1- نایاد (ماه) Naiad III
Az: Naiad
نایاد به عنوان نپتون III شناخته می شود و قبلاً به عنوان S/1989 N 6 نامگذاری شده بود . نایاد درونیترین قمر نپتون و نزدیکترین قمر به مرکز غول گازی نپتون با فاصله 48224 کیلومتری از مرکز سیاره است دوره مداری آن کمتر از یک روز نپتونی است که منجر به اتلاف جزر و مد می شود که باعث فروپاشی مدار آن می شود. در نهایت یا به اتمسفر نپتون برخورد می کند یا از هم می پاشد و تبدیل به حلقه جدیدی می شود. نایاد از روی نام نایادهای افسانه های یونانی نامگذاری شده است.

تاریخچه
نایاد قبل از اواسط سپتامبر 1989 از تصاویر گرفته شده توسط کاوشگر وویجر 2 کشف شد . آخرین قمری که در طول پرواز کشف شد، S/1989 N 6 نامگذاری شد . این کشف در 29 سپتامبر 1989 در بخشنامه شماره IAU 4867 اعلام شد. نام نایاد در 16 سپتامبر 1991 به این قمر داده شد.

نمای شبیه سازی شده از نایاد
کشف به وسیله: Voyager Imaging Team
تاریخ کشف: September 1989
نام اولیه: Neptune III
صفت: Naiadian


مدار
نایاد در یک رزونانس مداری 73:69 با ماه بیرونی بعدی، تالاسا ، در "رقص اجتناب" است. نایاد که به دور نپتون میچرخد، دو بار از بالا و سپس دو بار از پایین، در چرخهای که هر 21.5 روز زمینی تکرار میشود، متوالی از تالاسا میگذرد. فاصله این دو قمر از کنار یکدیگر حدود 3540 کیلومتر است. اگرچه شعاع مداری آنها تنها 1850 کیلومتر متفاوت است، نایاد در نزدیکترین فاصله 2800 کیلومتر بالا یا پایین صفحه مداری تالاسا می چرخد. بنابراین، این رزونانس، مانند بسیاری از همبستگیهای مداری، با به حداکثر رساندن جدایی در اتصال، به تثبیت مدارها کمک میکند. با این حال، نقش تمایل مداری در حفظ این اجتناب در موردی که خروج از مرکز حداقل است، غیر معمول است.
کاوش
از زمان پرواز وویجر 2 زمینی ، منظومه نپتون به طور گسترده از رصدخانه های و تلسکوپ فضایی هابل مورد مطالعه قرار گرفته است . در سال 2002-2003 تلسکوپ کک سیستم را با استفاده از اپتیک تطبیقی رصد کرد و به راحتی چهار ماهواره داخلی را شناسایی کرد. تالاسا با مقداری پردازش تصویر پیدا شد، اما نایاد پیدا نشد. هابل این توانایی را دارد که تمام ماهواره های شناخته شده و ماهواره های جدید احتمالی را حتی تیره تر از ماهواره های وویجر 2 شناسایی کند . در 8 اکتبر 2013 موسسه SETI اعلام کرد که نایاد در تصاویر آرشیو شده هابل از سال 2004 قرار گرفته است. این ظن که از دست دادن موقعیت به دلیل اشتباهات قابل توجه در گذر زمان نایاد است ، ثابت شد زیرا نایاد در نهایت 80 درجه از موقعیت مورد انتظار خود قرار داشت.
نایاد آخرین قمری بود که در طول پرواز وویجر 2 در سپتامبر 1989 کشف شد.
نایاد به شکل سیب زمینی به احتمال زیاد از قطعاتی از ماهواره های اصلی نپتون تشکیل شده است که در هنگام تصرف بزرگترین قمر خود، تریتون، توسط غول یخی شکسته شدند. این احتمال وجود دارد که نایاد از زمان شکل گیری تا کنون توسط هیچ فرآیند زمین شناسی داخلی تغییر نکرده باشد.
نایاد نزدیک به نپتون می چرخد. ماه کوچک هر هفت ساعت و شش دقیقه در مداری در حال پوسیدگی ، دور سیاره می چرخد. نایاد ممکن است در نهایت به جو نپتون برخورد کند یا از هم جدا شود و یک حلقه سیاره ای تشکیل دهد.
نایاد در اساطیر یونانی برگرفته از نوعی پوره است که بر چشمهها، چاهها، چشمهها، و نهرها نظارت میکرد. نایاد در ابتدا S/1989 N 6 نامگذاری شد.

قمرهای درونی نپتون. نایاد درونی ترین ماه است. به یک قمر تازه کشف شده دیگر - که به طور موقت S/2004 N 1 نامگذاری شده است - در اینجا به صورت یک نقطه کم نور قابل مشاهده است.
پس از 24 سال، تلسکوپ فضایی هابل بخش گمشده نپتون را پیدا کرد - و رفتار عجیب آن نشان می دهد که تمام خانواده سیاره به سمت هرج و مرج می روند.
نایاد در طول پرواز فضاپیمای وویجر 2 در سال 1989 از نزدیک در حال گردش به دور نپتون کشف شد. تصاویر ارسالی به زمین نشان میدهد که ماه تقریباً 100 کیلومتر عرض دارد و گردش یک مدار آن تنها 7 ساعت طول میکشد. سپس کاوشگر حرکت کرد. با وجود تلاشها برای یافتن نایاد با استفاده از تلسکوپهای زمینی و جستجوی سال 2004 با هابل، هیچ نشانه مطمئنی از ماه پیدا نشد.
