google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | اردیبهشت ۱۴۰۱

کمر بند اصلی سیارات – متیس  9 Metis

 

کمر بند اصلی سیارات – متیس  9 Metis

 

متیس9 Metis یکی از بزرگ‌ترین سیارک‌های کمربند اصلی است  . این سیارک از سیلیکات و فلز نیکل - آهن است و ممکن است بقایای هسته یک سیارک بزرگ باشد که در اثر یک برخورد باستانی از بین رفته است. تخمین زده می‌شود که متیس کمتر از نیم درصد از کل جرم کمربند سیارکی را در خود جای دهد.

 

در 19 اوت 2004 از فاصله 0.034 AU یا 5،000،000 کیلومتر (3،100،000 مایل) وستا گذشت.


کشف و نامگذاری

 

متیس توسط اندرو گراهام در 25 آوریل 1848 در رصدخانه مارکری در ایرلند کشف شد. این تنها کشف سیارک او بود.

نام آن از متیس ، یک تیتانس و اوشنوس ، دختر تتیس و اوشنوس گرفته شده است .

 

خصوصیات


جهت چرخش متیس در حال حاضر به دلیل داده های مبهم ناشناخته است. تجزیه و تحلیل منحنی نور نشان می دهد که قطب متیدین به سمت مختصات دایره البروج ، λ) = (23 درجه، 181 درجه) یا (9 درجه، 359 درجه) با عدم قطعیت 10 درجه است. معادل مختصات استوایی ، δ) = (12.7 ساعت، 21 درجه) یا (23.7 ساعت، 8 درجه) هستند. این یک شیب محوری به ترتیب 72 درجه یا 76 درجه می دهد.

 

بر اساس تصاویر تلسکوپ فضایی هابل و تجزیه و تحلیل منحنی ، متیس دارای یک شکل کشیده نامنظم با یک انتهای نوک تیز و یک انتهای پهن است. مشاهدات رادار وجود یک منطقه مسطح قابل توجهی را نشان می دهد.

 

متیس بقایای هسته نسبتاً دست نخورده (اگرچه کوچکتر از 16 Psyche ) است و آمالتیا قطعه ای از گوشته است که 90٪ از بدن اصلی آن ناشناخته است. تصادفاً، متیس و آمالتیا در میان قمرهای درونی مشتری قرار دارند .


غیبت ها

 

در 7 مارس 2014، متیس ستاره HIP 78193 ( قدر 7.9) را بر فراز بخش‌هایی از اروپا و خاورمیانه پنهان کرد.

 

متیس در افسانه ها


تیتان خرد، مادر آتنا

 

عنوان:    خرد

جنسیت:  مؤنث

پدر:       اوکئانوس

مادر:      تتوس

همسر:    زئوس

فرزندان:  آتنه

 

متیس ، روشن در  خرد ، مهارت، یا هنر و صنعت ، در دین یونان باستان ، Titaness متعلق به نسل دوم از تیتان های اسطوره ای بود.

 

در دوران فلسفه یونان در قرن 5 قبل از میلاد ، متیس مادر خرد و اندیشه عمیق بود ، اما نام او در اصل "حیله گری جادویی" بود و به همان راحتی با " معیارهای سلطنتی " از زئوس و با قدرت های فریبکار پرومتئوس برابر بود. متیس به عنوان تجسم " احتیاط "، "عقل" و یا "وکیل عاقل"مطرح بود.

 

کلمه یونانی metis به معنای کیفیتی بود که خرد و حیله گری را با هم ترکیب می کرد. این کیفیت بسیار تحسین برانگیز در نظر گرفته شد.

متیس یک اوشنیس شناس بود ، دختران اوشنیس و خواهرش تتیس که تعداد آنها سه هزار نفر بود. او خواهر Potamoi (خدایان رودخانه) ، پسران Oceanus و Tethys بود که تعداد آنها نیز سه هزار نفر بود. متیس اولین همسر بزرگ زئوس ،  و همچنین دختر عموی او بود.

متیس کسی بود که به زئوس معجونی داد تا باعث شود کرونوس خواهر و برادر زئوس را استفراغ کند.

Metis هم تهدیدی برای زئوس بود و هم کمک ضروری.

 

زئوس با متیس دراز کشید اما بلافاصله از عواقب آن ترسید. پیشگویی شده بود که متیس فرزندان بسیار قدرتمندی به دنیا خواهد آورد: اولی ، آتنا و دومی ، پسری قدرتمندتر از خود زئوس ، که سرانجام زئوس را سرنگون خواهد کرد.

 

برای جلوگیری از این عواقب ناگوار ، زئوس او را فریب داد تا خودش را به مگس تبدیل کند و بلافاصله او را فرو برد. ولی خیلی دیر شده بود: متیس قبلاً کودکی را باردار شده بود. با گذشت زمان او شروع به ساخت کلاه ایمنی و لباس برای دختر جنین خود کرد. چکش زدن هنگام ساخت کلاه ایمنی باعث درد شدید زئوس شد ، و هفائستوس یا سر زئوس را با چکش در رودخانه تریتون زد و باعث تولد آتنا شد. آتنا کاملاً رشد کرده ، مسلح و زره پوش از سر زئوس پرید. برای زئوس بدتر از این تجربه نبود. متیس که نامش به معنای خرد بود، تا ابد در شکم زئوس ماند و زئوس از خرد او بهره‌مند شد.

جزیره متیس در قطب جنوب به نام این خدای نامگذاری شده است.

9 متیس ، یکی از بزرگترین سیارکهای کمربند اصلی ، به نام این خدای نامگذاری شده است.


یک الهه بالدار که زیر تخت زئوس ، احتمالاً متیس ، به تصویر کشیده شده است

 

کمربند اصلی سیارات – فلورا 8 Flora

 

کمربند اصلی سیارات – فلورا 8 Flora

 

فلورا  8 Flora  ، یک سیارک کمربند اصلی است . این سیارک بزرگ است: هیچ سیارک نزدیک‌تر به خورشید قطری بالاتر از 25 کیلومتر (20 درصد قطر فلورا) ندارد . این سیارک هفتمین سیارک درخشان با میانگین مخالف قدر 8.7+ است. فلورا می تواند به قدر 7.9+ برسد همانطور که در تقابل مطلوب نزدیک حضیض ، در نوامبر 2007 رخ داد. فلورا ممکن است هسته باقیمانده یک سیاره کوچک به شدت گرم شده، تکامل یافته حرارتی، و متمایز شده از نظر ماگمایی باشد که متعاقباً مختل شده است.


کشف و نامگذاری

 

فلورا توسط جی آر هیند در 18 اکتبر 1847 کشف شد. این دومین کشف سیارکی او پس از 7 iris بود.

 

نام فلورا توسط جان هرشل ، از فلورا ، الهه لاتین گل ها و باغ ها، همسر زفیروس ( شخصیت باد غرب) و مادر بهار عنوان شد و معادل یونانی کلریس است که سیارک خود را به نام Chloris   410دارد،  نماد قدیمی 8 فلور به شکل های مختلفی ارائه شده است .


خصوصیات

 

تجزیه و تحلیل منحنی نور نشان می دهد که قطب فلور به سمت مختصات دایره البروج (16 درجه، 160 درجه) با عدم قطعیت 10 درجه است. این یک شیب محوری 78 درجه، مثبت یا منفی ده درجه می دهد.

 

فلورا مادر خانواده سیارک‌های فلورا و بزرگترین عضو آن است که حدود 80 درصد از کل جرم این خانواده را تشکیل می‌دهد.

 

فلور طیف نشان می دهد که ترکیب سطحی آن مخلوطی از سیلیکات (شامل پیروکسن و الیوین ) و فلز نیکل - آهن است. فلورا و کل خانواده اش به طور کلی، نامزدهای خوبی برای قرار گرفتن اجسام والدین کندریتی L است. این نوع شهاب‌سنگ حدود 38 درصد از کل شهاب‌سنگ‌هایی را که با زمین می‌کنند تشکیل می‌دهد.


 

فلورا در افسانه ها

الهه گلها و فصل بهار

 

اقامتگاه  الیسیوم

نمادها     گل

جشنواره ها          فلورالیا

همسر     فاونیوس - Zephyrus

فرزندان   ماهی کپور

معادل یونانی         کلوریس

 

فلورا (به لاتین : Flōra ) یک ایزدبانوی رومی از گل ها و از فصل بهار است  - نمادی برای طبیعت و گل ها. در حالیکه او در افسانه های روم یکی از چندین الهه باروری بود ، ارتباط وی با چشمه اهمیت ویژه ای هنگام بهار به او داد ، همانطور که نقشی به عنوان الهه جوانی داشت. یکی از پانزده خدایی بود که شعله های مخصوص خود را داشت. یونانی اوهمتای خود کلوریس است .

 

معادل یونانی فلورا کلوریس است که یک حوری است. فلورا با فاونیوس ، خدای باد که با نام Zephyr نیز شناخته می شود ، ازدواج کرده و همراه او هرکول بود .

کلریس پوره ای بود که در میادین الیسیان زندگی می کرد، منطقه دنیای زیرین که روح های شایسته در آن زندگی می کردند. او توسط خدای باد غرب، زفیرش ربوده شد که بعدها با او ازدواج کرد. او همچنین تعدادی از چهره های اساطیری را به گل تبدیل کرد، از جمله آدونیس، اتیس، کروکوس، هیاسینتوس و نارسیسوس .

 

کمربند اصلی سیارک ها - آیریس 7 Iris

 

کمربند اصلی سیارک ها - آیریس 7 Iris

 

آیریس 7 Iris یک سیارک بزرگ کمربند اصلی و احتمالاً سیارکی است که به دور خورشید بین مریخ و مشتری می چرخد. این چهارمین جرم درخشان در کمربند سیارکی است . این سیارک به عنوان یک سیارک نوع S ، به این معنی که سنگی ترکیبی است.

 

کشف و نام

 

آیریس در 13 آگوست 1847 توسط JR Hind از لندن ، انگلستان کشف شد. این هفتمین سیارکی بود که کشف شد.

 

الهه آیریس در اساطیر یونانی پیام آور خدایان به ویژه هرا بود. کیفیت خدمتکار او برای هرا به ویژه با شرایط کشف مناسب بود، زیرا آیریس پس از 3 جونو با کمتر از یک ساعت عروج می کند ( جونو معادل رومی هرا است).

نماد اصلی آیریس یک رنگین کمان و یک ستاره بود.


زمین شناسی

 

7 Iris یک سیارک از نوع S است. سطح آن روشن است و احتمالاً مخلوطی از نیکل - آهن فلزات منیزیم - و آهن - سیلیکات است. طیف آن شبیه به L و LL با اصلاحاتی برای هوازدگی فضایی است ، بنابراین ممکن است یکی از علل مهم شهاب سنگ ها باشد. دینامیک سیاره ای همچنین نشان می دهد که باید منبع قابل توجهی از شهاب سنگ ها باشد.

 

در میان سیارک های نوع S در رتبه پنجم قرار دارد متوسط ​​هندسی قطر ، یونومیا ، جونو ، آمفیتریت و هرکولینا . شکل آن با کروی مطابقت دارد، که نشان می دهد یک سیاره کوچک باقی مانده است.

 

روشنایی

 

سطح درخشان آیریس و فاصله اندک از خورشید، آن را به چهارمین جرم درخشان در کمربند سیارکی پس از وستا ، سرس و پالاس تبدیل کرده است. ​ متوسط تقابل قدر آن  7.8+ است  اما در تقابل‌های نادر نزدیک به حضیض می‌تواند به قدر 6.7+ برسد (آخرین بار در 31 اکتبر 2017 به قدر 6.9+ رسید)، که به اندازه سرس درخشان بود.


ویژگی های سطح

 

مطالعه ای توسط Hanus و همکاران. با استفاده از داده‌های VLT ، هشت دهانه به قطر 20 تا 40 کیلومتر و هفت ویژگی تکرارشونده با طبیعت ناشناخته را نام‌گذاری می‌کند که به دلیل عدم ثبات و وجود آنها در لبه ، بی‌نام باقی می‌مانند. نام ها یونانی رنگ ها هستند که با رنگین کمان به عنوان علامت آیریس مطابقت دارد. مشخص نیست که این 7 اسامی توسط IAU  به عنوان ویژگی A تا G برچسب گذاری شده باشد.

 

ویژگی های نامگذاری شده در Iris

 

کلروس Chloros  green  سبز

کریسوس Chrysos  gold  طلایی

سیروس Cirrhos  orange  نارنجی

سیانوز Cyanos blue   آبی

اریتروس Erythros red    قرمز

گلوکوس Glaucos grey  خاکستری

پورفیرا Porphyra purple  بنفش

زانتوس Xanthos yellow  زرد

 

چرخش

 

دوره چرخش آیریس 7.14 ساعت است. قطب شمال آیریس به سمت مختصات دایره البروج (λ, β) با عدم قطعیت 4 درجه (19 درجه و 26+ درجه) با عدم قطعیت 3 درجه تخمین زده شده (18°, +19°) است. این یک شیب محوری xx درجه،  ثابت  می دهد به طوری که در بیشتر جاهای هر نیمکره، خورشید در تابستان غروب نمی کند و در زمستان طلوع نمی کند. در سیارک  بدون جو، این باعث ایجاد اختلاف دمای بسیار زیاد می شود.

 

آیریس Iris در افسانه ها


اقامتگاه   کوه المپوس

سمبل      رنگین کمان، کادوسئوس ، کوزه

جنسیت: مؤنث

پدر:       تائوماس

مادر:      الکترا Electra

Electra نوعی پوره دریا بود و دختر تتیس و Oceanus

همسر:    زفوروس Zephyrus

خواهر و برادر       آرک ، هارپی ، هیداسپس

فرزندان   پوتوس

 

آیریس (زنبق) به همراه هرمس (Hermes) پیام آور خدایان المپیک بود اوامر خدای خدایان را «تمیس» بوسیله «ایریس Iris» پیامبر المپ به ابناء بشر اعلام میداشت.

در حالی که خواهر دوقلوی او آرک (قوس) به المپیایی ها خیانت کرد و پیام آور تیتان ها شد . گفته می شود که آیریس بالهای طلایی داشت در حالی که آرک بالهای رنگین کمانی داشت . همچنین گفته می شود که وی در حالی که پیام های خدایان را به انسانهای فانی می برد ، بر روی رنگین کمان سفر می کند. در طول جنگ تایتان ، زئوس بالهای رنگین کمانی آرک را از او پاره کرد و آنها را در عروسی خود به نرئید تتیس هدیه داد ، که به نوبه خود آنها را به پسرش ، آشیل داد، که آنها را روی پاهایش می پوشید. آیریس الهه رنگین کمان است. او همچنین به الهه ها و خدایان شهد نوشیدنی می نوشانید. Zephyrus ، که خدای باد غربی است ، همسر وی است. پسر آنها پوتوس ( نونوس Nonnos) ، دیونیزیاکا Dionysiaca است.

جونو او را اعزام می کند تا یک تار مو از سر ملکه دیدو بکند تا شاید بمیرد و وارد هادس شود.

 

گفته شده پس از اینکه رومولوس به عنوان خدای کویرینوس شد ، همسرش هرسیلیا از خدایان خواست تا اجازه دهند او نیز جاودانه شود تا بتواند بار دیگر با شوهرش باشد. جونو خواهش او را شنید و آیریس را نزد او فرستاد. با یک انگشت ، آیریس هرسیلیا را لمس کرد و او را به یک الهه نامیرا تبدیل کرد. هرسیلیا به المپوس پرواز کرد و در آنجا یکی از شهرهای هورا شد و اجازه یافت تا برای همیشه با شوهرش زندگی کند.


 

کمربند اصلی سیارک ها – هبه 6 Hebe

 

کمربند اصلی سیارک ها – هبه 6 Hebe

 

هبه در 1 ژوئیه 1847 توسط کارل لودویگ هنک ، به عنوان ششمین سیارک کشف شد. نام هبه ، الهه جوانی، توسط کارل فردریش گاوس به درخواست هنک پیشنهاد شد. گاوس یک لیوان شراب را به عنوان نماد هبه انتخاب کرد.

 

6هبه نام سیاره کوچک کمربند اصلی است سیارکی که حدود 0.5٪ از جرم کمربند را شامل می شود. با این حال، به دلیل چگالی ظاهری بالا (بیشتر از ماه یا حتی مریخ ) مهم است. هبه از نظر حجم در بین بیست سیارک برتر قرار ندارد با این چگالی ظاهری بالا نشان‌دهنده یک جسم بسیار جامد است که تحت تأثیر برخورد قرار نگرفته است، که نمونه‌ای از سیارک‌هایی با اندازه وجود ندارد - آنها معمولاً انبوهی از قلوه سنگ‌ها هستند.


از نظر روشنایی ، پنجمین جرم درخشان کمربند سیارکی بعد از وستا ، سرس ، جونو و پالاس . قدر تقابل متوسط ​​آن 8.3+ است که تقریباً برابر با میانگین روشنایی تیتان است  و در تقابل نزدیک حضیض می تواند به +7.5 برسد.

 

هبه ممکن است جرمش از کندریت H باشد که حدود 40 درصد کل شهاب‌سنگ‌هایی که به زمین برخورد می‌کنند می باشد.

هبه به صورت بالقوه به عنوان منبع اصلی شهاب سنگهایی است که به زمین برخورد می کنند.

تصور می‌شود که هبه بدنه احتمالی شهاب‌سنگ‌های کندریت H  و آهنی IIE باشد. این بدان معناست که منشأ حدود 40 درصد از کل شهاب سنگ هایی است که به زمین برخورد می کنند. شواهد این ارتباط بدین ترتیب است.

طیف هبه با ترکیبی از 60 درصد کندریت H و 40 درصد مواد شهاب سنگ آهن IIE مطابقت دارد.

نوع IIE در میان شهاب‌سنگ‌های آهنی غیرمعمول است و احتمالاً از ذوب برخوردی تشکیل شده است.

سیارک‌هایی با طیف‌های مشابه کندریتی معمولی (۸۵ درصد از تمام سقوط‌ها، از جمله کندریت‌های H را تشکیل می‌دهند) و بسیار نادر هستند.


6 هبه در موقعیت بسیار خوبی برای ارسال زباله های ضربه ای به مدار عبوری از زمین قرار دارد. آن ها حتی با سرعت های نسبتاً کوچک (~280 متر بر ثانیه) می تواند وارد مناطق پر هرج و مرج شکاف کرکوود در 2.50 AU و نزدیکی آن شود.

از میان سیارک‌هایی که در این مدار «به‌خوبی» قرار دارند، هبه بزرگترین است.

    تجزیه و تحلیل مشارکت کنندگان احتمالی در مشارکت شهاب سنگ زمین، 6 هبه را به دلیل موقعیت و اندازه نسبتا بزرگ آن در بالای لیست قرار می دهد.

 

با این حال، مشاهدات VLT در سال 2017 نشان می‌دهد که فرورفتگی‌های ناشی از برخورد بر 6 هبه تنها 20 درصد حجم به خانواده‌های سیارک H-کندریت نزدیک است، که نشان می‌دهد هبه محتمل‌ترین یا اصلی‌ترین منبع شهاب‌سنگ‌های H-کندریت نیست.

 

مشخصات کلی هبه - 6 Hebe


مشخصات فیزیکی 

 

تجزیه و تحلیل منحنی نور نشان می دهد که هبه شکل نسبتاً زاویه ای دارد که ممکن است به دلیل چندین دهانه برخوردی بزرگ باشد. هبه در جهت پیشروی می چرخد ، با قطب شمال به سمت مختصات دایره البروج β)، λ )= (45 درجه، 339 درجه) با عدم قطعیت 10 درجه. این یک شیب محوری 42 درجه ایجاد می کند.

 

هبه سطح روشنی دارد و اگر شناسایی آن به عنوان جرم کندریت های H درست باشد، ترکیب سطحی سیلیکات های کندریتیک مخلوط با قطعات آهن نیکل . یک سناریوی احتمالی برای تشکیل فلز سطحی به دلیل زیر است:

ضربه های بزرگ باعث ذوب موضعی سطح کندریت H غنی از آهن شده فلزات، چون سنگین‌تر بودند، در کف دریاچه ماگما ته نشین می‌شدند و یک لایه فلزی تشکیل می‌دادند که توسط یک لایه نسبتا کم‌عمق از سیلیکات‌ها مدفون شده بود.

بعداً تأثیرات قابل توجهی این لایه ها را شکسته و مخلوط کرد.

ضربه‌های مکرر کوچک ترجیحاً بقایای سنگی ضعیف‌تر را پودر می‌کنند، که منجر به افزایش غلظت قطعات فلزی بزرگ‌تر در سطح می‌شود، به طوری که در نهایت 40٪ از سطح  را در زمان کنونی تشکیل می‌دهند.

مشاهدات دقیق توسط بسیاری از تلسکوپ‌ها از جمله تلسکوپ بسیار بزرگ و تلسکوپ فضایی هابل به طور مداوم نتوانسته‌اند هیچ ماهواره‌ای را در اطراف سیارک شناسایی کنند.

 

هبه در اساطیر


عنوان:    الههٔ جوانی ، اوج زندگی ، بخشش جام حذفی به خدایان

اقامتگاه  کوه المپ

نماد       فنجان شراب ، عقاب ، پیچک ، چشمه جوانی و بال ها

جنسیت:   مؤنث

پدر:       زئوس

مادر:      هرا

همسر:    هراکلس - معادل رومی : هرکول

فرزندان: الکسیئارس و انیکتوس

معادل رومی          یوونتاس Juventas

خواهر و برادر       آیاکوس ، آنجلوس ، آفرودیت ، آپولو ، آرس ، آرتمیس ، آتنا ، دیونیسوس ، ایلیثیا ، Enyo ، اریس ، Ersa ، هلن از تروی ، هفائستوس ، هراکلس ، هرمس ، مینوس ، Pandia ، پرسفونه ، برساووش ، رادامانتوس از فیض از هورای ، Litae ازموسیقی ، Moirai

 

هبه در اسطوره‌های یونان، الهه جوانی است. دختر زئوس و هرا، و خواهر آرس، هفائستوس و ایلی‌ثیا بود. ساقی خدایان در المپ به‌شمار می‌رفت و برای آن‌ها نکتار و آمبورسیا (نوشیدنی و خوراک مخصوص ایزدان) را فراهم می‌کرد. زمانی که هراکلس کشته شد و تن زمینی را ترک کرد و به المپ آمد، هبه را به همسری او درآورند، و پس از آن پرنس جوان تروایی، گانیمد Ganymeda به معنی "شاهزاده خانم شاد" جانشین او و به عنوان ساقی ایزدان مبدل گشت. هراکلس و هبه صاحب دوقلوهای الکسیئارس و آنیکتوس شدند. هبه در کوه المپ اقامت داشت و در کنار خدمتی که به المپ نشینان می‌نمود، اغلب ارابه مادرش هرا را برایش آماده می‌کرد یا به برادرش آرس در پوشیدن جامه‌های باشکوه، آماده‌سازی حمام و شستن لباس‌هایش کمک می‌کرد.

