google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | مهر ۱۴۰۰

اجسام بزرگ منظومه شمسی

 

اجسام بزرگتر از 400 کیلومتر در منظومه شمسی

زمانی پیش بینی می شد که هر جسم یخی بزرگتر از شعاع حدود 200 کیلومتر به احتمال زیاد در تعادل هیدرواستاتیک (HE) باشد. با این حال ، سرس (r = 470 کیلومتر) کوچکترین جسمی است که اندازه گیری های دقیق آن با تعادل هیدرواستاتیک مطابقت دارد ،  در حالی که Iapetus (r = 735 کیلومتر) بزرگترین جسم یخی است که در تعادل هیدرواستاتیک قمرهای یخی شناخته شده است . در این محدوده همه بیضوی هستند (بجز پروتئوس ) ، اما اجسام فرا نپتون تا شعاع 450 تا 500 کیلومتر ممکن است کاملاً متخلخل باشند.

به منظور سادگی و مقايسه ، مقادير به صورت دستی با فرض کروی بودن 1 محاسبه می شوند . اندازه اجسام جامد ، اتمسفر جسم را شامل نمی شود. به عنوان مثال ، تایتان بزرگتر از گانیمد به نظر می رسد ، اما جسم جامد آن کوچکتر است. برای سیاره های غول پیکر ، "شعاع" به عنوان فاصله از مرکزی که در آن جو به 1 بار فشار اتمسفر می رسد ، تعریف می شود.

 

اجسام به شعاع 200 تا 399 کیلومتر در منظومه شمسی

 

همه قمرهای یخی با شعاع بیش از 200 کیلومتر به جز پروتئوس به وضوح گرد هستند ، اگرچه آنهایی که زیر 400 کیلومتر هستند و شکل خود را با دقت اندازه گیری کرده اند در تعادل هیدرواستاتیک نیستند. تراکم شناخته شده TNO در این محدوده اندازه بطور قابل ملاحظه ای کم است (1-1.2 گرم/سانتی متر مکعب ) ، به این معنی که اجسام تخلخل داخلی قابل توجهی را از شکل گیری خود حفظ کرده و هرگز از نظر گرانشی به صورت اجسام کاملاً جامد فشرده نشده اند.


 

اجسام 100 تا 199 کیلومتر در منظومه شمسی

 

این فهرست شامل مجموعه ای از اجسام برآورد شده بین 100 تا 199 کیلومتر در شعاع (200 تا 399 کیلومتر در قطر) است. بزرگترین آنها ممکن است در بالای تعادل هیدرواستاتیک قرار داشته باشد ، اما بیشتر آنها نامنظم هستند. بسیاری از اجسام فرا نپتون (TNOs) با شعاع کوچکتر از 200 کیلومتر ذکر شده اند " اندازه های آنها بر اساس یک آلبدو عمومی 0.09" فرض شده است ، زیرا بسیار دور هستند و نمی توان اندازه آنها را با ابزارهای موجود اندازه گیری کرد. جرم از 10 21 کیلوگرم به 10 18 کیلوگرم تغییر می کند. بر اساس JPL Solar System Dynamics (JPLSSD) ، سیارک های کمربند اصلی دارای عناصر مداری هستند که با (2.0 AU ؛ q> 1.666 AU) محدود شده اند. بسیاری از TNO ها از این لیست حذف می شوند زیرا اندازه آنها ناشناخته است.


 

از خورشید تا دورترین نقاط منظومه شمسی

 

نام بزرگترین اجرام منظومه شمسی

 

فهرست اجرام منظومه شمسی بر پایه اندازه

 

خورشید - مشتري - زحل - اورانوس - نپتون - زمین - ناهید

مریخ - گانیمد - تیتان - عطارد - کالیستو - آیو - ماه – اروپا - تریتون - اریس - پلوتو - تیتانیا - رئا - اوبرون

یاپتوس - ماکی ماکی - شارون – سدنا  90377 - اومبریل - آریل - دیونه

تتیس - هائومیا - سرس

سیارك

229762

سیارك

225088

سیارك 90482

سیارك

84522

 

خورشید

 

خورشید ستاره منظومه شمسی و تا حد زیادی عظیم ترین جزء آن است. جرم بزرگ آن (۳۳۲٬۹۰۰ برابر جرم زمین) است که ۹۹٫۸۶٪ از کل جرم منظومه شمسی را شامل می شود، دما و تراکم در هسته خود به اندازه کافی بالا تولید می کند تا همجوشی هسته ای هیدروژن را به هلیوم تبدیل کند و آن را به یک ستاره توالی اصلی تبدیل کند.  این مقدار از انرژی آزاد شده ، بیشتر به فضا تابش می شود و به عنوان تابش الکترومغناطیسی در نور مرئی اوج می گیرد.

خورشید یک ستاره دنباله دار اصلی از نوع G2 است. ستاره های دنباله دار اصلی ، نورانی تر هستند. دمای خورشید بین گرم ترین ستاره ها ی متوسط است. ستاره های روشن تر و داغ تر از خورشید نادر هستند، در حالی که ستاره های قابل ملاحظه ای کم رنگ تر و خنک تر، معروف به کوتوله های قرمز، ۸۵٪ از ستاره های راه شیری را تشکیل می دهند.

عناصر سنگین تر از هیدروژن و هلیوم در هسته ی ستاره های باستانی و در حال انفجار تشکیل شد، بنابراین نسل اول ستاره ها باید می مردند قبل از اینکه جهان بتواند با این اتم ها غنی شود. قدیمی ترین ستاره ها حاوی فلزات کمی هستند، در حالی که ستاره های متولد شده بعدها بیشتر فلز دارند. تصور بر این است که این فلز زیاد برای توسعه خورشید از یک سیستم سیاره ای بسیار مهم بوده است زیرا سیارات از جذب "فلزات" شکل می گیرند.

 

محیط بین سیاره ای

 

 

ورق جریان هلیوسفری

 

اکثریت قریب به اتفاق منظومه شمسی شامل یک خلاء نزدیک است که به محیط بین سیاره ای معروف است. خورشید همراه با نور،جریان پیوسته ای از ذرات باردار (یک پلاسما)را تابش می کند که به باد خورشیدی معروف است. این جریان ذرات در حدود ۱٫۵ میلیون کیلومتر در ساعت (۹۳۰٬۰ مایل در ساعت) به بیرون گسترش می یابد، ایجاد یک جو مبهم که به محیط بین سیاره ای نفوذ می کند تا حداقل AU ۱۰۰ (۱۵ میلیارد کیلومتر؛ ۹٫۳ میلیارد مایل در ساعت). فعالیت در سطح خورشید، مانند شراره های خورشیدی و خارج شدن جرم تاجی، هلیوسفر را برهم می زند، آب و هوای فضا را ایجاد می کند و باعث طوفان های ژئومغناطیس می شود. بزرگترین ساختار درون هلیوسفر، ورق جریان هلیوسفری است، شکل مارپیچی که توسط اعمال میدان مغناطیسی چرخان خورشید بر روی محیط بین سیاره ای ایجاد شده است. 

میدان مغناطیسی زمین جو خود را از سلب شدن توسط باد خورشیدی متوقف می کند. زهره و مریخ میدان مغناطیسی ندارد و در نتیجه باد خورشیدی باعث می شود که جوهای آن ها به تدریج به فضا نفوذ کند. خارج شدن جرم تاجی و رویدادهای مشابه یک میدان مغناطیسی و مقادیر عظیمی از مواد را از سطح خورشید می پراکند. تعامل این میدان مغناطیسی و مواد میدان مغناطیسی زمین ذرات را به جو فوقانی زمین شارژ می کند، جایی که تعاملات آن شفق قطبی را ایجاد می کند که در نزدیکی قطب های مغناطیسی دیده می شود.

هلیوسفر و میدان های مغناطیسی سیاره ای (برای آن سیارات که آن ها را دارند) سپری هستند در مقابل پرتوهای کیهانی و ذرات بین ستاره ای با انرژی بالای منظومه شمسی. چگالی پرتوهای کیهانی در محیط بین ستاره ای و قدرت میدان مغناطیسی خورشید در مقیاس های زمانی بسیار طولانی تغییر می کند، بنابراین سطح نفوذ پرتو کیهانی در منظومه شمسی متفاوت است.

محیط بین سیاره ای محل زندگی حداقل دو منطقه دیسک مانند گرد و غبار کیهانی است. اولی، ابر گرد و غبار زودیاکال، در منظومه شمسی داخلی نهفته است و باعث نور زودیاکال می شود. به احتمال زیاد بر اثر برخوردهای درون کمربند سیارک که با تعاملات گرانشی با سیارات به وجود آورده شده بود، شکل گرفته است.  ابر گرد و غبار دوم از حدود   AU۱۰ (۱٫۵ میلیارد کیلومتر؛ ۹۳۰ میلیون مایل) تا حدود AU ۴۰ (۶٫۰ میلیارد کیلومتر؛ ۳٫۷ میلیارد مایل) گسترش می یابد، و احتمالاً بر اثر برخوردهای مشابه درون کمربند کویپر ایجاد شده است. 

 

منظومه شمسی داخلی


منظومه شمسی داخلی منطقه شامل سیارات زمینی و کمربند سیارک است. تشکیل شده عمدتا از سیلیکان ها و فلزات، اشیاء منظومه شمسی داخلی نسبتا نزدیک به خورشید؛ شعاع کل این منطقه کمتر از فاصله مدارهای مشتری و زحل است. این منطقه همچنین در داخل خط یخبندان -که کمی کمتر از  AU ۵ (۷۵۰ میلیون کیلومتر؛ ۴۶۰ میلیون می) از خورشید است.

 

سیارات داخلی

 

سياره داخلي . از بالا به پایین به سمت راست: زمین،مریخ، زهره، و عطارد (اندازه به مقیاس).


نشان دادن حرکت از چهار سیاره داخلی. کره های کوچک نشان دهنده موقعیت هر سیاره در هر دو روز جولیان - آغاز ۳ اوت ۲۰۲۰ و پایان دادن به ۲۱ ژوئن ۲۰۲۲ (مریخ در پریهلیون) هستند.

چهار سیاره زمینی یا درونی دارای ترکیب های متراکم، صخره ای، تعداد کمی یا بدون قمر ، و بدون سیستم حلقه ای هستند. آن ها تا حد زیادی از کانی های نسوز مانند سیلیکات ها تشکیل شده اند—که پوسته ها و گوشته های آن ها را تشکیل می دهند—وفلزاتی مانند آهن و نیکل که هسته های آن ها را تشکیل می دهند. سه سیاره از چهار سیاره داخلی (زهره، زمین و مریخ) دارای جو قابل توجهی به اندازه کافی برای تولید آب و هوا؛ همه دهانه ضربه و ویژگی های سطح تکتونیکی، مانند دره شکاف و آتشفشان. اصطلاح سیاره داخلی را نباید با سیاره تحتان اشتباه گرفت -که آن سیاره هایی را تعیین می کند که به خورشید نزدیک تر از زمین هستند (يعنی عطارد و زهره).

 

کمربند سیارک ها


کمربند سیارک دونات شکل بین مدارهای مریخ و مشتری قرار دارد.

 

سیارک ها به جز بزرگترین آن ها، سرس، بقیه به عنوان اجسام کوچک منظومه شمسی طبقه بندی می شوند و عمدتاً از مواد معدنی سنگی و فلزی نسوز، با مقداری یخ تشکیل شده اند. آن ها از چند متر تا صدها کیلومتر اندازه دارند. سیارک های کوچکتر از یک متر معمولاً شهاب سنگ ها و میکرومتوروئیدها (به اندازه دانه) نامیده می شوند.

کمربند سیارک مدار بین مریخ و مشتری را اشغال می کند، با فاصله بین  AU ۲٫۳ تا ۳٫۳ (۳۴۰ و ۴۹۰ میلیون کیلومتر؛ ۲۱۰ و ۳۱۰ میلیون می) از خورشید. تصور می شود بقایای باقیمانده از تشکیل منظومه شمسی است که به دلیل تداخل گرانشی مشتری موفق به زغال شدن نشده است. کمربند سیارک ها شامل میلیون ها جسم به قطر یک کیلومتر است. با وجود این، جرم کل کمربند سیارک ها بعید است که بیش از هزارم جرم زمین باشد. کمربند سیارک ها بسیار کم جمعیت است؛ فضاپیماها به طور معمول بدون حادثه از آن عبور می کنند. 

 

سرس


سرس – نقشه میدان های گرانش: قرمز زیاد است; آبي ، کم .

 

سرس (۲٫۷۷ AU (۴۱۴ میلیون کیلومتر؛ ۲۵۷ میلیون مایل)) بزرگترین سیارک، یک سیاره پیش سیاره و یک سیاره کوتوله است. قطری کمی زیر ۱۰00 کیلومتر (۶۲۰ مایل) دارد، و جرمی به اندازه کافی بزرگ برای گرانش خودش دارد تا آن را به شکل کروی بکشد. سرس زمانی که در سال ۱۸۰۱ کشف شد سیاره ای محسوب می شد و در دهه ۱۸۵۰ دوباره به سیارک طبقه بندی شد چرا که مشاهدات بیشتر سیارک های اضافی را آشکار کرد. در سال ۲۰۰۶ زمانی که یک سیاره تعریف شد به عنوان یک سیاره کوتوله طبقه بندی شد.

گروه های سیارک

سیارک های کمربند سیارک ها بر اساس ویژگی های مداری خود به گروه های سیارک ها و خانواده ها تقسیم می شوند. قمرهای سیارک ها سیارک هایی هستند که به دور سیارک های بزرگتر می چرخند. آن ها به وضوح به اندازه قمرهای سیاره ای متمایز نیستند که گاهی تقریباً به اندازه شرکای خود بزرگ هستند. کمربند سیارک همچنین حاوی دنباله دارهای کمربند اصلی- که ممکن است منبع آب زمین بوده باشد- است.

تروجان های مشتری در هر یک از نقاط L 4 یا L5 مشتری قرار دارند (مناطق پایدار گرانشی پیشرو و دنباله دار یک سیاره در مدار آن)؛ اصطلاح تروجان همچنین برای اجسام کوچک در هر نقطه لاگرانژ سیاره ای یا ماهواره ای دیگر استفاده می شود. سیارک های هیلدا در طنین ۲:۳ با مشتری هستند؛ به این صورت که برای هر دو مدار مشتری سه بار به دور خورشید می چرخند.

منظومه شمسی داخلی همچنین حاوی سیارکهای نزدیک زمین است که بسیاری از آن ها از مدار سیارات داخلی عبور می کنند. برخی از آنها اشیاء بالقوه خطرناک هستند.

 

منظومه شمسی بیرون

 

منطقه بیرون منظومه شمسی محل زندگی سیارات غول پیکر و قمرهای بزرگ آن ها است. سنتورها و بسیاری از ستاره های دنباله دار کوتاه مدت نیز در این منطقه به دور هم می چرخند. با توجه به فاصله بیشتر آنها از خورشید، اجسام جامد در منظومه شمسی بیرون شامل نسبت بالاتری از فرار، مانند آب، آمونیاک، و متان نسبت به اجسام منظومه شمسی داخلی هستند زیرا دماهای پایین تر اجازه می دهد این ترکیبات جامد باقی بمانند.

 

سیارات بیرون

 

سیاره غول پیکر


سیارات بیرونی (در پس زمینه) مشتری ، زحل ، اورانوس و نپتون ،در مقایسه با سیارات داخلی زمین ، زهره ، مریخ و عطارد


حرکت های چهار سیاره بیرون را نشان می دهد. کره های کوچک نشان دهنده موقعیت هر سیاره در هر ۲۰۰ روز جولیان - آغاز ۱۸ نوامبر ۱۸۷۷ و پایان دادن به ۳ سپتامبر ۲۰۴۲ (نپتون در پریهلیون) هستند.

 

چهار سیاره بیرونی، یا سیارات غول پیکر (که گاهی سیارات جویان نامیده می شوند)، در مجموع ۹۹٪ جرم شناخته شده برای گردش به دور خورشید را تشکیل می دهند.مشتری و زحل بیش از ۴۰۰ برابر جرم زمین با هم هستند و به شدت از گازهای هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند، از این رو تعیین آن ها به عنوان غول های گازی است. اورانوس و نپتون به مراتب کمتر از 20 جرم زمینM⊕) بزرگ هستند و در درجه اول از یخ تشکیل شده است. به این دلایل، برخی از ستاره شناسان پیشنهاد می کنند که به رده خود، غول های یخ تعلق دارند. هر چهار سیاره غول پیکر دارای حلقه هستند، اگرچه تنها سیستم حلقه ای زحل به راحتی از زمین مشاهده می شود. اصطلاح سیاره برتر سیارات خارج از مدار زمین را تعیین می کند و به این ترتیب هم شامل سیارات خارجی و هم مریخ می شود.

 

منطقه ترانس نپتونیان

 

فراتر از مدار نپتون منطقه"منطقهترانس نپتونی" قرار دارد، با کمربند کویپر دونه شکل، خانه پلوتو و چند سیاره کوتوله دیگر، و یک دیسک همپوشان از اجسام پراکنده، که به سمت منظومه شمسی کشیده شده و بسیار بیشتر از کمربند کویپر به بیرون می رسد. کل منطقه هنوز تا حد زیادی کشف نشده است. به نظر می رسد که از هزاران جهان کوچک تشکیل شده است—بزرگترین جسم  تنها یک پنجم زمین قطر و جرمی به مراتب کوچکتر از ماه داردکه عمدتاً از سنگ و یخ تشکیل شده است. این منطقه گاهی اوقات به عنوان "منطقه سوم منظومه شمسی" توصیف شده است، محصور داخلی و منظومه شمسی. 

 

پلوتو و شارون

 

سیاره کوتوله پلوتو (با مدار متوسط  AU ۳۹ (۵٫۸ میلیارد کیلومتر؛ ۳٫۶ میلیارد می)) بزرگترین جسم شناخته شده در کمربند کویپر است. هنگامی که در سال ۱۹۳۰ کشف شد، به عنوان نهمین سیاره در نظر گرفته شد؛ این تغییر در سال 2006 با تصویب یک تعریف رسمی از سیاره. پلوتو دارای مدار نسبتاً عجیب و غریبی است که ۱۷ درجه به هواپیمای اکلیپتیک تمایل دارد و از ۲۹٫۷ AU (۴٫۴۴ میلیارد کیلومتر؛ ۲٫۷۶ میلیارد مایل در متر) از خورشید در پریهلیون (در مدار نپتون) تا ۴۹٫۵ AU (۷٫۴۱ میلیارد کیلومتر؛ ۴٫۶۰ میلیارد می) در آپلیون فاصله دارد. پلوتو طنین ۳:۲ با نپتون دارد، به این معنی که پلوتو برای هر سه مدار نپتونی دو بار به دور خورشید می چرخد. اجسام کمربند کویپر که مدارشان این رزونانس را به اشتراک می گذارند پلوتینو نامیده می شوند.

شارون که بزرگترین قمر پلوتو است، گاهی اوقات به عنوان بخشی از یک سیستم دودویی با پلوتو توصیف می شود، چرا که دو جسم به دور یک مرکز باری گرانش بالای سطوح خود می چرخند (به نظر می رسد که «به دور یکدیگر می چرخند»). فراتر از شارون، چهار قمر بسیار کوچکتر، استیوکس، نیاکس، کربروس، و هیدرا، مدار درون سیستم هستند.

 

سنتورها

 

Centaur (بدنه منظومه شمسی کوچک)

 

سنتورها اجسامی شبیه ستاره دنباله دار یخی هستند که مدارهای آن ها تبرهای نیمه عمده ای بزرگتر از مشتری (AU ۵٫۵ (۸۲۰ میلیون کیلومتر؛ ۵۱۰ میلیون می)) و کمتر از نپتون (AU ۳۰ (۴٫۵ میلیارد کیلومتر؛ ۲٫۸ میلیارد می)) دارند. بزرگترین سنتور شناخته شده، ۱۰۱۹۹ کاریکلو ، قطری در حدود ۲۵۰ کیلومتر (۱۶۰ مایل) دارد.

 

دنباله دارها


هیل–بوپ در سال ۱۹۹۷ دیده شد

 

دنباله دارها جسم های کوچک منظومه شمسی هستند، به طور معمول تنها چند کیلومتر قطر دارند ، تا حد زیادی از یخ های فرار تشکیل شده اند. آن ها مدارهای بسیار عجیب و غریبی دارند، به طور کلی یک پریهلیون در درون مدارهای سیارات داخلی و یک آپلیون بسیار فراتر از پلوتو. هنگامی که یک دنباله دار وارد منظومه شمسی داخلی می شود، نزدیکی آن به خورشید باعث می شود که سطح یخی آن آب شود و یک دم بلند گازی و گرد و غبار به چشم غیر مسلح دیده شود.

ستاره های دنباله دار کوتاه مدت مداری دارند که کمتر از دویست سال طول می کشید. ستاره های دنباله دار دوره طولانی مدارهايي دارند که هزاران سال به طول می انجامد. تصور بر این است که دنباله دارهای کوتاه مدت از کمربند کویپر سرچشمه می گیرند، در حالی که دنباله دارهای دوره طولانی مانند هیل–بوپ از ابر اورت سرچشمه می گیرد. بسیاری از گروه های ستاره دنباله دار مانند سونگرازرز کروتز از جدایی یک والد واحد تشکیل شده اند. برخی از ستاره های دنباله دار با مدارهای هذلولی ممکن است در خارج از منظومه شمسی سرچشمه گرفته باشند، اما تعیین مدارهای دقیق آن ها دشوار است. ستاره های دنباله دار قدیمی که بیشتر توسط گرم شدن خورشیدی رانده شده اند اغلب به عنوان سیارک طبقه بندی شده است. 

 

کمربند کویپر


اشیاء شناخته شده در کمربند کویپر

 

کمربند کویپر حلقه بزرگی از سیارک های شبیه کمربند سیارک ها است، اما عمدتاً متشکل از اجسامی است که در درجه اول از یخ تشکیل شده اند. بین AU ۳۰ تا ۵۰ (۴٫۵ تا ۷٫۵ میلیارد کیلومتر؛ ۲٫۸ و ۴٫۶ میلیارد می) از خورشید فاصله دارند. اگرچه تخمین زده می شود که حاوی ده ها تا هزاران سیاره کوتوله باشد، اما عمدتاً از منظومه شمسی کوچک تشکیل شده است. بسیاری از اجسام کمربند کویپر بزرگتر، مانند Quaoar، Varuna، و   Orcus سیارات کوتوله با داده های بیشتر هستند. تخمین زده می شود که بیش از یک میلیون جسم کمربند کویپر با قطر بیشتر از ۵۰ کیلومتر (۳۰ مایل) وجود داشته باشد، اما جرم کل کمربند کویپر تنها یک دهم یا حتی یک صدم جرم زمین تصور می شود. بسیاری از اجسام کمربند کویپر دارای ماهواره های متعدد هستند، و بیشتر آن ها مدار دارند که آن ها را به خارج از هوای اکلپیتیک می برد.