نپتون 2 میلیون بار درخشانتر از نایاد است و این دو تنها با یک ثانیه قوسی از یکدیگر فاصله دارند. این معادل عرض یک موی انسان از فاصله 50 فوتی است.
گروهی از ستاره شناسان نیاز به توسعه تکنیک های جدیدی برای سرکوب تابش خیره کننده نپتون داشتند. سرانجام نایاد آشکار شد و در یک دنباله هشت تصویری که توسط تلسکوپ فضایی هابل در دسامبر 2004 گرفته شد، حرکت کرد.
به نظر می رسد نایاد به طور قابل توجهی از مسیر منحرف شده است. ستاره شناسان از این واقعیت که نایاد اکنون بسیار جلوتر از موقعیت مداری پیش بینی شده خود است، متحیر هستند. آنها نمیدانند که آیا فعل و انفعالات گرانشی با یکی از قمرهای دیگر نپتون ممکن است باعث افزایش سرعت آن شده باشد، اگرچه جزئیات همچنان مرموز است. مشاهدات بیشتری برای درک حرکت نایاد مورد نیاز است. قمرهای دیگر نپتون به نایاد فشار میآورند و میکشند و پیشبینی مدار آن را سخت میکنند.
احتمالاً نوعی آشفتگی در جریان است که مدار آن را به نوعی متزلزل میکند. "در طول یک دهه یا بیشتر، سرعت آن به گونه ای کاهش می یابد که کاملاً قابل پیش بینی نیست." این تکانها میتوانند اولین نشانههایی باشند که نشان میدهد کل منظومه قمر نپتون ناپایدار است، اگرچه ممکن است دهها میلیارد سال طول بکشد تا تأثیرات آن باعث برخوردهای فاجعهبار شود.

نایاد که در سمت چپ دایره شده است، در این تصویر هابل نزدیک به نپتون نشسته است
نپتون علاوه بر قمرهایش، میزبان خانوادهای از حلقههای ضعیف و کمانهای حلقهای است. وویجر 2 برای اولین بار در سال 1989 از حلقه ها تصویربرداری کرد. تلسکوپ فضایی هابل در سال 2004 تصاویری از حلقه ها به دست آورد که اکنون به دلیل تکنیک های پردازش جدید توسط ستاره شناسان آشکار شده است. همانطور که در تصاویر آرشیوی هابل مشاهده می شود، قوس های حلقه ای نپتون در سال های پس از کشف به آرامی در حال تغییر بوده اند. در حالی که وویجر مجموعهای از چهار کمان با فاصله نزدیک را دید، دو کمان اصلی محو شدهاند و در جدیدترین تصاویر هابل کاملاً وجود ندارند. با این حال، قوس های دنباله دار اساساً بدون تغییر هستند. این سیستم کمان احتمالاً توسط تأثیرات گرانشی قمر مجاور Galatea محدود شده است، اما دلیل تغییرات طولانی مدت ناشناخته است.
نایاد شکل نامنظمی دارد. به احتمال زیاد این یک توده آوار است که دوباره از قطعات ماهوارههای اصلی نپتون جمعآوری شده است.
نایادها در افسانه ها

Undine ، اثر جان ویلیام واترهاوس
مشخصات
تصور کنید با چشمه ای جوشان در بیابان یونان باستان روبرو شوید. اگر صدای شادی آب، بستر نرم خزه در کنار چشمه، و گل های آب معطری که روی آب فرو می روند تا به انعکاس خود خیره شوند، به اندازه کافی برای شما مسحور کننده نیستند، زنی برازنده را با اندام های سفید برفی تصور کنید. موهای بلند و ابریشمی که از نیلوفرها بیرون می زند. او نایاد است و روح الهی او زیبایی طلسم کننده ای به این چشمه بخشیده است.
نایادها زنان جوان فوقالعاده زیبایی هستند، با اندامهای برازنده بلند و موهایی روان. زیبایی آنها ویرانگرتر است، زیرا آنها دوست دارند بدون لباس در اطراف پرسه بزنند، و بسیاری از مردان - خدایان و فانی ها به طور یکسان - تحت افسون نایاد "بی لباس" قرار گرفته اند.
نایادها نیمه الهههایی هستند که در آبهای روشن و شیرین تمدنهای یونان باستان زندگی میکنند. این خانمهای دلربا عمیقاً به خانههایشان وابسته هستند و اگر شهری در نزدیکی آبهایشان سرچشمه بگیرد، برکت و حفاظت از شهر را تقدیم میکنند - تا زمانی که ساکنان آن به آنها توهین نکنند.
نایادها بسته به نوع آبی که آنها را خانه می نامند به زیر دسته های زیادی تقسیم می شوند. پگایا در چشمه ها و چاه ها زندگی می کند. کرنایا خانه خود را در فواره ها می سازند potameides . را می توان در نهرها یافت. لیمادها در دریاچه ها زندگی می کنند. و heleionomai در تالاب ها و مرداب ها زندگی می کنند.
