google-site-verification: googlea305babce96523b1.html Bilməklər | مهر ۱۴۰۲

سیارات غول یخی - اورانوس ، اوبرون  Oberon  IV

18 اوبرون Oberon IV

Az: Oberon

اورانوس چهارم ، که Oberon نیز نامیده می شود بیرونی‌ترین قمر از پنج قمر اصلی اورانوس است . این قمر دومین قمر بزرگ اورانیا پس از تیتانیا که با مساحت استرالیا قابل مقایسه است و نهمین قمر پرجرم در منظومه شمسی است. با این حال، این دهمین قمر بزرگ از نظر اندازه است ، زیرا رئا ، دومین قمر بزرگ زحل و نهمین قمر بزرگ، تقریباً به اندازه اوبرون است، که حدود 0.4٪ بزرگتر است، علی رغم اینکه اوبرون جرم بیشتری از رئا دارد.. اوبرون که توسط ویلیام هرشل در سال 1787 کشف شد، از نام پادشاه افسانه ای پریان که به عنوان شخصیتی در رویای یک شب نیمه تابستان شکسپیر گرفته شده است ، نامگذاری شده است. مدار آن تا حدی خارج از مگنتوسفر اورانوس قرار دارد.


اوبرون احتمالاً از قرص برافزایشی که اورانوس را درست پس از شکل گیری سیاره احاطه کرده بود، شکل گرفته است. ماه تقریباً از مقادیر مساوی یخ و سنگ تشکیل شده است و احتمالاً به یک هسته سنگی و یک گوشته یخی متمایز می شود . لایه ای از آب مایع ممکن است در مرز بین گوشته و هسته وجود داشته باشد. سطح اوبرون تیره و کمی قرمز رنگ است، به نظر می رسد که اساساً توسط برخورد سیارک ها و دنباله دارها شکل گرفته است. اوبرون توسط دهانه های برخوردی به قطر 210 کیلومتر پوشیده شده است. اوبرون دارای سیستمی از chasmata ( گرابن یا اسکارپ ) است که در طول گسترش پوسته در نتیجه انبساط داخلی آن در طول تکامل اولیه آن شکل گرفته است.

منظومه اورانین تنها یک بار از نزدیک مورد مطالعه قرار گرفته است: فضاپیمای وویجر 2 در ژانویه 1986 چندین عکس از اوبرون گرفت و اجازه داد تا 40 درصد از سطح ماه نقشه برداری شود و نشان داد که سطح اوبرون قدیمی است و مانند ارتفاعات زمین ماه به شدت سوراخ شده است . به نظر می رسد که تعدادی از دهانه های پرنور متعدد توسط نوعی ماده تیره که از درون ماه بالا آمده است، غرق شده اند.

میانگین فاصله اوبرون از مرکز اورانوس حدود 582600 کیلومتر (362000 مایل) و دوره مداری آن 13.46 روز است. مانند همه قمرهای بزرگ اورانوس، اوبرون همزمان با دوره مداری خود می چرخد و نیمکره را به سمت سیاره و در مدار خود به جلو نگه می دارد. به عبارت دیگر، اوبرون به طور جزر و مدی قفل است ، با یک صورت همیشه به سمت سیاره. اوبرون بخش قابل توجهی از مدار خود را خارج از مغناطیس کره اوران می گذراند . در نتیجه، سطح آن مستقیماً توسط باد خورشیدی برخورد می کند . این مهم است، زیرا نیمکره‌های دنباله‌دار ماهواره‌هایی که در داخل یک مگنتوسفر می‌چرخند، توسط پلاسمای مگنتوسفری که همزمان با سیاره می‌چرخند، برخورد می‌کنند. این بمباران ممکن است منجر به تاریک شدن نیمکره های دنباله دار شود که در واقع برای همه قمرهای اورانی به جز اوبرون مشاهده می شودقطر آن 1522 کیلومتر (946 مایل) و چگالی 1.63 گرم بر سانتی متر مکعب است تصور می‌شود که اوبرون مانند سه خواهر و برادر بزرگش آریل ، آمبریل و تیتانیا ، نصفش از آب یخ تشکیل شده است و بقیه آن از مواد سنگی و شاید بخش کوچکی از مواد فرار منجمد دیگر ساخته شده است.

از آنجایی که اورانوس تقریباً به دور خورشید می‌چرخد و قمرهایش در صفحه استوایی سیاره می‌چرخند، آنها (از جمله اوبرون) در معرض یک چرخه فصلی شدید قرار دارند. شمال و جنوب هر دو قطب 42 سال را در تاریکی کامل سپری می کنند و 42 سال دیگر را در نور مداوم خورشید می گذرانند، با طلوع خورشید نزدیک به نقطه اوج بر روی یکی از قطب ها در هر انقلاب .

ترکیب و ساختار داخلی


مقایسه اندازه زمین ، ماه و اوبرون.

اوبرون ممکن است به یک هسته سنگی که توسط یک گوشته یخی احاطه شده است داشته باشد. اگر اینطور باشد، شعاع هسته (480 کیلومتر) حدود 63 درصد شعاع ماه است، و جرم آن حدود 54 درصد جرم ماه است - نسبت ها توسط ترکیب ماه تعیین می شود. فشار در مرکز اوبرون حدود 0.5 گیگا پاسکال (5 کیلوبار ) است. اگر یخ حاوی آمونیاک کافی یا ضد یخ دیگر باشد ، اوبرون ممکن است دارای یک لایه اقیانوس مایع در مرز هسته و گوشته باشد. ضخامت این اقیانوس، در صورت وجود، تا 40 کیلومتر و دمای آن حدود 180 کلوین است. با این حال، ساختار داخلی اوبرون در حال حاضر چندان شناخته شده نیست. اگرچه به نظر می رسد انتشارات جدیدتر به نفع اقیانوس های زیرزمینی فعال در سراسر قمرهای بزرگتر اورانوس هستند.

ویژگی های سطح و زمین شناسی


عکسی از اوبرون که همه ویژگی‌های سطح نام‌گذاری شده شرح داده شده‌اند.

سطح آن به طور کلی قرمز رنگ است، به جز رسوبات ضربه های تازه، که خنثی یا کمی آبی هستند. اوبرون در واقع قرمزترین قمر در میان قمرهای اصلی اوران است. نیمکره های انتهایی و پیشرو آن نامتقارن هستند: دومی بسیار قرمزتر از اولی است، زیرا حاوی مواد قرمز تیره بیشتری است. قرمز شدن سطوح اغلب در نتیجه هوازدگی فضا ناشی از بمباران سطح توسط ذرات باردار و ریزشهاب‌سنگ‌ها در گذشته منظومه شمسی است.

دانشمندان دو دسته از ویژگی های زمین شناسی را در اوبرون تشخیص داده اند: دهانه ها و چاسماتا "دره ها" - فرورفتگی های عمیق، دراز و شیب دار. که احتمالاً به عنوان دره های شکاف یا دره ها توصیف می شود. سطح اوبرون شدیدترین دهانه در بین تمام قمرهای اورانی است، با چگالی دهانه ای که به حد اشباع نزدیک می شود – زمانی که تشکیل دهانه های جدید با تخریب اقمار قدیمی متعادل می شود. این تعداد زیاد دهانه ها نشان می دهد که اوبرون باستانی ترین سطح را در میان قمرهای اورانوس دارد. قطر دهانه برای بزرگترین دهانه شناخته شده تا 206 کیلومتر است. بزرگ‌ترین دهانه‌ها، هملت، اتللو و مکبث، دارای کف‌هایی هستند که از مواد بسیار تیره تشکیل شده‌اند که پس از شکل‌گیری آن‌ها رسوب کرده‌اند. قله ای با ارتفاع حدود 11 کیلومتر در برخی از تصاویر وویجر در نزدیکی اندام جنوب شرقی اوبرون مشاهده شد. که ممکن است قله مرکزی یک حوضه ضربه ای بزرگ به قطر حدود 375 کیلومتر باشد. رسوبات درخشان برخی از دهانه های بزرگ را در بر گرفته که برجسته ترین دره اوبرونی، مومور چاسما است .

زمین شناسی اوبرون تحت تأثیر دو نیروی رقیب قرار گرفت: تشکیل دهانه برخوردی و بازیابی درون زا.اولی در کل تاریخ ماه عمل کرده است و مسئول اصلی ظاهر امروزی آن است. فرآیندهای اخیر برای دوره ای پس از شکل گیری ماه فعال بودند. فرآیندهای درون زا عمدتاً ماهیت تکتونیکی داشتند و منجر به تشکیل دره هایی شدند که در واقع شکاف های غول پیکری در پوسته یخی هستند. دره ها بخش هایی از سطح قدیمی تر را محو کردند.

مقادیر قابل توجهی کربن و نیتروژن ممکن است به صورت مونوکسید کربن و N 2 به جای متان و آمونیاک وجود داشته باشد. قمرهایی که در چنین زیر سحابی تشکیل شده اند حاوی یخ آب کمتری (با CO و N 2 به دام افتاده به عنوان clathrate و سنگ بیشتری هستند که چگالی بالاتر را توضیح می دهد.

پس از پایان شکل‌گیری، لایه زیرسطحی سرد شده ، در حالی که فضای داخلی اوبرون به دلیل فروپاشی عناصر رادیواکتیو موجود در سنگ‌های آن گرم شد. لایه خنک کننده نزدیک به سطح منقبض شد، در حالی که فضای داخلی گسترش یافت. این باعث ایجاد تنش های کششی قوی در پوسته ماه و منجر به ترک خوردگی شد. سیستم دره های امروزی ممکن است نتیجه این فرآیند باشد که حدود 200 میلیون سال به طول انجامید.

کشف شده توسط : ویلیام هرشل

تاریخ کشف : 11 ژانویه 1787

اورانوس چهارم

صفت : Oberonian


اوبرون در داستان ها

کمدی رویای یک شب نیمه تابستان ، توسط ویلیام شکسپیر ، در حدود 1595-1596 نوشته شده و در سال 1600 نسخه خطی نویسنده منتشر شده است، که در آن تناقضات جزئی وجود دارد. یکی از کمدی‌های بزرگ یا متوسط ، رویای یک شب نیمه تابستان ، با بررسی چندلایه عشق و هوس‌هایش، مدت‌هاست یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر بوده است.

اوبرون از آلبریچ (از آلمانی باستانی alb- "elf" و -rîh- ، "حاكم"، "شاه")، نام یك كوتوله از اساطیر آلمانی گرفته شده است . در Nibelungenlied ، یک شعر بورگوندی که در اواخر قرن سیزدهم سروده شد، آلبریچ از گنج نیبلونگن محافظت می کند ، اما زیگفرید بر او غلبه می کند . در فرانسوی قدیم ، نام آلبریچ به آلبرون و سپس اوبرون و در نهایت به اوبری تبدیل شد

این نمایش یک رویا پر از فعالیت های جادویی، پری ها و انواع فانتزی ها است. جهانی که آن را به تصویر می کشد، جهانی است که در آن دو بعد سیاسی و اجتماعی بسیار متفاوت با هم به موازات یکدیگر وجود دارند. دنیای مادی که همه ما در آن زندگی می کنیم توسط دوک - تزوس اداره می شود. دیگری یک جامعه جادویی و پری است که برای فانی ها نامرئی است و توسط شاه پری اوبرون اداره می شود.

یک رویای نیمه شب تابستان

هرمیا و لیساندر عاشق یکدیگر بودند. اما پدر هرمیا می خواست هرمیا با مرد دیگری به نام دمتریوس ازدواج کند.

در آتن، جایی که آنها زندگی می کردند، قانون وحشتناکی وجود داشت. آنچه گفته می شد این بود که هر دختری که مطابق میل پدرش از ازدواج امتناع کند، ممکن است کشته شود.

پدر هرمیا به دلیل امتناع از انجام کاری که می‌خواست از دست او عصبانی بود، که در واقع او را نزد دوک آتن آورد تا از او بپرسد که آیا می‌توان او را کشت، اگر هنوز از اطاعت او امتناع می‌کند.


دوک چهار روز به هرمیا فرصت داد تا در مورد آن فکر کند، و در پایان آن زمان، اگر او همچنان از ازدواج با دیمیتریوس خودداری می کرد، باید بمیرد.

البته لیساندر از اندوه تقریباً دیوانه شده بود . بهترین ایده ای که می توانست بکند این بود که به هرمیا بگوید به خانه عمه اش که دور بود فرار کند و قانون ظالمانه در آنجا اجرا نمی شد.و بعدا می توانست بیاید و با او ازدواج کند.


اما قبل از اینکه آنها بتوانند نقشه خود را شروع کنند، هرمیا به دوستش هلنا گفت که قرار است چه کاری انجام دهد.

هلنا مدت ها قبل از اینکه پدر هرمیا او را مجبور کند، دمتریوس را دوست داشت، و هلنا مانند همه افراد حسود، نمی توانست ببیند که این تقصیر هرمیای بیچاره نیست که دمتریوس قرار است با او ازدواج کند.

هلنا می‌دانست که اگر به دمتریوس بگوید که هرمیا برای فرار از ازدواج به جنگل خارج از آتن می‌رود، به دنبال او خواهد رفت، پس با خود گفت: و من می‌توانم او را دنبال کنم و حداقل او را ببینم. پس رفت و به دوستش خیانت کرد و به او جایی که لیساندر قصد ملاقات با هرمیا را داشت گفت.

این دو نفر تصمیم گرفتند به دنبال آنها بروند، جنگل پر از پری بود. در این شب در جنگل ، پادشاه و ملکه پریان، اوبرون و تیتانیا بودند.


پری ها معمولاً انسان های بسیار عاقلی هستند، اما هرازگاهی می توانند به اندازه مردم فانی احمق باشند. اوبرون و تیتانیا، که شاید به اندازه روزهای طولانی شاد بودند، در یک نزاع احمقانه تمام شادی خود را دور ریخته بودند. آنها هرگز بدون اینکه چیزهای وحشتناکی به یکدیگر بگویند ملاقات نکردند و آنقدر بر سر یکدیگر فریاد زدند که همه پری های کوچک از ترس به فنجان های بلوط خزیدند و آنجا پنهان شدند.

در این شب، پادشاه و ملکه پری ها بر سر یک پسر کوچک هندی که هر دو دوستش داشتند با هم دعوا کردند. اوبرون می خواست که پسر یکی از شوالیه های پری او باشد و تیتانیا می خواست که او در کنار او بماند. بنابراین، پادشاه و خادمانش به جای اینکه یک بارگاه شاد داشته باشند و تمام شب را در زیر نور مهتاب برقصند، همانطور که پری ها معمولاً دوست دارند انجام دهند، در یک قسمت از جنگل پرسه زدند، در حالی که ملکه در قسمتی دیگر پرسه زد و هر دو تلاش کردند. اولین کسی باشم که پسر کوچک هندی را که فرار کرده بود پیدا کنند.


اوبرون که می‌خواست اولین کسی باشد که پسر کوچک را پیدا ‌کند، پری مورد علاقه‌اش پوک را صدا کرد. پوک روح شیطنت بود. در لبنیاتی ها می لغزید و خامه را برمی داشت و می رفت و آبجو را ترش می کرد و در شب های تاریک مردم را از سر راهشان می برد و بعد به آنها می خندید و غلت می زد. وقتی می‌خواستند بنشینند، مدفوع مردم را از زیرشان می‌گرفت و وقتی می‌خواستند بنوشند، چای داغشان را روی چانه‌شان می ریخت.

اوبرون به این جن کوچولو گفت: حالا در بیکاری ، گلی به نام عشق را برایم بیاور. آب آن گل کوچک ارغوانی که روی چشمان کسانی که می خوابند گذاشته می شود باعث می شود وقتی بیدار شوند اولین چیزی را که می بینند دوست داشته باشند. من مقداری از آب آن گل را روی چشمان تیتانیا می‌ریزم و وقتی از خواب بیدار می‌شود اولین چیزی را که می‌بیند دوست خواهد داشت، چه شیر باشد یا خرس، گرگ، گاو نر، میمون.

در حالی که پوک رفته بود، دمتریوس به دنبال هلنای بیچاره از گلد عبور کرد، و با این حال هلنا به او گفت که چگونه او را دوست دارد و تمام قول هایش را به او یادآوری کرد، و دمتریوس به او گفت که او را دوست ندارد و نمی تواند دوستش داشته باشد و وعده ها درست نبود.

همانطور که در جنگل بودند ، اوبرون دید که بین هلنا و دمتریوس چه خبر است و برای هلنای بیچاره متاسف شد. پس وقتی پوک با گل برگشت، به او گفت که دنبال دمتریوس برود و مقداری از آب آن را روی چشمانش بگذارد تا وقتی که دمتریوس بیدار شد و به هلنا نگاه کرد، به همان اندازه که او دوست داشت دوست داشته باشد.

پس پاک به راه افتاد و در میان جنگل سرگردان شد، نه دمتریوس، بلکه لیساندر را یافت و آب را روی چشمانش گذاشت. اما وقتی لیساندر از خواب بیدار شد، نه هرمیا ، بلکه هلنا را دید که از میان جنگل به دنبال دمتریوس بی رحم می رفت. و وقتی او را دید عاشقش شد و بانوی خودش را زیر طلسم گل ارغوانی رها کرد.