در افسانه ها به عنوان دختری سخت کوش در انجام وظایف خانگی دیده می شود که نمونه ای از دختران عالی رتبه و مجرد در یونان باستان است. او وظایفی را در اطراف خانه انجام می داد مانند حمام دادن برای برادرش آرس  و کمک به هرا برای ورود به ارابه خود. از او به عنوان زیبا ترین الهه و بودن برای همیشه در کنار مادر در المپ نام برده شده است.

گفته شد که هبه ، در یک مجسمه ساخته شده از عاج و طلا ، در کنار یک مجسمه بسیار بزرگ هرا ، که الهه نشسته ای را در دست دارد و یک انار و عصا را در دست دارد و یک فاخته در بالای آن قرار دارد ، به تصویر کشیده شده است . نقش برجسته ساخته شده از نقره در بالای یک محراب ازدواج هبه و هراکلس را به تصویر می کشد. هر دو این تصاویر از بین رفته اند ، اما سکه های Argive پیدا شده است که این دو مجسمه را در کنار هم نشان می دهد.


هبی بر جوانی ابدی  و توانایی بازگرداندن جوانی به انسان ها تأثیر داشت ، قدرتی که به نظر او منحصر به فرد است ، همانطور که در Metamorphoses اووید ، برخی از خدایان از پیر شدن مورد علاقه خود ابراز تاسف می کنند. به گفته فیلوستراتوس بزرگ ، هبه جوانترین خدایان بود و مسئول نگه داشتن آنها تا ابد جوان بود و از این رو مورد احترام ترین آنها بود. نقش او در تضمین جوانی ابدی خدایان دیگر با نقش او در خدمت به عنوان جام ناقل مناسب است ، زیرا کلمه آمبروزیا با ترجمه احتمالی پروت-هند و اروپایی مرتبط با جاودانگی ، نابودی و نیروی زندگی پیوند خورده است. در هنر ، او معمولاً با پدرش در لباس عقاب دیده می شود ، که اغلب یک فنجان به او پیشنهاد می دهد. این تصویر در جواهرات حکاکی کلاسیک و همچنین هنرهای بعدی دیده می شود. عقاب ها با جاودانگی در ارتباط بودند و یک باور عامیانه وجود داشت که عقاب (مانند ققنوس ) توانایی تجدید حیات خود را به یک حالت جوانی دارد ، و این ارتباط با هبه را منطقی می کند.

 

او زمانی وظیفه‌اش را به عنوان ساقی ایزدان از دست داد که به زمین افتاد و جامه‌اش پاره شد، در نتیجه سینه‌اش در معرض دید قرار گرفت. آپولون او را از کار بر کنار کرد و گانیمده یکی از معشوقه‌های زئوس جایگزین او شد. در زمان باستان اعتقاد بر این بود که او توانایی بازگرداندن جوانی را دارد. یولائوس برادرزاده و ارابه‌ران هراکلس، برای نبرد با ائوروستئوس پادشاه موکنای از هبه درخواست کرد فقط برای یک روز دوباره جوان شود. هبه در ابتدا تمایلی برای انجام این کار نداشت اما تمیس، ایزدبانوی عدالت به او گفت این امری منصفانه است. چنین شد که آرزوی یولائوس برآورده شد و به پیروزی رسید. هبه در اساطیر رومی با یوونتاس مطابق است.

هبه یا فلورا، ایزدبانوی بهار و گل‌ها

 

هبه به شکل زنی جوان که لباسی بدون آستین به تن داشت و معمولاً تاج گل طلایی بر سر داشت، تصویر می‌شد. در نقاشی گلدان‌های یونانی، هبه یا به عنوان عروس هراکلس یا به عنوان ساقی ایزدان در حال ریختن آمبورسیا از پارچ به تصویر کشیده می‌شد. گاهی اوقات او همانند الهه‌های ایریس و نیکه دارای بال نشان داده می‌شد. او ممکن است با دختر الههٔ ماه، پاندیا برابر باشد.

هبه به عنوان الهه بخشش یا رحمت در سسیون مورد پرستش قرار می گرفت .

 

کمربند اصلی سیارک ها - آستریا 5 Astraea

 

کمربند اصلی سیارک ها - آستریا 5 Astraea

 

 آستریا 5 Astraea  یک سیارک از کمربند سیارک ها است . سطح آن بسیار بازتابنده (روشن) است و ترکیب آن احتمالاً مخلوطی از نیکل – آهن با سیلیکات های منیزیم و آهن است. این یک سیارک از نوع S در طبقه بندی تولن است.

 

Astraea پنجمین سیارکی بود که در 8 دسامبر 1845 توسط کارل لودویگ هنک و به نام Astræa ، الهه عدالت و به نام ستارگان، نامگذاری شد. کشف دوم او سیارک 6 هبه بود. هنک، یک ستاره شناس آماتور آلمانی و مدیر اداره پست، به دنبال 4 وستا بود که به طور تصادفی به Astraea برخورد کرد. پادشاه پروس سالانه 1200 مارک برای این کشف به او پرداخت کرد.

 

نماد هنک برای Astraea یک لنگر وارونه است، این نماد دیگر استفاده نمی شود. نماد نجومی مدرن یک دایره 5 () ساده است.


خصوصیات

 

نورسنجی چرخش پیشروی را نشان می دهد ، که قطب شمال در جهت صعود راست 9 ساعت و 52 دقیقه، انحراف 73 درجه با عدم قطعیت 5 درجه است. این یک شیب محوری در حدود 33 درجه ایجاد می کند.

 

مشخصات آستریا - Asteria


آستریا در اساطیر - Asteria (Titaness)


آستریا

الهه دلوس

آستریا روی صخره ای نشسته و در کنار او تاج گل و لور قرار دارد

اقامتگاه  دلوس

 

اطلاعات شخصی

 

والدین    کوئوس و فیبی

خواهر    لتو

همسر     Perses

فرزندان   هکات

 

در اساطیر یونانی ، نوعی سنگ قیمتی ، روشن از ستاره و الهه ستاره بود او یک دختر از تیتان بود پدرش کئوس و مادرش فیبی یا فوبه بود.  خواهرش لتو الهه ماه بود.  همسرش پرسیس بود. او یک دختر به نام هکات ، الهه جادوگری داشت. 

 

آستریا یکی از ساکنان المپ بود و مانند خواهرش لتو محبوب زئوس بود. برای فرار از پیشرفت های عاشقانه زئوس ، که به شکل عقابی او را تعقیب می کرد ،  او خود را به بلدرچین (ortux) تبدیل کرد و خود را به دریای اژه انداخت . در آنجا بود که آستریا در جزیره Asteria (جزیره ای که مانند یک ستاره از بهشت افتاده بود) یا "جزیره بلدرچین" Ortygia مسخ شد .  در جزیره Delos Asteria با پرسیس ازدواج کرد و فرزندشان Hecate را به دنیا آورد . آستریا با جزیره دلوس شناخته می شود.

 

هنگامی که لتو توسط زئوس  حامله شد ، لتو توسط هرای انتقام جو و به وسیله پیتون تحت تعقیب قرار گرفت  ، لتو توسط بورئایای شمالی به فرمان زئوس به جزیره شناور منتقل شد و در آنجا به زیتونی چسبید ، او آپولو و آرتمیس را به دنیا آورد . 

در اساطیر روم معادل نام لتو، لاتونا لاتین شدهٔ نام او است.

 

کمربند سیارک ها - 4وستا

 

کمربند سیارک ها - 4وستا

 

4 وستا درخشان ترین سیارک قابل مشاهده از زمین و دومین سیارك بزرگ است. به طور مرتب به اندازه بزرگی 5.1 درخشان است ، که با چشم غیر مسلح کاملاً ضعیف دیده می شود. سپیدایی آن بیش از سه برابر سپیدایی سرس است. حداکثر فاصله آن از خورشید کمی بیشتر از حداقل فاصله سرس از خورشید است.

 

وستا یکی از بزرگترین اجسام کمربند سیارک است که قطر متوسط آن 525 کیلومتر (326 مایل) است. وستا توسط ستاره شناس آلمانی ، هاینریش ویلهلم ماتیاس اولبرز در 29 مارس 1807 کشف شد و از نام وستا ، الهه باکره خانه و آتشدان ، اسطوره روم گرفته شده است .

 

وستا بعد از سیاره کوتوله سرس ، از نظر جرم و حجم ، دومین سیارک بزرگ است .  تخمین زده می شود که 9٪ از جرم کمربند سیارک ها باشد. فقط کمی بزرگتر از 2 پالاس است (حدود 5٪ از نظر حجم) ، اما از نظر جرم 25٪ تا 30٪ بیشتر است. وستا تنها نمونه اولیه سیاره سنگی باقیمانده (با فضای داخلی متفاوت ) از نوع تشکیل دهنده سیارات زمینی است . در اثر برخورد یکی دو میلیارد سال پیش ، ترکشهای زیادی از وستا خارج شد که باعث شد دو دهانه بزرگ نیمکره جنوبی را اشغال کند . بقایای این حوادث به عنوان شهاب سنگ های هواردیت - اوکریت - دیوژنیت (HED) به زمین رسیده است که منبع غنی اطلاعاتی در مورد وستا بوده اند.

 

 فضاپیمای سحر Dawn فضاپیمای اطراف وستا در تاریخ 16 ژوئیه 2011 برای اکتشاف ، یک سال وارد مدار وستا شد و در 5 سپتامبر  2012  وستا را به مقصد نهایی خود به مسیر سرس ترک کرد. محققان همچنان اطلاعات جمع آوری شده توسط داون را برای اطلاعات بیشتر در مورد شکل گیری و تاریخچه وستا بررسی می کنند.


نام

 

وستا چهارمین سیارک کشف شده بود ، از این رو شماره 4 در تعیین رسمی آن است. نام وستا ، یا انواع ملی آن ، در دو مورد استثنایی در یونان و چین استفاده می شود. در یونانی ، نام پذیرفته شده معادل هلنی وستا ، هستیا بود. در انگلیسی ، این نام برای 46 Hestia استفاده می شود . یونانیان برای هر دو از نام "Hestia" استفاده می کنند ، و اعداد کوچک سیاره برای ابهام زدایی استفاده می شود. در چینی ، وستا "ستاره خدا-قلب (dess)" نامیده می شود.

وستا پس از کشف ، مانند سرس ، پالاس و جونو قبل از آن ، به عنوان یک سیاره طبقه بندی می شد و یک نماد سیاره ای به آن داده می شد . این نماد محراب وستا را با آتش مقدس خود نشان می داد و توسط گاوس طراحی شده است.

 

پس از کشف وستا ، 38 سال دیگر هیچ شیئی کشف نشد و تصور می شد منظومه شمسی دارای یازده سیاره باشد. با این حال ، در سال 1845 ، سیارک های جدید با سرعت بالایی شروع به کشف شدند و علاوه بر این هشت سیاره اصلی ( نپتون در سال 1846 کشف شده بود).


مدار

 

وستا بین مریخ و مشتری ، در کمربند سیارک ، با مدت زمان 3.6 سال زمینی ، به طور خاص در کمربند سیارک داخلی ، فاصله داخلی تا شکاف کرکوود در 2.50 واحد آمریکی ، به دور خورشید می چرخد . مدار آن به طور متوسط ​​متمایل است.     ( I = 7.1 درجه ، در مقایسه با 7 درجه برای عطارد و 17 درجه برای پلوتو ) و متوسط خارج از مرکز ( 09/0 = e ، تقریباً مشابه مریخ).


چرخش

 

چرخش وستا برای یک سیارک (5.342 ساعت) و پیشروی نسبتاً سریع است ، با قطب شمال که در جهت صعود راست 20 ساعت و 32 دقیقه است ، انحراف + 48 درجه (در صورت فلکی سیگنوس ) با عدم قطعیت حدود 10 درجه است. این یک شیب محوری 29 درجه می دهد.

 

کلودیا ، دهانه ای کاملاً مشخص به عرض 700 متر است.

تراکم وستا کمتر از چهار سیاره زمینی است ، اما بیشتر از اکثر سیارک ها و تمام قمرهای منظومه شمسی به جز Io است . مساحت وستا تقریباً همان مساحت پاکستان یا تگزاس و کارولینای شمالی است (حدود 800000 کیلومتر مربع). حجم وستا 525.4   کیلومتر است و حجم 2 پالاس (3 ± 512 کیلومتر ) است ،  اما حدود 25٪ جرم بیشتری دارد.


دما

 

تخمین زده شده است که دمای سطح در زمستان تا حدود 190 درجه سانتیگراد کاهش یابد. دمای معمول روز و شب به ترتیب 60− درجه سانتیگراد و  130− درجه سانتی گراد است. این برآورد مربوط به 6 مه 1996 است .

 

تصور می شود که وستا از فلز نیکل و آهن تشکیل شده است هسته 214-226 کیلومتر در قطر،  گوشته از  سنگ الیوین پوشیده شده و سطح پوسته . از اجزای غنی از کلسیم - آلومینیوم است.

وستا تنها سیارک دست نخورده شناخته شده ای است که به این روش دوباره ظاهر شده است. به همین دلیل ، برخی از دانشمندان از وستا به عنوان یک سیاره اولیه یاد می کنند.

 

ترکیب پوسته وستا

 

سنگهای پلوتونیک متشکل از پیروکسن ، کبوتریت و پلاژیوکلاز ، منبع اوکریتهای تجمع یافته است .

سنگهای پلوتونیک غنی از ارتوپیروکسن با اندازه دانه های بزرگ ، منبع دیوژنیت ها .

بر اساس اندازه سیارک های نوع V تصور می شود پوسته تقریبا 10 کیلومتر (6 مایل) باشد.


انیمیشن از سحر را مسیر از 27 سپتامبر 2007 تا 2018   5 اکتبر
قرمز= فضا پیمای سپیده دم ، آبی تیره = زمین ، زرد=  مریخ  ، آبی روشن  = وستا ، سبز =   سرس

 

اساطیر وستا

 

وستا الهه باکره آتشدان ، خانه و خانواده در دین روم است . او بندرت به شکل انسان به تصویر کشیده می شد و اغلب با آتش معبد خود در Forum Romanum نشان داده می شد . ورود به معبد او فقط به کشیش های او ، وستال ها ، که آتش مقدس را در آتشدان معبد خود نگه می داشتند ، مجاز بود . از آنجا که وی به عنوان حافظ قوم روم در نظر گرفته می شد ، جشنواره او ، وستالیا (7-15 ژوئن) ، به عنوان یکی از مهمترین تعطیلات روم شناخته می شد. در هنگام وستالیا مادران با پای برهنه از شهر عبور می کردند و به حرم الهه می رفتند ، و در آنجا نذورات غذایی ارائه می دادند. اهمیت وستا برای مذهب روم چنان بود که مذهب وی یکی از آخرین فرقه های بت پرست مردم بود که پس از ظهور مسیحیت هنوز فعال بود تا اینکه توسط امپراتور مسیحی تئودوسیوس اول در سال 391 م برچیده شد.

 

افسانه هایی که وستا و کاهنان او را به تصویر می کشیدند اندک بود و به داستان های آغشته شدن معجزه آسای توسط یک فالوس که در شعله های آتش کوره ظاهر می شد - مظهر الهه - محدود می شد. او دختر زحل و اوپس و خواهر مشتری ، نپتون ، پلوتو ، جونو و سرس بود . معادل یونانی او Hestia است .

 

وستا به عنوان خدای خوش اخلاقی که هرگز خود را درگیر مشاجره خدایان دیگر نمی کند ، به دلیل ارتباط ضد و نقیض خود با فالوس ، مبهم بود. او تجسم مادر Phallic بود : او نه تنها باکره ترین و پاک ترین خدایان بود ، بلکه به عنوان مادر خطاب می شد و به او باروری می داد. اسطوره نویسان به ما می گویند که وستا هیچ افسانه ای نداشته است ، مگر اینکه به عنوان یکی از قدیمی ترین خدایانی شناخته شود که حق احترام و پیشکش بیش از سایر خدایان را داشتند. برخلاف بیشتر خدایان ، وستا به سختی مستقیماً به تصویر کشیده می شد. با این وجود ، شعله او ، چوب آتش و یک فالوس آیینی ( فاسینوس ) نماد او شد .


برج سنبله Vestalis ماکسیما نشان داده شده در یک مجسمه روم

 

وستا : الهه کانون خانه و خانواده

نماد       کوره ، آتش ، خر

جنسیت   زن

 

اطلاعات شخصی

 

والدین    ساترن و اوپس

خواهر و برادر       ژوپیتر ، نپتون ، پلوتو ، جونو ، سرس

معادل یونانی         هستیا

معادل اتروسک      احتمالاً اتاوسوا

 

کمربند سیارک ها - 3جونو ،  3Juno

 

کمربند سیارک ها - 3جونو ،  3Juno

3 جونو -   3Juno یک سیارک در کمربند سیارکی است . جونو سومین سیارکی بود که در سال 1804 توسط ستاره شناس آلمانی کارل هاردینگ کشف شد. جونو یکی از بیست سیارک بزرگ و یکی از دو سیارک سنگی ( نوع S ) به همراه 15 سیارک یونومیا است. تخمین زده می شود که شامل 1٪ از کل جرم کمربند سیارک ها باشد.

نام و نماد

جونو از نام بالاترین الهه رومی، نامگذاری شده است. جونو نام بین‌المللی این سیارک است که با توجه به تغییرات محلی: ایتالیایی Giunone ، فرانسوی Junon ، روسی Юнона  Yunona.

جونو معادل هرا ، الهه یونانی برای عشق و ازدواج است. جونو الهه عشق و ازدواج رومی است.


خصوصیات

 

جونو یکی از سیارک‌های بزرگ‌ است که شاید دهمین سیارک بزرگ باشد و تقریباً 1 درصد جرم کل کمربند سیارک‌ها را تشکیل می دهد. این سیارک پس از 15 یونومیا، دومین سیارک پرجرم نوع S است. با این وجود، جونو تنها 3 درصد جرم سرس را دارد.


دوره مداری جونو 4.36578 سال است.

در میان سیارک‌های نوع S، جونو به‌طور غیرمعمولی درخشان است، که ممکن است نشان‌دهنده ویژگی‌های سطح متمایز باشد. این سپیدایی بالای قدر ظاهری برای یک جسم کوچک که نزدیک لبه داخلی کمربند سیارکی است یعنی قدر ظاهری  7.5 + جونو را درخشان تر از نپتون یا تیتان می کند و دلیل کشف جونو قبل از سیارک های بزرگتر Hygiea ، Europa ، Davida و Interamnia می باشد. با این حال، با دوربین دوچشمی کوچک‌تر طول‌های 3 اینچی (76 میلی‌متری) قابل مشاهده است.

جونو در فاصله متوسط ​​کمی نزدیکتر از سرس یا پالاس به خورشید است 324 بامبرگا غیرعادی ترین مدار را دارد.

جونو در پیشرو با شیب محوری تقریباً 50 درجه می چرخد. حداکثر دمای روی سطح، مستقیماً رو به خورشید، در حدود 293 کلوین در 2 اکتبر 2001 اندازه‌گیری شد. با در نظر گرفتن موقعیتش در آن زمان، حداکثر دمای تخمینی 301 کلوین (28 + درجه سانتی‌گراد) در حضیض به دست می‌آید..


مطالعات طیف‌سنجی سطح جونونین نشان می‌دهد که جونو می‌تواند مولد کندریت‌ها باشد ، یک نوع معمولی از شهاب سنگ‌های متشکل از سیلیکات‌های آهن‌دار مانند الیوین و پیروکسن . مادون قرمز نشان می دهد که جونو دارای دهانه یا ویژگی پرتابی به عرض تقریباً 100 کیلومتر است که نتیجه یک برخورد جوان زمین شناسی است می باشد.

 

شعاع متوسط  در سال 2004   ​​11±135.7 گزارش شد.

 

جونو - یونو

 

ملکه خدایان

الهه ازدواج و زایمان

جونو سوسپیتا Juno Sospita

 

نامهای دیگر         رجینا ("ملکه") – در یونان هرا Hera

 

اطلاعات شخصی

 

جنسیت:  مؤنث

والدین      کرونوس و رئا

خواهر و برادر       ژوپیتر ، نپتون ، پلوتو ، وستا ، سرس

همسر     ژوپیتر یا زئوس

فرزندان   مارس ، ولکان ، بلونا ، جوونتس

و در یونان : آرس، هبه، هفایستوس

مرگ:     نامیرا

معادل یونانی         هرا

معادل اتروسکی     یونی

معادل هندوئیسم     شاچی

در تروا:  طرفدار یونانیان بود


هرا - جونو

 

یونو, هرا همسر زئوس شهبانوی ژوپیتر است و عصای سلطنت به دست دارد و مرغ محبوب وی طاووس است که اغلب با اوست. الهه آسمان و ماه و زناشويي و پاسبان زنان شوهردار و پشتيبان ايشان در زادن بود.

الهیات جونو یکی از پیچیده ترین و بحث برانگیزترین موضوعات مذهب روم است. حتی بیشتر از سایر خدایان بزرگ رومی ، جونو دارای تعداد زیادی از اسطوره های قابل توجه و متنوع ، نام ها و عناوین نمایانگر جنبه ها و نقش های مختلف این الهه بود. مطابق با نقش اصلی او به عنوان یک الهه ازدواج.

جنبه جنگجویانه جونو در میان رومیان در لباس او آشکار است. او اغلب مسلح نشان داده می شد و شنل پوست بزی می پوشید.

ارتباط جونو و مشتری از کهن ترین الهیات لاتین است.