در اساطیر یونانی ، نایادها ، نوعی روح زن یا پوره است که بر فواره ها ، چاه ها، چشمه ها، نهرها و سایر منابع آب شیرین نظارت می کند.
آنها از خدایان رودخانهای که مظهر رودخانهها بودند و ارواح بسیار باستانی که در آبهای ساکن مردابها، برکهها و دریاچههای تالاب مانند لرنای پیش از میسنی در آرگولیس ساکن بودند، متمایز هستند.
نایادها اغلب موضوع فرقههای محلی باستانی بودند که برای انسانها پرستش میشدند. دختر و پسر در مراسم بزرگ شدن قفل های کودکانه خود را به نایاد محلی بهار تقدیم کردند. در مکانهایی مانند لرنا، پاکسازی آیینی آبهای آنها دارای خواص پزشکی جادویی بود. حیوانات در آنجا غرق می شدند . اوراکل ها ممکن است در کنار چشمه های باستانی قرار داشته باشند.
پوره آبی مرتبط با چشمههای خاص در سراسر اروپا در مکانهایی بدون ارتباط مستقیم با یونان شناخته شده بود و در چاههای سلتیک شمال غربی اروپا که دوباره به قدیسها وقف شدهاند و در ملوسین قرون وسطی زنده ماندهاند .
بنابراین، در پسزمینهی افسانهی آریستائوس ، هیپسئوس، پادشاه لاپیتها ، با کلیدانوپه، نایاد، ازدواج کرد که او سیرنه را به دنیا آورد . آریستائوس بیش از تجربه فانی معمولی با نایادها داشت: وقتی زنبورهایش در تسالی مردند ، برای مشورت با آنها رفت. عمه اش آرتوسا او را به زیر سطح آب دعوت کرد و در آنجا با آب چشمه دائمی شسته شد و نصیحت شد.
توانایی های ویژه
نایادها در آستانه جاودانگی وجود دارند. تا زمانی که آب خانه آنها قوی است، آنها جوان، زیبا، شاد و سرزنده می مانند. با این حال، اگر آب آنها کم شود، قدرت آنها از بین می رود.
همانطور که نایادها از خانه های پرآب خود نیرو می گیرند، گفته می شود که آبی که نایاد در آن زندگی می کند برخی از ویژگی های جادویی او را جذب می کند. آب از خانه نایاد می تواند بیماران را شفا دهد، الهام بخش شاعران و پیامبران باشد و باروری را برای زنان جوان یا محصولات به ارمغان بیاورد. در سطح ابتدایی تر، آب نایاد معمولاً بهترین منبع آب شیرین موجود برای یک شهر است. این جریان حیات بخشی است که تمدن حول آن بنا شده است. شهرها اغلب به افتخار نایاد محلی نامگذاری میشوند و زیارتگاهها و نذورات برای حفظ روحیه او ساخته میشود تا او همچنان آب خود را برکت دهد.
اگر نایاد تحریک شود، خشم او در آب او منعکس می شود. او می تواند آب را با حرارت خشم خود بجوشاند، و می تواند سیل یا خشکسالی را بر سر دشمنان خود راه بیندازد. او همچنین می تواند کیفیت آب خود را تغییر دهد و آن را زرد و گوگردی بد، یا مانند شیر سفید و شیرین کند. گاهی اوقات، او ممکن است دستخوش تغییرات بزرگتری شود، مانند پنهان کردن یک معشوق با تبدیل او به یک پژواک یا پنهان کردن خود با تبدیل شدن به یک جریان.
خوشبختانه، نایادها در بیشتر موارد، ارواح خوب و پرورش دهنده هستند، حتی اگر در رمان های دراماتیک قرار بگیرند و از آن خارج شوند. به دلیل ملایمت و علاقه به زیبایی و سلامتی، اغلب پرستار خدایان و فرزندان خدایان می شوند. دیونیزوس، هرا، آدونیس و آشیل همگی توسط نایادها در سالهای اولیه زندگی خود حضور داشتند.
موجودات مرتبط
نایادها تنها یکی از چندین نژاد ارواح آبی یونانی هستند. همانطور که نایادها زندگی می کنند و به آب شیرین اهمیت می دهند، اقیانئس ها نیز در آب شور و نرییدها به طور خاص در دریای مدیترانه زندگی می کنند. همچنین خدایان رودخانه ای وجود دارند که بر قوی ترین رودخانه های یونان حکومت می کنند. این خدایان نایاد نیستند، اما پدر بسیاری از نایادهای زیبا هستند که در نهرها و چشمه های کوچکتر زندگی می کنند.
به خدایان دیگر پاسخ می دهد یک نایاد در کوه المپ . هنگامی که زئوس نایاد را برای مشاوره احضار می کند، او خانه محبوب خود را ترک می کند و برای شنیدن احکام او به کوه المپ می رود. اگر خدایی از خانه نایاد بگذرد و از او لطفی بخواهد، احتمالاً اطاعت خواهد کرد. الهه آرتمیس ، که در ماهیت محافظتی نایادها، به ویژه در مورد دختران جوان شریک است، اغلب با نایادها همکاری نزدیک دارد.
نایاد به وضوح بخشی ریشه دار از فرهنگ یونانی است. به نظر می رسد قدمت این نیمه الهه های فریبنده به طلوع خود تمدن یونان برمی گردد، که جای تعجب نیست، با توجه به اینکه آنها به شدت به آب شیرینی که امکان بقا و شکوفایی شهرهای یونانی را امکان پذیر می کرد، چسبیده اند.