وقتی هرمیا از خواب بیدار شد، دید که لیساندر رفته است، و در جنگل سرگردان شد. پاک برگشت و به اوبرون گفت که چه کرده است و اوبرون خیلی زود متوجه شد که اشتباه کرده است و به دنبال دمتریوس رفت. وقتی اوبرون او را پیدا کرد، مقداری از آب آن را روی چشمانش گذاشت. و اولین چیزی که دیمیتریوس وقتی از خواب بیدار شد دید هلنا بود. بنابراین اکنون دمتریوس و لیساندر هر دو هلنا را در جنگل تعقیب می کردند و نوبت هرمیا بود که معشوق خود را دنبال کند.

پایان ماجرا این بود که هلنا و هرمیا شروع به بحث کردند و هرمیا ، هلنا را تهدید به مبارزه کرد.

دمتریوس و لیساندر برای مبارزه با یکدیگر رفتند.

اوبرون متاسف شد.و به پوک گفت:

این دو مرد جوان قرار است با هم دعوا کنند. باید شب را با مه پر کنی و آنها را به گمراهی بکشانی تا همدیگر را پیدا نکنند. وقتی خسته شوند خوابشان می برد. سپس این گیاه را روی چشم لیساندر بیندازید. که بینایی قدیمی و عشق قدیمی اش را به او باز می گرداند. سپس هر مردی بانویی را خواهد داشت که او را دوست دارد و همه فکر می کنند که این فقط یک رویای نیمه شب تابستان بوده است و همه چیز برای آنها خوب خواهد بود.

پس پاک رفت و همانطور که به او گفته شده بود عمل کرد و وقتی آن دو بدون اینکه همدیگر را ملاقات کنند به خواب رفتند، پاک آب گل را روی چشمان لیساندر ریخت و گفت:

وقتی از خواب بیدار می شوید، لذت واقعی را خواهید برد.

در همین حال اوبرون تیتانیا را در کنار ساحلی که در آن آویشن وحشی و بنفشه، مشک و گل رز رشد می کرد، در خواب یافت. در آنجا تیتانیا همیشه بخشی از شب را در پوست میناکاری شده یک مار می خوابید. اوبرون روی او خم شد و آب آن را روی چشمانش گذاشت و گفت:

وقتی از خواب بیدار می شوی، به عشق واقعی ات فکر کن.



این اتفاق افتاد وقتی تیتانیا از خواب بیدار شد اولین چیزی که دید یک دلقک احمق بود، یکی از گروه بازیکنان که برای تمرین بازی خود به جنگل آمده بودند. این دلقک با پوک ملاقات کرده بود که سر الاغی را روی شانه هایش گذاشته بود طوری که انگار آنجا رشد کرده بود. به محض اینکه تیتانیا از خواب بیدار شد و این هیولای وحشتناک را دید، گفت: "این چه فرشته ای است؟ آیا شما به همان اندازه که زیبا هستید عاقل هستید؟

دلقک احمق گفت: "اگر من آنقدر عاقل باشم که بتوانم از این جنگل بیرون بیایم، برای من کافی است."

تیتانیا گفت: آرزوی بیرون رفتن از جنگل را نداشته باشید. طلسم آب عشق باعث شد از نظر او دلقک زیباترین و لذت بخش ترین موجود روی زمین نظر برسد.

بنابراین او چهار پری را صدا زد که نام‌های آنها Peaseblossom، Cobweb، Moth و Mustardseed داشتند.

ملکه گفت: "شما باید او را با زردآلو و توت، انگور ارغوانی، انجیر سبز و توت تغذیه کنید. برای او کیسه‌های عسل را از زنبورهای عسل بدزدید، و با بال‌های پروانه‌های رنگ‌آمیزی، پرتوهای ماه را از چشمان خواب‌زده‌اش دور کنید.

ملکه به دلقک گفت: حالا با من بنشین، و بگذار گونه های عزیزت را نوازش کنم و گل رز مشک را در سر صاف و براق تو بچسبانم، و گوش های درشت زیبای تو را ببوسم، شادی ملایم من.

باتم گفت: "اوه، من چیزی نمی خواهم." فقط به تار عنکبوت کمک کنید تا مرا خراش دهد. من باید به آرایشگاه بروم، زیرا فکر می کنم از نظر صورت بسیار پرمو هستم.

ملکه پری گفت آیا چیزی برای خوردن دوست داری؟

باتم گفت: من باید علف خشک خوب بخواهم، زیرا سر الاغش باعث می‌شد غذای الاغی بخواهد و مقداری یونجه.

ملکه پرسید آیا چند تا از پری های من از خانه سنجاب برای شما آجیل بیاورند؟

باتم گفت: "من ترجیح می دهم یک مشت نخود خشک خوب بخورم." اما لطفاً اجازه ندهید هیچ یک از افراد شما مزاحم من شوند. من می روم بخوابم.

سپس ملکه گفت: "و من تو را در آغوش خود خواهم پیچید."

و بنابراین وقتی اوبرون از راه رسید، ملکه زیبای خود را در حال بوسه های تجملاتی و دوست داشتنی بر دلقکی با سر الاغ یافت.

و قبل از اینکه او را از طلسم رها کند، او را متقاعد کرد که پسر کوچک هندی را که بسیار آرزو داشت به او بدهد. سپس به او رحم کرد و مقداری آب گل افسون کننده را روی چشمان زیبایش ریخت و سپس در یک لحظه به وضوح دلقک را که سر الاغی داشت و عاشقش شده بود دید و فهمید که چقدر احمق بوده است.

اوبرون سر خر را باتم برداشت و او را رها کرد تا با سر احمقانه خود که روی آویشن و بنفشه خوابیده بود، خوابش را تمام کند.

بدین ترتیب همه چیز دوباره درست شد. اوبرون و تیتانیا بیشتر از همیشه یکدیگر را دوست داشتند. دمتریوس به هیچ کس جز هلنا فکر نمی کرد و هلنا هرگز به کسی جز دیمیتریوس فکر نکرده بود.

در مورد هرمیا و لیساندر ، زوجی دوست داشتنی بودند.

چون دمتریوس دیگر نمی خواست با هرمیا ازدواج کند، دوک آتن هرمیا را مجبور به ازدواج با او نمی کرد. و بنابراین هر چهار عاشق فانی به آتن بازگشتند و توانستند با افرادی که می خواستند ازدواج کنند.

و شاه پری و ملکه هنوز هم تا به امروز در آن جنگل با خوشی زندگی می کنند.

اخبار فضا

فضاپیمای سایکی در اولین ماموریت در نوع خود به سمت سیارک فلزی مرموز و کمیاب پرتاب شد

فضاپیمای سایکی ناسا روز جمعه در یک سفر شش ساله به سمت یک سیارک پوشیده از فلز کمیاب پرتاب شد.

بیشتر سیارک ها معمولا سنگی یا یخی هستند و این اولین کاوش در دنیای فلز است. دانشمندان بر این باورند که ممکن است این بقایای آسیب‌دیده از هسته یک سیاره اولیه باشد و می‌تواند مراکز غیرقابل دسترس زمین و دیگر سیارات سنگی را روشن کند.


اسپیس ایکس این فضاپیما را از مرکز فضایی کندی ناسا به در اواسط صبح آسمانی ابری پرتاب کرد. سایکی که به خاطر سیارکی که در حال تعقیب آن است نامگذاری شده است، باید در سال 2029 به این شی عظیم سیب زمینی شکل برسد.

پس از دهه‌ها بازدید از جهان‌های دوردست از سنگ، یخ و گاز، ناسا مشتاق است که به دنبال یک پوشش فلزی باشد. از بین 9 سیارک غنی از فلز که تاکنون کشف شده است، Psyche بزرگترین است که در قسمت بیرونی کمربند اصلی سیارکی بین مریخ و مشتری در کنار میلیون ها سنگ فضایی دیگر به دور خورشید می چرخد و در سال 1852 کشف شد و نام آن از الهه روح فریبنده اساطیر یونان گرفته شد.

رویای طولانی انسان ها برای رفتن به هسته فلزی زمین ما بوده است. در آنجا فشار خیلی زیاد است. دما خیلی زیاد است. فناوری غیرممکن است." اما یک راه در منظومه شمسی ما وجود دارد که می توانیم به یک هسته فلزی نگاه کنیم و آن رفتن به این سیارک است.

اخترشناسان از رادار و مشاهدات دیگر می‌دانند که این سیارک بزرگ است - عرض آن در حدود 144 مایل (232 کیلومتر) و طول آن 173 مایل (280 کیلومتر). آنها بر این باورند که مملو از آهن، نیکل و سایر فلزات و احتمالاً سیلیکات است، با سطحی کدر و عمدتاً خاکستری که احتمالاً با دانه های فلزی ریز ناشی از ضربه های کیهانی پوشیده شده است. همچنین ممکن است مقادیر کمی از طلا، نقره، پلاتین یا ایریدیوم - عناصر آهن دوست - در آهن و نیکل سیارک حل شود.

در غیر این صورت، این یک ذره نور در آسمان شب است، پر از رمز و راز تا زمانی که فضاپیما پس از طی بیش از 2 میلیارد مایل (3.6 میلیارد کیلومتر) به آن برسد.


اعتقاد بر این است که این سیارک که یک بلوک ساختمانی سیاره ای از شکل گیری منظومه شمسی در 4.5 میلیارد سال پیش است، می تواند به پاسخ به سوالات اساسی مانند چگونگی پیدایش حیات در زمین و آنچه سیاره ما را قابل سکونت می کند، کمک کند.

در زمین، هسته آهنی سیاره مسئول میدان مغناطیسی است که از اتمسفر ما محافظت می کند و زندگی را امکان پذیر می کند.

این مأموریت 1.2 میلیارد دلاری که توسط دانشگاه ایالتی آریزونا به نمایندگی از ناسا هدایت می شود، از یک مسیر دوربرگردان برای رسیدن به سیارک استفاده خواهد کرد. فضاپیما با اندازه ون با پنل های خورشیدی به اندازه کافی بزرگ برای پر کردن زمین تنیس، در سال 2026 برای افزایش گرانش از کنار مریخ عبور خواهد کرد. سه سال بعد، به سیارک می رسد و تلاش می کند تا به مدار اطراف آن برود و تا ارتفاع 440 مایلی بچرخد. (700 کیلومتر) و حداقل تا سال 2031 نزدیک به 47 مایل (75 کیلومتر) برسد.

این فضاپیما به نیروی محرکه الکتریکی خورشیدی متکی است و از رانشگرهای گاز زنون و پالس های آبی درخشان آنها استفاده می کند. یک سیستم ارتباطی آزمایشی نیز برای سوار شدن در کنار آن قرار دارد که از لیزر به جای امواج رادیویی در تلاش برای گسترش جریان داده از اعماق فضا به زمین استفاده می کند. ناسا انتظار دارد که این آزمایش بیش از 10 برابر مقدار داده به دست آورد، که برای ارسال یک روز از ماه یا مریخ کافی است.

OSIRIS-REx کربن و آب را از سیارک بننو بازگرداند

کربن و آب آنقدر در زمین رایج هستند که به سختی قابل ذکر هستند. دانشمند می دانند که کربن و آب مواد شیمیایی حیات بخش هستند و همچنین پیوندهایی با کیهان بزرگتر هستند.

نتایج اولیه از نمونه‌های Bennu OSIRIS-REx وجود هر دو را در سنگ سیارک نشان می‌دهد. اکنون، دانشمندان مشتاق شروع به جمع آوری چگونگی قرار گرفتن کربن، آب و سایر مولکول های بننو در پازل زمین، خورشید و حتی کل منظومه شمسی و فراتر از آن خواهند کرد.


این قسمت بیرونی کلکتور نمونه OSIRIS-REx است. مواد نمونه از سیارک Bennu در وسط سمت راست قرار دارد. شواهدی از کربن و آب در تحلیل اولیه سنگ بننو وجود دارد. بیشتر نمونه در داخل کپسول مهر و موم شده است. NASA

این نتایج غیرمنتظره نیستند. سیارک 101955 Bennu یک سیارک از نوع C است و C مخفف کربن است. دانشمندان کاملاً مطمئن هستند که سیارک ها یکی از منابع آب زمین هستند. در واقع، ما در حال حاضر شواهدی داریم که نشان می‌دهد آب موجود در سیارک‌های کربنی مانند بننو دارای سطوح ایزوتوپی شبیه به آب اقیانوس زمین است.

این اولین نمونه ما از یک سیارک غنی از کربن نیست. ماموریت ژاپنی هایابوسا 2 نمونه ای از سیارک 162173 ریوگو را سه سال پیش در دسامبر 2020 برگرداند. اما نمونه OSIRIS-REx منشا، تفسیر طیفی، شناسایی منبع و کاوشگر -Regolith بسیار بزرگتر از نمونه هایابوسا 2 است. ماموریت ژاپنی 5.4 گرم مواد را از ریوگو بازگرداند و موفقیت بزرگی داشت. نمونه Bennu بسیار بزرگتر از آن خواهد بود، اما ناسا هنوز مطمئن نیست که چقدر بزرگ است. اما صرف نظر از اندازه آن، رازهایی دارد که هنوز فاش نشده است.

همانطور که ما به اسرار باستانی محفوظ در غبار و صخره های سیارک بننو نگاه می کنیم، در حال باز کردن یک کپسول زمانی هستیم که بینش عمیقی از منشا منظومه شمسی به ما ارائه می دهد.

آنها اندازه نمونه را نمی دانند زیرا هنوز قسمت اصلی قوطی برگشت نمونه را باز نکرده اند. ناسا هنوز مطمئن نیست، اما آنها فکر می کنند که در مجموع حدود 250 گرم (9 اونس) ماده از Bennu دارند.


این یک مدل کامپیوتری سه بعدی از یک ذره منفرد از سیارک Bennu است. نوار مقیاس یک میلی متر است. گرد و غبار از Bennu حاوی تقریبا 5٪ کربن وزنی است. درون ساختار کریستالی آن نیز آب قفل شده است. ناسا

ما در تلاشیم تا بفهمیم کی هستیم، چه هستیم، از کجا آمده ایم. جایگاه ما در این وسعت به نام کیهان چیست؟

بیل نلسون، مدیر ناسا

OSIRIS-REx همچنین اثر یارکوفسکی را اندازه‌گیری کرد، یک اثر گرما/خنک کننده بر سیارک‌های در حال چرخش که مسیر آنها را در فضا تغییر می‌دهد. اثر یارکوفسکی می تواند محاسبه مسیر آینده یک سیارک و نوع تهدیدی که ممکن است برای زمین ایجاد کند را دشوار کند.

همه اهداف قابل ستایش حتی اگر چیزی جز کمک به ما در محافظت از تمدن خود در برابر برخورد یک سیارک فاجعه آمیز انجام ندهد، موفقیت آمیز خواهد بود.

دانشمندان فکر می کنند که سیارک های غنی از کربن و آب مانند Bennu به ساخت سیاره زمین کمک کردند. آنها اجزای کلیدی را به زمین جوان تحویل دادند که به آن کمک کرد تا به سیاره آبدار و حامی حیاتی تبدیل شود که امروزه می بینیم. آب موجود در خاک رس مانند آنچه در بننو وجود دارد باعث ایجاد اقیانوس ها، دریاچه ها و رودخانه های زمین شد. نمونه‌های Bennu این ایده را آزمایش می‌کنند، یا آن را تقویت می‌کنند یا از بین می‌برند.

اخترشناسان درخششی را مشاهده می کنند که در آن دو سیاره غول پیکر یخی با هم برخورد کردند

اگر دو سیاره غول پیکر با هم برخورد کنند چه اتفاقی می افتد؟ اگر این اتفاق در منظومه شمسی ما رخ دهد، وحشتناک خواهد بود. تصور کنید نپتون و اورانوس با هم برخورد کنند. هرج و مرج را زمانی تصور کنید که یک شی فوق العاده داغ جدیدی شکل بگیرد و ابرهای زباله خورشید را مسدود کردند. به ویرانی تاریخی فکر کنید زمانی که اشیاء به سمت یکدیگر فرستاده می شوند.


تصویر مارک گارلیک هنرمند تجسمی از جسم بزرگ و درخشان سیاره ای است که در اثر برخورد سیاره ای ایجاد شده است. در پیش زمینه، قطعات یخ و سنگ از برخورد دور می شوند و بعداً از بین زمین و ستاره میزبان که در پس زمینه تصویر دیده می شود، عبور می کنند.

ستاره شناسان عواقب یک برخورد سیاره ای غول پیکر مانند این را در منظومه شمسی دور از فاصله ای امن مشاهده کردند.آنها به جای وحشت، شگفت زده و کنجکاو شده بودند. در حال حاضر، آنها قصد دارند به تماشای عواقب بعدی ادامه دهند.

