند. گروه دوم شامل هر هفت قمر دیگر از جمله تریتون است. آنها معمولاً مدارهای غیرعادی و اغلب رتروگراد را دور از نپتون دنبال می کنند. تنها استثنا تریتون است که به دنبال مداری دایره‌ای نزدیک به سیاره می‌چرخد، هر چند به سمت عقب و شیب‌دار است.


نمودار مدار قمرهای درونی نپتون از جمله تریتون، با نام و جهت مدار آنها مشخص شده است

قمرهای نپتون: حقایقی در مورد قمرهای گریزان منظومه نپتونی

قمرهای منظم نپتون

قمرهای منظم به ترتیب فاصله از نپتون عبارتند از نایاد ، تالاسا ، دسپینا ، گالاتیا ، لاریسا ، هیپوکامپ و پروتئوس . همه به جز دو خارجی در مدار همگام نپتون قرار دارند (دوره چرخشی نپتون 0.6713 روز یا 16 ساعت است ) و بنابراین به طور جزر و مدی کند می شوند . نایاد، نزدیکترین قمر منظم، همچنین دومین قمر کوچک در میان قمرهای درونی است (پس از کشف هیپوکامپ)، در حالی که پروتئوس بزرگترین قمر منظم و دومین قمر بزرگ نپتون است. پنج قمر اول بسیار سریعتر از چرخش خود نپتون به دور خود می چرخند که از 7 ساعت برای نایاد و تالاسا تا 13 ساعت برای لاریسا متغیر است . این قمرها در نهایت یا به نپتون برخورد می کنند یا از هم می پاشند.

قمرهای درونی ارتباط نزدیکی با حلقه های نپتون دارند . درونی‌ترین ماهواره‌ها، نایاد و تالاسا، بین حلقه‌های گال و لووریر می‌چرخند . دسپینا ممکن است قمر چوپان حلقه لووریر باشد، زیرا مدار آن درست در داخل این حلقه قرار دارد. قمر بعدی، گالاتیا Galatea ، دقیقاً در داخل برجسته ترین حلقه های نپتون، حلقه آدامز ، می چرخد . این حلقه بسیار باریک است و عرض آن بیش از 50 کیلومتر نیست. و دارای پنج کمان روشن تعبیه شده است . گرانش Galatea به محدود کردن ذرات حلقه در یک منطقه محدود در جهت شعاعی کمک می کند و حلقه باریک را حفظ می کند. رزونانس های مختلف بین ذرات حلقه و Galatea نیز ممکن است در حفظ قوس ها نقش داشته باشند.

تنها دو قمر منظم بزرگ‌تر ، با وضوح کافی برای تشخیص اشکال و ویژگی‌های سطحی آنها تصویربرداری شده‌اند. لاریسا با قطر حدود 200 کیلومتر قمری کشیده است. پروتئوس به طور قابل توجهی کشیده نیست، اما کاملاً کروی نیز نیست: شبیه یک چندوجهی نامنظم با چندین وجه مسطح یا کمی مقعر به قطر 150 تا 250 کیلومتر است. سطح پروتئوس به شدت دهانه دارد و تعدادی ویژگی خطی را نشان می دهد. بزرگترین دهانه آن، فاروس، بیش از 150 کیلومتر قطر دارد.

همه قمرهای درونی نپتون اجرام تاریک هستند: آلبدوی هندسی آنها بین 7 تا 10 درصد است. طیف آنها نشان می دهد که آنها از یخ آب آلوده به مواد بسیار تیره، احتمالاً ترکیبات آلی پیچیده ساخته شده اند . از این نظر، قمرهای نپتون درونی شبیه قمرهای اورانی درونی هستند .

اعتقاد بر این است که پنج قمر درونی، ماهواره های منظمی هستند که با نپتون شکل گرفته اند.


مقایسه اندازه هفت قمر درونی نپتون

قمرهای نامنظم


مدار تریتون (قرمز) با مدار بیشتر قمرها (سبز) در جهت مدار متفاوت است و مدار 23- درجه کج است .

قمرهای نامنظم به ترتیب فاصله آنها از سیاره عبارتند از تریتون ، نرید ، هالیمد ، سائو ، لائومدیا ، پساماته و نسو ، گروهی که شامل اجرام پیشرو و پسرفته است. بیرونی ترین پنج قمر شبیه به قمرهای نامنظم سایر سیارات غول پیکر شکل گرفته اند، یعنی توسط نپتون به صورت گرانشی گرفته شده اند .

تریتون و نیرید ماهواره‌های نامنظم غیرعادی هستند و بنابراین جدا از پنج قمر نامنظم نپتونی که بیشتر شبیه به ماهواره‌های نامنظم بیرونی سایر سیارات خارجی هستند، برخورد می‌شود. اولا، آنها بزرگترین دو قمر نامنظم شناخته شده در منظومه شمسی هستند که تریتون تقریباً یک مرتبه بزرگتر از همه قمرهای نامنظم شناخته شده دیگر است. ثانیا، هر دوی آنها دارای محورهای نیمه بزرگ غیر معمول کوچکی هستند که قدر تریتون از قدر تمام قمرهای نامنظم شناخته شده دیگر کمتر است. ثالثاً، هر دو دارای برون‌مرکز مداری غیرعادی هستند.: Nereid یکی از غیرعادی‌ترین مدارها را در بین هر ماهواره‌ای نامنظم شناخته شده دارد، و مدار تریتون تقریباً یک دایره کامل است. در نهایت، Nereid نیز کمترین تمایل را در بین سایر ماهواره های نامنظم شناخته شده دارد.

در حالی که همه قمرها نام هایی مربوط به خدای نپتون یا دریا دارند، قمرهای نامنظم همه به نام دختران نرئوس و دوریس، خدمتکاران نپتون، نامگذاری شده اند. در حالی که قمرهای درونی در محل تشکیل شده اند ، اعتقاد بر این است که تمام قمرهای نامنظم توسط گرانش نپتون گرفته شده اند.

تریتون بزرگترین قمر نپتون با قطر 2700 کیلومتر (1700 مایل). این یک قمر 99.5 درصد از جرمی که به دور نپتون در حال گردش است را تشکیل می دهد. اندازه بسیار زیاد ، آن را مرتبه‌ای بزرگ‌تر از بزرگ‌ترین قمر نامنظم بعدی در منظومه شمسی و بزرگ‌تر از سیارات کوتوله پلوتون و اریس نشان می‌دهد. تریتون تنها قمر بزرگ منظومه شمسی است که دارای مدار رتروگراد است، به این معنی که در جهت مخالف چرخش نپتون می چرخد. دانشمندان بر این باورند که این ممکن است به این معنی باشد که تریتون به جای قمری که با نپتون شکل گرفته است، یک جرم گرفته شده است. همچنین به این معنی است که تریتون در معرض کاهش جزر و مد است و (چون بسیار عظیم است) که بر چرخش نپتون تأثیر می گذارد. این در چرخش همزمان با نپتون است و کاهش جزر و مد به این معنی است که ماه به آرامی به سمت سیاره در حال سقوط است. تریتون به چند دلیل دیگر قابل توجه است. جو تریتون مانند زمین دارای اتمسفر نیتروژن است، این دومین قمر در منظومه شمسی است که دارای جوی قابل نیتروژن با مقادیر کمی متان و مونوکسید کربن است. اگرچه فشار اتمسفر تنها حدود 14 میکروبار است. تریتون یک قمر گرد با مداری تقریبا دایره ای است. آبفشان های فعال دارد که توده‌هایی را تا ارتفاع 8 کیلومتری به بیرون پرتاب می‌کنند. و ممکن است اقیانوسی زیرزمینی داشته باشد. سنگ ها حدود دو سوم جرم آن را تشکیل می دهند و یخ ها (عمدتاً یخ آب) یک سوم باقی مانده را تشکیل می دهند.

نرید Nereid

سومین قمر بزرگ نپتون است. مداری پیشرو اما بسیار غیرعادی دارد که ممکن است به این معنی باشد که زمانی یک ماهواره معمولی بوده است که هنگام دستگیری تریتون دچار اختلال شده است. یخ آب روی سطح آن شناسایی شده است.

اندازه‌گیری‌های اولیه Nereid تغییرات بزرگ و نامنظم را در قدر مرئی آن نشان داد، که گمان می‌رود ناشی از حرکت اجباری یا چرخش آشفته همراه با شکل کشیده و نقاط روشن یا تیره روی سطح باشد. این مورد در سال 2016 رد شد، زمانی که مشاهدات تلسکوپ فضایی کپلر تنها تغییرات جزئی را نشان داد. مدل‌سازی حرارتی بر اساس مشاهدات فروسرخ از تلسکوپ‌های فضایی اسپیتزر و هرشل نشان می‌دهد که Nereid فقط نسبتاً دراز است و این امر باعث نارضایتی اجباری چرخش می‌شود. مدل حرارتی همچنین نشان می‌دهد که زبری سطح Nereid بسیار زیاد است و احتمالاً مشابه قمر زحل Hyperion است.

سائو و لاومدیا دارای مدارهای پیشرو هستند، در حالی که هالیمد، پساماته و نسو دارای مدارهای رتروگراد هستند. شباهت مدارهای پساماته و نسو ممکن است به این معنی باشد که آنها بقایای یک ماه هستند که از هم جدا شده است. این دو قمر 25 سال طول می کشد تا به دور نپتون بچرخند و بزرگترین مدار را در بین سایر ماهواره های طبیعی به آنها می دهد.