اسطوره های معروف
بیشتر افسانه هایی که به نایادها چسبیده اند توسط زیبایی اخروی این ارواح آبی یا علاقه آنها به زیبایی دیگران به راه افتاده است. عاشقانه های آنها قهرمانان و اشراف یونانی و ویژگی های زیبای طبیعت مانند نهرها یا درختان جدید را به دنیا آورده است.
نایاد سیرنه راضی به لذت بردن از ضیافت های معطر کنار آب و موسیقی نقره ای نایاد نبود. در عوض، او مانند �آرتمیس دوم� با روحیه شکارچی بود. یک روز او نزدیک گله گوسفندان راه می رفت که دید شیری به آنها حمله کرد. او هیچ سلاحی به همراه نداشت، اما قلبش نترس بود و برای نجات گوسفندان شروع به کشتی گرفتن با شیر کرد. خدای آپولو او را در این مبارزه شجاعانه کشف کرد و بلافاصله با زیبایی و شجاعت او گرفتار شد. بر این اساس، او نایاد را به شهری در شمال آفریقا برد، که به نام او نامگذاری کرد، و آنها با هم صاحب دو پسر شدند که هر دو نیمه خدا بودند که در اسطوره های یونانی دیگر نقش آفرینی کردند.
فولوی دوست داشتنی در عشق کمتر از سیرن خوش شانس بود. او توسط پان، یک خدای نیمه بز مودار تعقیب شد که اغلب پیشروی های ناخواسته ای به سمت زنان زیبا انجام می داد. فولو از پان فرار کرد تا اینکه خسته و کوفته در ساحل دریاچه بومی خود سقوط کرد. پان تقریباً روی او بود که آرتمیس که در همان حوالی در حال شکار آهو بود، او را دید که روی اندام سفید برفی پوره افتاده بود. آرتمیس با عصبانیت یک دارتی پرتاب کرد که دست فولو را سوراخ کرد و او را به شیرجه زدن در دریاچه برانگیخت، جایی که او خود را در علف های هرز پیچید تا از پان پنهان شود. پان به شدت ناامید شد و روی درختی در کنار دریاچه افسونی گذاشت، به طوری که دائماً برگها را در حوضچه بکر فولو می ریزد.

پوره های آب
نایادها یکی از انواع پوره ها در اساطیر یونان بودند.
پوره ها الهه های کوچکی بودند که تقریباً همیشه به مکان یا ویژگی خاصی از منظره گره خورده بودند. آنها جنبه هایی از جهان طبیعی مانند آب، جزایر، درختان یا کوه ها را نشان می دادند.
در نگاه یونانی به جهان، پوره ها را تقریباً در همه جا می توان یافت. با این حال، آنها معمولاً خجالتی بودند، بنابراین به ندرت توسط انسان های فانی دیده می شدند.
تقریباً همه چیز در منظره می تواند یک الهه زنده به آن متصل باشد. هر درخت، نهر یا غاری می تواند خانه یک پوره باشد.
به عنوان الهه، اکثر پوره ها دارای برخی توانایی های ماوراء طبیعی بودند. اگرچه همیشه جاودانه نیستند، اما عموماً بسیار طولانی تر از انسان ها زندگی می کردند.
با این حال، قدرت پوره ها محدودتر از خدایان اصلی بود. غالباً آنها کنترل کمی بر چیزی جز مکان خاص خود داشتند.
نایادها به طور خاص پوره های آب شیرین بودند. آنها در نهرها، استخرها، فواره ها و چاه های طبیعی ساکن بودند.
آنها با خدایان رودخانه، که اغلب پدرانشان بودند، متفاوت بودند. این خدایان مذکر کوچکتر از دختران کوچکتر خود، حجم بسیار بزرگتری از آب را کنترل می کردند.
آنها همچنین با ارواح باستانی که خانه های خود را در آب ساکن ساخته بودند، تفاوت داشتند. مردابها و دریاچهها مکانهایی بودند که میتوانست قدرتهای قدیمیتر و اغلب بدخواهانهتر را پیدا کند.
مانند همه پوره ها، نایادها معمولاً به عنوان دوشیزگان سبک و برازنده توصیف می شدند. آنها از طبیعت وحشی لذت می بردند، از انسان ها و تمدن دوری می کردند و از بازی و رقص لذت می بردند.
نایادها فقط یکی از انواع پوره های مرتبط با آب بودند. اقیانوسها در آب شور دریاها زندگی میکردند و نرییدها به طور خاص مدیترانه را خانه خود کردند.
از آنجا که یونانیان معتقد بودند تمام آب های جهان به هم متصل هستند ، اما گاهی اوقات بین این نوع پوره ها همپوشانی وجود دارد. یک اقیانوس نشین می تواند به یک چاه داخلی سفر کند یا یک نایاد می تواند راهی یک جزیره منزوی شود.
با این حال، به طور کلی، نایادها در آب های خود باقی ماندند. می توانست آزادانه تر از خشکی های ساکن درختان و کوهستان ها حرکت کند
نایادها در شهرها
برخلاف بسیاری از پورههای دیگر، نایادها منحصراً در مکانهای منزوی یافت نشدند.