 

هرا کوچکترین دختر کرونوس و رئا و بزرگتر از برادرش زئوس است که او نیز شوهر او بود. او یک المپیایی است. او از برادرش صاحب فرزندانی شامل; آرس خدای جنگ، هبه الهه جوانی، هفایستوس ایزد آتش و آهنگری و ایلیتویا الههٔ وضع حمل شد.او الهه ازدواج بود و همیشه نگران بهزیستی زنان و کودکان بود . هرا الهه بسیار باستانی است ، فرقه او از زئوس دورتر می شود و چنان قوی بود که تازه واردان شمال مجبور بودند آن را به آیین خود جذب کنند. او به نوعی یک زن حسود بود ، او معشوق‌های زئوس را به شدت آزار می‌داد. در مورد سمیل ، مادر دیونیسوس ، او این کار را کرد ، در واقع او او را فریب داد تا زئوس او را بکشد. مورد دیگر آیو بود.

گفته می‌شد بکارت هرا هر سال با شستشوی خود در چشمه کاناتوس دوباره احیا می‌شد. هرا الهه‌ای بسیار زیبا بود و به ظاهر خویش اهمیت می‌ورزید و همچنین به داشتن چشمانی درشت و زیبا که شاید به حیوان مقدس او گاو مرتبط باشد، شهرت داشت. او با ایزدبانوی یونو در اساطیر روم باستان قابل قیاس است و ماه ژوئن (محبوب‌ترین ماه برای ازدواج) را به افتخار او نامگذاری کرده‌اند. گاو و طاووس برای او حیوان‌هایی مقدس بودند

.

هرا به داشتن حسادت‌های فراوانش نسبت به فرزندان و معشوقه‌های دیگر زئوس شهرت داشت، و در رأس قربانیان حسادت‌های او، هراکلس قرار دارد. او به قدری از این پهلوان نفرت داشت که از هر فرصتی برای آزار رساندن به او استفاده می‌کرد. این هرا بود که پهلوان را به جنون دچار کرد و باعث شد برای کفاره گناه خود دوازده مأموریت دشوار را پشت سر بگذارد. او همچنین در حین گذراندن این وظایف، همه کارها را برای او سخت‌تر می‌کرد. هنگام بازگشت هراکلس از جنگ تروا، او را دچار طوفانی کرد و بدین سبب از طرف زئوس مورد مجازات قرار گرفت. اما پس از مرگ هراکلس، آتش خشم هرا فروکش کرد.


 

کمربند سیارات - 2پالاس -  2Pallas

کمربند سیارات - 2پالاس - 2 Pallas

دومین سیارکی که در سال 1802 م. کشف شده و فاصله متوسط آن از خورشید 8/2 واحد نجومی است.

پالاس ( نام سیاره کوچک : 2 پالاس ) پس از سرس دومین سیارک است. اعتقاد بر این است که ترکیب معدنی آن مانند سرس است، اگرچه به طور قابل توجهی کمتر از سرس هیدراته شده است. این سیارک سومین سیارک بزرگ منظومه شمسی از نظر حجم و جرم است و احتمالاً یک پیش سیاره است. به اندازه 79 درصد جرم وستا و 22 درصد جرم سرس می باشد که تخمین زده می شود 7 درصد از جرم کمربند سیارکی را تشکیل می دهد. حجم تخمینی آن معادل کره ای به قطر 507 تا 515 کیلومتر (315 تا 320 مایل) است که 90 تا 95 درصد حجم وستا است.

در دوران شکل‌گیری سیاره‌های منظومه شمسی، اجسام از طریق برافزایش بیشتر این پیش سیاره‌ها در رشد اجرام بزرگ‌تر گنجانده شدند که به سیاره ، در حالی که بقیه توسط سیارات به بیرون پرتاب شدند یا در برخورد با یکدیگر نابود شدند. به نظر می رسد پالاس، وستا و سرس تنها اجرام دست نخورده از این مرحله اولیه شکل گیری سیاره ها هستند که در مدار نپتون زنده مانده اند.

هنگامی که پالاس توسط ستاره شناس آلمانی هاینریش ویلهلم ماتئوس اولبرز در 28 مارس 1802 کشف شد، آن را یک سیاره ، مانند سایر سیارک ها دانست. در اوایل قرن نوزدهم پس از سال 1845 ، کشف سیارک های بسیار بیشتر در نهایت منجر به فهرست جداگانه سیارات "کوچک" از سیارات "بزرگ" شد و در دهه 1950 متوجه شدند که چنین اجرام کوچکی مانند سیارات (سایر) شکل نمی گیرند.

با شیب مداری 34.8 درجه، مدار پالاس به‌طور غیرمعمولی بسیار متمایل به صفحه کمربند سیارک‌ها است که باعث می‌شود پالاس برای فضاپیماها نسبتاً غیرقابل دسترس باشد، و مرکز مداری آن تقریباً به اندازه مدار پلوتون است

چند ماه بعد، اولبرز دوباره در حال تلاش برای یافتن مکان سرس بود که متوجه جسم متحرک دیگری در اطراف شد. این سیارک پالاس بود که در آن زمان به طور تصادفی از نزدیک سرس می گذشت. کشف این شیء باعث ایجاد علاقه در جامعه نجوم شد. قبل از این مرحله توسط ستاره شناسان حدس زده می شد که باید سیاره ای در شکاف بین مریخ و مشتری باشد. اکنون، به طور غیرمنتظره، پیکر دومی از این دست پیدا شده بود. هنگامی که پالاس کشف شد .

مدار پالاس توسط گاوس تعیین شد، او دریافت که دوره 4.6 ساله مشابه دوره سرس است. پالاس تمایل به صفحه دایره البروج دارد.

تصاویر با وضوح بالا توسط تصویربردار SPHERE و با استفاده از تلسکوپ بسیار بزرگ (VLT) در سال 2020 امکان پذیر شد.

از سال 1994 بیش از 10 عضو از این خانواده با محورهای نیمه اصلی بین 2.50 تا 2.82 واحد نجومی و شیب های 33-38 درجه شناسایی شده اند.

در عرض بیست سال یک بار فرصت شد تلسکوپ فضایی هابل ، پالاس را در نزدیکترین فاصله مشاهده کند تا داده های مقایسه ای برای سرس و وستا را به دست آورد.


مدار و چرخش

پالاس دارای گریز از مرکز بالا و مداری بسیار شیبدار است

پالاس دارای یک شیب محوری 84 درجه است، با قطب شمال آن به سمت مختصات دایره البروج . این بدان معنی است که در هر تابستان و زمستان ، بخش‌های بزرگی از زمین پالاس برای مدتی برابر با یک سال زمینی در معرض نور ثابت خورشید یا تاریکی ثابت قرار می‌گیرند، به‌طوری‌که مناطق نزدیک قطب‌ها به مدت دو سال نور خورشید را تجربه می‌کنند.


رزونانس های نزدیک

پالاس در رزونانس مداری، احتمالاً نزدیک -1:1 با سرس است. پالاس همچنین دارای رزونانس نزدیک به 18:7 (دوره 91000 ساله) و رزونانس تقریبی 5:2 (دوره 83 ساله) با مشتری است.


گذر سیارات از پالاس

از پالاس، سیارات عطارد، زهره، مریخ و زمین گهگاه به نظر می رسند که در حال عبور یا عبور از مقابل خورشید هستند. زمین آخرین بار در سال های 1968 و 1998 این کار را انجام داد و در سال 2224 گذر بعدی را انجام داد. عطارد در اکتبر 2009 گذر را انجام داد. گذر زهره در سال های 1677 و 2123 و گذر مریخ در سال های 1597 و 2759 است .

مشخصات فیزیکی

پالاس با 513 کیلومتر قطر و وستا 525.4 کیلومتر قطر دارد. جرم پالاس 79٪ وستا، 22٪ جرم سرس، و یک درصد جرم ماه است.

پالاس از زمین دورتر است و آلبدوی بسیار پایین تری نسبت به وستا دارد و از این رو همانطور که از زمین دیده می شود کم نورتر است.

پالاس یک سیارک از نوع B است . بر اساس مشاهدات طیف سنجی، جزء اصلی مواد در سطح پالاس سیلیکات حاوی آهن و کمی آب است. مواد معدنی این نوع شامل الیوین و پیروکسن است .

سطح پالاس به احتمال زیاد از یک سیلیکات تشکیل شده است اما به طور قابل‌توجهی هیدراته کمتری دارد.

به نظر می‌رسد که پالاس دارای دهانه‌های بسیار بزرگ‌تری نسبت به وستا یا سرس است و دهانه‌های بزرگ‌تر از 40 کیلومتر حداقل 9 درصد از سطح آن را پوشش می‌دهند.


ویژگی های سطح

علاوه بر یک نقطه روشن در نیمکره جنوبی، تنها ویژگی های سطحی شناسایی شده در پالاس دهانه ها هستند. تا سال 2020، 36 دهانه شناسایی شده است که 34 تای آنها بزرگتر از 40 کیلومتر قطر دارند. اسامی موقت برای برخی از آنها ارائه شده است. نام این دهانه ها از سلاح های باستانی گرفته شده است

نام و نماد 2 Pallas

2 پالاس از نام پالاس آتنا ، نامی جایگزین برای الهه یونانی آتنا نامگذاری شده است. در برخی از نسخه‌های این اسطوره، آتنا پالاس ، دختر تریتون ، نام دوستش را به دلیل ماتم برگزید.

این سیارک در نام های ایتالیایی و روسی، Pallade و Pallada نامیده می شود.


ریشه شناسی پالاس

احتمالاً نام پالاس Pallas را به نام یکی از الهه های محبوب دنیای یونان شنیده اید. پالاس آتنا الهه باکره جنگ ، خرد ، صنایع دستی و خدای حامی شهر بزرگ آتن بود.

پالاس از کلمه یونانی pallo آمده است . این کلمه به معنی "کسی که نیزه می زند" می تواند تقریباً برای هر جنگنده ای در یونان کاربرد داشته باشد زیرا نیزه ها سلاح اصلی بیشتر جنگنده های یونانی بودند.

همچنین پالاس می تواند از کلمه pallakis باشد. این کلمه به زن جوان اشاره دارد.

دختر تریتون

مشهورترین فردی است که به نام پالاس پوره بود.

از پالاس اغلب به عنوان دختر خدای دریا تریتون نام برده می شد و بنابراین نوه پوزیدون و آمفییتریت بود . با این حال ، چند افسانه دیگر ، او را به عنوان دختر خدایان دیگر رودخانه یا دریا توصیف کرده است.

گفته می شد که وی در دریاچه تریتونیس لیبی زندگی می کرده است که به نام پدرش نامگذاری شده است. عده ای معتقدند که این اسم ممکن است در اصل بومی لیبی بوده و بعداً متناسب با شجره خدایان یونان اقتباس شده باشد.

وقتی آتنا از سر پدرش زئوس متولد شد ، تریتون به پرورش او پرداخت. در دوران جوانی ، او و پالاس با هم جدایی ناپذیر و همبازی شدند.

چیزی که این دو الهه جوان مشترک داشتند عشق به هنرهای رزمی بود. برخلاف بسیاری از خدایان زن دیگر ، به ویژه پوره های معمولاً خجالتی و مطیع ، پالاس و آتنا با هم در استفاده از نیزه ها و سپرها آموزش دیدند.

داستان چگونگی کشته شدن پالاس در یک مسابقه اسپرینگ با آتنا می چرخید ، اگرچه منابع در مورد دوستانه بودن یا نبودن این مسابقه اختلاف نظر دارند.

طبق برخی افسانه ها ، این دو با نیزه تمرین می کردند که پالاس توسط الهه جنگ زخم خورد.

آتنا ، که به طور تصادفی عزیزترین دوست خود را کشته بود ، برای همیشه در غم از دست دادن سوگوار بود.

افسانه دیگری ادعا می کرد که این دو نفر با هم مشاجره می کنند و به جای اینکه یک مسابقه دوستانه داشته باشند ، دعوا را آغاز کرده اند. زئوس باعث حواس پرتی پوره شد و به آتنا اجازه داد در این جنگ پیروز شود.

آتنا قصد نداشت ضربه ای کشنده وارد کند و از مرگ دوستش دچار اندوه و گناه شد. قوانین و عرف یونان تفاوت کمی بین قتل عمدی و یک قتل تصادفی قائل شده بود ، بنابراین حتی اگر مرگ اشتباهی بوده باشد ، الهه هنوز تقصیر را به دوش می کشید.

پالاس آتنا

آتنا قول داد که دوستش هرگز فراموش نخواهد شد.

ابتدا او مجسمه چوبی عظیمی را به شکل پالاس ساخت. این بنا در معبد او در آکروپلیس تروآ بنا شده بوذ ، جایی که گفته می شود حداقل تا پایان جنگ تروا در آنجا بوده است.

گفته می شود پالادیوم توسط خود الهه خرد ساخته شده و دارای خواص ویژه ای بود. تا زمانی که پالادیوم پابرجا بود ، آتنا حفاظت از شهر را تضمین می کرد.

اگرچه آتنا در جنگ تروا طرف یونانیان را گرفت ، پالادیوم اطمینان داد که وی از تخریب کامل تروا چشم پوشی نخواهد کرد. او هنوز از کسانی که در معبد او در داخل دیوارهای تروی عبادت می کردند محافظت می کرد.

کاساندرای نفرین شده در هنگام سقوط شهر به معبد آتنا پناه برد. گفته شد که او به مجسمه چوبی چسبیده بود که آژاکس کوچک او را پاره کرد و به طرف اسیران دیگر هل داد.

در حالی که آژاکس عضوی از ارتش مورد حمایت خود بوده است ، آتنا هنوز از این تخلف در معبد خود و مجسمه پالاس در آنجا عصبانی شده بود. الهه هنگام خروج از تروا علیه مورد علاقه های قبلی خود طوفانی فرستاد و بسیاری از ناوگان یونان را نابود کرد و کشتی های زنده مانده را پراکنده کرد.

به گفته بسیاری از اسطوره نویسان ، مجسمه محافظ توسط ادیسه و دیومدس به سرقت رفته است تا سقوط تروی را تضمین کند. قرن ها بعد ، معبد رومی وستا ادعا کرد که هنوز مجسمه اصلی را در اختیار دارد.

فراتر از برپایی مجسمه ، آتنا آرزو داشت نام دوستش فراتر از معبدش به یادگار بماند. او نام پالاس را به نام خودش گرفت.

از این رو از ایزدبانوی جنگ و خرد به عنوان Pallas Athena یاد می شود. از نظر ریشه شناسی ممکن است از توانایی او به عنوان یک جنگجو یاد شده باشد ، اما در تخیل یونانی الهه نام دوست خود را قبل از نام خود قرار داده است تا اطمینان حاصل کند که پوره هرگز فراموش نخواهد شد.

معادل رومی آتنا مینروا بود. در حالی که نام او تغییر می کرد ، ظاهراً نام Pallas در لاتین حفظ شد.

افسانه های سرس Ceres

 

افسانه های سرس Ceres

 

 Ceres - Demeter - دمتر ، دیمیتیر ، سرس


سِرِس، در اساطیر رومی و دین روم باستان، الهه کشاورزی و رستنی‌ها و همینطور الهه زراعت غلات و نباتات بود، و از سویی الهه باروری و روابط مادرانه به شمار می‌آمد. آیین‌های پرستش او، دارای اشکال مختلفی بود. او خدای مرکزی در تریاد یا سه گانه رومی که اصطلاحاً تریاد پلبیان یا سه گانه آونتین خوانده می‌شد، به شمار می‌آمد، و بعلاوه همراه با دخترش پروسرپینا، جفتی را تشکیل می‌دادند که رومیان آن را به عنوان «آیین‌های یونانی مربوط به الهه زراعت و رستنی» توصیف می‌کردند. او در ازدواج‌های رومیان و همینطور در مراسم مربوط به تشییع جنازه آنان نقش اساسی را ایفا می‌کرد. هفت روز از روزهای ماه آوریل، به وی تعلق داشت که در آن جشنواره معروف به سرآلیا برگزار می‌شد که شامل مراسم محبوب لودی سری آلیز (بازی‌های خاص سرس) بود. او در ماه مه، و در جریان جشن یا جشنواره آمباروالیا، که در زمان برداشت محصولات کشاورزی برگزار می‌شد نیز، گرامی داشته می‌شد. اعمال و وظایف او و همینطور آیین‌های پرستشش، شبیه معادل یونانی او، دمتر می‌باشد و این الهه یونانی، در بسیاری از جنبه‌های اساطیری با سرس، مشترک است.

 

سرس، خدابانوی کهن لاتین، خدابانوی رُستنی‌ها محسوب می‌شد و همچون همتای یونانی خود دمتر، در پیوند با دیونیزوس بود.

در سال ۴۹۶ قبل از میلاد، سرس در قحطسالی که پیش آمد با دمتر یگانه شد، چراکه با اتکای بر پیشگوئی‌های کتاب‌های یونانی، رم ناچار شد کیش دمتر و دیونیزوس را بپذیرد.


 ایزد بانوی کشاورزی ، الهه زمين و كشاورزي و خرمن بود.

دمتر (سرس )فقط یک دختر داشت به نام پرسفونه (پروسرپینه یا پروزرپینه)به معنی دوشیزه بهاران.

 

دمتر دختر میانی کرونوس و رئا الهه غلات و کشاورزی یونان باستان بود که یکی از دوازده المپیای اصلی بود. غم و اندوه او بر سر دخترش پرسیفون - که مجبور است یک سوم سال را با شوهرش هادس در دنیای زیرین بگذراند - دلیل وجود زمستان است؛ شادی او هنگامی می باشد که  بعد از زمستان مصادف با بهار حاصلخیز و ماه های تابستان است. دمتر و پرسفون چهره های مرکزی اسرار الوسینی بودند که مشهورترین جشنواره مخفی مذهبی در یونان باستان بود.

 

نام دمتر

 

نام دمتر از دو بخش تشکیل شده است که دومی (-متر) تقریباً همواره با معنای «مادر» مرتبط است که به راحتی با نقش دمتر به عنوان مادر-الهه متناسب است. با این حال، هنوز بحث هایی بر سر معنای بخش اول(De-) وجود دارد که بیشتر محققان آن را با"Ge"مرتبط می کنند، یعنی Gaea (ساخت دمتر "مادر زمین")؛ برخی دیگر، با این حال، ترجیح می دهند آن را با "Deo" که مظهر بازمانده از دمتر است و ممکن است، به شکل قبلی، نام یکی از چند دانه بوده است.

 

دمتر معمولاً به عنوان زنی کاملاً پوشیده و ماترونی به تصویر کشیده می شود، یا تاج گذاری شده و به طور مجدد نشسته یا با افتخار با دست کشیده ایستاده است. گاهی اوقات او سوار بر ارابه ای حاوی دخترش پرسیفون به تصویر کشیده می شود که تقریباً همیشه در مجاورت اوست. الهه دوست داشتنی نامیده می شد - حتی با اشتراک گذاشتن ویژگی ها و نمادهایی مانند عصای سلطنتی, قرنیه چشم,گوش ، ذرت, یک شف از گندم, مشعل, و گاهی اوقات, تاج گل.

 

دمتر بیشتر به عنوان دهنده غذا و غلات ، برای کوتاه مدت(سیتو) شناخته می شد. از دیگر نشانه های او می توان به: «سبز»، «بخشنده هدایا»، «حامل غذا» و «مادر بزرگ» اشاره کرد.

 

خانواده دمتر

 

دمتر یکی از شش فرزند کرونوس و رئا دختر میانی آن ها و دومین فرزند آن ها در مجموع - بود که پس از هستیا به دنیا آمد اما قبل از هرا و برادرانش: هادس، پوزئیدون و زئوس. درست مانند همه خواهر و برادرش، او بلعیده شد و بعدها به دنبال مداخله زئوس -که توسط پدرش بر گردانده شد.

 

دمتر و ایازیون

 

دمتر در اوایل زندگی اش عاشق فانی به نام ایازیون شد.  او را در ازدواج کادموس و هارمونیا اغوا کرد و با او در میدانی دراز کشید. زئوس برای چنین الهه محترمی مناسب نمی دانست که با یک فانی رابطه داشته باشد، بنابراین با صاعقه ای به ایازیون ضربه زد. اما تا آن زمان، دمتر قبل از دوقلوها باردار بود: پلوتوس و فیلوملوس، خدای سابق ثروت، و دومی، حامی شخم زدن.

دمتر و پوزئیدون

 

بعد، برادر دمتر پوزئیدون خود را بر او مجبور کرد (یک بار به اسب نر تبدیل شد)، و الهه، یک بار دیگر، از دو فرزند باردار شد: دسپوئنا، پوره، و آریون.

 

دمتر و زئوس

 

سرانجام دمتر همسر چهارم زئوس شد. از اتحادیه آن ها، سرشناس ترین فرزند دمتر، پرسیفون به دنیا آمد.

 

دمتر و پرسیفون

 

مهم ترین داستنان دمتر ، مربوط به ربودن دخترش پرسیفون و سرگردانی های بعدی هادس و دمتر است.


این داستان فقط در یک شعر خیلی قدیمی ادوار نخستین آمده استکه یکی از سروده های بسیار کهن هومری است و به قرون هشت و هفت پیش از میلاد مسیح می رسد.نسخه اصلی نشانی از شعر نخستین یونانی دارد یعنی نشانی از سادگی زیاد و صراحت و شادی در دنیایی زیبا.

دمتر (سرس )فقط یک دختر داشت به نام پرسفونه (پروسرپینه یا پروزرپینه)به معنی دوشیزه بهاران.دمتر آن دختر را از دست داد و در اندوه گران از دست دادن وی هدیه اش را از زمین دریغ داشت و به همین سبب بود زمین به صحرایی منجمد تبدیل شد.زمین سبز و پر گل و گیاه را یخ فرا گرفت و بی جان رها شدزیرا پرسفونه ناپدید شده بود.فرمانروا و خداوندگار دنیای زیرین ،شهریار مردگانِ از شمار بیرون یعنی هادس آن دختر را وقتی که در برابر شکوفه شگفت انگیز و فوق العاده زیبای گل نرگس مفتون و فریفته ایستاده و از همراهان خویش جدا مانده بود بربود و با خود به دنیای زیرین برد.خدای آن دنیا که کالسکه اش ،که اسبی به سیاهی قیر آن را می کشیدة نشسته بود،از میان شکافی که در زمین پدیدار شده بود بالا آمد،دست دختر را بگرفت و در کنار خود نشاند.او دختر را با چشمانی گریان و اشک ریزان با خود به زیر زمین برد.تپه ها صدای گریه اش را در فضا پخش کردند،و مادرش در ژرفای دریاها صدای گریه اش را به گوش شنید.مادر در جست و جوی دختر همچون پرنده ای بر فراز دریا و زمین به حرکت در آمد. آما هیچ کس حقیقت ماجرا را با وی در میان نگذاشت ،‹‹نه آدمیان و نه خدایان و نه پیام رسانان قابل اعتمادش ازپرندگان و مرغان››دمتر نُه روز سرگردان گشت و در تمام این مدت نه غذای بهشتی خورد و نه شراب شیرین نوشید.سرانجام به آفتاب رسید و او بود که تمامی ماجرا را با وی گفت:پرسفونه به دنیای زیرین رفته بود و در میان مردگان سایه وش می زیست.