کمربند کویپر را می توان تقریباً به کمربند «کلاسیک» و طنین ها تقسیم کرد. رزوننس ها مدارهای مرتبط با مدار نپتون هستند (مانند دو بار برای هر سه مدار نپتون، یا یک بار برای هر دو). اولین رزوننس در مدار خود نپتون آغاز می شود. کمربند کلاسیک شامل اجسامی است که هیچ طنینی با نپتون نداشتند، و تا فاصله تقریباً AU ۳۹٫۴ تا ۴۷٫۷ (۵٫۸۹ تا ۷٫۱۴ میلیارد کیلومتر؛ ۳٫۶۶ تا ۴٫۴۳ میلیارد مایل) گسترش می یابد. اعضای کمربند کویپر کلاسیک به عنوان cubewanos طبقه بندی می شوند .

 

Makemake و Haumea

 

Makemake (میانگین  AU۴۵٫۷۹ )، اگرچه کوچکتر از پلوتو است، اما بزرگترین جسم شناخته شده در کمربند کلاسیک کویپر است (که یک جسم کمربند کویپر نه در طنین تأیید شده با نپتون). Makemake درخشان ترین جسم در کمربند کویپر پس از پلوتو است. مدار آن به مراتب تمایل بیشتری نسبت به پلوتو، در 29 درجه دارد.

Haumea (میانگین  AU۴۳٫۱۳) در مداری شبیه Makemake قرار دارد، با این تفاوت که در رزوننس مداری موقت ۷:۱۲ با نپتون قرار دارد. و به عنوان یک سیاره کوتوله نام گذاری شد.

 

دیسک پراکنده

 

دیسک پراکنده که کمربند کویپر را همپوشانی می کند تا حدود  AU ۲۰۰گسترش می یابد، تصور می شود که منبع دنباله دارهای کوتاه مدت است. بیشتر اشیاء دیسکی پراکنده (SDOs) دارای پریهلیا در داخل کمربند کویپر هستند اما آفلیا بسیار فراتر از آن (برخی بیش از  AU ۱۵۰ از خورشید). مدارهای SDOs نیز تمایل زیادی به اکیپتیک دارند و اغلب تقریباً عمود بر آن هستند. برخی از اخترشناسان دیسک پراکنده را صرفاً منطقه دیگری از کمربند کویپر می شناسند و اشیاء دیسکی پراکنده را «اجسام کمربند کویپر پراکنده» توصیف می کنند. برخی از ستاره شناسان نیز سنتورها را به عنوان اشیاء کمربند کویپر به سمت داخل به همراه ساکنان پراکنده ظاهری دیسک پراکنده طبقه بندی می کنند.

 

Eris

 

اریس (سیاره کوتوله)

 

اریس (با مدار متوسط  AU ۶۸) بزرگترین جسم دیسک پراکنده شناخته شده است، و باعث بحث در مورد آنچه یک سیاره را تشکیل می دهد، شد، زیرا ۲۵٪ عظیم تر از پلوتو و در حدود همان قطر است. این سیاره عظیم ترین سیاره های کوتوله شناخته شده است. يک ماه شناخته شده دارد، ديشنوميا. مانند پلوتو، مدار آن به شدت عجیب و غریب است، با پریهلیون AU ۳۸٫۲ (تقریباً فاصله پلوتو از خورشید) و آپلیون  AU۹۷٫۶، و به شدت تمایل به فضای اپلیپتیک دارد.

 

ابر اورت


تصویر ابر فرضی اورت، با یک ابر کروی بیرونی و یک ابر داخلی دیسک شکل

 

ابر اورت یک ابر کروی فرضی تا یک تریلیون جسم یخی است که تصور می شود منبع تمام ستاره های دنباله دار دوره طولانی است و با فاصله ای در حدود ۵۰00۰ AU (در حدود ۱ سال نوری ly) است ، ابر اورت احتمالاً تا  ۱۰۰00۰ AU (۱٫۸۷ ly) گسترش دارد. تصور بر این است که ابر اورت از ستاره های دنباله دار تشکیل شده است که با تعاملات گرانشی با سیارات بیرون از منظومه شمسی از داخل منظومه شمسی خارج شده اند. اجسام ابر اورت بسیار آهسته حرکت می کنند، و می توانند توسط رویدادهای نامکرر، مانند برخوردها، اثرات گرانشی یک ستاره دنباله دار در حال عبور، یا جزر و مد کهکشانی اعمال شده توسط کهکشان راه شیری مغشوش شوند.

 

بخش عمده ای از منظومه شمسی هنوز ناشناخته است. تخمین زده می شود که میدان گرانشی خورشید بر نیروهای گرانشی ستاره های اطراف خود  تا حدود دو سال نوری (۱۲۵00۰ AU) تسلط داشته باشد. حتی برآوردهای پایین تر برای شعاع ابر اورت، در مقابل، آن را دورتر از ۵۰00۰ AU قرار نمی دهند. با وجود کشفیاتی مانند Sedna، منطقه بین کمربند کویپر و ابر اورت، هنوز ناشناخته است. همچنین مطالعات در حال انجام از منطقه بین عطارد و خورشید وجود دارد. اجسام هنوز ممکن است در مناطق ناشناخته منظومه شمسی کشف نشده باشد.

در حال حاضر دورترین اجسام شناخته شده مانند دنباله دار وست حدود ۷۰00۰ AU از خورشید دور هستند.

 

دورترین مناطق


از خورشید تا نزدیک ترین ستاره: منظومه شمسی در مقیاس لگاریتمیک در واحدهای نجومی (AU)

 

نقطه ای که منظومه شمسی به پایان می رسد و فضای بین ستاره ای آغاز می شود به طور دقیق تعریف نمی شود زیرا مرزهای بیرون آن توسط دو نیرو، باد خورشیدی و گرانش خورشید شکل می گیرد. حد نفوذ باد خورشیدی تقریباً چهار برابر فاصله پلوتو از خورشید است؛ این هلیو یائسگی، مرز خارج هلیوسفر ، آغاز محیط بین ستاره ای در نظر گرفته شده است. کره تپه خورشید - محدوده مؤثر تسلط گرانشی آن، تصور می شود که تا هزار برابر دورتر گسترش یابد و ابر فرضی اورت را در بر می گیرد.

 

هلیوسفر


هلیوسفر حباب مانند با مناطق انتقالی مختلف ، در حال حرکت از طریق محیط بین ستاره ای

 

هلیوسفر یک حباب ستاره ای-باد- منطقه ای از فضا تحت سلطه خورشید است که در آن باد خورشیدی خود را در حدود ۴۰۰ کیلومتر بر دقیقه تابش می دهد، جریانی از ذرات شارژ شده، تا زمانی که با باد محیط بین ستاره ای برخورد کند.

برخورد باد خورشیدی تقریبا با فاصله  AU 80–100 در محیط بین ستاره ای و تقریبا AU 200 دورتر از آن رخ می دهد. در اینجا باد به طور چشمگیری کند ، متراکم و آشفته تر می شود، تشکیل یک ساختار بیضی شکل بزرگ به عنوان هلیوشث شکل می گیرد. این ساختار تصور می شود به نگاه و رفتار بسیار شبیه به دم دنباله دارباشد که  به فاصله بیشتر از  AU 40در سمت upwind گسترش می یابد.  

مرز بیرون هلیوسفر، هلی یائسگی، نقطه ای است که در آن باد خورشیدی در نهایت خاتمه می یابد و آغاز فضای بین ستاره ای است. گزارش شده است که وویجر 1 و وویجر 2 شوک فسخ را پشت سر کرده اند و وارد هلیوشث، با فاصله 94 و 84 AU از خورشید شده اند. گزارش شده است که وویجر ۱ در اوت ۲۰۱۲ از هلی یائسگی عبور کرده است.

شکل لبه بیرون هلیوسفر به احتمال زیاد تحت تأثیر دینامیک سیالات تعاملات با محیط بین ستاره ای و همچنین میدان های مغناطیسی خورشیدی حاکم بر جنوب قرار می گیرد،

بخش داخلی ابر اورت

 

به دلیل کمبود داده ها، شرایط در فضای بین ستاره ای محلی برای برخی شناخته شده نیست. انتظار می رود فضاپیمای وویجر ناسا - در حالی که از هلی یائسگی عبور می کند، داده های ارزشمندی را در مورد سطح تشعشعات و باد خورشیدی به زمین منتقل کند.

اشیاء جدا شده

 

۹۰۳۷۷ Sedna (با مدار متوسط  AU ۵۲۰) یک جسم بزرگ و مایل به قرمز با مدار غول پیکر و بسیار بیضوی است که آن را از حدود AU ۷۶ در پریهلیون به  AU ۹۴۰ در آفیلیون می برد و گردش آن ۱۱۴۰۰ سال طول می کشد. مایک براون که این جسم را در سال ۲۰۰۳ کشف کرد، اظهار می دارد که نمی تواند بخشی از دیسک پراکنده یا کمربند کویپر باشد زیرا پریهلیون آن بیش از حد دور است که تحت تأثیر مهاجرت نپتون قرار گرفته است. او و دیگر ستاره شناسان آن را اولین جسم در یک گروه کاملاً جدید می نامند که گاهی «اجسام جدا شده دور» (DDOs) نام دارند. براون این جمعیت را «ابر اورت داخلی» می نامد زیرا ممکن است از طریق یک فرایند مشابه شکل گرفته باشد، اگرچه به مراتب به خورشید نزدیک تر است. سدنا به احتمال بسیار زیاد یک سیاره کوتوله است، هر چند شکل آن هنوز مشخص نشده است. دومین جسم جدا شده که با فاصله تقریبا  AU 81، از سدنا قرار دارد 2012 VP113 نام دارد. که در سال ۲۰۱۲ کشف شد. آفلیایون آن تنها نصف Sedna است، در AU 400-500 .

 

زمینه کهکشانی

 

نمودار راه شیری با موقعیت منظومه شمسی مشخص شده توسط یک پیکان زرد


در نزدیک بازوی Orion, اجتماع ستاره ای بزرگ (زرد), سحابی (قرمز) و سحابی تیره (خاکستری) در اطراف حباب محلی.

 

منظومه شمسی در کهکشان راه شیری قرار دارد که یک کهکشان مارپیچی میله ای با قطر حدود ۱۰۰00۰ سال نوری است که حاوی بیش از ۱۰۰ میلیارد ستاره است. خورشید ساکن یکی از بازوهای مارپیچی راه شیری است که به بازوی Orion–Cygnus یا Local Spur معروف است. خورشید حدود ۲۶00۰ سال نوری از مرکز کهکشانی فاصله دارد و سرعت آن در اطراف مرکز کهکشان راه شیری حدود ۲۴۷ کیلومتر بر متر است، به طوری که هر ۲۱۰ میلیون سال یک دور را کامل می کند. این گردش به عنوان سال کهکشانی منظومه شمسی شناخته می شود.  راس خورشیدی -جهت حرکت خورشید از طریق فضای بین ستاره ای، در نزدیکی صورت فلکی هرکول در جهت محل فعلی ستاره روشن Vega است.  فضای اگلیپتیک در زاویه ای در حدود ۶۰ درجه به فضای کهکشانی قرار دارد.  

موقعیت منظومه شمسی در راه شیری عاملی در تاریخ تکاملی زندگی بر روی زمین است. مدار آن نزدیک به دایره ای است و مدارهای نزدیک خورشید تقریباً با سرعت بازوهای مارپیچی یکسان هستند.  بنابراین خورشید به ندرت از بازوها عبور می کند. از آنجا که بازوهای مارپیچی محل بی ثباتی های گرانشی، و تابشی هستند که می توانند منظومه شمسی را مختل کنند، این امر به زمین دوره های طولانی ثبات برای تکامل زندگی داده است.  با این حال، تغییر موقعیت منظومه شمسی نسبت به دیگر بخش های راه شیری می تواند وقایع انقراض دوره ای بر روی زمین را توضیح دهد. در نزدیکی مرکز، توگ های گرانشی از ستاره های نزدیک می توانستند اجرام را در ابر اورت آشفته کنند و ستاره های دنباله دار زیادی را به منظومه شمسی داخلی بفرستند و برخوردهایی با پیامدهای بالقوه فاجعه بار ، برای زندگی بر روی زمین تولید کنند. تابش شدید مرکز کهکشانی نیز می توانست در توسعه زندگی دخالت کند.  حتی در مکان فعلی منظومه شمسی نیز، برخی دانشمندان حدس می زنند که ابرنواخترهای اخیر ممکن است در ۳۵00۰ سال گذشته، با پرت کردن تکه هایی از هسته ستاره ای به سمت خورشید، به صورت دانه های گرد و غبار رادیواکتیو و اجسام بزرگتر و ستاره های دنباله دار، تأثیر نامطلوبی داشته باشند.

 

محله آسمانی


فراتر از هلیوسفر محیط بین ستاره ای است که از ابرهای مختلف گازها تشکیل شده است. منظومه شمسی در حال حاضر از طریق ابر بین ستاره ای محلی حرکت می کند. هر دو فضا ابرهای بین ستاره ای در منطقه ای هستند که به حباب محلی پهن با فاصله ۳۰۰ سال نوری معروف است.

 

در عرض ده سال نوری از خورشید ستاره های نسبتاً کمی وجود دارد که نزدیک ترین آن ها سیستم ستاره ای سه گانه آلفا قنتوری است که حدود ۴٫۴ سال نوری و در ابر جی قرار دارد. آلفا قنطورس A و B یک جفت گره خورده از ستاره های خورشید مانند هستند، در حالی که نزدیک ترین به زمین، کوتوله قرمز کوچک Proxima قنطورس ، به دور جفت نزدیک تر در فاصله ۰٫۲ سال نوری می چرخد. در سال ۲۰۱۶، یک برون سیاره ای که به طور بالقوه قابل سکونت است، تأیید شد که در حال گردش به دور پروکسیما سنتوری ، به نام Proxima Centauri b است ، نزدیک ترین سیاره برون سیاره تایید شده به خورشید.  

نزدیک ترین ستاره بعدی به خورشید ستاره کوتوله قرمز بارنارد (در  ly 5.9 ) ، نزدیکترین کوتوله قهوه ای از سیستم دودویی Luhman 16 (6.6 ly) است، نزدیک ترین سیاره شناخته شده جرم کمتر از 10 مشتری جرم زیر قهوه ای کوتوله WISE 0855−0714 ، با فاصله (7 ly)  است و همچنین کوتوله قرمز Wolf 359  (ly 7.8) و   Lalande 21185 با 8.3 سال نوری فاصله می باشد.

نزدیک ترین ستاره بعدی در  ly ۸٫۶ سیریوس درخشانترین ستاره آسمان شب زمین است که تقریباً دو برابر جرم خورشید دارد. سیستم های دیگر در عرض ده سال نوری سیستم دودویی قرمز-کوتوله لوئیتن ۷۲۶-۸ (۸٫۷ سال نوری ) و کوتوله قرمز انفرادی راس ۱۵۴ (۹٫۷ سال نوری) هستند.  نزدیک ترین ستاره انفرادی خورشید مانند به منظومه شمسی تاو Ceti در 11.9 سال نوری است. تقریباً ۸۰٪ جرم خورشید را دارد اما تنها ۶۰٪ نورانیت خورشید را دارد.


فاصله و زاویه نقشه از نزدیکترین ستاره ها و (زیر) کوتوله قهوه ای در فاصله 12 سال نوری از منظومه شمسی.

 

نزدیک ترین گروه ستاره ها فراتر از محله آسمانی ، گروه متحرک اصلی اورسا در حدود ۸۰ سال نوری است که در داخل حباب محلی قرار دارد، نزدیک ترین خوشه ستاره ای Hyades- می باشد که در لبه آن نهفته است. حباب محلی حفره ساعت شنی شکل و یا superbubble تقریبا 300 سال نوری فاصله دارد. حباب محلی در مقایسه با همسایه گسترده تر کمربند گولد و رادکلیف یک ابر حباب کوچک است. نزدیک ترین مناطق تشکیل دهنده ستاره ابر مولکولی کرونا آسترالیس، مجموعه ابر اوفیوچی و ابر مولکولی توروس هستند که دومی درست فراتر از حباب محلی قرار دارد و بخشی از موج رادکلیف است. اجسام قابل مشاهده بدون کمک در داخل این مناطق از هزار سال نوری به سمت ۲۶ هزار سال نوری دورتر مرکز کهکشانی اجسامی مانند شاولا و کهکشانی مانند الناث هستند .

 

نظريات مختلف پيدايش زمين

 

دراين‌جا نظريات مختلف پيدايش زمين را به دو دسته كلي

 

 1- نظريه‌هاي تصادفي يا دوتايي 2- نظريه‌هاي تكاملي يا انفرادي تقسيم مي‌كنيم.

 

1- نظريات تصادفي :

 

 در اين دسته نظريات تصور مي‌‌شود كه زمين و سيارات در نتيجه تأثير متقابل خورشيد و يك جرم سماوي ديگر تشكيل شده‌اند و بدين جهت آنها را نظريه‌هاي دوتايي نيز مي‌‌خوانند. در اينجا فقط از نظر سابقه تاريخي و به اختصار به آنها اشاره مي‌كنيم.

 

1-1 نظريه بوفون :

 

در سال 1745 بوفون فرانسوي نظر داد كه تشكيل زمين و سيارات ممكن است نتيجه جدا شدن قطعاتي از خورشيد در اثر برخورد با يك ستاره دنباله‌دار باشد. با شناخت امروزي از ستاره‌هاي دنباله‌دار اين نظريه را مردود مي‌دانند. ولي در آن زمان كليسا بوفون را متهم به انكار اسطوره كتاب مقدس درباره آفرينش كرد. و او بناچار از نظريات خويش چشم پوشيد.

 اين دو دانشمند آمريكايي در فاصله 1901 تا 1905 نظريه‌اي را عرضه كردند كه براساس اين

 

2-1 : نظريات چمبرلين و مولتن

 

 نظريه در اثر عبور ستاره‌اي از نزديك خورشيد، در اثر نيروي جاذبه زايده‌اي از خورشيد به سمت ستاره خارج شده و دماي زياد گازهاي تحت فشار آن سبب ايجاد انفجارات متعدد شده و قسمت‌هاي سنگين‌تر اين قطعات جدا شده هسته اوليه سيارات را تشكيل داده است.

 

3-1 : نظريه جفريز- جنيز:

 

اين نظريه در سال‌هاي 1918 و1919 عنوان شد. در اين نظريه فرض مي‌شود، كه خورشيد در زمان تشكيل سيارات حجم خيلي زيادتري داشته و عبور ستاره ديگري از نزديك آن سبب شده است كه توده باريك و درازي از خورشيد جدا شود. اين توده به علت ناپايداري به قطعاتي تقسيم شده است به هنگام نزديك‌ شدن اين توده‌ هابه خورشيد در اثر نيروي جاذبه خورشيد قسمت‌هايي از بعضي سيارات جدا شده و اقمار آنها را تشكيل داده است.

 

4-1 : نظريه راسل:

 

 راسل منجم امريكايي در سال 1935 پيشنهاد كرد كه ممكن است خورشيد در بدو امر يك ستاره دوتايي و ستاره دومي به مراتب از خورشيد كوچكتر بوده است و در اثر برخورد بين اين ستاره كوچك و ستاره اصلي سيارات منظومه شمسي بوجود آمده‌اند.

 

2- نظريات تكاملي:

 

s اين نظريه‌ها تشكيل سيارات را براساس تكامل تدريجي آنها بيان مي‌كند كه در زير آنها را به ترتيب قدمت بررسي مي‌كنيم.

 

1-2 : نظريه كانت:

 

براساس اين نظريه كه در سال 1755 بيان شد. خورشيد امروزي در مركز توده‌ايي از گاز و ذرات جامد ريز، موسوم به نبولا (Nebula ) قرار داشته و نبولا در اثر نيروي جاذبه حول خورشيد درگردش بوده است بعداً در اثر سردشدن در اين توده اوليه، مراكز مختلفي بوجود آمده، كه دور هريك از اين مراكز، قسمتي از نبولاي اصلي به گردش درآمده و سيار ات و اقمار آنها را تشكيل داده است.

 

2-2 : نظريه لاپلاس:

 

 در سال 1769، لاپلاس كتابي بنام شرح سيستم جهان منتشر كرد كه نظرياتي راجع به منشأ سيارات بيان شده است.

برطبق نظريه لاپلاس، سياره‌ها از يك ماده رقيق كه اطراف خورشيد اوليه، را فراگرفته و ابعاد آن از حدود ابعاد منظومه فعلي بيشتر بوده است، بوجود آمده‌اند بتدريج ماده رقيق ياد شده خنك و متراكم شده و در اثر تراكم سرعت گردش آن زياد شده است و پس از مدتي نيروي گريز از مركز كه به قسمت‌هاي بيروني توده اثر مي‌كرده، از نيروي جاذبه خورشيد بيشتر شده و در نتيجه كمربندهايي نظير آنچه كه امروز به دور زحل ديده مي‌شود بوجود آمده، و بعدها در اين كمربندها شكاف‌هايي بوجود آمده، و بتدريج سيارات بوجود آمده‌اند.

 

3-2 : نظريه لي‌گونده (Ligonde ) :

 

 در اواخر قرن نوزدهم، لي‌گونده فرضيه شهابي تشكيل منظومه شمسي را بيان كرد. وي معتقد بود تراكم ماده معلول دو علت است يكي برخوردهاي غيرالاستيك ذرات و ديگري وجود نيروي چسبندگي بين آنها، و نتيجه گرفت كه در اثر وجود اين دو نيرو، ماده در يك قرص دوار متراكم شده و بعدها سيارات از آن بوجود آمده‌اند.

 

4-2 : نظريه كويپر:

 

 در سال 1949 كويپر تحقيق درباره منشأ منظومه شمس را آغاز كرد. وي معتقد شد كه سيارات در اثر يك رشد دائمي و به هم پيوستن قطعات كوچك بوجود نيامده‌اند بلكه در اول به صورت جرم سياره بزرگتر از اندازه فعلي تشكيل شده و با از دست دادن مقداري ماده به صورت سيارات كنوني درآمد.

كويپر پيدايش جرم بزرگ اوليه را در نتيجه بروز آشفتگي در ماده ابري اوليه مي‌داند وي معتقد بود كه ماده اوليه ابري شكل و خورشيد در يك زمان بوجود آمده‌اند و خورشيد خود نيز محصول تراكم ماده ابري شكل است كه سيارات اوليه از آن تشكيل شده‌اند. او معتقد بود كه سياره‌هاي اوليه موقعي تشكيل شده‌اند كه خورشيد هنوز شروع به تشعشع نكرده بود.

 

5-2 : نظريه يوري:

 

 در سال 1951 يوري دانشمند آمريكايي نظريه‌ايي را عنوان كرد كه تا حدودي با ساير نظريات متفاوت، و بر اطلاعات ناشي از نجوم متكي بود وي تشكيل زمين را نتيجه انباشتگي و تراكم ذرات جامد دانست او عقيده داشت كه سطح اجرام (سياره سان) كه زمين و سيارات از اجتماع آنها بوجود آمده در ابتدا گرم بوده است.

 

6-2 : نظريه آلفون

 

آلفون فيزيكدان سوئدي نيز نظريه خويش را بين سالهاي 1942 تا 1954 عرضه و تكميل كرد وي معتقد بود كه در موقع تشكيل سيارات، خورشيد در ميان يك توده داغ و يونيزه واقع، و ميدان مغناطيسي قوي داشته و گازهاي موجود در اطراف آن، هادي الكتريسيته بوده است. آلفون توضيح مي‌دهد چهار توده گازي بوجود آمده، كه اولي از هليوم، دومي از هيدروژن- سومي از كربن و چهارمي از آهن و سيلسيم تشكيل شده است البته در هر يك از اين توده‌ها، ناخالصي‌هايي از توده‌هاي ديگر نيز وجود داشته است به نظر وي بعدها، سيارات به ترتيب از اين چهار توده بوجود آمده‌اند.