بسیاری از شهرها نایادی داشتند که با جامعه مرتبط بود. این پوره ها معمولاً خدایان چاه ها و فواره هایی بودند که آب آشامیدنی تازه را برای ساکنان شهر فراهم می کردند.
گاهی اوقات این نایادها پس از بزرگ شدن شهری در نزدیکی آب آنها با زندگی در میان مردم سازگار می شدند.
نایادهای شهرها معمولاً دختران یک خدای رودخانه محلی بودند. شهرها مستقیماً در کنار رودخانه ها ساخته نشدند تا خطر سیل را کاهش دهند، اما آب همچنان بخش مهمی از معیشت آنها بود.
اما گاهی نایادها مهاجر بودند. هنگامی که مستعمرات یونان در خارج از کشور ایجاد می شد، نایادهای دلسوز گاهی به شهر جدید سفر می کردند تا برای آن آب بیاورند.
به این ترتیب، مستعمرات دوردست ارتباط خود را با شبه جزیره یونان حفظ کردند. اگرچه آنها از وطن خود دور بودند، اما استعمارگران معتقد بودند که آبی که می نوشند ارتباطی با رودخانه ها و نهرهای آشنای خود دارد.
گاهی اوقات، کل شهرها نام خود را از الهه آب می گرفتند که در آنجا زندگی می کرد. آبی که او فراهم کرد آنقدر مهم بود که او یک حامی محلی شد.
در شهرهای کوچکتر، نایادها اغلب با جدیت بیشتری مورد احترام بودند. مناطق روستایی اغلب مشتریان باستانی را حفظ میکردند که پیش از خدایان المپیا بودند و پرستش آبهای محلی بخش مهمی از اعتقاد مذهبی محلی بود.
مردان و زنان جوان به ویژه در آیین پرست پوره های آب محلی شرکت داشتند. به رودخانه ها و نهرهای محلی قربانی می دادند و چاه مرکز فعالیت روزانه بود.
پوره های خطرناک
در حالی که پوره ها به طور کلی به عنوان دوشیزگان مهربان نشان داده می شدند، آنها می توانند جنبه خطرناکی داشته باشند.
این امر به ویژه در مورد طبقات پوره هایی که در آب زندگی می کردند صادق بود. عنصر آنها غیرقابل پیش بینی بود و اگرچه حیات را حفظ می کرد، اما در شرایط نامناسب می توانست مرگبار باشد.
گاهی خطر پوره ها نه در بدخواهی یا خشم، بلکه در شور و شوق بیش از حد ریشه داشت. برای مثال، کنجکاوی نایادها برای یکی از آرگوناتهایی که در جستوجوی معروف جیسون برای پشم طلایی شرکت کرد، کشنده بود .
هیلاس مرد جوان خوش تیپی بود که به هراکلس خدمت می کرد. او در سفر به قهرمانان با تجربه تر پیوست.
ارواح جذاب آب ، پورههای پگا، چشمهای در سرزمین میزیا، عاشق زیبایی هیلاس فانی شدند و نایادها که با دیدن جوانان شاد و مو فرفری تحت تأثیر قرار گرفتند، میخواستند ویژگیهای زیبای انسان را از نزدیک ببینند و او برای همیشه بماند و زیبایی و شادی آنها را به اشتراک بگذارد. او را به زیر آب بردند و دیگر هرگز دیده نشد. پوره ها هیلاس را به یک پژواک تبدیل می کنند، به طوری که تنها پاسخی که هراکلس در حالی که در تپه ها سرگردان است و دوست گمشده خود را صدا می کند، می گیرد، نام هیلاس است که به او زنگ می زند.
نایادها نیز مستعد حسادت بودند. نایادها می توانند خطرناک باشند: نایادها همچنین به نشان دادن تمایلات حسادت معروف بودند. داستان تئوکریتوس در مورد حسادت نایاد داستان چوپانی به نام دافنیس بود که عاشق نومیا یا اکنایس بود. دافنیس چندین بار به نومیا خیانت کرده بود و نومیا برای انتقام او را برای همیشه کور کرد.
داستان سالامانسیس و هرمافرودیتوس شکل قابل توجهی از پویایی معمول بین پوره ها و مردان در اساطیر یونانی است.
سالامانسیس سعی کرد به زور خود را به مرد جوان خوش تیپ برساند، اما او از پیشروی های او امتناع کرد. هنگامی که او سعی کرد فرار کند، او بدن های آنها را به هم چسباند تا هرگز نتواند از او فرار کند.
خارج از افسانه های معروف، مردم عادی دلایلی داشتند که نسبت به نایادها محتاط باشند. قطع رابطه پوره ها یا آسیب رساندن تصادفی به مکان های مقدس آنها می تواند خشم آنها را در پی داشته باشد .