آن گاه ااندوهی گران بر دل دمتر نشست،کوه اولمپ را ترک کرد،در زمین خانه گزید،اما خود را به چنان هیئتی مبدّل ساخت که هیچ کس او را نمی شناخت.این الهه در طول سرگشتگی و گشت و گذار یک تنه اش ، به اِلوزیس رسید و در کنار جاده ای زیر دیواری نشست. او زنی سالخورده را می نمود،یعنی از آن زنان سالخورده ای که در خانه های بزرگ از کودکان پرستاری یا از انبار آذوقه خانه مراقبت می کنند.چهار دوشیزه زیباروی که خواهر بودند و می رفتند که از چاه آب بیاورند او را دیدند و از او پرسیدند آنجا چه می کند.او به آنها پاسخ داد که از دست دزدان دریایی گریخته است،زیرا می خواستند او را به عنوان برده بفروشند و در این دیار هیچ دوست و آشنایی ندارد که برای یاری خواستن به آنها پناه ببرد.آنها به او گفتند که همه خانه های شهر مقدمش را گرامی خواهند داشت اما آنها صلاح می دانند او را به خانه خودشان ببرند،البته اگر منتظر بماند تا آنها بروند و از مادرشان اجازه بگیرند. دمتر سر را به عنوان رضایت به زیر افکند و سکوت اختیار کرد و دختران پس از آنکه کوزه های درخشانشان را از آب پر کردند ،شتابان راهی خانه شدند.مادر آنها که متانیرا نام داشت،امر کرد بی درنگ باز گردند و از آن بیگانه دعوت کنند تا به خانه آنها بیاید.چون دخترکان شتابان باز گشتند آن الهه بزرگوار را هنوز نشسته یافتند که سراپای خود را جامه ای سیاه پوشانده بود.پیر زن به دنبال آنها روان شد و هنگامی که گام در آستانه تالاری گذاشت که مادر دختران در آنجا نشسته و پسر کوچکش را در کنار گرفته بود، پرتو نور الهی در راهرو درخشید و ترسی توأم با احترام در دل متانیرا افتاد.

آن زن به دمتر گفت بنشیند و بعد خود شراب چون عسل شیرین را به وی داد،ولی پیر زن حاضر نشد آنرا بنوشد.و در عوض درخواست کرد که آبجو همراه با عرق نعنا برایش بیاورند که شربتی بود که در فصل درو و برداشت محصول دل درو کنندگان را خنک می کرد، و حتی در الوزیس به پرستندگان هم می دادند.چون دمتر با نوشیدن آن شربت سبکدل شد،کودک را برداشت و در آغوش عطر آگین خود گرفت،که دل مادر از این کار وی شادمان شد.بدین سان دمتر از دموفون که متانیرا برای سلئوس دانا زاده بود پرستاری کرد.آن کودک همچون یک خدای جوان به بار آمد و رشد کرد،زیرا دمتر هر روز او را با روغن بهشتی تدهین می کرد و شب هنگام او را به درون آتش فروزان می گذاشت و به این وسیله می خواست آن پسرک جوانی جاودان بیابد.

اما مادر کودک از چیزیب ناراحت بود و به همین خاطر یک شب به پاسداری نشست و چون کودک را درون آتش دید از فرط وحشت فریاد کشید.الهه نیز از این کار مادر خشمگین شد و کودک را برداشت و به زمین افکند.او می خواست با این کار خود کودک را از پیری و مرگ برهاند،ولی این خواسته تحقق نیافت. با وجود این چون کودک مدتی را در آغوش دمتر خوابیده بود تا زنده بود حرمت می یافت.

آن گاه الهه خدا بودن خویش را نشان داد.زیبایی او را در بر گرفت و بوی عطر از هر سو به مشام رسید و چهره اش آنچنان درخشندگی یافت که خانه غرق در نور شد.آنگاه به متانیرای شگفت زده گفت که او دمتر است. آنها باید پرستشگاهی برای او بنا کنند و به این شیوه از او دلجویی کنند و از لطف و احساسات قلبی او بهره مند شوند.

بدین سان دمتر آنها را ترک گفت و متانیرا که قدرت سخن گفتن را از دست داده بود بر زمین افتاد و از شدت ترس به خود لرزید.چون بامداد شد ماجرا را به آگاهی سلئوس رساندند.سلئوس مردم را نزد خود فراخواند و فرمان الهه را برایشان باز گو کرد.آنها با رضایت خاطر دست به کار شدندتا پرستشگاهی برای آن الهه بنا کنند.چون کار ساختن پرستشگاه به پایان رسید دمتر به آنجا آمد و در آن مأوا گرفت.تنها،دور از خدایان اولمپ نشین و در آرزوی دیدار دخترش.

آن سال برای آدمیان سراسر جهان سالی شوم و هولناک و آزار دهنده بود.هیچ گیاهی نرویید، و کشاورزها خیش را بیهودی در زمین فرو کردند و کشیدند و به نظر می رسید که نوع بشر باید از قحطی بمیرد.سرانجام زئوس دریافت که خود باید سررشته امور را به دست بگیرد.او خدایان را فرا خواند و آنها را به نزد دمتر برای دلجویی فرستاد تا بکوشند خشم را از دل وی بیرون افکنند.امّا دمتر به سخنانشان گوش نداد و گفت تا دخترش را نبیند نمی گذارد زمین بروبار دهد.آنگاه زئوس دریافت که برادرش باید تسلیم شود.او به هرمس دستور داد تا به دنیای زیرین برود و به فرمانروای آنجا بگوید تا اجازه بدهد تا عروسش نزد دمتر بازگردد.

هرمس آن دو را در کنار یکدیگر یافت،پرسفونه اندوهگین و سر در گریبان و ناسازگار،زیرا در غم دیدار مادر دلتنگ و بی قرار شده بود.پرسفونه چون صدای هرمس را شنید سر برداشت و شادمانه به پاخاست،مشتاق رفتن.شوهرش می دانست که باید از فرمان زئوس اطاعت کند و آن زن را بالای زمین بفرستد،امّا هنگامی که او را ترک می کرد با خواهش از وی خواست درباره اش نیک بیندیشد و اندوه به دل راه ندهد که همسر کسی شده است که در میان جاودانگان از شکوه بر خوردار است.پس از آن از وی خواست تا دانه ای انار بخورد،چون نیک می دانست که اگر دختر چنین کن ناچار است به سویش باز گردد.

وی کالسکه زرّینش را آماده کرد و هرمس افسار اسبان را در دست گرفت و اسبان سیاه را یکراست به سوی پرستشگاهی راند که دمتر در آن مسکن داشت.دمتر برای دیدار دخترش مانند یک مائناد پری که در کوهستانها می دود به سرعت از جای خود پرید و دوید.پرسفونه خود را در آغوش مادر افکند و مادر نیزاو را سخت به سینه فشرد. آنها سراسر روز در کنار هم نشستند و درباره ماجراهایی که بر هم گذشته بود سخن گفتند، و چون دمتر موضوع خوردن دانه انار را شنید اندوهگین شد زیرا می ترسید نتواند دخترش را در نزد خود نگاه دارد.

سپس زئوس پیام رسان دیگری را نزد او فرستاد که شخصیتی بزرگ بود،یعنی مادر بزرگوار خودش را به نام رئا که از سالخورده ترین خدایان بود. آن زن بی درنگ برخاست و از کوه اولمپ به سوی زمین خشک و بی باروبر فرود آمد و چون بر در سرای پرستشگاه رسید با دمتر سخن گفت:

بیا دخترم،زیرا زئوس دوراندیش و غرّان به تو امر می کند

یک بار دیگر به تالار خدایان بازگرد،که در آنجا حرمت خواهی یافت

و در آنجا به خواسته ات،که دیدار دخترت است ،خواهی رسید و

اندوه را از دل خواهی داد.

در پایان هر سال که زمستان تلخ سپری می شود.

زیرا او فقط یک سوم سال را در سرزمین تیرگی ها می گذراند

زیرا بقیه را نزد تو می گذراند،نزد تو و دیگر جاودانان دلشاد

اکنون آرام باش انسانها را زندگی ببخش که زندگی را

فقط تو می توانی ببخشی

دمتر دست رد به سینه اش نزد،هرچند که چهار ماه دوری از دخترش در هر سال و رفتن دخترش به دنیای مردگان زیاد آرامش بخش نبود.امّا زنی مهربان بود،و انسانها همیشه از وی به عنوان ‹‹الهه مهربان›› یاد می کنند. او از ویرانی و خشکسالی که خود به بار آورده بود متأسف بود.او یک بار دیگر کشتزار ها را با میوه های فراوان و دنیا را با گل و گیاه و سبزه آباد و درخشان کرد.او حتی به دیدار شاهزادگان الوزیس رفت که پرستشگاهش را بنا کرده بودند،و یکی از آنها را،به نام تریپتولموس،به عنوان سفیر خویش نزد انسانها برگزید و به آنها یاد داد که چگونه غلّه را بکارند و به بار بیاورند .آیینهای مقدّس خویش را به سلسئوس و دیگران بیاموخت،یعنی همان ‹‹آیینهای مرموزی که هیچ کس نباید در موردشان سخن بگوید ،زیرا ترس آمیخته به حرمت زبان را در کام نگاه داشته است .خجسته بخت باد آنکس که به این فرمان عمل کند و در نتیجه در دنیای دیگر نیکی خواهد دید.››

.     .       .      .      .

در داستانهای مربوط به این دو الهه یعنی دمتر و پرسفونه،اندوه و پریشانی چیرگی دارد.دمتر الهه ثروت ناشی از برداشت محصول ،همیشه همان مادر ملکوتی و غم زده ای بود که هر سال شاهد مرگ دخترش بود.پرسفونه نیز دوشیزه نورانی بهاران و فصل تابستان بود که کافی بود که کافی بود گامهای سبکش را بر تپه خشک و قهوه ای بگذارد تا،سبزی و خرمی بیابند.امّا در تمام این مدت پرسفونه می دانست که عمر این زیبایی دنیا تا چه حد کوتاه است:میوه ها،گلها،برگها و تمام رستنی های زیبای دنیا با آمدن سرما باید بمیرند و مثل خود وی در دستان مرگ قرار بگیرند.پس از آنکه فرمانروای دنیای سیاه زیرین او را بربود و با خود به آنجا برد،دیگر هیچ گاه آن دختر شاد و شاداب و جوانی نبود که همواره فارغ البال و رها از هر درد و رنج و اندوه در کشتزارها و سبزه زار های پر از گل گردش می کرد.در واقع هر سال به هنگام بهار از بستر مرگ بر می خاست اما همواره خاطرات سرزمینی که در آن زیسته و اکنون از آن بازگشته بود همیشه با او بود.این دوشیزه با همه زیبایی خیره کننده ای که داشت چیزی عجیب و وهم آمیز بر وجودش سایه افکنده بود.اغلب می گفتند که او‹‹دوشیزه ای بود که نباید کسی نامش را بر زبان بیاورد››

اولمپ نشینان خدایانی شاد و جاودانه و از همه درد ها و غم هایی که انسانهای فناپذیر را از پای می اندازد و می کشد رها بودند.اما انسانها هنگامی که در چنگ اندوه اسیر می شوند و نیز به هنگام مرگ برای طلب آمرزش و رحمت می توانند به الهه هایی متوسل شوند که خود طعم اندوه را چشیده اند و مرده اند.

 دو خدای بزرگ زمین:.

اصولا در بیشتر اوقات خدایان فناناپذیر سودی به حال انسانها نداشتند و اغلب زیانبار هم بودند:زئوس خدای عاشق و فاسق خطرناک دوشیزگانی انسانی بود و معلوم نبود چه موقع صاعقه مخوف و هولناکش را استفاده می کند.آرس به وجود آورنده جنگ و آغاز گر جنگ و بیماری های واگیر دار بود .هرا،هرگاه حسادت وجودش را فرا می گرفت،که اغلب چنین بود ،اندیشه عدالت و دادگستری و انصاف را به مخیله اش راه نمی داد.آتنا نیز جنگ افروز بود و نیزه تیز و ثاقب آذرخشش را مانند زئوس با بی مسئولیتی ویژه ای به کار می گرفت.آفرودیت ازقدرت و اختیاراتش بیشتر برای به دام انداختن و خیانت و حیله گری استفاده می کرد.آنها گروهی زیبا رو بودند که اعمال و رفتارشان در قالب داستانهای زیبا و سرگرم کننده متجلّی شده است . از طرف دیگر خدیانی که ضرر و زیانی نداشتند بلهوس دمدمی مزاج غیر قابل اعتماد بودند و به طور کلی آدمها بدون آنها بهتر و آسوده تر زندگی می کردند.

با وجود این در جمع خدایان دو تن از بقیه متمایز بودن یعنی در واقع بهترین دوست انسان ها به شمار می آمدند.یکی از آنها دمتر بود که در زبان لاتین سرس می گفتند،الهه غلّه و دختر کرونوس و رئا و دیگری دیونیسوس یا دیونیزوس،خدای شراب که به باکوس هم شهرت دارد.دمتر سالخورده تر و ساده دل.غلّات را خیلی پیش از کاشتن تاک می کاشتند.نخستین کشتزار غلّه سرآغاز استقرار انسان بر زمین بود.تاکستانها پس از آن به وجود آمد کاملا طبیعی بود که آن قدرت خداوندی و الهی که بذر غلّه را به وجود آورد باید یک الهه یا خدای زن باشد نه یک مرد.چون شکار و جنگ بر عهده مردان بود ،بنابراین لازم بود که زنان به امور کشتزار رسیدگی کنند،و چون اینان سرگرم شخم زدن و بذر افشانی بودند و همچنین برداشت محصول ناگزیر به این نتیجه رسیدند که یک خدای زنیا الهه بهتر به زنان می تواند کمک کندزنان خدای زنی را که می پرستیدند بهتر درک می کردند،نه مثل مردانی که با قربانی دادن آنها را می پرستند بلکه خدایی که کشتزار ها را بهتر و بارور تر می کرد.به دست این خدای زن بود که کشتزار ها یا ‹‹غلّات مفدّس دمتر››تقدّس می یافتند.

زمین یا محل خرمن کوبی نیز تحت حمایت این الهه قرار داشت.آن دو محل یعنی کشتزار و محل خرمن کوبی پرستشگاه یا معبد او بود که امکان داشت هر لحظه در آن حاضر شود.‹‹در زمین مقدّس خرمن کوبی هرگاه که غلّات را می افشانند آن الهه یعنی دمتر زرّین موی به رنگ ساقه خشک غلّه ،شخصا دانه های غلّات و پوشال و پوست را به دست باد می سپرد و همه را از هم جدا می کرد و توده پوشال به سپیدی می گراید.››البته جشن بزرگ و اصلی این الهه در زمان برداشت محصول یا فصل درو بود.در گذشته ها فقط یک روز شکر گذاری ساده و بی تکلف از سوی کشاورزان و درو کنندگان برگزار می شد، و در آن روز نخستین گرده نان از گرده تازه درو شده پخته میشد که آن را تقسیم می کردند و با حرمت و با نیایش ویژه آن الهه ای که این نعمت و بهترن هدیه را به انسان ارزانی داشته بود می خوردند.پس از آن و با گذشت زمان این جشن کوچک به صورت یک آیین پرستش اسرارآمیز در آمد.جشن بزرگ و مفصل را در ماه سپتامبر و هر پنج سال یک بار بر گزار می کردند وتا نه روز ادامه داشت .این روز ها از مقدّس ترین روز ها بود و در آن هنگام بیشتر فعالیت های زندگی کند می شد یا به حالت تعلیق در می آمد تشریفات خاصی برگزار می شد و مراسم قربانی با رقص و پاکوبی و آواز همراه بود ، و شادی همه جا را در بر می گرفت.این موضوع معرف حضور همگان بود و نویسندگان بسیاری از آن یاد کرده اند. امّا از آن بخش عمده یا اصلی این مراسم و تشریفات که در صحن درونی یا در حریم پرستشگاه برگزار می شد هیچ سخنی یا اشاره ای به میان نیامده است. کسانی که این تشریفات را به جای می آوردند سوگند ویژه ای یاد می کردند که سکوت را رعایت کنند و واقعا به سوگندشان آنچنان وفادار بودند که ما فقط از بخش ناچیزی از آن آگاه شده ایم.

آن پرستشگاه بزرگ در الوزیس قرار داشت که شهر کوچکی نزدیک آتن بود ،و مراسم پرستش و نیایش را ‹‹اسرار الوزینی››نامیدند.این مراسم در سراسر دنیای رومی و یونانی با حرمت و قداست ویژه ای برگزار می شد. سیسرو نویسنده ای که در قرن یکم پیش از میلاد می زیسته است،چنین می گوید:‹‹چیزی والاتر از این اسرار نیست.آنها به خلقیات ما شیرینی و به عادات ما نرمی و ظرافت بخشیده اند و سبب شده اند که ما از مرحله توحش بگذریم و به انسانیت واقعی دست یابیم .آنها نه تنها شاد زیستن را به ما آموخته اند.، بلکه به ما یاد داده اند که چگونه امیدوارانه بمیریم.››

با وجود این،این خدایان با همه تقدّس و حرمتی که داشتند،توانسته اند آثار آن چیزی را که خود از آن به وجود آمده اند حفظ کنند.یکی از دانسته های انگشت شماری که ما از آنها در دست داریم این است که در یک لحظه مهم و کاملا رسمی‹‹سنبله غلّه را که قبلا در سکوت کامل چیده شده است››به پرستندگانشان نشان می دادند.

دیونیزوس،خدای شراب،به طریقی و بی آنکه کسی آگاه شود در چه زمان و چگونه به الوزیس می آمد و در جایگاه ویژه خود در کنار دمتر می نشست.

طبیعی است که هر دو با هم مورد پرستش قرار بگیرند، یعنی این دو خدایی که هم بخشنده هدایای خوب زمین بودند و هم در کارها و تلاشهای صمیمانه روزانه که زندگی بر اساس آن شکل گرفته بود، دست داشتند و هم در بریدن و تقسیم نان و نوشیدن شراب شرکت می جستند. فصل درو و برداشت محصول و هنگامی که خوشه های انگور را زیر منگنه دستگاه شراب سازی قرار می دادند روز جشن دیونیزوس بود.

اما دیونیزوس همواره خدای مهربان و شادی آفرینی نبود حتّی دمتر هم همیشه یک الهه شاد تابستان نبود.این دو با اندوه و شادی آشنا بودند و به همین دلیل با هم پیوند داشتند و هر دو خدایانی درد کشیده بودند.دیگر خدایان فناناپذیر دردها و رنجهای پایداری نداشتند. آنها با زیستن در کوه اولمپ یعنی جایی که هیچ گاه باد نمی وزد و باران نمی بارد و کوچکترین دانه های ستاره گونه برف هم فرونمی ریزد، روزهای شادی را سپری می کنند و باده و غذای بهشتی می نوشند و می خورند و از وجود آپولوی خجسته بخت که چنگ سیمینش را به صدا در می آورد و از دلنواز ترین آواز موزها که با صدای چنگ وی می خوانند و از رقص زیبارویان یا گریس ها با هبه و آفرودیت و از پرتو درخشان نوری که آنها را احاطه کرده است لذّت می برند. اما دو خدای زمین از اندوه دل ریش کننده آگاه بودند.

بر نهال های گندم و غلات و شاخه های زیبای تاک پس از انگور چینی و بر انگور ها آنگاه که سرما و یخبندان از راه می رسد چه می گذرد؟ گرچه دیونیزوس و دمتر خدایان شاد فصل درو بودند امّا کاملا آشکار بود که در زمستان خدایان دیگری می شدند. آنها سر در گریبان غم داشتند و زمین نیز اندوهگین بود. انسانهای ادوار باستان در شگفت بودند که چرا باید چنین باشد و برای توضیح علّت آن داستانهای بیشمار گفتند.


 

کمربند اصلی سیارک ها – سیاره کوتوله – سرس ، Ceres

 

سرس - Ceres

نام

 

پیاتسی در اصل نام سرر فردیناند نام شاه فردیناند سوم را برای کشف جدید خود برگزید. اما بعدها نام این سیاره به سرس تغییر یافت. این نام از اساطیر سرس (الههٔ رومی کشاورزی) گرفته شده‌بود. اکنون در بیشتر دنیا این سیاره را با نام سرس می شناسند. این سیاره مدت کوتاهی در آلمان، هرا نامیده می‌شد. در یونان، این سیاره را با نام دیمیتیر می نامیدند. در زبان انگلیسی، سرس را با نام سیارک ۱۱۰۸ می‌شناسند. شکل وصفی این نام سرریان است. در زبان لاتین، به آن حرف اضافه می‌کنند و سرریس می‌نامند. نماد نجومی قدیمی این سیاره داس بوده‌است. این نماد، مشابه نماد ناهید ♀ است اما ناهید یک شکاف در دایرهٔ بالایی خود دارد که سرس ندارد. در سال ۱۸۰۳، به دلیل کشف عنصر سریم، نام سیاره به سریم تغییر یافت. در همان سال، به دلیل کشف عنصری دیگر در این سیاره، نام او به افتخار کاشف آن عنصر پالادیم گذاشته شد.

 

سرس یک سیارهٔ کوتوله و نخستین و بزرگ‌ترین سیارک شناخته‌شده در کمربند سیارک‌هاست. میانگین فاصلهٔ این سیارک کوتوله از خورشید در حدود ۴۱۴ میلیون کیلومتر (۲٫۷۷ واحد نجومی) است. قطر سرس ۹۴۰ کیلومتر است که حدود ۲۷ درصد قطر ماه است. اگرچه سرس بزرگ‌ترین سیارک کمربند سیارکی است، اما درخشان‌ترین سیارک نیست و این ویژگی متعلق به وستا (دومین سیارک بزرگ) است و سپیدایی آن بیش از سه برابر سپیدایی سرس است. دورهٔ چرخش سرس ۹٫۰۷۴۱۷ ساعت و تناوب مداری آن ۴٫۶۱ سال است.