یک تپ اختر به طور ناگهانی پرتوهای 200 برابر پرانرژی را به بیرون پرتاب کرد

تپ اخترها به دلیل نظم و ثبات خود شناخته می شوند. این ستارگان نوترونی که به سرعت در حال چرخش هستند، امواج رادیویی را با پالس های ثابتی ساطع می کنند که ستاره شناسان می توانند از آنها به عنوان نوعی ساعت کیهانی استفاده کنند. اما اخیراً یک تپ اختر پرتوهای گاما را با انرژی فوق العاده ساطع کرد. پرتوهای گاما پرانرژی‌ترین فوتون‌هایی بودند که تا کنون مشاهده شده‌اند، با انرژی بیش از 20 ترال‌الکترون ولت، و ستاره‌شناسان در تلاش برای درک این موضوع هستند که چگونه این امکان وجود دارد. نتایج در Nature Astronomy منتشر شد که انفجار پرتوهای گاما را که از Vela Pulsar منتشر می‌شود، توصیف می‌کند.


تصویری از تپ اختر Vela با ذرات شتاب گرفته و با سرعت نزدیک به نور توسط میدان مغناطیسی آن به بیرون پرتاب می شود.: آزمایشگاه ارتباطات علوم برای DESY

پرتوهای گامای Vela توسط سیستم استریوسکوپی با انرژی بالا (HESS) شناسایی شدند. پرتوهای گامای پرانرژی پیش از این در تپ اخترها دیده شده اند، بنابراین این بخش تعجب آور نیست. ستاره‌های نوترونی میدان‌های مغناطیسی فوق‌العاده قوی دارند و وقتی ذرات باردار در آن میدان‌ها گیر می‌افتند، می‌توانند تا کسر زیادی از سرعت نور شتاب بگیرند که باعث می‌شود نور ساطع کنند. میدان های مغناطیسی در قطب های مغناطیسی ستاره نوترونی قوی ترین هستند، به همین دلیل است که اغلب پرتوهای قدرتمندی از نور رادیویی ساطع می کنند. هنگامی که این پرتوها یا مخروط های نور به دلیل چرخش ستاره نوترونی از مسیر ما عبور می کنند، پالس های منظم نور را می بینیم که آنها را تپ اختر می نامیم.

اما در این مورد، پرتوهای گاما شدیدتر از آن چیزی هستند که میدان های مغناطیسی ستارگان نوترونی باید ایجاد کنند. میدان مغناطیسی ولا شدید است، اما این به خودی خود نمی تواند توضیح دهد که چرا این انفجارهای پرتوهای گاما بسیار قدرتمند هستند. با این حال، تیم متوجه شده است که مخروط نور پرانرژی Vela Pulsar به طور غیرعادی گسترده است. این می تواند سرنخی برای چگونگی تولید چنین ذرات پرانرژی باشد. یک ایده این است که ذرات باردار در ابتدا در دایره ای بسیار گسترده تر شتاب می گیرند و همانطور که میدان مغناطیسی آنها را به داخل مخروط نور می کشد، از قبل انرژی می گیرند. دیگری این است که ترکیبی از میدان های مغناطیسی قوی و جریان انبوه باد ستاره ای باعث شتاب بیش از حد ذرات می شود.

آیا تپ اخترها کلید یافتن ماده تاریک هستند؟

اگر ماده تاریک از آکسیون ها باشد ممکن است درخشش باقی مانده آنها را در نزدیکی تپ اخترها ببینیم.


تصویر ترکیبی از سحابی خرچنگ. NASA

در حالی که محبوب ترین ذرات کاندید ماده تاریک، ذرات با تعامل ضعیف (WIMPs) هستند ، یکی دیگر از گزینه های محور فرضی محبوب، اکسیون ها هستند. اکسیون ها در ابتدا برای حل ماده تاریک پیشنهاد نشدند، بلکه برای پرداختن به برخی ظرافت های آزاردهنده در فیزیک ذرات پیشنهاد شدند. واقعیت جالب، Axion ، یک برند مایع ظرفشویی است که در آمریکای لاتین محبوب است. اکسیون‌ها به این دلیل نام‌گذاری شده‌اند که مشکل فیزیک ذرات را پاک‌سازی می‌کنند. طبق نظریه، اکسیون‌ها ذرات بدون بار کم جرمی هستند که به شدت با ماده معمولی یا نور برهم‌کنش نمی‌کنند، که به نظر می‌رسد کاندیدای ماده تاریک کامل است. اکسیون ها می توانند به فوتون تجزیه شوند، اما نور تولید شده به قدری ضعیف است که ما نمی توانیم آن را تشخیص دهیم.

این مطالعه جدید راهی را پیشنهاد می‌کند که بتوانیم درخشش باقیمانده اکسیون‌ها را تشخیص دهیم. در صورت وجود، آکسیون‌ها می‌توانند در میدان‌های مغناطیسی بسیار قوی مانند میدان‌های اطراف ستاره‌های نوترونی و سیاه‌چاله‌ها تولید شوند. قوی ترین میدان های الکترومغناطیسی در اطراف تپ اخترها هستند، بنابراین بهترین مکان برای نگاه کردن است. تپ اخترها ستارگان نوترونی هستند که جریان های قدرتمندی از انرژی را از قطب های مغناطیسی خود تولید می کنند. نواحی قطبی همچنین مقادیر زیادی آکسیون تولید می کنند که برخی از آنها به نور تبدیل می شوند. بنابراین در تئوری نور تپ اختر باید حاوی نور فروپاشی محور باشد.

بنابراین نویسندگان از یک مدل پایه برای تخمین مقدار نوری که توسط واپاشی آکسیون تولید می‌شود و طیف آن نور استفاده کردند. آنها سپس شبیه سازی کردند که چگونه این مازاد در فلاش های رادیویی تپ اخترهای قدرتمند ظاهر می شود. آنها سپس مدل خود را با مشاهدات 27 تپ اختر مجاور مقایسه کردند تا ببینند آیا آنها می توانند نور رادیویی بیش از حد را تشخیص دهند که واپاشی اکسیون را اثبات می کند.

بر اساس مشاهدات خود، متأسفانه، تیم هیچ مدرکی برای اکسیون پیدا نکرد. آنها توانستند توده آکسیون ها را در صورت وجود محدود کنند. بر اساس داده ها، آکسیون ها نمی توانند کمتر از 10 باشند -8 الکترون ولت و سنگین تر از 10 نیستند -5 الکترون ولت، که بسیار سبک تر از نوترینوها است.

یکی از نقاط قوت این نتیجه این است که اکسیون ها را ماده تاریک فرض نمی کند، فقط آکسیون ها وجود دارند. این واقعاً بیشتر یک آزمایش فیزیک ذرات است تا کیهان‌شناسی، به همین دلیل است که محدودیت جرم می‌تواند بسیار مستقیم باشد. اما بار دیگر ذرات ماده تاریک پنهان می مانند.

سیارات غول یخی - اورانوس ، تیتانیا  Titania  III

17 تیتانیا Titania III

Az: Titaniya

کشف

تیتانیا در 11 ژانویه 1787 توسط ستاره شناس بریتانیایی ویلیام هرشل کشف شد.

تیتانیا بزرگترین قمر اورانوس است. تصاویر گرفته شده توسط وویجر 2 تقریبا 200 سال پس از کشف تیتانیا نشانه هایی را نشان می دهد که ماه از نظر زمین شناسی فعال است.

سیستم برجسته ای از دره های گسلی به طول تقریباً 1000 مایل (1609 کیلومتر) در نزدیکی پایانه گر (خط سایه) قابل مشاهده است. فرورفتگی ها پوسته را در دو جهت می شکنند، که نشانه ای از گسترش زمین ساختی پوسته تیتانیا است. رسوبات مواد بسیار بازتابنده، که ممکن است نشان دهنده یخبندان باشد، در امتداد دیواره های دره رو به خورشید دیده می شود.

قطر ماه حدود 1000 مایل (1600 کیلومتر) است. رنگ خاکستری خنثی تیتانیا برای بیشتر قمرهای مهم اورانیا مشخص است.

نام تیتانیا به خاطر ملکه پری ها در نمایشنامه قرن شانزدهم ویلیام شکسپیر "رویای یک شب نیمه تابستان" است.


این تصویر رنگی با وضوح بالا از تیتانیا توسط وویجر 2 در 24 ژانویه 1986 گرفته شده است. NASA

کشف شده توسط : ویلیام هرشل

تاریخ کشف : 11 ژانویه 1787

نام دیگر : اورانوس III

صفت : تیتانیایی


تیتانیا که اورانوس III نیز نامیده می شود ، بزرگترین قمر اورانوس و هشتمین قمر بزرگ منظومه شمسی با قطر 1578 است. کیلومتر ، با مساحتی قابل مقایسه با استرالیا . این قمر توسط ویلیام هرشل و در سال 1787 کشف شد، همان روزی که او دومین قمر بزرگ اورانوس، اوبرون را کشف کرد . و به افتخار ملکه پری شکسپیر در رویای یک شب نیمه تابستان نامگذاری شده است. مدار آن در داخل اورانوس کره مغناطیس قرار دارد .

تیتانیا تقریباً از مقادیر مساوی یخ و سنگ تشکیل شده است و احتمالاً به یک هسته سنگی و یک گوشته یخی متمایز می شود . ممکن است لایه ای از آب مایع در مرز هسته و گوشته وجود داشته باشد . سطح آن که نسبتاً تیره و کمی قرمز رنگ است، به نظر می رسد که هم در اثر ضربه و هم فرآیندهای درون زا شکل گرفته است . سطح آن توسط سیستمی از دره‌ها و لکه‌های عظیم بریده شده است که نتیجه گسترش فضای داخلی آن در مراحل بعدی تکامل است. مانند تمام قمرهای اصلی اورانوس، تیتانیا احتمالاً از یک قرص برافزایشی تشکیل شده است که دقیقاً پس از تشکیل سیاره را احاطه کرده است.

طیف‌سنجی فروسرخ که از سال 2001 تا 2005 انجام شد، وجود یخ آب و همچنین دی‌اکسید کربن منجمد را در سطح تیتانیا نشان داد، که نشان می‌دهد ممکن است اتمسفر دی اکسید کربن ضعیفی با فشار سطحی حدود 10 نانوپاسکال داشته باشد.

منظومه اورانین تنها یک بار توسط فضاپیمای وویجر 2 در ژانویه 1986 از نزدیک مورد مطالعه قرار گرفت. چندین عکس از تیتانیا گرفت که امکان نقشه برداری از حدود 40 درصد از سطح آن را فراهم کرد.


مقایسه اندازه زمین ، ماه و تیتانیا.

نام تمام قمرهای اورانوس برگرفته از شخصیت هایی است که توسط ویلیام شکسپیر یا الکساندر پوپ خلق شده اند . نام تیتانیا از ملکه پریان در رویای یک شب نیمه تابستان گرفته شده است . هر چهار قمر اورانوس که در آن زمان شناخته شده بود توسط جان پسر هرشل در سال 1852 به درخواست ویلیام لاسل نامگذاری شد.

Titanian ، با قمر زحل، تیتان، همنام است. نام تیتانیا در یونان باستان به معنای "دختر تیتان ها" است.

مدار

تیتانیا در فاصله حدود 436000 کیلومتری به دور اورانوس می چرخد که دومین قمر دورتر از سیاره در بین پنج قمر اصلی آن پس از اوبرون است. مدار تیتانیا گریز از مرکز کمی دارد و نسبت به خط استوای اورانوس تمایل بسیار کمی دارد. دوره مداری آن حدود 8.7 روز است که مصادف با دوره چرخشی آن است. به عبارت دیگر، تیتانیا یک ماهواره همزمان یا قفل جزر و مدی است که یک صورت آن همیشه به سمت سیاره است.

مدار تیتانیا کاملاً در داخل مغناطیس کره اورانیا قرار دارد . این مهم است، زیرا نیمکره‌های دنباله‌دار ماهواره‌هایی که در داخل یک مگنتوسفر می‌چرخند، توسط پلاسمای مغناطیس‌کره، که همزمان با سیاره می‌چرخند، برخورد می‌کنند. این بمباران ممکن است منجر به تاریک شدن نیمکره های دنباله دار شود که در واقع برای همه قمرهای اورانی به جز اوبرون مشاهده می شود .

از آنجایی که اورانوس تقریباً در یک سمت خود به دور خورشید می‌چرخد و قمرهایش در صفحه استوایی این سیاره می‌چرخند، آنها (از جمله تیتانیا) در معرض یک چرخه فصلی شدید قرار دارند. شمال و جنوب هر دو قطب 42 سال را در تاریکی کامل سپری می کنند و 42 سال دیگر را در نور مداوم خورشید می گذرانند، با طلوع خورشید نزدیک به نقطه اوج بر روی یکی از قطب ها در هر انقلاب . پرواز وویجر 2 با انقلاب تابستانی 1986 نیمکره جنوبی همزمان شد، زمانی که تقریباً تمام نیمکره جنوبی روشن شد. هر 42 سال یک بار، زمانی که اورانوس دارای اعتدال است و صفحه استوایی آن با زمین قطع می شود، اختفای متقابل قمرهای اورانوس امکان پذیر می شود. در سال‌های 2007-2008 تعدادی از چنین رویدادهایی از جمله دو غیبت تیتانیا توسط آمبریل در 15 اوت و 8 دسامبر 2007 مشاهده شد.

ترکیب و ساختار داخلی


وویجر 2 از تصویر با بالاترین وضوح تیتانیا، دشت‌هایی با دهانه‌های متوسط، شکاف‌های بلند عظیم و لکه‌های را نشان می‌دهد . نزدیک به پایین، منطقه ای از دشت های هموارتر شامل دهانه اورسولا توسط گرابن بلمونت چاسما شکافته شده است.

تیتانیا بزرگترین و پرجرم ترین قمر اورانی و هشتمین قمر پرجرم منظومه شمسی است. چگالی آن 1.71 گرم بر سانتی متر مکعب است, که بسیار بالاتر از چگالی معمولی ماهواره‌های زحل است که نشان می‌دهد که از نسبت‌های تقریباً مساوی از یخ آب و اجزای متراکم غیر یخی تشکیل شده است. دومی می تواند از سنگ و مواد کربنی شامل ترکیبات آلی سنگین ساخته شود . وجود یخ آب توسط مادون قرمز طیف‌سنجی مشاهدات انجام شده در سال‌های 2001-2005، که یخ آب کریستالی را بر روی سطح ماه نشان داده است، پشتیبانی می‌شود. نوارهای جذب یخ آب در نیمکره اصلی تیتانیا کمی قوی تر از نیمکره بعدی است. این برعکس چیزی است که در اوبرون مشاهده می شود، جایی که نیمکره عقبی نشانه های یخ آب قوی تری را نشان می دهد. علت این عدم تقارن مشخص نیست، اما ممکن است مربوط به بمباران ذرات باردار از مگنتوسفر اورانوس باشد که در نیمکره دنباله دار قوی تر است (به دلیل چرخش همزمان پلاسما).

به جز آب، تنها ترکیب دیگری که بر روی سطح تیتانیا با طیف‌سنجی فروسرخ شناسایی شده است، دی اکسید کربن است که عمدتاً در نیمکره دنباله‌دار متمرکز شده است. منشا دی اکسید کربن کاملاً مشخص نیست. ممکن است به صورت محلی از کربنات ها یا مواد آلی تحت تأثیر تابش اشعه فرابنفش خورشیدی یا ذرات باردار پرانرژی حاصل از مغناطیس کره اورانوس تولید شود. فرآیند دوم عدم تقارن در توزیع آن را توضیح می دهد، زیرا نیمکره دنباله دار تحت تأثیر شدید مغناطیسی کره نسبت به نیمکره پیشرو قرار دارد.

تیتانیا ممکن است به یک هسته یخی احاطه شده است سنگی که توسط یک گوشته متمایز شود . اگر اینطور باشد، شعاع هسته 520 کیلومتری (5.8 کیلوبار ) است. وضعیت فعلی گوشته یخی نامشخص است. اگر یخ حاوی آمونیاک کافی یا ضد یخ دیگر باشد ، تیتانیا ممکن است اقیانوسی زیرسطحی در مرز هسته و گوشته داشته باشد. ضخامت این اقیانوس، در صورت وجود، تا 50 کیلومتر (31 مایل) و دمای آن حدود 190 کلوین آب-آمونیاک است (نزدیک به دمای یوتکتیک 176 کلوین). با این حال، ساختار داخلی فعلی تیتانیا به شدت به تاریخچه حرارتی آن بستگی دارد، که کمتر شناخته شده است. مطالعات اخیر بر خلاف نظریه‌های قبلی نشان می‌دهد که بزرگترین قمرهای اورانوس مانند تیتانیا در واقع می‌توانند اقیانوس‌های زیرسطحی فعال داشته باشند.

ویژگی های سطح


تیتانیا با برخی از ویژگی های سطحی برچسب گذاری شده است

قطب جنوب نزدیک به دهانه روشن بدون برچسب در زیر و سمت چپ دهانه جسیکا قرار دارد.

حقایق جالب:

تیتانیا از نظر روشنایی متوسط ​​است و یک نقطه میانی را بین قمرهای تاریک اوبرون و آمبریل و قمرهای درخشان آریل و میراندا اشغال می کند. سطح آن به طور کلی قرمز رنگ است (کمتر از Oberon)، به جز مواردی که ضربه تازه ای روی آن صورت گرفته است که باعث شده سطح آن آبی رنگ شود. سطح تیتانیا نسبت به سطح Oberon یا Umbriel دارای دهانه های کمتری است که نشان می دهد سطح آن بسیار جوان تر است.