اووید چنین شرایطی را تصور کرد که در آن مردی که به طور تصادفی جشن پوره ها و خدایان روستایی را قطع کرد از او طلب بخشش کرد:
من وارد یک چوب ممنوعه شدم و نیمفا (Nymphae) و خدای نیمه بز (Faunus-Pan) از جلوی چشمانم دور شدند. اگر چاقویی از بیشهای از شاخههای سایهدار ربوده است تا به گوسفندان بیمار سبدی برگ بدهد: گناه مرا ببخش. مرا سرزنش نکن که گله ام را از تگرگ در زیارتگاه روستایی پناه دادم و به خاطر مزاحمت استخرها به من آسیبی نده. ببخشید، نیمفا)، سمها را زیر پا میگذارید تا جریان شما را گل آلود کند. الهه [پالس]، چشمه ها و ارواح چشمه نایادها را برای ما آرام کن، خدایان را که در هر بیشه پراکنده شده اند، آرام کن. حمام Dryades و Diana [Artemis] و Faunus [Pan] را که در ظهر در مزارع خوابیده اند، از دید ما دور نگه دارید.
پوره ها ارواح زیبا و غالباً ملایمی بودند، اما بیش از هر چیز محافظ فضاهای مقدس خود بودند. آلوده کردن نهر یا چاهی که نایاد در آن زندگی می کند می تواند منجر به مجازات سریع و بی رحمانه شود.
ترس از پوره ها، یونانیان باستان را از تأثیر آنها بر دنیای اطراف خود آگاه می کرد. هر نهر، درخت یا جزیره ای را می توان با یک روح محافظ تندخو محافظت کرد.
نایادهای شهرت
نایادهای بی شماری در جهان یونان وجود داشتند. تقریباً هر حجم آبی می تواند خانه آنها باشد.
در حالی که خدایان قدیمیتر رودخانهها را کنترل میکردند، اغلب همراه دخترانشان همراهی میکردند. یک رودخانه می تواند خانه ده ها الهه باشد.
با این حال، برخی از نایادها در اسطوره ها برجسته می شوند. آنها عبارتند از:
پالاس – نایاد دریاچه تریتونیس در لیبی با آتنا در جوانی همبازی بود. هنگامی که الهه به طور تصادفی او را کشت، نام او را به عنوان یادگاری برگزید.
Euboea الهه جزیره ای که نام او را یدک می کشید، او در ابتدا پیش از ربوده شدن توسط پوزیدون، نایاد مکان دیگری بود.
ایسمنه - او با شاه آرگوس ازدواج کرد و مادر یاسوس شد.
تبه - او نام خود را به ایالت شهر بزرگ تبس داد.
آیو - نایاد خدمتکار هرا بود که توسط زئوس به گاو سفید تبدیل شد .
تعقیب شد، دافنه - وقتی توسط آپولو تبدیل به درخت لورل دریاد شد.
Anchinoeالهه رودخانه نیل، او مادر پادشاهان افسانه ای آن سرزمین، از جمله Aegyptus بود.
اروپا - او مادر شاه مینوس کرت پس از ربوده شدن توسط زئوس به شکل یک گاو سفید به جزیره بود.
لته - نایاد عالم اموات نام خود را به رودخانه فراموشی داد که در قلمرو مردگان جاری بود.
ممفیس - یکی دیگر از الهه های کوچک رود نیل، دخترش لیبی، ملکه شمال آفریقا شد.
ملائنا - پوره چشمه های دلفی، او مادر دلفوس توسط آپولو بود.
آرتوسا - یک پوره دریایی که از خدای تعقیب کننده رودخانه گریخت. او در عوض به عنوان یک چشمه آب شیرین در نزدیکی سیراکوز آمد.
ایگل - توسط خدای خورشید هلیوس، او مادر Charites یا Graces شد.
اوفیم - او از موزها پرستاری کرد و مادر کروتوس پسر پان بود.
Minthe او در اصل یک نایاد بود که هادس را دوست داشت، اما دمتر در خشم از لاف زدن او او را به گیاه تبدیل کرد.
اسپارت - پسرش Lacedaemon ایالتی را تأسیس کرد که نام او را داشت.
بسیاری از معروف ترین پوره ها در اساطیر در نقش مادر یا عاشق یک خدا، پادشاه یا قهرمان قرار می گیرند.
پرستاران خدایان
پوره ها اغلب خدمتگزار خدایان بودند. نایادها به ویژه نه تنها همراهان خدایان، بلکه مراقبان آنها نیز شناخته شده بودند.
بسیاری از خدایان و قهرمانان یونان باستان در دوران نوزادی یتیم شدن یا رها شدن را تجربه کردند. یا والدین فانی آنها کشته شده بودند یا باید از خدایان و پادشاهان دیگری که به آنها آسیب می رساند پنهان می شدند.
بسیاری از این کودکان خود را تحت مراقبت پوره ها یافتند. نایادها و دریادها به طور یکسان به پرورش بسیاری از مشهورترین خدایان و قهرمانان یونان کمک کردند.
به عنوان همراهان آرتمیس، پوره ها به طور خاص نگران محافظت از جوان بودند. آرتمیس حامی زنان جوان بود و اغلب اطمینان حاصل می کرد که در صورت نیاز از آنها مراقبت می شود.
بر اساس برخی از نسخه های تولد او، حتی زئوس توسط نایادها مراقبت می شد. او در کودکی پنهان شده بود تا از او در برابر پدر پارانوئیدش محافظت کند و در انزوا توسط پوره ها و غول ها بزرگ شد.
نایادها و خدایان روستایی
نایادها علیرغم ارتباط گاه و بیگاهشان با شهرها و شهرها، در درجه اول خدایان طبیعت بودند. به این ترتیب آنها و سایر پوره ها اغلب در جمع خدایان روستایی دیده می شدند.