ویژگی های مداری سرس

 

ویژگی های فیزیکی سرس

 

احتمال داده شده‌است که مقادیر زیادی از آب در سرس وجود دارد و اگر آب در جایی وجود داشته‌باشد، احتمال دارد که در آن‌جا زندگی وجود داشته‌باشد. تاکنون تنها نگاره‌های تیره توسط تلسکوپ فضایی هابل گرفته شده‌است. فضاپیمای داون از ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۱ تا ۵ سپتامبر ۲۰۱۲ در مدار وستا قرار داشت اما در سال ۲۰۱۵، فضاپیمای داون به سرس رسید.

سِرِس یا ۱ سرس نام نخستین سیاره کوتوله‌ای است که کشف شد. این سیارک که نامش از نام الهه کشاورزی در روم قدیم گرفته شده در یکم ژانویه ۱۸۰۱ توسط جوزپه پیاتزی کشف شده است.

با قطری حدود ۹۵۰ کیلومتر، سرس بزرگ‌ترین و پرجرم‌ترین جسم در کمربند سیارکی است. سرس تقریباً یک‌سوم کل جرم این کمربند را تشکیل می‌دهد. با این حال، ۴٪ از جرم ماه را دارا می‌باشد و سطحش تقریباً برابر مساحت هند و یا آرژانتین است. هستهٔ سرس از سنگ و گوشته آن از یخ تشکیل شده‌است. این سیارهٔ دارای ۲۰۰ میلیون کیلومتر مکعب آب است که از مقدار آب شیرین زمین بیشتر است. با وجود این مقدار آب، پیش‌بینی می‌شود که در این کره زندگی وجود دارد. ترکیب سطح این کره به طور کلی مشابه سیارک‌های نوع سی است و دارای آهن، خاک غنی رس، مواد معدنی کربناتی، دولومیت، و سیدریت است.

 

سرس (سیاره کوتوله)


سرس در ابتدای کشف ستارهٔ دنباله‌دار خوانده می‌شد؛ اما پس از مدتی مشخص شد که یک سیاره‌است. با اظهار ویلیام هرشل در سال ۱۸۰۲، سرس در ردهٔ سیارک‌ها طبقه‌بندی شد. در سال ۲۰۰۶، بحثی پیرامون پلوتو انجام‌گرفت و طی آن، سرس به همراه پلوتو در گروه سیارات کوتوله طبقه‌بندی شدند. این طبقه دارای سه عضو دیگر با نام‌های هائومیا، ماکی‌ماکی، و اریس است.


سرس (پایین سمت چپ)، ماه و زمین با مقیاس‌های واقعی

 

طبقه بندی سرس

 

با توجه به بحث سال ۲۰۰۶ پیرامون پلوتو و تعریف جدیدی که از سیاره شد، سرس به همراه پلوتو در ردهٔ سیارات کوتوله طبقه‌بندی شد. تعریفی که در اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی از سیاره شد، این بود که سیاره یک جسم آسمانی دارای جرم و گرانش کافی و تقریباً کروی‌شکل است و پیرامون یک سیاره یا ماه نمی‌چرخد، بلکه پیرامون یک ستاره می‌چرخد. این تعریف سبب شد تا سرس به عنوان پنجمین سیارهٔ سامانه خورشیدی طبقه‌بندی شود. در یک تعریف جایگزین دیگر در ۲۴ اوت ۲۰۱۲، گفته شد که پیرامون یک سیاره نباید اجرام زیادی داشته‌باشد و سیاره باید دارای فضای کافی برای گردش پیرامون ستاره باشد. با این تعریف، سرس یک سیاره نیست چون در مدار آن سیارک‌های بی‌شماری در کمربند سیارکی قرار دارند و سرس را محاصره کرده‌اند. در حال حاضر سرس به عنوان یک سیارهٔ کوتوله طبقه‌بندی شده‌است.

 

اگر سرس یک سیارهٔ کوتوله باشد، نمی‌تواند یک سیارک باشد؛ در حالی که، در هر دو رده قرار دارد.

ساختار داخلی

 

هستهٔ سرس از سنگ و گوشته آن از یخ است. ۱۰۰ کیلومتر ضخامت این گوشته‌است و ۲۸٪-۲۳٪ از حجم سرس را تشکیل می‌دهد. سرس دارای ۲۰۰ میلیون کیلومتر مکعب آب است که از مقدار آب شیرین بر روی زمین بیشتر است. این مشاهدات در سال ۲۰۰۲ توسط تلسکوپ کک انجام‌گرفت و مدل‌سازی تکاملی شد.

 

حضور یک لایه سنگ در بالای یخ گرانشی ناپایدار است. اگر هر یک از رسوبات سنگ در یخ غرق شوند، رسوبات نمک تشکیل می‌شود؛ بنابراین، سرس پوستهٔ یخ‌های بزرگی را شامل نمی‌شود.


ترکیب سطح سرس به طور کلی مشابه سیارک نوع سی است. البته سرس برخی از تفاوت‌ها با این نوع سیارک‌ها دارد. این‌گونه سیارک‌ها دارای طیف فروسرخ و مواد هیدراته و میزان چشم‌گیری آب در داخل خود است. سایر ترکیبات سطح سرس شامل آهن، خاک غنی رس، مواد معدنی کربناتی، دولومیت، و سیدریت است که مواد معدنی رایج در سنگ‌های آسمانی کربنی است. ویژگی‌های طیفی، کربنات‌ها، و خاک رس معمولاً در سیارک‌های نوع سی وجود ندارند. گاهی اوقات، سرس به عنوان یک سیارک نوع جی طبقه‌بندی شده‌است.

سطح سرس نسبتاً گرم است. در حداکثر دمای خورشید، در ۵ مه ۱۹۹۱، دمای سرس به °۳۸- سانتی‌گراد رسید.

 

فقط تعداد کمی از ویژگی‌های سطحی سرس بدون ابهام تشخیص داده شده‌اند. در سال ۱۹۹۵، تلسکوپ فضایی هابل با استفاده از اشعهٔ فرابنفش عکس‌هایی از سرس گرفت که یک نقطهٔ تاریک در سطح آن پیدا کرد. این نقطه به افتخار نام کاشف سرس، پیاتسی گذاشته‌شد. این نقطه تصور می‌شد که یک دهانه است. پس از آن، تلسکوپ کک با استفاده از اپتیک سازگار تصاویری با اشعهٔ فروسرخ با وضوح بالاتر گرفت که نشان‌داد سرس دارای چندین بخش تاریک و روشن است که دلیل آن هم حرکت و چرخش آن است. تصاویری که تلسکوپ فضایی هابل در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ گرفت، نشان داد که سرس ۱۱ ویژگی سطحی دارد که در حال حاضر در طبیعت ناشناخته‌است. پیاتسی در گذشته مشاهدات زیادی از سرس به‌دست آورده‌است.

 

این مشاهدات در گذشته مشخص کرد که قطب شمال سرس ۱۹ ساعت و ۲۴ دقیقه (°۲۹۱) نسبت به بعد ستاره‌شناسی فاصله دارد و °۵۹ نسبت به صورت فلکی اژدها تمایل دارد. این به این معنی است که انحراف محوری سرس بسیار کم در حدود °۳ است.

عناصر مداری سرس

 

دمای سرس

 

هواکره

 

هواکرهٔ سرس ممکن است ضعیف باشد چون سطح آن را یخبندان پوشانده‌است. این یخبندان در فاصلهٔ کم‌تر از ۵ واحد نجومی از خورشید ناپایدار می‌شود. پس انتظار می‌رود هنگامی که سرس به طور مستقیم در معرض تابش خورشیدی قرار می‌گیرد، تصعید انجام‌گیرد. یخ‌آب موجود در درون سرس می‌توانند به سطح این سیاره بیایند، اما در مدت بسیار کوتاهی فرار خواهند کرد. به عنوان یک نتیجه، تشخیص تبخیر آب سرس دشوار است. فرار آب از مناطق قطبی این سیاره در اوایل سال ۱۹۹۰ دیده‌شد؛ اما به روشنی تشخیص داده‌نشد. این امکان وجود دارد که آب از اطراف دهانه‌ها و یا ترک لایه‌های زیر سطح فرار کند. اشعهٔ فرابنفش فضاپیمای آی‌یوای، مقادیری آماری یون هیدروکسید در قطب‌شمال شناسایی کرد که یک محصول تفکیک بخار آبتوسط اشعهٔ فرابنفش خورشید است.

زندگی فرازمینی

 

در حالی که مریخ و ماه اروپا پتانسیل زندگی فرازمینی را دارند و فعالانه در این‌باره بحث می‌شود، با وجود یخ‌آب در سرس، حدس و گمان می‌رود که ممکن است در این سیاره زندگی وجود داشته‌باشد. این شواهد از فرضیهٔ پرتابی که از سرس به زمین می‌آید، ریشه‌گرفت.


مدار سرس

 

مدار سرس میان مدار مریخ و مشتری و در کمربند سیارکی واقع شده‌است . مدار متوسط این کره °۱۰٫۶ تا °۷ نسبت به عطارد و °۱۷ نسبت به پلوتو تمایل دارد و نسبتاً مدار عجیب و غریبی دارد.

 

مدت گردش به دور خورشید سرس و پالاس تقریباً ۱:۱ است. (دوره مداری پالاس ۰٫۳٪ متفاوت است) با این حال، یک نسبت واقعی بین این دو کره وجود دارد. با توجه به توده‌های کوچک کمربند سیارکی، برخورد این دو سیاره به یک‌دیگر پدیده‌ای نادر است.

 

گذر از کنار خورشید

 

عطارد، ناهید، زمین، و مریخ هنگام گذر از کنار خورشید، دیده می‌شوند. سرس نیز هنگام گذر از کنار خورشید، با زاویه دید مخصوصی دیده می‌شود. شایع‌ترین گذر عطارد هر چند سال یک‌بار اتفاق می‌افتد و اخیراً در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۰ دیده شده‌است. این اتفاق برای ناهید در سال ۱۹۵۳ رخ‌داده و در سال ۲۰۵۱ رخ خواهدداد. برای زمین نیز در سال ۱۸۱۴ رخ‌داده و در سال ۲۰۸۱ رخ خواهدداد. برای مریخ نیز در سال ۷۶۷ رخ‌داده و در سال ۲۶۸۴ رخ خواهدداد.

منشأ و تکامل

 

سرس احتمالاً بازماندهٔ جنین‌های سیاره‌ای است که در ۴٫۵۷ میلیارد سال پیش در کمربند سیارکی شکل‌گرفت. در حالی که، بیشتر کرات سامانه خورشیدی، یا از توده‌های اضافی خورشید به‌وجود آمده‌اند و یا با یک‌دیگر ادغام شده‌اند و سیارات زمین‌سان و سیارات مشتری‌سان را به‌وجود آوردند. اعتقاد بر این است که سرس نسبتاً دست‌نخورده باقی‌مانده‌است. یک نظریه پیشنهاد می‌کند که سرس از ابتدا در کمربند کویپر بوده و سپس به کمربند سیارکی مهاجرت کرده‌است. یکی دیگر از سیارک‌های با جرم زیاد وستا است و در حالی که نیمی از حجم سرس را دارد، به‌طور عمده جامد است و جرمش ۱٪ از جرم سرس کم‌تر است.

 

امروز، به نظر می‌رسد که فعالیت‌های زمین‌شناسی سرس غیرفعال شده‌باشد؛ و تنها یک سطح با دهانه‌های برخوردی است. مقدار چشم‌گیری یخ‌آب در ترکیب این سیاره وجود دارد. احتمال می‌رود که سرس یک لایه آب مایع در فضای داخلی خود داشته‌باشد. این لایهٔ فرضی اغلب با نام اقیانوس شناخته می‌شود. اگر چنین لایه‌ای از آب مایع وجود دارد، اعتقاد بر این است که میان هستهٔ سنگی و گوشتهٔ یخی باشد که مانند اقیانوس استدلال در ماه اروپا است. بیشتر احتمال دارد که این اقیانوس از مواد محلول، آمونیاک، سولفوریک اسید، و یا ترکیبات ضدیخ حل‍ شده در آب به‌وجود آمده‌باشند.

مشاهدات

 

حضیض سرس ۲٫۵۴۶۸ واحد نجومی است. هنگام حضیض سرس، به سختی دیده می‌شود؛ اما تحت شرایط دید استثنایی، یک فرد بسیار تیزچشم ممکن است بتواند این سیاره کوتوله را ببیند. سرس یکی از درخشان‌ترین سیارک‌ها است. تنها سه سیارک دیگر وجود دارد که می‌تواند به روشنایی این سیاره برسد که شامل وستا هنگام نزدیک‌شدن به حضیض خورشید، پالاس، و ایریس می‌شود. هنگامی که آسمان کاملاً تاریک شود و سرس در افق قرار بگیرد، می‌توان آن را با دوربین دوچشمی دید.

 

مأموریت‌های فضایی


سرس بدون کاوشگر فضایی نیز دیده‌شده‌است. از سیگنال‌های رادیویی فضاپیما در مدار پیرامون و بر روی سطح مریخ، به‌منظور برآورد جرم سرس استفاده می‌شود.

 

فضاپیمای داون در سال ۲۰۰۷ راه‌اندازی شد و از ۱۵ ژوئیه ۲۰۱۱ تا ۵ سپتامبر ۲۰۱۲ در مدار وستا قرار گرفت و سپس به سوی سرس رفت. فضاپیمای نیوهرایزنز نیز از سرس گذشت و در سال ۲۰۱۵ نخستین فضاپیمایی شد که به پلوتو رسیده‌است. داون، نخستین فضاپیمایی بود که یک سیارهٔ کوتوله (سرس) را در محدودهٔ نزدیک بررسی کرد.

 

فاصلهٔ این فضاپیما تا سرس ۷۰۰ کیلومتر است. ابزار دقیق این فضاپیما شامل فریم دوربین، طیف‌سنج، پرتو گاما و نوترون آشکارساز بود. این ابزارها به بررسی این سیارهٔ کوتوله و شکل و ترکیب و عناصر آن می پردازند.


سیارکهایی که قطرشان بیش از 300 کیلومتر (185 مایل) است، کروی هستند. سیارکهای کوچکتر، شکل نامنظمی دارند. کوچکترین سیارکها ذرات غبار هستند که قطرشان از سر یک سوزن بیشتر نمی باشد.

 

ماموریت سپیده دم ( Dawn ) - ملاقات با سرس

 

سمبل خورشید و سیارات و بعضی از سیارک ها

سمبل خورشید و سیارات و بعضی از سیارک ها

مشخصات کامل سیارک های کمر بند اصلی سیارک ها

 

سیارکها - Astroids

 

سیارک ها که بعضاً سیارات جزئی نیز نامیده می‌شوند بقایای سنگی هستند که از شکل‌گیری اولیه منظومه شمسی در حدود 4٫6 میلیارد سال پیش به جا مانده‌اند. تعداد فعلی شناخته شده سیارک ها در حال حاضر 1٬061٬221 است.

بیشتر این قلوه سنگ‌های فضایی باستانی را می‌توان در حال چرخش به دور خورشید بین سیاره مریخ و مشتری و در یک کمربند اصلی سیارک‌ها یافت. اندازه سیارک‌ها بین اندازه «وستا» (ٰVesta) یکی از بزرگترین سیارک‌ها با قطر 530 کیلومتر (329 مایل) تا اجسامی که عرض آنها کمتر از 10 متر (33 فوت) است متغیر هستند. مجموع جرم سیارک‌های کشف شده کمتر از جرم ماه سیاره زمین است. جرم ماه سیاره زمین 7.34×1022

است. به سیارک‌هایی که بر اثر نیروی گرانش سیاره‌ها در مداری گیر افتاده باشند «سیارک اسیر» می‌گویند. در این صورت سیارهٔ نام‌برده به گرد سیاره بزرگ‌تر می‌گردد.


مقایسه اندازه چهار سیارک بزرگ

اکثر سیارک‌ها شکل نامنظمی دارند هر چند تعدادی از آن‌ها تقریباً شکلی کروی داشته و دارای حفره یا گودال روی سطح خود هستند. این سیارک‌ها همانطور که در مدارهای بیضوی به دور خورشید می‌چرخند خود نیز چرخش دارند و گاهی اوقات چرخش آن‌ها کاملاً نامنظم است. مشاهدات نشان می‌دهد بیش از 150 سیارک دارای یک ماه کوچک هستند که همراه با آن‌ها می‌چرخد، حتی برخی از این سیارک‌ها دو قمر دارند.

همچنین در میان سیارک‌ها سیستم‌های باینری (دوتایی) وجود دارد که در آن‌ها دو جسم سنگی با اندازه تقریباً یکسان در مدار یکدیگر قرار دارند و سیستم‌های سیارک سه گانه نیز توسط محققین مشاهده شده است.

 

اهمیت خرده‌ سیاره‌ها برای ما

 

دانشمندان معتقدند سیارک ها حاوی کربن، آمینو‌اسید و مواد معدنی هستند، که نه‌ تنها اطلاعات ارزشمندی درباره مراحل اولیه شکل‌گیری سامانه خورشیدی در اختیار ما قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند به درک چگونگی شکل‌گیری حیات در زمین نیز کمک کند، به همین منظور برای شناخت آنها به کاوش می پردازند.

 

همچنین با کشف یخ آب بر سطح سیارک تمیس-۲۴، ایده‌هایی به منظور برداشت آب از سیارک‌ها جهت تولید آب مصرفی فضانوردان و تأمین اکسیژن و هیدروژن توسط الکترولیز آب برای مصرف تنفسی و یا سوخت فضاپیماهای آینده مطرح شد.

 

شاید اگر همه چیز خوب پیش رود، روزی انسان بتواند از کمربند سیارکی منابعی چون فلزات گرانبها، مواد معدنی، آب و اکسیژن و مواد فرار را استخراج کند. شاید هم روزی ایده دانشمندان برای به دام انداختن سیارک‌ها عملی شود. به امید روزی که دانشمندان و دوستداران فضا بتوانند از سیارک‌ها بازدید کرده و آن‌ها را آنالیز کنند.


سيارك آيدا به همراه قمر كوچكش داكتيل

 

چگونگی نامگذاری سیارک ها:

 

سیاست کمیته نام‌گذاری «اتحادیه نجوم بین المللی (IAU) در نام‌گذاری اجسام کوچک خوشه‌ای مانند سیارک‌ها کمی ساده‌تر از سایر کمیته‌های نام‌گذاری IAU  است. بنابراین همین‌که مدار سیارکی مشخص می‌گردد، عددی به ترتیبِ زمانِ کشف بدان نسبت داده می‌شود و به دنبال آن نامی می‌آورند که نام را معمولاً کاشف برمی‌گزیند؛ مثلاً  سِرِس. در آغاز نام‌های زنانه از اسطوره‌های یونان و روم انتخاب می‌شد. بعدها نام‌هایی از نمایش‌نامه‌های شکسپیر و اپراهای واگنر برگزیده شدند. با نام‌های شخصیت‌هایی مانند آقای اسپوک (گربه‌ای در فیلم پیشتازان فضا)، فرانک زاپا    (Frank Zappa) نوازنده راک ، معلمان مورد علاقه افراد مانند  Cynthia L. Reyes در فلوریدا و یا نام هفت سیارک که به یاد و احترام خدمه شاتل فضایی کلمبیا که در سال 2003 کشته شدند وجود دارد. IAU از نامگذاری سیارک‌ها به نام حیوانات خانگی استقبال نمی‌کند و به همین دلیل آقای اسپوک تنها نام یک شخصیت حیوانی است که برای سیارک‌‌ها به کار برده شده است.

همواره نام‌هایی مؤنث به‌کار رفته‌است، جز در مورد چند سیارک که مدارهایی نامتعارف دارند، نام‌های مذکر نهاده شده‌است.

همچنین گاهی برای نام سیارک‌ها از یک عدد نیز استفاده می‌شود و به عنوان مثال می‌توان به (99942) Apophis اشاره کرد. مرکز اخترفیزیک هاروارد اسمیتسونیان لیست نسبتاً کاملی از نام سیارک‌ها را نگهداری می‌کند.

 

تاثیرات گرانشی

 

تاثیرات گرانشی می‌تواند سیارک‌ها را از کمربند جابه جا و حتی به خارج از منظومه شمسی هدایت کند . گاهی قطعاتی از این سیارک ها در اثر گرانش خورشید، از کمربند سیارکی به سمت سیاره های داخلی منظومه شمسی فرو می افتند. این اجرام را روی زمین، « شهاب سنگ » می نامیم.

هنگامی که کمربند سیارکی تشکیل شد ؛ اجرام با پیوستن به هم اصطلاحا سیاره‌های ابتدایی را شکل دادند. با این وجود، گرانش ناشی از شکل گیری مشتری باعث شد تا برخورد این اجرام کوچک آسمانی بسیار شدید باشد و به جای ترکیب شدن و آمیختن، شکسته و منهدم شوند!

کمربند سیارکی اغلب به کمربند اصلی معروف است. این نام است که ان را از سایر سیارک‌هایی مثل قنطورس و لاگرانژین متمایز می‌کند.

کمربند سیارک‌ها چند شکاف دارد که به شکاف‌های کرک وود مشهورند و به خاطر اثر گرانش مشتری، سیارک ندارند.

دو گروه سیارک، معروف به گروه تروا و یونان، در مدار مشتری قرار دارند که یک گروه پیش از مشتری و گروه دیگر پس از سیاره در حرکت‌اند. آن‌ها در نقاط تعادل گرانشی یا نقاط لاگرانژی مشتری گرفتار شده‌اند.

تخمین زده می‌شود ؛ بیش از ۳۰ میلیون قطعه سیارک بزرگ‌تر از ۱۰۰ متر و میلیون‌ها سیارک کوچک‌تر از ۱۰۰ متر در فضای منظومه شمسی سرگردان باشند اما جالب اینجاست که اگر همه ی این سیارک‌ها را کنار هم جمع کنید، فقط ۱ درصد زمین سنگینی خواهند داشت.

سیارک‌هایی که این روزها اخترشناسان کشف می‌کنند، آنقدر کم فروغ هستند که با تلسکوپ دیده نمی‌شوند؛ بلکه از درون عکس‌ها یا به کمک آشکارسازهای الکترونیک کشف می‌شوند.