 

7-2 : نظريه هويل (Hoyle )

 

 اين نظريه در سال 1955 به وسيله هويل دانشمند انگليسي عنوان شده است هويل تشكيل سيارات را به تشكيل خود خورشيد مربوط مي‌كند وي معتقد است كه همه آنها از ابري گازي شكل كه داراي ميدان مغناطيسي و در حال چرخش بوده، بوجود آمده‌اند. اين ابر تحت تأثير جاذبه موجود بين ذرات تشكيل دهنده خود متراكم شده و در حاليكه بتدريج سرعت چرخش آن افزايش مي‌يافته، كم‌كم به صورت يك بيضوي مسطح درآمده است. او با محاسبه نشان مي‌دهد كه در لحظه‌ايي كه قطر استوايي توده به حد مدار فعلي عطارد مي‌رسد د قسمت مركزي توده تدريجاً منقبض مي‌شود و بالاخره خورشيد را تشكيل مي‌دهد.

مطابق اين نظريه، تركيب قرص گازي با تركيب خورشيد فعلي و ستارگان و مواد موجود بين ستارگان تفاوت كمي دارد. يعني اساساً شامل هيدروژن- هليوم ومقدار ناچيزي از عناصر سنگيني است در ابتدا به علت گرماي خورشيد، تنها عناصر سنگين مي‌توانند به صورت ذرات ريز كه در عقب گاز قرص قرار مي‌گيرند به گسترش و انباشتگي خود ادامه دهند.

سيارات خاكي كه به طور عمده از آهناكي- سيليسيم و منيزيم تشكيل شده‌اند به اين ترتيب به وجود آمده‌اند.

 

8-2 : نظريه اشميت: نظريات اشميت اولين بار در سال 1943 انتشار يافت و پس از مرگ وي در سال 1956 نظرياتش با تغييرات جزئي توسط همكارانش كوزلوسكايا حلمي لون- ولبدينسكي مجدداً عرضه شد. بنا به نظريه اشميت، سطحي كه امروز مدار اغلب سيارات در آن واقع است استواي خورشيد اوليه بود. و ماده تشكيل دهنده سيارات، كه بيش از تشكيل آنها به صورت ماده ابري شكلي در اين سطح پخش بوده، به دور خورشيد حركت مي‌كرده است.

 

اشميت تشكيل سيارات را به دو مرحله تقسيم مي‌كند:

 

مرحله اول : تشكيل اجرام متوسط به ابعادي در حدود سياره سان‌ها از ماده ابري شكل اوليه.

 

مرحله دوم: تشكيل سيارات از يكي‌شدن اجرام مرحله اول است.

 

اگر فرض كنيم كه توده‌هاي مخلوط از ذرات جامد و گاز به صورت ابر و به شكل قرص در استواي خورشيد اوليه قرار داشته است در اثر انباشته‌شدن ذرات جامد در وسط قرص فاصله آنها كم و در نتيجه نيروي جاذبه ميان آنها زياد شده واين خود تراكم زياد ماده را سبب شده است. پس از مدتي در نقاط مختلفي از قرص، اجرام جامدي از انباشتگي ذرات جامد بوجود آمده‌اند در اثر برخورد اجرام به يكديگر و خردشدن آنها، به هر حال پس از بوجود آمدن تعداد زيادي از اين اجرام، مرحله دوم يعني مرحله تشكيل سيارات از اجرام سياره‌سان شروع شده است بعضي از اجرام سياره‌ سان با جرم بيشتر و خردشدگي كمتر، در حقيقت جنين سياره‌هاي امروز بوده‌اند.


شکل گیری منظومه شمسی حدود 5 میلیارد سال پیش ، از ابری متشکل از گاز و غبار بین ستاره‌ای ، آغاز گردید. جاذبه باعث انقباض ابر شده و کره متراکمی از گاز در مرکز ابر بوجود آورد. جاذبه همچنین باعث دوران هر چه سریعتر ابر شد. هنگام دوران، مواد موجود در ابر، پهن شده و حلقه ای به وجود آمد که نواحی متراکم مرکزی را در بر می گرفت. سرانجام در این ناحیه متراکم ، گرمای لازم برای وقوع واکنشهای هسته‌ای فراهم گشت و بدین ترتیب ، ستاره خورشید بوجود آمد. اعضای کوچکتر منظومه شمسی از مواد موجود در این حلقه بوجود آمدند. این اعضاء عبارتند از سیارات ، سیارکها و ستاره دنباله دار.

 

مشخصات منظومه شمسی

 

منظومه شمسي - solar system

منظومهٔ شمسی، منظومهٔ خورشیدی یا سامانهٔ خورشیدی (به انگلیسی: Solar System) سامانه‌ای متشکل از یک ستاره به نام خورشید و اجرام آسمانی است که در مدارهایی پیرامون آن می‌گردند.

خورشید بیش از ۹۹٫۸ درصد جرم منظومهٔ شمسی را شامل می‌شود و منبع انرژی بسیار از جمله انرژی گرما و نور است. این ستاره یک ستارهٔ نوع جی رشته اصلی و عضوی از جمعیت ستارگان نخستین است. بقای منظومهٔ شمسی به بقای خورشید وابسته است و اگر خورشید نابود شود، منظومهٔ شمسی نیز نابود می‌شود.

 

منظومه شمسی ۴٫۶ میلیارد سال پیش از فروپاشی گرانشی یک ابر مولکولی چرخان غول پیکر بین ستاره ای تشکیل شده است. اکثریت قریب به اتفاق جرم سیستم در خورشید است، با اکثریت جرم باقی مانده موجود در مشتری. چهار سیاره سیستم داخلی کوچکتر، عطارد، زهره، زمین و مریخ، سیارات زمینی هستند که در درجه اول از سنگ و فلز تشکیل شده اند. چهار سیاره سیستم بیرونی سیارات غول پیکری هستند که به طور قابل ملاحظه ای عظیم تر از زمین ها هستند. دو سیاره بزرگ مشتری و زحل غول های گازی هستند که عمدتاً از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند؛ دو سیاره دورتر به نام های اورانوس و نپتون غول های یخی هستند که بیشتر از موادی تشکیل شده اند که نقاط ذوب نسبتاً بالایی در مقایسه با هیدروژن و هلیوم دارند که فرار نامیده می شوند مانند آب، آمونیاک و متان. هر هشت سیاره مدارهای تقریباً دایره ای دارند که در درون یک دیسک تقریباً مسطح به نام اپلیپتیک قرار دارند.

منظومه شمسی همچنین حاوی اجسام کوچکتر است.  کمربند سیارک ها- که بین مدارهای مریخ و مشتری قرار دارد، بیشتر حاوی اجسامی است که مانند سیارات زمینی، از سنگ و فلز تشکیل شده اند. فراتر از مدار نپتون نهفته کمربند کویپر و دیسک پراکنده -که جمعیتی از اشیاء ترانس نپتونی هستند که بیشتر از یخ ها تشکیل شده اند، و فراتر از آن ها جمعیت تازه کشف شده ای از اسدنوئیدها هستند. در داخل این جمعیت ها، برخی از اشیاء به اندازه کافی بزرگ هستند که تحت گرانش خود گرد شده اند. پنج سیارهٔ کوتوله به نام های (سرس، پلوتو، هائومیا، ماکی‌ماکی و اریس) می باشند. علاوه بر این دو منطقه، جمعیت های مختلف دیگر کوچک مانند ماه‌ها، سیارک‌ها، شهاب‌وارها، شهاب‌ها، شهاب‌سنگ‌ها و دنباله‌دارها ، سنتورها و ابرهای گرد و غبار بین سیاره ای نیز وجود دارد. سدنا ۹۰۳۷۷ دورترین جسم کشف‌شده در منظومهٔ شمسی است که اوج آن ۱۰۰۰ واحد نجومی است و تناوب مداری آن ۱۰٬۵۰۰ سال به طول می‌انجامد. منظومهٔ شمسی هم‌چنین دارای مناطق خاصی از جمله کمربند سیارک‌ها، کمربند کویپر و دیسک پراکنده است. ابری کروی‌شکل و بزرگ به نام ابر اورت منظومهٔ شمسی را احاطه کرده‌است و از ۲٬۰۰۰ تا ۵٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید آغاز می‌شود و تا ۱۰۰٬۰۰۰–۵۰٬۰۰۰ واحد نجومی دورتر از خورشید ادامه می‌یابد. ابر اورت تصور می شود منبع دنباله دارهای باشد نیز ممکن است در فاصله ای تقریباً هزار برابر بیشتر از هلیوسفر وجود داشته باشد. منظومه شمسی در فاصله ۲۶٬۰ سال نوری از مرکز کهکشان راه شیری در بازوی اوریون یا همان شکارچی قراردارد که شامل بیشتر ستاره های قابل مشاهده در آسمان شب است. هر یک از سیارات بیرون توسط حلقه های سیاره ای گرد و غبار و دیگر اجسام کوچک محاصره می شوند.  منظومهٔ شمسی تا جایی گسترش می‌یابد که دیگر تحت تأثیر خورشید (نفوذ نور خورشید، گرانش خورشیدی، میدان مغناطیسی خورشید و بادهای خورشیدی نباشد. هلیوپاز مرز میان محیط میان‌سیاره‌ای و فضای میان‌ستاره‌ای است. هلیوپاز به عنوان مرز بیرونی منظومهٔ شمسی در نظر گرفته می‌شود و برآورد شده‌است که میان ۱۱۰ تا ۱۷۰ واحد نجومی از خورشید فاصله دارد.

 

باد خورشیدی، جریانی از ذرات شارژ شده که از خورشید به بیرون جریان دارد، منطقه ای حباب مانند را در محیط بین ستاره ای ایجاد می کند که به هلیوسفر معروف است. هلی یائسگی نقطه ای است که در آن فشار از باد خورشیدی برابر است با فشار مخالف محیط بین ستاره ای; آن را به لبه دیسک پراکنده گسترش می دهد نزدیک ترین ستاره ها در درون حباب به اصطلاح محلی هستند، با نزدیک ترین آن ها که  Proxima Centauri  است و در فاصله 4.25 سال نوری قرار دارد.

 

ترتیب منظومه شمسی به این صورت می باشد:

 

 خورشید

 محیط میان‌سیاره‌ای

 منظومهٔ شمسی درونی - سیارات درونی ( تیر-  ناهید -  زمین – مریخ )

 کمربند سیارک‌ها ( سرس – پالاس - وستا – هیجا )

منظومهٔ شمسی بیرونی - سیارات بیرونی ( مشتری – زحل - اورانوس – نپتون )

منطقهٔ فرانپتونی - کمربند کویپر ( پلوتو – هائومیا - ماکی‌ماکی - دیسک پراکنده – اریس )

دورترین مناطق ( سدنا - ابر اورت - دنباله‌دارها - مرزها و گذر از منظومهٔ شمسی )

 

مسئله پيدايش زمين اهميت زيادي دارد. بدون داشتن تصور درستي درباره پيدايش زمين نمي‌توان ساختمان دروني كنوني زمين و رويدادهايي را كه در اعماق آن رخ مي‌دهد، درك كرد. در اعصار باستان تصورات مربوطه به پيدايش زمين و ساير سيارات منظومه خورشيدي داراي جنبه مذهبي بود. از جمله در عصر يونان قديم هومر  (Homere) زمين را به صورت قرص فرض مي‌كرد. كه اطراف آن را دريايي بزرگ احاطه كرده است و يونان را مركز آن مي‌دانست و چنين بيان مي‌داشت كه اين قرص روي ستون‌هاي محكمي كه بر دوش رب‌النوع اطلس استوار است. شرقي‌ها از جمله معتقدين دين برهما تصور مي‌كردند كه ستونهاي مزبور بر روي چهار فيل عظيم‌الجثه قرار گرفته است.

 

تاکنون نظریات زیادي در مورد منشأ منظومه شمسی و زمین ارائه شده است، در میان آنها ، دو نظر اساسی وجود دارد. اولی فرضیه برخورد نزدیک نام گرفته است. بر این پایه است که سیاره ها ، از مواد جدا شده از خورشید، تشکیل شده اند. بر طبق آن ، کشش گرانشی یک ستاره یا دنباله دار به حدي بوده است که هنگام عبور از کنار خورشید مقداري از ماده آن را بیرون کشیده است. زمین ما عضوي از خانواده خورشید است.


نظریه برخورد نزدیک

 

در اوایل قرن بیستم میلادي دو اخترشناس آمریکایی نظریه برخورد نزدیک را ارائه دادند که بنا به عقیده آنها، ذراتی از ماده خورشید، در اثر برخورد نزدیک یک ستاره دیگر بیرون ریخته است. بعداً این ذرات به همدیگر پیوسته و اجرام بزرگی را تشکیل میدهند که از این اجرام بزرگ ، سیاره ها بوجود آمده اند.

 

فرضیه کانت – لاپلاس

 

نظریه مهم دیگر در سال 1755 میلادي ( 1134 شمسی) بوسیله فیلسوف آلمانی ، امانوئل کانت ، مطرح شد. نظر کانت به عقیده قابل قبول امروزي شبیه است. بر طبق آن ، منظومه شمسی از یک ابر گاز و غبار در حال چرخش ، شکل گرفته است. نظر کانت بوسیله ریاضیدان فرانسوي به نام پیر دو لاپلاس بسط داده شد. فرضیه کانت – لاپلاس ، یک ابر بسیار بزرگ از گازهاي داغ را ترسیم میکند که به دور محور خود میچرخد. کانت و لاپلاس ، این ابر بزرگ را سحابی نامیده اند.

سرد شدن گاز سحابی ، باعث انقباض آن میشود. در این ضمن ، با انقباض جرم اصلی ، حلقه هایی از گاز در اطراف آن باقی می مانند. این جرم اصلی همان خورشید است. حلقه ها ، در اثر نیروي گریز از مرکز (نیرویی است که اجسام در حال چرخش را به طرف بیرون از مرکز چرخش میراند.) از مرکز دور میشوند. بنابراین فرضیه ، حلقه هاي جدا از هم ، منقبض شده و سیاره ها را بوجود آورده اند. دانشمندان در درستی این نظر تردید دارند، چرا که گازهاي داغ گرایشی به انقباض ندارند، بلکه در فضا گسترش مییابند.

 

مشخصات منظومه شمسی


سن: 4.568  میلیارد سال

محل: ابر محلی بین ستاره ای ،حباب محلی، بازوی اریون - Cygnus، راه شیری

جرم سیستم: 1.0014  جرم خورشیدی

نزدیک ترین ستاره: Proxima Centauri (4.25 ly)

آلفا قناتوری (4.37 ly)

نزدیک ترین سیستم سیاره ای شناخته شده : سیستم Proxima Centauri (4.25 ly)

سیستم سیاره ای محور نیمه عمده سیاره شناخته شده بیرون (نپتون):

30.10 AU 4.5 bill. km; 2.8 bill. mi))

فاصله تا کمربند کویپر: AU 50

سیارات شناخته شده: 8 سیاره: (عطارد – زهره - زمین - مریخ - مشتری - زحل - اورانوس - نپتون)

سیارات کوتوله شناخته شده : (سرس - پلوتو – هائومیا – ماکی ماکی - اريس)

ماهواره های طبیعی شناخته شده : 575 (185 سیاره - 390 سیاره کوچک)

سیارک های شناخته شده : 796,354

دنباله دارهای شناخته شده: 4,143

قمرهای گرد شناسایی شده : 19 (5–6 به احتمال زیاد در تعادل هیدرواستاتیک)

فاصله تا مرکز کهکشانی: 27,000 ± 1,000 ly

فاصله تا کنارهٔ کهکشان: 2500 ly

سرعت مداری: 220 km/s

دوره مداری: 225–250 myr

خواص مربوط به ستاره

نوع طیفی: جی۲ وی

خط یخ زدگی: ≈5 AU

شعاع کره تپه یا حوزه هیل و تسلط جاذبه ای: ≈1–3 ly


مکان منظومه ی شمسی در بازوي شکارچی، کهکشان راه شیري

توضیح کامل درباره  منظومه شمسی

 

 

اعضای منظومه شمسی از سه نسل اند.خورشید تنها عضو نسل اول بوده و در حدود ۵بیلیون سال پیش زاده شده است.سیارات،سیارک ها و بیشتر اجزای دیگر منظومه شمسی که اندکی دیرتر بوجود آمده اند،نسل دوم را تشکیل می دهند.قمر ها،نسل سوم، فرزندان سیارات بوده و متعلق به زمانی نزدیک ترند.عقیده عمومی بر این است که مواد اولیه همه این اجرام،در آغاز متعلق به خورشید است.فرضیه های گوناگونی در پیدایش سیارات،تا کنون،مطرح شده که مهمترین آنها عبارت اند از:

 

١- فرضیه سحابی یا فرضیه نیروی گریز از مرکز

٢- فرضیه کشندی

٣- فرضیه تصادم

۴- فرضیه برخورد ستاره دوگانه

۵- فرضیه تلاطم

۶- فرضیه پیش سحابی

 

 

١: فرضیه سحابی

 

این فرضیه به افتخار پیر سیمون لاپلاس (١٧۴٩-١٨٢٧) ریاضی دان و منجم بزرگ فرانسوی که نخستین بار آن را در سال ١٧٩۶ ارائه کرد،فرضیه سحابی لاپلاس نامیده می شود.مطابق این نظریه زمانی خورشید توده قرص مانند گسترده ای از گاز سوزان بودکه به کندی دوران می کرد و وسعت آن از مدار پلوتون، بیرونی ترین سیاره هم فراتر می رفت. سلسله حوادث زیر موجب پیدایش سیارات گردید:

١- این گاز سرد شد

٢- در نتیجه منقبض شد و شعاع قرص کاهش یافت.

٣- کاهش شعاع موجب افزایش سرعت دورانی و در نتیجه افزایش نیروی گریز از مرکز شد.

۴- حلقه ی گاز به تدریج به صورت کره ای انقباض یافت و یکی از سیارات شد.

همچنین خورشید باز هم سردتر شد و این فرایند تکرار شد و سیارات دیگر بوجود آمدند.

انتقاد از نظریه لاپلاس:گرچه این نظریه در نظر اول معقول می نماید ولی تأمل بیشتر در آن نشان می دهد که به هیچ روی قابل دفاع نیست، زیرا با چندین اصل بنیادی ناسازگار است.٢مورد از این ناسازگاری ها عبارت اند از:

١- می توان نشان داد که حلقه ها پس از جدا شدن از خورشید نمی توانستد به صورت جسمی واحد، یا حتی اجسامی چند، انقباض یابند. بلکه نظریه فیزیکی نشان می دهد که قسمت اعظم ماده این حلقه ها باید مولکول به مولکول تبخیر و داخل فضا می شدند.باقی مانده آن در نتیجه اثرات کشندی خورشید بر حلقه باید به صورت تعداد بی شماری جسم به اندازه قلوه سنگ یا کوچک تر در می آمدند.

٢- می توان نشان داد که حرکت وضعی (به دور خود) و انتقالی (به دور خورشید) سیاراتی که بدین طریق بوجود آمده باشند می بایست بسیار کند تر از آن باشد که در حال حاضر مشاهده می شود یا خورشید باید بسیار سریع تر دوران کند.

به بیان دیگر خورشید باید صاحب قسمت اعظم تکانه زاویه ای منظومه شمسی باشد و همه سیارات و سیارک ها باهم تکانه زاویه ای اندکی داشته باشند. مطابق این نظریه، سحابی اولیه، در حالی که سرد می شد می بایست متراکم شود و بخش اعظم تکانه  زاویه ای را در جرم مرکزیش (خورشید) حفظ کند و به حلقه هایی که جدا می شوند فقط کسر کوچکی از این ماند دورانی اعطا شود. ولی واقعیت این است که خورشید فقط صاحب ٢ درصد از این تکانه حرکت دورانی است.

 

٢:فرضیه های کشندی و تصادم

 

بر طبق فرضیه کشندی، که به فرضیه برخورد نیز معروف است،‌ سیارات بر اثر کشند های عظیمی بوجود آمدند که عبور ستاره ای دیگر از نزدیکی خورشید، در آن ایجاد کرد. گاز های چگالی که از خورشید جدا شد دارای حرکتی در امتداد ستاره گذرنده بود. بخشی از ماده ی جدا شده را احتمالا" این ستاره همراه خود برد. بخشی دیگر نیز مسلما" به سطح خورشید باز گشت. قسمت سومی نیز وجود داشت که نیروی گریز از مرکز وارد بر آن به اندازه ای بود که بر جاذبه ی گرانشی فایق آمد. این قسمت سیارات متعدد را بوجود آورد. این نظریه در ابتدا (( خرده سیارات )) نامیده شد. دلیل این نامگذاری حاکی از آن است که نتیجه ی بلافصل عمل کشندی صرفا" ایجاد سیاراتی خرد بود. این خرده سیارات با جذب ماده ی پراکنده ی حول و حوش خود منظومه ای از نه سیاره شناخته شده را بوجود آورد.

انتقاد: مهاسباتی که بر فرمول های بنیادی فیزیک مبتنی است نشان می دهد که هیچ یک از این دو فرضیه قابل قبول نیست. در اینجا نیز دشواری اصلی مربوط می شود به توزیع مشهود تکانه های زاویه ای، یعنی این که خورشید فقط ٢ درصد و سیارات نزدیک ٩٨ درصد تکانه ی زاویه ای را دارند.

 

٣:فرضیه برخورد ستاره ی دوگانه

 

فرضیه برخورد ستاره ی دوگانه که به وسیله ی منجم انگلیسی ر.ا.لیتلتن ارائه شد دارای این مزیت بزرگ بر فرضیه های پیشین است که واقعیت های مشهود مربوط به تکانه ی زاویه ای را نقض نمی کند. بنابر فرضیه لیتلتن خورشید در آغاز یک ستاره ی دوگانه بود و ستاره ی عابر با ندیم خورشید تصادم کرد. حوادثی که پس از این تصادم روی داد و ممکن است در حدود یک ساعت طول کشیده باشد، عبارت اند از:١- ستاره های متصادم (ستاره ی عابر و ندیم خورشید) پس از تصادم نواری از ماده را پدید آوردند که بزرگی آن به اندازه ای بود که می توانست همه ی سیارات و اقمار و غیره را بوجود آورد.٢- دو ستاره مانند توپ های بیلیارد پس از برخورد هر یک به راه خود رفتند و با خود قسمت هایی از این نوار را که تحت تأثیر میدان های گرانشی شان بود، برذند.٣- اعضای مختلف منظومه شمسی از بخش مرکزی ماده ی به جا مانده پدید آمد. تکانه زاویه ای ماده در این بخش مرکزی می تواند با مقادیر مشهود متناظر باشد.

انتقاد: محاسبات نشان می دهد که ٩۴ درصد نوار را ستاره های متصادم با خود می برند و ۶درصد از بخش مر کزی پیش از آن که زیر تأثیر جاذبه ی خورشید به تنهایی قرار گیرد، تا مدتی ستاره ی عابر و ندیم خورشید را دنبال می کند. احتمال آنکه سیارات از این ۶ماده تشکیل شده باشند فوق العاده اندک است. رویداد بی اندازه محتمل تر آن است که آثار کشندی ناشی از ستاره ی عابر و ندیم خورشید این بخش از نوار را به تکه های بسیار، پاره پاره کند که این تکه ها سرانجام در فضای مجاور پراکنده شوند.