مانند تمام قمرهای اصلی اورانوس، زمین شناسی آن تحت تأثیر ترکیبی از دهانه های برخوردی و ظاهر شدن دوباره درون زا قرار دارد. در حالی که اولی در تمام طول تاریخ ماه عمل کرد و بر تمام سطوح آن تأثیر گذاشت، فرآیندهای دوم عمدتاً پس از شکل‌گیری ماه فعال بودند و منجر به صاف شدن ویژگی‌های آن شد - به همین دلیل تعداد کم دهانه‌های برخوردی امروزی وجود دارد.

به طور کلی، دانشمندان سه دسته از ویژگی های زمین شناسی را در تیتانیا تشخیص داده اند. اینها شامل دهانه‌ها، گسل‌ها (یا اسکارپ‌ها) و آنچه به عنوان گرابن شناخته می‌شود (گاهی اوقات دره نیز نامیده می‌شود) است. قطر دهانه های تیتانیا از چند کیلومتر تا 326 کیلومتر متغیر است - در مورد بزرگترین دهانه شناخته شده، گرترود. سطح تیتانیا نیز توسط سیستمی از گسل های عظیم (scarps) تقاطع یافته است. و در برخی نقاط، دو اسکاپ موازی فرورفتگی‌هایی را در پوسته ماهواره نشان می‌دهند و گرابن‌ها (معروف به دره‌ها) را تشکیل می‌دهند.

قطر گرابن های تیتانیا بین 20 تا 50 کیلومتر (12 تا 31 مایل) و در یک برجستگی (یعنی عمق) بین 2 تا 5 کیلومتر است. برجسته ترین گرابن در تیتانیا مسینا چاسما است که حدود 1500 کیلومتر (930 مایل) از خط استوا تقریباً تا قطب جنوب ادامه دارد. گرابن‌ها احتمالاً جوان‌ترین ویژگی‌های زمین‌شناسی تیتانیا هستند، زیرا همه دهانه‌ها و حتی دشت‌های هموار را بریده‌اند.

مانند اوبرون، ویژگی‌های سطحی تیتانیا به نام شخصیت‌های آثار شکسپیر نام‌گذاری شده‌اند، و تمام ویژگی‌های فیزیکی به نام شخصیت‌های زن نام‌گذاری شده‌اند. به عنوان مثال، دهانه گرترود به نام مادر هملت نامگذاری شده است، در حالی که دهانه‌های دیگر - اورسولا، جسیکا و ایموجن - به ترتیب از شخصیت‌هایی از فیلم‌های هیاهوی زیادی درباره هیچ، تاجر ونیز و سیمبلین نام‌گذاری شده‌اند.

جالب اینجاست که وجود دی اکسید کربن روی سطح نشان می دهد که تیتانیا ممکن است جو فصلی ضعیفی از CO2 داشته باشد، بسیار شبیه به قمر جوویان کالیستو. گازهای دیگر مانند نیتروژن یا متان بعید است که وجود داشته باشند، زیرا گرانش ضعیف تیتانیا نمی تواند مانع از فرار آنها به فضا شود.


جو

وجود دی اکسید کربن در سطح نشان می دهد که تیتانیا ممکن است جو فصلی ضعیفی از CO 2 داشته باشد ، بسیار شبیه به قمر جوویان کالیستو . گازهای دیگر مانند نیتروژن یا متان بعید است که وجود داشته باشند، زیرا گرانش ضعیف تیتانیا نمی تواند مانع از فرار آنها به فضا شود. حداکثر دمای قابل دستیابی در انقلاب تابستانی تیتانیا (89 کلوین)، فشار بخار دی اکسید کربن حدود 300 میکرو پاسکال (3 نانوبار) است.

در 8 سپتامبر 2001، تیتانیا یک ستاره درخشان ( HIP 106829 ) با قدر مرئی 7.2 را پنهان کرد. این فرصتی بود تا هم قطر و هم زمان تیتانیا را اصلاح کنیم و هم جو موجود را تشخیص دهیم. اگر اتمسفری وجود داشته باشد، باید بسیار نازکتر از تریتون یا پلوتو باشد . این حد بالایی هنوز چندین برابر بیشتر از حداکثر فشار سطحی ممکن دی اکسید کربن است، به این معنی که اندازه گیری ها اساساً هیچ محدودیتی برای پارامترهای جو ایجاد نمی کنند.

هندسه عجیب منظومه اورانین باعث می شود که قطب های قمرها انرژی خورشیدی بیشتری نسبت به مناطق استوایی خود دریافت کنند. از آنجا که فشار بخار CO 2 تابعی از دما است، این ممکن است منجر به تجمع دی اکسید کربن در مناطق با عرض جغرافیایی پایین تیتانیا شود، جایی که می تواند به طور پایدار در قسمت های آلبیدوی بالا و مناطق سایه دار سطح به شکل یخ وجود داشته باشد. در طول تابستان، زمانی که دمای قطبی به 85 تا 90 درجه کلوین می رسد، دی اکسید کربن تصعید می شود و به قطب مخالف و به مناطق استوایی مهاجرت می کند و نوعی چرخه کربن ایجاد می کند . یخ دی اکسید کربن انباشته شده را می توان از تله های سرد توسط ذرات مغناطیس کروی که آن را از سطح پراکنده می کند حذف کرد. تصور می شود که تیتانیا از زمان شکل گیری خود در 4.6 میلیارد سال پیش، مقدار قابل توجهی دی اکسید کربن را از دست داده است.

پیدایش و تکامل

تصور می شود که تیتانیا از یک دیسک برافزایشی یا زیر سحابی تشکیل شده باشد. دیسکی از گاز و غبار که یا برای مدتی پس از شکل گیری اورانوس در اطراف اورانوس وجود داشت و یا در اثر برخورد غول پیکری که به احتمال زیاد باعث انحراف بزرگ اورانوس شد، ایجاد شد . ترکیب دقیق زیر سحابی مشخص نیست. با این حال، چگالی نسبتاً زیاد تیتانیا و سایر قمرهای اورانی در مقایسه با قمرهای زحل نشان می دهد که ممکن است نسبتاً از نظر آب فقیر بوده باشد. مقادیر قابل توجهی از نیتروژن و کربن ممکن است به شکل مونوکسید کربن و N 2 به جای آمونیاک و متان وجود داشته باشد. قمرهایی که در چنین زیر سحابی تشکیل شده اند حاوی یخ آب کمتری (با CO و N 2 به دام افتاده به عنوان یک clathrate) و سنگ بیشتری هستند که چگالی بالاتر آنها را توضیح می دهد.

برافروختگی تیتانیا احتمالا چندین هزار سال به طول انجامید. ضربه هایی که همراه با برافزایش بود باعث گرم شدن لایه بیرونی ماه شد. حداکثر دمای حدود 250 کلوین (23- درجه سانتیگراد) در عمق حدود 60 کیلومتری (37 مایل) به دست آمد. پس از پایان شکل‌گیری، لایه زیرسطحی سرد شد، در حالی که فضای داخلی تیتانیا به دلیل فروپاشی عناصر رادیواکتیو موجود در سنگ‌های آن گرم شد. لایه خنک کننده نزدیک به سطح منقبض شد، در حالی که فضای داخلی گسترش یافت. این باعث ایجاد تنش های کششی قوی در پوسته ماه شد که منجر به ترک خوردگی شد. برخی از دره های امروزی ممکن است نتیجه این باشد. این فرآیند حدود 200 میلیون سال به طول انجامید. به این معنی که هر گونه فعالیت درون زا میلیاردها سال پیش متوقف شده است.

گرمایش اولیه همراه با فروپاشی مداوم عناصر رادیواکتیو احتمالا به اندازه کافی قوی بود که یخ را ذوب کرد . اگر مقداری ضدیخ مانند آمونیاک (به شکل هیدرات آمونیاک ) یا نمک وجود داشت ، ذوب بیشتر ممکن است منجر به جدا شدن یخ از سنگ ها و تشکیل یک هسته سنگی شده باشد که توسط یک گوشته یخی احاطه شده است. لایه ای از آب مایع (اقیانوس) غنی از آمونیاک محلول ممکن است در مرز هسته و گوشته تشکیل شده باشد. دمای یوتکتیک این مخلوط 176 کلوین (97- درجه سانتیگراد) است. اگر دما به کمتر از این مقدار می رسید، اقیانوس متعاقبا یخ می زد. یخ زدن آب باعث گسترش فضای داخلی می شود که ممکن است مسئول تشکیل اکثر دره ها باشد. با این حال، دانش کنونی از تکامل زمین شناسی تیتانیا بسیار محدود است. در حالی که تحلیل های به روزتر نشان می دهد که قمرهای بزرگتر اورانوس نه تنها قادر به داشتن اقیانوس های زیرسطحی فعال هستند.

اندازه، جرم و مدار:

تیتانیا بزرگترین قمر اورانوس و هشتمین قمر بزرگ منظومه شمسی ، با قطر 1578 کیلومتر، مساحت 7820000 کیلومتر مربع و جرم 0.09 × 1021 کیلوگرم، است. تیتانیا در فاصله حدود 436000 کیلومتری (271000 مایلی)، دومین قمر دورتر از سیاره از پنج قمر بزرگ است.

قمر تیتانیا نیز دارای گریز از مرکز کوچکی است و نسبت به خط استوای اورانوس تمایل بسیار کمی دارد. دوره مداری آن، که 8.7 روز است، با دوره چرخشی آن نیز همزمان است. این بدان معنی است که تیتانیا یک ماهواره همزمان (یا قفل جزر و مدی) است که یک صورت آن همیشه به سمت اورانوس است.

از آنجایی که اورانوس در سمت خود به دور خورشید می‌چرخد و قمرهای آن به دور صفحه استوایی سیاره می‌چرخند، همه آنها در معرض یک چرخه فصلی شدید قرار دارند که در آن قطب‌های شمال و جنوب 42 سال یا تاریکی کامل یا نور کامل خورشید را تجربه می‌کنند.


ترکیب بندی:

دانشمندان معتقدند تیتانیا از قطعات مساوی سنگ (که ممکن است شامل مواد کربوهی و ترکیبات آلی باشد) و یخ تشکیل شده است. این با بررسی هایی که نشان می دهد تیتانیا دارای چگالی غیرمعمولی برای ماهواره اورانی (1.71 گرم بر سانتی متر مکعب) است، پشتیبانی می شود. وجود یخ آب توسط مشاهدات طیف‌سنجی مادون قرمز انجام شده در سال‌های 2001-2005، که یخ آب کریستالی را بر روی سطح ماه نشان داده است، پشتیبانی می‌شود.

همچنین اعتقاد بر این است که تیتانیا به یک هسته سنگی که توسط یک گوشته یخی احاطه شده است متمایز می شود. اگر درست باشد، این بدان معناست که شعاع هسته تقریباً است. 520 کیلومتر (320 مایل) که به این معنی است که هسته 66 درصد شعاع ماه و 58 درصد جرم آن را تشکیل می دهد.

مانند سایر قمرهای اصلی اورانوس، وضعیت فعلی گوشته یخی ناشناخته است. با این حال، اگر یخ حاوی آمونیاک کافی یا ضد یخ باشد، تیتانیا ممکن است یک لایه اقیانوس مایع در مرز هسته و گوشته داشته باشد. ضخامت این اقیانوس در صورت وجود تا 50 کیلومتر (31 مایل) و دمای آن در حدود 190 کلوین است.

به طور طبیعی، بعید است که چنین اقیانوسی بتواند حیات را پشتیبانی کند. اما با فرض اینکه این اقیانوس از منافذ هیدروترمال در کف خود پشتیبانی می کند، ممکن است حیات در قسمت های کوچک نزدیک به هسته وجود داشته باشد. با این حال، ساختار داخلی اوبرون به شدت به تاریخچه حرارتی آن بستگی دارد که در حال حاضر چندان شناخته شده نیست.

ویجر 2:

تنها مشاهدات مستقیم انجام شده از تیتانیا توسط کاوشگر فضایی وویجر 2 انجام شد که در ژانویه 1986 از ماه در هنگام پرواز با اورانوس عکسبرداری کرد. این تصاویر حدود 40 درصد از سطح را پوشانده بودند، اما تنها 24 درصد با دقت مورد نیاز عکسبرداری شدند. نقشه برداری زمین شناسی

پرواز وویجر از تیتانیا با انقلاب تابستانی نیمکره جنوبی همزمان شد، زمانی که تقریباً تمام نیمکره شمالی بدون نور بود. مانند دیگر قمرهای اصلی اورانوس، این امر مانع از ترسیم جزئیات سطح شد. هیچ فضاپیمای دیگری از منظومه اورانین یا تیتانیا قبل و بعد از آن بازدید نکرده است و هیچ ماموریتی در آینده قابل پیش بینی برنامه ریزی نشده است.

تیتانیا در داستان ها

تیتانیا، از رویای شب نیمه تابستان

اولین ظهور : c.1595

خلق شده توسط : ویلیام شکسپیر

همسر: اوبرون


تیتانیا شخصیتی اثر ویلیام شکسپیر در نمایشنامه رویای شب نیمه تابستان 1595-1596 است .

او در نمایشنامه ملکه پری ها و همسر شاه پری اوبرون است. به دلیل تأثیر شکسپیر، داستان‌های بعدی اغلب از نام تیتانیا برای شخصیت‌های ملکه پری استفاده می‌کردند.

نقش در نمایشنامه

تایتانیای شکسپیر نقش مهمی در یکی از داستان های فرعی رویای شب نیمه تابستان دارد .

تیتانیا موجودی بسیار مغرور است و به اندازه شوهرش اوبرون برای مبارزه با او نیرومند است . او و اوبرون درگیر یک دعوای زناشویی هستند که کدام یک از آنها باید نگهبانی یک پسر هندی را داشته باشد . همین مشاجره است که طرح را پیش می برد و باعث ایجاد آشفتگی و سردرگمی شخصیت های دیگر نمایشنامه می شود.

به دلیل طلسم توسط پاک، خدمتکار اوبرون ، تیتانیا به طور جادویی عاشق یک کارگر بی ادب ، نیک باتم بافنده می شود، که توسط پاک سر الاغی به او داده شده است، که احساس می کند بهتر است برای این کار مناسب باشد. شخصیت او در حالی که تیتانیا تحت طلسم قرار دارد، ویژگی های قدرتمندی را که قبلاً داشت از دست می دهد و در عوض حنایی می شود.

بعد از اینکه اوبرون و پاک از تماشای این که تیتانیا برای جذب یک هیولا خود را احمق می کند بسنده کردند، اوبرون طلسم را معکوس می‌کند و پس از اینکه تیتانیا می‌گوید "چه رویایی‌هایی دیده‌ام! فکر می‌کردم شیفته یک الاغ شده‌ام، این دو دوباره به هم می‌رسند." در پایان نمایشنامه، تیتانیا و اوبرون ازدواج قهرمانان نمایشنامه را برکت می‌دهند.


تحلیل

پل ا. اولسون استدلال می کند که عاشق شدن تیتانیا با باتم وارونگی داستان باستانی سیرس از اساطیر یونان است . در این مورد، میزها روی شخصیت تغییر می‌کنند و به جای اینکه جادوگر معشوقه‌هایش را به حیوانات تبدیل کند، پس از تغییر شکل Bottom، او را به عشق یک الاغ وادار می‌کند.

وقتی مخاطب برای اولین بار اوبرون و تیتانیا را ملاقات می کند، رابطه آنها چندان خوب پیش نمی رود. اولین حضور آنها در Act II، صحنه اول است و بلافاصله شروع به توهین و اتهام زدن به یکدیگر می کنند. تیتانیا اوبرون را متهم می کند که با چندین زن از جمله هیپولیتا ، نامزد تسئوس ، دوک آتن رابطه دارد.

اوبرون و تیتانیا یک نزاع جدی دارند که بر آب و هوا تأثیر می گذارد.

دعوای اوبرون و تیتانیا

از آنجا که اوبرون و تیتانیا موجودات جادویی هستند، نزاع آنها بیش از یک بحث معمولی است: در واقع بر آب و هوا تأثیر می گذارد. تیتانیا می گوید که خشم بین آن دو باعث شده است که مه غیر طبیعی زمین را فرا بگیرد.

بعضی از مشخصات سیارک خطرناک بننو

مشخصات فیزیکی

بنو شکل تقریباً کروی شکلی دارد که شبیه یک فرفره چرخان است . بننو محور چرخش 178 درجه نسبت به مدارش کج شده است. جهت چرخش نسبت به مدار حول محور آن قهقرایی است. در حالی که مشاهدات اولیه راداری زمین نشان داد که بننو شکل نسبتاً صاف با یک تخته سنگ برجسته 10 تا 20 متری روی سطح آن دارد. داده های با وضوح بالا به دست آمده توسط OSIRIS-REx نشان می دهد که سطح بسیار ناهموارتر است و بیش از 200 تخته سنگ بزرگتر از 10 متر روی سطح وجود دارد که بزرگترین آنها 58 متر عرض دارد. بالای این تخته سنگ ها حاوی رگه هایی از مواد معدنی با کربنات هستند که گمان می رود قبل از شکل گیری سیارک به دلیل کانال های آب داغ در بدن مادر شکل گرفته اند . رگه‌ها از 3 تا 15 سانتی‌متر عرض دارند و می‌توانند بیش از یک متر طول داشته باشند، بسیار بزرگ‌تر از رگه‌های کربناتی که در شهاب‌سنگ‌ها دیده می‌شود .