خدای شبان پا بز پان و ساترهای وحشی خدایان مرد روستا بودند. آنها اغلب بهعنوان بینظم، بیمعنا و تهدیدآمیز به تصویر کشیده میشدند.
آنها، همراه با پوره ها، اغلب از پیروان فداکار دیونوسوس بودند . آنها گروه مست خدا را همراهی کردند و هرج و مرج و ویرانی را در پی آنها به جای گذاشتند.
اگرچه پورهها ملایمتر و آرامتر از خدایان روستایی بودند، اما همچنان از عیاشی دیونوسوس و آزادی زندگی خارج از تمدن لذت میبردند. به خصوص هنگامی که تحت تأثیر خدای شراب قرار می گیرند، می توانند به همان اندازه همتایان مرد خود کنترل نشده باشند.
خدایان روستایی هم همراه و هم مخالف پوره ها بودند. نایادها و دریادها اغلب از معاشرت آزادانه ساتیرزها لذت می بردند و با خوشحالی آنها را عاشق می کردند، اما به همان اندازه دوشیزگان از پیشرفت های شهوانی یاران مرد خود فرار می کردند و ترس واقعی از آنها ابراز می کردند.
نایادها و همتایان نر وحشی آنها در تعادلی وجود داشتند که در آن همدیگر را خوشحال و منزجر میکردند، که اغلب توسط الکل آزادانه دیونیسوس و همراهانش تغذیه میشد.
پوره های نایاد
نایادها یکی از چندین طبقه پوره در جهان یونان بودند. ارواح زن طبیعت، نایادها به ویژه الهه های آب شیرین بودند.
آنها در نهرها، چاه ها و رودخانه های سراسر جهان یونان ساکن بودند. در حالی که خدایان رودخانه، که اغلب پدران آنها بودند، حجم وسیع تری از آب را کنترل می کردند، نایادها اغلب آنها را به عنوان نگهدارنده همراهی می کردند.
یونانی ها معتقد بودند که تمام آب های جهان به هم متصل هستند، بنابراین نایادها توانایی سفر به هر جایی را داشتند که آب یافت می شد.
بر خلاف بسیاری از خدایان طبیعت، برخی از نایادها خانه های خود را نزدیک تمدن و حتی در وسط شهرها ساختند. چاهها و چشمههایی که آب آشامیدنی تازه را برای انسان فراهم میکردند، اغلب خانهها و هدایای الهههای آب بودند.
نایادها به ویژه در صورت تهدید یا خشم می توانند خطرناک باشند. کنجکاوی آنها همچنین می تواند کشنده باشد، زیرا می تواند کسی را از تمایل به بررسی دقیق تر آنها غرق کند.
نایادها مانند آب هایی که از آنها محافظت می کردند، غیرقابل پیش بینی بودند. آنها به سرعت خشمگین می شدند، اما به انسان ها و خدایان هم اهمیت می دادند.
بسیاری از مشهورترین نایادها در تاریخ مادران و عاشقان خدایان و پادشاهان بودند. برخی از آنها اجداد پادشاهی های بزرگ یا قهرمانان مشهور بودند.
نایادها از جمله پوره هایی بودند که به عنوان همراه خدایان المپیایی مرتبط با این کشور خدمت می کردند. آنها به گروه مست دیونیزوس پیوستند، اما همراهان وفادار آرتمیس نیز شدند .
پوره ها همچنین با همتایان مذکر خود، ساترها و پانه های روستایی مرتبط بودند. آنها میتوانستند مانند همدمانی باشند، اما خدایان روستایی نیز در تعقیب پورههای زیبا تهدیدکننده بودند.

پوره نایاد، موزاییک یونانی-رومی از Zeugma C1st-2 AD، موزه باستان شناسی غازیانتپ
پوره های نایاد گاهی اوقات بر اساس دامنه طبقه بندی می شدند.
Pegaiai (Pegaeae) پوره های چشمه بودند.
Krenaiai (Crenaeae) نایادهای فواره بودند.
Potameides بر رودخانه ها و نهرها ریاست می کرد.
Limnades و Limnatides ساکن دریاچه ها بودند.
Heleionomai پوره های مرداب ها و تالاب ها بودند.
نایادس، همراه با الهه آرتمیس ، پرستاران جوان و محافظ دختران بودند و بر عبور ایمن آنها از کودک به بزرگسال نظارت می کردند. آپولون و خدایان رودخانه، نگهبانان پسران بودند.
در اسطوره بسیاری از نایادها همسران پادشاهان بودند و جایگاه برجسته ای در شجره نامه های سلطنتی داشتند. دیگران، مانند دختران زیبای رودخانه آسوپوس، مورد علاقه خدایان بودند. آنها اغلب نام خود را به شهرها و جزایر میدادند و مطمئناً به عنوان الهه محافظ منبع اصلی آب یک شهرک مانند چشمه یا چاه در نظر گرفته میشدند.
از انواع مختلف نایاد، پگایای (چشمهها) و کرینایایی (چشمهها) آنهایی بودند که اغلب فردی و پرستش میشدند. کسانی که اعتقاد بر این بود که آب آنها دارای خاصیت خاصی است، حتی ممکن است دارای زیارتگاه ها و آیین های مناسب باشند. نمونههایی از آنها عبارتند از: آنیگریدهای الیس که اعتقاد بر این بود که آبهای آنها درمان بیماری است و پورههای کوه هلیکون و دلفوی که چشمههای آنها چشمههایی از الهامات شاعرانه و نبوی هستند.