 

۴:فرضیه تلاطم

 

یکی از بهترین فرضیه ها، فرضیه تلاطم است که کار فیزیکدان آلمانی، کارل فریدریش فن وایتس زکر است. نقطه آغاز این فرضیه که در سال ١٩۴۵ انتشار یافت، شبیه فرضیه ی لاپلاس است. مطابق نظریه وایتش زکر خورشید، زمانی در جریان پیدایش به وسیله ی ابر قرص مانندی از گاز احاطه شده بود که به کندی دوران می کرد. قطر این قرص از مرتبه ی بزرگی قطر کنونی منظومه ی شمسی بود و دما در فواصل مختلف از خورشید مرکزی نظیر دمایی بود که اکنون هشت سیاره ی منظومه ی شمسی در فواصل خود دارند. جرم این سحابی یک صد بار بیشتر از جرم کل سیارات و تقریبا" برابر با ١٠ درصد جرم خورشید فرض می شود. سحابی به طور عمده متشکل بود از ئیدروژن و هلیوم و فقط یک درصد عناصر سنگین تر. از قرار معلوم زنجیره ی حوادث زیر، به دنبال حالت اولیه روی داده است:١- پس از ٢٠٠ میلیون سال مولکول های ئیدروژن و هلیوم از قرص خارج و در فضا پراکنده شدند و در نتیجه جرم گاز ها از ١٠ درصد جرم خورشید در آغاز به مقدار ١ر٠درصد کنونی آن کاهش یافت ولی تکانه ی زاویه ای اولیه سحابی تغییر نکرد، به این طریق مقدار بزرگ کنونی این کمیت توضیح داده می شود.٢- در آن ٢٠٠ میلیون سال، در نتیجه ی تفاوت سرعت میان قسمت های مختلف سحابی حجره های تلاطم بوجود آمدند.ماده ی موجود در هر حجره در جهت حرکت عقربه های ساعت حرکت می کرد در حالی که خود حجره در خلاف جهت آن. بنابر این فرضیه سیارات در نواحی بدون راه گریز میان حجره ها تشکیل شدند. این نواحی، به علت وجود جریان های متضاد در مرز هایشان، با جذب مواد از حجره های مجاور به سرعت رشد کردند و از این رو موجب تجمع مقدار زیادی ماده شدند که در خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت دوران می کرد. سرانجام پنج تا از این توده های متساوی الفاصله به هم می پیوستند و سیاره ای در فاصله ی معین را بوجود آورد.

انتقاد: بسیاری از چیز هایی را که درباره ی منظومه ی شمسی می دانیم می توان بر اساس فرضیه فن وایتس زکر توضیح داد، اما سؤال های بسیاری نیز بی پاسخ می ماند. مثلا" این فرضیه مطالب زیر را توضیح می دهد:

 

١- این واقعیت که سیارات و سیارک ها تقریبا" در یک صفحه ی مشترک حرکت می کنند.

٢- این واقعیت که صفحه ی استوایی خورشید تقریبا" بر صفحه ی مداری سیارات منطبق است.

٣- این که سیارات تقریبا" تمام تکانه ی زاویه ای کل سیستم را در خود دارند.

۴- این که فواصل سیارات از الگوی منظمی که با قانون بد بیان می شود، تبعیت می کند.

شمار سؤال هایی که هنوز بی جواب اند بسیار زیاد است و مهم ترین آنها از این جمله اند:

١- چگونه قطره ها و ذرات، کلوخه ها را تشکیل دادند؟

٢- از چه طریقی چندین کلوخه با هم یکی شده و سیاره ای را بوجود آوردند؟

٣- چرا سیاره ی اورانوس بر گرد محوری می چرخد که تقریبا" عمود بر محور صفحه ی مداری است؟

۴- چرا معدودی از قمر ها دارای حرکت معکوس اند؟

5:فرضیه پیش سیاره

 

بر طبق این فرضیه:

 

1- گوی بزرگی از گاز و غبار، بر اثر نیروهای گرانشی و گریز از مرکز، تبدیل به قرصی شد که به سرعت دوران می کرد. 95 درصد ماده ی اصلی در نزدیکی مرکز قرص جمع شد، پس از مدتی این مواد به خورشید جوان سرد تبدیل شدند و 5 درصد دیگر در قرص باقی ماند که پس از مدتی پیش سیاره های منظومه شمسی گردیدند.

 

2- تلاطم بر قرص حاکم بود و تجمع ماده در قسمت های مختلف آن پیوسته تشکیل می شد و بی درنگ از بین می رفت. با وجود این زمانی فرا رسید که چنان تجمعی از ماده پدید آمد که جاذبه ی گرانشی آن به اندازه ای بود که می توانست بر نیروهای گسلنده ی تلاطم چیره شود. اندازه و جرم چنین تجمعی، با جذب ماده از محیط مجاور به سرعت رشد کرد و سرانجام پیش سیاره ای شد. پیش سیاره های دیگر نیز به طرزی مشابه در فواصل گوناگون از خورشید تشکیل شدند. پیش سیاره های نزدیک به خورشید جرم زیادی در خود جمع نکردند، زیرا در آن فواصل قبلا" خورشید خود بیشتر مواد را جذب کرده بود. پیش سیاره هایی هم که از خورشید بسیار دور بودند چندان بزرگ نشدند، زیرا در این نواحی بیرونی قرص مقدار ماده اندک بود.

 

3- خورشید جوان و سرد، به انقباض و گرم شدن ادامه داد. سرانجام در حدود 5 بیلیون سال پیش هسته ی آن به قدری گرم شد که گداخت ئیدروژن به هلیوم در آن آغاز گردید و خورشید با قدرت تمام به گسیل تابش و باد خورشیدی پرداخت. تابش و باد خورشیدی تمام ماده ای که بین پیش سیاره های منظومه ی شمسی وجود داشت جاروب کرد و پیش سیاره ها را گرم ساخت و سبب شد که مقدار زیادی از جرم آنهابه فضای میان ستاره ها بگریزد. در جریان این جاروب کردن، زمین 9ر99 درصد از جرم پیش سیاره ای خود را از دست داد. پیش سیاره ی مشتری نیز تقریبا" همه ی جرمش (95 درصد) را در جریان تبدیل به سیاره ی مشتری از دست داد.

 

* امروزه رئوس فرضیه پیش سیاره ی کوئیپر، مورد قبول منجمان است. صورت های گوناگونی از این فرضیه ارائه شده است که در جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند و ویژگی های خاصی را توضیح می دهند. فرآیند ها بر افزایش دانه ها و خرده سنک ها و پیدایش خرده سیارات و بالاخره تکوین پیش سیاره ها از طریق خذب ماده ی اطراف، در همه ی آنها مشترک است. شروع فرایند های گرماهسته ای در مرکز خورشید، موجب تشکیل باد خورشیدی شد که انتقال تکانه ی زاویه ای را به نواحی بیرونی امکان پذیر ساخت.

 

 

کشف و اکتشاف


بررسی اجمالی منظومه شمسی: خورشید، سیارات، سیارات کوتوله و قمرها برای اندازه های نسبی خود در مقیاس هستند، نه برای مسافت ها. مقیاس فاصله جداگانه در پایین است. قمرها در نزدیکی سیارات خود با نزدیکی مدارهای خود ذکر شده اند؛ فقط بزرگترین قمرها نشان داده شده اند.

 

ساختار و ترکیب

 

جزء اصلی منظومه شمسی خورشید است، یک ستاره دنباله دار اصلی G2 که حاوی ۹۹٫۸۶٪ جرم شناخته شده سیستم است و از نظر گرانشی بر آن مسلط است.  چهار جرم بزرگ در حال گردش خورشید به نام سیارات غول پیکر ۹۹٪ از جرم باقی مانده را تشکیل می دهند که مشتری و زحل با هم بیش از ۹۰٪ را شامل می شوند. اجسام باقی مانده از منظومه شمسی (شامل چهار سیاره زمینی، سیارات کوتوله، قمرها، سیارک ها، و دنباله دارها) با هم کمتر از ۰٫۰۰۲٪ از کل جرم منظومه شمسی را شامل می شوند.

بیشتر اجسام بزرگ در مدار اطراف خورشید در نزدیکی  مدار زمین قرار دارند که به اپلیپتیک معروف است. سیارات بسیار نزدیک به اپلیپتیک هستند، در حالی که دنباله دارها و اجسام کمربند کویپر اغلب در زوایای قابل توجهی بیشتر به آن قرار دارند.  در نتیجه شکل گیری منظومه شمسی، سیارات (و بیشتر اجسام دیگر) در همان جهتی که خورشید در حال چرخش است به دور خورشید می چرخند (ضد عقربه های ساعت، همان طور که از بالای قطب شمال زمین مشاهده می شود).  استثناهایی مانند دنباله دار هالی وجود دارد. بیشتر قمرهای بزرگتر در این جهت پروگراد به دور سیارات خود می چرخند (با اینکه تریتون بزرگترین استثنای عقب گرد است) و بیشتر اجسام بزرگتر خود را در یک جهت می چرخانند (با اینکه زهره یک استثنای عقب گرد قابل توجه است).

ساختار کلی مناطق نمودار شده منظومه شمسی شامل خورشید، چهار سیاره داخلی نسبتاً کوچک احاطه شده توسط کمربندی از سیارک های عمدتاً صخره ای، و چهار سیاره غول پیکر احاطه شده توسط کمربند کویپر از اجسام عمدتاً یخی است. اخترشناسان گاهی این ساختار را به طور غیررسمی به مناطق جداگانه تقسیم می کنند. منظومه شمسی داخلی شامل چهار سیاره زمینی و کمربند سیارک ها است. منظومه شمسی بیرون فراتر از سیارک ها از جمله چهار سیاره غول پیکر است.  از زمان کشف کمربند کویپر، بیرون ترین بخش های منظومه شمسی منطقه ای متمایز متشکل از اجسام فراتر از نپتون محسوب می شوند. 

بیشتر سیارات منظومه شمسی سیستم های ثانویه ای از خود دارند که توسط اجسام سیاره ای به نام ماهواره های طبیعی - یا قمرها (که دو قمر تایتان و گانیمد بزرگتر از سیاره عطارد هستند) در مدار قرار می گیرد. چهار سیاره غول پیکر دارای حلقه های سیاره ای هستند، باندهای نازکی از ذرات کوچک که در یونیسون به دور آن ها می چرخند. بزرگترین ماهواره های طبیعی در چرخش سنکرون به دور سیارات خود هستند که یک طرف برای همیشه به سمت والد خود می چرخد.


تمام سیارات منظومه شمسی بسیار نزدیک به اپلیپتیک نهفته اند. هر چه به خورشید نزدیک تر شوند، سریع تر می چرخند.

 

قوانین حرکت سیاره ای کپلر مدار اجسام مربوط به خورشید را توصیف می کند. به دنبال قوانین کپلر، هر جسم در امتداد یک بیضی با خورشید در یک تمرکز سفر می کند. اجسام نزدیک تر به خورشید (با محورهای نیمه عمده کوچکتر) با سرعت بیشتری سفر می کنند زیرا بیشتر تحت تأثیر گرانش خورشید قرار می گیرد. در یک مدار بیضوی، فاصله یک جسم از خورشید در طول سال آن متفاوت است. نزدیک ترین رویکرد یک جسم به خورشید پریهلیون آن نامیده می شود، در حالی که دورترین نقطه آن از خورشید را آفلیون آن می نامند. مدار سیارات تقریباً دایره ای هستند، اما بسیاری از ستاره های دنباله دار، سیارک ها و اجسام کمربند کویپر مدارهای بسیار بیضوی را دنبال می کنند. موقعیت های اجسام در منظومه شمسی را می توان با استفاده از مدل های عددی پیش بینی کرد.

اگرچه خورشید بر اساس جرم بر سیستم مسلط است، اما تنها حدود ۲٪ تکانه زاویه ای را به خود حساب می کند. سیارات تحت سلطه مشتری، بیشتر بقیه تکانه زاویه ای را به دلیل ترکیب جرم، مدار و فاصله آن ها از خورشید، با سهم احتمالاً قابل توجهی از ستاره های دنباله دار به خود حساب اختصاص می دهد.

خورشید، که تقریباً تمام ماده در منظومه شمسی را شامل می شود، تقریبا از ۹۸٪ هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است. مشتری و زحل -که تقریباً تمام ماده باقی مانده را شامل می شوند- نیز در درجه اول از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده اند. گرادیان ترکیبی نیز وجود دارد آن دسته از اجسام نزدیک تر به خورشید، که بیشتر تحت تاثیر گرما و فشار نور قرار می گیرند، از عناصری با نقاط ذوب بالا تشکیل شده اند. اجسام دورتر از خورشید تا حد زیادی از موادی تشکیل شده اند که نقاط ذوب پایین تری دارند. مرز در منظومه شمسی که فراتر از آن آن مواد فرار می تواند متراکم شوند به عنوان خط یخبندان شناخته شده است، و آن تقریبا در    AU 5 (750 میلیون کیلومتر؛ 460 میلیون مایل) از خورشید قرار دارد.

اجسام منظومه شمسی داخلی بیشتر از سنگ تشکیل شده اند، ترکیباتی با نقاط ذوب بالا، مانند سیلیکت ها، آهن یا نیکل، که تقریباً تحت تمام شرایط در به صورت جامد باقی ماندند. مشتری و زحل عمدتا از گازها تشکیل شده است، اصطلاح نجومی برای مواد با نقاط ذوب بسیار پایین و فشار بخار بالا -مانند هیدروژن، هلیوم، و نئون -که همیشه در فاز گازی در سحابی بودند. یخ ها، مانند آب، متان، آمونیاک، سولفید هیدروژن، و دی اکسید کربن ، دارای نقاط ذوب تا چند صد کلوین هستند. آنها را می توان به عنوان یخ، مایعات، و یا گاز در مکان های مختلف در منظومه شمسی یافت ، در حالی که در سحابی آنها یا در فاز جامد و یا گازی بودند. مواد یخی اکثریت ماهواره های سیارات غول پیکر و همچنین بیشتر اورانوس و نپتون (به اصطلاح غول های یخی) و اجسام کوچک متعددی را شامل می شوند که فراتر از مدار نپتون قرار دارند.  گازها و یخ ها را فرار می نامند. 

 

 

فاصله ها و مقیاس ها


مقایسه اندازه خورشید و سیارات

 

 

فاصله زمین تا خورشید ۱ واحد نجومی [AU] (۱۵۰٬۰٬۰ کیلومتر ؛۹۳٬۰٬۰ مایل) است. برای مقایسه، شعاع خورشید ۰٫۰۰۴۷ AU (۷۰۰00۰ کیلومتر؛ ۴۰۰00۰ مایل) است. به این ترتیب خورشید ۰٫۰۱٪ (۱۰−۵٪) حجم یک کره با شعاعی به اندازه مدار زمین را اشغال می کند، در حالی که حجم زمین تقریباً یک میلیونم (۱۰−۶)خورشید است. مشتری که بزرگترین سیاره است، ۵٫۲ واحد نجومی (۷۸۰ میلیون کیلومتر؛ ۴۸۰ میلوین مایل) از خورشید است و شعاع آن ۷۱00۰ کیلومتر (۰٫۰۴۷    AU; ۴۴00۰ مایل) است، در حالی که دورترین سیاره، نپتون، AU ۳۰ (۴٫۵×۱۰۹ کیلومتر؛ ۲٫۸×۱۰ ۹ مایل) از خورشید است.

با چند استثنا، هر چه یک سیاره یا کمربند از خورشید دورتر باشد، فاصله بین مدار آن و مدار جسم نزدیک تر بعدی به خورشید بزرگتر است. به عنوان مثال، زهره تقریباً AU ۰٫۳۳ دورتر از خورشید نسبت به عطارد است، در حالی که زحل AU ۴٫۳ از مشتری خارج است، و نپتون AU ۱۰٫۵ از اورانوس دورتر است. تلاش هایی برای تعیین رابطه بین این فاصله های مداری صورت گرفته است (برای مثال قانون تیتیوس–بود)، اما چنین نظریه ای پذیرفته نشده است.

برخی از مدل های منظومه شمسی تلاش می کنند مقیاس های نسبی درگیر در منظومه شمسی را بر روی شرایط انسانی منتقل کنند. برخی در مقیاس کوچک هستند (و ممکن است مکانیکی باشند—به نام orreries)—در حالی که برخی دیگر در سراسر شهرها یا مناطق منطقه ای گسترش می یابد.  بزرگترین مدل مقیاس از جمله، منظومه شمسی سوئد، با استفاده از 110 متر (361 فوت) اریکسون گلوب در استکهلم به عنوان جایگزین خود خورشید، و به دنبال مقیاس، مشتری یک کره ۷٫۵ متری (۲۵ فوتی) در فرودگاه استکهلم آرلندا است که ۴۰ کیلومتر (۲۵ مایل) دورتر است، در حالی که دورترین جسم فعلی، Sedna،یک کره ۱۰ سانتی متری ، در  Luleåاست ، 912 کیلومتر (567 مایل) دورتر.

اگر فاصله خورشید–نپتون تا ۱۰۰ متر (۳۳۰ فوت) مقیاس شود، آنگاه خورشید حدود ۳ سانتی متر (۱٫۲ اینچ) قطر (تقریباً دو سوم قطر یک توپ گلف) خواهد بود، سیارات غول پیکر خواهند بود همه کوچکتر از حدود 3 میلی متر (0.12 اینچ) ، و قطر زمین به نسبت دیگر سیارات زمینی خواهد بود کوچکتر از کک (0.3 میلی متر یا 0.012 اینچ) در این مقیاس.


فاصله های اجسام منتخب منظومه شمسی از خورشید. لبه های چپ و راست هر نوار به ترتیب با پریهلیون و آفلیون جسم مطابقت دارد، از این رو میله های بلند برون گرای مداری بالایی را نشان می دهند. شعاع خورشید ۰٫۷ میلیون کیلومتر است و شعاع مشتری (بزرگترین سیاره) ۰٫۰۷ میلیون کیلومتر است که هر دو برای ثبت  بر روی این تصویر بیش از حد کوچک هستند.

 

شکل گیری و تکامل


تصور هنرمند از یک دیسک پیش سیاره ای

 

مشخصات کامل سیارات کوتوله

 

نام سیارات کوتوله

 

سرس – پلوتو – هائومیا – ماکی ماکی – اریس

 

 

 

مشخصات کامل سیارات کوتوله

 

دوره چرخش : یعنی زمانی که سیاره یک دور به دور خودش می چرخد – یک شبانه روز

دوره تناوب مداری :  زمانی که سیاره یک دور به دور خورشید می چرخد -  یکسال

فاصله از خورشید -  سرعت گردش به دور خود - سرعت گردش به دور مدار  - شعاع متوسط - قطر متوسط – حجم – جرم –

سرعت گریز : سرعتی که می توان با آن سرعت از سیاره خارج شد و با کمتر از آن امکان ندارد.

انحراف محور : میزان تمایل و کجی محور سیاره

چگالی متوسط – دما – تعداد حلقه – گرانش – تعداد قمر – رنگ سیاره

 

dwarf planets

 

The name of the dwarf planets

 

Ceres – Pluto – Haumea – Makemake – Eris

 

 

 

Dwarf Planets Profile

 

Rotation period- Orbital period- Semi-major axis- Equatorial rotation velocity- Average orbital speed- Mean Radius- Mean Diameter-  Volume- Mass- Escape velocity- Axial tilt- Mean density- Surface Temperature- Number of Rings- surface gravity- Number of moons- Planet color              

 

رنگ سیارات-مدت زمان رسیدن نور خورشید و وزن انسان در سیارات

 

رنگ سیارات منظومه شمسی و علت آن

 

مدت زمان رسیدن نور خورشید به سیارات

 

وزن انسان صد کیلویی در سیارات

 

مشخصات کامل منظومه شمسی

 

مشخصات کامل سیارات به طور جداگانه

 

نام سیارات:

 

انگلیسی : Neptune – Uranus – Saturn – Jupiter – Mars – Earth – Venus – Mercury

عربی : عطارد – الزهره – الارض – المریخ – المشتری – زحل – اورانوس – نپتون

فارسی : تیر – ناهید – زمین – بهرام – برجیس یا هرمز – کیوان – اورانوس – نپتون

ترکیه : Neptün – Uranüs – Satürn – Jüpiter – Mars – Dünya – Venüs – Merkür

آذربایجان : Neptun – Uran – Saturn – Yupiter – Mars – Yer – Venera – Merkuri

 

 

مشخصات سیارات:

دوره چرخش : یعنی زمانی که سیاره یک دور به دور خودش می چرخد – یک شبانه روز

دوره تناوب مداری :  زمانی که سیاره یک دور به دور خورشید می چرخد -  یکسال

فاصله از خورشید -  سرعت گردش به دور خود - سرعت گردش به دور مدار  - شعاع متوسط - قطر متوسط – حجم – جرم –

سرعت گریز : سرعتی که می توان با آن سرعت از سیاره خارج شد و با کمتر از آن امکان ندارد.

انحراف محور : میزان تمایل و کجی محور سیاره

چگالی متوسط – دما – تعداد حلقه – گرانش – تعداد قمر – رنگ سیاره – میزان وزنه 100 کیلویی در آن سیاره


اگر در زمین 56 کیلو وزن داشته باشید در فوبوس 400 گرم وزن خواهید داشت که با یک پرش بلند می توانید از فوبوس جدا شوید.

 

  ۱۴۹,۵۹8000   =AU

 

g/cm3 = گرم بر سانتیمتر مکعب

 

m/s2 = متر بر مجذور ثانیه

 

0 کلوین (Kelvin) معادل 273.15- سانتیگراد سلسیوس (Celsius)

هر سلسیوس + 273.15 مساوی کلوین آن

 

32 فارنهایت =  0  درجه سلسیوس است و بیشتر از 32 برای هر سلسیوس + 1.8 می باشد

 

مشخصات کامل منظومه شمسی به صورت مقایسه ای     

نام سیارات:

 

انگلیسی : Neptune – Uranus – Saturn – Jupiter – Mars – Earth – Venus – Mercury

عربی : عطارد – الزهره – الارض – المریخ – المشتری – زحل – اورانوس – نپتون

فارسی : تیر – ناهید – زمین – بهرام – برجیس یا هرمز – کیوان – اورانوس – نپتون

ترکیه : Neptün – Uranüs – Satürn – Jüpiter – Mars – Dünya – Venüs – Merkür

آذربایجان : Neptun – Uran – Saturn – Yupiter – Mars – Yer – Venera – Merkuri

 

 

مشخصات سیارات:

دوره چرخش : یعنی زمانی که سیاره یک دور به دور خودش می چرخد – یک شبانه روز

دوره تناوب مداری :  زمانی که سیاره یک دور به دور خورشید می چرخد -  یکسال

فاصله از خورشید -  سرعت گردش به دور خود - سرعت گردش به دور مدار  - شعاع متوسط - قطر متوسط – حجم – جرم –

سرعت گریز : سرعتی که می توان با آن سرعت از سیاره خارج شد و با کمتر از آن امکان ندارد.