سیارک های کمربند داخلی - کمربند سیارک‌ها

 

به طور اجمال سیارات کوچک یا سیارک ها شامل حداقل دو گروه اجرام است که یک گروه با عنوان سیارک های داخلی که به تعداد صدها هزار عدد در محدوده ای بین سیاره ي مريخ و سیاره مشتري جای دارند و بیشتر به مریخ نزدیک است تا به مشتری و سیارک‍های این ناحیه در حدود ۳۰۰ – ۶۰۰ میلیون ک م با خورشید فاصله دارند. مدار سیارک‌ها بیضی شکل هست. بعضی از آن‌ها هنگام گردش از داخل ناهید عبور می‌کنند و بعضی در دام گرانش مشتری گیر کرده و از کمربند سیارک‌ها خارج می‌شوند و بعضی در دام مریخ می‌افتند یا با یکدیگر برخورد می‌کنند. و گروه دیگر با عنوان سیارک های دور (سیارک هاي كمربند کوئیپر) در ورای سیاره ي نپتون به دور خورشید گردش می کنند.

کمربند سیارک‌ها (اجرام سفید رنگ) میان مریخ و مشتری واقع شده‌است.

کمربند سیارک‌ها منطقه‌ای از فضا میان مریخ و مشتری است و اجرام آن از اجرام کمربند کویپر و دیسک پراکنده متمایز و جدا است. این منطقه حاوی میلیون‌ها سیارک است و دانشمندان بر این باورند که این سیارک‌ها تکه‌های خردشدهٔ یک سیارهٔ بزرگ هستند که در مدتی طولانی از هم پاشید و شکسته‌شد. سیارک‌ها در اندازه‌های مختلف وجود دارند؛ بسیاری از آن‌ها حتی از یک مایل نیز کوچک‌ترند، در حالی که برخی دیگر بزرگ هستند. سرس بزرگ‌ترین جسم کمربند سیارک‌ها است که اکنون در طبقهٔ سیارات کوتوله جای‌دارد. بیش از نیمی از جرم این کمربند را سرس، پالاس، وستا و هیجا ساخته‌اند و سرس به تنهایی نزدیک به ۲۵ درصد جرم این کمربند را ساخته‌است.

بزرگترین سیارک کمربند اصلی سیارات «سرس» (Ceres) با قطر ۹۳۹ کیلومتر و بعد از آن سیارک وستا با قطر ۵۲۵ کیلومتر است. این دو سیارک مجموعاً 34% جرم کلی کمربند اصلی سیارک‌ها را تشکیل می‌دهند.

تاکنون بیشتر از ۱۲ مأموریت فضایی برای بررسی کمربند سیارک‌ها طراحی شده‌است. پایونیر ۱۰ در سال ۱۹۷۲ برای نخستین بار از کمربند سیارک‌ها گذشت. فضاپیمای داون به طور ویژه برای بررسی مدار دو سیارک (سرس و وستا) ساخته شده‌است. پس از این بررسی، اگر این فضاپیما قابل استفاده باشد، ممکن‌است که به مقصدهای دیگر نیز فرستاده‌شود.


تقسيم بندي موقعيتي سيارك ها

 

سيارك ها در بيشتر نقاط منظومه شمسي حضور دارند. در واقع مي توان سيارك ها را از نظر موقعيت مداري شان به چند دسته تقسيم كرد كه عبارتند از:

 

الف- سيارك هاي منظم: کمربند اصلی سیارک‌ها: اکثر سیارک‌های شناخته شده در کمربند سیارک‌ها بین مریخ و مشتری می‌چرخند و معمولاً مدارهای خیلی کشیده ندارند. محاسبات و بررسی‌ها نشان می‌دهد که در این کمربند بین 1٫1 تا 1٫9 میلیون سیارک با قطری بزرگتر از یک کیلومتر (۰٫۶ مایل) و میلیون‌ها سیارک کوچکتر وجود داشته باشند. در اوایل تشکیل منظومه شمسی گرانش سیاره مشتری که تازه شکل گرفته بود به تشکیل اجرام سیاره‌ای در این منطقه پایان داد و باعث برخورد اجسام کوچک با یکدیگر شد و آن‌ها را به سیارک‌هایی که امروز مشاهده می‌کنیم تبدیل کرد.

فاصله ي متوسط آن ها از خورشيد 3.8 واحد نجومي است.

 

ب- سيارك هاي نامنظم: سيارك هايي كه مدار گردشي آنها در خارج از محدوده ی بين مدار مريخ و مشتري واقع است. اين سيارك ها را نيز مي توان به دو گروه تقسيم بندي كرد كه عبارتند از:

 

ب-1- سيارك هاي نزديك به زمين (Near Earth Astroids): همان طور كه از نام اين اجرام استنباط مي شود آن ها در نزديكي مدار زمين به دور خورشيد گردش مي نمايند. در واقع حضيض مداري اين سيارك ها در فاصله اي كمتر از 3/1 واحد نجومي از خورشيد قرار دارد. كه از اين ميان مي توان گروه هاي سياركي زير را نام برد:

از تاریخ 19 ژوئن 2013، 10٬003 سیارک نزدیک زمین شناخته شده‌اند که بیش از ۸۶۱ سیارک قطری بیش از یک کیلومتر دارند و 1409 سیارک از این گروه به عنوان سیارک‌های خطرناک طبقه‌بندی می‌شوند که می‌توانند تهدیدی برای زمین باشند.

آپولوها: مدار زمین را قطع می‌کنند. آتن‌ها: همیشه از زمین به خورشید نزدیکترند.  آمورها: سیارک‌های بین زمین و مریخ

 

• سيارك هاي گروه آپولو (Apollo): سيارك هايي كه مدار گردشي آن ها مدار زمين را قطع مي كند و دوره ي تناوب گردشي آن ها به دور خورشيد بيشتر از يك سال زميني است. اين سيارك ها مي توانند براي كره ي خاكي ما بسیار خطرناك باشند چرا كه احتمال برخورد آن ها با زمين وجود دارد. البته تعداد اعضاي اين گروه اندك است و قطر آنها بيش از چند كيلومتر نيست.

 

• سيارك هاي گروه آتن (Aten): سيارك هايي كه داخل محدوده ي مدار زمين را جاي دارند و دوره ي تناوب گردش مداري آنها به دور خورشيد كم تر از يك سال است.

 

• سيارك هاي گروه آمور(  Amor): اين سيارك ها مدار سياره ي مريخ را قطع مي كنند و حضيض مداري شان خارج از مدار زمين است.

ب- 2- سيارك هاي دور از زمين: مدار گردشي اين گروه از سيارك ها در وراي مدار سيارك هاي منظم است. در واقع مدار آن ها مي تواند تا مرزهاي بيروني منظومه ي شمسي نيز كشيده شده باشد. سيارك هاي زير جزء اين گروه مي باشند:

 

ب-2-1- سيارك هاي تروجاني: اين سيارك ها در دو گروه مجزا به نام هاي تروايي (Trojans) و گريكز (Greeks) در دو طرف سياره ي مشتري بر مدار مشتري واقعند. آنها در دو نقطه از نقاط لاگرانژي (L4 و L5) مدار مشتري و در 60 درجه اي جلو و پشت سياره ي مشتري به دور خورشید گردش می کنند. در واقع اين سيارك ها در اين نقاط تحت تأثير نيروي گرانش دو جرم عظیم مشتري و خورشيد قرار دارند. سيارك هكتور 624 جزء اين گروه مي باشد. در سیارک های Hildas  هر دو دور مشتری به دور خورشید برابر ۳ دور آن‌ها به دور خورشید است.

در سیارک های Greeks تعداد دور این سیارک‌ها متغیر است.

ب-2-2- سيارك هاي قنطورسی (Centaurs): مدار گردشي اين سيارك هاي كوچك و دور دست در وراي مدار مشتري و در نزديكي مدار نپتون قرار دارد. معروف سيارك قنطورسی، سيارك كيرون 2060 است كه در سال 1977 توسط چالز كوال (Charles Kowal) كشف گرديد. قطر كيرون حدود 650 كيلومتر و نسبت بازتاب آن كم است بنابراین احتمالاً سطح آن تيره است.

 

این کمربند که در منظومه ی خورشیدی قرار دارد ناحیه ای وسیع بین دو سیاره ی بهرام و هرمز (مریخ و مشتری) است و شامل میلیارد ها سیارک ( اجرام اغلب سیب زمینی شکل - با شکل نا منظم - که به دور ستاره ای در گردش باشند ) و قطعات سنگ می باشد .

 

سیارک های این کمربند ممکن است کربنی ، سنگی و یا فلزی باشند .

 

حدود 6/4 میلیارد سال پیش، جرم کمربند سیارکی تقریبا 1200 برابر جرم امروزی خود بود. کمربند در آن زمان شامل اجسامی صدها برابر بزرگتر از “سرس” (بزرگترین سیارک شناخته شده ) بود.

هنگامیکه این اجسام به همدیگر برخورد کردند،جاذبه ی سیاره ی هرمز مانع از چسبیدن آنها به یکدیگر گردید، در نتیجه آنها به تکه های کوچکتر تقسیم شدند. بسیاری از این سیارکها درمنظومه ی خورشیدی پخش شده اند. این سیارکها، یا به سطح سیارات و اقمار مختلف برخورد می کنند یا به درون خورشید می افتند .

بیش از 90 درصد سیارکها درکمربند سیارکها قرار دارند. بین 3 تا6سال طول می کشد تا این سیارکها مدار گردش خود بدور خورشید را طی کنند. بقیه را که در کمربند نیستند ، معمولا بصورت گروهی طبقه بندی می شوند که هر گروه مدار خاص خودش را دارد. سیارکهای تروایی (برجیسی) دو گروه از سیارکهای کاملا تیره هستند که در مدار سیاره ی هرمز (برجیس) قرار دارند. یکی از این دو گروه جلوتر از هرمز و دیگری بدنبال سیاره ی مشتری حرکت می کند . مدار گردش سیارکهای گروههای آمور، آپولو، و آتن به زمین نزدیکتر است.

 

فقط سیارک‌هایی که قطرشان بیش از 300 کیلومتر است کروی هستند و بقیه شکلی نامتقارن دارند.

 

سیارکها از نظر شکل گوناگونند پاره‌ای کروی و برخی بیضی و گروهی نیز شکل‌های نا منظمی دارند.

 

در سال ۱۷۷۲ یوهان الرت بوده قانونی را کشف کرد که نسبت فاصله سیارات به خورشید را بیان می‌نمود قانون بوده نشان داد که باید سیاره‌ای بین مریخ و مشتری وجود داشته باشد با همین انگیزه در سال ۱۸۰۰ تلسکوپ‌های فراوانی روانه آسمان شد در سال ۱۸۰۱ سرس کشف گردید به دنبال آن پالاس جونو و وستا هم کشف شد.

نام بعضی از سیارک ها:

 

هایجیا - آسیا -  آیریس - آلکمنه - آمفیتریت  - آنتیوپ  - آنجلینا  - آورورا - ائوترپه  - ائورودیکه  - ائورونومه  - اراتو  - اروپا  - الکساندرا  - امنموسینی  - اورانیا  - بئاتریکس  - بلونا  - پاندورا  - پروسرپینا  - پسوخه  - پومونا  - تمیس  - جولیا  - جونو  - دانائه  - دیانا  - سافو  - سمله  - سیلویا  - فیدس  - کالیوپه  - کنکوردیا  - کوبله  - کیرکه  - گلتیا  - گیاگان  - لتو  - لدا  - مارسی  - متیس  - مینرو  - ویکتوریا  - هبه  - هسپریا  - یو  - یونومیا  -  ماریا - آنتیگونه  - آندروماخه  - اتریش  -  ادرایا  -  اریستوس  -  اریگونه  -  افیلیا  -  السا  -  الکترا  -  اوا  -  اونا  -  ایرما  -  ایستریا  -  ایسمنه  -  اینو  -  سکولا  -  سیبیلا  -  فدرا  -  گردا  -  گل  -  لومن  -  مدوسا  -  ناوسیکائا  -  نمسیس  -  والا  -  هیلدا  -  یوهانا  -  آراگو  -  مارلنه  -  سارما  -  کریستا  -  ژاکلین  -  آرکادیا  -  هیل  -  اینگرید  -  آرکتیکا  -  سیمونا  -  آستا  -  آمازون  -  ادوین  -  گیشا  -  فئودوسیا  -  میروپ  -  آزالیا  -  واندا  -  مگنولیا  -  نفرتیتی  -  تونیکا  -  پنیرک  -  یالیوره  -  ویولا  -  کامپاتولا  -  نعنا  -  میموسا  -  اسپرک  -  خزنه  -  ناتا  -  میتاکا  -  تاما  -  سومیدا  -  لیلیوم  -  فردا  -  سیبری  -  لاله  -  ویسیا  -  پالرمو  -  بیرلان  -  پارکینسون  -   آلبی -  فونتنل  -  سیکورسکی  -  ساساکی  -  دیزل  -   بورگل -  فوریه  -  کنی  -  تاملینسون  -  فرنل  -  گرایفسوالد  -  رمارک  -  ایپر  -  آرزاماس  -  گوگن  -  توکودیدس  -  رونسارد  -  ویون  -  گوتنبا  -  روبنس  -  گلدمن  -  توتورو  -  اونومیچی  -  اوگاساوارا  -  هامفریز  -  نین  -  الیسون  -  ساتسوماسندای  -  ایشیگاکی  -  آمپر  -  گالوانی  -  گادی  -  آلبنیس  -  نبراسکا  -  فلیندرز  -  تورینگ  -  کوبریک  -  هیساشی  -  ایزانامی  -  هرمان  -  فیشتل  -  هارتس  -  مولیش  -  هونزروک  -  طوسی  -  اسمیل  -  کترینگ  -  هیپولیتا  -  گرینیارد  -  پانیول  -  فانتین - لاتور  -  ونسا - می  -  بروستر  -  فریزر  -  دورکیم  -  گیبونیان  -  کلیسای  -  تیاتون  -  موروم  -  اسپالانزانی  -  کیرشهوف  -  بونزن  -  تاینای  -  کوروکاوا  -  گیگلی  -  مورن  -  اتامپ  -  هادامارد  -  تسوکویومی  -  تینبرگن  -  گراد  -  جسی  -  هکت

 

ترکیبات سیارک‌ها چیست؟

 

سه گونه گسترده ترکیبات سیارک‌ها شامل C، S و M هستند. در ادامه هر گونه را با جزئیات بیشتری بررسی خواهیم کرد. سیارک‌های نوع C (کندریت) متداول‌ترین نوع سیارک‌ها هستند و احتمالاً از سنگ‌های رس و سیلیکات تشکیل شده‌اند و از لحاظ ظاهری تیره هستند. این سیارک‌ها از قدیمی‌ترین اجرام منظومه شمسی هستند. ا

نواع S یا سنگی سیارک‌ها از مواد سیلیکات و آهن-نیکل تشکیل شده‌اند.

نوع M سیارک‌های فلزی هستند و از آهن نیکل ساخته شده‌اند. اختلاف در ترکیبات سیارک‌ها به میزان فاصله آن‌ها از خورشید بستگی دارد. برخی از آن‌ها دمای زیادی را پس از تشکیل و ذوب شدن بخشی از خود تجربه کرده‌اند، در این حالت آهن در مرکز چکه می‌کند و گدازه‌های بازالت (آتشفشانی) بر روی سطح آن‌ها قرار می‌گیرد.

گرانش قوی بین سیاره مشتری و برخوردهای نزدیک گاه به گاه با مریخ یا جسم دیگری مدار سیارک‌ها را تغییر داده و آن‌ها را از کمربند اصلی خارج می‌کند و از هر جهت در مدار دیگر سیارات به فضا پرتاب می‌کند. سیارک‌های ولگرد و قطعات سیارک‌ها در گذشته به زمین و سایر سیارات برخورد کرده و نقش اصلی را در تغییر تاریخ زمین شناسی سیارات و تکامل حیات بر روی زمین داشته‌اند.

دانشمندان به طور مداوم سیارک‌های متقاطع زمین را که مسیرهای آن‌ها مدار زمین را قطع می‌کند و سیارک‌های نزدیک به زمین را که به مدار زمین تا حدود 45 میلیون کیلومتر (28 میلیون مایل) نزدیک می‌شوند و ممکن است با زمین برخورد کنند را کنترل می‌کنند. رادار ابزاری ارزشمند در شناسایی و پایش خطرات احتمالی ضربه است، زیرا با انعکاس سیگنال‌های منتقل شده روی اشیا می‌توان تصاویر و سایر اطلاعات را از بازتاب‌ها به دست آورد. دانشمندان از این طریق می‌توانند اطلاعات زیادی در مورد مدار، چرخش، اندازه، شکل و غلظت فلز یک سیارک به دست آورند.

 

تأثیرات سیارک‌ها بر زمین چیست؟

 

از زمان تشکیل زمین در حدود 4٫5 میلیارد سال پیش سیارک‌ها و ستاره‌های دنباله دار به طور معمول به این سیاره برخورد می‌کنند. طبق گفته ناسا سیارک های بسیار خطرناک برای زمین بسیار نادر هستند.

یک سیارک که قادر به تولید فاجعه برای زمین است باید بیش از ۰٫۴ کیلومتر عرض داشته باشد. محققان تخمین زده‌اند که چنین برخوردی گرد و غباری را در جو ایجاد می‌کند که به طور موثر زمستان هسته‌ای ایجاد کرده و کشاورزی در سراسر جهان را به شدت مختل می کند. مقامات ناسا می‌گویند چنین سیارک‌هایی فقط به طور متوسط ​​هر 1000 قرن یک بار به زمین برخورد می‌کنند.

سیارک‌های کوچکتراحتمالا هر 1000 تا 10 هزار سال به زمین برخورد می‌کنند می‌توانند شهری را ویران کنند یا باعث ایجاد سونامی‌های ویران‌گر شوند. طبق گفته ناسا سنگ‌های فضایی کوچکتر از 25 متر (82 فوت) با ورود به جو زمین به احتمال زیاد می‌سوزند و این بدان معنی است که حتی اگر  TC25 2015 به زمین برخورد کند احتمالاً به زمین نمی‌رسد.

 

سیارک هایی با قطر 1 کیلومتر به طور متوسط هر 500000 سال یکبار به زمین برخورد می کنند. تصور می‌شود که جدیدترین برخورد با این اندازه، دهانه برخوردی تنومر در موریتانی ، 20000 سال پیش را تشکیل داده است. سیارک هایی با قطر تقریبی 5 کیلومتر تقریباً هر 20 میلیون سال یک بار به زمین برخورد می کنند.

در 15 فوریه 2013 یک سیارک با برخورد شدید به جو چلیابینسک روسیه یک موج انفجار ایجاد کرد که باعث مصدومیت 1200 نفر شد. تصور می‌شود که این سنگ فضایی هنگام ورود به جو زمین حدود 20 متر (65 فوت) عرض داشته است. هنگامی که یک سیارک یا بخشی از آن به زمین سقوط می‌کند آن را شهاب سنگ می‌نامند. در ادامه ترکیبات معمول یک سیارک را معرفی می‌کنیم.

 

مقیاس تورینو یک روش برای طبقه بندی خطر تاثیر مرتبط با یک شی نزدیک به زمین (NEO) است. از مقیاس 0 تا 10 استفاده می کند، که در آن 0 به معنای احتمال ناچیز برخورد وجود دارد، و 10 به معنای برخورد قریب الوقوع است و اگر جسم برخورد کننده به اندازه کافی بزرگ است که یک فاجعه جهانی را ایجاد کند.

 

برخوردی که به انقراض دایناسورهای غیر مرغی نسبت داده می شود مقیاس تورینو 10 داشت و  رویداد تانگوسکا در سال  1908، دارای مقیاس تورینو 8 بود.

 

در حال حاضر، ناسا سیارک بننو را زیر نظر دارد، سیارکی که در حال حاضر بزرگترین "رده بندی خطر تجمعی" را دارد.

Bennu با قطر 500 متر قادر است دهانه ای به طول 5 کیلومتر بر روی زمین ایجاد کند. با این حال، ناسا همچنین گفته است که احتمال 99.943 درصد وجود دارد که سیارک به ما برخورد نکند.

 

شهاب سنگ‌های آهنی

 

شهاب سنگ‌های آهنی از ترکیبات زیر تشکیل شده‌اند:

آهن: 91 درصد

نیکل: 8٫5 درصد

کبالت: 0٫6 درصد

 

شهاب سنگ‌های سنگی

 

شهاب سنگ‌های سنگی نیز از ترکیبات زیر تشکیل شده‌اند:

اکسیژن: 6 درصد

آهن: 26 درصد

سیلیکون: 18 درصد

منیزیم: 14 درصد

آلومینیوم: 1٫5 درصد

نیکل: 1٫4 درصد

کلسیم: 1٫3 درصد


سیارک ۳۲۰۰ فیتون در مسیر خود تکه‌های کوچک سنگ و ذرات گرد و غبار بر جای می‌گذارد

 

اکتشاف و بررسی سیارک‌ها

 

اولین فضاپیمایی که از نزدیک از سیارک‌ها تصویربرداری کرد فضاپیمای گالیله ناسا در سال 1991 بود که در سال 1994 نیز برای اولین بار کشف کرد که یک قمر حول یک سیارک می‌چرخد.

در سال 2001 پس از آنکه فضاپیمای NEAR ناسا به مدت بیش از یک سال سیارک نزدیک زمین یعنی Eros را از مدار مطالعه کرد گروه هدایت و کنترل این فضاپیما تصمیم گرفتند که فضاپیما را امتحان کنند و آن را بر روی سطح سیارک فرود آورند. اگرچه این فضاپیما برای فرود طراحی نشده بود اما NEAR توانست با موفقیت سطح سیارک را لمس کرده و رکورد اولین فرود موفق بر روی یک سیارک را به نام خود ثبت کند.

در سال 2006 Hayabusa ژاپن اولین فضاپیمایی بود که روی یک سیارک فرود آمد و از آن برخاست. این فضاپیما در ژوئن 2010 به زمین بازگشت و نمونه‌هایی که از سطح سیارک به دست آورده بود در حال حاضر در حال تحقیق و بررسی است.

ماموریت Dawn ناسا که در سال 2007 آغاز شد کاوش بر روی سیارک Vesta را در سال 2011 آغاز کرد. پس از یک سال این فضاپیما سیارک وستا را برای سفر به سرس ترک کرد و سال 2015 به آن رسید. Dawn اولین فضاپیمایی بود که از وستا و سرس بازدید کرد. از سال 2017 این فضاپیما در مدار سیارک سرس قرار دارد.