تریتون یکی از سردترین اجرام منظومه شمسی است که دمای سطح آن در حدود 38 کلوین (235.2- درجه سانتیگراد) است. سطح آن توسط نیتروژن، متان، دی اکسید کربن و یخ های آب پوشیده شده است

قمرهای نامنظم عادی

نسو و پساماته می توانند منشا مشترکی در شکستن یک ماه بزرگتر داشته باشند. پساماته و نسو بزرگترین مدارهای ماهواره‌های طبیعی کشف شده در منظومه شمسی را دارند. آنها بیش از 25 سال طول می کشند تا به طور میانگین 125 برابر فاصله زمین و ماه به دور نپتون بچرخند. نپتون دارای بزرگترین کره تپه در منظومه شمسی است که در درجه اول به دلیل فاصله زیاد آن از خورشید است. این به آن اجازه می دهد تا کنترل چنین قمرهای دوردست را حفظ کند. با این وجود، قمرهای جوویان در گروه‌های Carme و Pasiphae در درصد بیشتری از شعاع تپه اولیه خود نسبت به Psamathe و Neso می‌چرخند.

تشکیل

توزیع انبوه قمرهای نپتونی کج‌روترین سامانه‌های ماهواره‌ای سیارات غول‌پیکر در منظومه شمسی است. یک قمر، تریتون، تقریباً کل جرم منظومه را تشکیل می دهد، و همه قمرهای دیگر با هم تنها یک سوم از یک درصد را تشکیل می دهند. این شبیه به منظومه قمر زحل است، جایی که تیتان بیش از 95 درصد جرم کل را تشکیل می‌دهد، اما با منظومه‌های متعادل‌تر مشتری و اورانوس متفاوت است. دلیل کج بودن سیستم نپتونی کنونی این است که تریتون به خوبی پس از شکل گیری سیستم ماهواره ای اصلی نپتون دستگیر شد و کارشناسان حدس می زنند که بسیاری از این سیستم در فرآیند گرفتن نابود شده است.


جرم نسبی قمرهای نپتونی

مدار تریتون به محض دستگیری بسیار غیرعادی بود و باعث آشفتگی هایی در مدارهای ماهواره های اولیه نپتون داخلی می شد که باعث برخورد آنها و تبدیل آنها به دیسکی از آوار می شد. این بدان معناست که احتمالاً ماهواره‌های داخلی کنونی نپتون، اجسام اصلی نیستند که با نپتون شکل گرفته‌اند. تنها پس از دایره ای شدن مدار تریتون برخی از قلوه سنگ ها دوباره در قمرهای معمولی کنونی جمع شده اند.

مکانیسم دستگیری تریتون در طول سال ها موضوع چندین نظریه بوده است. یکی از آنها فرض می کند که تریتون در یک برخورد دستگیر شده است . در این سناریو، تریتون عضو بازمانده یک شیء باینری کمربند کویپر است که بر اثر برخوردش با نپتون مختل شده است.

شبیه سازی های عددی نشان می دهد که به احتمال 0.41 قمر Halimede با Nereid در زمانی در گذشته برخورد کرده است. اگرچه کاملا مشخص نیست که آیا برخوردی رخ داده است یا خیر، به نظر می رسد که هر دو قمر رنگ های مشابهی ("خاکستری") دارند که به این معنی است که Halimede می تواند قطعه ای از Nereid باشد.

سیارات غول یخی - نپتون – Neptune - افسانه های نپتون:

افسانه های نپتون:

پوزئیدون Poseidon – پوزیدون – پوسایدون – نپتون Neptune زلزله آور ، خدای دریا و اسب ها .

نپتون , پوزئیدون خدای دریاها یکی از برادران ژوپیتر و فرمانروای دریاهاست. بر گردونه‌ای که اسبان دریایی آن‌را می‌کشند سوار است و نیزه‌ای سه شاخه همانند دشنه در دست دارد. او می‌تواند در دریاها طوفان برانگیزد، یا نیزه خویش را بر امواج زند وآن‌ها را رام سازد. فرمانرواي آب ها و خداي دريا و چشمه سارها و نيز كسي كه زمين در آغوش او يا روي شانه هاي او بود و هر گاه كه مي خواست مي توانست آن را بلرزاند.

پوزئیدون برادر زئوس و فرمانروای دریاها بود. دریانوردان پیش از سفرهای خطرناک دریایی برای خشنودی و جلب حمایت این خدا به معبدش می رفتند و پس از نیایش برای کاهنان معبدش قربانی می کردند. پوزئیدون کاخ با شکوهی در زیر دریا داشت ولی بیشتر اوقاتش را نزد دیگر خدایان در بالای کوه المپ می گذراند. حیوان مورد علاقه او اسب بود و همواره نیزه سه سری برای شکار ماهی در دست داشت.

پوزئيدون برادر زئوس است و در قرعه کشي که پس از سرنگوني پدرشان انجام شد، دريا را به دست آورد و به نام خداي دريا شناخته ميشود. دريانوردان و ماهيگيران از پرستندگان او به شمار مي روند. پوزئيدون با آمفي تريت Amphitrite که نوه اوسيانوس Oceanus تايتان آبهاي به هم پيوسته جهان، ازدواج کرد. اسلحه او يک نيزه سه شاخه است، که ميتواند جهان را بلرزاند و هر چيزي را درهم بشکند. او پس از زئوس قدرتمندترين خدا است و طبيعتي ستيزه جو و حريص دارد، به همين دلیل براي به دست آوردن شهرهاي خدايان ديگر، با آنها درگير مي شده است


نام رومی: نپتون Neptune

جنسیت: مذکر

پدر: کرونوس

مادر: رئا

همسر: آمفیتریت

فرزندان: دارای فرزندان بیشمار- تریتون - کریسائور و پگاسوس (اسب بالدار)تسئوس - ایمولپوس پانویس ، پولیفموس (یکی از سیکلوپ‌ها)، اوریان، شاه آمیکوس، پروتئوس، آگنور و بلوس از ائوروپه، پلیاس و پادشاه مصر بوسایرس

وابستگان: برادرانش زئوس و هادس - خواهرانش هستیا، دیمیتر و هرا

مرگ: نامیرا

نام یونانی: پوزئیدون Poseidon

پوزئیدون ، در اساطیر یونان خدای نام‌های بسیاری از جمله دریاها، رودخانه‌ها، سیل، خشکسالی، زمین لرزه و اسب‌ها بود اما او به خدای دریاها شهرت دارد و محافظ تمامی آب‌ها است. او قابل قیاس با نپتون در اساطیر رم باستان است ولی نباید این دو را با هم اشتباه گرفت. پوزئیدون فرزند کرونوس و رئا، یکی از دوازده ایزد المپ‌نشین و در بین آن‌ها یکی از شش فرزندی بود که بالاخره توانست قدرت‌های دنیا را تقسیم کند. برادران و خواهران او عبارتند از: هستیا، دیمیتر، هرا، هادس و زئوس. تقسیم بندی جهان بین او و برادرانش زئوس و هادس رخ داد. پوزئیدون فرمانروای دریاها شد، زئوس فرمانروای آسمان و دنیای زیرین هم نصیب هادس شد. نام‌های الوهیت دیگری که به پوزئیدون نسبت داده شده عبارتند از خدای زمین لرزه‌ها و اسب‌ها. نمادهای مرتبط با پوزئیدون عبارتند از: دلفین، نیزه سه‌شاخ و سه ماهی چنگک دار نیزه‌ای. پوزئیدون اغلب از نیروهای خود مانند زمین لرزه، آب و اسب‌ها برای ترساندن و مجازات مردم بعنوان انتقام از آن‌ها استفاده می‌کرد. او یکی از سرپرستاران پیشگوی معبد دلفی بود و بطور گسترده توسط دریانوردان مورد پرستش قرار می‌گرفت.


همسران و فرزندان

پوزئیدون در بکاربردن قدرت خود بر روی زنان همانند برادر خود زئوس بود. او معشوقه‌های بسیار داشت و پدر فرزندان بیشماری بود. پوزئیدون با آمفیتریت (یکی از پنجاه حوری دریایی که دختران نروس و اوکئانوس بودند) ازدواج کرد، و حاصل این پیوند یک نیمه انسان و نیمه ماهی به نام تریتون بود. او همچنین مدوسا (یکی از گورگون‌ها) را نیز حامله کرد تا کریسائور و پگاسوس (اسب بالدار) را دنیا آورد. تجاوز به آیترا توسط پوزئیدون بدنیا آمدن تسئوس را به همراه داشت؛ او بعد از تجاوز به کاینئوس او را به درخواست خودش به یک مرد تبدیل کرد. تجاوز بعدی آمیمونه پانویس را گرفتار خود کرد، وقتی او سعی داشت از دست ساتیر فرار کند و پوزئیدون او را نجات داد. دیگر فرزندان پوزئیدون شامل: ایمولپوس پانویس ، پولیفموس (یکی از سیکلوپ‌ها)، اوریان، شاه آمیکوس، پروتئوس، آگنور و بلوس از ائوروپه، پلیاس و پادشاه مصر بوسایرس بودند. او با خواهر خود دیمیتر نیز رابطهٔ عاشقانه داشته است و هنگامی که خود را به شکل یک اسب نر درآورده بود، با او نزدیکی نمود.