انحراف محور : میزان تمایل و کجی محور سیاره

چگالی متوسط – دما – تعداد حلقه – گرانش – تعداد قمر – رنگ سیاره – میزان وزنه 100 کیلویی در آن سیاره


 

Complete profile of the planets of the solar system by comparison

 

Complete profile of the planets of the solar system by comparison

The names of the planets

Mercury – Venus – Earth – Mars – Jupiter – Saturn – Uranus - Neptune

 

Planet specifications include

Rotation period  - Orbital period  - Semi-major axis  - Equatorial rotation velocity  - Average orbital speed  - Mean Radius  - Mean Diameter  - Volume – Mass - Escape velocity  - Axial tilt - Mean density - Surface Temperature - Number of Rings - surface gravity  - Number of moons - Planet color


 

جدول Solar system-منظومه شمسی به تفکیک هر سیاره

 

Complete profile of the planets of the solar system separately.

 

The names of the planets:

Mercury – Venus – Earth – Mars – Jupiter – Saturn – Uranus - Neptune

 

Planet specifications include:

Rotation period  - Orbital period  - Semi-major axis  - Equatorial rotation velocity  - Average orbital speed  - Mean Radius  - Mean Diameter  - Volume – Mass - Escape velocity  - Axial tilt - Mean density - Surface Temperature - Number of Rings - surface gravity  - Number of moons - Planet color


 

اندازه و مکان کهکشان راه شیری

 

 

مرکز

 

صفحهٔ کهکشانی که برآمدگی ای به سمت بیرون دارد، دارای قطری در حدود ۷۰ تا ۱۰۰ هزار سال نوری است. فاصلهٔ صفحهٔ کهکشانی تا خورشید ۱۴۰۰±۲۶۰۰۰ سال نوری تخمین زده شده، در حالی که تخمین قبلی خورشید را دورتر ۳۵۰۰۰ سال نوری از مرکز برآمدگی قرار می‌داد.

مرکز کهکشانی یک جسم بزرگ به هم پیوسته‌است که به نظر می‌رسد بقیه مواد به دور آن می‌چرخند. یک منبع رادیویی قوی با نام کماندار از مرکز کهکشان راه شیری عکس‌برداری می کند و اخیراً تأیید شده که راه شیری دارای یک سیاه چالهٔ بسیار حجیم در مرکز آن است. تصور می‌شود که بیشتر کهکشان‌ها دارای یک سیاه چالهٔ بسیار بزرگ در مرکزشان هستند.

نوار کهکشان راه شیری که به نظر می‌رسد ۲۷۰۰۰ سال نوری درازا دارد، به سمت مرکز کهکشان ادامه پیدا می‌کند با زاویه‌ای حدود ۱۰±۴۴ درجه نسبت به خط بین خورشید و کهکشان؛ که در درجهٔ اول از ستاره‌های سرخ تشکیل شده، و این یک باور باستانی است. این نوار توسط حلقه‌ای احاطه شده که به حلقهٔ kpc-۵ معروف است، که شامل بخش بزرگی از هیدروژن مولکولی حاضر در کهکشان است. همچنین بیشتر ستاره‌های راه شیری ستاره‌های فعالی هستند، که از کهکشان همسایه، آندرومدا، دیده می‌شوند؛ که این امر بیانگر قابلیت بالای کهکشان ما است.


اشعه ایکس شراره از Sagittarius A  ، محل سیاه چاله فوق العاده بزرگ در مرکز راه شیری.

 

مرکز کهکشانی توسط یک منبع رادیویی شدید به نام Sagittarius A  مشخص شده است. حرکت اجرام در اطراف مرکز نشان می دهد که Sagittarius A یک جسم عظیم و فشرده دارد.  این غلظت جرم به بهترین وجه به عنوان یک سیاهچاله ابرانبش  (SMBH) با جرم تخمینی 4.1–4.5 میلیون برابر جرم خورشید می باشد.  SMBHها در نزدیکی مرکز اکثر کهکشان های عادی قرار دارند.

 

ساختار بازوهای مارپیچی کهکشان راه شیری که ستارهٔ خورشید در شکل مشخص می‌باشد

 

اندازه و جرم


تصور بر این است که ساختار کهکشان راه شیری شبیه به کهکشان  UGC 12158است.

 

اندازه‌گیری‌های اخیر توسط (VLBA) نشان داده‌است که کهکشان راه شیری بسیار حجیم‌تر از آن است که پیش‌تر تصور می‌شد. جرم کهکشان ما در حال حاضر مشابه با جرم بزرگ‌ترین کهکشان همسایه، آندرومدا، در نظر گرفته می‌شود. محققان با استفاده از (VLBA) و با استفاده از فرضیات کمتری نسبت به تلاش قبلی، قادر به اندازه‌گیری تغییرات ظاهری کهکشان و مناطق پرت و دور افتاده‌ای که ستاره‌ها در آنجا شکل می‌گیرند، هستند.

 

کهکشان راه شیری دومین کهکشان بزرگ گروه محلی (پس از کهکشان آندرومدا) است که دیسک ستاره ای آن تقریباً ۱۷۰۰00–۲۰۰۰00 سال نوری (۵۲–۶۱ کیلو پارسک) قطر دارد و به طور متوسط تقریباً ۱00۰ سال نوری  (۰٫۳ کیلو پی سی) ضخامت دارد. راه شیری تقریباً ۸۹۰ میلیارد تا ۱٫۵۴ تریلیون برابر جرم خورشید است.

 

قطر صفحهٔ کهکشان راه شیری حدود ۱۰۰ هزار سال نوری یا ۳۰٬۰۰۰ پارسک است. ۹۰٪ از جرم کهکشان راه شیری، ماده تاریک است که برای تلسکوپ‌ها قابل مشاهده نیست و هیچگونه تابش الکترومغناطیسی جذب و دفع نمی‌کند. تعداد ستارگان کهکشان راه شیری بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد تخمین زده می‌شود. شمردن همه ستاره‌های یک کهکشان غیرممکن است.


مشخصات شماتيکي از راه شيري

 

مخفف: GNP/GSP: قطب های کهکشانی شمال و جنوب

 

محیط

 

از آن‌جایی که کهکشان راه شیری و زن برزنجیر بسوی یکدیگر در حرکتند، انتظار می‌رود آنها تا حدود ۴ میلیارد سال آینده با یکدیگر برخورد کنند.

کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا یک سیستم دوتایی از کهکشان بزرگ مارپیچی هستند، که خود آن قسمتی از ابر خوشهٔ دوشیزه هستند.

 

در اندازه‌گیری‌های کنونی پیش بینی می‌شود که کهکشان آندرومدا با سرعت ۱۰۰–۱۴۰ کیلومتر در ثانیه به ما نزدیک می شود و راه شیری می‌تواند در ۳ تا ۴ میلیارد سال با آن برخورد کند و به اهمیت اجزاء جانبی ناشناخته که در کهکشان حرکت نسبی بستگی دارد. اگر آن‌ها با هم برخورد کنند ، ستاره‌های داخل کهکشان با هم برخورد نخواهند کرد، اما در عوض دو کهکشان ادغام خواهد شد یک کهکشان بیضوی مسافتی در حدود یک میلیارد کیلومتر در سال می‌پیماید.

 

اخترشناسان معتقدند که راه شیری تقریباً با ۶۳۰ کیلومتر بر ثانیه نسبت به شکل‌های محلی حرکت مرجع است. اگر کهکشان با۶۰۰ کیلومتر بر ثانیه حرکت کند زمین با ۵۱٫۸۴ میلیون کیلومتر در روز یا بیشتر از ۱۱۸٫۹ بیلیون کیلومتر بر سال حرکت می‌کند.

راه شیری، تصور می‌شود که در جهت جذب ‌کننده بزرگ حرکت می‌کند. گروه محلی خوشه ای ، شامل کهکشان‌هاست که کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا در میان آنهاست و قسمتی از ابر خوشه‌است که ابر خوشه محلی نام دارد.

 

تعداد سیاره‌ها

 

در ژانویه ۲۰۱۳ پژوهشگران و ستاره‌شناسان مؤسسه فناوری کالیفرنیا اعلام کردند که در کهکشان راه شیری به ازای هر ستاره دست کم یک سیاره موجود است. این مؤسسه تعداد سیاره‌های فراخورشیدی را ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد عدد، برآورد کرده‌است. پژوهش بر روی سیاره‌های ستاره کپلر ۳۲ نشان می‌دهد که سامانه‌های سیاره‌ای ممکن است الگو و قاعده‌ای برای ستاره‌های کهکشان راه شیری به‌شمار بروند.

ستاره‌شناسان مرکز اخترفیزیک هاروارد-اسمیتسونین در گزارش خود اعلام کردند دست کم ۱۷ میلیارد سیاره فراخورشیدی زمین‌سان در کهکشان راه شیری مستقر می‌باشد.

 

جریان ذرات در مرکز کهکشان

 

در ژانویه ۲۰۱۳ یک جریان خروجی بسیار بزرگ از ذرات شارژ شده که به شکل یک آبفشان است، در مرکز کهکشان راه شیری کشف گردید. این جریان خروجی به کشیدگی و درازای ۵۰۰۰۰ سال نوری از صفحه کهکشانی است. محققین بر این باورند که سوخت و انرژِی این جریان شدید ذرات، از شکل‌گیری ستاره‌ها تأمین می‌شود.


مکان خورشید و همسایگی آن


نقشه 3-D از ستاره ها در محله خورشیدی.

 

خورشید در نزدیکی حاشیه داخلی بازوی اوریون ،در داخل کرف محلی حباب محلی ، و در کمربند گولد است.

منظومه شمسی در جهت صورت فلکی زودیاک عقرب -که به دنبال اکلپیتیک است- پیش می رود.

 

خورشید ممکن است در نزدیکی لبهٔ داخلی بازوی شکارچی کهکشان، در پف کردگی محلی در داخل حباب، و در کمربند گولد در فاصلهٔ ۱۱۰۰±۲۷۲۰۰ سال نوری از مرکز یافت شود. خورشید در حال حاضر در ۳۰– ۵پارسک از صفحهٔ مرکزی کهکشان قرار دارد. فاصلهٔ بین بازوی محلی و بازوی بعد، بازوی برساووش، در حدود ۶۵۰۰ سال نوری است. خورشید و متعاقباً منظومهٔ شمسی در منطقهٔ قابل سکونت کهکشان یافت می‌شوند.

در حدود ۲۰۸ ستاره با درخشندگی بیشتر از ۵/۸در ۱۵ پارسکی خورشید قرار دارند. به عبارت دیگر ۶۴ ستاره ناشناخته در ۵ پارسکی خورشید قرار دارد. چگالی ای در حدود ۱۲۲/۰در هر مکعب در یک پارسک؛ و این نشان دهندهٔ این واقعیت است که بیشتر ستاره‌ها از درخشندگی کمتر از ۵/ ۸برخوردارند.

نقطهٔ اوج حرکت خورشید، یا نقطهٔ اوج خورشیدی، در جهتی است که خورشید در فضا در کهکشان راه شیری حرکت می‌کند. جهت عمومی حرکت خورشید به سمت ستارهٔ وگا بدر نزدیکی صورت فلکی هرکول با زاویهٔ ۶۰ درجهٔ آسمانی در جهت مرکز کهکشان است.انتظار می‌رود که مدار خورشیدی در اطراف کهکشان بیضوی باشد، به دلیل بازوهای مارپیچی و توزیع غیر یکنواخت توده‌ها. به علاوه خورشید به سمت بالا و پایین نوسان می‌کند به خاطره صفحهٔ کهکشانی به تعداد ۷/۲بار در هر چرخش؛ و این بسیار شبیه کار کردن نوسانگری است که بدون اعمال هیچ نیرویی نوسان می‌کند.

بین  ۲۲۵تا ۲۵۰ میلیون سال طول می‌کشد تا منظومهٔ شمسی یک دور کامل در راه شیری بزند (سال کهکشانی). بنابراین به نظر می‌رسد  ۲۰تا ۲۵   دور کامل در طول عمر خورشید بزند. سرعت چرخش منظومهٔ شمسی حول مرکز در حدود ۲۲۰کیلومتر بر ثانیه است در این سرعت ۱۳۶۳ سال طول می‌کشد که منظومهٔ شمسی یک سال نوری را طی کند.

 

نمای  ظاهری


بخشی از کهکشان راه شیری در بیابانی بدون آلودگی نوری در نوادا. بخش پرنورتر، مرکز کهکشان را که در صورت فلکی کمان واقع شده نشان می‌دهد.

خط کهکشان راه شیری از کاروانسرای دیر گچین واقع در پارک ملی کویر در استان قم

کهکشان راه شیری، شب‌ها در آسمانی کاملاً تاریک (به دور از نور ماه و آلودگی نوری) به صورت نوار سفید کم رنگی در آسمان دیده می‌شود. پهنای این نوار تقریباً ۳۰ درجه است.

راه شیری کهکشانی مارپیچی میله‌ای است. شکل کلی کهکشان‌های مارپیچی را می‌توان به یک دیسک یا قرص تشبیه کرد. بخش اصلی اجزای تشکیل دهندهٔ کهکشان (ستاره‌ها، گاز و غبار) در قالب بازوهای مارپیچی در سطح تخت این دیسک قرار دارند. ستارگان کمتری نیز به صورت هاله‌ای اطراف دیسک را دربر گرفته‌اند. این ساختار مارپیچی تنها در صورتی قابل مشاهده است که بیننده‌ای در خارج کهکشان از روبه‌رو به آن نگاه کند. ما به عنوان بیننده‌ای که از داخل صفحهٔ کهکشان به آن می‌نگریم، اجزای واقع در صفحهٔ کهکشان را به صورت نوار دایره‌ای شکل متراکمی از ستارگان، دورتادور خود می‌بینیم. این همان راه شیری است که شب‌ها در آسمان می‌بینیم. اجزای واقع در هالهٔ کهکشان را نیز که تراکم کمتری دارند، به صورت ستارگانی مجزا در سایر قسمت‌های آسمان مشاهده می‌کنیم. به این ترتیب، علاوه بر نوار شیری‌رنگ مورد اشاره، تمام ستارگان دیگری نیز که با چشم غیرمسلح در آسمان می‌بینیم، متعلق به کهکشان راه شیری هستند و این نوار نورانی تنها نشانگر آن دسته از ستارگان راه شیری است که در راستای صفحهٔ کهکشان قرار گرفته‌اند. بخش‌هایی از راه کهکشان که تاریک به نظر می‌رسند، به علت وجود گاز و غبار میان ستاره‌ای است که مانع از رسیدن نور ستارگان زمینه به چشم ما می‌شود.

درخشندگی سطحی کهکشان راه شیری کم است و تنها در آسمانی با حد قدر ۵٫۱ یا بیشتر قابل رویت است. به این ترتیب در مناطق شهری و حومه که آلودگی نوری قابل توجهی وجود دارد و همچنین در شب‌هایی که ماه در آسمان نورافشانی می‌کند، دیدن آن ممکن نیست.

بخش قابل رویت صفحه کهکشان راه شیری، گستره‌ای شامل ۳۰ صورت فلکی را در آسمان اشغال کرده‌است. مرکز کهکشان در صورت فلکی کمان قرار دارد که از سایر بخش‌ها پرنورتر است.

صفحهٔ کهکشان با دائرةالبروج یا همان صفحهٔ مداری زمین (صفحهٔ منظومهٔ شمسی) تقریباً زاویه‌ای ۶۰ درجه می‌سازد.


نمای سراسری از کهکشان راه شیری که بر فراز دریاچهٔ بونتکو (en) در شهر داچس، نیویورک امتداد یافته‌است.

 

بازوهای مارپیچ


هر بازوی چرخشی توصیف یک لگاریتم است، با انحرافی در حدود ۱۲ درجه. تا همین اواخر باور بر این بود که ۴ بازوی مارپیچی بزرگ وجود دارد که همه از نزدیکی مرکز کهکشان شروع می‌شوند، که اسامی آن‌ها به قرار زیر است:

 

کله غازی: بازوی برساووش.

 

بنفش: بازوی گونیا خارجی (بلند به همراه محتویات تازه کشف شده)

 

سبز: بازوی سپر-چلیپا

 

صورتی : شاه تخته و بازوی کمان.

 

نارنجی: شکارچی و بازوی ماکیان (که شامل خورشید و منظومهٔ شمسی است)

 

مشاهدات رابرت بنیامین در سال ۲۰۰۸ از دانشگاه ویسکانسین- وایت واتر اریه شد که نشان می‌داد که راه شیری تنها دارای دو بازوی بزرگ ستاره‌ای است: بازوی برساووش و بازوی سپر-قنطورس، بقیه بازوها یا کوچک هستند یا الحاقی؛ و این به این معناست که کهکشان راه شیری از نظر ظاهر شبیه NGC ۱۳۶۵ است. خارج از بازوهای بزرگ چرخشی حلقهٔ تکشاخ یا حلقهٔ بیرونی قرار دارد، پیشنهادی توسط دو ستاره‌شناس با نام‌های برایان یانی و هیدی جو نیوبرگ اریه شده مبنی بر اینکه حلقهٔ گاز و ستاره را بیلیون‌ها سال پیش از کهکشان جدا شده.

همان‌طور که برای بیشتر کهکشان‌ها مرسوم است، توزیع جرم در کهکشان راه شیری به گونه‌ای است که سرعت مداری بیشتر ستاره‌ها بستگی چندانی به فاصله از مرکز ندارد. به دور از برآمدگی مرکزی یا لبهٔ بیرونی، سرعت رایج ستاره‌ای بین ۲۱۰ تا۲۴۰ کیلومتر بر ثانیه‌است. از این رو سرعت مداری ستاره مستقیماً متناسب است با طول مسیری که می‌پیماید. این برخلاف وضعیت در داخل منظومهٔ شمسی است، که نیروی جاذبهٔ دو جسم و اجسامی که می‌چرخند دارای سرعت‌های متفاوت ولی مرتبط هستند.

این تفاوت یکی از شواهد دال بر وجود جسم سیاه است. یکی دیگر از جنبه‌های جالب اصطلاح  باد کردن  بازوهای مارپیچی است. اگر قسمت داخلی بازوها سریعتر از قسمت خارجی بچرخد ساختار مارپیچی بازوها از بین خواهد رفت. اما چنین چیزی در کهکشان‌های مارپیچی دیده نشده، به جای آن، ستاره‌شناسان فرض می‌کنند که الگوی چرخشی یک موج چگال است که از مرکز کهکشان نشات می‌گیرد؛ و این شبیه ترافیک در بزرگراه هاست که ماشین‌ها همه در حال حرکت هستند، اما همیشه قسمتی وجود دارد که در آن ماشین‌ها آهسته حرکت می‌کنند. این مدل تصدیق این واقعیت است که تراکم ستاره‌ها در داخل یا نزدیک بازوهای چرخشی بیشتر است.

 

خارج از نفوذ گرانشی نوار کهکشانی، ساختار محیط بین ستاره ای و ستاره ها در دیسک کهکشان راه شیری به چهار بازو مارپیچی سازماندهی شده است.  بازوهای مارپیچی به طور معمول حاوی چگالی بالاتری از گاز و گرد و غبار بین ستاره ای نسبت به میانگین کهکشانی و همچنین غلظت بیشتری از تشکیل ستاره، به عنوان ردیابی شده توسط مناطق H II  122 و ابرهای مولکولی است. 

ساختار مارپیچی راه شیری نامشخص است و در حال حاضر هیچ اجماعی در مورد ماهیت بازوهای راه شیری وجود ندارد.  الگوهای مارپیچ لگاریتمیک کامل تنها به طور خام توصیف ویژگی های نزدیک خورشید است، چرا که کهکشان ها معمولا دارای بازوهایی که شاخه، ادغام، پیچ و تاب غیر منتظره، و ویژگی درجه ای از بی نظمی است  سناریوی احتمالی خورشید در درون خار / بازوی محلی بر آن نقطه تاکید می کند و نشان می دهد که چنین ویژگی هایی احتمالا منحصر به فرد نیست، و در جای دیگری از راه شیری وجود دارد.  تخمین های زاویه زمین بازوها از حدود ۷ درجه تا ۲۵ درجه است.  تصور می شود چهار بازو مارپیچی وجود دارد که همه در نزدیکی مرکز کهکشان راه شیری شروع می شود.  این ها به شرح زیر نام گذاری شده اند، با موقعیت های بازوهای نشان داده شده در تصویر زیر:

 

مشاهده شده (خطوط عادی) و برون یابی شده (خطوط نقطه چین) ساختار بازوهای مارپیچی کهکشان راه شیری، مشاهده شده از "شمال" کهکشان - ستاره ها به طور کلی در عقربه های ساعت در این منظره حرکت می کنند. خطوط خاکستری تابش شده از موقعیت خورشید (مرکز بالایی) مخفف های سه حرفی صورت های فلکی متناظر را فهرست می کنند


تصور هنرمند از ساختار مارپیچی راه شیری با دو بازوهای ستاره ای بزرگ و یک نوار.

 

دو بازوی مارپیچی به نام های بازوی اسکاتوم–سنتور و بازوی کارینا–ساگیتری دارای نقاط مماس در داخل مدار خورشید در مرکز راه شیری هستند. اگر این بازوها حاوی چگالی بیش از حد ستاره ها در مقایسه با چگالی متوسط ستاره ها در دیسک کهکشانی باشند، با شمارش ستاره ها در نزدیکی نقطه مماس قابل تشخیص خواهد بود. دو بررسی از نور نزدیک به مادون قرمز، که در درجه اول به غول های قرمز حساس است و تحت تاثیر گرد و غبار نیست، بیش از حد پیش بینی شده در بازوی Scutum–Centaurus   اسکاتوم–سنتور  را تشخیص داد اما نه در بازوی کارینا-ساگیتری: بازوی Scutum–Centaurus شامل تقریباً ۳۰٪ غول های قرمز تر از آن چیزی است که در غیاب بازوی مارپیچی انتظار می رفت.  این مشاهده حاکی از آن است که راه شیری تنها دارای دو بازوی ستاره ای بزرگ است: بازوی پرسئوس و بازوی اسکاتوم–سنتور. بقیه بازوها حاوی گاز اضافی هستند اما ستاره های قدیمی اضافی نیستند. در دسامبر ۲۰۱۳ ستاره شناسان دریافتند که توزیع ستاره های جوان و مناطق شکل دهنده ستاره با توصیف مارپیچ چهار بازوی راه شیری مطابقت دارد.  بنابراین، راه شیری به نظر می رسد دو بازو مارپیچی به عنوان ردیابی شده توسط ستاره های قدیمی و چهار بازوهای مارپیچی به عنوان ردیابی شده توسط گاز و ستاره های جوان است. توضیح این اختلاف ظاهری نامشخص است.


خوشه های شناسایی شده توسط WISE مورد استفاده برای ردیابی بازوهای مارپیچی کهکشان راه شیری.