یک خط الراس کاملاً مشخص در امتداد خط استوای Bennu وجود دارد. وجود این برجستگی نشان می دهد که احتمالاً به دلیل گرانش کم و چرخش سریع آن (حدود یک بار در هر 4.3 ساعت) ذرات سنگی ریزدانه در این ناحیه تجمع یافته اند. مشاهدات فضاپیمای OSIRIS-REx نشان داده است که بنو در طول زمان سریعتر می چرخید. دوره چرخش Bennu حدود یک ثانیه در هر 100 سال کاهش می یابد.

رصد این سیاره کوچک توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر در سال 2007 قطر موثر 484 متر را نشان داد که با مطالعات دیگر مطابقت دارد. آلبدوی هندسی قابل مشاهده 0.046 است. اینرسی حرارتی اندازه گیری شد و مشخص شد که در طول هر دوره چرخشی تقریباً 19٪ تغییر می کند.

مشاهدات نجومی بین سال‌های 1999 و 2013 نشان داده است که 101955 بننو تحت تأثیر اثر یارکوفسکی قرار دارد و باعث می‌شود که محور اصلی مدار آن به طور متوسط 284 متر در سال جابجا شود. تجزیه و تحلیل اثرات گرانشی و حرارتی چگالی ظاهری 1190 ρ = کیلوگرم بر متر مکعب را نشان می دهد. ، که فقط کمی متراکم تر از آب است. بنابراین، ماکرو تخلخل پیش‌بینی‌شده 40 درصد است که نشان می‌دهد فضای داخلی دارای ساختار شمع قلوه سنگ یا حتی توخالی است. جرم تخمین زده شده (0.009) × 10 است .

نورسنجی و طیف سنجی

بننو دارای طبقه بندی نوع B است که زیر مجموعه ای از سیارک های کربنی است . مشاهدات قطب سنجی نشان می دهد که Bennu متعلق به زیر کلاس نادر F از سیارک های کربنی است که معمولاً با ویژگی های دنباله دار همراه است. اندازه‌گیری‌ها در طیف وسیعی از زوایای فاز ، شیب تابع فاز قدر 0.040 در هر درجه را نشان داد که مشابه دیگر سیارک‌های نزدیک زمین با آلبدوی کم است.

آب

بننو غنی از آب است و قابل تشخیص است .

بررسی های طیف سنجی اولیه از سطح سیارک توسط OSIRIS-REx ارتباط مگنتیت و شهاب سنگ-سیارک را تحت سلطه فیلوسیلیکات ها تایید کرد. فیلوسیلیکات ها، در میان دیگران، آب را نگه می دارند.

مشاهدات OSIRIS-REx به یک تخمین محافظه کارانه (به خودی خود) در حدود 7×10 منجر شده است. 8 کیلوگرم آب در یک شکل به تنهایی، بدون توجه به اشکال اضافی. این مقدار آب ~1 درصد وزن آن است و به طور بالقوه بسیار بیشتر است. این به نوبه خود حاکی از حفره های گذرای آب در زیر سنگ های بننو است. ممکن است آب سطحی از نمونه های جمع آوری شده از بین برود. با این حال، اگر کپسول برگشتی نمونه دمای پایینی داشته باشد، بزرگترین قطعات (در مقیاس سانتی متر) ممکن است حاوی مقادیر قابل اندازه گیری آب جذب شده و مقداری از ترکیبات آمونیوم بننو باشد.

سیارک های نوع B که به طور خاص رنگ آبی را نشان می دهند، ممکن است دنباله دارهای خفته باشند. اگر IAU اعلام کند که Bennu یک شی با وضعیت دوگانه است، نام دنباله دار خواهد گرفت .


سیارک بننو ذرات را به بیرون پرتاب می کند

تجزیه و تحلیل نشان داد که ذرات تشکیل دهنده بیرونی Bennu به طور شل بسته بندی شده و به آرامی به یکدیگر متصل شده اند. اگر فضاپیما پیشرانه‌های خود را شلیک نمی‌کرد تا بلافاصله پس از برداشتن غبار و سنگ از سطح سیارک به عقب بروند.این فضاپیما در بننو فرو می‌رفت. تجزیه و تحلیل همچنین نشان داد که گرمای خورشید به جای میلیون‌ها سال که قبلاً تصور می‌شد، سنگ‌های بننو را تنها در 10000 تا 100000 سال می‌شکند.


ویژگی های سطح

جو

بننو جاذبه کافی برای داشتن جو را ندارد.

به نظر نمی رسد که بننو شرایط لازم برای زندگی را آنگونه که ما می شناسیم داشته باشد. دماها از 240 درجه فارنهایت (116 درجه سانتیگراد) تا 100- درجه منجمد متغیر است. از آنجایی که فشار اتمسفر وجود ندارد، آب مایع نمی تواند روی سطح یا زیر آن وجود داشته باشد.

سطح عجیب بننو

هنگامی که OSIRIS-REx برای اولین بار به Bennu رسید، به سرعت نشان داد که سطح سیارک کاملاً متفاوت از آنچه دانشمندان انتظار داشتند به نظر می رسد . سطح بننو به جای اینکه یک توپ تمیز از سنگریزه‌های کوچک و شن باشد، با سنگ‌های بزرگ پوشیده شده بود که انتخاب محل فرود ایمن را دشوار می‌کرد.

هنگامی که OSIRIS-REx سرانجام در اکتبر 2020 در یک مکان با دقت انتخاب شده به نام نایتینگل کراتر، نمونه برداری خود را انجام داد، سطح تقریباً هیچ مقاومتی نشان نداد و کاوشگر تنها به لطف پیشرانه های قدرتمند خود از بلعیده شدن توسط کره له شده نجات یافت. . پاسخ این سیارک برای دانشمندان کاملاً غافلگیرکننده بود و نشان داد که بننو تقریباً مانند یک کره مایع رفتار می کند تا یک توده مواد جامد.

این کیفیت مایع مانند احتمالاً مسئول این واقعیت است که OSIRIS-REx دهانه‌های بسیار کمتری را بر اساس فراوانی آماری برخورد شهاب‌سنگ‌ها در بننو از آنچه دانشمندان انتظار داشتند، پیدا کرد . از آنجایی که سیارک‌هایی مانند Bennu فاقد اتمسفر تولیدکننده آب و هوا و فرآیندهای زمین‌شناسی مانند آتشفشان و فرسایش هستند، دانشمندان انتظار داشتند که سابقه طولانی از رویارویی‌های گذشته با سنگ‌های فضایی دیگر را پیدا کنند که قدمت آن به صدها میلیون سال پیش می‌رسد. با این حال، مشاهدات نشان می‌دهد که سطح نرم بننو تقریباً مانند ناحیه مچاله شده یک ماشین عمل می‌کند و بخش بزرگی از ضربه‌ها را تقریباً بدون هیچ ردی جذب می‌کند.

در حالی که اعتقاد بر این است که این سیارک کپسول زمانی زمین شناسی منظومه شمسی باستانی است، برعکس، سطح آن به نظر می رسد دائماً در حال تغییر است و آثاری از برخوردهای گذشته هر چند میلیون سال یکبار از بین می رود.

آثار ضربه‌ها ممکن است طولانی نباشد (از نظر کیهانی)، اما این ضربه‌ها در ابتدا می‌توانند زخم‌های عظیمی ایجاد کنند.

مشاهدات OSIRIS-REx همچنین نشان داد که سطح Bennu مملو از شکاف های عجیب و غریب است ، که دانشمندان فکر می کنند، این ترک ها ناشی از نور شدید خورشید است که Bennu در معرض آن قرار می گیرد. این شکاف‌ها کاملاً جوان به نظر می‌رسند، فقط ده‌ها هزار سال سن دارند، که نشان می‌دهد سیارک‌هایی مانند بننو بسیار سریع‌تر از سیاراتی که توسط جوهایی مانند زمین محافظت می‌شوند پیر می‌شوند.

این مشاهدات نزدیک ممکن است در اواخر قرن آینده مفید باشند. انتظار می رود که بننو در سال 2182 به طور خطرناکی به زمین نزدیک شود - احتمالاً به اندازه کافی به زمین نزدیک شود تا برخورد کند. داده های جمع آوری شده توسط Osiris-Rex به هرگونه تلاش برای انحراف سیارک کمک می کند.

اوزیریس-رکس در حال تعقیب سیارک آپوفیس است و در سال 2029 به آن خواهد رسید.

این سومین نمونه بازگشت ناسا از یک ماموریت رباتیک در اعماق فضا بود. فضاپیمای جنسیس در سال 2004 تکه هایی از باد خورشیدی را رها کرد، اما زمانی که چتر نجات از کار افتاد و کپسول به زمین برخورد کرد، نمونه ها به خطر افتادند. فضاپیمای استارداست در سال 2006 گرد و غبار دنباله دار را با موفقیت رساند.

برنامه‌های ناسا برای بازگرداندن نمونه‌ها از مریخ پس از انتقاد هیئت بازبینی مستقل از هزینه و پیچیدگی آن متوقف شده است. مریخ نورد Perseverance دو سال گذشته را صرف جمع آوری نمونه های هسته برای انتقال نهایی به زمین کرده است.

نمونه اصلی سیارک به زمین آورده شد

کپسول بازگشتی نمونه از ماموریت OSIRIS-REx ناسا، که از ورود مجدد آن به جو زمین سیاه شده است، در روز یکشنبه، 24 سپتامبر 2023 با چتر نجات در صحرای یوتا فرود آمد. این کپسول حاوی حدود 250 گرم سنگ یا خاک است.

یک سفر هفت ساله فضایی به پایان اوج خود رسید، روز یکشنبه زمانی که یک کپسول ناسا در صحرای ایالت یوتا آمریکا فرود آمد و بزرگترین نمونه سیارکی را که تا به حال جمع آوری شده بود به زمین برد.


دانشمندان امید زیادی به این نمونه دارند و می گویند که این نمونه درک بهتری از شکل گیری منظومه شمسی ما و چگونگی قابل سکونت شدن زمین فراهم می کند.

ویژگی های با نام IAU


نقشه Bennu که مکان‌های ویژگی‌های سطحی با نام IAU را نشان می‌دهد

فهرست ویژگی‌های سطح رسمی IAU با نام Bennu


بنو در اساطیر


خدایی بننو که تاج عاطف بر سر دارد.

مرکز فرقه بزرگ : هلیوپلیس

سمبل : حواصیل خاکستری

بننو یا حواصیل یک خدای مصری باستان است که با خورشید، خلقت و تولد دوباره پیوند خورده است. او ممکن است الهام‌بخش اصلی افسانه‌های ققنوس بوده باشد که در اساطیر یونان توسعه یافته است .

بر اساس اساطیر مصری ، بنو موجودی خودآفریده بود که گفته می شود در آفرینش جهان نقش داشته است . گفته می شد که او با را یا رع است و اعمال خلاقانه آتوم را فعال کرده است . گفته می‌شود که این خدا بر فراز آب‌های نون که قبل از خلقت وجود داشت پرواز کرد و بر صخره‌ای فرود آمد و ندایی صادر کرد که ماهیت آفرینش را مشخص کرد. او همچنین نماد تولد دوباره بود و بنابراین با اوزیریس مرتبط بود .

برخی از عناوین بننو عبارت بودند از "کسی که به تنهایی به وجود آمد" و "خداوند جوبیلی ها "; لقب اخیر به این باور اشاره دارد که بنو به طور دوره ای خود را تجدید می کند، همانطور که تصور می شد خورشید انجام می دهد. نام او مربوط به فعل مصری wbn است که به معنای "درخشش" است.

متون اهرامی که مربوط به پادشاهی قدیم است، به "bnw" به عنوان نماد Atum اشاره می کند و ممکن است شکل اصلی Bennu باشد. در این کلمه از شکل پرنده ای استفاده می شود که قطعاً حواصیل نیست، یک پرنده آوازخوان کوچک است. این پرنده آوازخوان کوچک ممکن است یک دم زرد باشد، اما دلیل روشنی ارائه نشده است.

آثار هنری جدید پادشاهی بزرگ بننو را به‌عنوان یک حواصیل خاکستری با منقاری بلند و یک تاج دو پر نشان می‌دهد. گاهی اوقات Bennu به صورت نشسته بر روی یک سنگ بنبن نماینده Ra و نام سنگ بالای هرم یا در درخت بید (به نمایندگی از اوزیریس) به تصویر کشیده می شود. به دلیل ارتباط با اوزیریس، بنو گاهی اوقات به جای دیسک خورشیدی تاج عاطف را بر سر می گذارد .

مدل حیوانی احتمالی

بقایای یک گونه غول پیکر حواصیل به اندازه انسان که تصور می شود در حدود 1500 سال قبل از میلاد منقرض شده است، در سال 1977 در امارات متحده عربی کشف شد . آن در شبه جزیره عربستان زندگی می کرد و ویژگی های زیادی با بننو داشت و دانشمندان بر این باورند که ممکن است مدل حیوانی این خدا بوده باشد. با اشاره به این موضوع، آن را حواصیل بننو نامیدند .

عبادت


تصویری از بننو با قرص خورشید بر سرش، از مقبره ایرینفر در دیرالمدینه

بنو نیز مانند آتوم و را یا رع احتمالاً در مرکز فرقه خود در هلیوپولیس پرستش می شد . این خدا همچنین بر روی طلسم اسکراب به عنوان نمادی از تولد دوباره ظاهر می شود.

ارتباط با ققنوس یونانی

مورخ یونانی هرودوت که در مورد آداب و سنن مصر در قرن پنجم پیش از میلاد می نویسد، نوشت که مردم هلیوپولیس «ققنوس» را برای او توصیف کردند. آنها گفتند که قبل از مرگ، 500 سال زنده ماند، تخمی برای تشییع جنازه با مر برای جسد پدری ساخت و آن را به معبد خورشید در هلیوپولیس برد. توصیف او از ققنوس آن را به عقابی با پرهای قرمز و طلایی تشبیه می کند که یادآور خورشید است.

مدت‌ها پس از هرودوت، موضوع در نهایت با ققنوس یونان، آتش، و خاکستر پرنده در حال مرگ در سنت‌های یونانی ایجاد شد.

نام "ققنوس" می تواند از "بنو" گرفته شده باشد، و تولد دوباره و ارتباط آن با خورشید شبیه باورهای مربوط به بننو است. با این حال، منابع مصری به مرگ این خدا اشاره نکرده اند.

سیارک خطرناک بنو Bennu 101955

کشف و مشاهده

Bennu یک سیارک کربنی در گروه آپولو است که در 11 سپتامبر 1999 توسط پروژه LINEAR در طی بررسی سیارک های نزدیک زمین کشف شد. این سیارک با نام موقت 1999 RQ 36 نامگذتری شد و به عنوان یک سیارک نزدیک به زمین طبقه بندی شد . گلدستون با استفاده از تصویربرداری رادار در حالی که بننو در 23 سپتامبر 1999 به زمین نزدیک شد، مشاهده شد.

این یک جرم بالقوه خطرناک است که در جدول خطر Sentry فهرست شده است و دارای بالاترین رتبه تجمعی در مقیاس خطر ضربه فنی پالرمو است .

احتمال انباشته آن 1 در 1800 برای برخورد با زمین بین 2178 تا 2290 است و بیشترین خطر در 24 سپتامبر 2182 است.

101955 Bennu دارای قطر متوسط 490 متر (1610 فوت؛ 0.30 مایل) است و به طور گسترده توسط رصدخانه آرسیبو رادار سیاره‌ای گلدستون و شبکه فضای عمیق رصد شده است .


قطر استوایی: ~ 500 متر

قطر قطبی: ~ 510 متر

سرعت متوسط: 63000 مایل در ساعت

دوره چرخش: 4.3 ساعت

دوره مداری: 1.2 سال

شیب مداری: 6 درجه

رویکرد زمین: بننو هر 6 سال یک بار به زمین نزدیک می شود

سیارک های بدوی از زمان شکل گیری آنها در حدود 4.5 میلیارد سال پیش تغییر قابل توجهی نکرده اند. به همین دلیل، ما امیدواریم که مولکول‌های آلی مانند مولکول‌هایی را که ممکن است منجر به پیدایش حیات در زمین شده باشند، در بننو پیدا کنیم.

کشف شده توسط : LINEAR

سایت کشف : ETS آزمایشگاه لینکلن

تاریخ کشف : 11 سپتامبر 1999

نام : Bennu

نامگذاری های جایگزین : 1999 RQ36

دسته سیاره کوچک : آپولو · NEO · PHA · در دسته سیارک های پر خطر فهرست شده است

101955 بننو که در سال 1999 کشف شد - یک سیارک کوچک و نزدیک به زمین است که تقریباً هر شش سال یک بار از نزدیکی زمین می گذرد.