نایادها به صورت زنان جوان زیبا، معمولاً نشسته، ایستاده یا خوابیده در کنار چشمه، و کوزه آب ( هیدریا ) یا شاخهای از شاخ و برگهای سرسبز را در دست داشتند.
بررسی اجمالی
نایادها پوره های آبی بودند که بیشتر با آب های شیرین مانند چشمه ها، رودخانه ها، دریاچه ها و فواره ها مرتبط بودند. با این حال، هر پوره مرتبط با آب را میتوان �نایاد� نامید، از جمله پورههای دریایی مانند اقیانوسها و نرییدها .
مانند سایر پوره ها، نایادها به عنوان زنان جوان زیبا نشان داده می شدند. بیشتر آنها دختران خدایان - به ویژه خدایان دریا یا رودخانه - و بسیاری نیز عاشق یا مادر خدایان و قهرمانان مهم بودند. آنها عموماً به عنوان خدایان حیات بخش دیده می شدند. حتی تصور می شد که برخی از آنها دارای قدرت شفابخش یا نبوی هستند.
نایادها تمایل داشتند در توده های آبی زندگی کنند که نماینده آنها بودند، و برخی از آنها نام های خاصی داشتند که نشان دهنده محل زندگی آنها یا خدایان آنها بود. این پورهها را میتوان در رودخانهها، چشمهها و دریاچههای بیشمار جهان، در دریا و حتی در غارها و غارها یافت.
اصطلاح نایاد به معنای جاری شدن آمده است. نامی مناسب با توجه به ارتباط آنها با آب جاری.
پورههای آب گاهی در مجموع به عنوان هیدریاد شناخته میشدند. این اصطلاح - که کمی نادرتر از "نایاد" است و فقط در ادبیات بعدی برجسته شد - به معنای "آب" آمده است.
به نظر میرسد نایادها یکی از دو دسته اصلی پورهها را نشان میدهند - دیگری پورههای کوهستانی هستند که اغلب اورید نامیده میشوند . با این حال، توجه به این نکته مهم است که این دسته بندی ها کاملاً سست است.
اگرچه نایادها اغلب در تودههای آبی مختلفی که نشان میدادند زندگی میکردند، اما میتوان آنها را در غارهای مرطوب نزدیک یا زیر آبها نیز یافت . به عنوان مثال، در ادیسه ، توصیف معروفی از غار نایادها در ساحل جزیره ادیسه ایتاکا وجود دارد:
در آنجا کاسهها و کوزههای سنگی وجود دارد و زنبورها نیز در آنجا عسل ذخیره میکنند. و در غار دستگاههای بافندگی سنگی بلندی هستند که در آن پورهها تارهایی از رنگ ارغوانی میبافند، شگفتانگیز است. و در آن چشمههای همیشه جاری است. دو در به غار است، یکی به سمت باد شمال، که مردم از آن پایین می روند، اما دری که به سمت باد جنوب می رود، مقدس است و مردم از آن وارد نمی شوند. این راه جاودانان است.
گفته میشود که برخی از قدرتهای نایادها به فرزندانشان یا آبهایی که در آن زندگی میکردند منتقل میشد. کسانی که از تودههای آبی آسیبدیده (معمولاً چشمهها یا فوارهها) مینوشیدند �از پورهها الهام میگرفتند.
ماهیت دقیق این قدرت ها بسته به بدنه آب و نایادهایی که آن را در اختیار داشتند، متفاوت بود. به عنوان مثال، برخی از آبها تواناییهای نبوی یا موسیقیایی را در کسانی که از آنها مینوشیدند، الهام میکردند. در حالی که دیگران توانایی شفای بیماران را داشتند.
Nymphs پوره ها
Alseid السید
Anthousai آنتوسای
Auloniad آولونیاد
Auraeآئورا
Crinaeae سرینائا
Daphnaie دافنی
Dryads دریادز
Eleionomaeالیونوما
Epimeliads اپیملیادها
Hamadryads همدریادها
Hesperides هسپریدها
Hyades هیادس
Lampads لامپادز
Leimakids لیماکیدها
Limnades لیمنادها
Meliae ملیا
Melino� ملینو
Naiads نایادها
Napaeae ناپایا
Nephele نفله
Nereidsنریدز
Oceanids اقیانوس ها
Oreadsاوریادز
Pegaeae پگایا
Pegasidesپگاسیدز
Pleiadesپلیادز
Potamides پوتامیدها
انواع
به طور کلی، اصطلاح "نایاد" می تواند به هر پوره مرتبط با آب اشاره کند. اما انواع پوره های آب و در نتیجه انواع نایاد وجود داشت. اینها را می توان بر اساس محل زندگی یا والدینشان به دسته های کوچکتری تقسیم کرد.
Nereids
نریدها به معنی آواز خواندن ، گروه معروفی از پوره های دریایی بودند که به نام پدرشان Nereus ، به اصطلاح "OId Man of Sea" نامگذاری شده اند . گفته میشود که پنجاه نریید وجود دارد، اما مهمترین شخصیتهای منفرد آمفیتریت ، تتیس ، پساماته و گالاتیا بودند.