 

بازوی نزدیک ۳ کیلو پی سی (که بازوی در حال گسترش ۳ کیلوپی سی) در دهه ۱۹۵۰ توسط ستاره شناس فان ووردن و همدستان از طریق اندازه گیری های رادیویی HI (هیدروژناتمی) کشف شد.  مشخص شد که در حال گسترش به دور از برآمدگی مرکزی در بیش از 50 کیلومتر در سال است. این بازو در چهارگوش کهکشانی چهارم در فاصله حدود ۵٫۲ کیلوپی سی از خورشید و ۳٫۳ کیلوپی سی از مرکز کهکشانی قرار دارد. بازوی فار ۳ کی پی سی در سال ۲۰۰۸ توسط ستاره شناس تام دام (هاروارد–اسمیتسونین CfA) کشف شد. این بازو در اولین چهارگوش کهکشانی در فاصله ۳ کیلوپی سی (حدود ۱۰۰ سال نوری)از مرکز کهکشانی قرار دارد. 

شبیه سازی منتشر شده در سال ۲۰۱۱ پیش بینی کرد که کهکشان راه شیری ممکن است ساختار بازوی مارپیچی خود را در نتیجه برخوردهای مکرر با کهکشان بیضوی کوتوله به دست آورده باشد. 

پیشنهاد شده است که راه شیری شامل دو الگوی مارپیچی مختلف است: یک الگوی درونی که توسط بازوی صورتک شکل گرفته است، که سریع و یک بیرون می چرخد که توسط بازوهای کارینا و پرسئوس شکل گرفته است که سرعت چرخش آن ها کندتر است.

 

هاله


نمای چندین آنتن آلما (ALMA) و مناطق مرکزی کهکشان راه شیری

 

صفحهٔ کهکشانی احاطه شده توسط هاله‌ای کروی از ستاره‌های قدیمی و خوشه‌های کروی، که ۹۰ درصد آن‌ها در فاصلهٔ ۱۰۰۰۰۰ سال نوری قرار گرفته‌اند. فرض بر این است که قطر هالهٔ ستاره‌ای در حدود ۲۰۰۰۰۰ سال نوری است. با این حال تعداد بسیار کمی خوشهٔ کروی در فواصل دورتر پیدا شده‌است، مانند  ۴ PLA و ۱ AM که در فاصله‌ای دورتر از ۲۰۰۰۰۰ سال نوری از مرکز کهکشان قرار دارند. در حدود ۴۰ درصد این خوشه‌ها حرکتی برگشت دهنده دارند، یعنی حرکت آن‌ها خلاف جهت چرخش راه شیری است. صفحهٔ گازی در برخی طول موج‌ها کدر به نظر می‌رسد، در حالی که مؤلفهٔ کروی اینطور نیست. شکل‌گیری و چیدمان ستاره‌های فعال در این صفحه انجام می‌گیرد، نه در هاله. خوشه‌های باز نیز عمدتاً در این صفحه رخ می‌دهند. اکتشافات اخیر بر دانش ما نسبت به ساختار منظومهٔ شمسی افزوده‌است. با این کشف که صفحهٔ کهکشانی کهکشان آندرومدا بسیار بزرگتر از آن است که قبلاً تصور می‌شد، این احتمال که صفحهٔ کهکشانی راه شیری گسترش بیشتری داشته باشد قوی تر می‌شود؛ و این گواه بر کشف جدید، بازوی صلیب شمالی است. با کشف کماندار کهکشان بیضوی کوتوله کشف شد. نوار کهکشانی باقی‌مانده به عنوان اجرام چرخنده‌ای که مربوط به کوتوله‌است و برهم کنش آن با راه شیری باعث از بین رفتن آن می‌شود. مشابهاً با کشف کهکشان کوتولهٔ سگ بزرگ، این امر نمایان شد که حلقهٔ باقیماندهٔ کهکشان که از برهم کنش با راه شیری به‌وجود آمده، صفحهٔ کهکشانی را محصور می‌کند. در ۹ ژانویهٔ سال ۲۰۰۶ ماریو جوریس و عده‌ای دیگر، از دانشگاه پرینستون اعلام کردند که شبیه‌ساز آسمان شمالی یک ساختار بزرگ خنثی در داخل منظومه شمسی پیدا کرده که با مدل قبلی سازگاری ندارد. مجموعه‌ای از ستاره‌ها بالا می‌روند و نزدیک می‌شوند به خط عمود بر بازوهای مارپیچی کهکشان. تفسیر پیشنهادی اینست که کوتولهٔ کهکشان به احتمال زیاد با راه شیری ادغام می‌شوداین کهکشان به‌طور آزمایشی به دوشیزهٔ ستارگان روان نام گرفت که در جهت خود دوشیزه است با فاصله‌ای در حدود ۳۰۰۰۰ سال نوری.

 

علاوه بر هاله ستاره ای، رصدخانه اشعه ایکس چاندرا ، XMM-Newton، و سوزانکو شواهدی ارائه کرده اند که نشان می دهد هاله گازی با مقدار زیادی گاز داغ وجود دارد. هاله برای صدها هزار سال نوری گسترش می یابد، بسیار دورتر از هاله ستاره ای و نزدیک به فاصله ابرهای ماگلانیک بزرگ و کوچک است. جرم این هاله داغ تقریباً معادل جرم خود راه شیری است.  دمای این گاز هاله بین ۱ تا ۲٫۵ میلیون کلوین (۱٫۸ و ۴٫۵ میلیون درجه فارنهایت) است.

 

مشاهدات کهکشان های دوردست نشان می دهد که جهان در زمانی که تنها چند میلیارد سال داشت، حدود یک ششم ماده باریونیک (معمولی) به اندازه ماده تاریک داشته است. با این حال، تنها حدود نیمی از آن باریون ها در جهان مدرن بر اساس مشاهدات کهکشان های نزدیک مانند کهکشان راه شیری به حساب می آيند.  اگر این یافته که جرم هاله قابل مقایسه با جرم راه شیری است تأیید شود، می تواند هویت باریون های گمشده اطراف راه شیری باشد. 

 

نام-امیولوژی-تاریخچه و نقشه ی کهکشان راه شیری

 

نام‌شناسی

این نام اصطلاح لاتینِ  via lactea است که دلیل این نام‌گذاری، دیده شدنِ نوارهٔ کم‌رنگی از نورِ تشکیل شده، به‌وسیلهٔ ستاره‌های وابسته به کهکشان است که از زمین به این‌گونه دیده می‌شود. برخی منابع به‌طور قاطع گفته‌اند که عبارتِ راه شیری منحصراً اشاره به نواره نوری دارد که خودِ کهکشان در شب تولید می‌کند، در حالی که نامِ کهکشانِ راه شیری باید برای اشاره به خودِ کهکشان هم به‌کار رود. با این حال، معلوم نیست گستردگی این قرار داد چگونه است، و عبارت راه شیری به‌طور مداوم در هر دو مفهوم استفاده می‌شود. در ادبیات فارسی با نام راه کاهکشان معروف است. چون مانند این است که کاه در پهنای آسمان کشیده شده‌است. و در زبان ترکی هم به آن سامان یولی گفته می شود که همان مفهوم را دارد.

ریشه شناسی و امیولوژی


این اصطلاح ترجمه ی کلمه لاتین لاکته است که از کلمه یونانی هلنیستی به معنی "دایره شیری" گرفته شده است.

 

زئوس یکبار توطئه کرد تا نوزاد هراکلس را وقتی که هرا خوابیده یود در پستان او قرار دهد. هرا از خواب بیدار شد و او را با انزجار دور کرد. شیری که به بیرون جاری شد راه شیری را تشکیل داد.

 

در نسخه دیگری از داستان، آتنا -الهه حامی قهرمانان، هرا را فریب داد تا هراکلس شیرخوار را داوطلبانه شیر دهد ولی هراکلس نوک پستان هرا را سخت گاز گرفت و هرا ، هراکلس را از خود دور کرد و شیر به همه جا پاشید.

 

در نسخه دیگری آمده است هنگامی که رئا ، سنگی را كه در پارچه پیچیده شده بود ، به جای زئوس نوزاد ، به كرونوس نشان داد ، کرونوس آن را به سینه رئا فشار داد و شیری كه در راه شیری جریان داشت ، بیرون ریخت.

 

تاریخچه نجومی

شکل راه شیری از شمارش ستاره توسط ویلیام هرشل در سال 1785; منظومه شمسی در نزدیکی مرکز آغاز شد

 

در  Meteorologicaارسطو (۳۸۴–۳۲۲ پیش از میلاد) بیان می کند که فیلسوفان یونانی آناکساگورس(c. ۵۰۰۴۲۸ پیش از میلاد) و دموکریتوس (۴۶۰–۳۷۰ پیش از میلاد) پیش بینی کردند که راه شیری درخشش ستاره هایی است که به دلیل سایه زمین مستقیماً قابل مشاهده نیستند، در حالی که ستاره های دیگر نور خود را از خورشید دریافت می کنند.  ارسطو خود معتقد بود که راه شیری بخشی از جو فوقانی زمین (همراه با ستاره ها) است. فیلسوف نوافلئاتونیست المپیودوروس (ج ۴۹۵ –۵۷۰ م) این دیدگاه را مورد انتقاد قرار داد و استدلال کرد که اگر راه شیری غیرارادی بود باید در زمان ها و مکان های مختلف روی زمین متفاوت ظاهر شود و باید پارالاکسی داشته باشد - که این کار را نمی کند. از نظر او راه شیری آسمانی است. این ایده بعدها در جهان اسلام تأثیرگذار شد.

اخترشناس ایرانی ابو ریحان بیرونی (۹۷۳–۱۰۴۸) پیش بینی کرد که راه شیری مجموعه ای از تکه های بی شماری از ستاره ها است. اومپاس ستاره شناس اندلوسی(d 1138) پیش بینی کرد که راه شیری از ستاره های زیادی ساخته شده اما به نظر می رسد تصویری آن به دلیل تأثیر شکست در جو زمین باشد و با استناد به مشاهده او از همراهی مشتری و مریخ در سال ۱۱۰۶ یا ۱۱۰۷ به عنوان مدرک استناد کرد.  ستاره شناس ایرانی نصیرالدین طوسی (۱۲۰۱–۱۲۷۴) می نویسد: کهکشان راه شیری، از تعداد بسیار زیادی از ستاره های کوچک و محکم خوشه ای تشکیل شده است که به حساب تمرکز و کوچکی آن ها، تکه های ابری به نظر می رسد. به این دلیل به رنگ شیری شبیه شده بود.  ابن قیم الجوزیه (۱۲۹۲–۱۳۵۰) پیش بینی کرد که راه شیری ستاره ای بی شمار از ستاره های ریز است که در کره ستاره های ثابت با هم بسته بندی شده اند و این ستاره ها بزرگتر از سیارات هستند. 

اثبات کهکشان راه شیری متشکل از بسیاری از ستاره ها در سال ۱۶۱۰ زمانی به وجود آمد که گالیله از تلسکوپی برای مطالعه کهکشان راه شیری استفاده کرد و کشف کرد که از تعداد زیادی ستاره کم رنگ تشکیل شده است. در یک مقاله در سال 1755، ایمانوئل کانت حدس زد که کهکشان راه شیری ممکن است یک جرم چرخشی از تعداد زیادی از ستاره ها، توسط نیروهای گرانشی شبیه به منظومه شمسی باشد اما در مقیاس های بسیار بزرگتر برگزار می شود. رایت و کانت همچنین این تصور را مطرح کردند که برخی از سحابی های قابل مشاهده در آسمان شب ممکن است خود کهکشان های جداگانه ای باشند، شبیه به کهکشان خودمان. کانت از هر دو کهکشان راه شیری و "سحابی فرا کهکشانی" به عنوان "جهان های جزیره ای" نام برد، اصطلاحی که هنوز تا سال های ۱۹۳۰ جریان داشت.

 

اولین تلاش برای توصیف شکل راه شیری و موقعیت خورشید درون آن توسط ویلیام هرشل در سال ۱۷۸۵ با شمارش دقیق تعداد ستاره ها در مناطق مختلف آسمان مرئی انجام شد. او نموداری از شکل راه شیری با منظومه شمسی نزدیک به مرکز کشید.  در سال ۱۸۴۵ لرد روس یک تلسکوپ جدید ساخت و توانست بین کهکشان های بیضوی و مارپیچی شکل تمایز قائل شود.


در نهایت این نظریه ها منجر به یافتن چرخش کهکشانی توسط برتیل لیندبلاد و یان اورت شد.

در سال ۱۹۱۷، هبر کورتیس نوا اس آندرومدا را در درون سحابی بزرگ آندرومدا مشاهده کرد (شیء مسیه ۳۱).

در سال 1920 بحث بزرگ بین هارلو شاپلی و هبر کورتیس، در مورد ماهیت کهکشان راه شیری، سحابی مارپیچی، و ابعاد جهان رخ داد. کورتیس برای حمایت از ادعای خود مبنی بر اینکه کهکشان بزرگ آندرومدا یک کهکشان خارجی است، به ظاهر خطوط تاریک شبیه ابرهای گرد و غبار در کهکشان راه شیری اشاره کرد.

این جنجال به طور قطعی توسط ادوین هابل در اوایل دهه ۱۹۲۰ با استفاده از رصدخانه کوه ویلسون تلسکوپ هوکر حل و فصل شد. او با قدرت جمع آوری نور این تلسکوپ جدید توانست عکس های نجومی به دست آورد که بخش های بیرون برخی از کهکشان های مارپیچی را به عنوان مجموعه ای از ستاره های منفرد فرض کرد. او همچنین توانست برخی متغیرهای سفالید را شناسایی کند که می توانست از آن ها به عنوان معیار برای تخمین فاصله تا سحابی ها استفاده کند.

 

سن و تاریخ کیهان شناسی


سن قدیمی‌ترین ستاره‌ای که تاکنون در کهکشان کشف شده (اچ‌ای ۱۵۲۳–۰۹۰۱) در حدود ۱۳٫۶ میلیارد سال تخمین زده شده‌است، (تقریباً به قدمت جهان) که با استفاده از اشعهٔ ماورای بنفش طیف‌سنج بزرگ برای اندازه‌گیری حجم برلیم دو ستارهٔ خوشه دی کروی تخمین زده شده‌است. زمان سپری شده بین ظهور نخستین نسل ستاره در کهکشان راه شیری و نخستین نسل ستاره در خوشه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون سال استنباط شده‌است. با در نظر گرفتن اینکه سن تخمین زده شده برای ستاره‌ها در خوشهٔ کروی ۸/۰±۴/۱۳ میلیارد سال است، سن قدیمی‌ترین ستاره‌ها در راه شیری در حدود ۸٫۰±۶٫۱۳ میلیارد سال تخمین زده می‌شود. صفحهٔ نازک کهکشانی نیز بین ۵٫۶ تا ۱۰٫۱ میلیارد سال پیش شکل گرفته‌است.

 

خوشه های لبه ای از قدیمی ترین اجسام کهکشان راه شیری هستند که به این ترتیب حد پایین تری را در سن کهکشان راه شیری تعیین می کنند. سن ستاره های منفرد در راه شیری را می توان با اندازه گیری فراوانی عناصر رادیواکتیو دیرینه مانند توریوم-۲۳۲ و اورانیوم-۲۳۸ تخمین زد، سپس نتایج را با برآوردهای فراوانی اصلی آن ها مقایسه کرد، تکنیکی به نام نکوکلئوکوسموکرونولوژی . این مقادیر عملکرد حدود   12.5 میلیارد سال برای CS 31082-001 و  13.8  میلیارد سال برای BD +17° 3248. هنگامی که یک کوتوله سفید تشکیل شد، شروع به خنک شدن تابشی می کند و دمای سطح به طور پیوسته افت می کند. با اندازه گیری دمای خنک ترین این کوتوله های سفید و مقایسه آن ها با دمای اولیه مورد انتظار شان، می توان یک برآورد سنی انجام داد. با استفاده از این تکنیک، سن خوشه گلوبویی M4 در حدود 0.7 میلیارد سال  7/12برآورد شد. برآوردهای سنی از قدیمی ترین این خوشه ها بهترین برآورد مناسب ۱۲٫۶ میلیارد سال، و حد بالایی اعتماد به نفس ۹۵٪  ۱۶ میلیارد سال را می دهد. 

در نوامبر ۲۰۱۸ ستاره شناسان از کشف یکی از قدیمی ترین ستاره های جهان خبر دادند. حدود 13.5 میلیارد ساله، 2MASS J18082002-5104378 B یک ستاره کوچک فوق العاده فلزی فقیر (UMP) ساخته شده تقریبا به طور کامل از مواد آزاد شده از انفجار بزرگ است ،و احتمالا یکی از اولین ستاره ها است. کشف این ستاره در کهکشان راه شیری حاکی از آن است که این کهکشان ممکن است حداقل ۳ میلیارد سال از آنچه قبلاً تصور می شد بیشتر باشد.

 

چندین ستاره فردی در هاله کهکشان راه شیری با سنین اندازه گیری شده بسیار نزدیک به سن ۱۳٫۸۰ میلیارد ساله جهان یافت شده اند. در سال ۲۰۰۷ ستاره ای در هاله کهکشانی به نام  HE 1523-0901حدود ۱۳٫۲ میلیارد سال تخمین زده شد. این اندازه گیری به عنوان قدیمی ترین جسم شناخته شده در راه شیری در آن زمان، حد پایین تری را بر سن راه شیری قرار داد. این تخمین با استفاده از طیف گراف UV-Visual Echelle تلسکوپ بسیار بزرگ برای اندازه گیری نقاط قوت نسبی خطوط طیفی ناشی از حضور توریوم و دیگر عناصر ایجاد شده توسط فرایند R انجام شده است. استحکامات خط فراوانی ایزوتوپ های عنصری مختلف را عملکرد می دهند که از آن ها می توان تخمینی از سن ستاره با استفاده از نکوکلئوسموکرونولوژی به دست آورد.  ستاره دیگری به نام  HD 140283۱۴٫۵    میلیارد سال سن دارد. 

بر اساس مشاهداتی که از اپتیک تطبیقی برای اصلاح برای تحریف جوی زمین استفاده می کنند، ستاره های برآمدگی کهکشان به حدود ۱۲٫۸ میلیارد سال سن دارند. 

سن ستاره ها در دیسک نازک کهکشانی نیز با استفاده از نکوکلئوسموکرونولوژی تخمین زده شده است. اندازه گیری ستاره های دیسک نازک تخمینی را به دست می آورد که دیسک نازک ۸٫۸ میلیارد سال پیش تشکیل شده است. این اندازه گیری ها حاکی از آن است که وقفه ای تقریباً ۵ میلیارد سال بین تشکیل هاله کهکشانی و دیسک نازک وجود داشته است.  تجزیه و تحلیل اخیر از امضای شیمیایی هزاران ستاره نشان می دهد که شکل گیری ستاره ای ممکن است با نظم بزرگی در زمان تشکیل دیسک کاهش یافته است، 10 تا 8 میلیارد سال پیش، زمانی که گاز بین ستاره ای بیش از حد گرم بود به شکل ستاره های جدید به وجود آمدند. 

کهکشان های ماهواره ای اطراف کهکشان راه شیری به طور تصادفی توزیع نمی شوند اما به نظر می رسید نتیجه جدایی برخی سیستم های بزرگتر تولید ساختار حلقه ای به قطر ۵۰۰۰ سال نوری و عرض ۵۰۰ سال نوری باشد. 


ساختار

 

کهکشان متشکل از یک صفحهٔ نواری شکل است که توسط صفحه‌ای از گاز، غبار و چهار بازوی ستاره شکل احاطه شده که ساختار مارپیچی تمایل به سمت بیرون دارند. توزیع جرم کهکشان بسیار شبیه طبقه‌بندی Sbc Hubble است، که یک کهکشان مارپیچی است. ستاره‌شناسان در سال ۱۹۹۰ به مدت یک دهه گمان می‌کردند که راه شیری یک کهکشان مارپیچی محدود است، به جای اینکه یک کهکشان مارپیچی معمولی باشد، در سال ۲۰۰۵ با مشاهدات تلسکوپ اسپیتزر که نشان داد نوار مرکزی کهکشان بزرگ‌تر از آن است که پیش‌تر تصور می‌شد، شک آن‌ها برطرف شد.

به نظر می‌رسد که جرم کهکشان راه شیری در حدود ۱۰۱۱× ۸٫۵ برابر جرم خورشید است و شامل ۲۰۰ تا۴۰۰ بیلیون ستاره است. تصور می‌شود که بیشتر جرم کهکشان مربوط به مواد تاریک است، جرم مادهٔ تاریک هاله مانند ۶۰۰ تا ۳۰۰۰ برابر جرم خورشید است که به‌طور یکنواخت توزیع شده‌است.

 

شکل گیری

 

از زمانی که اولین ستاره ها شروع به شکل گیری کردند، کهکشان راه شیری از طریق ادغام کهکشانی (به ویژه در اوایل رشد کهکشان راه شیری) و با استفاده از جذب مستقیم گاز از هاله کهکشانی رشد کرده است.  کهکشان راه شیری در حال حاضر در حال جذب مواد از چندین کهکشان کوچک، از جمله دو تا از بزرگترین کهکشان های ماهواره ای خود، ابرهای ماگلانیک بزرگ و کوچک است. و جذب مستقیم گاز در ابرهای با سرعت بالا مانند ابر اسمیت مشاهده می شود. شبیه سازی های کیهان شناختی نشان می دهد که، 11 میلیارد سال پیش، با یک کهکشان بزرگ به نام     Kraken  ادغام شده است.  با این حال، خواص کهکشان راه شیری مانند جرم ستاره ای، تکانه زاویه ای ، و فلز در خارجی ترین مناطق آن نشان می دهد که در 10 میلیارد سال گذشته هیچ ادغامی با کهکشان های بزرگ انجام نداده است. این عدم ادغام های بزرگ اخیر در میان کهکشان های مارپیچی مشابه غیرمعمول است؛ همسایه آن کهکشان آندرومدا با ادغام های اخیر تر با کهکشان های نسبتا بزرگ ، با یک تاریخ معمولی تر شکل گرفته است.

 

بر اساس مطالعات اخیر، کهکشان راه شیری و همچنین کهکشان آندرومدا در نمودار رنگ و بزرگی کهکشان ، به عنوان «دره سبز» شناخته می شود نهفته است، منطقه ای که کهکشان ها در حال گذار از ابر آبی (کهکشان هایی که فعالانه ستاره های جدید را تشکیل می دهند) به توالی قرمز (کهکشان هایی که فاقد تشکیل ستاره هستند) به شمار می رود. فعالیت تشکیل ستاره در کهکشان های دره سبز در حالی که از گاز تشکیل ستاره در محیط بین ستاره ای تمام می شوند، در حال کند شدن هستند. در کهکشان های شبیه سازی شده با خواص مشابه، شکل گیری ستاره به طور معمول در عرض حدود پنج میلیارد سال به بعد تمام خواهد شد.

 

ابرهای ضد ماده

 

 

دست کم از سال ۱۹۷۰ با استفاده از تشخیص اشعه گاما کشف شده است که مرکز کهکشانی توسط ابر عظیمی از پادماده احاطه شده است که گمان می رود پوزیترون یا الکترون باشد.  مشاهدات توسط ماهواره های ناسا و ایسا انجام شده است. در سال ۱۹۷۰ آشکارسازهای اشعه گاما تقریباً تخمین زدند که عرض ابر حدود ۱۰۰ سال نوری و به اندازه روشنایی حدود ۱۰۰ خورشید بوده است.