پوزئیدون و آتنا

یکی دیگر از داستان‌های بدنام پوزئیدون حاصل رقابت او با الههٔ جنگ، آتنا، بر سر شهر آتن بود. پوزئیدون بعد از آتنا دومین خدای پراهمیت در آتن بود و برای فریفتن دلهای مردم شهر، نیزهٔ سه شاخ خود را بر روی زمین پرتاب کرد و باعث بوجود آمدن بهار در آکروپولیس شد، اگرچه دست آخر آتنا به سبب دادن درخت زیتون به مردم آتن در این نبرد پیروز شد. پوزئیدون از این تصمیم خشمگین شد و دشت‌های آتن را غرق سیلاب کرد. سرانجام، آتنا و پوزئیدون با آمیختن نیروهای یکدیگر با هم متحد شدند. با وجود اینکه پوزئیدون خدای اسب‌ها بود، آتنا اولین ارابه را درست کرد. همچنین آتنا اولین کشتی را ساخت تا بر روی دریایی که پوزئیدون فرمانروای آن بود حرکت کند.


Amphitrite-Poseidon

پرستش خدای دریاها

دریانوردان برای داشتن سفری مطمئن به او متکی بودند و او را پرستش می‌کردند و بسیاری از مردم اسب‌های خود را به نشانهٔ قدردانی و احترام به او با غرق کردن آن‌ها قربانی می‌کردند. او در اعماق اقیانوس‌ها در قصری ساخته شده از مرجان و جواهرات زندگی می‌کرد و سوار بر ارابه‌ای می‌شد که توسط اسب‌ها کشیده می‌شدند. اما پوزئیدون بسیار بد خلق بود و خلق و خوی او گاهی اوقات منجر به خشونت‌هایی می‌گردید. هنگامی که از روحیه خوبی برخوردار بود، سرزمین‌های جدیدی در آب‌های آرام خلق می‌کرد و در مقابل وقتی خلق و خوی بدی داشت، نیزه سه‌شاخ خود را به طرف زمین پرتاب می‌کرد که باعث ایجاد زمین لرزه، چشمه‌های متلاطم، خسارت به کشتی‌ها و غرق شدن انسان‌ها می‌گردید.

بر طبق نوشته‌های پوسانیاس، پوزئیدون قبل از آپولو، یکی از سرپرستاران پیشگوی معبد دلفی بود.

دیوارهای تروا

پوزئیدون با همکاری آپولو دیوارهای تروا را در ازای پاداشی برای شاه لائومدون ساخت و از این رو تروا، نپتونیا پرگاما پانویس نام گرفت. اما وقتی ساخت دیوار به اتمام رسید، لائومدون مزدشان را نپرداخت و حتی آن‌ها را تهدید کرد، چون به دیواری که یونانیان در اطراف کشتی خود ساخته بودند حسد می‌ورزید. پوزئیدون نیز در عوض هیولایی دریایی را به شهر فرستاد که لائومدون، دخترش هسیونه را به عنوان قربانی پیشکش هیولا کرد تا آن را ببلعد، اما هراکلس هسیونه را نجات داد و هیولا را از بین برد. در طرف دیگر آپولو نیز برای انتقام تروا را به طاعون مبتلا کرد.

سیارات غول یخی - نپتون – Neptune - حلقه های سیاره ای

حلقه های سیاره ای


تلسکوپ فضایی جیمز وب با استفاده از دوربین مادون قرمز در 21 سپتامبر 2022 واضح ترین نمای حلقه های نپتون را در 30 سال گذشته ثبت کرد.

نپتون دارای یک منظومه حلقه ای سیاره‌ای است ، هرچند که بسیار کمتر از سیاره زحل است . حلقه ها ممکن است از ذرات یخ پوشیده شده با سیلیکات یا مواد مبتنی بر کربن تشکیل شده باشند که به احتمال زیاد رنگ مایل به قرمزی به آنها می دهد. سه حلقه اصلی عبارتند از:


حلقه باریک آدامز Adams ، در 63000 کیلومتری مرکز نپتون،

حلقه لی وریر Le Verrier در 53000 کیلومتری،

حلقه گسترده تر و کم نورتر گالی Galle در 42000 کیلومتری.

یک امتداد بیرونی ضعیف به حلقه Le Verrier Lassell نام دارد.

در لبه بیرونی خود با حلقه آراگو Arago در 57000 کیلومتر محدود شده است.

اولین حلقه از این سیاره ها در سال 1968 توسط تیمی به رهبری ادوارد گوینان شناسایی شد . در اوایل دهه 1980، تجزیه و تحلیل این داده ها به همراه مشاهدات جدیدتر منجر به این فرضیه شد که این حلقه ممکن است ناقص باشد. شواهدی مبنی بر اینکه حلقه‌ها ممکن است شکاف داشته باشند، اولین بار در خلال اختفای ستاره‌ای در سال 1984، زمانی که حلقه‌ها ستاره‌ای را در هنگام غوطه‌وری پنهان کردند.

تصاویری از وویجر 2 در سال 1989 با نشان دادن چندین حلقه ضعیف این مشکل را حل کرد.


بیرونی ترین حلقه، آدامز، شامل پنج کمان یا قوس برجسته است که اکنون به نام های شجاعت ، آزادی ، برابری 1 ، برابری 2 و برادری (شجاعت، آزادی، برابری و برادری) Courage) ، لیبرتی Liberté ، اگوالیتی Egalité 1 ، Egalité 2 و فرترنیتی Fraternité ) نامیده می شوند. توضیح وجود کمان‌ها دشوار بود، زیرا قوانین حرکت پیش‌بینی می‌کردند که کمان‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه به شکل یک حلقه یکنواخت پخش شوند. اخترشناسان اکنون تخمین می‌زنند که کمان‌ها با تأثیرات گرانشی گالاتا Galatea، قمری که درست به سمت داخل حلقه است، به شکل کنونی خود در می‌آیند.

به نظر می رسد مشاهدات زمینی اعلام شده در سال 2005 نشان می دهد که حلقه های نپتون بسیار ناپایدارتر از آنچه قبلا تصور می شد هستند. تصاویر گرفته شده از رصدخانه WM Keck پوسیدگی قابل توجهی را در حلقه ها نشان می دهد در سال های 2002 و 2003 در مقایسه با تصاویر وویجر 2، . به طور خاص، به نظر می رسد که قوس لیبرته ممکن است در کمتر از یک قرن ناپدید شود.

در مدتی کمتر از 100 میلیون سال ، تریتون وارد محدوده روش نپتون (کوتاهترین فاصله از یک جسم اصلی که در آن یک جسم تابع می‌تواند بدون آنکه توسط نیروهای جاذبه متلاشی شود، دور بزند) خواهد شد. نیروهای کششی می‌توانند قمرهایی که در این محدوده قرار دارند را بسته به نوع مواد تشکیل دهنده شان متلاشی کنند. احتمال دارد تریتون به سنگریزه‌هایی تبدیل شده و حلقه‌ای زیبا به دور نپتون تشکیل دهد.

نام حلقه‌های آدامز و لووریه از نام دو ستاره شناس که وجود و موقعیت سیاره نپتون را پیش بینی کرده بودند، گرفته شده است.

حلقه گال درونی حلقه های نپتون است. این نام از جان گوتفرید گرفته شده است که اولین دانشمندی بود که نپتون را با استفاده از تلسکوپ در سال 1846 کشف کرد. این مدار در فاصله 41000 تا 43000 کیلومتری نپتون قرار دارد و عرض آن 2000 کیلومتر است. حلقه گال با عمق نوری معمولی 10 -4 ضعیف است . کسر گرد و غبار آن 40 تا 70 درصد تخمین زده شده است.

کاوشگر فضایی ویجر2 انبوهی از مواد حلقوی در حلقه آدامز کشف نمود که ستاره شناسان هنوز توضیحی برای وجود آنها نیافته‌اند.

سیارات غول یخی - نپتون – Neptune - ساختار داخل نپتون

گرمایش داخلی

تنوع آب و هوای نپتون در مقایسه با اورانوس تا حدی به دلیل گرمایش داخلی بالاتر آن است . نواحی بالایی تروپوسفر نپتون به دمای پایین 51.8 کلوین (منفی 221.3 درجه سانتیگراد) می رسد. در عمقی که فشار اتمسفر برابر با 1 بار (100 کیلو پاسکال ) است، دما 72.00 K (منفی 201.15 درجه سانتیگراد) است. در عمق لایه های گاز، دما به طور پیوسته افزایش می یابد. مانند اورانوس، منبع این گرمایش ناشناخته است، اما اختلاف بزرگتر است: اورانوس تنها 1.1 برابر انرژی دریافتی از خورشید تابش می کند. در حالی که نپتون حدود 2.61 برابر انرژی دریافتی از خورشید تابش می کند. نپتون دورترین سیاره از خورشید است و بیش از 50 درصد از اورانوس دورتر از خورشید قرار دارد و تنها 40 درصد از مقدار نور خورشید را دریافت می کند. با این حال انرژی داخلی آن برای راندن سریع ترین بادهای سیاره ای که در منظومه شمسی دیده می شود کافی است.

اخترفیزیکدانان حدس می زنند که نپتون عمدتا با هسته ای صخره ای به اندازه زمین در مرکز دارد. گاز در داخل نپتون بسیار فشرده می شود ، مانند یک مایع رفتار می کند و برق را هدایت می کند. همانطور که نپتون در محور خود می چرخد ، مواد داخل نپتون مانند دینام رفتار می کنند و میدان مغناطیسی را تولید می کنند. نپتون ممکن است به آرامی در حال کوچک شدن و انتشار گرما در این فرآیند باشد. این گرما می تواند سیستم های هوایی این سیاره را هدایت کند.


ساختار داخلی

ساختار درونی نپتون شبیه ساختار اورانوس است . اتمسفر آن حدود 5 تا 10 درصد جرم آن را تشکیل می دهد و شاید 10 تا 20 درصد از مسیر را به سمت هسته گسترش می دهد. فشار در جو به حدود 10 گیگا پاسکال یا حدود 100000 برابر جو زمین می رسد. افزایش غلظت متان ، آمونیاک و آب در نواحی پایین اتمسفر یافت می شود.