در سپتامبر 2016 ناسا پروژه  OSIRIS-REx را آغاز کرد. در این پروژه این فضاپیما مسئولیت اکتشاف و بررسی سیارک بنو (Bennu) را برعهده دارد و سپس با گرفتن نمونه از این سیارک به زمین باز خواهد گشت.

در ژانویه 2017 ناسا از طریق Discovery Program خود دو پروژه Lucy و Psyche  را انتخاب کرد. Lucy که برای پرتاب در اکتبر 2021 برنامه ریزی شد. قبل از مطالعه شش سیارک تروجان، از یک سیارک در کمربند اصلی سیارک‌ها بازدید خواهد کرد و به سیارک 16 Psyche سفر خواهد کرد. این سیارک عظیم فلزی ممکن است هسته اصلی یک سیاره قدیمی به اندازه مریخ باشد که پوسته آن در اثر یک برخورد شدید از بین رفته است.

 

در سال 2012 شرکتی به نام   Planetary Resources Inc اعلام کرد که قصد دارد ماموریتی برای فرستادن یک فضاپیما به منظور استخراج آب و استخراج فلزات گرانبها از یک سیارک انجام دهد. از آن زمان ناسا کار بر روی برنامه‌های این هدف را برای دستیابی به آن آغاز کرده است.

براساس ارزیابی‌های CNEOS ثروت معدنی موجود در سیارک‌های کمربند اصلی بین مدارهای مریخ و مشتری حدود 100 میلیارد دلار برای هر فرد روی زمین تخمین زده شده است.

 

ویژگی‌های فیزیکی سیارک چیست؟

 

سیارک‌ها می توانند به بزرگی سرس (سرس بزرگترین سیاره کوتوله یا سیارک و نزدیکترین سیاره کوتوله به خورشید و بزرگترین جسم در کمربند سیارکی اصلی است که بین مدارهای مریخ و مشتری قرار دارد) باشند که 940 کیلومتر (حدود 583 مایل) عرض دارد. در انتهای دیگر این مقیاس برای اندازه سیارک‌ها، کوچکترین سیارک که تاکنون مورد مطالعه قرار گرفته است سنگ فضایی  2015TC25 به طول 2 متر (6 فوت) است که هنگام حرکت در نزدیکی زمین در اکتبر 2015 مشاهده شد. احتمال برخورد این سیارک با زمین کم است. شما می‌توانید یک سیارک را مانند یک شهاب سنگ شناور در فضا تصور کنید که هنوز به جو برخورد نکرده و بر روی زمین نیفتاده است.

تقریباً همه سیارک‌ها شکل نامنظمی دارند با این حال تعدادی از بزرگترین سیارک‌ها مانند سرس تقریباً کروی هستند. روی سطح سیارک‌ها غالباً گودال یا حفره وجود دارد، به عنوان مثال وستا دارای یک دهانه غول پیکر با قطر 460 کیلومتر (285 مایل) است. همچنین تصور می‌شود که سطح اکثر سیارک‌ها با گرد و غبار پوشانده شده است.

همانطور که سیارک‌ها در مدارهای بیضوی به دور خورشید می‌چرخند خود نیز چرخش می‌کنند و گاهی کاملاً نامنظم حرکت انجام می‌دهند. داده‌ها نشان می‌دهند که بیش از 150 سیارک دارای یک ماه همراه کوچک هستند و بعضی از آن‌ها نیز دارای دو قمر هستند. سیستم سیارک‌های دوتایی نیز وجود دارند که در آنها دو سیارک با اندازه تقریباً یکسان در مدار یکدیگر می‌چرخند و سیستم سیارک‌های سه گانه نیز شناخته شده‌اند. به نظر می‌رسد بسیاری از سیارک‌ها توسط جاذبه یک سیاره اسیر شده و به قمر تبدیل شده باشند. کاندیداهای احتمالی این قمرها شامل قمرهای مریخ، یعنی فوبوس و دیموس و بیشتر قمرهای خارجی مشتری، زحل، اورانوس و نپتون هستند.

میانگین دمای سطح یک سیارک معمولی منفی 73 درجه سانتیگراد (منفی 100 درجه فارنهایت) است. سیارک‌ها از میلیاردها سال بیشتر بدون تغییر مانده‌اند به این دلیل تحقیق در مورد آن‌ها می‌تواند موارد زیادی درباره منظومه شمسی اولیه نشان دهد.

سیارک‌ها در اشکال و اندازه‌های مختلفی وجود دارند. بعضی از آن‌ها اجسام جامد هستند در حالی که برخی دیگر توده‌های کوچکتری از خرده‌سنگ هستند که توسط جاذبه به یکدیگر متصل شده‌اند. برای مثال یکی از سیارک‌ها که به دور خورشید بین نپتون و اورانوس می‌چرخد ​​‌دارای حلقه‌های خاص خود است در حالی که یک سیارک دیگر نه یک بلکه شش دم دارد.


 سطح روی سیارک ها

 

سیارک قابل دید

 

فقط یک سیارک به نام ۴ وستا ، که دارای سطح نسبتاً بازتابی است، معمولاً با چشم غیر مسلح قابل مشاهده است، و این تنها در آسمانهای بسیار تاریک در هنگام قرار گرفتن در موقعیت مناسب امکان‌پذیر است. به ندرت، سیارک‌های کوچک که از نزدیکی زمین عبور می‌کنند، آن هم برای برای مدت کوتاهی، ممکن است با چشم غیر مسلح قابل مشاهده باشند. از فوریه ۲۰۲۰، مرکز Minor Planet داده‌های مربوط به تقریباً ۸۵۸۰۰۰ شیء در منظومه شمسی داخلی و خارجی را در اختیار داشت، از این تعداد حدود ۵۴۲٬۰۰۰ مورد اطلاعات کافی برای تعیین شماره‌های اختصاصی داشتند.

 

ویژگی های سیارک ها ، سیاره های کوتوله و سیاره ها

 

ویژگی های سیارک ها ، سیاره های کوتوله و سیاره ها

سیارکها - Astroids

 

سیارک ها که بعضاً سیارات جزئی نیز نامیده می‌شوند بقایای سنگی هستند که از شکل‌گیری اولیه منظومه شمسی در حدود 4٫6 میلیارد سال پیش به جا مانده‌اند. تعداد فعلی شناخته شده سیارک ها در حال حاضر 1٬061٬221 است.

بیشتر این قلوه سنگ‌های فضایی باستانی را می‌توان در حال چرخش به دور خورشید بین سیاره مریخ و مشتری و در یک کمربند اصلی سیارک‌ها یافت. اندازه سیارک‌ها بین اندازه «وستا» (ٰVesta) یکی از بزرگترین سیارک‌ها با قطر 530 کیلومتر (329 مایل) تا اجسامی که عرض آنها کمتر از 10 متر (33 فوت) است متغیر هستند. مجموع جرم سیارک‌های کشف شده کمتر از جرم ماه سیاره زمین است. جرم ماه سیاره زمین 7.34×1022

است. به سیارک‌هایی که بر اثر نیروی گرانش سیاره‌ها در مداری گیر افتاده باشند «سیارک اسیر» می‌گویند. در این صورت سیارهٔ نام‌برده به گرد سیاره بزرگ‌تر می‌گردد.


سیاره کوتوله - Dwarf planet

 

سیارهٔ کوتوله (به انگلیسی: Dwarf planet) در تعریف اتحادیهٔ بین‌المللی اخترشناسی (مرجع رسمی برای نوآوردن زبان‌زدها و واژه‌های مربوط به اخترشناسی) از برخی جرم‌های آسمانی در منظومهٔ خورشیدی، جرمی دارای ۴ ویژگی زیر است:

۱. در مداری به دور خورشید می‌گردد.

۲. آنقدر جرم دارد تا خودگرانی آن بر نیروهای جسم صلب غلبه کرده، جسمی با تعادل هیدرواستاتیک (تقریباً گِرد) به وجود آید.

۳. تمام مسیر (مدار) خود را از اجرام ریز و درشت جارو نکرده‌است (آن‌ها جذب یا دفع نکرده)

۴. قمر یک سیاره نیست.

حد بالا و پایینی برای اندازه و جرم سیاره‌های کوتوله، دقیقاً مشخص نشده‌است. البته حد پایین را تعادل هیدرواستاتیک تعیین می‌کند، اما اندازه‌ای که در آن، این تعادل را برقرار می‌سازد، ممکن است با توجه به ترکیب و تاریخچهٔ جسم تغییر کند. برآورد می‌شود که در سال‌های پیشِ رو، ۴۰ تا ۵۰ سیارهٔ کوتوله کشف شود. در حال حاضر پنج سیارهٔ کوتوله در منظومهٔ خورشیدی به ثبت رسیده است. مثلاً سیاره‌های کوتولهٔ سرس، پلوتون، هائومیا، ماکی‌ماکی و اریس. سِرس پیش از این یک سیارک به حساب می‌آمد، پلوتون یک سیاره بود، و اریس که با نام زینا (Xena) نیز شناخته می‌شود، نخستین جسم فرانپتونی بود که دریافتند کمی از سیارهٔ مادر پلوتون بزرگ‌تر است


سیاره

ویژگی سیاره پاکسازی مدار است

 

ویژگی پویای تعریف‌کننده سیاره این است که باید همسایگی‌اش را پاکسازی کرده‌باشد. سیاره‌ای که همسایگی‌اش را پاکسازی کرده‌باشد آنقدر جرم انباشته که همه سیارات خرد در مدارش را جمع‌آوری یا جارو کند. در واقع، سیاره به تنهایی به دور ستاره می‌گردد و مدارش را با مجموعه‌ای از اشیا هم‌اندازه خودش به اشتراک نمی‌گذارد. این ویژگی در تعریف سال ۲۰۰۶ اتحادیه بین‌المللی اخترشناسی(IAU) از سیاره، الزامی شد. افزودن این معیار سبب می‌شود که اجسامی همچون پلوتون، اریس و سرس سیاره کامل محسوب نشوند و در رده سیاره‌های کوتوله طبقه‌بندی شوند. اگرچه تا امروز عملاً این معیار تنها در مورد سیارات منظومه شمسی بکار رفته‌است و شماری از منظومه‌های فراخورشیدی جوان پیدا شده‌اند که شواهد حاکی است که پاکسازی مداری در قرص‌های پیرا ستاره‌ای(Circumstellar Disks) صورت می‌گیرد.

 

ویژگی‌ها

 

اگرچه هر سیاره‌ای ویژگی‌های فیزیکی منحصر به فردی دارد اما شماری از مشترکات گسترده نیز در بین آن‌ها وجود دارد. برخی از این ویژگی‌ها مانند حلقه‌های سیاره‌ای یا قمرهای طبیعی، تاکنون تنها در میان سیارات منظومه شمسی مشاهده شده‌است در حالی‌که سایر ویژگی‌ها به‌طور عمومی در سیارات فراخورشیدی نیز مشاهده می‌شوند.

 

ویژگی‌های پویا

 

مدار نپتون در مقایسه با مدار پلوتون. به کشیدگی مدار پلوتون نسبت به نپتون(خروج از مرکز)، و همچنین زاویه زیاد آن با صفحه دائرةالبروج (انحراف) توجه کنید.

 

طبق تعاریف کنونی همه سیارات باید به دور ستارگان بگردند؛ بنابراین سیارات سرگردان را شامل نمی‌شوند. در منظومه شمسی تمام سیارات به دور خورشید در همان جهت چرخش خود خورشید (اگر از بالای قطب شمال خورشید نگاه کنیم جهت پادساعت‌گرد خواهد بود) می‌گردند. حداقل یک سیاره فراخورشیدی شناخته‌شده به نام وسپ-۱۷بی در جهت عکس چرخش ستاره خود به دور آن می‌گردد. دوره یک‌بار گردش سیاره در مدارش را تناوب مداری یا سال آن سیاره نام دارد. سال یک سیاره به فاصله آن از ستاره‌اش بستگی دارد، هرچه سیاره از ستاره‌اش دورتر باشد، هم مدارش بزرگتر می‌شود و فاصله بیشتری می‌پیماید و هم اینکه به دلیل کمتر شدن اثر گرانش، سرعت آن نیز کاهش می‌یابد. از آنجا که مدار هیچ سیاره‌ای دایره کامل نیست، فاصله سیاره با ستاره‌اش در طول سال سیاره متغیر است. نزدیکترین نقطه مدار سیاره به ستاره‌اش حضیض (در منظومه شمسی، حضیض خورشیدی) و دورترین فاصله سیاره از ستاره‌اش اوج (در منظومه شمسی، اوج خورشیدی) نامیده می‌شود. چنان‌که سیاره به به حضیض خود نزدیک می‌شود، سرعت آن افزایش می‌یابد زیرا انرژی پتانسیل گرانشی به جنبشی تبدیل می‌شود، همان‌طور که یک جسم در سقوط آزاد با نزدیک شدن به زمین سرعتش افزایش می‌یابد. وقتی که سیاره به اوج خود نزدیک می‌شود سرعت آن کاهش می‌یابد، دقیقاً به همان دلیل که جسمی که به بالا پرتاب می‌شود سرعتش با نزدیک شدن به نقطه اوج مسیرش کاهش می‌یابد.

 

مدار هر سیاره‌ای را با شماری از عناصر مشخص می‌شود:

 

    خروج از مرکز مداری مشخص‌کننده این است که مدار سیاره چقدر کشیده‌شده‌است. سیارات با خروج از مرکز مداری کوچکتر مدار گردتری دارند و سیارات با خروج از مرکز مداری بیشتر، شکل بیضی‌تری دارند. سیارات منظومه شمسی، خروج از مرکز مداری کمی دارند و به همین دلیل تقریباً گرد هستند. دنباله‌دارها و اجسام کمربند کویپر و همچنین چندین سیاره فراخورشیدی، خروج از مرکز مداری بالا و در نتیجه مدارهای بسیار بیضوی دارند.

 

تصویر نیم‌قطر بزرگ

 

    نیم‌قطر بزرگ عبارت است از فاصله سیاره با مرکز طولانی‌ترین قطر مدار بیضوی‌اش. این نقطه با نقطه اوج یکی نیست زیرا ستاره هیچ سیاره‌ای دقیقاً در مرکز مدارش قرار نمی‌گیرد.


انحراف مداری

 

    انحراف مداری به ما می‌گوید که مدار سیاره به چه میزان بالا یا پایین یک صفحه مرجع مشخص قرار می‌گیرد. در منظومه شمسی، صفحه مرجع صفحه مدار زمین است که دائرةالبروج خوانده می‌شود. برای سیارات فراخورشیدی، این صفحه که به نام صفحه آسمان شناخته می‌شود صفحه خط دید ناظر روی زمین است.

 

هشت سیاره منظومه شمسی همگی مدارشان در صفحه‌ای بسیار نزدیک به دائرةالبروج قرار می‌گیرد. دنبال دارها و اجسام روی کمربند کویپر مانند پلوتون زاویه بسیار بیشتری باآن دارند. نقاطی را که در آن سیاره صفحه مرجع را قطع می‌کند، گره‌های مداری صعودی و نزولی می‌نامند. طول گره صعودی زاویه میان نقطه با طول جغرافیای صفر روی صفحه مرجع و نقطه گره صعودی مدار سیاره است. شناسه حضیض، زاویه بین گره صعودی مدار یک سیاره و نزدیک‌ترین نقطه آن به ستاره است.

 

انحراف محوری زمین در حدود °۲۳.439 است.

 

سیارات همچنین درجات مختلفی از انحراف محوری دارند؛ یعنی نسبت به صفحه مرجع استوای ستاره خود، زاویه دارند. این موضوع سبب می‌شود که میزان نور دریافت شده توسط هر نیمکره در طول سال سیاره تغییر کند. وقتی که نیمکره شمالی به بیرون متمایل است، نیمکره جنوبی به درون متمایل است و بالعکس. از این رو هر سیاره‌ای دارای پدیده فصل خواهد بود؛ یعنی تغییرات آب‌وهوا در طول سال سیاره. زمان‌هایی را که که در آن هر نیمکره‌ای بیشترین و کمترین فاصله را با ستاره دارد، انقلابین می‌گویند. هر سیاره‌ای دو تا از این نقاط در مدار خود دارد؛ وقتی یک نیمکره در انقلاب تابستانی خود است و روزهایش طولانی‌ترند، نیمکره دیگر در انقلاب زمستانی خود است و روزهایش کوتاه‌ترند. مقادیر متغیر نور و گرمای دریافت شده توسط هر نیمکره در طول سال تغییرات سالانه‌ای در الگوهای آب و هوایی برای هر نیمکره ایجاد می‌کند. انحراف محوری مشتری بسیار اندک است و در نتیجه تغییرات فصلی آن کم است؛ از سوی دیگر، انحراف محوری اورانوس آنقدر زیاد است که تقریباً به یک طرف خوابیده‌است. این بدان معنی‌است که هر نیمکره آن در حول و حوش انقلابینش، یا کاملاً در نور است یا کاملاً در تاریکی. در میان سیارات فراخورشیدی مقادیر انحراف محوری با قطعیت دانسته شده نیست اگرچه گمان می‌رود که میزان انحراف محوری مشتری‌های داغ به دلیل نزدیکی‌شان به ستاره، ناچیز یا صفر است.

 

چرخش

 

سیارات به دور محورهای نامرئی که از مرکزشان می‌گذرد می‌چرخند. دوره چرخش یک سیاره، روز نام دارد. بیشتر سیارات در منظومه شمسی در همان جهتی که به دور خورشید می‌گردند، به دور خویش می‌چرخند، که اگر از بالای قطب شمال خورشید بنگریم این چرخش پادساعت‌گرد خواهد بود. ناهید و اورانوس استثناهایی هستند که در جهت ساعت‌گرد می‌چرخند، هرچند که انحراف محوری بسیار زیاد اورانوس سبب تفاوت نظر در تعیین قطب شمال و جنوب آن و اینکه آیا چرخش آن ساعت‌گرد یا پادساعت‌گرد است وجود دارد، هر چند جدای از اینکه کدام قطب شمال باشد، اورانوس نسبت به مدارش، حرکت چرخشی بازگشتی دارد.

 

چرخش سیاره ممکن است بر اثر عوامل مختلفی در حین شکل‌گیری به‌وجود آمده باشد. از برآیند تکانه‌های زاویه‌ای تکه‌های ماده برافزوده‌شده ممکن است تکانه زاویه‌ای خالصی در کل سیاره به وجود آید. برافزایش گاز توسط غول‌های گازی نیز می‌تواند عاملی برای تکانه زاویه‌ای باشد و سرانجام در مراحل پایانی پیدایش سیاره، یک فرایند تصادفی برافزایش پیش‌سیاره‌ای می‌تواند باعث تغییر تصادفی محور چرخش سیاره شود. طول روز در سیاره‌های مختلف بسیار متفاوت است. چرخش ناهید ۲۴۳ روز طول می‌کشد و غول‌های گازی تنها چند ساعت. دوره چرخش سیارات فراخورشیدی دانسته نیست. هرچند که نزدیکی مشتری‌های داغ به ستاره‌شان بدین معنی است که این سیارات در قفل جزر و مدی (به انگلیسی: tidal lock) هستند (مدارهایشان با چرخششان هماهنگ است) و این یعنی اینکه آن‌ها همواره یک سمتشان به سمت ستاره‌شان است، یعنی یک سمتشان همیشه روز و سمت دیگر همیشه شب است.

 

ویژگی‌های فیزیکی

 

جرم

 

ویژگی فیزیکی تعریف‌کننده یک سیاره این است که باید آنقدر جرم داشته باشد که نیروی گرانش‌اش به اندازه‌ای قوی باشد که بر نیروهای الکترومغناطیسی که ساختار فیزیکی‌اش را پیوند می‌دهند غلبه کرده و به حالت تعادل هیدرواستاتیکی برسد. این در عمل بدین معنی است که تمام سیارات کروی یا کروی‌مانند هستند. تا حد خاصی از جرم، یک جسم ممکن است که شکلی بی‌قاعده داشته باشد اما در جرم‌های فراتر از این حد که به ساختار شیمیایی جسم بستگی دارد، گرانش جسم را به سمت مرکز جرم خود می‌کشد تا جسم در نهایت به کره‌ای فروریزد.

 

ویژگی اصلی جداکننده ستاره‌ها و سیارات نیز جرم است. حد بالای جرم برای سیاره بودن، برای اجسامی با فراوانی ایزوتوپی شبیه خورشید، تقریباً ۱۳ برابر جرم مشتری است. فراتر از آن جسم شرایط مناسب برای همجوشی هسته‌ای را پیدا می‌کند. به جز خورشید، جسم دیگری با چنین جرمی در منظومه شمسی وجود ندارد، اما سیارات فراخورشیدی با این اندازه وجود دارند. حد جرمی ۱۳ برابر مشتری مورد توافق جهانی قرار نگرفته و دانشنامه سیاره‌های فراخورشیدی اجسامی با جرم‌های تا ۲۰ برابر مشتری معرفی می‌کند، و مرورگر داده‌های برون سیاره‌ها شامل اجسامی با ۲۴ برابر جرم مشتری است.

 

کوچکترین سیاره شناخته‌شده پی‌اس‌آر بی۱۲۵۷+۱۲ای است که یکی از نخستین سیارات فراخورشیدی کشف‌شده در سال ۱۹۹۲ در مدار یک تپ‌اختر بود. جرم آن تقریباً نصف جرم سیاره تیر است. کوچکترین سیاره‌ای که به دور یک ستاره معمولی رشته اصلی به غیر از خورشید می‌گردد کپلر-۳۷بی که جرم (و شعاع) آن اندکی از ماه بیشتر است.

 

ناهمگنی درونی

 

هر سیاره‌ای در هنگام پیدایش در حال شاره است؛ در آغاز شکل‌گیری مواد چگالتر و سنگینتر به مرکز سیاره فرورفته و مواد سبک‌تر را نزدیک به سطح سیاره رها می‌کنند؛ بنابراین هر سیاره‌ای ساختار داخلی ناهمگنی متشکل از یک هسته سیاره‌ای چگال که با گوشته‌ای (جبه) پوشیده‌شده که یا شاره است یا شاره بوده‌است. سیارات سنگی در پوسته های سختی پوشیده شده‌اند، اما در غول‌های گازی، گوشته به سادگی در لایه‌های ابر بالایی حل می‌شود. سیارات سنگی هسته‌هایی از عناصری مانند آهن و نیکل، و گوشته‌هایی متشکل از سیلیکاتها دارند. این باور وجود دارد که مشتری و کیوان هسته‌های سنگی و فلزی دارند که در گوشته‌هایی از هیدروژن فلزی پیچیده شده‌اند. اورانوس و نپتون که کوچکتر هستند هسته‌های سنگی پوشیده از گوشته‌های آب، آمونیاک، متان و سایر یخ‌ها دارند. کنش شاره در درون هسته این سیارات یک ژئودینامو ایجاد می‌کند که باعث تولید یک میدان مغناطیسی می‌شود.