نقشه برداری

نمایی از ستاره ها در کهکشان راه شیری و کهکشان های همسایه، ماهواره گایا، از ژوئیه ۲۰۱۴ تا سپتامبر ۲۰۱۵. نقشه چگالی ستاره ها را در هر بخش از آسمان نشان می دهد. مناطق روشن تر نشان دهنده غلظت های متراکم تر ستاره ها هستند. مناطق تیره تر در کهکشان ، با ابرهای متراکم گاز و گرد و غبار بین ستاره ای ، نور ستاره را جذب می کنند مطابقت دارد.


نقشه کهکشان راه شیری با صورت های فلکی که از صفحه کهکشانی در هر جهت عبور می کنند و اجزای برجسته شناخته شده شامل بازوهای اصلی ، اسپرز ، نوار ، هسته /برآمدگی ، سحابی های قابل توجه و خوشه های لبه ای .

گروه محلی


کهکشان راه شیری و کهکشان آندرومدا یک سیستم دودویی از کهکشان های مارپیچی غول پیکر متعلق به گروهی از ۵۰ کهکشان نزدیک ، معروف به گروه محلی هستند که توسط یک Void محلی احاطه شده اند، خود بخشی از ورق محلی و به نوبه خود سوپرکلوشتر ویرگو است.

سوپرکلستر ویرگو، در حال کشیده شدن به سمت جذب کننده بزرگ، است که به نوبه خود بخشی از یک ساختار بزرگ تر را تشکیل می دهد، به نام Laniakea.  

دو کهکشان کوچکتر و تعدادی کهکشان کوتوله در گروه محلی به دور کهکشان راه شیری می چرخند. بزرگترین آن ها ابر ماگلانیک بزرگ با قطر ۱۴٬۰ سال نوری است. ابر ماگلانیک بزرگ همدم نزدیک، ابر ماگلانیک کوچک است. جریان ماژلانیک جریانی از گاز هیدروژن خنثی است که از این دو کهکشان کوچک در ۱۰۰ درجه آسمان گسترش می یابد.

از برخی از کهکشان های کوتوله ای که به دور کهکشان راه شیری می چرخند، می توان به کوتوله سرگرد کنیس (نزدیک ترین)، کهکشان بیضوی کوتوله سه تار، اورسا مینور کوتوله، کوتوله مجسمه ساز، سکستان کوتوله، کوتوله Fornax، و لئو یکم کوتوله اشاره کرد. کوچکترین کهکشان های کوتوله کهکشان راه شیری تنها ۵۰۰ سال نوری قطر دارند. از آن جمله می توان به کارینا کوتوله، دراکو کوتوله، و لئو دوم کوتوله اشاره کرد. هنوز ممکن است کهکشان های کوتوله کشف نشده ای وجود داشته باشند که به طور پویا به دورکهکشان راه شیری می چرخند. که با تشخیص ۹ ماهواره جدید کهکشان راه شیری که در سال ۲۰۱۵ کشف شد همراه باشند. همچنین برخی کهکشان های کوتوله وجود دارند که در حال حاضر توسط کهکشان راه شیری جذب شده اند، مانند مولد امگا سنتوری.

در سال ۲۰۱۴ محققان گزارش دادند که بیشتر کهکشان های ماهواره ای کهکشان راه شیری در یک دیسک بسیار بزرگ قرار دارند و در همان جهت در مدار می چرخند. این یک شگفتی بزرگ بود: بر اساس کیهان شناسی استاندارد، کهکشان های ماهواره ای باید در هالوس ماده تاریک شکل گیرند، و باید به طور گسترده ای توزیع شوند و در جهات تصادفی حرکت کنند. این اختلاف هنوز به طور کامل توضیح داده نشده است. 

در ژانویه ۲۰۰۶ محققان گزارش دادند که در دیسک راه شیری وارپ توضیح داده نشده اکنون نقشه برداری شده و مشخص شده است که موج  یا لرزش توسط ابرهای ماگلانیک بزرگ و کوچک در حالی که به دور راه شیری می چرخند، باعث ارتعاشات زمانی می شود که از لبه های آن عبور می کنند. پیش از این ، این دو کهکشان که در حدود ۲٪ جرم کهکشان راه شیری است، برای تأثیرگذاری بر کهکشان راه شیری بیش از حد کوچک به نظر می رسید. با این حال، در یک مدل کامپیوتری، حرکت این دو کهکشان باعث ایجاد ماده تاریک می شود که نفوذ آن ها را بر کهکشان راه شیری تقویت می کند. 

اندازه گیری های فعلی نشان می دهد کهکشان آندرومدا در حال نزدیک شدن به ما در 100 تا 140 کیلومتر در دقیقه (220،000 تا 310،000 مایل در ساعت) است. در ۳ تا ۴ میلیارد سال، ممکن است میان آندرومدا و کهکشان راه شیری تصادفی رخ دهد.. اگر با هم برخورد کنند، شانس برخورد ستاره های منفرد با یکدیگر به شدت کم است، اما در عوض دو کهکشان با هم ادغام خواهند شد تا یک کهکشان بیضوی واحد یا شاید یک کهکشان دیسک بزرگ را در طول حدود یک میلیارد سال تشکیل دهند.

 

مشخصات فیزیکی راه شیری

 

مشخصات فیزیکی راه شیری

صورت فلکی                کمان (صورت فلکی)

بعد                             17h 45m 40.0409s   

میل                             28.1180−29°

فاصله کیهانی                25.6-27.1 kly  -  7.86-8.32 kpc

نوع                            Sb . Sbc . or SB(rs)bc

کهکشان                       کهکشان مارپیچی میله ای

جرم                           10 12 ⨯(1.5-0.8) - 1M

شمار ستاره‌ها                100-400 billion

اندازه – دیسک ستاره ای  185 ± 15 kly

ضخامت دیسک ستاره ای نازک  ≈2 kly (0.6 kpc)

سال کهکشانی               240 Myr

سرعت                      5.5 ± 552.2

سرعت فرار در موقعیت خورشید   550 km/s

 

 kly = کیلو سال نوری

kpc = کیلو پارسک

Myr = میلیون سال


تصویری از بازوهای کهکشان راه شیری

 

راه شیری - Milky Way Galaxy

 

راه شیری - Milky Way Galaxy

نوار کم رنگ مه مانندی که آسمان را دربرگرفته است ، ‹‹ راه شیری ›› نام دارد . تا سال 1609 میلادی که نخستین تلسکوپ ساخته شد، کسی نمی دانست که راه شیری چیست . سپس کشف شد که راه شیری ، مجموعه ای ازمیلیاردها ستاره ی کم نور است . در حدود سال 1800 ، ستاره شناسان دریافتند ، ستارگان راه شیری درمجموعه ی بزرگی به شکل یک کلوچه گرد آمده اند .این مجموعه ستارگان ، کهکشان نامیده می شود.

 

کهکشانِ راهِ شیری کهکشانی است که منظومهٔ خورشیدی در آن قرار دارد. این کهکشان در آسمانی صاف و تاریک و به دور از آلودگی نوری، به صورت نوار شیری رنگی در پهنهٔ آسمان دیده می‌شود. این نوار در واقع از میلیاردها ستاره تشکیل شده‌است که چشم (غیرمسلح) قادر به تفکیک آن‌ها نیست. به احتمال زیاد راه شیری کهکشانی از نوع مارپیچی است. کرهٔ زمین به عنوان عضوی از منظومهٔ خورشیدی، در یکی از بازوهای مارپیچی آن قرار دارد. چون ما از درون صفحهٔ کهکشانی به آن می‌نگریم، آن را به این صورت می‌بینیم. اما بهتر است بدانیم ما هیچ عکس و مدرکی از شکل واقعی کهکشان‌مان نداریم و از دور و اطراف شکل این کهکشان را حدس می‌زنیم. دلیل آنکه هیچ عکسی از راه شیری نداریم، این است که تا به حال هیچ ماهواره‌ای از آن خارج نشده‌است که عکسی به ما ارسال کند.

 

تا اوایل دهه ۱۹۲۰ بیشتر ستاره شناسان فکر می کردند که کهکشان راه شیری حاوی تمام ستاره های کیهان است. در پی مناظره بزرگ سال ۱۹۲۰ بین ستاره شناسان هارلو شاپلی ، هبر کورتیس و مشاهدات ادوین هابل نشان داد که کهکشان راه شیری تنها یکی از کهکشان های بسیاری است.


اختر شناسان ابتدا تصور می کردند که خورشید در نزدیکی مرکز کهکشان راه شیری قرار گرفته است . بعدها دریافتند ، مرکز کهکشان ما 24 هزار سال نوری در راستای صورت فلکی قوس (کمان) با زمین فاصله دارد. در ضمن ، یک سال نوری مسافتی است که نور در یک سال طی می کند و تقریباً شش تریلیون کیلومتر است . با این سرعت ، نور خورشید تقریباً هشت دقیقه طول می کشد تا به زمین برسد .
اگر شما بتوانید با سرعت نور حرکت کنید ، طی یک ثانیه می توانید هفت و نیم بار زمین را دور بزنید .
این سوی کهکشان تا سوی دیگر آن 100 هزار سال نوری فاصله دارد . کهکشان از یک گوی مرکزی متشکل از ستارگان پیر قرمز رنگ و یک صفحه ی خارجی مسطح حاوی گاز و غبار و ستارگان آبی جوان تشکیل شده است. بخش مرکزی راه شیری باید بسیار درخشان تر به نظر برسد ، ولی ابرهای غباری شکل ، آن را از دید ما پنهان می کنند . خورشید ما رد صفحه ی خارجی ، در بازوی جبار شکارچی کهکشان قرار گرفته است . جبار ، قنطوس ، قوس و برساووش (برساووس) چهار بازوی مارپیچی کهکشان ما هستند.

 

کهکشان راه شیری یک کهکشان مارپیچی میله ای است که قطر قابل مشاهده تخمینی آن ۱۰۰۰–۲۰۰۰ سال نوری است. شبیه سازی های اخیر حاکی از آن است که یک دیسک ماده تاریک که حاوی برخی ستاره های قابل مشاهده نیز هست، ممکن است تا قطر تقریباً ۲ میلیون سال نوری گسترش یابد. کهکشان راه شیری دارای چندین کهکشان ماهواره ای است و بخشی از گروه محلی کهکشان ها است که بخشی از سوپرکلوزر ویرگو را تشکیل می دهند که خود جزء سوپرکلوزر لنیاکیا است.

تخمین زده می شود که شامل ۱۰۰–۴۰۰ میلیارد ستاره و حداقل ، آن تعداد سیاره باشد. منظومه شمسی در شعاعی در حدود ۲۷۰ سال نوری از مرکز کهکشانی قرار دارد. در لبه داخلی بازوی اوریون یکی از غلیظ ترین بازوهای مارپیچی شکل گاز و گرد و غبار است. مرکز کهکشانی یک منبع رادیویی شدید است که با نام  Sagittarius Aشناخته می شود، یک سیاهچاله ۴٫۱۰۰  میلیون برابر جرم خورشیدی است. سرعت چرخش ثابت با قوانین دینامیک کپلر در تضاد است و پیش بینی می شود که (حدود ۹۰٪) جرم کهکشان راه شیری برای تلسکوپ ها نامرئی است، نه تابش الکترومغناطیسی ساطع می کند و نه جذب می کند. این جرم «ماده تاریک»نام گرفته است. دوره چرخشی در حدود 240 میلیون سال در شعاع خورشید است. کهکشان راه شیری به عنوان یک کل با سرعت تقریبا 600 کیلومتر در ثانیه در حال حرکت است. قدیمی ترین ستاره ها در کهکشان راه شیری تقریباً به اندازه خود جهان قدیمی هستند و به این ترتیب احتمالاً اندکی پس از انفجار بزرگ شکل گرفته اند.

راه شیری شامل بین ۱۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد ستاره و بسیاری از سیارات است. رقم دقیق در شمارش تعداد ستاره های بسیار کم جرم دشوار است, به خصوص در فواصل بیش از 300 سال نوری از خورشید. کهکشان آندرومدای همسایه شامل یک تریلیون ستاره تخمین زده شده است. راه شیری ممکن است شامل ده میلیارد کوتوله سفید ، یک میلیارد ستاره نوترونی ، و صد میلیون سیاه چاله ستاره ای باشد. فضای بین ستاره ها دیسکی از گاز و گرد و غبار است که محیط بین ستاره ای نامیده می شود. این دیسک حداقل وسعت قابل مقایسه ای در شعاع با ستاره ها دارد، در حالی که ضخامت لایه گاز از صدها سال نوری برای گاز سردتر تا هزاران سال نوری برای گاز گرم تر است.

دیسک ستاره ها در راه شیری لبه تیزی ندارد که فراتر از آن ستاره ای وجود ندارد. بلکه غلظت ستاره ها با فاصله از مرکز راه شیری کاهش می یابد. به دلایلی که درک نمی شوند، فراتر از شعاعی تقریباً ۴۰۰ سال نوری از مرکز، تعداد ستاره ها در هر پارسک مکعبی با شعاع بسیار سریع تر افت می کند. پیرامون دیسک کهکشانی یک هاله کهکشانی کروی از ستاره ها و خوشه های لبه ای است که به سمت بیرون دورتر گسترش می یابد، اما از نظر اندازه توسط مدارهای دو ماهواره کهکشان راه شیری به نام های ابرهای ماگلانیک بزرگ و کوچک محدود می شود که نزدیک ترین آن به مرکز کهکشانی حدود ۱۸۰۰ سال نوری است.  در این فاصله یا فراتر از آن، مدار اکثر اجسام هاله توسط ابرهای ماگلانیک مختل می شود. از این رو چنین اجسامی احتمالاً از مجاورت راه شیری خارج می شدند. قدر بصری مطلق یکپارچه راه شیری حدود −۲۰٫۹ تخمین زده می شود.

 

ماموریت فضایی کپلر گزارش دادند که به اندازه ۴۰ میلیارد سیاره به اندازه زمین در مناطق قابل سکونت ستاره های خورشید مانند و کوتوله های قرمز درون راه شیری در حال گردش هستند. 11 میلیارد از این سیارات تخمین زده شده ممکن است در حال گردش به دور ستاره های خورشید مانند باشند.  نزدیک ترین سیاره برون سیاره ای ممکن است ۴٫۲ سال نوری فاصله داشته باشد که بر اساس یک مطالعه در سال ۲۰۱۶ ، به دور پروکسیما سنتوری کوتوله قرمز می چرخد.  علاوه بر سیاره های برون سیاره ای، "exocomets"،دنباله دارهای فراتر از منظومه شمسی، نیز شناسایی شده اند و ممکن است در راه شیری رایج باشد.  در نوامبر 2020، ستاره شناسان بیش از 300 میلیون سیاره برون سیاره قابل سکونت را در کهکشان راه شیری تخمین زدند.


برداشت هنرمند از لبه در خطوط دید کهکشان راه شیری ، به شکل پوسته بادام زمینی ، با برآمدگی مرکزی کهکشان

 

سیارات - planets

 

سیارات - planets

تفاوت اساسي بين ستاره و سياره در اين است كه ستاره يك جسم داغ و نوراني است كه نور خود را خود توليد مي كند. حال آنكه يك سياره جسمي همانند زمين يا ماه است كه تنها با منعكس كردن نور خورشيد درخشندگي و نور دارد. اكثر ستارگان بزرگ هستند و از گاز داغ به وجود آمده اند درست شبيه خورشيد.

 

سیاره یک جرم آسمانی است که در حرکتی مداری به دور یک ستاره یا بقایای ستاره‌ای می‌گردد و دارای شرایط زیر است:

جرم آن به اندازه‌ای هست که تحت تأثیر نیروی گرانش خود گِرد شود.

جرم آن آنقدر زیاد نیست که سبب همجوشی هسته‌ای شود.

همسایگی خود را از سیارکها پاکسازی کرده‌باشد.

می‌تواند گازی یا سنگی باشد.

 

سیاره در مداری به دور خورشید می‌گردد.

آنقدر جرم دارد تا خودگرانی آن بر نیروهای جسم صلب غلبه کرده، جسمی با تعادل هیدرواستاتیک (تقریباً گِرد) به وجود آید.

تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت جارو کرده است (آنها جذب یا دفع کرده)

 

خروج از مرکز مداری پارامتری‌است که توسط آن مقدار تفاوت مدار یک جرم به دور جرمی دیگر از نظر انحراف از یک دایرهٔ کامل بودن را تعیین می‌کند. مقدار صفر این پارامتر دایرهٔ کامل بودن یک مدار را نشان می‌دهد، مقادیر بین صفر و ۱ یک مدار بیضی شکل، و مقدار ۱ نمایان‌گر یک مدار سهموی فرار است و همچنین مقادیر بیشتر از ۱ یک مدار هذلولی است.

 

در مکانیک سماوی و طبق قانون اول کپلر مدار سیارات دایره نیست و بیضی است که خورشید به عنوان عامل گرانشی در یکی از کانون‌های آن قرار گرفته؛ برای تمایز مقاطع مخروطی از یکدیگر از کمیتی استفاده می‌شود که به آن خروج از مرکز (انگلیسی: eccentricity) می‌گویند که با علامت e  نشان داده می‌شود:

 

    برای مدار دایره: e = 0   

    برای مدار بیضی: 0<e<1

    برای مدار سهموی: e=1

    مدار هذلولوی: e>1

 

خروج از مرکز زمین در حال حاضر ۰٬۰۱۶۷است که به علت اثرات گرانشی دیگر سیارات به ویژه مشتری به‌طور گردشی تغییر می‌کند

 

تیر        ۰٬۲۰۶                                                               

ناهید      ۰٬۰۰۶۸

زمین     ۰٬۰۱۶۷

بهرام      ۰٬۰۹۳

هرمز      ۰٬۰۴۸

کیوان      ۰٬۰۵۴

اورانوس   ۰٬۰۴۷

نپتون      ۰٬۰۰۹

 

آیا می دانید؛ از گردش زمین به دور خورشید مداری بیضوی با خروج از مرکز 0.016751 تشکیل می شود. در این صورت، مقدار خروج از مرکز بیضی بالا را به صورت تقریبی به دست آورید.

 

در منظومه ی شمسی، سیاره های مریخ و پلوتون بیشترین خروج از مرکز را دارند. مریخ ( e=0.09 ) و پلوتون (e=0.25 ).

 

سیارات منظومه شمسی در بخش منظومه شمسی به صورت مفصل توضیح داده خواهند شد.

 

تمدن بابل

 

نخستین تمدن شناخته‌شده‌ای که نظریه‌ای کاربردی در مورد سیارات داشتند، بابلی‌ها بودند که در هزاره‌های نخست و دوم قبل از میلاد در منطقه میان‌رودان (بین‌النهرین) زندگی می‌کردند؛ کهن‌ترین متن اخترشناسی سیاره‌ای به جای مانده، لوحی بابلی به نام لوح ناهید آمی‌سادوکا است که امروزه یک کپی گرفته شده در قرن هفتم پیش از میلاد آن در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. این لوح شامل لیستی از مشاهدات مربوط به حرکت سیاره ناهید است که احتمالاً تاریخ آن به هزاره دوم پیش از میلاد می‌رسد.مول آپین (به انگلیسی: MUL.APIN) یک جفت لوح به خط میخی مربوط به قرن هفتم پیش از میلاد هستند که حرکات خورشید، ماه و سیارات را در یک دوره یک ساله ترسیم می‌کند.اختربینهای بابلی نیز آنچه را که بعدها اختربینی غربی شد، پایه‌ریزی کردند.انیما آنو انلیل که در دوره نوآشوری در قرن هفتم پیش از میلاد نوشته شده‌است دربرگیرنده لیستی از طالع‌ها و روابط آن‌ها با پدیده‌های آسمانی مانند حرکت سیارات است. زهره، تیر و سه سیاره بیرونی بهرام، مشتری و کیوان توسط بابلی‌ها شناخته‌شده بودند. این سیارات تا پیش از اختراع تلسکوپ در اوایل دوران مدرن تنها سیاره‌های شناخته‌شده باقی ماندند

 

سیاره‌های سامانه خورشیدی را می‌توان بر پایهٔ ترکیباتشان در رده‌هایی طبقه‌بندی نمود:

 

    سنگی: سیاراتی که شبیه به زمین هستند و بدنهٔ آن‌ها عمدتاً از سنگ تشکیل شده‌است: تیر، ناهید، زمین و بهرام. تیر با ۰٫۰۵۵ جرم زمین کوچکترین سیاره سنگی و زمین بزرگترین سیاره سنگی منظومه شمسی هستند.

 

    غول‌های گازی: سیاراتی که عمدتاً از مواد گازی تشکیل شده‌اند و دارای جرم‌های بسیار بیشتری از سیارت سنگی هستند: مشتری، کیوان، اورانوس، نپتون. مشتری با ۳۱۸ برابر جرم زمین بزرگترین سیاره منظومه شمسی است در حالیکه کیوان یک سوم مشتری و ۹۵ برابر جرم زمین، جرم دارد.

 

 غول‌های یخی، شامل اورانوس و نپتون زیررده‌ای از غول‌های گازی است که وجه تمایز آن‌ها با غول‌های گازی دیگر، جرم به مراتب کمتر آن‌ها (تنها ۱۴ تا ۱۷ برابر جرم زمین)، خالی بودن اتمسفرشان از هلیم و هیدروژن و مقادیر به مراتب بیشتر سنگ و یخ در آن‌هاست.

 

سیارات فراخورشیدی

 

به سیاراتی که بیرون از منظومه شمسی قرار دارند، برون سیاره یا سیاره فراخورشیدی گفته می‌شود. نزدیک به ۱۸۰۰ نمونه از چنین سیاراتی کشف شده‌اند (تا تاریخ ۱۰ مه ۲۰۱۴ تعداد ۱۷۸۶ سیاره در ۱۱۰۶ سامانه سیاره‌ای شامل ۴۶۰ سامانه چند سیاره‌ای) در اوایل سال ۱۹۹۲، اخترشناسان، الکساندر والشتان و دیل فریل دو سیاره را در مدار تپ‌اختر پی‌اس‌آر بی۱۲۵۷+۱۲ کشف نمودند. این کشف تأیید شد و به‌طور عمومی به عنوان نخستین کشف رسمی سیارات فراخورشیدی محسوب می‌شود. گمان می‌رود که دو سیاره این تپ‌اختر، یا در دور دوم پیدایش سیارات، از بقایای نامعمول ابرنواختری هستند که این تپ‌اختر را به‌وجود آورده‌است و یا اینکه بقایای هسته‌های سنگی غول‌های گازی هستند که از ابرنواختر جان سالم به ‌در برده و سپس به مدارهای کنونی‌شان واپاشی شده‌اند

اندازه‌های نامزدهای سیاره کپلر – برپایه ۲۷۴۰ نامزد که به دور ۲۰۳۶ ستاره می‌گردند. (ناسا).

 

نخستین سیاره فراخورشیدی کشف شده پیرامون یک ستاره معمولی رشته اصلی در ۶ اکتبر ۱۹۹۵ رخ داد، زمانی که دیدیه کیلوز و میشل مایر از دانشگاه ژنو کشف یک سیاره را در اطراف ۵۱ پگاسوس اعلام نمودند. از آن زمان تا مأموریت کپلر بیشتر سیارات فراخورشیدی شناخته‌شده غول‌های گازی بودند که جرمشان قابل مقایسه با مشتری یا بزرگتر بود، زیرا به آسانی آشکارسازی می‌شدند، اما کاتالوگ کپلر بیشتر شامل سیاراتی در اندازه نپتون یا کوچکتر تا اندازه‌های کوچکتر از تیر، است.