ترکیب فیزیکی و شیمیایی درون نپتون

گوشته معادل 10 تا 15 جرم زمین نپتون است و سرشار از آب، آمونیاک و متان است این مخلوط به عنوان یک سیال داغ و متراکم فوق بحرانی شناخته می‌شود. این مایع که رسانایی الکتریکی بالایی دارد، گاهی اقیانوس آب-آمونیاک نامیده می شود. گوشته ممکن است از لایه‌ای از آب یونی تشکیل شده باشد که در آن مولکول‌های آب به سوپی از یون‌های هیدروژن و اکسیژن و در عمق از آب فوق یونی که در آن اکسیژن متبلور می‌شود تجزیه ‌شوند اما یون‌های هیدروژن آزادانه در اطراف شبکه اکسیژن شناور می‌شوند. در عمق 7000 کیلومتری، شرایط ممکن است به گونه ای باشد که متان به بلورهای الماس تجزیه شود که مانند تگرگ به سمت پایین می بارد. دانشمندان همچنین معتقدند که این نوع باران الماس در مشتری ، زحل و اورانوس رخ می دهد . آزمایش‌های بسیار پرفشار در آزمایشگاه ملی لاورنس لیورمور نشان می‌دهد که بالای گوشته ممکن است اقیانوسی از کربن مایع با «الماس‌های جامد» شناور باشد.

هسته ، نپتون احتمالاً از آهن، نیکل و سیلیکات تشکیل شده است با یک مدل داخلی جرمی حدود 1.2 برابر جرم زمین. فشار در مرکز 7 مگابارت (700 گیگا پاسکال) است که تقریباً دو برابر فشار مرکز زمین است و دما ممکن است 5400 کلوین باشد.

سیارات غول یخی - نپتون – Neptune - اتمسفر Atmosphere

اتمسفر Atmosphere


تصویر ترکیبی رنگ و مادون قرمز نزدیک از نپتون که نوارهای متان را در جو آن آن و چهار قمر ، پروتئوس ، لاریسا ، گالاتیا و دسپینا نشان می‌دهد.

در ارتفاعات، جو نپتون 80 درصد هیدروژن و 19 درصد هلیوم است . مقدار کمی متان نیز وجود دارد. نوارهای جذب برجسته متان در طول موج های بالاتر از 600 نانومتر، در بخش قرمز و مادون قرمز طیف وجود دارد. همانند اورانوس، این جذب نور قرمز توسط متان اتمسفر بخشی از چیزی است که به نپتون رنگ آبی می دهد. اگرچه آبی نپتون با آبی روشن خفیف تر اورانوس به دلیل مه غلیظ در جو دوم متفاوت است

جو نپتون به دو ناحیه اصلی تقسیم می‌شود: تروپوسفر پایین ، جایی که دما با افزایش ارتفاع کاهش می‌یابد، و استراتوسفر ، که در آن دما با افزایش ارتفاع افزایش می‌یابد. مرز بین این دو، tropopause ، در فشار 0.1 بار (10 کیلو پاسکال) قرار دارد. سپس استراتوسفر جای خود را به ترموسفر می دهد با فشار کمتر از 10 −5 به 10 −4 میله ها 1 تا 10 Pa ترموسفر به تدریج به اگزوسفر تبدیل می شود .


نوارهایی از ابرهای مرتفع بر عرشه ابرهای پایینی نپتون سایه انداخته اند.

ابرهای مرتفع روی نپتون مشاهده شده‌اند که بر روی عرشه ابرهای کدر زیر سایه می‌اندازند. همچنین نوارهای ابری در ارتفاع بالا وجود دارند که در عرض های جغرافیایی ثابت به دور سیاره می پیچند. این نوارهای محیطی دارای عرض 50 تا 150 کیلومتر هستند و در حدود 50 تا 110 کیلومتر بالای عرشه ابر قرار دارند. این ارتفاعات در لایه ای هستند که آب و هوا در آن اتفاق می افتد، یعنی تروپوسفر. آب و هوا در استراتوسفر بالاتر یا ترموسفر رخ نمی دهد. در آگوست 2023، ابرهای نپتون احتمالاً به دلیل "شعله خورشیدی" ناپدید شدند. سی سال مشاهدات تلسکوپ فضایی هابل و تلسکوپ های زمینی نشان داد که فعالیت ابری نپتون به چرخه های خورشیدی و نه به فصول سیاره وابسته است.

طیف‌های نپتون نشان می‌دهد که استراتوسفر پایینی آن به دلیل تراکم محصولات فوتولیز فرابنفش متان، مانند اتان و اتین، مه‌آلود است . استراتوسفر همچنین محل نگهداری مقادیر کمی مونوکسید کربن و سیانید هیدروژن است . استراتوسفر نپتون به دلیل غلظت بالای هیدروکربن ها از اورانوس گرمتر است.

به دلایلی که هنوز مبهم باقی می‌مانند، دمای کره سیاره در دمای غیرعادی بالای ۷۵۰ کلوین قرار دارد. این سیاره از خورشید بسیار دور است تا این گرما توسط تابش فرابنفش ایجاد شود . یکی از نامزدهای مکانیزم گرمایش، برهمکنش جوی با یون‌های موجود در میدان مغناطیسی سیاره است. نامزدهای دیگر امواج گرانشی از داخل هستند که در جو پخش می شوند. ترموسفر حاوی آثاری از دی اکسید کربن و آب است که ممکن است از منابع خارجی مانند شهاب سنگ ها و غبار رسوب کرده باشد.

در کل ، ترکیبات جو این سیاره به مانند سایر سیارات غول پیکر گازی شامل ۸۰ تا ۸۵ درصد هیدروژن و ۱۵ تا ۱۹ درصد هلیوم می‌باشد.

سیاره آبی نپتون دورترین از خورشید است و مانند اورانوس مکانی بسیار سرد است. دمای سطح آن سرد منفی 353 فارنهایت منفی 214 C است. به دلیل فاصله گرفتن از خورشید و مدار بزرگ آن ، یک سال در نپتون 165 سال زمین است.

بیشتر جو هیدروژن ، هلیوم و آمونیاک است و تنها اثری از متان وجود دارد. ابرهای سفید وجود دارد که می توانند یخ متان باشند. دمای ابر از منفی 150 تا منفی 200 درجه سانتیگراد (منفی 240 تا منفی 330 درجه فارنهایت) است. چگالی ابر در سراسر سیاره متفاوت است و باعث ایجاد نوارهایی با رنگ آبی روشن می شود که ابرها در آن متراکم هستند و آبی تیره تر که در آن ابر پراکنده است. فضاپیمای ویجر 2 و بعداً ، تلسکوپ فضایی هابل شاهد تغییر نقاط تاریک در جو نپتون بود.


سریع ترین بادهای منظومه شمسی را می توانید بر روی سطح کره نپتون تجربه کنید. این سیاره تنها به بادهای بسیار سرد و البته سریعش معروف است که می تواند هر جسمی را در یک چشم به هم زدن نابود کند. سرعت این بادها گاهی اوقات به دو برابر سرعت صوت می رسد و این باعث می شود تا بدن انسان تنها در یک پلک زدن متلاشی شده و تکه هایش در آسمان پخش شود. دانشمندان همچنان نیز در حال بررسی این سیاره هستند تا بتوانند دلیلی برای بادهای شدید آن بیابند.

مگنتوسفر

نپتون در مگنتوسفر خود شبیه اورانوس است ، با یک میدان مغناطیسی به شدت نسبت به محور چرخشی آن در 47 درجه کج شده و حداقل شعاع 0.55 یا حدود 13500 کیلومتر از مرکز فیزیکی سیاره را در بر می گیرد. این میدان مغناطیسی 25 برابر قویتر از زمین است و به نظر می رسد مانند مرکز مغناطیسی زمین به ارتفاعات ابر نپتون نزدیکتر از مرکز آن است. قبل از رسیدن وویجر 2 به نپتون، این فرضیه وجود داشت که مغناطیس کره کج شده اورانوس نتیجه چرخش جانبی آن است. در مقایسه میدان های مغناطیسی این دو سیاره، دانشمندان اکنون فکر می کنند که جهت گیری شدید ممکن است مشخصه جریان های درونی سیارات باشد. این میدان ممکن است توسط حرکات سیال همرفتی در یک پوسته کروی نازک از مایعات رسانای الکتریکی (احتمالا ترکیبی از آمونیاک، متان و آب) منجر به یک عمل دینام می شود .

مولفه دوقطبی میدان مغناطیسی در استوای مغناطیسی نپتون حدود 14 میکروتسلا (0.14 گرم ) است. میدان مغناطیسی نپتون هندسه پیچیده‌ای دارد که شامل سهم نسبتاً بزرگی از اجزای غیر دوقطبی، از جمله یک چهار قطبی گشتاور قوی است که ممکن است از همان دوقطبی بیشتر باشد . در مقابل، زمین، مشتری و زحل فقط گشتاورهای چهارقطبی نسبتاً کوچکی دارند و میدان‌های آنها نسبت به محور قطبی کمتر کج می‌شود. گشتاور بزرگ چهارقطبی نپتون ممکن است نتیجه انحراف از مرکز سیاره و محدودیت های هندسی مولد دینام میدان باشد.

شوک کمانی نپتون ، جایی که مگنتوسفر شروع به کاهش باد خورشیدی می کند ، مگنتوپوز ، در فاصله 34.9 برابر شعاع سیاره رخ می دهد. جایی که فشار مغناطیس کره باد خورشیدی را متعادل می کند، دم مگنتوسفر در فاصله 23 تا 26.5 برابر شعاع نپتون قرار دارد حداقل 72 برابر شعاع نپتون و احتمالاً بسیار دورتر است.