در 20 اکتبر 2020، فضاپیمای OSIRIS-REx ناسا با موفقیت به سطح سیارک Bennu فرود آمد و در طی مانور جمع آوری نمونه Touch-and-Go (TAG) مواد سنگی را از سایت نمونه Nightingale جمع آوری کرد. دو روز بعد، تیم ماموریت تصاویری از OSIRIS-REx دریافت کرد که تأیید می‌کرد فضاپیما بیش از اندازه کافی مواد برای برآورده کردن یکی از الزامات اصلی مأموریت خود جمع‌آوری کرده است - دستیابی به حداقل 2 اونس (60 گرم) از مواد سطح سیارک.

تیم بعداً نمونه را با موفقیت در کپسول بازگشت نمونه (SRC) برای سفر فضاپیما به زمین ذخیره کرد.

کرد در 10 می 2021، OSIRIS-REx با Bennu خداحافظی و برای تحویل نمونه سیارک در 24 سپتامبر 2023 به زمین رفت.

پس از رها کردن نمونه، فضاپیما ماموریت جدیدی را با عنوان OSIRIS-APophis EXplorer (OSIRIS-APEX) آغاز خواهد کرد و به سمت رویارویی با سیارک آپوفیس در سال 2029 می رود.

OSIRIS-REx

بنو که یادگاری باستانی از روزهای اولیه منظومه شمسی است، بیش از 4.5 میلیارد سال تاریخ را به خود دیده است. دانشمندان فکر می کنند که در 10 میلیون سال پس از شکل گیری منظومه شمسی، ترکیب امروزی بننو از قبل مشخص شده است.

Bennu احتمالاً در حدود 700 تا 2 میلیارد سال پیش از یک سیارک غنی از کربن بسیار بزرگتر جدا شده است. احتمالاً در کمربند اصلی سیارک بین مریخ و مشتری شکل گرفته است و از آن زمان تا کنون بسیار به زمین نزدیک شده است. از آنجایی که مواد آن بسیار قدیمی هستند، Bennu ممکن است حاوی مولکول‌های آلی مشابه مولکول‌هایی باشد که می‌توانست در شروع حیات روی زمین نقش داشته باشد.


1- به زمین نزدیک است

بر خلاف بسیاری از سیارک‌های دیگر که دور خورشید در کمربند سیارکی بین مریخ و مشتری می‌چرخند، مدار بنو به مدار زمین نزدیک است، حتی از آن عبور می‌کند . این سیارک هر 6 سال یکبار نزدیکترین فاصله خود را به زمین دارد. همچنین تقریباً در همان صفحه زمین به دور خورشید می‌چرخد، که دستیابی به وظیفه پرانرژی پرتاب فضاپیما از آسمان زمین و به داخل آسمان بننو را تا حدودی آسان‌تر می‌کند. با این حال، پرتاب به قدرت قابل توجهی نیاز داشت، بنابراین OSIRIS-REx هنگام عبور از سیاره ما در سپتامبر 2017، از گرانش زمین برای تقویت خود به هواپیمای مداری Bennu استفاده کرد.

2 - اندازه مناسبی دارد .

اندازه سیارک بننو که 1614 فوت (492 متر) عرض دارد، با ساختمان امپایر استیت و برج ایفل در این تصویر ناسا مقایسه شده است. ناسا

سیارک ها مانند زمین روی محور خود می چرخند. کوچک‌ها با قطر 200 متر یا کمتر، اغلب بسیار سریع و تا چند دور در دقیقه می‌چرخند. این چرخش سریع باعث می‌شود فضاپیما نتواند به خاطر سرعت سیارک برای لمس کردن و جمع‌آوری نمونه‌ها فرود بیاید. حتی بدتر از آن، چرخش سریع، سنگ‌ها و خاک‌های سست، که به نام "رگولیت" شناخته می‌شود – موادی را که OSIRIS-REx به دنبال جمع‌آوری آن است - از سطح سیارک‌های دیگر کوچک پرتاب کرده است. در مقابل، اندازه بننو، آن را قابل دسترس و غنی از سنگ می کند. قطر آن 492 متر است که کمی بزرگتر از ارتفاع ساختمان امپایر استیت در شهر نیویورک است و هر 4.3 ساعت یک بار دور خودش می چرخد .

3- واقعا قدیمی است.

بننو قطعه ای باقی مانده از شکل گیری پرآشوب منظومه شمسی است. برخی از قطعات معدنی داخل بننو می توانند قدیمی تر از منظومه شمسی باشند. این دانه‌های میکروسکوپی غبار می‌توانند همان دانه‌هایی باشند که از ستاره‌های در حال مرگ بیرون ریخته و در نهایت نزدیک به 4.6 میلیارد سال پیش خورشید و سیارات آن را به وجود آوردند. اما تکه‌هایی از سیارک‌ها که شهاب‌سنگ نامیده می‌شوند، از زمان شکل‌گیری این سیاره به سطح زمین می‌افتند. پس چرا دانشمندان آن صخره های فضایی قدیمی را مطالعه نمی کنند ؟ زیرا ستاره شناسان نمی توانند (به استثنای بسیار اندک) بگویند که این شهاب سنگ ها از چه نوع اجرامی آمده اند، که زمینه مهمی است. علاوه بر این، سنگ‌هایی که در سطح سیاره ما از خشونت و آتشین جان سالم به در می‌برند، زمانی که در خاک، شن یا برف فرود می‌آیند، آلوده می‌شوند. برخی حتی توسط عناصری مانند باران و برف برای صدها یا هزاران سال کوبیده می شوند. چنین رویدادهایی شیمی شهاب سنگ ها را تغییر می دهند و سوابق باستانی آنها را پنهان می کنند.

4- به خوبی حفظ شده است.

از سوی دیگر، Bennu یک کپسول زمانی از منظومه شمسی اولیه است که در خلاء فضا حفظ شده است. اگرچه دانشمندان فکر می‌کنند که سیارک بزرگ‌تری در کمربند سیارک‌ها در حدود 1 تا 2 میلیارد سال پیش در یک برخورد فاجعه‌بار شکسته شده و تا زمانی که در مداری نزدیک به زمین قرار گرفته، در فضا پرتاب شده، اما انتظار ندارند که این رویدادها تغییر قابل توجهی ایجاد کنند.

5- ممکن است حاوی سرنخ هایی از منشا حیات باشد.

تجزیه و تحلیل یک نمونه از Bennu به دانشمندان سیاره‌شناسی کمک می‌کند تا نقش سیارک‌ها را در رساندن ترکیبات سازنده حیات به زمین بهتر درک کنند. ما از مطالعه بننو از طریق تلسکوپ های زمینی و فضایی می دانیم که این سیارک کربن دار یا غنی از کربن است. کربن لولای است که مولکول های آلی به آن آویزان می شوند. Bennu احتمالاً سرشار از مولکول‌های آلی است که از زنجیره‌ای کربن تشکیل شده‌اند که با اتم‌های اکسیژن، هیدروژن و سایر عناصر در یک دستور شیمیایی که همه موجودات زنده را می‌سازد، پیوند دارند. بنو علاوه بر کربن، ممکن است جزء دیگری نیز برای حیات داشته باشد: آب که در مواد معدنی تشکیل دهنده سیارک به دام افتاده است.

6- حاوی مواد ارزشمند است.

علاوه بر آموزش گذشته کیهانی به ما، کاوش از نمای نزدیک بنو به انسان ها کمک می کند تا برای آینده برنامه ریزی کنند. سیارک ها سرشار از منابع طبیعی مانند آهن و آلومینیوم و فلزات گرانبها مانند پلاتین هستند. به همین دلیل، برخی از شرکت‌ها و حتی کشورها در حال ساخت فناوری‌هایی هستند که روزی به ما امکان می‌دهد آن مواد را استخراج کنیم. مهمتر از آن، سیارک هایی مانند بننو کلید سفرهای آینده به اعماق فضا هستند. اگر انسان ها بتوانند یاد بگیرند که چگونه هیدروژن و اکسیژن فراوان را از آب محبوس شده در مواد معدنی یک سیارک استخراج کنند، می توانند سوخت موشک بسازند. بنابراین، سیارک‌ها می‌توانند روزی به‌عنوان ایستگاه سوخت برای مأموریت‌های رباتیک یا انسانی به مریخ و فراتر از آن عمل کنند. یادگیری نحوه مانور دادن در اطراف جسمی مانند Bennu و خواص شیمیایی و فیزیکی آن به کاوشگران آینده کمک خواهد کرد.

7- به ما در درک بهتر سیارک ها کمک می کند .

ستاره شناسان از زمان کشف بننو در سال 1999 از زمین مطالعه کرده اند. در نتیجه، آنها فکر می کنند که اطلاعات زیادی در مورد خواص فیزیکی و شیمیایی سیارک دارند. دانش آنها نه تنها بر اساس نگاه به سیارک است، بلکه بر اساس مطالعه شهاب سنگ های یافت شده در زمین، و پر کردن شکاف های موجود در دانش قابل مشاهده با پیش بینی های به دست آمده از مدل های نظری است. به لطف اطلاعات دقیقی که از OSIRIS-REx به دست می‌آید، دانشمندان اکنون می‌توانند بررسی کنند که آیا پیش‌بینی‌هایشان درباره Bennu درست است یا خیر. این کار به راستی‌آزمایی یا اصلاح مشاهدات و مدل‌های تلسکوپی کمک می‌کند تا ماهیت سایر سیارک‌ها را در منظومه شمسی آشکار کنند.

8- این به ما کمک می کند تا نیروی خورشیدی عجیب و غریب را بهتر درک کنیم ...

ستاره شناسان محاسبه کرده اند که مدار بننو از زمان کشف آن سالانه حدود 280 متر (0.18 مایل) به سمت خورشید منحرف شده است. این می تواند به دلیل پدیده ای به نام اثر یارکوفسکی باشد، فرآیندی که طی آن نور خورشید یک طرف یک سیارک کوچک و تاریک را گرم می کند و سپس در حین چرخش سیارک، گرما را از سیارک ساطع می کند. انرژی گرمایی یک سیارک را یا به دور از خورشید می راند، اگر دارای یک چرخش پیشرو مانند زمین باشد، به این معنی که در همان جهتی که مدارش می‌چرخد، یا در مورد Bennu، که در جهت مخالف می‌چرخد، به سمت خورشید می‌چرخد. مدار آن OSIRIS-REx اثر یارکوفسکی را از نمای نزدیک اندازه گیری می کند تا به دانشمندان کمک کند حرکت بننو و سایر سیارک ها را پیش بینی کنند. قبلاً، اندازه‌گیری‌ها ، چگونگی تأثیر این نیرو بر بننو در طول زمان نشان داده است که احتمالاً آن را از کمربند سیارکی به گوشه منظومه شمسی هل داده است.


فاصله بننو از زمین در تاریخ های ذکر شده

9- برای دور نگه داشتن سیارک ها.

یکی از دلایلی که دانشمندان مشتاق پیش بینی جهت حرکت سیارک ها هستند این است که بدانند چه زمانی به زمین نزدیک می شوند. با در نظر گرفتن اثر یارکوفسکی، آنها تخمین زده‌اند که بننو می‌تواند در سال 2135 نزدیک‌تر از ماه از زمین عبور کند و احتمالاً بین سال‌های 2175 و 2195 حتی نزدیک‌تر باشد. اگرچه بعید است که بننو در آن زمان به زمین برخورد کند، اما فرزندان ما می‌توانند از آن استفاده کنند. داده‌های OSIRIS-REx برای تعیین بهترین روش برای منحرف کردن سیارک‌های تهدیدکننده یافت شده، به نفع خود حتی با استفاده از اثر یارکوفسکی باشد.

دانشمندان OSIRIS-REx یک چهارم سنگ سنگی را مطالعه خواهند کرد و در دسترس دانشمندان سراسر جهان قرار خواهد گرفت، و همچنین برای کسانی که هنوز متولد نشده اند، با استفاده از تکنیک هایی که هنوز اختراع نشده اند، ذخیره می شود تا به سوالاتی که هنوز پرسیده نشده پاسخ دهند.

اندازه و فاصله

بنو با عرض حدود یک سوم مایل (نیم کیلومتر) در خط استوای خود، در مقایسه با سیارات کوچک است – در واقع، فقط کمی پهن تر از ارتفاع ساختمان امپایر استیت است. در مقایسه، کوچکترین سیاره، عطارد، بیش از 3000 مایل عرض دارد.

میانگین فاصله مداری بنو از خورشید حدود 105 میلیون مایل (168 میلیون کیلومتر) است که فقط کمی دورتر از میانگین فاصله مداری زمین است.

مدار و چرخش

بننو هر 1.2 سال یک بار به دور خورشید می چرخد. هر 4.3 ساعت یک چرخش کامل روی محور خود انجام می دهد. Bennu هر شش سال یک بار نزدیک به زمین می شود، اگرچه فاصله دقیق آن از زمین در طول این نزدیکی ها متفاوت است. مسیر مداری آن نسبت به زمین حدود 5 درجه کج است.

استوای سیارک حدود 175 درجه کج شده است، بنابراین قطب شمال آن نسبت به قطب شمال زمین به سمت پایین قرار دارد. در مقایسه، شیب زمین 23 درجه است که تغییرات فصلی را در سیاره خود می بینیم.

تشکیل

بننو احتمالاً از یک سیارک غنی از کربن بسیار بزرگتر در حدود 700 میلیون تا 2 میلیارد سال پیش جدا شده است که در زمان زمین شناسی نسبتاً جدید است. احتمالاً در کمربند اصلی سیارک بین مریخ و مشتری شکل گرفته است و از آن زمان تا کنون بسیار به زمین نزدیک شده است.

دانشمندان فکر می کنند که یک برخورد فاجعه آمیز باعث شد یک سیارک غنی از کربن به قطر 60 تا 130 مایل (100-200 کیلومتر) که تقریباً به اندازه کانکتیکات است، از هم جدا شود و قطعاتی از جمله Bennu را پراکنده کند. این سیارک به دلیل فعل و انفعالات گرانشی با سیارات غول پیکر و به دلیل اثر طولانی مدت یارکوفسکی - نیروی کمی بر جسم در حال چرخش به دلیل جذب نور خورشید و بازتابش گرما به عنوان تشعشعات مادون قرمز، به فضای نزدیک به زمین سرگردان شده است.

ساختار

بننو مانند یک فرفره چرخان به نظر می رسد - شکلی که دانشمندان منشأ آن را کاملاً درک نمی کنند. برخی دیگر از سیارک ها برآمدگی های استوایی مشابهی دارند.

از نظر ترکیب، به دلیل شباهت بننو به شهاب‌سنگ‌های غنی از کربن موجود در زمین، دانشمندان فکر می‌کنند این سیارک از برخی از قدیمی‌ترین مواد منظومه شمسی ساخته شده است. این مواد مدت ها قبل از تشکیل منظومه شمسی در ستارگان بزرگ در حال مرگ، از جمله انفجارهای ابرنواختری ساخته شده اند. هنگامی که بدن مادرش در برخورد غول پیکر از هم جدا شد، مواد این سیارک در اثر گرما تغییر می کند. شهاب‌سنگ‌هایی که از نظر رنگ یا ویژگی‌های طیفی شبیه به Bennu به نظر می‌رسند، اغلب حاوی مواد آلی هستند که لزوماً از یک منبع بیولوژیکی نمی‌آیند.

وقتی فضاپیمای OSIRIS-REx برای نمونه برداری از این سیارک ناسا وارد شد ، بننو در دسامبر 2018 دانشمندان را شگفت زده کرد. تیم مأموریت بر اساس مشاهدات تلسکوپ های زمینی و فضایی، به جای ساحل صاف و شنی که انتظار داشتند، سطحی پر از تخته سنگ پیدا کردند. دانشمندان همچنین دریافتند که بننو ذرات سنگ را به فضا می ریزد.

به نظر می رسد که ذراتی که نمای بیرونی بننو را تشکیل می دهند به قدری شل بسته شده اند و به آرامی به یکدیگر متصل شده اند که اگر فردی به بننو پا بگذارد مقاومت بسیار کمی احساس می کند - گویی وارد گودالی از توپ های پلاستیکی می شود که مکان های بازی محبوب برای بچه ها است.

سطح

بررسی های نزدیک توسط OSIRIS-REx نشان داد که سطح Bennu بسیار ناهموارتر از آن چیزی است که دانشمندان بر اساس مشاهدات راداری از زمین تخمین زده بودند. بننو به طور کامل پوشیده از صخره ها و تخته سنگ های بزرگ است که قطر برخی از آنها به 72 فوت (22 متر) می رسد. علاوه بر این، پس از رسیدن به سیارک، تیم OSIRIS-REx بیش از 300 مورد را مشاهده کرد که ذرات سنگی از سطح سیارک به بیرون پرتاب شدند. برخی از ذرات به فضا فرار کردند، برخی دیگر برای مدت کوتاهی به دور سیارک چرخیدند و بیشتر آنها پس از پرتاب به سطح آن سقوط کردند.

تمام ویژگی های زمین شناسی در Bennu از گونه های مختلف پرندگان و چهره های پرنده مانند در اساطیر نام گذاری شده اند. اولین ویژگی‌هایی که نام‌گذاری شد، چهار سایت نمونه OSIRIS-REx بود که نام‌های غیر رسمی توسط تیم در آگوست 2019 داده شد. در 6 مارس 2020، IAU اولین نام رسمی برای 12 ویژگی سطح Bennu را اعلام کرد، از جمله مناطق (مناطق جغرافیایی وسیع)، دهانه‌ها، دورسا (برآمدگی‌ها)، حفره‌ها (شیارها یا ترانشه‌ها) و ساکسا (سنگ‌ها و تخته‌سنگ‌ها).