 

اتمسفر

 

تمام سیارات منظومه شمسی به غیر از تیر اتمسفر دارند زیرا گرانش آن‌ها به اندازه کافی قوی هست که گازها را نزدیک سطح خود نگه دارد. غول‌های گازی به اندازه‌ای پر جرم هستند که بتوانند مقادیر عظیمی از گازهای سبک هیدروژن و هلیم را نزدیک خود نگه دارند، در حالی‌که سیارات کوچکتر این گازها را از دست می‌دهند. ترکیب اتمسفر زمین از سیارات دیگر متفاوت است، زیرا فرایندهای مختلف حیات که بر روی زمین جاری است باعث پیدایش اکسیژن مولکولی می‌شود.

 

اتمسفر سیارات تحت تأثیر تغییرات تابش خورشیدی یا انرژی درونی قرار می‌گیرند که منجر به شکل‌گیری منطقه‌های کم‌فشار پویا مانند توفندها (روی زمین)، طوفان‌های شن تمام سیاره‌ای (روی بهرام)، یک طوفان واچرخندی به وسعت کل زمین روی مشتری (به نام لکه سرخ بزرگ) و سوراخهایی در اتمسفر (روی نپتون) می‌گردد. حداقل یک سیاره فراخورشیدی اچ‌دی ۱۸۹۷۳۳ بی وجود دارد که ادعا می‌شود سامانه آب‌وهوایی شبیه به لکه سرخ قرمز با وسعت دوبرابر آن را داراست.

 

مشتری‌های داغ به دلیلی نزدیکی بیش از حد به ستاره‌های میزبانشان اتمسفر خود را مانند دم دنباله‌دارها بر اثر تابش ستاره‌ای از دست می‌دهند. در این دسته از سیارات ممکن است آنقدر اختلاف دما بین سمت روز و سمت شب خود داشته باشند که بادهای سوپرسونیک ایجاد کنند، اما اختلاف دمای سمت روز و شب اچ‌دی ۱۸۹۷۳۳ بی، کم است و نشان می‌دهد که اتمسفر به روش مؤثری انرژی را در سیاره توزیع مجدد می‌نماید.

 

مگنتوسفر

 

یکی از ویژگی‌های بسیار پراهمیت سیاره‌ها گشتاورهای مغناطیسی ذاتی آنهاست که باعث پیدایش مگنتوسفر می‌شود. وجود یک میدان مغناطیسی نشان‌دهنده آن است که سیاره هنوز از نظر ژئولوژیکی زنده است. به عبارت دیگر، سیارات مغناطیسی جریانی از مواد رسانای الکتریکی در درون خود دارند که میدان مغناطیسی آن‌ها را به وجود می‌آورد. این میدان‌ها تأثیر زیادی روی برهم‌کنش میان سیاره و بادهای خورشیدی می‌گذارند. یک سیاره مغناطیسی حفره‌ای در باد خورشیدی در اطراف خود ایجاد می‌کند که مگنتوسفر نامیده می‌شود و باد خورشیدی نمی‌تواند به آن نفوذ کند. مگنتوسفر ممکن است از خود سیاره بسیار بزرگتر باشد. در مقابل، سیارات غیرمغناطیسی تنها مگنتوسفرهای کوچکی دارند که از برهم‌کنش یونوسفر با باد خورشیدی القا می‌شود و نمی‌تواند عملاً سیاره را محافظت کند.

 

از هشت سیاره منظومه شمسی تنها ناهید و بهرام میدان مغناطیسی ندارند. علاوه بر این ماه مشتری، گانمید نیز دارای میدان مغناطیسی است. از میان سیارات مغناطیسی میدان مغناطیسی تیر از همه کوچکتر است و به زحمت قادر به دفع بادهای خورشیدی خواهد بود. میدان مغناطیسی گانمید چندین برابر بزرگ‌تر است و مشتری قوی‌ترین میدان مغناطیسی را در منظومه شمسی دارد (به حدی قوی است که جان فضانوردان آتی که به مأموریت‌های انسانی روی قمرهایش می‌روند را به خطر می‌اندازد). قدرت مغناطیسی سایر غول‌های گازی کم و بیش مانند زمین است، اما گشتاورهای مغناطیسی آن‌ها کاملاً بزرگ‌تر است. میدان‌های مغناطیسی اورانوس و نپتون اندکی از محور چرخش آن‌ها منحرف شده و از مرکز آن‌ها خارج شده‌است.

 

در سال ۲۰۰۴، تیمی از اخترشناسان در هاوایی یک سیاره فراخورشیدی در اطراف اچ‌دی ۱۷۹۹۴۹ مشاهده نمودند که به نظر می‌رسید لکهٔ روی سطح ستاره‌اش ایجاد نموده‌است. تیم این فرضیه را مطرح نمود که مگنتوسفر سیاره انرژی را به سطح ستاره منتقل می‌نمود و دمای داغ ۷۷۶۰ درجه‌ای آن را ۴۰۰ درجه افزایش داده‌است.

 

ویژگی‌های ثانوی

 

حلقه‌های کیوان

 

چندین سیاره و سیاره کوتوله در منظومه شمسی (مانند نپتون و پلوتون) تناوب‌های مداری‌شان در رزونانس با یکدیگر یا با اجسام کوچکتر هستند. همه به جز تیر و ناهید قمرهای طبیعی دارند. زمین یکی دارد، بهرام دو قمر دارد و غول‌های گازی چندین قمر دارند. بسیاری از قمرهای غول‌های گازی ویژگی‌هایی شبیه به سیاره‌های سنگی و سیارات کوتوله دارند و برخی از آن‌ها برای امکان حیات احتمالی (بویژه اروپا) مورد مطالعه قرار گرفته‌اند.

 

چهار غول گازی همچنین چهار حلقه سیاره‌ای با اندازه و پیچیدگی‌های مختلف به دورشان می‌گردد، این حلقه‌ها بیشتر از غبار و مواد ذره‌ای تشکیل شده‌اند اما ممکن است حاوی ماهکهای ریزی باشند که گرانششان ساختار آن‌ها را شکل می‌دهد و نگاه می‌دارد. اگرچه منشأ حلقه‌های سیاره‌ای به درستی شناخته‌شده نیست اما گمان می‌رود که نتیجه قمرهای طبیعی باشند که زیر حد روش (Roche Limit) سیاره‌شان قرار می‌گیرند و توسط نیروی کشندی از هم گسیخته می‌شوند.

 

هیچ ویژگی ثانویه‌ای در مورد سیارات فراخورشیدی مشاهده نشده‌است. هرچند که کوتوله نیمه‌قهوه‌ای چا ۱۱۰۹۱۳-۷۷۳۴۴۴ که به عنوان سیاره سرگردان توصیف شده‌است، به نظر می‌رسد که در یک قرص پیش سیاره‌ای به دور آن می‌گردد.


 

دیدار با سیارک APOPHIS آپوفیس در 13 آوریل  2029 خواهد بود.

 

دیدار با سیارک APOPHIS آپوفیس در 13 آوریل  2029 خواهد بود.

 

اجرام نزدیک به زمین را  (NEOs) می گویند.

سیارک 99942  آپوفیس در سال 2004 کشف شد و نام قبلی آن 2004 MN 4  می باشد . برخی نگران بودند که ممکن است در قرار ملاقات بعدی آپوفیس به زمین برخورد کند. اما اکنون می دانیم که حداقل برای 100 سال در امان هستیم. شاید تا آن زمان، ما سیستم دفاع سیاره ای خود را عملیاتی کنیم.

رویکرد نزدیک بعدی آپوفیس در سال 2029 می باشد. این رویداد فرصتی است برای مطالعه این سیارک می باشد.

 

هیچ کس آپوفیس را از نزدیک مشاهده نکرده است، اما مورد مطالعه قرار گرفته است . قطر آن حدود 340 متر  است این تقریباً به اندازه سه و نیم زمین فوتبال است. این یک سیارک از نوع S است، بنابراین به جای ترکیب کربنی، ترکیبی سیلیسی یا سنگی دارد. حدود 17 درصد از سیارک ها از نوع S هستند. سیارک های نوع S مانند آپوفیس در درون منظومه شمسی زیاد هستند اما در خارج از آن نادر هستند.

آپوفیس احتمالاً یک جسم دولوبی است و مشاهدات حرارتی نشان می‌دهد که احتمالاً یک سیارک تپه‌ای قلوه سنگ شبیه به ایتوکاوا است. این سیارک نیز یک چرخاننده قهقرایی است. در طول رویکرد سال 2029، اگر بدانید به کجا نگاه کنید آپوفیس با چشم غیرمسلح قابل مشاهده خواهد بود،.

آپوفیس با جزئیات مشاهده شده است و دانشمندان مدل هایی از حرکت، مدار، شکل، چگالی، ترکیب و ویژگی های سطح آن ساخته اند. آنها همچنین مدل‌سازی کرده‌اند که وقتی سیارک در سال  2029 به زمین نزدیک می‌شود چه اتفاقی می‌افتد. وقتی آپوفیس پرواز 2029 خود را انجام می‌دهد، فرصتی برای آزمایش و اصلاح این مدل‌ها است.  


این شکل مسیر عبور آپوفیس از کنار زمین را در سال 2029 نشان می‌دهد. خط سبز و دایره به ترتیب مدار ماه و صفحه استوایی را نشان می‌دهند. خط آبی نقطه‌دار مسیر آپوفیس در زیر خط استوایی است و خط آبی یکدست مسیر بالای خط استوایی است. اعتبار تصویر: والوانو و همکاران 2021.

 

زمان دیده شدن

 

بیشترین نزدیک شدن آپوفیس در روز جمعه  13 آوریل 2029 خواهد بود. در آن روز سیارک در فاصله 31900 کیلومتر (19800  مایلی) به زمین قرار می گیرد و این در حالی است که فاصله ماه از زمین  384400 کیلومتر است و حتی بعضی از ماهواره ها در همان فاصله به دور زمین می چرخند. در آن زمان نه تنها تحت تأثیر گرانش زمین، بلکه ماه و خورشید نیز قرار خواهد گرفت. همچنین در معرض فشار تابش خورشیدی قرار خواهد گرفت.  

آپوفیس آنقدر نزدیک می شود که محور چرخش آن توسط نیروهای جزر و مدی تغییر خواهد کرد و سطح آن نیز احتمالاً تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. مدل‌ها نشان می‌دهند که کشش گرانشی زمین روی آپوفیس باعث رانش زمین در سطح آن می‌شود و احتمالاً برخی از ذرات را از سطح آن بالا می‌فرستد. این ذرات با پارامترهای مختلف مدل‌سازی شدند، و در حالی که برخی از آنها به دیسک اطراف آپوفیس می‌گریختند، بیشتر آنها دوباره به سطح می‌افتادند.

به ندرت پیش می‌آید که سیارکی به این اندازه از نزدیکی زمین عبور کند، اگرچه سیارک‌های کوچک‌تری در محدوده 16 تا 33 فوت (5 تا 10 متر) در فواصل مشابه مشاهده شده‌اند.


این انیمیشن فاصله بین سیارک آپوفیس و زمین را در زمان نزدیک‌ترین نزدیک شدن به سیارک در سال 2029 نشان می‌دهد. نقاط آبی، ماهواره‌های ساخته دست بشر هستند که به دور سیاره ما می‌چرخند و بنفش نشان‌دهنده ایستگاه فضایی بین‌المللی است. تصویر از طریق ناسا

 

مکان دیده شدن

 

آپوفیس در طول پرواز خود در سال 2029 ابتدا با چشم غیرمسلح در آسمان شب بر فراز نیمکره جنوبی قابل مشاهده خواهد بود و مانند یک ذره نور در حال حرکت از شرق به غرب بر فراز استرالیا خواهد بود. آپوفیس سپس از بالای اقیانوس هند عبور می کند و در ادامه به سمت غرب، از خط استوا بر فراز آفریقا عبور می کند.

آپوفیس در نزدیکی زمین، درست قبل از ساعت 6 بعدازظهر EDT، 13 آوریل 2029، بر فراز اقیانوس اطلس خواهد بود. آنقدر سریع حرکت خواهد کرد که تنها در یک ساعت از اقیانوس اطلس عبور خواهد کرد. تا ساعت 7 بعد از ظهر به وقت شرقی، سیارک از روی ایالات متحده عبور خواهد کرد.

با عبور از کنار زمین، سریع‌تر می‌شود. در یک نقطه به نظر می رسد که در عرض یک دقیقه بیش از عرض ماه کامل حرکت می کند و به اندازه ستارگان دب کوچک روشن می شود.

همه نمی‌توانند آپوفیس را در سال 2029 ببینند. اگر در استرالیا، جنوب آسیا، جنوب اروپا یا آفریقا هستید، به راحتی می توانید این سیارک را زمانی که در درخشان‌ترین حالت خود است ببینید. همانطور که سیارک از زمین دورتر و کم نور می شود، در شرق آمریکای جنوبی قابل مشاهده می شود. با فرا رسیدن غروب در امتداد سواحل شرقی آمریکای شمالی، این سیارک یک جرم تلسکوپی خواهد بود که در بخشی از آسمان در حدود 15 درجه شمال Pleiades قرار دارد.

به لطف اندازه عظیم آپوفیس و گذرگاه نزدیک آن ، چنان روشن خواهد بود که حدود 2 میلیارد نفر می توانند آن را با چشم غیر مسلح ببینند.

 

مدار و چرخش

 

آپوفیس در کمتر از یک سال زمینی به دور خورشید می‌چرخد (آپوفیس 323.6 روز در حدود حدود 0.9 سال طول می‌کشد تا به دور خورشید بچرخد. زمین 365.3 روز طول می‌کشد). و آپوفیس تقریباً به اندازه سیاره زهره به خورشید نزدیک می شود، سپس به سمت خارج از مدار زمین حرکت می کند.

مدار آپوفیس از مدار زمین عبور می کند. این امر آن را در گروه سیارک های عبوری از زمین به نام "آتن" قرار می دهد، که عرض مدار آنها از عرض مدار زمین یا 1 AU کمتر است. در نتیجه ی رویارویی نزدیک آن با زمین در سال 2029، مدار سیارک گسترش می یابد تا کمی بزرگتر از عرض مدار زمین شود. در این مرحله از گروه آتن به گروه «آپولو» (گروهی از سیارک‌هایی که از زمین عبور می‌کنند با مدارهای وسیع‌تر از 1 AU) طبقه‌بندی می‌شود.

این سیارک در حین چرخش حول محور کوتاه خود، معمولاً هر 30 ساعت یک بار می چرخد. گاهی اوقات، یک حرکت "تکان دار" به جلو و عقب در اطراف محور بلند آن نیز وجود دارد که در مدت زمان طولانی تری نسبت به چرخش محور کوتاه رخ می دهد. (اصطلاح فنی برای این حرکت تکان دهنده «چرخش محور غیراصلی» است.)

 

هنگامی که سال 2029 آپوفیس به زمین نزدیک شود ، جامعه علمی نجوم در یک کمپین رصدی گسترده و دقیق شرکت خواهد کرد. آماتورها هم همینطور. تا سال 2029، برخی از تلسکوپ های قدرتمندی که اکنون در دست ساخت هستند، عملیاتی خواهند شد. ما چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد سیارک ها داریم، و وقتی سیارکی به این نزدیکی می رسد، فرصتی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. سیارک ها همیشه خطری برای زمین هستند و هر چه بهتر آنها را درک کنیم بهتر می توانیم با آنها مقابله کنیم.

در مقاله خود، نویسندگان می گویند که همه تحلیل های آنها ممکن است به کمپین رصدی 2029 کمک کند.  کمپین 2029 همچنین ممکن است نتایج آنها را تأیید کند، مدل‌های علمی سیارک‌ها را تقویت کند و توانایی ما را برای کاهش خطرات ناشی از هر گونه خطر خطرناک بهبود بخشد.

 

اکنون، نتایج یک کمپین رصدی راداری جدید همراه با تجزیه و تحلیل دقیق مدار، به اخترشناسان کمک کرده است تا به این نتیجه برسند که خطر برخورد آپوفیس حداقل برای یک قرن روی سیاره ما وجود ندارد.

بنابرین خطر برخورد آپوفیس با زمین در سالهای 2036 و 2068 هم وجود ندارد بنابراین اکنون می توانیم آپوفیس را از لیست ریسک حذف کنیم.

 

مشاهدات راداری قبلی نشان داده است که آپوفیس ظاهری "دو شکمی" یا بادام زمینی دارد. این یک شکل نسبتاً رایج در میان سیارک های نزدیک به زمین با قطر بزرگتر از 660 فوت (200 متر) است. از هر شش سیارک حداقل یک سیارک دارای دو لوب است.


موقعیت فعلی آپیس

 

جلوه ای ملایم که سنگ را هل می دهد

 

ستاره شناسان در هاوایی بررسی کردند که چگونه شتاب یارکوفسکی ، یا فشار ناشی از نور خورشید، مدار آپوفیس را تغییر می دهد. در برخی موارد، شتاب - تغییر در سرعت و جهت یک جسم در فضا - می تواند به جلوگیری از برخورد کمک کند. مطالعات مربوط به شتاب یارکوفسکی مربوط به سیارک آپوفیس نشان می دهد در مورد این سیارک نیز صادق است.

اخترشناسان پیش بینی کردند که آپوفیس سالانه بیش از 500 فوت (حدود 170 متر) از موقعیت مورد انتظار خود در مدار خود رانده می شود. به دست آوردن و تحلیل این مشاهدات آسان نیست. عواملی مانند فاصله سیارک در زمان رصد، ترکیب آن، شکل آن، و ویژگی های سطح آن، همگی بر نتیجه تأثیر می گذارند.

 اثر یارکوفسکی : هل دادن سیارک ها با نور خورشید .

ستاره شناسان میترسیدند که اگر آپوفیس از سوراخ های کلید گرانشی خاص عبور کند، گرانش زمین مدار آن را به اندازه مناسب - یا بهتر بگویم اشتباهی تغییر دهد تا در یک سال بعد آن را در مسیر برخورد قرار دهد.  اما با محاسبات دقیق احتمال این خطر رد شد.

تیم توانست محاسبه کند که دوره مداری آپوفیس یا مدت زمانی که طول می کشد تا به دور خورشید بچرخد، در نتیجه رویارویی آن با زمین در سال 2029 از 0.9 سال به 1.2 سال کشیده خواهد شد.

 

اگر آپوفیس به زمین برخورد می کرد چه می شد؟

 

پیش بینی برخورد بین سیاره ما و سیارکی به اندازه، شکل و چگالی آپوفیس کار آسانی نیست. مطمئناً چیزی شبیه به آن در پرونده زمین شناسی سیاره ما وجود ندارد - تأثیرات دیگر یا بسیار بزرگتر بوده است، مانند Chicxulub  که  66 میلیون سال پیش به زمین برخورد کرد - یا بسیار کوچکتر. علاوه بر این، عوامل بسیاری وجود دارد که باید هنگام تخمین آسیبی که ممکن است از چنین برخوردی ایجاد شود در نظر گرفت. این عوامل شامل اندازه، چگالی و جرم سیارک و همچنین زاویه و سرعت برخورد سیارک است.

سیارک قاتل دایناسورها باعث ایجاد سونامی به ارتفاع مایل ها شد که در اقیانوس های زمین پخش شد

تخمین زده می شود که اگر آپوفیس با سرعت 45000 مایل در ساعت (20 کیلومتر در ثانیه) به زمین برخورد کند - سرعت متوسط برخورد سیارک ها - انرژی آزاد شده حدود 10 میلیارد، میلیارد ژول (یعنی 1 به دنبال آن 19 صفر) خواهد بود. او گفت: "این معادل بازده انفجاری زرادخانه هسته ای جهانی است." حدود 100000 برابر بیشتر از انرژی شهاب سنگ چلیابینسک و یک میلیون برابر بیشتر از انرژی بمب هایی که روی هیروشیما انداخته شده است.

بدترین سناریو برای تأثیری به این اندازه اگر قرار باشد در نزدیکی یک مرکز جمعیتی بزرگ یا نزدیک یک خط ساحلی پرجمعیت رخ دهد، خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، پیامدهای ویرانگری از تعدادی از اثرات ثانویه مانند لرزش شدید زمین، تشعشعات حرارتی شدید و امواج شوک جوی ناشی می‌شود.


مدار سیارک آپوفیس (صورتی) در مقایسه با مدار زمین (آبی). نقطه زرد نشان دهنده خورشید است. روز و سال را در گوشه سمت چپ بالا می بینید؟ و ببینید که آپوفیس و زمین در سال 2029 چقدر به هم نزدیک خواهند شد؟ تصویر از طریق Phoenix7777/ Wikimedia Commons .

 

آپوفیس در اساطیر

آپوفیس خدای آشوب مصر باستان بود. او مار بدی بود که در تاریکی بی پایان ساکن بود.

آپوپیس ، آپپ ، آپپی یا رِرک مصر باستان دیو خدای آشوب ، که شکل مار داشت و به عنوان دشمن خورشید ،  رَع ،  Ra ، ری یا را ، نمایانگر همه چیزهایی بود که خارج از کیهان منظم بود. اگرچه بسیاری از مارها نماد الوهیت و سلطنت بودند، آپوپیس جهان زیرین را تهدید می کرد و نمادی از شر بود. آپوپیس هر شب در یک ساعت خاص در آیینی در جهان زیرین در پوست الهی خود با ری روبرو می شد. ست که به عنوان نگهبان در جلوی درخت ری سوار می شد، با نیزه به او حمله کرد و او را کشت، اما شب بعد آپوپیس که نمی توانست برای همیشه تحت سلطه ری باشد، دوباره آنجا بود تا به ری حمله کند. مصریان بر این باور بودند که پادشاه می تواند به حفظ نظم جهان و کمک به ری با انجام مناسک علیه آپوپیس کمک کند.


 آپوپیس