اقلیم


نقطه تاریک بزرگ (بالا)، اسکوتر (ابر سفید میانی)، و نقطه تاریک کوچک (پایین)، با کنتراست اغراق آمیز.

آب و هوای نپتون با سیستم‌های طوفانی بسیار پویا مشخص می‌شود، با بادهایی که به سرعت تقریباً 600 متر بر ثانیه (2200 کیلومتر در ساعت؛ 1300 مایل در ساعت) به بیش از مافوق صوت می‌رسند. جریان به طور معمول، با ردیابی حرکت ابرهای پایدار، سرعت باد از 20 متر بر ثانیه در جهت شرقی تا 325 متر بر ثانیه به سمت غرب متغیر است. در نوک ابرها سرعت بادهای غالب از 400 متر بر ثانیه در امتداد خط استوا تا 250 متر بر ثانیه در قطب ها متغیر است. بیشتر بادهای روی نپتون در جهت مخالف چرخش سیاره حرکت می کنند. الگوی کلی بادها چرخش پیشروی را در عرضهای جغرافیایی بالا در مقابل چرخش رتروگراد در عرضهای جغرافیایی پایین نشان داد. تصور می‌شود که تفاوت در جهت جریان یک "اثر پوستی" است و به دلیل فرآیندهای جوی عمیق‌تر نیست. در عرض جغرافیایی 70 درجه جنوبی، یک جت پرسرعت با سرعت 300 متر بر ثانیه حرکت می کند.

در سطح معمولی فعالیت هواشناسی نپتون با اورانوس متفاوت است. وویجر 2 در طول پرواز خود در سال 1989 پدیده های آب و هوایی را روی نپتون مشاهده کرد. اما هیچ پدیده قابل مقایسه در اورانوس در طول پرواز در سال 1986 وجود ندارد.

فراوانی متان، اتان و استیلن در استوای نپتون 10-100 برابر بیشتر از قطب است. این به عنوان شواهدی برای بالا آمدن در استوا و فرونشست در نزدیکی قطب ها تفسیر می شود، زیرا فتوشیمی نمی تواند توزیع را بدون گردش نصف النهاری توضیح دهد.

در سال 2007، کشف شد که تروپوسفر فوقانی قطب جنوبی نپتون حدود 10 کلوین گرمتر از بقیه جو آن است که میانگین آن تقریباً 73 کلوین (منفی 200 درجه سانتیگراد) است. اختلاف دما به اندازه‌ای است که متان را که در جاهای دیگر در تروپوسفر منجمد می‌کند، به داخل استراتوسفر نزدیک قطب بفرستد. "نقطه داغ" نسبی به دلیل شیب محوری نپتون است که قطب جنوب نپتون را در معرض خورشید در ربع آخر سال یا تقریباً 40 سال زمینی قرار داده است. همانطور که نپتون به آرامی به سمت طرف مقابل خورشید حرکت می کند، قطب جنوب تاریک می شود و قطب شمال روشن می شود و باعث می شود که متان آزاد شده به قطب شمال منتقل شود.

به دلیل تغییرات فصلی، نوارهای ابر در نیمکره جنوبی نپتون مشاهده شده است که اندازه و آلبدو افزایش می یابد . این روند برای اولین بار در سال 1980 مشاهده شد. دوره طولانی مداری نپتون منجر به فصولی به طول چهل سال می شود.


لکهٔ سیاه بزرگ، آشفته‌ترین بخش نپتون است. (نگارهٔ گرفته‌شده توسط وویجر ۲)

طوفان ها

در سال 1989، لکه تاریک بزرگ ، یک سامانه طوفان ضد سیکلون با وسعت 13000 کیلومتر × 6600 کیلومتر (8100 مایل × 4100 مایل) توسط فضاپیمای وویجر 2 ناسا کشف شد. این طوفان شبیه لکه قرمز بزرگ مشتری بود. حدود پنج سال بعد، در 2 نوامبر 1994، تلسکوپ فضایی هابل لکه تاریک بزرگ را روی سیاره ندید. در عوض، طوفان جدیدی شبیه به نقطه تاریک بزرگ در نیمکره شمالی نپتون پیدا شد.

طوفان دیگری به نام اسکوتر ، یک گروه ابر سفید دورتر از نقطه تاریک بزرگ است. این ابر کوچک که از نوع ابر سیروس است، در ارتفاع متفاوتی نسبت به لکه‌ها قرار دارد که باد کمتری در این نقطه می‌وزد. موقعیت این ابر نسبت به هسته نپتون ثابت مانده و در جهت چرخش نپتون ، که مخالف جهت حرکت لکه‌هاست، حرکت می‌کند. این نام مستعار اولین بار در ماه‌های منتهی به برخورد وویجر 2 در سال 1989 به وجود آمد، زمانی که مشاهده شد که آنها با سرعتی بیشتر از نقطه تاریک بزرگ حرکت می‌کنند (و تصاویری که بعداً به دست می‌آیند متعاقباً حضور ابرهایی را نشان می‌دهند که حتی سریع‌تر از ابرهایی که در ابتدا حرکت می‌کنند توسط وویجر 2 شناسایی شد. نقطه تاریک کوچک یک طوفان گردباد جنوبی است که دومین طوفان شدید مشاهده شده در طول سال 1989 است. در ابتدا کاملاً تاریک بود، اما با نزدیک شدن وویجر 2 به سیاره، یک هسته درخشان ایجاد شد و در اکثر تصاویر با بالاترین وضوح قابل مشاهده است. در سال 2018، یک لکه تاریک اصلی جدیدتر و یک نقطه تاریک کوچکتر شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفت. در سال 2023، اولین رصد زمینی از یک نقطه تاریک روی نپتون انجام شد.

تصور می شود که نقاط تاریک نپتون در تروپوسفر در ارتفاعات پایین تر از ویژگی های ابر روشن تر رخ می دهد. بنابراین آنها به عنوان سوراخ در عرشه ابرهای بالایی ظاهر می شوند. از آنجایی که آنها ویژگی های پایداری هستند که می توانند برای چندین ماه باقی بمانند، تصور می شود که گردابی باشند. ساختارهای ابرهای متان روشن تر و پایدارتر که در اطراف لایه تروپوپوز تشکیل می شوند اغلب با نقاط تاریک همراه است. تداوم ابرهای همراه نشان می دهد که برخی از نقاط تاریک سابق ممکن است به صورت طوفان وجود داشته باشند، حتی اگر آنها دیگر به عنوان یک ویژگی تاریک قابل مشاهده نباشند. لکه های تاریک ممکن است زمانی که خیلی نزدیک به استوا یا احتمالاً از طریق مکانیسم ناشناخته دیگری مهاجرت کنند، از بین بروند.

سیارات غول یخی - نپتون – Neptune – تاریخچه و مدار

تاریخچه کشف نپتون


گالیله گالیله

نقاشی های گالیله گالیله در 28 دسامبر 1612 و 27 ژانویه 1613 حاوی نقاطی است که با آنچه که اکنون شناخته شده است موقعیت های نپتون در آن تاریخ ها اشتباه است به نظر می‌رسد که گالیله نپتون را با یک ستاره ثابت ، زمانی که نزدیک به مشتری در آسمان شب ظاهر شد

اشتباه گرفته است. از این رو، کشف نپتون به او نسبت داده نمی شود. گالیله در اولین رصد خود در دسامبر 1612، نپتون تقریباً در آسمان ساکن بود، زیرا به تازگی به حالت وارونه آن روز تبدیل شده بود. این حرکت ظاهری رو به عقب زمانی ایجاد می شود که مدار زمین آن را از یک سیاره بیرونی عبور می دهد. از آنجایی که نپتون تنها در آغاز چرخه رتروگراد سالانه خود بود، حرکت این سیاره بسیار ناچیز بود که با تلسکوپ کوچک گالیله قابل تشخیص نبود. در سال 2009، یک مطالعه نشان داد که گالیله حداقل می‌دانست که ستاره‌ای که مشاهده کرده بود نسبت به ستاره‌های ثابت حرکت کرده است.

در سال 1821، الکسیس بووارد جداول نجومی از مدار همسایه نپتون اورانوس را منتشر کرد . مشاهدات بعدی انحرافات قابل توجهی را از جداول نشان داد که بووارد را به این فرضیه سوق داد که یک جسم ناشناخته ، مدار را از طریق برهمکنش گرانشی مختل می کند . در سال 1843، جان کوچ آدامز با استفاده از اطلاعاتی که داشت، کار بر روی مدار اورانوس را آغاز کرد. و آن را در فوریه 1844 ارائه کرد.


اوربان لو وریر

در سالهای 1845-1846، اوربان لو وریر ، مستقل از آدامز، محاسبات خود را توسعه داد اما هیچ شور و شوقی در هموطنان خود برنیانگیخت. در ژوئن 1846، با دیدن اولین تخمین منتشر شده لو وریر از طول سیاره و شباهت آن به تخمین آدامز، ایری جیمز چالیس را متقاعد کرد که به جستجوی سیاره بپردازد. چالیس بیهوده آسمان را در ماه های آگوست و سپتامبر جست و جو کرد. چالیس در واقع نپتون را یک سال قبل از کاشف بعدی سیاره، یوهان گوتفرید گال آلمانی ، و در دو نوبت، در 4 و 12 اوت 1845 رصد کرده بود. چالیس سرشار از پشیمانی بود، اما بی توجهی خود را در نقشه هایش و این واقعیت که حواسش به کار همزمان روی رصدهای دنباله دار پرت شده بود، سرزنش کرد.