Bennu هدف ماموریت OSIRIS-REx بود که نمونه های خود را در سال 2023 برای مطالعات بیشتر به زمین بازگرداند.

این فضاپیما به دور سیارک چرخید و سطح بننو را با جزئیات ترسیم کرد و مکان‌های جمع‌آوری نمونه بالقوه را جستجو کرد. تجزیه و تحلیل مدارها امکان محاسبه جرم بنو و توزیع آن را فراهم کرد

بننو در 3 دسامبر 2018، فضاپیمای OSIRIS-REx پس از یک سفر دو ساله به Bennu رسید.

در اکتبر 2020، OSIRIS-REx با موفقیت بر روی سطح Bennu فرود آمد، نمونه ای را با استفاده از یک بازوی قابل گسترش جمع آوری کرد. نمونه را ایمن کرد و برای سفر برگشت به زمین آماده شد.

در 10 مه 2021، OSIRIS-REx خروج خود از سیارک Bennu را در حالی که هنوز نمونه قلوه سنگ سیارک را حمل می کرد، با موفقیت به پایان رساند.

نامگذاری

نام Bennu از بین پیشنهاد بیش از هشت هزار دانشجوی ورودی از ده‌ها کشور در سراسر جهان انتخاب شده است که "سیارک را نامگذاری کنید" مسابقه ای که توسط دانشگاه آریزونا ، انجمن سیاره ای و پروژه LINEAR در سال 2012 برگزار شد. دانش آموز کلاس سوم مایکل پوزیو از کارولینای شمالی این نام را با اشاره به پرنده اساطیری مصری بننو پیشنهاد کرد . از نظر پوزیو، فضاپیمای OSIRIS-REx با بازوی TAGSAM گسترده‌اش شبیه خدای مصری است که معمولاً به صورت حواصیل به تصویر کشیده می‌شود و به معنی خلقت و تولد دوباره است.

سیارک های خطرناک برای زمین

سیارک های خطرناک برای زمین

سنتری یک سیستم پیش‌بینی ضربه بسیار خودکار است که از سال 2002 توسط مرکز JPL برای مطالعات NEO (CNEOS) اداره می‌شود. این سیستم به‌طور مداوم به‌روزترین فهرست سیارک‌ها را برای احتمال برخورد آینده با زمین در 100+ سال آینده رصد می‌کند. هر زمان که یک ضربه احتمالی تشخیص داده شود، آن را تجزیه و تحلیل کرده و نتایج بلافاصله توسط مرکز مطالعات اجسام نزدیک به زمین منتشر می شود . با این حال، چندین هفته داده های نوری برای شناسایی قطعی سال های تاثیرگذاری در آینده کافی نیست. در مقابل، حذف یک ورودی در صفحه ریسک یک پیش‌بینی منفی است.


دانشمندان نسبت به نگرانی در مورد احتمال برخورد با یک جسم بر اساس تنها چند هفته ای داده‌های نوری که احتمال برخورد زمین را سال‌ها بعد نشان می‌دهد، هشدار می‌دهند. گاهی حتی نمی توان به طور قطعی گفت که چنین جسمی در زمان تاریخ ضربه گیر مجازی ذکر شده در کدام سمت خورشید خواهد بود. برای مثال، حتی اگر ED 224 2005 در 11 مارس 2023 احتمال 1 در 500000 برخورد با زمین را داشت، انتظار می رفت در آن زمان دورتر از خورشید باشد. اکثر اجسام موجود در جدول خطر Sentry دارای قوس مشاهده ای کمتر از 14 روز هستند و سال ها است که مشاهده نشده اند.

برای هر سیارک فهرست شده در جدول خطر به طور متوسط حدود 24 ضربه گیر مجازی وجود دارد. تنها حدود 17 شی در لیست خطر به اندازه کافی بزرگ هستند که به عنوان اجسام بالقوه خطرناک با قطر بیشتر از حدود 140 متر در نظر گرفته شده اند. اندازه متوسط یک شی در صفحه پیش فرض Sentry 120 متر با میانگین احتمال ضربه 1:500 است. بیشتری مدارهای غیرعادی (مانند RD 36 2015 ) که تقریباً تا مدار مشتری امتداد دارند، می توانند با سرعت ~40 کیلومتر بر ثانیه وارد اتمسفر شوند

جدول خطر نگهبان


طرح مدارهای سیارک های بالقوه خطرناک شناخته شده

از مارس 2023 وجود دارد بیش از 31534 جرم نزدیک به زمین که تقریباً 1538 سیارک نزدیک به زمین در جدول خطر فهرست شده است. فقط حدود 17 جسم موجود در جدول خطر به اندازه کافی بزرگ هستند که به عنوان اجسام بالقوه خطرناک با قطر بیشتر از 140 متر ( قدر مطلق روشن تر از 22) واجد شرایط باشند. حدود 99 درصد از اجسام روی جدول خطر کمتر از 140 متر قطر دارند. تخمین زده می شود که تقریباً 1100 از این سیارک های نزدیک به زمین فهرست شده در معرض خطر تقریباً به اندازه شهاب چلیابینسک یا کوچکتر (H> 26) باشند که جان هیچ کس را نگرفت اما 1491 جراحت غیر مستقیم داشت. در سال 2002، بیش از 3069 سیارک از جدول خطر حذف شده اند.

تنها دو دنباله دار که به طور خلاصه در جدول خطر Sentry ظاهر شدند عبارتند از 197P/LINEAR (2003 KV2) و 300P/Catalina (2005 JQ5).

مقایسه JPL SBDB

جدول پایگاه داده JPL Small-Body رویکرد بسته یک عدم قطعیت خطی را فهرست می کند . محاسبات نگهبانی راه‌حل‌های مداری جایگزین را در امتداد خط تغییرات بررسی می‌کنند و غیرخطی‌های انتشار مدار را در نظر می‌گیرد.

ارزیابی ریسک تاثیر در مقیاس 0-4 (ناچیز، کوچک، متوسط، متوسط یا بالا) رتبه‌بندی می‌شود.

صفحه خطر ضربه تعدادی از سیاره های کوچک گم شده را فهرست می کند که برای تمام اهداف عملی ساکنان دائمی صفحه خطر هستند. حذف آنها ممکن است به یک کشف مجدد سرسام آور بستگی داشته باشد .

سیارک گمشده 1979 XB از زمان پیدایش این فهرست در این فهرست قرار داشته است.

2007 FT 3 و 2014 MV 67 با کمان‌های رصدی بسیار کوتاه 1 روزه خود، تاریخ‌های ضربه‌گیر مجازی را از دست داده‌اند، زیرا احتمالاً در آن زمان کاملاً از زمین فاصله داشتند.

1997 XR 2 ، در سال 2006 دوباره کشف شد پس از گم شدن بیش از 8 سال .

2004 BX 159 به عنوان یک سیارک کمربند اصلی بی ضرر در سال 2014 مشخص شد.

برخی از اجرام موجود در جدول خطر Sentry، مانند 2000 SG 344 ، ممکن است حتی مصنوعی باشند.

2010 RF 12 سیارکی با بیشترین احتمال (10٪) برخورد با زمین است، اما قطر آن تنها 7 متر است.

تنها اشیاء شماره گذاری شده با کمان رصدی چند ساله (29075) 1950 DA و 101955 Bennu هستند .

Sentry قابل توجه حذف شده در لیست اول: 99942 Apophis , (410777) 2009 FD , 2006 QV 89 , 2017 XO 2 , 1994 WR 12 , 2007 VK 23010 , 2007 184 , VK 2010 013 سیارک TV 135 , 2011 BT 15 , 367943 Duende , و 2011 AG 5 . هستند.

از 160 سیارک که احتمال برخورد با زمین از 1 در 10000 بیشتر است، تنها 101955 سیارک بننو بزرگتر از 50 متر قطر دارد.

سریع‌ترین ضربه‌گیر مجازی سیارکی با قطر بزرگتر از 50 متر با احتمال برخورد بهتر از 1:1 میلیون، 2022 PX 1 در 11 اوت 2040 است .

1: 330000 احتمال برخورد تخمین زده می شود که قطر آن 120 متر باشد، قوس مشاهده ای کوتاه 3.1 روزه دارد و انتظار می رود در 11 اوت 2040 در فاصله 1.78 واحد نجومی (266 میلیون کیلومتری ) از زمین باشد. سناریوی ضربه خارج از 3 سیگما منطقه عدم قطعیت ± 240 میلیون کیلومتر است .

سیارکی با بیشترین شانس برخورد با زمین در سال 2023، 2016 LP 10 (قطر 4 متر) با کمان رصدی کمتر از 1 روز است. احتمالا حدود 90 میلیون کیلومتر از زمین فاصله داشته باشد .احتمال برخورد آن 1:53000 در 10 ژوئن 2023 است، اما انتظار می رود در آن تاریخ چنین تاثیری مشابه سال 2008 TC 3 خواهد بود .


درصد احتمال برخورد بننو با زمین و یا سیارات دیگر

در 23 سپتامبر 2060 ، بننو از فاصله 0.005 au (750000 کیلومتر) از زمین عبور خواهد کرد. در حالی که میانگین فاصله مداری ماه امروز ( فاصله قمری 384402 کیلومتر LD است ) و 50 سال دیگر به 384404 کیلومتر خواهد رسید. بننو در 2060 آنقدر تاریک خواهد بود که با دوربین های دوچشمی معمولی دیده نمی شود. نزدیک شدن به سال 2060 باعث ایجاد واگرایی در نزدیکی 2135 می شود.

در 25 سپتامبر 2135، فاصله نزدیک شدن به زمین 0.00136 au (203000 کیلومتر) کیلومتر است. احتمال برخورد زمین در سال 2135 وجود ندارد. رویکرد 2135 خطوط بسیاری از تغییرات را ایجاد می کند و Bennu ممکن است از سوراخ کلید گرانشی در طول گذر 2135 عبور کند که می تواند یک سناریوی ضربه در برخورد آینده ایجاد کند. سوراخ های کلید همگی کمتر از 20 کیلومتر عرض دارند و برخی از سوراخ های کلید فقط 5 متر عرض دارند.

تهدید کننده ترین ضربه گیر مجازی در 24 سپتامبر 2182 است که در آن 1 در 2700 احتمال برخورد با زمین وجود دارد. برای برخورد با زمین در 24 سپتامبر 2182، بننو باید در 25 سپتامبر 2135 از سوراخ کلیدی به عرض تقریباً 5 کیلومتر عبور کند.

دو ریسک بزرگ بعدی در 2187 (1:14000) و 2192 (1:26000) رخ می دهد. در مجموع 1 در 1800 احتمال برخورد زمین بین 2178 تا 2290 وجود دارد.

در بلند مدت

مدار بننو از نظر دینامیکی ذاتاً ناپایدار است، همانطور که مدار تمام NEO ها ناپایدار است . به منظور جمع آوری بینش های احتمالی در مورد تکامل آینده و سرنوشت احتمالی بنو پس از چند صد سال، ما 1000 "بنوس" مجازی را برای فاصله 300 Myr با آشفتگی های گرانشی سیارات عطارد-نپتون دنبال کردیم.

نتایج ما ... نشان می دهد که بننو 48 درصد احتمال دارد به خورشید بیفتد.

احتمال 10 درصد وجود دارد که بننو، به احتمال زیاد پس از برخورد نزدیک با مشتری از درون منظومه شمسی به بیرون پرتاب شود.

بیشترین احتمال برخورد سیاره با زهره (26 درصد)

و پس از آن زمین (10 درصد)

و عطارد (3 درصد) است.

احتمال برخورد بننو به مریخ تنها 0.8 درصد است

و احتمال 0.2 درصد وجود دارد که بننو در نهایت با مشتری برخورد کند.

سیارک هایی که با قدر مطلق کمتر از 21 که از فاصله نزدیکتر از ماه از زمین عبور می کنند


اخبار فضا

بادبان های خورشیدی می توانند تنها در 26 روز به مریخ برسند

مطالعه اخیر ارائه شده به Acta Astronautica پتانسیل استفاده از بادبان های خورشیدی آئروگرافیت را برای سفر به مریخ و فضای بین ستاره ای بررسی می کند که می تواند زمان و سوخت مورد نیاز برای چنین ماموریت هایی را به طور چشمگیری کاهش دهد که توسط The Planetary Society انجام می شود این مطالعه در حالی انجام می شود که تحقیقات مداوم در مورد استفاده از بادبان های خورشیدی توسط سازمان های زیادی همراه با ماموریت موفق LightSail2 و پتانسیل توسعه سیستم های رانش سریع تر و کارآمدتر را برای ماموریت های فضایی طولانی مدت دارد.


پیش‌نشست بادبان خورشیدی پتانسیل ارسال سریع محموله‌های کوچک (زیر کیلوگرم) را در سراسر منظومه شمسی دارد. در مقایسه با پیشرانه‌های شیمیایی معمولی که می‌توانند صدها تن محموله را به مدار پایین زمین بیاورند و بخش بزرگی از آن را به ماه، مریخ و فراتر از آن برسانند، این به طرز مضحکی کوچک به نظر می‌رسد. اما ارزش کلیدی فناوری بادبان خورشیدی سرعت است.

برخلاف موشک‌های معمولی، که برای اعمال نیروی خارجی از پشت فضاپیما به سوخت به شکل احتراق مواد شیمیایی متکی هستند، بادبان‌های خورشیدی به سوخت نیاز ندارند. در عوض، آنها از نور خورشید برای مکانیسم رانش خود استفاده می‌کنند ، زیرا بادبان‌های غول‌پیکر فوتون‌های خورشیدی را می‌گیرند، مانند بادبان‌های باد که هنگام عبور از آب، باد را می‌گیرند. هر چه بادبان‌های خورشیدی بیشتر مستقر شوند، فوتون‌های خورشیدی بیشتری جذب می‌شوند که به تدریج سرعت فضاپیما را افزایش می‌دهد.

تاثیر خورشید گرفتگی بر ساختار و پویایی جو فوقانی زمین


خورشید گرفتگی می تواند تأثیر قابل توجهی بر ساختار و پویایی جو فوقانی زمین - یونوسفر - داشته باشد. این در درجه اول به دلیل کاهش ناگهانی تابش خورشیدی است که در طول خورشید گرفتگی به جو زمین می رسد. از آنجایی که یونوسفر حاوی ذرات باردار (یون‌ها و الکترون‌ها) است و مسئول بازتاب و شکست امواج رادیویی است، تغییرات در یونوسفر می‌تواند بر ارتباطات رادیویی و سیستم‌های ناوبری نیز تأثیر بگذارد.

تاریک ترین نقاط ماه با دوربین جدید ناسا آشکار شد.


در حالی که سطح ماه در چند دهه گذشته با جزئیات باورنکردنی نقشه برداری شده است، یک منطقه به دلیل کمبود نور خورشید از دوربین های مداری دور مانده است که به درستی مناطق سایه دائمی ماه (PSRs) ماه نامیده می شود.

با این حال، اخیراً دو دوربین که بر روی دو مدارگرد متفاوت ماه کار می کنند به صورت پشت سر هم کار کرده اند تا تصویر موزاییکی خیره کننده ای از دهانه شاکلتون در قطب جنوب ماه ایجاد کنند که بخشی از آن مستقیماً در قطب جنوبی ماه قرار دارد و اعماق آن کاملاً پوشانده شده است. احتمالاً در تاریکی چند میلیارد سال گذشته.

در نتیجه، دانشمندان فرض می کنند که یخ آب می تواند در اعماق تاریک آن انباشته شده باشد که فضانوردان آینده می توانند از آن برای سوخت و حمایت از زندگی استفاده کنند .

ساخت آینه نهایی تلسکوپ غول پیکر ماژلان آغاز شد


تلسکوپ غول پیکر ماژلان فرآیند چهار ساله ساخت و صیقل دادن هفتمین و آخرین آینه اولیه خود را آغاز می کند، آخرین آینه مورد نیاز برای تکمیل سطح جمع آوری نور 368 متر مربعی تلسکوپ، بزرگترین و چالش برانگیزترین اپتیک جهان که تاکنون تولید شده است. این آینه‌ها با هم، نور بیشتری را نسبت به هر تلسکوپ دیگری جمع‌آوری می‌کنند و به بشر اجازه می‌دهند تا با ارائه تحلیل‌های شیمیایی دقیق از اجرام آسمانی و منشأ آنها، اسرار جهان را باز کنند.

هفته گذشته، دانشگاه آریزونا، ریچارد اف. اجاق چرخان شیشه را تا دمای 1165 درجه سانتیگراد گرم می کند، بنابراین با ذوب شدن، به بیرون فشار می آورد تا سطح پارابولوئید منحنی آینه را تشکیل دهد. این آینه با قطر 8.4 متر - ارتفاع حدوداً دو طبقه هنگام ایستادن روی لبه - در طول سه ماه آینده قبل از رفتن به مرحله پرداخت خنک می شود.