 

گونه‌هایی از سیارات هستند که در منظومه خورشیدی وجود ندارند: ابرزمینها و مینی‌نپتونها که می‌توانند مانند زمین سنگی باشند یا مانند نپتون مخلوطی از متغیرها و گازها باشند. (یکی از مرزهای ممکن جداکننده این دو نوع سیارات، شعاع ۱٫۷۵ برابر شعاع زمین است) گونه‌هایی از سیارات به نام مشتری داغ وجود دارند که مدارشان بسیار نزدیک به ستاره‌شان است و ممکن است لایه‌های بیرونی آن‌ها به‌خاطر این نزدیکی تبخیر شود و سیاره فرولایه‌ای تشکیل دهند، یعنی از هسته باقی‌مانده آن‌ها سیاره‌ای زمین‌سان تشکیل شود. یکی دیگر از گونه‌های ممکن سیارات، سیاره کربنی است که در سامانه‌هایی با درصد کربن بیشتر از منظومه شمسی به وجود می‌آیند.

 

تا سال ۲۰۱۲، طبق تحلیل داده‌های ریزهمگرایی گرانشی، تخمین زده‌شده‌است که به ازای هر ستاره در کهکشان راه شیری، ۱٫۶ سیاره وجود دارد. در ۲۰ دسامبر ۲۰۱۱ تیم تلسکوپ فضایی کپلر کشف نخستین سیارات زمین‌سان فراخورشیدی با نام‌های کپلر-۲۰ای و کپلر-۲۰اف را که به دوره ستاره‌ای خورشیدسان به نام کپلر-۲۰ می‌گردند را اعلام نمود.

 

تقریباً یکی از هر پنج سیاره خورشیدسان یک سیاره زمین‌سان در منطقه قابل سکونت خود دارند، نزدیک‌ترین آن‌ها در حدود ۱۲ سال نوری از زمین فاصله دارد. فراوانی رخداد این سیاره‌های سنگی یکی از متغیرها در معادله دریک است که تعداد تمدنهای هوشمند قادر به ارتباط در کهکشان راه شیری را تخمین می‌زند.

 

برون‌سیاره‌های (سیاره‌های فراخورشیدی) وجود دارند که از هر سیاره‌ای در منظومه شمسی به ستاره مربوط به خود نزدیک‌تر یا از آن دورتر هستند، تیر نزدیک‌ترین سیاره به خورشید است که در حدود ۰٫۴ واحد نجومی (AU) از خورشید فاصله دارد و مدارش را طی ۸۸ روز به‌طور کامل می‌پیماید، اما کوتاهترین مدارهای شناخته شده برای برون‌سیاره‌ها مانند کپلر-۷۰بی، پیمودنشان تنها چند ساعت طول می‌کشد. ۵ تا از سیاره‌های منظومه کپلر-۱۱، مدارهایی کوتاهتر از تیر دارند. نپتون ۳۰ واحد نجومی با خورشید فاصله دارد و پیمودن مدارش ۱۶۵ سال به طول می‌انجامد، اما برون‌سیاره‌هایی هستند که چند صد واحد نجومی با ستاره خود فاصله دارند و پیمودن کامل مدارشان بیش از ۱۰۰۰ سال طول می‌کشد، مانند ۱آرایکس‌اس جی۱۶۰۹۲۹٫۱−۲۱۰۵۲۴.

 

چند تلسکوپ فضایی مورد انتظار بعدی برای مطالعه سیارات برون خورشیدی عبارتند از: گایا (به انگلیسی: Gaia) که در دسامبر ۲۰۱۳ پرتاب شد، چئوپس (به انگلیسی: CHEOPS) در ۲۰۱۷، تس (به انگلیسی: TESS) در ۲۰۱۷ و تلسکوپ فضایی جیمز وب در ۲۰۱۸.

 

اجسام سیاره-جرم

 

جسم سیاره-جرم (به انگلیسی: Planetary-mass object) (اختصاری PMO) یا جسم سیاره‌ای یا سیاره‌نما، شیئی آسمانی است که جرم آن در محدوده تعریف‌شده برای سیاره قرار می‌گیرد، جرم ان در حدی بزرگ هست که تعادل هیدرواستاتیکی برسد (بر اثر گرانش خود گرد شود) اما به اندازه‌ای نیست که مانند یک ستاره بتواند از طریق همجوشی تولید انرژی کند. طبق تعریف تمام سیارات جسم سیاره-جرم هستند، اما این واژه بیشتر به اجسامی اشاره دارد که ویژگی‌های معمول مورد انتظار در مورد یک سیاره را ندارند. این اجسام شامل سیاره‌های کوتوله، قمرهای بزرگتر، سیاره‌نماهای غوطه‌ور آزاد، که یا از منظومه‌ای به بیرون پرتاب شده یا اینکه به جای برافزایش، از طریق فروریزی ابر به وجود آمده‌اند. (گاهی به آن‌ها کوتوله قهوه‌ای گفته می‌شود)

سیاره‌های سرگردان

 

چندین شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای از شکل‌گیری و تکامل ستارگان و سیارات چنین پیشنهاد می‌کنند که برخی از اجسام سیاره‌ جرم ممکن است به فضای میان‌ستاره‌ای پرتاب شوند. برخی از دانشمندان معتقدند که چنین اجسامی را باید سیاره دانست در حالیکه برخی دیگر بر این باورند که باید این اجسام را کوتوله قهوه‌ای کم‌جرم نامید.

کوتوله‌های نیمه ‌قهوه‌ای

 

ستارگان در نتیجه رمبش گرانشی ابرهای گاز پدید می‌آیند، اما اجسام کوچکتری نیز ممکن است بر اثر رمبش ابر به وجود آید. گاهی اجسام سیاره‌جرمی را که از این روش به‌وجود می‌آیند کوتوله نیمه‌قهوه‌ای می‌نامند. کوتوله نیمه‌قهوه‌ای ممکن است مانند چا ۱۱۰۹۱۳-۷۷۳۴۴۴ در غوطه‌وری آزاد باشد یا مانند ۲مس جی۰۴۴۱۴۴۸۹+۲۳۰۱۵۱۳ در مدار جسم بزرگتری باشند.

 

برای مدت کوتاهی در ۲۰۰۶، اخترشناسان گمان می‌کردند که یک منظومه دوتایی از این اجسام به نام اُف ۱۶۲۲۲۵–۲۴۰۵۱۵ را یافته‌اند اما تحلیل‌های جدیدتر نشان داده که جرم این اجسام بیشتر از ۱۳ برابر جرم مشتری است و در نتیجه یک جفت کوتوله قهوه‌ای هستند.

 

قوانين كپلر :

قانون اول: مدار سيارات بيضي است و خورشيد در يكي از كانون‌هاي آن قراردارد . بنابراين فاصله سيارات از خورشيد دايماً تغير مي‌كند هنگامي كه سياره نزديكترين و دورترين فاصله را از خورشيد دارا مي‌شود به ترتيب مي‌گويند در حضيض و اوج قراردارد .

قانون دوم : شعاع حامل سياره، در زمان‌هاي مساوي، سطوح مساوي را طي مي‌نمايد طبق اين قانون مساحت مثلث‌هاي  ESE؛DSD؛BSB ( شكل ........... ) كه در زمان‌هاي مساوي جاروب شده‌اند، با هم برابرند چون ارتفاع مثلث‌ها با هم برابر نيست نتيجه مي‌شود كه سرعت حركت مداري سيارات ثابت نبوده، و در نقطه حضيض بزرگتر و در نقطه اوج كمتر مي‌شود. سرعت زمين در حضيض و اوج به ترتيب 28/30كيلومتر بر ثانيه و 29/29 كيلومتر بر ثانيه مي‌باشد.

قانون سوم : مجذور دوره مداري سياره متناسب با مكعب فاصله سياره از خورشيد است اگر دوره مداري سياره را p و فاصله آنرا a بناميم طبق قانون سوم كپلر خواهيم داشتP2=KA3

 k ضريب تناسب است . مقدار تقريبي آن، وقتي p بر حسب سال و a بر حسب واحد ستاره شناختي ( برابر با فاصله متوسط زميني از خورشيد و  1013×496 سانتي‌متر است) باشد در حدود يك است.


طبق آخرین یافته های کیهان شناسان سیاره ای به نام 55 Cancri e در صورت فلکی سرطان وجود دارد که از الماس و گرافیت ساخته شده است.

این سیاره 40 سال نوری با ما فاصله دارد.

 

کورت 3B


چگال ترین و عظیم ترین سیاره ای که تا به حال شناخته شده است به نام "کورت3B" شناخته می شود. این سیاره اندازه ای برابر با مشتری دارد اما از نظر جرمی 20 برابر مشتری است. این بدین معنی است که سطح آن 50 برابر فشار بیشتر به هر چیزی وارد خواهد کرد. اگر انسان ها بخوانند روی این سیاره زندگی کنند وزن آن ها 50 برابر خواهد شد بدین معنی که یک انسان 70 کیلویی روی روی این سیاره 450 کیلو وزن احساس می کند این مقدار سیستم و استخوان های داخلی بدن را در یک چشم بهم زدن نابود می کند.

 

پگسی B


سیاره ای در کهکشان ما وجود دارد که 150 برابر زمین اندازه آن است. این سیاره هر روز در حال سرخ شدن است زیرا ستاره ای در نزدیکی خود دارد که گرمایی نزدیک به خورشید را تولید می کند این ستاره باعث شده است تا دمای این سیاره 1000 درجه سانتی گراد باشد. فشار هوای گرم و البته وجود مقدار کمی هوای سرد باعث می شود تا بادهای شدیدی به اندازه 1000 کیلومتر بر ساعت به وجود آید. البته دمای بالا بدین معنی نیست که بارانی در این منطقه نمی بارد. باران های این سیاره وارد هوای گرم شده و ناگهان به جریان سرد میرسد البته با توجه به هیدروژنی بودن سیاره تبدیل به موادی مانند آهن شده و روی سطح کره فرود می ایند.

 

کربن


بر روی زمین کربن بسیار کم پیدا می شود زیرا زمینی که روی آن زندگی می کنیم تنها 0.1 درصد کربن دارد. با سفر به اعماق کهکشان و پیدا کردن سیاره های مختلف حتما به موارد عجیبی بر خواهید خورد. در این منطقه کربن بیش از هر چیزی دیده می شود و دریاچه های آن عجیب و غریب هستند حتی منجمان اعتقاد دارند که باران های این سیاره کاملا عجیب و از روغن و آسفالت تشکیل شده اند.

 

وسپ 12b


یکی دیگر از سیاره های ترسناک کهکشان است که دمای سطح آن می تواند به 2200 درجه سانتی گراد برسد. این دما باعث می شود هیچ جانداری را نتوان در سطح این کره پیدا کرد. سطح این کره تقریبا نصف خورشید دما دارد و البته در منظومه ما حضور نیست. نکته جالب این جاست که این سیاره هر روز زمین یک بار به دور مدار خود می چرخد.

 

 

ستاره‌شناسان سیاره‌ای را که شرایط زندگی در آن وجود دارد، کشف کردند.

 

دانشمندان اعلام کردند که به تازگی سیاره‌ای را در خارج از منظومه شمسی کشف کرده‌اند که دمای این سیاره نه خیلی سرد و نه خیلی گرم است و دمای آن برای زیستن مناسب است.

محققان دابشگاه کالیفرنیا اعلام کردند که این سیاره با نام «Gliese 581» سه برابر سیاره ما زمین است.

ستاره‌شناسان با استفاده از تلسکوپ “کک ” در هاوایی در طی ۱۱ سال مطالعه موفق به کشف این سیاره شده‌اند.

نتایج این تحقیقات که در مجله اخترشناسی منتشر شده است نشان می‌دهد که سیاره «Gliese 581» حدود ۲۰ سال نوری از زمین فاصله دارد.

هر سال نوری معادل مسافتی که نور در خلاء در مدت یک سال طی می‌کند، نور در هر ثانیه ۳۰۰ هزار کیلومتر (۱۸۶ هزار مایل) است.

ووگات یکی از محققان این پروژه تحقیقاتی گفت: حدود ۵۰۰ سیاره خارج از منظومه شمسی وجود دارد و امکان وجود سیاره‌هایی مشابه این سیاره وجود دارد

 

 

نام های نجومی


اخترشناسان نام های گوناگونی برای ستاره ها و سیاره ها برمیگزینند. در گذشته ، این اسامی بر مبنای اساطیر بومی هر قوم درباره ی آسمان بود. با پیشرفت اخترشناسی ، صورت های فلکی در سراسر دنیا یکی شد و روش منسجمی برای نام گذاری جرم ها تدوین گردید. اکنون انتخاب اسم برای عوارض سیاره ای یا قمر های جدید ، دنباله دارها و سایر اجرام آسمانی ، زیر نظر انجمن بین النللی نجوم (IAU) صورت می گیرد.

 

سیاره ها و قمرها

 

اسامی سیاره ها ، در زبان انگلیسی ، از شخصیت های افسانه ای یونان و روم باستان گرفته شده است. رومی ها شخصیت الهه های گوناگون را در پنج سیاره ای که با چشم غیر مسلح دیده میشدند ، می دیدند. عطارد را مرکوری یا الهه پیام آور میدانستند؛ زهره را ونوس یا الهه ی زیبایی ، مریخ سرخ را مارس یا الهه جنگ و مشتری درخشان را ژوپیتر یا الهه خدایان می نامیدند. سیاره های بعدی (جدید) نیز با همین روش نام گذاری شدند. سیاره اورانوس پدر دایان ، نپتون الهه ی دریا ها و سیاره سابق و دوردست پلوتون ، الهه ی سرزمین های زیرین است. در ایران باستان ، تیر نام عطارد ، ناهید یا آناهید نام زهره به معنی الهه ی زایش و باروری بود ؛ بهرام (مریخ) نام الهه ی جنگ و هرمزد (مشتری) نام اهورامزدا بود. اسامی قمر ها نیز معمولا وابسته به نام سیاره مادر آن هاست

؛ فوبوس و دیموس در اساطیر یونان پسران الهه جنگ بودند و قمرهای اصلی (گالیله ای) مشتری به نام عاشقان پر شمار ژوپیتر است. عوارض سطحی سیاره ها و ماه نیز نام های خاصی دارند؛ تقریبا تمامی عوارض زهره به نام خانم های سرشناس تاریخ اند.

 

سیارات TRAPPIST-1


سیارات ستاره کوتوله قرمز TRAPPIST-1.

 

از هفت سیاره TRAPPIST-1 ، آنهایی که دارای جو هستند ، دارای احتمالاً نوع مطلوب زندگی باشند (حداقل ، همانطور که ما آن را می شناسیم). این بدان معنی است که دی اکسید کربن ، یک تثبیت کننده مهم آب و هوا و برای ارگانیسم های فتوسنتز ، گاز اکسیژن ، ازت و عناصر فرار مانند آب ضروری است. همچنین شامل پوشش ابر ، که نه تنها نشانه ای از آب است ، بلکه محافظت در برابر اشعه ستاره ای نیز می کند.

متأسفانه ، Turbet و همکارانش با اطمینان نمی توانند بگویند که سیارات TRAPPIST-1 با همه این عناصر اتمسفر دارد.


تصویری از سطح احتمالی TRAPPIST-1f ، یکی از سیارات تازه کشف شده در سیستم TRAPPIST-1

 

اختروش ها – ستاره نما ها - کوازارها Quasar

 

اختروش ها – ستاره نما ها - کوازارها Quasar

بعضی از دورترین اجسام شناخته شده اختروش ها هستند.اگرچه اختروش ها ستاره نیستند ولی در حد شگفت انگیزی پرانرژی هستند.حتی میلیون ها بار پرانرژی تر از خورشید! که باعث میشود با شدت زیاد پرتوهای مختلفی را از خود در فضا پراکنده کنند.اختروش ها در مراکز کهکشان های دور دست قرار دارند که فاصله ی آنها از ما بیش از سه میلیارد سال نوری است.هنوز دانشمندان نتوانسته اند با قاطعیت اعلام کنند که اختروش ها این همه انرژی را از کجا تامین کرده اند.

انبساط عالم یعنی این همه اشیای دور از ما پیوسته در حال فاصله گرفتن از زمین هستند. دورترین اختروشها با سرعت بیش از ٢٨٠٠٠٠ کیلومتر در ثانیه در حال دور شدن از ما هستند!

اختروش ها   Quasar مانند چراغ هایی نورانی فضا را روشن کرده اند،آنها بازماندگان روزگار پر آشوب اولیه جهان هستند. کوازارها می توانند انرژی بیشتری از صدها کهکشان تولید کنند.

 

تشعشع انرژی بعضی از کوازارها 100 برابر تشعشع کهکشان های بزرگ است

 

آب این مخزن 140تریلیون برابرهمه آبهای زمین می باشد و به صورت بخار آب یک کوازار در فاصله 12 میلیارد سال نوری از ما را احاطه کرده است.

 

اختروش‌ها یا کوازارها دورترین اجرام از ما هستند.


 

نام بزرگ ترین ستارگان آسمان

 

نام بزرگ ترین ستارگان آسمان

 

فهرست بزرگ ترین ستاره ها با توجه به شعاع های خورشیدی

این ها بزرگ ترین ستاره ها با توجه به شعاع خورشیدی هستند – یعنی هر عددی که به عنوان شعاع خورشیدی درج شده اگر به 696342 km که شعاع خورشید است ضرب کنیم شعاع ستاره به کیلومتر به دست می آید.  مثلا اگر در ستاره ی Stephenson 2-18 ، شعاع خورشیدی 2150 را به 696342 ضرب کنیم شعاع آن ستاره 1497135300 کیلومتر به دست می آید و قطر آن دو برابر خواهد بود.

R = شعاع خورشید

L = درخشانی خورشید

نام بزرگ ترین ستاره ها در آسمان

 

 

Stephenson 2-18/  LGGS J004539.99+415404.1 / MSX LMC 597 (W60 A27) / LGGS J004520.67+414717.3 / UY Scuti/ LGGS J003919.11+404319.2 / WOH S71 (LMC 23095) / HV 2242 (WOH S69) / SMC 78282 (PMMR 198) / LGGS J013339.28+303118.8/ WOH G64 / LGGS J013312.26+310053.3/ MSX LMC 1204 (WOH S72) / RSGC1-F01 / LGGS J004431.71+415629.1 / W61 8-88 (WOH S465) / LGGS J004336.68+410811.8 / HV 888 (WOH S140) / UCAC4 116-007944 (MSX LMC 810) / W60 A78 (WOH S459) / HV 12998 (WOH S369) / W60 A72 (WOH S453) / LGGS J013418.56+303808.6 / LGGS J003951.33+405303.7 / VY Canis Majoris/ WOH S286 / AH Scorpii / LGGS J004428.48+415130.9 / MG73 46 (MSX LMC 891) / WOH S281 (IRAS 05261-6614)/  IRAS 05280-6910/ S Persei / VX Sagittarii / LGGS J004306.62+413806.2 / PHL 293B / LGGS J004648.83+420418.4 / LGGS J013414.27+303417.7/ RSGC1-F03/  LGGS J004438.65+412934.1 / HV 5993 (WOH S464) / PMMR 62 / SW Cephei / SMC 18136 (PMMR 37) / Stephenson 2 DFK 2 / Stephenson 2 DFK 49 / LGGS J013318.20+303134.0 / LMC 170079/  LGGS J05294221-6857173 / Z Doradus / LGGS J004312.43+413747.1 / LGGS J004632.18+415935.8 / LGGS J013412.27+305314.1 / LGGS J013310.71+302714.9 / LGGS J004148.74+410843.0 / LGGS J004514.91+413735.0 / LGGS J013403.73+304202.4 / LGGS J004428.12+415502.9 / RSGC1-F09 / LGGS J004633.38+415951.3 / LGGS J004416.28+412106.6 / SMC 5092 (PMMR 9) / IRAS 05346-6949 / LGGS J004027.36+410444.9 / LGGS J004125.23+411208.9 / LGGS J013423.29+305655.0 / HV 2532 (WOH S287) / LGGS J004506.85+413408.2 / HD 90587 / HV 2084 (PMMR 186) / NML Cygni / LGGS J004503.35+413026.3 / LGGS J004304.62+410348.4 / LGGS J004524.97+420727.2 / LGGS J004047.82+410936.4 / Westerlund 1-26/ LGGS J004138.35+412320.7 / LGGS J013353.91+302641.8 / RSGC1-F08 / W60 B90 (WOH S264) / LGGS J013356.84+304001.4 / HD 62745 / LGGS J004347.31+411203.6 / LGGS J004047.22+404445.5 / LGGS J004035.08+404522.3 / LGGS J013343.30+303318.9 / MY Cephei / LGGS J003942.92+402051.1 / LGGS J004124.80+411634.7 / LGGS J013454.31+304109.8 / LGGS J004731.12+422749.1/  LGGS J013233.77+302718.8 / HV 2781 (WOH S470) / RSGC1-F02 / SMC 56389 (PMMR 148) / LGGS J004451.76+420006.0 / LGGS J013400.91+303414.9 / ST Cephei/  HV 2561(LMC 141430) / LGGS J004219.25+405116.4 / HD 102115 / LGGS J004107.11+411635.6 / LGGS J004253.25+411613.9 / LGGS J004124.81+411206.1 / LGGS J004415.76+411750.7 / LGGS J004447.74+413050.0/  LGGS J013416.89+305158.3 / LGGS J004031.00+404311.1 / SMC 49478 (PMMR 115) / V366 Andromedae / LGGS J003943.89+402104.6 / Trumpler 27-1 / LGGS J013336.64+303532.3 / HV 897 (WHO S161) / SMC 20133 (PMMR 41) / LMC 174714 / LGGS J013336.64+303532.3 / LGGS J013326.90+310054.2 / LGGS J004531.13+414825.7 / IM Cassiopeiae / HV 11262 (PMMR 16) / LGGS J003811.56+402358.2 / LGGS J004030.64+404246.2 / HR 5171 Aa (V766 Centauri Aa) / LGGS J004631.49+421133.1 / LGGS J003942.42+403204.1 / LGGS J004346.18+411515.0 / LGGS J004638.17+420008.9 / LGGS J004501.30+413922.5 / SMC 25879 (PMMR 54) / LGGS J013416.28+303353.5 / SU Persei / LGGS J013322.82+301910.9 / LGGS J013328.85+310041.7 / RSGC1-F05 / WX Piscium / WHO G371 (LMC 146126) / WHO S327 (LMC 142202) / V358 Cassiopeiae / LGGS J003910.56+402545.6 / LGGS J004114.18+403759.8 / LGGS J003912.77+404412.1 / LGGS J004507.90+413427.4 / LGGS J004406.60+411536.6 / IRAS 04509-6922 / AS Cephei/  LGGS J004120.25+403838.1 / LGGS J004108.42+410655.3/  LGGS J004125.72+411212.7/  LGGS J004059.50+404542.6 / LGGS J004607.45+414544.6/  HD 167861 / LGGS J004305.77+410742.5 / LGGS J004424.94+412322.3/  HV 986 (WHO S368)/  LGGS J004415.17+415640.6 / LGGS J004118.29+404940.3

 

و در اینجا  نام ستاره – بزرگی بصری – فاصله به سال نوری – کلاس طیفی