در همین حال، لو وریر نامه‌ای فرستاد و از گال آلمانی، ستاره‌شناس رصدخانه برلین خواست که با انکسار جستجو کند. هاینریش دآرست ، دانشجوی رصدخانه و دستیار گال ، به گال پیشنهاد کرد که می‌توانند نموداری که اخیراً از آسمان در منطقه پیش‌بینی‌شده لو وریر کشیده شده با آسمان کنونی مقایسه کنند تا مشخصه جابجایی یک سیاره را بر خلاف ستاره ثابت " کشف کنند، در غروب 23 سپتامبر 1846، روزی که گال نامه را دریافت کرد، نپتون را در شمال شرقی آکواری آیوتا ، 1 درجه از " پنج درجه شرقی دلتا برج جدی موقعیتی که لو وریر پیش‌بینی کرده بود: حدود 12 درجه از پیش بینی آدامز، و در مرز دلو و برج جدی مطابق با مرزهای صورت فلکی مدرن .

در پی این کشف، یک رقابت ملی گرایانه شدید بین فرانسوی ها و انگلیسی ها بر سر اینکه چه کسی شایسته این کشف است وجود داشت. در نهایت، اجماع بین‌المللی مبنی بر اینکه لو وریر و آدامز مستحق اعتبار مشترک هستند ظاهر شد. از سال 1966، دنیس رالینز اعتبار ادعای آدامز برای کشف مشترک را زیر سوال برد و این موضوع با بازگشت در سال 1998 "مقالات نپتون" (اسناد تاریخی) به رصدخانه سلطنتی، گرینویچ، توسط مورخان دوباره ارزیابی شد .

وضعیت

نپتون از زمان کشف در سال 1846 تا کشف پلوتون در سال 1930 دورترین سیاره شناخته شده بود. هنگامی که پلوتون کشف شد، نپتون دومین سیاره دور در نظر گرفته شد ، به جز یک دوره 20 ساله بین سال های 1979 و 1999 که مدار بیضی شکل پلوتون آن را از نپتون به خورشید نزدیکتر کرد و در این دوره نپتون نهمین سیاره دورتر از خورشید شد. تخمین های فزاینده جرم پلوتو از ده برابر جرم زمین تا بسیار کمتر از جرم ماه زده شد و کشف کمربند کویپر در سال 1992 بسیاری از اخترشناسان را به بحث در مورد اینکه آیا پلوتو باید یک سیاره در نظر گرفته شود یا بخشی از کمربند کویپر است، منجر شد. در سال 2006، اتحادیه بین المللی نجوم کلمه "سیاره" را تعریف کرد و برای اولین بار و پلوتون را دوباره به عنوان " سیاره کوتوله " طبقه بندی کرد و نپتون را بار دیگر به بیرونی ترین سیاره منظومه شمسی تبدیل کرد.

مدار و چرخش


نپتون به ازای هر 164.79 دور زمین یک دور به دور خورشید (مرکز) کامل می کند.

میانگین فاصله بین نپتون و خورشید 4.5 میلیارد کیلومتر ، حدود 30.1 واحد نجومی (AU)) است. فاصله حضیض 29.81 AU است. فاصله آفلیون 30.33 AU است.

در 11 ژوئیه 2011، نپتون اولین مدار باری سنتریک کامل خود را از زمان کشف آن در سال 1846 انجام داد. اگرچه در موقعیت دقیق کشف خود در آسمان ظاهر نشد، زیرا زمین در مکان دیگری در مدار 365.26 روزه خود قرار داشت. به دلیل حرکت خورشید نسبت به مرکز منظومه شمسی، در 11 ژوئیه نپتون نیز در موقعیت کشف دقیق خود نسبت به خورشید قرار نداشت. اگر از سیستم مختصات هلیوسنتریک رایج تر استفاده شود، طول جغرافیایی کشف در 12 ژوئیه 2011 به دست آمد.

شیب مدار بیضی شکل نپتون در مقایسه با زمین 1.77 درجه دارد.

شیب محوری نپتون 28.32 درجه است، که شبیه انحراف محور زمین (23 درجه) و مریخ (25 درجه) است. در نتیجه، نپتون تغییرات فصلی مشابهی را با زمین تجربه می کند. دوره طولانی مداری نپتون به این معنی است که فصول به مدت چهل سال زمینی طول می کشد. دوره چرخش جانبی آن (روز) تقریباً 16.11 ساعت است. از آنجا که انحراف محوری آن با زمین قابل مقایسه است، تغییر در طول روز آن در طول سال طولانی آن زیادتر از این نیست.

از آنجایی که نپتون یک جسم جامد نیست، جو آن تحت چرخش دیفرانسیل قرار می گیرد . منطقه وسیع استوایی با دوره ای حدود 18 ساعت می چرخد که کندتر از چرخش 16.1 ساعته میدان مغناطیسی سیاره است. در مقابل، برعکس برای مناطق قطبی که دوره چرخش 12 ساعت صادق است. این چرخش دیفرانسیل سیاره ، بارزترین در منظومه شمسی است و منجر به برش باد عرضی قوی می شود.

گاهی اوقات ، مدار نپتون در واقع بیرون از پلوتون می باشد. این به دلیل مدار بسیار غیر عادی پلوتون می باشد.

در طول این مدت ( 20 سال از هر 248 سال زمین ) نپتون در واقع دورترین سیاره از خورشید می باشد ( و پلوتون نیست ) از 1979 تا 11 فوریه 1999 پلوتون داخل مدارد نپتون بود حالا و تا سپتامبر 2226 ، پلوتون بیرون از مدار نپتون است .

هر فصل 40 سال طول می کشد قطبها در تاریکی یا روشنایی برای 40 سال ثابت هستند .

رزونانس های مداری


نموداری که تشدیدهای اصلی مداری در کمربند کویپر ناشی از نپتون را نشان می دهد: مناطق برجسته عبارتند از رزونانس 2:3 plutinos غیررزونانسی ، "کمربند کلاسیک" (cubewanos)، و رزونانس 1:2 ( دوتینو ).

مدار نپتون مستقیماً تأثیر عمیقی بر منطقه فراتر از آن دارد که به کمربند کویپر معروف است . کمربند کویپر حلقه‌ای از جهان‌های یخی کوچک است، شبیه به کمربند سیارک‌ها اما بسیار بزرگ‌تر، که از مدار نپتون در 30 واحد نجومی تا حدود 55 واحد نجومی از خورشید امتداد دارد. تقریباً به همان شکلی که گرانش مشتری بر کمربند سیارک ها چیره می شود و ساختار آن را شکل می دهد، گرانش نپتون نیز بر کمربند کویپر غالب می شود. با گذشت زمان منظومه شمسی، مناطق خاصی از کمربند کویپر به دلیل گرانش نپتون بی ثبات شدند و شکاف هایی در ساختار آن ایجاد کردند. منطقه بین 40 و 42 AU یک مثال است.

مدارهایی در این مناطق خالی وجود دارد که اجرام می توانند تا سن منظومه شمسی زنده بمانند. این تشدیدها زمانی اتفاق می‌افتند که دوره مداری نپتون کسری دقیق از دوره مداری جسم باشد، مانند 1:2 یا 3:4. مثلاً اگر جسمی به ازای هر دو دور نپتون یک بار به دور خورشید بچرخد، تا زمانی که نپتون به موقعیت اصلی خود بازگردد، فقط نیمی از مدارش را کامل خواهد کرد. پرجمعیت ترین رزونانس در کمربند کویپر، با بیش از 200 شی شناخته شده، رزونانس 2:3 است. اجرام در این رزونانس به ازای هر 3 نپتون 2 مدار را تکمیل می کنند و به پلوتینوس معروف هستند زیرا بزرگترین اجرام شناخته شده کمربند کویپر، پلوتون ، در میان آنهاست. اگرچه پلوتون به طور منظم از مدار نپتون عبور می کند، رزونانس 2:3 تضمین می کند که آنها هرگز نمی توانند با هم برخورد کنند. رزونانس های 3:4، 3:5، 4:7 و 2:5 کم جمعیت هستند.

تروجان های نپتون را می توان به عنوان رزونانس 1:1 با نپتون مشاهده کرد. برخی از تروجان های نپتون به طور قابل توجهی در مدار خود پایدار هستند و احتمالاً به جای دستگیر شدن در کنار نپتون شکل گرفته اند. اولین جسمی که به عنوان مرتبط با L 5 نقطه لاگرانژی دنباله دار نپتون شناسایی شد، LC 18 2008 بود . نپتون همچنین دارای یک شبه ماهواره موقت ، (309239) 2007 RW 10 است . این شی حدود 12500 سال شبه ماهواره نپتون بوده و تا 12500 سال دیگر در آن حالت دینامیکی باقی خواهد ماند.

شکل گیری و مهاجرت


الف) قبل از رسیدن مشتری و زحل به رزونانس 2:1

ب) پس از پراکندگی درونی اجرام کمربند کویپر به دنبال تغییر مداری نپتون.

ج) پس از پرتاب اجسام پراکنده کمربند کویپر توسط مشتری

ثابت شده است که شکل گیری غول های یخی، نپتون و اورانوس، مدل سازی دقیق آن دشوار است. مدل‌های کنونی نشان می‌دهند که چگالی ماده در نواحی بیرونی منظومه شمسی برای تشکیل چنین اجرام بزرگی از روش سنتی پذیرفته‌شده برافزایش هسته بسیار کم بوده است، و فرضیه‌های مختلفی برای توضیح شکل‌گیری آن‌ها ارائه شده است. یکی این است که غول‌های یخی بر اثر برافزایش هسته شکل نگرفته‌اند، بلکه از ناپایداری‌های درون دیسک پیش سیاره‌ای عظیم اولیه OB منفجر شده است و بعداً اتمسفر آن‌ها توسط تشعشعات یک ستاره تشکیل شده‌اند.