گوش دادن به رادیو در سمت دور ماه


مناطق ناشناخته ای از جهان وجود دارد - و همچنین زمان های ناشناخته ای وجود دارد. در واقع، یک شکاف تقریباً 400 میلیون ساله در تاریخ جهان ما وجود دارد که ما هرگز آن را ندیده‌ایم: زمانی قبل از ستاره‌هایی که به عنوان عصر تاریک شناخته می‌شوند. برای بررسی آن دوران، محققان می‌خواهند سیگنال رادیویی خاصی را دریافت کنند که نمی‌توان آن را از زمین اندازه‌گیری کرد.

سیگنال عصر تاریکی را نمی توان از زمین اندازه گیری کرد زیرا جو ما سیگنال رادیویی را قبل از رسیدن به ابزارهای روی زمین جذب، شکسته و منعکس می کند. حتی اگر می‌توانست، سیگنال رادیویی در اثر نویز ناشی از وسایل الکترونیکی و ارتباطات خودمان از بین می‌رفت.

آیا حیات در مریخ وجود داشته است؟ در سیاره های دیگر چطور؟ با کمک هوش مصنوعی، ممکن است به زودی بدانیم


دانشمندان یک آزمایش ساده و قابل اعتماد برای نشانه‌های حیات گذشته یا حال در سیارات دیگر کشف کرده‌اند – به نام " جام مقدس اخترزیست‌شناسی".

روش مبتنی بر هوش مصنوعی ، نمونه های بیولوژیکی مدرن و قدیمی را از نمونه های با منشاء غیر زنده متمایز می کند

بلافاصله، آزمایش جدید می‌تواند تاریخچه سنگ‌های مرموز و باستانی روی زمین و احتمالاً نمونه‌هایی را که قبلاً توسط ابزار تحلیل نمونه مریخ‌نورد کنجکاوی مریخ‌نورد در مریخ (SAM) جمع‌آوری شده بود، آشکار کند. آزمایش‌های اخیر را می‌توان با استفاده از یک ابزار تحلیلی داخلی با نام مستعار "SAM" (برای تجزیه و تحلیل نمونه در مریخ) انجام داد.

پیامدهای این تحقیق جدید بسیار است، اما سه نکته مهم وجود دارد: اول، در سطحی عمیق، بیوشیمی با شیمی آلی غیرزیستی متفاوت است؛ دوم، ما می‌توانیم به نمونه‌های مریخ و زمین باستانی نگاه کنیم تا بفهمیم که آیا زمانی زنده بوده‌اند یا خیر. و سوم، به احتمال زیاد این روش جدید می تواند زیست کره های جایگزین را از زمین متمایز کند و پیامدهای مهمی برای ماموریت های اختر زیست شناسی آینده خواهد داشت.

افزایش گرانش برای مطالعه قارچ های فضایی


قارچ‌ها در فضا یک نقطه داستان در Star Trek: Discovery بوده‌اند، اما آنها همچنین یک مشکل بسیار واقعی برای فضانوردان و ایستگاه‌های فضایی هستند. آزمایش‌هایی که با حمایت سازمان ملل متحد توسط تیمی از ماکائو در چین انجام شد، قارچ‌ها را با سانتریفیوژ چرخشی سریع ESA در معرض گرانش فوق‌العاده قرار دادند.

تیمی از گروه اختربیولوژی آزمایشگاه کلیدی دولتی علوم قمری و سیاره ای در دانشگاه علم و فناوری ماکائو - منطقه اداری ویژه چین - از سانتریفیوژ قطر بزرگ ESA در مرکز فنی ESTEC در هلند برای آزمایش استفاده کردند. رشد کلنی های قارچی تحت گرانش دو برابر طبیعی زمین است.

یک تکنیک جدید تأیید می کند که کیهان 69٪ انرژی تاریک، 31٪ ماده (بیشتر تاریک است)


کیهان دارای اجزای تاریک و قابل مشاهده است. ماده تنها 31 درصد از جهان شناخته شده را تشکیل می دهد. بقیه انرژی تاریک است که ناشناخته اصلی باقی مانده است. کیهان شناسان بر این باورند که تنها حدود 20 درصد از کل این ماده از ماده منظم یا باریونی تشکیل شده است که شامل ستارگان، کهکشان ها، اتم ها و حیات است. حدود 80 درصد [کل ماده] از ماده تاریک ساخته شده است که ماهیت اسرارآمیز آن هنوز شناخته نشده است، اما ممکن است شامل ذره‌ای زیر اتمی است که هنوز کشف نشده است باشد.

بهترین اندازه‌گیری‌ها از مواد کیهان از ماهواره پلانک به دست آمده است که نقشه‌برداری کیهان را انجام داد. پس‌زمینه مایکروویو کیهانی، تابش باقی‌مانده از انفجار بزرگ، حدود 13.8 میلیارد سال پیش را مورد مطالعه قرار داد. اندازه‌گیری‌های پلانک به اخترشناسان اجازه داد تا به اندازه‌گیری‌های استاندارد طلایی کل ماده در کیهان دست یابند. با این حال، همیشه خوب است که با استفاده از روش‌های دیگر در مقابل پلانک بررسی کنید.

فضاپیما می تواند به رانشگرهای کوچکی مجهز شود که از آب برای پیشرانه استفاده می کند


مهندسانی که با آژانس فضایی اروپا کار می کنند، یک طرح رانشگر جدید کوچکتر از نوک انگشت ایجاد کرده اند. علیرغم اندازه کوچک آن، این مینی رانشگر طراحی شده برای CubeSats به نظر می رسد بدون استفاده از مواد شیمیایی سمی بسیار کارآمد باشد.

طراحی بسیار ساده است: یک الکترولیز جریان 20 واتی را از آب عبور می دهد تا هیدروژن و اکسیژن تولید کند تا رانشگر را به حرکت درآورد. طول محفظه احتراق و نازل کمتر از 1 میلی متر است و از آنجایی که بسیار کوچک است، باید به همان شیوه ریزتراشه ها ساخته شود.

از آنجایی که از سوخت معمولی استفاده نمی کند، برای ذخیره سازی آن نیازی به فشار نیست، بنابراین سیستم های ذخیره سازی و جابجایی می توانند کوچکتر و بسیار ساده تر باشند. آرایه های خورشیدی CubeSat می توانند برای مهار انرژی از خورشید برای تامین نیروی الکتریکی مورد نیاز برای کارکرد سیستم الکترولیز مینیاتوری استفاده شود.

ما باید به دنبال کره های دایسون کوچک و داغ باشیم


در سال 1960، فیزیکدان افسانه ای فریمن دایسون مقاله مهم خود را با عنوان جستجوی منابع ستاره ای مصنوعی تشعشعات فروسرخ منتشر کرد که در آن پیشنهاد کرد که تمدن های فرازمینی آنقدر پیشرفته هستند که می توانند ابرساختارهایی به اندازه کافی بزرگ بسازند تا ستاره مادر خود را محصور کنند. او همچنین نشان داد که این " کره های دایسون "، همانطور که شناخته شدند، می توانند بر اساس "گرمای اتلاف" که در طول موج های مادون قرمز متوسط ​​منتشر می کنند، شناسایی شوند. تا به امروز، امضاهای مادون قرمز در جستجوی هوش فرازمینی (SETI) به عنوان یک امضای فنی قابل دوام در نظر گرفته می‌شوند.

کلید مطالعه رایت، حد لندسبرگ است، مفهومی در ترمودینامیک که نشان دهنده حد بازده نظری برای برداشت تابش خورشیدی است. این امر حیاتی است زیرا پیشنهاد اولیه دایسون عمدتاً بر این ایده استوار بود که تمام زندگی از شیب های انرژی آزاد استفاده می کند، مانند اشکال حیات فتوسنتزی که برای تولید گاز اکسیژن و مواد مغذی آلی به آن متکی هستند. او همچنین استدلال کرد که زندگی پیشرفته از نظر فناوری می تواند برای مهار و بهره برداری از مقادیر بیشتری از این انرژی رشد کند. با این حال، این توانایی یک حد مطلق دارد: کل انرژی آزاد شده از یک ستاره (نور مرئی، مادون قرمز، فرابنفش و غیره).

این سیاره فراخورشیدی احتمالاً یک توپ فلزی جامد است


ما نمی توانیم طبیعت را بدون درک محدوده آن درک کنیم. این در علم سیارات فراخورشیدی و در نظریه های ما درباره شکل گیری سیارات آشکار است. نقاط دورافتاده و عجیب و غریب طبیعت بر مدل‌های ما فشار می‌آورد و دانشمندان را به کاوش عمیق‌تر ترغیب می‌کند.

Gliese 367 b یا Tahay مطمئناً یک توپ عجیب و غریب است. این یک سیاره با دوره فوق کوتاه (USP) است که تنها در 7.7 ساعت به دور ستاره خود می چرخد. تقریباً 200 سیاره USP دیگر در کاتالوگ 5000+ سیاره فراخورشیدی ما وجود دارد، بنابراین Gliese 367 b از این نظر منحصر به فرد نیست. اما این سیاره همچنین یک سیاره فوق چگال است – تقریباً دو برابر چگالی زمین. یعنی باید تقریباً آهن خالص باشد.

فوتون های تاریک می توانند کلید ماده تاریک و ناهنجاری میون باشند.


اگر ماده تاریک وجود دارد، پس ذرات کجا هستند؟

این سوال تنها مدل استاندارد کیهان شناسی، معروف به مدل LCDM را تهدید می کند. CDM مخفف ماده تاریک سرد است و طبق این مدل تقریباً 85 درصد از ماده جهان را تشکیل می دهد. این باید همه جا و در اطراف ما باشد، و با این حال، تک تک جستجوها برای ذرات ماده تاریک خالی از آب در آمده است . اگر ذرات ماده تاریک واقعی باشند، می دانیم که چه چیزی نیستند. ما نمی دانیم آنها چه هستند.

ایده های زیادی وجود دارد، از WIMP ها گرفته تا اکسیون ها و نوترینوهای استریل، و هیچ یک از آنها در آشکارسازهای ما نشان داده نشده است. اما یکی از مشکلات می تواند این باشد که در حالی که ذرات ماده تاریک همه جا هستند، جرم ذرات آنها بسیار بیشتر از آن چیزی است که ما می توانیم در شتاب دهنده های ذرات و رصدخانه های نوترینو خود تشخیص دهیم. اگر اینطور باشد، ممکن است هرگز آنها را مستقیماً مشاهده نکنیم. اما ممکن است بتوانیم نیرویی را تشخیص دهیم که به آنها اجازه تعامل می دهد.

در فیزیک ذرات، هر نیروی اساسی یک یا چند بوزون حامل دارد. الکترومغناطیس دارای فوتون، نیروی قوی دارای گلوئون، نیروی ضعیف دارای بوزون W و Z، نیروی گرانش گراویتون است. ماده تاریک به صورت گرانشی برهمکنش می‌کند، اما ممکن است از طریق یک نیروی تاریک نیز برهمکنش داشته باشد، که باید دارای یک بوزون حامل به نام فوتون تاریک باشد.


مجموعه ای از تصاویر جدید پرتوهای ایکس را در سراسر جهان نشان می دهد

یکی از معجزات نجوم مدرن، توانایی "دیدن" طول موج های نور است که چشم انسان قادر به دیدن آن نیست. هفته گذشته، اخترشناسان از این ابرقدرت به خوبی استفاده کردند و پنج تصویر جدید منتشر کردند که جهان را در هر طول موج، از اشعه ایکس گرفته تا فروسرخ، به نمایش گذاشتند.


این پنج تصویر با ترکیب داده‌های تلسکوپ‌های زمینی ، مجموعه متنوعی از پدیده‌های نجومی، از جمله مرکز کهکشانی، مرگ ستارگان، و کهکشان‌های دوردست را نشان می‌دهند.

شمع تپ اختر


NASAچاندرا

Vela Pulsar قبلاً ستاره ای پرجرم بود تا اینکه 11000 سال پیش منفجر شد. این تصویر بقایای آن انفجار را نشان می دهد. زباله‌هایی که توسط پرتوهای پرانرژی ایکس روشن شده‌اند، توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا و کاوشگر قطب‌سنجی پرتو ایکس تصویربرداری (IXPE) گرفته شده‌اند، و در این تصویر به رنگ آبی و بنفش نشان داده شده‌اند. میدان ستاره‌ای پس‌زمینه در نور توسط تلسکوپ فضایی هابل ثبت شد.

هنگامی که Vela منفجر شد، هسته ستاره مرده سقوط کرد و یک ستاره نوترونی به سرعت در حال چرخش را تشکیل داد که امروزه در میدان زباله پنهان شده است. در هر ثانیه 11.195 بار می چرخد ​​و پالس های انرژی را در فرکانس های رادیویی با نظم بسیار قابل پیش بینی ارسال می کند. Vela Pulsar به طور مداوم سحابی اطراف را با بادهای قدرتمند تحت مراقبت قرار می دهد، ویژگی های موج مانند در عکس را شکل می دهد و یک جت از ذرات و انرژی را احاطه می کند که به سمت راست بالا پرتاب می شود.

تپ اختر Vela در کهکشان خودمان قرار دارد و تنها 1000 سال نوری از ما فاصله دارد و یکی از درخشان ترین تپ اخترهای رادیویی در آسمان شب است.

باقیمانده ابرنواختر کپلر


NASA/CXC/SAO

بیست بار دورتر از Vela Pulsar است - باقیمانده ابرنواختر کپلر، ستاره منفجر شده دیگری که در کهکشان خودمان قرار دارد. در این مثال، یک کوتوله سفید در یک منظومه دوتایی با ستاره همراه خود تا رسیدن به یک توده ناپایدار جشن گرفت و باعث شد که به ابرنواختر تبدیل شود. این انفجار در سال 1604 رخ داد و به مدت سه هفته در طول روز با چشم غیر مسلح قابل مشاهده بود. یوهانس کپلر، ستاره شناس مشهور قرن هفدهم، بیش از یک سال را صرف مطالعه بقایای ابرنواختر کرد و بعداً نام او به این شیء داده شد.

رنگ آبی در این تصویر (چاندرا) موج انفجار ناشی از انفجار را نشان می‌دهد، در حالی که قرمز بقایایی را نشان می‌دهد که در مادون قرمز توسط تلسکوپ فضایی اسپیتزر و در نوری توسط هابل (زرد) دیده می‌شود.

مرکز کهکشانی

NASA/CXC/UMass

در فاصله 26000 سال نوری از ما، قلب کهکشان راه شیری قرار دارد. این منطقه متراکم و پر انرژی از فضا، مملو از ستاره ها و گازهای فوق گرم است. در مرکز همه این سیاهچاله‌ها سیاهچاله‌ای به نام Sagittarius A پنهان شده است. رنگ‌های نارنجی، سبز، آبی و بنفش در تصویر، هر کدام فرکانس متفاوتی از پرتوهای ایکس ثبت شده توسط رصدخانه پرتو ایکس چاندرا را نشان می‌دهند.

NGC 1365


اشعه ایکس: NASA/CXC/SAO

60 میلیون سال نوری از ما - بسیار فراتر از کهکشان راه شیری - NGC 1365، یک کهکشان مارپیچی است که خیلی بی شباهت به کهکشان ما نیست. در هسته آن یک سیاهچاله بسیار پرجرم که توسط گاز داغ احاطه شده است، پنهان شده است که در نور پرتو ایکس گرفته شده توسط چاندرا (صورتی و بنفش) روشن شده است. رنگ های قرمز، سبز و آبی در این تصویر نشان دهنده کهکشان است که در نور مادون قرمز توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب دیده می شود.

NGC 1365 دارای یک "نوار" برجسته در سراسر مرکز کهکشان است، یک ناحیه متراکم که از هسته کهکشان تا بازوهای مارپیچی امتداد دارد. کهکشان‌های میله‌ای رایج هستند (کهکشان راه شیری احتمالاً یکی از آن ها است)، و میله‌ها نقش مهمی در تکامل کهکشانی دارند، گاز و غبار را از نواحی بیرونی کهکشان به مرکز کهکشان هدایت می‌کنند.

ESO 137-001


اشعه ایکس: NASA/CXC/Univ.

ESO 137-001 در فاصله 213 میلیون سال نوری از ما قرار دارد، کهکشان مارپیچی دیگری که به رنگ سفید (نوری از هابل) در سمت چپ بالا دیده می شود. این کهکشان با سرعت 1.5 میلیون مایل در ساعت در جهان حرکت می کند و به سمت مرکز یک خوشه کهکشانی به نام آبل 3627 می رود.

آبل 3267 مملو از گاز و غبار بین‌ستاره‌ای فوق‌گرم شده است، و همانطور که کهکشان از میان آن عبور می‌کند، از طریق فرآیندی به نام حذف فشار قوچ، گاز خود را از بین می‌برد. این تصویر دم دوقلو گازی را که پشت سر گذاشته شده برجسته می کند. اتم‌های هیدروژن قرمز (که توسط تلسکوپ بسیار بزرگ ESO دیده می‌شود) و ابرهای گاز آبی پرانرژی (که در اشعه ایکس توسط چاندرا دیده می‌شود) دنباله‌های دوقلو را تشکیل می‌دهند که بیش از 260000 سال نوری در پشت کهکشان پرسرعت کشیده شده‌اند.