یک مفهوم جایگزین این است که آنها نزدیکتر به خورشید شکل گرفتند، جایی که چگالی ماده بیشتر بود، و سپس مهاجرت کردند . پس از حذف دیسک پیش سیاره ای گازی به مدارهای فعلی خود این فرضیه مهاجرت پس از شکل گیری به دلیل توانایی آن در توضیح بهتر اشغال جمعیت اجسام کوچک مشاهده شده در منطقه فرا نپتونی مورد علاقه است. رایج ترین توضیح جزئیات این فرضیه به عنوان مدل نیس شناخته می شود که تأثیر یک نپتون در حال مهاجرت و سایر سیارات غول پیکر را بر ساختار کمربند کویپر بررسی می کند.

مدار نامنظم نپتون

ما تا کنون فقط توانسته‌ایم 8 سیاره را در منظومه شمسی شناسایی کنیم، اما آیا سیاره‌های دیگری نیز در این منظومه وجود دارند؟ به نظر بعضی از ستاره شناسان بی نظمی‌هایی که در مدار نپتون مشاهده شده ، ممکن است توسط سیاره نهم که جرم زیادی داشته و خارج از مدار پلوتون قرار دارد ایجاد شده باشند. این سیاره فرضی سیاره ایکس نام گرفته است. مخالفین این فرضیه بر این عقیده‌اند که منظومه شمسی دارای ماده کافی برای تشکیل سیاره علاوه بر 8 سیاره دیگر نبوده و همچنین تشکیل این سیاره در چنین فاصله‌ای مطابق با عمر منظومه شمسی نیست. نپتون دورترین سیاره از خورشید و از لحاظ بزرگی چهارمین سیاره منظومه شمسی است. کوچکترین غول گازی بوده و مانند سایر غولهای گازی ، حلقه‌هایی از غبار و ذرات دیگر در اطراف خود دارد

نئاندرتال ها چه کسانی بودند و چرا برای انسان مدرن مهم هستند؟

از زمان کشف نئاندرتال ها در سال 1856، نئاندرتال ها به عنوان شخصیت های وحشی و عاری از پیچیدگی هایی که انسان های مدرن را بسیار پویا و موفق می کند، تصور می شدند. در طول چند دهه گذشته، تحقیقات به طور کامل این مفهوم را وارونه کرده است.

برخلاف تصور رایج، آنها گونه‌ای پیچیده و باهوش بودند که از ابزارهای پیچیده استفاده می‌کردند و قادر به انجام طیف وسیعی از فعالیت‌هایی بودند که نیاز به قدرت ذهنی استنتاج و استدلال داشت که تا همین اواخر تصور می‌شد فقط در گونه‌های خودمان ساکن هستند.

برای یک فرد معمولی، نئاندرتال‌هایی که مدت‌ها پیش زندگی کرده‌اند و مرده‌اند، به اندازه‌ای مهم نیستند که فکری معنادار داشته باشند. اما ارتباط آنها امروزه بسیار برجسته تر از آن چیزی است که مردم انتظار دارند.

تکامل نئاندرتال ها


مردی نئاندرتال و دخترش، نیویورک تایمز

معمولاً تصور می‌شود که نئاندرتال‌ها و انسان‌های خردمند جد مشترکی در هومو هایدلبرگنسیس دارند که تصور می‌شود بین 300000 تا 700000 سال پیش می‌زیستند. دقیقاً مشخص نیست که H. neanderthalensis از H. heidelbergensis چه زمانی تکامل یافته است. قدیمی ترین نمونه بالقوه نئاندرتال مربوط به حدود 430000 سال پیش است، اما شکاف عظیمی در پرونده فسیلی وجود دارد. تقریباً تمام فسیل‌هایی که ما داریم مربوط به 130000 سال پیش است.

تخمین های مربوط به زمان تکامل H. sapiens به طور کلی بین 300000 تا 200000 سال پیش است.

جمعیت نئاندرتال ها در سراسر اروپا، آسیای غربی و شرق نزدیک زندگی می کردند.

جامعه آنها چگونه بود؟


نمایشگاهی در کرواسی درباره زندگی یک خانواده نئاندرتال /رویترز.

نئاندرتال ها در گروه های کوچک زندگی می کردند و جمعیت آنها نسبتاً کم بود. مانند همه مردم آن زمان، آنها به سبک شکارچی- زندگی می کردند و کوچ نشین بودند و از گله های ماموت های پشمالو تغذیه می کردند که منبع غذایی آنها بود. غارها محل زندگی آن ها بود ، اگرچه گاهی اوقات کمپ هایی در فضای باز ساخته می شد. آنها طیف وسیعی از حیوانات و همچنین گیاهان را می خوردند. کسانی که در نزدیکی سواحل یا رودخانه ها زندگی می کردند نیز ماهی و صدف می خوردند. تخمین زده می‌شود که یک نئاندرتال متوسط تقریباً دو برابر بیشتر از انسان‌های مدرن انسان‌ها به کالری نیاز داشت.

شواهد نشان می دهد که گروه های کوچکی از نئاندرتال ها در مناطق وسیعی با یکدیگر تعامل داشته اند. زنان معمولاً هنگام ازدواج گروه را ترک می کردند و برای زندگی با شوهران خود می رفتند. با انجام این کار، گروه های نئاندرتال علاوه بر تضمین تنوع ژنتیکی، حس حسن نیت را با همسایگان خود تقویت می کردند.

اما همیشه صلح حاکم نبود. چندین نمونه پیدا شده است که نشانه های مشخصی از خشونت را نشان می دهد. با این حال، این امکان وجود دارد که خشونت نتیجه درگیری با نوع خودمان باشد. تقریباً 30000 سال بود که نئاندرتال ها و H. sapiens در یک منطقه جغرافیایی زندگی می کردند.

نوآوری فناورانه

بسیاری از فناوری‌های منحصربه‌فرد برای نئاندرتال‌ها کشف شده‌اند که ثابت می‌کنند آن‌ها بسیار باهوش بودند و توانایی حل مسئله بسیار بالایی داشتند. آنها قطران پوست درخت غان را برای استفاده به عنوان اولین چسب شناخته شده جهان که توسط انسان استفاده می شود استخراج کردند.

نئاندرتال ها همچنین تکنیک چخماق زنی لوالوا را اختراع کردند. این تکنیک بسیار پیچیده‌تر از سایر روش‌ها است و محصولی بهتر از خرد کردن تکه‌های سنگی تا رسیدن به شکل دلخواه تولید می‌کند. این فرآیند شامل کوبیدن سنگ چخماق در جهات خاص در اطراف لبه های سنگ بود. این کار با دقت انجام می شد زیرا بر شکل نهایی پوسته سنگی تأثیر می گذاشت. با یک ضربه نهایی و دقیق، پوسته سنگی از هسته سنگی جدا می شود و به دلیل کوبیدن در اطراف دو طرف، محصول نهایی در تمام لبه های آن تیز می شود.

نئاندرتال ها در برابر انسان خردمند: تفاوت ها و شباهت ها


تصویری که تفاوت های اسکلتی بین H. neanderthalensis و H. sapiens را نشان می دهد، دایره المعارف بریتانیکا

از نظر فیزیکی، نئاندرتال ها کوتاهتر و تنومندتر از انسان خردمند بودند. اگرچه بلندترین نمونه نئاندرتالی که تا به حال پیدا شده قدش 178 سانتی متر تخمین زده می شود، اما به طور میانگین نرها 160 تا 170 سانتی متر بودند، در حالی که ماده ها 150 تا 160 سانتی متر بودند..

در زمان انقراض نئاندرتال ها در حدود 40000 سال پیش، متوسط قد انسان خردمند ( انسان های مدرن اولیه / کرومانیون ) 183 سانتی متر بود.

نئاندرتال ها به طور متوسط کمی جمجمه بزرگتر از ما و حفره های مغزی بزرگتری داشتند. این لزوماً به این معنی نیست که آنها باهوش تر بودند، اما به هر حال به این معنی است که آنها بسیار باهوش هستند. ساختار صورت آنها با ما متفاوت بود زیرا بینی های بزرگتری روی صورتشان قرار داشت. آنها همچنین چانه های فرو رفته و برآمدگی ابروهای سنگین داشتند.

از نظر فیزیکی، آنها از ما قوی تر بودند. نئاندرتال‌ها اغلب می‌توانستند آسیب‌هایی را که به راحتی H. sapiens را برای هفته‌ها از میدان خارج می‌کرد، تحمل کنند. این استحکام به دلیل تنومند بودن و توده عضلانی آنها بود. نکته قابل توجه عضلات ساعد آنهاست که بسیار توسعه یافته تر از گونه ما بود.


شکار ماموت یک فعالیت خطرناک بود که به مهارت، هوش و همکاری قابل توجهی نیاز داشت. از طریق تلگراف

تفاوت قابل توجه این است که نئاندرتال ها سریعتر بالغ شدند. یک کودک هشت ساله نئاندرتال با یک کودک هومو ساپینس در اوایل نوجوانی برابری می کند. قبلاً تصور می شد که آنها از نظر قابلیت بیولوژیکی عمر بسیار کوتاه تری نسبت به H. Sapiens دارند، اما تحقیقات مدرن نشان می دهد که آنها می توانند به همان سن H. sapiens برسند. با این وجود، زندگی نئاندرتال‌ها از 40 سالگی بسیار غیرمعمول بود.

انسان‌های خردمند برای شکار مداوم تکامل یافتند و می‌توانستند طعمه خود را در مسافت‌های طولانی تعقیب کنند و اساساً حیوان را خسته می‌کردند. این روش امروزه نیز توسط خویسان (بوشمن) در کالاهاری انجام می شود.انسان خردمند همچنین سعی می کرد فاصله خود را از طعمه خود حفظ کند و ترجیح می داد از نیزه به عنوان پرتابه استفاده کند. در حالی به نظر می‌رسد که نئاندرتال‌ها تاکتیکشان در شکار رویارویی با نیزه‌های کوتاه‌تر و ناهموارتر است که برای مکان‌های نزدیک طراحی شده‌اند. همچنین فیزیولوژی نئاندرتال ها از توانایی آنها در دویدن مسافت های طولانی نسبت به H. sapiens جلوگیری می کند.

بقایای شانیدر 1 در موزه عراق، از طریق دایره المعارف تاریخ جهان

با وجود همه تفاوت ها، شباهت های زیادی نیز وجود داشت. نئاندرتال ها نیز مانند ما حامل ژن FOXP2 بودند که مسئول ایجاد توانایی گفتار است. یکی از عوامل مهم در توانایی فیزیکی صحبت کردن، استخوان هیوئید در گلو است. استخوان های هیوئید نئاندرتال تقریباً شبیه استخوان های ما بود. با این حال، حالت سر آنها به این معنی بود که صدای آنها از صدای ما بلندتر بود. در مورد پیچیدگی زبانی که آنها صحبت می کردند، این موضوع حدس و گمان محض است و شاید هرگز نتوانیم بدانیم.

از میان تمام شباهت ها، یکی از مهمترین آنها توانایی ذاتی برای شفقت بود که تا همین اواخر تصور می شد فقط در گونه امروزی ما وجود دارد. در واقع، شواهد دلسوزی انسانی به بیش از یک میلیون سال پیش بازمی‌گردد. یک جمجمه 1.7 میلیون ساله (از شکل اولیه هومو ارکتوس ) نشان می دهد که صاحب آن سال ها قبل از مرگ دندان های خود را از دست داده است. آنها نمی توانستند بدون اینکه کسی غذایشان را برایشان بجود زنده بمانندبنابرین دیگران کمکش می کردند.

نکته قابل توجه در مورد شفقت نئاندرتال ها، نمونه بارز نمونه ای است که به نام شانیدر 1 شناخته می شود. شانیدر 1 که توسط حفاری هایش به نام "نندی" شناخته می شود، یکی از هفت نفری است که از غار شانیدر در شمال عراق کاوش شده است . این فرد در طول زندگی خود ضربه شدیدی به سر خود متحمل شد که حفره چشم را له کرد و از یک چشم تا حدی یا کاملاً نابینا شد. شنوایی او به شدت آسیب دیده بود. او همچنین هر دو پای خود را شکسته بود و با لنگی راه می‌رفت و بازویش نشانه‌هایی از قطع عضو داشت که احتمالاً نتیجه نهایی یک بیماری مادرزادی بود که باعث شده بود دست راستش از کار بیافتد.

شانیدر 1 قادر به تأمین مخارج خانواده اش نبود. اما او تحت مراقبت قرار گرفت و پس از بهبود جراحاتش به خوبی زندگی کرد. این نشان می‌دهد که نئاندرتال‌ها، علی‌رغم نبرد دائمی‌شان برای بقا، نوع‌دوستی و شفقت (و احتمالاً اولین روش پزشکی شناخته‌شده بزرگ) از خود نشان دادند.


ساختار حلقه در غار برونیکل، sci. news

سوال عمده ای که باید هنگام بررسی تفاوت ها و شباهت های نئاندرتال ها و ما مطرح شود، عامل تفکر انتزاعی است. برای بیش از یک قرن، تصور می‌شد که نئاندرتال‌ها هیچ هنری تولید نکرده‌اند، بر خلاف انسان‌های خردمند، که اغلب دیوارهای غارها را با همه چیز تزئین می‌کردند .

شواهد همچنین نشان می دهد که آنها برای پرهای پرندگان و رنگدانه های مختلف کاربرد پیدا کردند که ممکن است برای تزئین شخصی استفاده شده باشد. به نظر می رسد تا کنون، هنر غارهای منسوب به نئاندرتال ها بیشتر بر جنبه انتزاعی متمرکز شده است.

همچنین یک ادعای قوی وجود دارد که نئاندرتال ها جواهراتی را از چنگال عقاب می ساختند و اشیای نمادین را از عاج تراش می دادند. تاکنون ده مکان نئاندرتال کشف شده است که حاوی چنگال عقاب بوده است.

نماد غیرقابل انکار خلاقیت نئاندرتال ها مربوط به 176500 سال پیش در فرورفتگی های تاریک غار برونیکل در فرانسه است، جایی که نور خورشید به آنجا نمی رسد. نئاندرتال ها استالاگمیت ها و استالاکتیت ها را جدا کردند و آنها را به صورت نمادین در دایره ها چیدند. دلایل این امر ناشناخته است، اما به نظر می‌رسد که ساختار غارها ممکن است نقش تشریفاتی مربوط به آتش داشته باشد.

چرا نئاندرتال ها امروز مرتبط هستند؟

دلایل زیادی برای مهم دانستن نئاندرتال ها وجود دارد. آنها گونه ای جداگانه از انسان بودند و با مطالعه و مقایسه آنها با خودمان می توانیم خودمان را بهتر درک کنیم. برای این منظور، تحقیق در مورد جامعه آنها مهم است، همانطور که راه های ارتباط آنها، توانایی آنها در ایجاد و توانایی آنها برای حل مسئله مهم است. درک نحوه عملکرد ذهن آنها به ما نشان می دهد که در یک مسیر تکاملی متفاوت چه چیزی ممکن است. به همین دلایل درک بیولوژی آنها نیز برای ما بسیار مفید است.

اما شاید مهمترین دلیلی که امروزه برای ما مهم هستند، دلایل ژنتیکی است. ما با آنها آمیخته شدیم و مطالعات نشان می دهد که مردم خارج از جنوب صحرای آفریقا دارای DNA نئاندرتال 1 تا 4 درصد هستند. این بدان معنی است که ما می توانیم مشخص کنیم که چه ویژگی هایی را از آنها به ارث برده ایم.

کسانی که از بیماری کرون رنج می برند می توانند وضعیت خود را به DNA نئاندرتال ربط دهند. تحقیقات هنوز در روزهای اولیه است، اما این نظریه وجود دارد که DNA نئاندرتال بر رنگ پوست، رنگ مو، توانایی برنزه کردن، آستانه درد، پاسخ‌های سیستم ایمنی، قد، الگوهای خواب و بسیاری از ویژگی‌های دیگر نیز تأثیر می‌گذارد.

یک رشته DNA نئاندرتال افراد را در معرض افزایش خطر ابتلا به COVID-19 قرار می دهد. این ژن در آسیای جنوب شرقی شایع‌ترین است و با شناسایی افراد مبتلا به آن، می‌توان متوجه شد چه کسانی بیشتر در معرض خطر هستند.

اما ژن‌های نئاندرتال همگی بد نیستند. ، متخصص ژنتیک سوئدی، سوانته پابو مطالعه‌ای را در بریتانیا انجام داد و متوجه شد زنانی که دارای یک نوع ژن خاص نئاندرتال هستند، در دوران بارداری کمتر دچار سقط جنین یا خونریزی می‌شوند.

چرا نئاندرتال ها منقرض شدند؟

یک کودک نئاندرتال، "فلینت" در موزه جبل الطارق. این کودک بازسازی نمونه "جبل الطارق 2" است. در غار گورهامز

هیچ کس به طور قطع نمی داند که چه چیزی نئاندرتال ها را به سمت انقراض سوق داد. بسیاری از نظریه ها سعی در پاسخ به این سوال دارند. یک نظریه این ایده را مطرح می‌کند که نئاندرتال‌ها به دست انسان‌های خردمند مورد نسل‌کشی قرار گرفتند، اما نظریه او طرفداران زیادی ندارد.

حتی یک نظریه نشان می دهد که از آنجایی که آنها در چنین گروه های کوچکی زندگی می کردند، تنوع ژنتیکی وجود نداشت و همخونی منجر به انقراض گونه ها شد.

رایج ترین نظریه این است که تعدادی از عوامل منجر به انقراض نئاندرتال ها شده است. اینها می تواند شامل تغییرات آب و هوایی ، رقابت، و جذب در جمعیت های انسان خردمند باشد.

بازسازی یک مرد نئاندرتال، از مجله Discover

تحقیقات در دو دهه گذشته نور روشنی را در مورد اینکه نئاندرتال‌ها واقعاً وجود داشتند روشن کرده است و بیش از یک قرن پیش‌فرض‌های نادرست در مورد این گونه انسان که درک نادرست وجود داشت را زیر و رو کرد.

آنها نه تنها باهوش‌تر از آنچه در ابتدا فکر می‌کردیم بودند، بلکه شفقت و درکی از زندگی نشان دادند که فکر می‌کردیم فقط ما از آن برخورداریم.

افشای خیره کننده آمیختگی ، ما را با مجموعه ای از سوالات بی پایان در مورد اثرات DNA مواجه کرده است. نئاندرتال‌ها می‌توانند امروز بیشتر از زمان مرگشان در 40000 سال پیش با ما مرتبط باشند. تقریباً همه ما اندکی نئاندرتال در خود داریم.